پریزْرن‌ (به‌ ترکی‌ عثمانی‌: پرزرین‌)
معرف
مسلمان‌نشين‌ كوسوو / كوزوو
متن
پريزْرِن‌ (به‌ تركي‌ عثماني‌: پرزِرين‌)، شهر مسلمان‌نشين‌ كوسوو / كوزوو. پريزرن‌ ، دومين‌ شهر بزرگ‌ منطقة‌ خودمختار كوسوو ـ متوهياي‌ يوگسلاوي‌ سابق‌، در حاشية‌ جنوبي‌ دشت‌ حاصلخيز متوهيا قرار گرفته‌ است‌؛ جايي‌ كه‌ رود كوچك‌ بيستريتسا (شاخه‌اي‌ از بلي‌دريم‌ ) از تنگ‌ زيباي‌ دوسكاكليسورا وارد دشت‌ مي‌شود. بخشي‌ از شهر بر دامنه‌هاي‌ شمالي‌ كوههاي‌ شار، در ميان‌ خرابه‌هاي‌ دژي‌ عظيم‌ متعلق‌ به‌ قرون‌ وسطي‌ و دورة‌ عثماني‌، و بخش‌ ديگر در دشت‌ بنا شده‌ است‌.پريزرن‌ در 55 كيلومتري‌ شمال‌ غرب‌ شهر اسكوب‌/ اسكوپيه‌ ] اسكوپليه‌ [ و 125 كيلومتري‌ مشرق‌ شهر مهم‌ اسكندريه‌/ شكودر آلباني‌ قرار گرفته‌ است‌.بيشتر مردم‌ اين‌ شهر مسلمانان‌ آلبانيايي‌ زبان‌ و بقيه‌ صربها و والاشهاي‌ ارتدوكس‌، آلبانياييهاي‌ كاتوليك‌ رومي‌ و گروهي‌ كولي‌اند. پريزرن‌ تنها شهر سه‌زبانة‌ بالكان‌ است‌.در دورة‌ عثماني‌ (859 ـ1330/ 1455ـ1912) پريزرن‌ يكي‌ از بزرگترين‌ شهرهاي‌ بالكان‌ بود و در دورة‌ اسلامي‌ شهر بسيار مهمي‌ به‌ شمار مي‌رفت‌. مساجد و حمامهاي‌ بسيار و تعدادي‌ مدرسه‌ داشت‌؛ خانقاههاي‌ دراويش‌ بسيار بود و كتابخانه‌اي‌ حاوي‌ نسخ‌ خطّي‌ قديمي‌ اسلامي‌ داشت‌. در سراسر دورة‌ عثماني‌، اين‌ شهر مركز سنجق‌ بود و بسياري‌ از نويسندگان‌ و شعراي‌ ادب‌ عثماني‌ در آنجا مي‌زيستند و فعاليت‌ داشتند.به‌ نظر ييرچك‌ ، بزرگترين‌ محقق‌ فرهنگ‌ باستان‌ صرب‌، شهر فعلي‌ بازماندة‌ شهر روميِ تراندا ست‌. نخستين‌ بار در 410/ 1019 از اين‌ شهر به‌ عنوان‌ مقرّ اسقف‌ ارتدوكس‌ سخن‌ رفته‌ است‌. ظاهراً در 564 ـ586/ 1169ـ1190 و در نتيجة‌ جنگهاي‌ صرب‌ ـ روم‌ شرقي‌، پريزرن‌ در دست‌ صربها قرار گرفته‌ بود. در آخرين‌ سال‌ اين‌ دوره‌، دوباره‌ شهر به‌ روم‌ شرقي‌ تعلّق‌ گرفت‌ و در 600/1204 بخشي‌ از امپراتوري‌ دوم‌ بلغارستان‌ بود. در ميانة‌ قرن‌ هفتم‌/ سيزدهم‌، هنگامي‌ كه‌ دولت‌ بلغاري‌ سقوط‌ كرد، بار ديگر صربها پريزرن‌ را تصرف‌ كردند و تا فتوحات‌ عثماني‌ در 951/1544، اين‌ شهر جزئي‌ از پادشاهي‌ (بعدها امپراتوري‌) ايشان‌ بود.در 859/1455 عثمانيها در جنگ‌ با ويلك‌ اوغلو (جورج‌ برانكوويچ‌) پريزرن‌ را اشغال‌ كردند. ظاهراً در تاريخهاي‌ متقدم‌ عثماني‌، تنها از فتح‌ شهرهاي‌ معادن‌ نقره‌، نووبردو و ترپچا ، واقع‌ در نزديكي‌ پريزرن‌، روايت‌ شده‌ است‌. پس‌ از اين‌ فتح‌، پريزرن‌ بلافاصله‌ مقرّ سنجق‌بيگي‌ ] والي‌ [ شد.هيچ‌ مدرك‌ و سندي‌ دربارة‌ وسعت‌ و هيئت‌ شهر پريزرن‌ در سده‌هاي‌ ميانه‌ در دست‌ نيست‌. قسمت‌ حصاردار شهر كه‌ بر فراز تپه‌اي‌ محصور در پيچ‌ و خم‌ رود بيستريتسا بنا شده‌ بود، دو هكتار مساحت‌ داشت‌ و مي‌توانست‌ سيصد تا چهارصد تن‌ سكنه‌ را در خود جاي‌ دهد. بخش‌ بزرگ‌ و بدون‌ حصار شهر در شيبهاي‌ تند زيرِ حصار درهم‌ متراكم‌ گشته‌ بود، اما كليساي‌ محفوظ‌ ماندة‌ ب‌ ـ ليه‌ويشكا كه‌ در چند صد متري‌ شمال‌ دژ، در دشت‌ قرار دارد، نشان‌ مي‌دهد كه‌ شهر به‌ تبعيت‌ از رودخانه‌ و راه‌ اصلي‌ كه‌ به‌ شمال‌ مي‌رفته‌، تا آنجا نيز گسترده‌ بوده‌ است‌. احتمالاً اين‌ شهر ميان‌ 000 ، 2تا 500 ، 2 تن‌ سكنه‌ داشته‌ كه‌ براي‌ آن‌ زمان‌ و مكان‌ قابل‌ توجه‌ است‌. احتمال‌ مي‌رود كه‌ هنگام‌ اشغال‌ شهر، جماعتي‌ كثير از مسلمانان‌ تركِ مهاجر در آن‌ ساكن‌ شده‌ و محله‌هاي‌ خاص‌ خود را، خصوصاً در دشت‌، در زير دست‌ دژ برپا كرده‌ باشند. نخستين‌ رقم‌ معتبر جمعيت‌ پريزرن‌ (تاپو دفتري‌، ش‌ 167) از 936ـ937/ 1530ـ1531 ثبت‌ است‌ و اساس‌ آن‌، اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ در آمارگيري‌ اولين‌ سالهاي‌ سلطنت‌ سليمان‌ قانوني‌ گردآوري‌ شده‌ است‌. در آن‌ زمان‌ مسلمانان‌ جمعاً با 273 خانوار كه‌ 40 خانوارش‌ آقنجي‌ ] سواره‌نظام‌ مأمور غارت‌ دشمن‌ [ بودند، در چهار محله‌ زندگي‌ مي‌كردند. احتمالاً شهر 300 ، 3 تا 400 ، 3 تن‌ سكنه‌ داشته‌ و حيات‌ اسلامي‌ هنوز گسترش‌ چنداني‌ نيافته‌ بوده‌ است‌. علاوه‌ بر جامع‌ سلطان‌ محمد، شهر تنها چند مسجد ديگر داشت‌ كه‌ هزينة‌ آنها از محل‌ اوقاف‌ تأمين‌ مي‌شد.در قرنهاي‌ دهم‌ و اوايل‌ يازدهم‌/ شانزدهم‌ و اوايل‌ هفدهم‌، شهر توسعة‌ زيادي‌ نيافت‌، اما با گرويدن‌ تدريجي‌ مردم‌ به‌ اسلام‌ (13% در 978/ 1570) و برپا شدن‌ تعداد زيادي‌ بناهاي‌ اسلامي‌، خصيصة‌ اسلامي‌ شهر به‌ آرامي‌ غلبه‌ يافت‌. از تعداد ساخلوي‌ مستقر در دژ پريزرن‌ مي‌توان‌ به‌ ثبات‌ داخلي‌ در قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ پي‌برد. در 936ـ957/ 1530ـ1550 در اين‌ دژ، تنها بيست‌ سرباز به‌ فرماندهي‌ يك‌ دژدار، يك‌ كدخدا و يك‌ امام‌ خدمت‌ مي‌كردند. گزارشهاي‌ عثماني‌، پيگيري‌ گسترش‌ حيات‌ اسلاميِ اين‌ شهر را ميسر مي‌سازد. در 919/1513 سوزي‌ چلبي‌ شاعر (محمدبن‌ محمودبن‌ عبدالله‌، متوفي‌ 928)، صاحب‌ غزوات‌نامة‌ ميخال‌ اوغلوعلي‌بيگ‌ ، براي‌ جامع‌ و مدرسة‌ خود در پريزرن‌ وقف‌نامه‌اي‌ تنظيم‌ كرده‌ بود. در شوال‌ 944/ مارس‌ 1538 سنجق‌بيگي‌ شهر، محمدبيگ‌ كوكلي‌، جامعي‌ بنا كرد كه‌ هنوز هم‌ برجاست‌ و راهي‌ را كه‌ به‌ بنادر لش‌ و شكودر در آلباني‌ مي‌رسيد، با ساختن‌ هفده‌ كاروانسرا، امن‌ ساخت‌. در 981/1573 سنجق‌بيگِ شكودر، محمدپاشا، در پريزرن‌ جامعي‌ با گنبدي‌ بزرگ‌ برپا كرد كه‌ بعدها به‌ بَيرقْلي‌ جامع‌ مشهور شد. اين‌ مجموعه‌ شامل‌ يك‌ مدرسة‌ علوم‌ ديني‌، يك‌ مدرسه‌، يك‌ حمام‌ بزرگ‌ زنانه‌ و مردانه‌، يك‌ كتابخانه‌ و مقبره‌اي‌ براي‌ باني‌ آن‌ بود. در 1022/1613 صوفي‌ سنان‌پاشا كه‌ از آلبانياييهاي‌ پريزرن‌ بود، در اين‌ شهر بزرگترين‌ جامع‌ را بنا كرد كه‌ گنبد عظيم‌ آن‌ از ويژگيهاي‌ برجستة‌ معماري‌ شهر شد. زماني‌ در جنب‌ اين‌ جامع‌، مدرسه‌اي‌ داير بود.در 1015/ 1606 و 1023/ 1614 دو اسقف‌ كاتوليك‌، ماريو بيزّي‌ و پيترو ماسارچي‌ ، كه‌ از پريزرن‌ بازديد كرده‌اند، در گزارشهاي‌ خود، زيبايي‌ خانه‌ها را كه‌ همه‌ حياط‌ و فوّاره‌ها و درخت‌ و سبزه‌ فراوان‌ داشتند، ستوده‌اند. بيزّي‌ بر آن‌ بود كه‌ پريزرن‌ 600 ، 8 خانه‌ دارد و تنها 30 خانه‌ متعلق‌ به‌ كاتوليكهاي‌ رومي‌ است‌ كه‌ براي‌ خود كليساي‌ خاصي‌ دارند. به‌ گفتة‌ ماسارچي‌، در پريزرن‌ 000 ، 12 ترك‌ (= مسلمان‌)، 600 صرب‌ و 200 كاتوليك‌ ساكن‌ بودند. در مقايسه‌ با آمار عثماني‌ تنها شمار دو جماعت‌ مسيحي‌ كمابيش‌ واقعي‌ به‌ نظر مي‌رسد.در زمستان‌ 1101ـ1102/ 1689ـ1690 پريزرن‌ و نواحي‌ آن‌ از حملة‌ ارتش‌ هاپسبورگ‌ به‌ فرماندهي‌ پيكولوميني‌ صدمات‌ زيادي‌ ديد. به‌ گفتة‌ طاهر افندي‌، مورخ‌ اواخر قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌، كه‌ از منابعِ فعلاً مفقود و حافظة‌ اهالي‌ استفاده‌ كرده‌، تنها شصت‌ خانوار جان‌ به‌ در بردند. عثمانيها با كمك‌ آلبانياييهاي‌ مناطق‌ اشغال‌نشده‌، توانستند قواي‌ هاپسبورگ‌ و ياران‌ صرب‌ و آلبانياييِ مسيحي‌ ايشان‌ را عقب‌ برانند.پس‌ از اين‌ فتنه‌ها و آشوبها، صالح‌آقا، از اهالي‌ روستاي‌ ننكوواك‌ از توابع‌ پريزرن‌، كه‌ در بيرون‌ راندن‌ اتريشيها كوشش‌ بسيار كرده‌ بود، بسياري‌ از مساجد و مدارس‌ پريزرن‌ را تعمير كرد و زندگي‌ عادي‌ ناحيه‌ را سامان‌ داد و به‌ همين‌ علت‌ عنوان‌ پاشايي‌ گرفت‌. صالح‌پاشا بنيانگذار سلسلة‌ موروثي‌ پاشاهايِ خاندان‌ روتولا بود كه‌ تقريباً تا اواسط‌ قرن‌ سيزدهم‌/نوزدهم‌ بر پريزرن‌ حكومت‌ كردند. از 1224ـ1252/ 1809ـ1836 محمودپاشا، مهمترين‌ فرد سلسلة‌ روتولا، بر پريزرن‌ حكومت‌ كرد. در 1247/1831 امين‌پاشا آخرين‌ جامع‌ بزرگ‌ شهر پريزرن‌ و چهارمين‌ و آخرين‌ مدرسه‌ آن‌ را بنا كرد. اين‌ جامع‌ كه‌ هنوز پابرجاست‌، بنايي‌ گنبددار و وسيع‌ است‌ كه‌ آشكارا از جامع‌ دويست‌ سال‌ پيش‌ صوفي‌سنان‌پاشا الهام‌ پذيرفته‌ است‌.در 1259/ 1843، در چهارچوب‌ تغيير سازمان‌ ايالات‌، پريزرن‌ به‌ جاي‌ اسكوب‌، مركز واحد حكومتي‌ وسيعي‌ شد. اين‌ امر باعث‌ رشد شهر و جمعيت‌ آن‌ شد. در 1282/1865 جهانگرد باتجربه‌، يوهان‌ گئورك‌ فون‌ هان‌ ، «پريزرند» را «بزرگترين‌ شهر آلباني‌»، بزرگتر از يني‌شهر/ لاريسا ، يانينا يا شكودر، و احتمالاً بزرگتر از مناستر خواند. طبق‌ نظر پتلنتس‌ ، نمايندة‌ كنسولي‌ اتريش‌، كه‌ سالهاي‌ بسيار در پريزرن‌ زندگي‌ كرد، شهر 540 ، 11 خانه‌ داشت‌ كه‌ 400 ، 8 خانه‌ از آن‌ مسلمانان‌، 000 ، 3 خانه‌ از آن‌ ارتدوكسها و 150 خانه‌ از آنِ كاتوليكها بود. در اين‌ خانه‌ها 000 ، 46 تن‌ سكونت‌ داشتند كه‌ 000 ، 36 آن‌ مسلمان‌ بودند. بر پاية‌ همين‌ منبع‌، پريزرن‌ 26 مسجد، دو كليساي‌ ارتدوكس‌ و يك‌ كليساي‌ كاتوليك‌ داشت‌. در زمان‌ وي‌، پريزرن‌ كارخانة‌ اسلحه‌سازي‌ بالكان‌ بود، شمشير و انواع‌ تفنگ‌ و سلاح‌ كمري‌، و چرم‌ «سختيان‌» ] چرم‌ بُز مرغوب‌، مأخوذ از واژة‌ «سخت‌» فارسي‌ [ و منسوجات‌ نخي‌ بسيار توليد مي‌كرد؛ نقره‌كاري‌ آن‌ شهرت‌ داشت‌. سكنة‌ شهر، ترك‌ و بلغاري‌/ صرب‌ و والاش‌ بودند و بيشتر مردم‌ به‌ هر سه‌ زبان‌ تكلم‌ مي‌كردند و با هم‌ درآميخته‌ بودند و محلات‌ جداگانه‌ نداشتند. از 1285 تا 1291/ 1868 تا 1874 پريزرن‌ حاكم‌نشين‌ ولايت‌ پريزرن‌ بود.در اكتبر 1912، طي‌ جنگ‌ نخست‌ بالكان‌، ارتش‌ صربستان‌ به‌ فرماندهي‌ ژنرال‌ يانكويچ‌ ، پريزرن‌ را اشغال‌ كرد. از آن‌ پس‌ پريزرن‌ هرگز از انزواي‌ پس‌ از جنگ‌ رهايي‌ نيافت‌. در 1340 ش‌/ 1961 هنوز جمعيت‌ آن‌ قليل‌ بود و به‌ 506 ، 28 تن‌ مي‌رسيد. پس‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، اين‌ شهر حتي‌ بعد از استقرار برخي‌ از صنايع‌ و اتصال‌ به‌ شبكة‌ راه‌آهن‌، كوچكتر از دوران‌ اوج‌ خود در قرن‌ سيزدهم‌/نوزدهم‌ باقي‌ماند. پس‌ از جنگ‌، فعاليتهاي‌ گسترده‌ براي‌ بازسازي‌ و حفظ‌ بناهاي‌ تاريخي‌ مسيحيان‌ و مسلمانان‌ صورت‌ گرفت‌.در قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌، اديب‌ و نويسندة‌ پركار، عاشق‌ چلبي‌، كه‌ خود زادة‌ پريزرن‌ بود (متولد 921 يا 926، متوفي‌ 979 در اسكوب‌) پريزرن‌ را «خاستگاه‌ شاعران‌» وصف‌ كرده‌ است‌. پريزرن‌ در گذشته‌ و امروز از مراكز صوفيه‌ بوده‌ است‌. حضور طريقة‌ سنانيّه‌ به‌ 998 باز مي‌گردد؛ دومين‌ تكية‌ اين‌ طريقه‌ در 1118 تأسيس‌ شد. تكية‌ طريقة‌ قادريّه‌ ظاهراً در 1066 تأسيس‌ شده‌ كه‌ هنوز هم‌ پابرجاست‌. قراباشيه‌، شعبه‌اي‌ از سلسلة‌ خلوتيّه‌، در 1111 ظهور يافت‌ و تكية‌ آن‌ هنوز باقي‌ است‌. سليمان‌ افندي‌ (متوفي‌ 1151)، شعبة‌ عاجزية‌ طريقة‌ سعديه‌ را بنيان‌ نهاد. گفته‌ مي‌شود كه‌ سلسلة‌ بكتاشيه‌ نيز در پريزرن‌ فعاليت‌ دارد و بعضي‌ گروههاي‌ ملامتي‌ هنوز وجود دارند. تكية‌ فرقة‌ رفاعيه‌ در 1351 ش‌ بازسازي‌ شده‌ است‌ و مراسم‌ «نوروز» در اين‌ تكيه‌ از بزرگترين‌ رويدادها براي‌ اهل‌ تصوف‌ در يوگسلاوي‌ است‌.منابع‌: شمس‌الدين‌ سامي‌، قاموس‌ الاعلام‌ ، چاپ‌ مهران‌، استانبول‌ 1306ـ1316/1889ـ 1898، ذيل‌ «پرزرين‌»؛P. Bartl, Die albanische Muslime zur Zeit der nationalen Unabhجngigkeitsbewegung 1878-1912 , Wiesbaden 1968 (دربارة‌ پيمان‌ پريزرن‌) ; Enciklopedia Jugoslavije , VI, Zagreb 1965, s.v. "Prizren"; Hasan Kaleىi, "Jedna Prizrenska i dve Vuc § itrnske Kanunname", Glasnik Muzeja Kosova i Metohije , II (Priىtina 1957), 289-300; Hasan Kaleshi and H. J. Kornrumpf, "Das Wilajet Prizren, Beitrag zur Geschichte der tدrkischen Staatsreform im 19. Jahrh", Sدdost-Forschungen , XXVI (1967), 176-283(همراه‌با سياهه‌اي‌ ازسنجق‌بيگها از 1553تا1908 و شجره‌نامة‌ پادشاهان‌روتولا) ; H. Kaleshi and Ismail Redz § ep,"Prizrenac Kukli Beg i njegove zaduz § bine", Prilozi za Orientalnu Filologiju , VIII-IX (Sarajevo 1958-1959), 145-168; Mehmed Mujezinovic ¨ , "Nadpisi na nadgrobim spomenicima Suzi-Celebija i Neharija u Prizrenu", Prilozi za Orientalnu Fililogiju , XII-XIII (1965), 265-268; A.Olesnic ¨ ki, "Suzi C § elebi iz Prizrena Turski pesnik-istorik XV-XVI veka", Glasnik Skopskog Nauc § nog Druىtva , XIII (Skopjle 1934), 67-82; C. Pauli, Kriegsgreuel, Erlebnisse im tدrkisch- bulgarischen Kriege 1912 , Minden in Westfalen 1913, 50; TDVIA , s.v. "¢ í lk ´ elebi" (by Gدnay Kut).براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع كنيد به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

م‌. كيل‌ ، تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده