پریشان‌عبدالهادی‌داوی‌
معرف
ديخواه‌،مشروطه‌طلب‌، سياستمدار، اديب‌ و شاعر معاصر افغانستان‌
متن
پريشان‌،عبدالهادي‌داوي‌ ، آزاديخواه‌،مشروطه‌طلب‌، سياستمدار، اديب‌ و شاعر معاصر افغانستان‌. نياكان‌ او همگي‌ عالم‌ و طبيب‌ بودند. پدرش‌، عبدالاحد، به‌ طبابت‌ و تجارت‌ اشتغال‌ داشت‌ و پس‌ از آنكه‌ سردار عبدالقدوس‌ خان‌، اعتمادالدوله‌، را هنگام‌ توقف‌ در ارزگان‌ معالجه‌ كرد، به‌ فرمان‌ اميرعبدالرحمان‌ خان‌ (حك : 1297ـ 1319) طبيب‌ دربار شد و از قندهار به‌ كابل‌ آمد. عبدالهادي‌ در 1274 ش‌ در محلة‌ باغ‌ عليمردان‌خان‌ كابل‌ زاده‌ شد. دروس‌ مقدماتي‌ و ابتدايي‌ را در خانه‌ فراگرفت‌ و سپس‌ در دبيرستان‌ حبيبيه‌ به‌ ادامة‌ تحصيل‌ پرداخت‌ (حنيف‌ بلخي‌، ص‌ 185). در سال‌ 1291 ش‌ به‌دستور عنايت‌الله‌ خان‌ معين‌السلطنه‌ (1267ـ1319 ش‌) به‌ نويسندگان‌ سراج‌الاخبار افغانيه‌ كه‌ محمود طرزي‌ * سردبير آن‌ بود پيوست‌. بعداز واقعة‌ سوءقصد ناكام‌ به‌ جان‌ امير حبيب‌الله‌خان‌ (حك : 1319ـ1337) با گروهي‌ از مشروطه‌خواهان‌، شاعران‌ و نويسندگان‌ به‌ زندان‌ افتاد (همان‌، ص‌ 186؛ حبيبي‌، ص‌ 130؛ آسوده‌، ص‌ 187). پريشان‌ در زندگينامه‌اش‌ علت‌ زنداني‌ شدن‌ خود را انتشار مخمس‌ مشهور «بدنبود» يا «كلة‌ مستت‌» مي‌داند (حنيف‌ بلخي‌، ص‌ 186، 188ـ190)، اما ديگران‌ علت‌ آن‌ را همكاري‌ با عبدالرحمان‌ لودين‌ و ديگر مشروطه‌خواهان‌ دانسته‌اند (غبار، ج‌ 2، ص‌ 41؛ حبيبي‌، همانجا؛ آسوده‌، ص‌ 183). پريشان‌ پس‌ از هفت‌ماه‌ به‌ فرمان‌ اميرامان‌الله‌خان‌ (حك : 1297ـ1307 ش‌) از زندان‌ رها شد. در 1298 ش‌ مدير نشرية‌ جديدالتأسيس‌ امان‌ افغان‌ شد (غبار، ج‌ 1، ص‌ 725؛ حبيبي‌، ص‌ 131؛ خسته‌، ص‌ 84؛ حنيف‌ بلخي‌، ص‌ 186)، از آن‌پس‌، در مشاغل‌ گوناگون‌ خدمت‌ كرد: سفير فوق‌العادة‌ افغانستان‌ در بخارا (1299 ش‌)، عضو هيئت‌ مذاكرات‌ استقلال‌ افغانستان‌ در مَسوري‌ هند (1299 ش‌)، عضو هيئت‌ مذاكرات‌ استقلال‌ در كابل‌ (1299ـ1300 ش‌)، مدير شعبة‌ هند و اروپاي‌ وزارت‌ خارجه‌ (1300 ش‌)، مستشار دوم‌ وزارت‌ خارجه‌ (1301 ش‌)، رئيس‌ هيئت‌ تحقيقة‌ استقلال‌ بخارا (1302 ش‌)، وزيرمختار افغانستان‌ در لندن‌ (1302ـ1305 ش‌) و وزير تجارت‌ (1305ـ1307 ش‌)؛ سپس‌ به‌ دليل‌ مخالفت‌ با اصلاحات‌ غرب‌ گرايانة‌ امان‌الله‌خان‌، از جمله‌ كشف‌ حجاب‌، استعفا كرد (حبيبي‌، همانجا؛ حنيف‌ بلخي‌، ص‌ 186؛ آسوده‌، ص‌ 185ـ 187).پس‌ از سقوط‌ امان‌الله‌خان‌ به‌عضويت‌ در هيئت‌ حاكمة‌ دولت‌ حبيب‌الله‌ كَلَكاني‌ (حك : 1307ـ 1308 ش‌) دعوت‌ شد كه‌ به‌ بهانة‌ بيماري‌ نپذيرفت‌ و به‌زندان‌ افتاد. پس‌ از رهايي‌ از راه‌ هند به‌ قندهار رفت‌ و به‌ اميرامان‌الله‌خان‌ پيوست‌ (حنيف‌ بلخي‌، ص‌ 186ـ187). در 1308 ش‌ به‌ دعوت‌ محمد نادرشاه‌ به‌ كابل‌ رفت‌ و تا 1311 ش‌ وزيرمختار افغانستان‌ در برلين‌ بود. پس‌ از استعفا به‌كابل‌ آمد و عضو افتخاري‌ انجمن‌ ادبي‌ شد (حبيبي‌؛ خسته‌؛ غبار، همانجاها؛ حنيف‌ بلخي‌، ص‌ 187). پس‌ از ترور محمد نادرشاه‌ در 1312 ش‌ سيزده‌سال‌ در زندان‌ به‌سر آورد (حنيف‌ بلخي‌، همانجا). پس‌ از رهايي‌، در 1327 ش‌ سرمنشي‌ مخصوص‌ محمد ظاهرشاه‌ (حك :1312ـ1352 ش‌) شد. در انتخابات‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ (1328 ش‌) با حمايت‌ حكومت‌ به‌مجلس‌ رفت‌ و به‌ رياست‌ مجلس‌ رسيد (غبار، ج‌ 2، ص‌ 261ـ 262؛ فرهنگ‌، ج‌ 1، قسمت‌ 2، ص‌ 661ـ662؛ حبيبي‌، همانجا). پريشان‌ در 1343 ش‌ از اعضاي‌ كميتة‌ 28 نفرة‌ مطالعة‌ قانون‌ اساسي‌ جديد كشور بود كه‌ اين‌ قانون‌ را پيش‌ از عرضه‌ به‌ لُويه‌ جِرگه‌ (مجلس‌ اعلاي‌ نمايندگان‌ قبايل‌) بررسي‌ مي‌كردند (فرهنگ‌، ج‌ 1، قسمت‌ 2، ص‌ 719ـ721). او خود سالهاي‌ اشتغالش‌ در مقامات‌ و مناصب‌ رسمي‌ و دولتي‌ را شصت‌ سال‌ ذكر كرده‌ است‌ (حنيف‌ بلخي‌، ص‌ 188). داوي‌ در 1361 ش‌ درگذشت‌.آثار و اشعار پريشان‌ از آنگاه‌ كه‌ در جواني‌ به‌ سراج‌الاخبار پيوست‌ در آن‌ روزنامه‌ و در نشرية‌ امان‌ افغان‌ و ساير مطبوعات‌ افغانستان‌ انتشار مي‌يافت‌ (صدقي‌، ص‌ 37؛ آسوده‌، ص‌ 182، 185). پريشان‌ را از شاعران‌ و نويسندگان‌ متجدد، آزاديخواه‌، حساس‌ و دردمند افغانستان‌ دانسته‌اند (غبار، ج‌ 1، ص‌ 725؛ صدقي‌، همانجا؛ ژوبِل‌، ص‌ 63؛ حبيبي‌، ص‌ 128ـ 129). حبيبي‌ او را شاگرد محمود طرزي‌ مي‌داند و طرزي‌، پريشان‌ و عبدالرحمان‌ لودين‌ را دو شهبال‌ خود مي‌خواند (حبيبي‌، ص‌ 105،128). پريشان‌ را در نهضت‌ ادبي‌ و فكري‌ جديد پس‌ از طرزي‌ قرار مي‌دهند و شيوة‌ سخن‌ گفتن‌ او را در آهستگي‌، سنجيدگي‌ و متانت‌ به‌ محمود طرزي‌ مانند مي‌كنند (همان‌، ص‌ 128ـ129).پريشان‌ خود را در شعر شاگرد مولوي‌ محمد سرور واصف‌ (متوفي‌ 1327)، قاري‌ ملك‌الشعرا و عبدالغفور خان‌ نديم‌ (129ـ1334) مي‌دانست‌ (حنيف‌ بلخي‌، ص‌ 188). وي‌ نخست‌ به‌ شيوة‌ شاعران‌ دورة‌ سلجوقي‌ و خوارزمشاهي‌ شعر مي‌سرود و مجموعة‌ پريشان‌ اينگونه‌ اشعار او را دربر دارد. بعدها تغيير روش‌ داد و در گروه‌ شاعران‌ متجدد قرار گرفت‌؛ نغمات‌ عنوان‌ اشعار اين‌ دورة‌ اوست‌ (خسته‌، ص‌ 84ـ85). به‌ زبانهاي‌ دري‌ و پشتو شعر مي‌سرود و مي‌نوشت‌ و انگليسي‌، عربي‌، اردو و تركي‌ را در حد خواندن‌ و نوشتن‌ مي‌دانست‌ (همانجا؛ حنيف‌ بلخي‌، همانجا). به‌ محمد اقبال‌ لاهوري‌، اشعار و افكار او علاقة‌ بسيار داشت‌؛ ترجمة‌ منظوم‌ دري‌ اشعار اردوي‌ اقبال‌، ازين‌ علاقه‌ نشان‌ دارد.آثار پريشان‌، علاوه‌ بر دو اثر يادشده‌، عبارت‌اند از: تجارت‌ شمالي‌ ؛ عبرت‌نامه‌ ؛ غياصه‌ ، شامل‌ لغات‌ عربي‌ رايج‌ در زبان‌ پشتو كه‌ مجموعه‌اي‌ منظوم‌ است‌؛ گلخانه‌ ، برگزيدة‌ شعر و نثر قدما و معاصران‌، بعلاوة‌ ديده‌ها و شنيده‌ها و نوادر افكار خود او؛ رجال‌ وطن‌ ، شرح‌ حال‌ و آثار برخي‌ از مشاهير افغانستان‌؛ كليات‌ اشعار ؛ سفر الاسفار ؛ در اندونزيا ؛ سفرنامه‌ ؛ مجموعة‌ مقالات‌ و خطابه‌ها ؛ زندگينامه‌ (در پنج‌ صفحه‌)؛ زما رسول‌ پاك‌ (كابل‌)، ترجمة‌ پشتوي‌ كتاب‌ پيغمبر اسلام‌ تأليف‌ عبدالمجيد قرشي‌ به‌ اردو؛ لآلي‌ ريخته‌ ، ترجمة‌ اشعار اردوي‌ اقبال‌ لاهوري‌ به‌شعر دري‌ با رعايت‌ وزن‌ و قافية‌ اشعار اقبال‌.منابع‌: عزيز آسوده‌، سيماي‌ معاصران‌ ، كابل‌ 1369 ش‌؛ عبدالحي‌ حبيبي‌، جنبش‌ مشروطيت‌ در افغانستان‌ ، پيشاور 1364 ش‌؛ محمدحنيف‌ حنيف‌ بلخي‌، پرطاووس‌، يا، شعر فارسي‌ در آريانا، كابل‌ 1364 ش‌؛ خال‌ محمد خسته‌، معاصرين‌ سخنور، كابل‌ 1339 ش‌؛ محمد حيدر ژوبل‌، نگاهي‌ به‌ ادبيات‌ معاصر در افغانستان‌ ، كابل‌ 1337 ش‌؛ محمدعثمان‌ صدقي‌، سير ادب‌ در افغانستان‌: اجمال‌ تطور ادبي‌ در عصر حاضر ، كابل‌ 1340 ش‌؛ غلام‌ محمد غبار، افغانستان‌ در مسير تاريخ‌ ، ج‌ 1، قم‌ 1359 ش‌، ج‌ 2، چاپ‌ حشمت‌ خليل‌ غبار، ويرجينيا 1999؛ ميرمحمد صديق‌ فرهنگ‌، افغانستان‌ در پنج‌ قرن‌ اخير ، قم‌ 1374 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمد سرور مولايي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده