پژمان‌ بختیاری‌ حسین‌
معرف
ر، محقق‌ و مترجم‌ معاصر
متن
پژمان‌ بختياري‌ ، حسين‌ ، شاعر، محقق‌ و مترجم‌ معاصر. در 1279 ش‌ در تهران‌ به‌ دنيا آمد. پدرش‌ عليمرادخان‌ ميرپنج‌ بختياري‌ از خانان‌ مشهور بختياري‌ و مادرش‌ عالمتاج‌ قائم‌مقامي‌ متخلص‌ به‌ ژاله‌ ( رجوع كنيد به ژاله‌ قائم‌مقامي‌ * )، شاعر و از خاندان‌ ميرزا ابوالقاسم‌ قائم‌مقام‌ فراهاني‌ (مقتول‌ 1251) بود (پژمان‌ بختياري‌، 1349 ش‌، ص‌ د، ه ؛همو، 1368 ش‌، پيشگفتار، ص‌ چهل‌ و هشت‌ ـ چهل‌ ونه‌؛ صبور، ص‌ 114). پژمان‌، دورة‌ كودكي‌ را به‌سبب‌ جدايي‌ پدر و مادرش‌ بسختي‌ گذراند. روش‌ سختگيرانة‌ پدرش‌ در تعليم‌ و تربيت‌ ــ كه‌ پژمان‌ از آن‌ با عنوان‌ «تازيانة‌ تعليم‌» ياد كرده‌ است‌ ــ خاطره‌اي‌ ناخوشايند برايش‌ به‌ جا گذاشت‌. در هرحال‌، او در خردسالي‌ بر خواندن‌ قرآن‌ و كتابهاي‌ سادة‌ فارسي‌، و نوشتن‌ توانايي‌ يافت‌ (پژمان‌ بختياري‌، 1349 ش‌، ص‌ و؛ همو 1368 ش‌، پيشگفتار، ص‌ پنجاه‌). وي‌ در همان‌ سالها پدرش‌ را از دست‌ داد و سرپرستي‌ او به‌ جعفر قليخان‌ سردار اسعد بختياري‌ (متوفي‌ 1313) واگذار شد (همو، 1368 ش‌، پيشگفتار ص‌ هفتاد و سه‌، هفتاد و چهار).در نوجواني‌، سرودن‌ شعر را آغاز كرد. ابتدا اشعارش‌ با تخلّص‌ «سرمست‌» در روزنامه‌ها به‌ چاپ‌ مي‌رسيد، اما بعدها تخلّص‌ «پژمان‌» را برگزيد (همان‌، پيشگفتار، ص‌ چهل‌ و چهار، هفتاد و پنج‌). او در مدرسة‌ سن‌لوئي‌ تهران‌ به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و به‌ زبان‌ فرانسه‌ تسلط‌ يافت‌. وي‌ در آنجا همكلاس‌ نيمايوشيج‌ (متوفي‌ 1338 ش‌) و شاگرد نظام‌ وفا (متوفي‌ 1343 ش‌) بود (همو، 1349، ص‌ يز؛ محمدي‌، ج‌2، ص‌384؛ مشيري‌، ص‌124، 127). پس‌ از فارغ‌التحصيلي‌، در وزارت‌ پست‌ و تلگراف‌ و تلفن‌ استخدام‌ شد و در همان‌ دوران‌ از محضر بديع‌الزمان‌ فروزانفر (متوفي‌ 1349 ش‌) نيز بهره‌مند گرديد. سپس‌ به‌ انجمن‌ ادبي‌ حكيم‌ نظامي‌، به‌ مديريت‌ وحيد دستگردي‌ (متوفي‌ 1321 ش‌)، راه‌ يافت‌ و تجربه‌هايي‌ اندوخت‌ (حقيقت‌، ذيل‌ مادّه‌). وي‌ با شاعران‌ و اديباني‌ چون‌ ايرج‌ميرزا، ملك‌الشعراي‌ بهار، مهدي‌ سهيلي‌، احمد بهمنيار و حبيب‌ يغمايي‌ دوستي‌ و مصاحبت‌ داشت‌ (پژمان‌ بختياري‌، 1349 ش‌، ص‌ ، يط‌؛ همو، 1368 ش‌، مقدمة‌ باستاني‌ پاريزي‌، ص‌ سي‌ ـ سي‌ و يك‌). پژمان‌ مدتي‌ كارشناس‌ برنامه‌هاي‌ شعر راديو، و نيز عضو شوراي‌ شعر و ترانة‌ راديو بود (نادرپور، ص‌ 111).مضمون‌ اشعار پژمان‌، بيشتر شِكوه‌ و گلايه‌ از زندگي‌ است‌. او در شعر پيرو سبك‌ قدما بود و در همة‌ قالبهاي‌ كهن‌ شعري‌، آثاري‌ بديع‌ با معاني‌ و مفاهيم‌ اجتماعي‌ جديد به‌ وجود آورد كه‌ از جملة‌ شاهكارهاي‌ شعر معاصر است‌ (خلخالي‌، ج‌ 1، ص‌ 84). از ميان‌ قالبهاي‌ نوين‌، او تنها سرودن‌ چهارپاره‌ را جايز مي‌دانست‌ (مشيري‌، ص‌ 128). وي‌ بيشتر غزلسرا بود و با وجود گرايش‌ به‌ سبك‌ عراقي‌، در غزلهايش‌ ابياتي‌ به‌ سبك‌ هندي‌ نيز وجود دارد (صبور، ص‌ 118؛ محمدي‌، ج‌ 2، ص‌ 385). از ديگر ويژگيهاي‌ شعر پژمان‌، توانايي‌ او در پروردن‌ داستانهاي‌ منظوم‌ اخلاقي‌ است‌. به‌ عقيدة‌ او شعرِ ارزشمند، لذتبخش‌ و داراي‌ جذبة‌ روحي‌ و آهنگ‌ است‌، ازينرو از نوپردازاني‌ كه‌ هر سه‌ جنبه‌ را رعايت‌ نمي‌كنند، انتقاد كرده‌ است‌. به‌ نظر او شكستن‌ اوزان‌ و حذف‌ قوافي‌ ــ كه‌ موسيقي‌ شعر فارسي‌ برآن‌ بنا شده‌ ــ صحيح‌ نيست‌ (پژمان‌ بختياري‌، 1349 ش‌، ص‌ يز؛ صبور، ص‌ 117). پژمان‌ از ميان‌ شاعران‌ معاصر، اشعار اميري‌ فيروزكوهي‌، حميدي‌ شيرازي‌، رهي‌ معيري‌، گلچين‌ معاني‌ و لطفعلي‌ صورتگر را مي‌پسنديد (صبور، همانجا). او در 29 تير 1353 در تهران‌ درگذشت‌ (برقعي‌، ج‌ 2، ص‌ 798؛ حقيقت‌، همانجا).آثار پژمان‌ عبارت‌ است‌ از: منظومه‌هاي‌ زن‌ بيچاره‌ (تهران‌، بي‌تا.)، سيه‌روز (تهران‌ 1306 ش‌) و محاكمة‌ شاعر (تهران‌ 1313 ش‌)؛ بهترين‌ اشعار ، گزيده‌اي‌ از اشعار كهن‌ و معاصر فارسي‌ (تهران‌ 1313 ش‌)؛ تاريخ‌ پست‌ و تلگراف‌ و تلفن‌ (بي‌جا، تاريخ‌ مقدمه‌ 1326 ش‌)؛ مجموعة‌ شعر خاشاك‌ (تهران‌ 1335 ش‌)؛ گردآوري‌ ديوان‌ ژاله‌ قائم‌مقامي‌ (تهران‌، تاريخ‌ مقدمه‌ 1345 ش‌)؛ اندرز يك‌ مادر (تهران‌ 1347 ش‌)؛ داستان‌ شعرا كه‌ در مجلة‌ تهران‌ مصور چاپ‌ شد (برقعي‌، همانجا)؛ كويرانديشه‌ (تهران‌ 1349 ش‌)؛ به‌ يادگار جشن‌ هزارمين‌ سال‌ فردوسي‌ (تهران‌، بي‌تا.)؛ داستان‌ زندگاني‌ حافظ‌ (تهران‌، بي‌تا.)؛ اسكندرنامه‌ نظامي‌ گنجوي‌ (بي‌جا، 1370 ش‌). پژمان‌ برخي‌ از منظومه‌هاي‌ مشهور فارسي‌ را نيز تصحيح‌ و چاپ‌ كرد ( رجوع كنيد به حقيقت‌، همانجا؛ مشار، ج‌ 2، ستون‌ 828 ـ829). ديوان‌ او هم‌ با مقدمة‌ باستاني‌ پاريزي‌ (1368 ش‌) منتشر شده‌ است‌. برخي‌ ترجمه‌هاي‌ وي‌ نيز عبارت‌ است‌ از: آتالا و رِنِه‌ از شاتوبريان‌ ، چاپ‌ شده‌ در روزنامة‌ شفق‌ سرخ‌ (اسحاق‌، ج‌ 2، ص‌ 139)؛ گربة‌ سياه‌ اثر ادگار آلن‌ پو ؛ وفاي‌ زن‌ (نام‌ اصلي‌ آن‌: آدولف‌ ) اثر بنيامين‌ كنستان‌ دو ربك‌ ؛ مادموازل‌ اسكودري‌ اثر هوفمان‌ (مشار، همانجا). علاوه‌ بر اينها، ديگر مقالات‌ تأليفي‌ و ترجمه‌اي‌ پژمان‌ در مجلات‌ مختلف‌ از جمله‌ آموزش‌ و پرورش‌ ، ارمغان‌ ، نوبهار و وحيد به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌. در برخي‌ منابع‌، از آثار منتشر نشدة‌ او نيز نام‌ برده‌ شده‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از: سخنوران‌ پارسي‌گوي‌؛ گويش‌ بختياري‌ ، پادشاهان‌ ايران‌ و تاريخ‌ منظوم‌ اشكانيان‌ (پژمان‌ بختياري‌، 1368 ش‌، مقدمة‌ ناشر، ص‌ بيست‌ وهشت‌).منابع‌: محمد اسحاق‌، سخنوران‌ نامي‌ ايران‌ در تاريخ‌ معاصر ، ج‌ 1 و 2، چاپ‌ محمد اسماعيل‌ رضواني‌، تهران‌ 1371 ش‌؛ محمدباقر برقعي‌، سخنوران‌ نامي‌ معاصر ايران‌ ، قم‌ 1373 ش‌؛ حسين‌ پژمان‌ بختياري‌، ديوان‌ پژمان‌ بختياري‌ ،تهران‌ 1368 ش‌؛ همو، كويرانديشه‌ ،تهران‌ 1349 ش‌؛ عبدالرفيع‌ حقيقت‌، فرهنگ‌ شاعران‌ زبان‌ پارسي‌ از آغاز تا امروز ، تهران‌ 1368 ش‌؛ عبدالحميد خلخالي‌، تذكرة‌ شعراي‌ معاصر ايران‌ ، تهران‌ 1333ـ1337ش‌؛ داريوش‌ صبور، صدف‌: تذكرة‌ سخنوران‌ روز ، تهران‌ 1344 ش‌؛ حسنعلي‌ محمدي‌، شعر معاصر ايران‌ از بهار تا شهريار ، اراك‌ 1375 ش‌؛ خانبابا مشار، مؤلفين‌ كتب‌ چاپي‌ فارسي‌ و عربي‌ ، تهران‌ 1340ـ1344 ش‌؛ فريدون‌ مشيري‌، «در ماه‌ گذشته‌ چه‌ كتاب‌ يا كتابهايي‌ خوانده‌ايد؟»، كلك‌ ، ش‌ 42 (شهريور 1372)؛ نادر نادرپور، «به‌ ياد پژمان‌»، سخن‌ ، دورة‌ 24، ش‌ 1 (آذر و دي‌ 1353).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

صفورا هوشيار

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده