پرویز غلام‌احمد
معرف
هشگر، نويسنده‌ و مفسر نوگراي‌ پاكستاني‌
متن
پرويز ، غلام‌احمد ، پژوهشگر، نويسنده‌ و مفسر نوگراي‌ پاكستاني‌. در 1282ش‌/1903 در بَتاله‌ * چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. قرآن‌ و متون‌ اصلي‌ اسلامي‌ را نزد پدربزرگ‌ خود خواند و تحصيلات‌ خود را در دبيرستان‌ نيز به‌ پايان‌ رساند.در 1301ش‌/ 1922 به‌ لاهور مسافرت‌ كرد و با علامه‌ محمد اقبال‌ لاهوري‌ (متوفي‌ 1316ش‌/1937) آشنا شد. اقبال‌ وي‌ را به‌دانشمند ديگري‌ به‌نام‌ حافظ‌ اسلم‌ جيراجپوري‌ (متوفي‌ 1334ش‌/1955) معرفي‌ كرد. اين‌ دو شخصيت‌ تأثير بسزايي‌ بر پرويز داشتند. او در 1306 ش‌/ 1927 به‌ ديوان‌ عالي‌ دولت‌ هند پيوست‌. در 1313ش‌/1934 از دانشگاه‌ پنجاب‌ ليسانس‌ گرفت‌. وي‌ در 1317 ش‌/ 1938 مجلة‌ طلوع‌ اسلام‌ را منتشر كرد؛ مشي‌ سياسي‌ و ديني‌ اين‌ مجله‌ نه‌ تنها مخالفت‌ انگليسيها و هندوها را برانگيخت‌، بلكه‌ گروههايي‌ چون‌ جمعيت‌العلماء و احرار اسلام‌ هم‌ با آن‌ مخالفت‌ كردند (عمردراز، ص‌222ـ224). پرويز در 1316ـ1317 ش‌/ 1937ـ 1938 مشاور محمدعلي‌ جناح‌ (متوفي‌ 1327 ش‌/ 1948) بود و در نهضت‌ استقلال‌ پاكستان‌ تلاشهاي‌ زيادي‌ كرد. براي‌ تقدير از زحماتش‌ نشان‌ طلايي‌ نهضت‌ پاكستان‌ به‌وي‌ اهدا شد ( تحريك‌ پاكستان‌ گولدميدل‌ ، ص‌ 34). با تأسيس‌ پاكستان‌ در 1326 ش‌/ 1947 وي‌ كار خود را با سمت‌ دبير دوم‌ در ديوان‌ عالي‌ آن‌ كشور ادامه‌ داد، ولي‌ در 1334 ش‌/ 1955 استعفا كرد و تمام‌ وقت‌ خود را براي‌ پژوهش‌ در قرآن‌ گذاشت‌. در 1335ش‌/1956 عضو كميسيون‌ حقوقي‌ شد كه‌ آيين‌نامة‌ 1956 پاكستان‌ را تشكيل‌ داد. او همچنين‌ كانون‌ آموزش‌ قرآن‌ و مركز پژوهشهاي‌ قرآني‌ را تأسيس‌ كرد و تا اواخر عمر (مهر 1363/ اكتبر 1984) در آنجا دروس‌ هفتگي‌ تفسير قرآن‌ مي‌گفت‌. وي‌ در اسفند 1364/ فورية‌ 1986 چشم‌ از جهان‌ فرو بست‌ (عمردراز، همانجا).پيشينة‌ مذهبي‌ خانوادة‌ پرويز به‌او كمك‌ كرد تا با تصوف‌ نظري‌ و عملي‌ از نزديك‌ آشنا شود. پدربزرگ‌ او، مولوي‌ رحيم‌بخش‌، روحاني‌ و صوفي‌ برجسته‌اي‌ بود كه‌ به‌ وحدت‌ وجود اعتقاد داشت‌ و عرفاي‌ هندو، به‌دليل‌ اشتراك‌ در اين‌ عقيده‌، به‌خانة‌ ايشان‌ رفت‌ و آمد مي‌كردند و به‌گفتگو مي‌پرداختند. پرويز از هر دو گروه‌، مسلمان‌ و هندو، كرامات‌ و امور خارق‌العاده‌ مشاهده‌ مي‌كرد و اين‌ سؤال‌ به‌طور جدي‌ براي‌ او پيش‌ آمده‌ بود كه‌ اگر ثمرة‌ توحيد و شرك‌ يكي‌ است‌، پس‌ چگونه‌ اسلام‌ تنها دين‌ حقيقي‌ خداوند است‌. او در آغاز جواني‌ از راه‌ تصوف‌ اسلامي‌، كراماتي‌ به‌دست‌ آورد و بعداً زيرنظر غيرمسلمانان‌ هم‌ تمريناتي‌ انجام‌ داد و موفق‌ به‌كسب‌ كراماتي‌ ديگر شد. سپس‌ به‌جاي‌ اينكه‌ به‌كثرت‌گرايي‌ ديني‌ روي‌ آورد،معتقد شد كه‌ اين‌ كرامات‌ ربطي‌ به‌دين‌ ندارد و تنها نتيجة‌ يك‌ نوع‌ ارتكاز است‌. مطالعات‌ او در روان‌شناسي‌ و بويژه‌ در هيپنوتيسم‌ در رسيدن‌ به‌اين‌ عقيده‌ به‌او كمك‌ كرد. او كشف‌ و شهود و حجيت‌ آن‌ را هم‌ مورد نقد قرار داد (پرويز، 1996، ص‌ ع‌ ـ ء).پرويز دين‌ اسلام‌ را يك‌ نظام‌ اجتماعي‌ مي‌ديد كه‌ نيروهاي‌ فطرت‌ را مسخر مي‌كند و براي‌ رشد بشر به‌كار مي‌اندازد (همان‌، ص‌ ن‌). به‌نظر وي‌، فقهاي‌ سنّتي‌، اسلام‌ اصيل‌ و بي‌پيرايه‌ را تضعيف‌ كرده‌ و آن‌ را در وضعيتي‌ بي‌ثبات‌ يا مخاطره‌آميز قرار داده‌اند ( > دايرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد < ، ذيل‌ "Urdu literature" ). او شكل‌ رايج‌ اسلام‌ را مذهب‌ مي‌خواند و آن‌ را تحريف‌ دين‌ و نتيجة‌ يك‌ توطئة‌ عجمي‌ مي‌دانست‌ (پرويز، 1998، ص‌ 530).پرويز در برخي‌ آراي‌ تفسيري‌ از سرسيداحمدخان‌ (متوفي‌ 1177/1798؛ احمد، ص‌331) و در نگرش‌ به‌تاريخ‌ و حديث‌ از حافظ‌ اسلم‌ جيراجپوري‌ متأثر بود (گيلاني‌، ص‌109). به‌ عقيدة‌ او، تنها قرآن‌ كريم‌ پيام‌ الهي‌ براي‌ هدايت‌ بشر است‌ كه‌ در هر زمان‌ و مكان‌ حكم‌ آن‌ نافذ است‌ و خداوند آن‌ را براي‌ هميشه‌ حفظ‌ كرده‌ است‌. جايي‌ كه‌ قرآن‌ به‌احكام‌ كلي‌ پرداخته‌ و جزئيات‌ را ذكر نمي‌كند از سر بي‌توجهي‌ نيست‌، بلكه‌ امت‌ بايد همراه‌ با حكومت‌ اسلامي‌ اين‌ جزئيات‌ را مشخص‌ كند و مشخص‌ كردن‌ آنها با حديث‌ درست‌ نيست‌، زيرا احاديث‌ پيامبر همتاي‌ قرآن‌ نيست‌ و حجيت‌ فرازماني‌ ندارد. اگر حديث‌ پيامبر در هر زمان‌ مانند قرآن‌ حجيت‌ داشت‌، مي‌بايست‌ خداوند آن‌ را هم‌ حفظ‌ مي‌كرد و پيامبر هم‌ مجموعة‌ مستند آن‌ را به‌امت‌ مي‌سپرد (پرويز، 1992، ص‌216ـ221).اظهار عقايد پرويز واكنش‌ گسترده‌اي‌ داشت‌ به‌ طوري‌ كه‌ دهها كتاب‌ بر ضد او نگاشته‌ شد. او را منكر حديث‌ خواندند (براي‌ نقد افكار پرويز رجوع كنيد به گيلاني‌) و يك‌ هزار تن‌ از علما حكم‌ ارتداد او را امضا كردند (احمد، همانجا). از سوي‌ ديگر عقايد او توجه‌ مثبت‌ عده‌اي‌ را هم‌ جلب‌ كرد. پيروان‌ افكار او مجلة‌ طلوع‌ اسلام‌ را ماهيانه‌ چاپ‌ مي‌كنند و در بيش‌ از ده‌ شهر پاكستان‌ و چندين‌ كشور خارجي‌ هر ماه‌ جلساتي‌ براي‌ بحث‌ در آموزه‌هاي‌ قرآني‌ وي‌ برگزار مي‌كنند.پرويز هم‌ سخنوري‌ ورزيده‌ بود، هم‌ نويسنده‌اي‌ پر كار. او بيش‌ از چهل‌ كتاب‌ به‌ اردو و انگليسي‌ نگاشته‌ است‌. معروفترين‌ كتاب‌ او لغات‌القرآن‌ است‌ كه‌ در آن‌ ابتدا با توجه‌ به‌كتابهاي‌ لغت‌، لفظ‌ را معني‌ مي‌كند، سپس‌ نوع‌ استفادة‌ آن‌ را در قرآن‌ طبق‌ فرض‌ و اجتهاد خود توضيح‌ مي‌دهد (براي‌ نقد اين‌ روش‌ رجوع كنيد به فكر و نظر ، ص‌336). او خود اين‌ كتاب‌ را دايرة‌المعارف‌ قرآن‌ خوانده‌ است‌ و معتقد است‌ كه‌ قرآن‌ را نمي‌توان‌ ترجمة‌ لفظي‌ كرد و بر همين‌ اساس‌ در كتاب‌ ديگر خود، مفهوم‌القرآن‌ ، ترجمة‌ تفسيري‌ انجام‌ مي‌دهد. مطالب‌الفرقان‌ آخرين‌ كتابي‌ است‌ كه‌ پرويز در آن‌ به‌تفسير قرآن‌ پرداخته‌ است‌. در كتاب‌ تبويب‌القرآن‌ هم‌ آيات‌ قرآن‌ را زير حدوداً 400 ، 2 موضوع‌ فصل‌بندي‌ كرده‌ است‌.ديگر آثار پرويز عبارت‌اند از: انسان‌ ني‌ كيا سوچا (انسان‌ چه‌ انديشيد؟)، دربارة‌ سير انديشة‌ بشر از افلاطون‌ تا عصر حاضر و نياز بشر به‌وحي‌؛ اسلام‌ كياهي‌ (اسلام‌ چيست‌؟)؛ نظام‌ ربوبيّت‌ ، در نقد نظامهاي‌ اقتصادي‌ شرق‌ و غرب‌ و ارائة‌ نظام‌ اقتصادي‌ قرآن‌؛ تصوف‌ كي‌ حقيقت‌ (حقيقت‌ تصوف‌)، در نقد صوفيگري‌ و حجيت‌ كشف‌ و شهود؛ مقام‌ حديث‌ ، در نفي‌ اتهام‌ انكار حديث‌ از خود و شرح‌ موضع‌ واقعي‌ خويش‌؛ من‌ و يزدان‌ ؛ ابليس‌ و آدم‌ ؛ جوي‌ نور ؛ برق‌ طور ؛ شعلة‌ مستور ؛ معراج‌ انسانيت‌ ؛ مذاهب‌ عالم‌ كي‌ آسماني‌ كتابين‌ (كتب‌ آسماني‌ مذاهب‌ عالم‌)؛ كتاب‌التقدير ؛ جهان‌ فردا ؛ شاهكار رسالت‌ ؛ قرآني‌ قوانين‌ (قوانين‌ قرآني‌)؛ ختم‌ نبوت‌ اور تحريك‌ احمديت‌ (ختم‌ نبوت‌ و نهضت‌ احمديت‌)؛ اسباب‌ زوال‌ امت‌ ؛ جهاد ؛ اسلامي‌ معاشرت‌ (معاشرت‌ اسلامي‌)؛ قضاوت‌هاي‌ قرآني‌ . پرويز كتابهايي‌ هم‌ به‌انگليسي‌ نگاشته‌ است‌، از جمله‌ > اسلام‌: تحدي‌ به‌ مذهب‌ < و > تفسير قرآن‌ كريم‌ < .منابع‌: عزيز احمد، بر صغير مين‌ اسلامي‌ جديديت‌ ، ترجمة‌ جميل‌ جالبي‌، لاهور 1997؛ غلام‌ احمد پرويز، تصوف‌ كي‌ حقيقت‌ ، لاهور 1996؛ همو، شاهكار رسالت‌ ، لاهور 1998؛ همو، مقام‌ حديث‌ ، لاهور 1992؛ تحريك‌ پاكستان‌ گولدميدل‌ ، پاكستان‌ ] بي‌تا. [ ؛ محمد عمر دراز، دولت‌ پرويز ، لاهور 1992؛ فكر و نظر (اردو)، ج‌36، ش‌3ـ4 (ژوئن‌ 1999)؛ عبدالرحمان‌ گيلاني‌، آئينة‌ پرويزيت‌ ، لاهور: مكتبة‌ السلام‌، ] بي‌تا. [ ؛The Oxford encyclopedia of modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Urdu literature" (by Ali S. Asani).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمد اواب‌ السبطين‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده