پریخان‌خانم‌
معرف
ر شاه‌ طهماسب‌ اول‌ و شاهزادة‌ با نفوذ دربار صفوي‌ (955ـ 985)
متن
پريخان‌خانم‌ ، دختر شاه‌ طهماسب‌ اول‌ و شاهزادة‌ با نفوذ دربار صفوي‌ (955ـ 985). از آغاز زندگي‌ او اطلاعي‌ در دست‌ نيست‌، جز آنكه‌ در حوالي‌ اهر يا ابهر از مادري‌ چركس‌ به‌ دنيا آمد (حسيني‌ استرآبادي‌، ص‌74، 103؛ منشي‌ قمي‌، ج‌1، ص‌337). وي‌ مورد توجه‌ پدر بود و به‌ دليل‌ كارداني‌ مشاور او شد (اسكندر منشي‌، ج‌1، ص‌135). به‌ هنگام‌ بيماري‌ شاه‌ كه‌ به‌ مرگ‌ او انجاميد، اميران‌ قزلباش‌ تصميم‌ گرفتند كه‌ حيدرميرزا، برادر ناتني‌ پريخان‌ خانم‌، را به‌ جانشيني‌ او برگزينند. اما پريخان‌خانم‌ از تقربي‌ كه‌ نزد پدر داشت‌ سود جست‌ و نظر شاه‌ را نسبت‌ به‌ حيدرميرزا برگرداند تا اسماعيل‌ميرزا، برادر ديگرش‌ را كه‌ در قلعة‌ قهقهه‌ زنداني‌ بود به‌ جانشيني‌ انتخاب‌ كند (همان‌، ج‌1، ص‌120؛ منجم‌ يزدي‌، ص‌23ـ24). پس‌ از مرگ‌ شاه‌ طهماسب‌ (984)، حيدرميرزا شبانه‌ تاج‌ سلطنت‌ بر سر نهاد و گرجيهاي‌ طرفدار او درهاي‌ حرم‌ را بستند و پريخان‌خانم‌ در قصر محبوس‌ شد. حيدرميرزا كه‌ از مخالفت‌ پريخان‌خانم‌ با خود آگاه‌ بود. تصميم‌ به‌ كشتن‌ او گرفت‌ اما او برادر را فريفت‌ و از قصر خارج‌ شد. پريخان‌خانم‌ پس‌ از آزادي‌ كليد درگاه‌ را به‌ سليمان‌ ميرزا و شمخال‌ سلطان‌، دايي‌ خود كه‌ رئيس‌ چركسها بود، سپرد. آنان‌ با سيصد نفر چركس‌ در حمله‌ به‌ حرمسراي‌ حيدرميرزا او را كشتند (اسكندرمنشي‌، ج‌1، ص‌192؛ منجم‌ يزدي‌، ص‌ 27ـ 28). در عين‌ حال‌ خانة‌ پريخان‌خانم‌ پناهگاه‌ گرجيهاي‌ طرفدار حيدرميرزا شد و زنان‌ به‌ خانه‌ وي‌ پناه‌ بردند (منشي‌ قمي‌، ج‌1، ص‌607). پريخان‌خانم‌ نخست‌ يكي‌ از اميران‌ قزلباش‌ را به‌ قلعة‌ قهقهه‌ فرستاد تا اسماعيل‌ميرزا را به‌ قزوين‌ آورده‌ بر سرير پادشاهي‌ بنشاند. پريخان‌خانم‌ بر اين‌ انديشه‌ بود كه‌ چون‌ شاه‌ جديد را در كسب‌ قدرت‌ ياري‌ رسانده‌ مي‌تواند در امور سلطنت‌ مداخله‌ كند (اسكندرمنشي‌، ج‌1، ص‌201)، اما شاه‌اسماعيل‌ پس‌ از رسيدن‌ به‌ قزوين‌ از قدرت‌ پريخان‌خانم‌ كاست‌ و اميران‌ قزلباش‌ را از گرد او پراكند و ملازمانش‌ را جواب‌ كرد (منشي‌ قمي‌، ج‌2، ص‌622؛ هينتس‌، ص‌79، 83). همچنين‌ اموال‌ او را مصادره‌ كرد و شاهزاده‌ از آن‌ پس‌ زندگي‌ محقري‌ در پيش‌ گرفت‌ (هينتس‌، ص‌83). شاه‌اسماعيل‌، كه‌ نگران‌ حمايت‌ پريخان‌خانم‌ از برادرش‌ سليمان‌ ميرزا براي‌ جانشيني‌ تخت‌ و تاج‌ بود، سليمان‌ ميرزا را نيز كشت‌ (همان‌، ص‌83، 102ـ103؛ فلسفي‌، ج‌1، ص‌43). اين‌ كشتارها سبب‌ مخالفت‌ سران‌ قزلباش‌ با او و تماسهاي‌ پنهاني‌ آنان‌ با پريخان‌خانم‌ شد (هينتس‌، ص‌140).همة‌ منابع‌ دربارة‌ نقش‌ پريخان‌خانم‌ در مرگ‌ شاه‌ سخن‌ گفته‌اند. به‌ نوشتة‌ روملو (ج‌ 12، ص‌646ـ647) پريخان‌خانم‌ به‌ كمك‌ حسن‌بيك‌ حلواچي‌ اُغلي‌، نديم‌ شاه‌ اسماعيل‌، شاه‌ را مسموم‌ كرد؛ نيز گفته‌اند كه‌ چون‌ پريخان‌خانم‌ در دورة‌ سلطنت‌ شاه‌ اسماعيل‌ بي‌اعتبار شده‌ بود با كنيزان‌ حرم‌ همزبان‌ شد و شاه‌ را مسموم‌ كرد (اسكندرمنشي‌، ج‌ 1، ص‌219).پس‌ از مرگ‌ شاه‌، سلطان‌ قلخانچي‌اُغلي‌ ذوالقدر، حاكم‌ شيراز، شاه‌ شجاع‌، پسر هشت‌ماهة‌ شاه‌ اسماعيل‌ دوم‌، را براي‌ سلطنت‌ پيشنهاد كرد تا پريخان‌خانم‌ عهده‌دار نيابت‌ سلطنت‌ باشد. اما اميران‌ قزلباش‌ به‌ سلطنت‌ محمدميرزا، پسر بزرگ‌ شاه‌ طهماسب‌، رأي‌ دادند ولي‌ چون‌ محمد ميرزا نابينا بود، كارهاي‌ سلطنت‌ در دست‌ پريخان‌خانم‌ قرار گرفت‌ (همان‌، ج‌1، ص‌219ـ220؛ افوشته‌يي‌، ص‌72). ميرزا سلمان‌ جابري‌ اصفهاني‌، وزير شاه‌ اسماعيل‌، كه‌ به‌ پريخان‌خانم‌ و شمخال‌ سلطان‌ اعتماد نداشت‌، از قزوين‌ نزد شاه‌ و همسرش‌، مهدعليا خيرالنسا، رفت‌ و آنان‌ را از قدرت‌ و اختيار پريخان‌خانم‌ و اطاعت‌ و انقياد اميران‌ قزلباش‌ از او، آگاه‌ ساخت‌؛ بلافاصله‌ نيز خبر رسيد كه‌ پريخان‌خانم‌ و شمخال‌ سلطان‌ و چركسها قصد شورش‌ دارند (اسكندرمنشي‌، ج‌1، ص‌224ـ225؛ روملو، ج‌ 12، ص‌653؛ افوشته‌يي‌، همانجا). شاه‌ و مهدعليا، ابتدا فرمان‌ حكومت‌ شكي‌ را براي‌ شمخال‌ سلطان‌ فرستادند تا او را از قزوين‌ دور كنند. سپس‌ مهدعليا شوهرش‌ را بر آن‌ داشت‌ تا پريخان‌خانم‌ را به‌ خانة‌ خليل‌خان‌ افشار، للة‌ پريخان‌خانم‌، بفرستد. برخلاف‌ دستور شاه‌، و به‌ دستور پريخان‌خانم‌، او را به‌ خانة‌ خودش‌ مي‌بردند كه‌ در ميان‌ راه‌ ملازمان‌ خليل‌خان‌ هجوم‌ آوردند و او را به‌ خانة‌ خليل‌خان‌ بردند و در آنجا خفه‌ كردند. اموال‌ او كه‌ ده‌هزار تومان‌ مي‌شد به‌ پاس‌ اين‌ خدمت‌ به‌ خليل‌ خان‌ بخشيده‌ شد (اسكندرمنشي‌، ج‌1، ص‌225ـ226؛ روملو، ج‌ 12، ص‌655). جسد پريخان‌خانم‌ در امامزاده‌ حسين‌، در كنار سليمان‌ ميرزا و شاه‌ اسماعيل‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد (منشي‌ قمي‌، ج‌2، ص‌1017). پريخان‌خانم‌ اعتبار و نفوذ زيادي‌ در دربار داشت‌، چنانكه‌ براي‌ مثال‌ توجه‌ خاص‌ او به‌ ميرزا مخدوم‌ شريفي‌، مفسر و محدث‌ و واعظ‌ اهل‌ تسنن‌، سبب‌ شد تا او در عهد شاه‌ اسماعيل‌ دوم‌ عهده‌دار نيمي‌ از امور صدارت‌ شود و زماني‌ كه‌ مخالفت‌ اميران‌ قزلباش‌ با شاه‌، به‌ زنداني‌ شدن‌ ميرزا مخدوم‌ انجاميد، بعد از درگذشت‌ شاه‌، مرحمت‌ پريخان‌خانم‌ سبب‌ رهايي‌ او و مهاجرتش‌ به‌ عتبات‌ عاليات‌ شد (اسكندرمنشي‌، ج‌1، ص‌148ـ149، 220).محتشم‌ كاشاني‌ (ص‌170ـ180) اشعار زيادي‌ در مدح‌ پريخان‌خانم‌ سروده‌ است‌. از بناهاي‌ منسوب‌ به‌ وي‌، مدرسة‌ پريخان‌خانم‌ در اصفهان‌ در نزديكيهاي‌ چهار سو مقصود، بوده‌ است‌ (مهدوي‌، ج‌3، ص‌306).منابع‌: اسكندرمنشي‌، تاريخ‌ عالم‌آراي‌ عباسي‌ ، تهران‌ 1350 ش‌؛ محمودبن‌ هدايت‌ الله‌ افوشته‌يي‌، نقاوة‌الا´ثار في‌ ذكر الاخيار: در تاريخ‌ صفويه‌ ، چاپ‌ احسان‌ اشراقي‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ حسن‌بن‌مرتضي‌ حسيني‌ استرآبادي‌، تاريخ‌ سلطاني‌: از شيخ‌ صفي‌ تا شاه‌ صفي‌ ، چاپ‌ احسان‌ اشراقي‌، تهران‌ 1366 ش‌؛ حسن‌ روملو، احسن‌التواريخ‌ ، چاپ‌ عبدالحسين‌ نوائي‌، ج‌ 12، تهران‌ 1357 ش‌؛ نصرالله‌ فلسفي‌، زندگاني‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ ، تهران‌ 1364 ش‌؛ علي‌بن‌احمد محتشم‌ كاشاني‌، ديوان‌ ، چاپ‌ مهرعلي‌ گرگاني‌، تهران‌ 1344 ش‌؛ جلال‌الدين‌ محمد منجم‌ يزدي‌، تاريخ‌ عباسي‌، يا، روزنامة‌ ملاجلال‌ ، چاپ‌ سيف‌الله‌ وحيدنيا، تهران‌ 1366 ش‌؛ احمدبن‌حسين‌ منشي‌ قمي‌، خلاصة‌التواريخ‌ ، چاپ‌ احسان‌ اشراقي‌، تهران‌ 1359ـ1363 ش‌؛ مصلح‌الدين‌ مهدوي‌، بيان‌ سُبُل‌ الهداية‌ في‌ ذكر اعقاب‌ صاحب‌ الهداية‌، يا، تاريخ‌ علمي‌ و اجتماعي‌ اصفهان‌ در دو قرن‌ اخير ، قم‌ 1367 ش‌؛ والتر هينتس‌، شاه‌ اسماعيل‌ دوم‌ صفوي‌ ، ترجمة‌ كيكاوس‌ جهانداري‌، تهران‌ 1371 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

منيژه‌ ربيعي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده