پرورش‌
معرف
نامه‌اي‌ فارسي‌زبان‌ در قاهره‌ در 1318
متن
پرورش‌ ، روزنامه‌اي‌ فارسي‌زبان‌ در قاهره‌ در 1318. مدير اين‌ روزنامه‌، ميرزاعلي‌محمد كاشاني‌، از طايفة‌ شيبانيان‌ كاشان‌ بود. وي‌ فعاليتهاي‌ خود را از همكاري‌ با روزنامة‌ اختر (چاپ‌ استانبول‌) آغاز كرد (مجير شيباني‌، ص‌ 83)، سپس‌ به‌ مصر رفت‌ كه‌ ايرانيان‌ بسياري‌ در آنجا زندگي‌ مي‌كردند و در نظر داشتند با انتشار روزنامه‌ و نشريات‌ ديگر، هموطنان‌ خود را با اصلاحات‌ اجتماعي‌ آشنا سازند (حائري‌، ص‌ 16). ميرزاعلي‌محمد كاشاني‌ نخست‌ در 1316 در قاهره‌ روزنامة‌ ثريّا را تأسيس‌ كرد، اما در اوايل‌ 1318، بر اثر بروز پاره‌اي‌ اختلافات‌، امتياز و ادارة‌ روزنامه‌ را به‌ سيّد فرج‌اللّه‌ كاشاني‌ واگذاشت‌. سيّد فرج‌اللّه‌ در مصر به‌ كار تجارت‌ مي‌پرداخت‌ و احتمالاً تأمين‌ سرمايه‌ و انتشار ثريّا با او بود (صدرهاشمي‌، ج‌2، ص‌ 151،154). آنگاه‌، ميرزا علي‌محمد به‌طور مستقل‌ به‌ انتشار روزنامة‌ پرورش‌ روي‌ آورد.نخستين‌ شمارة‌ پرورش‌ در جمعه‌ 10 صفر 1318 در قطعي‌ بزرگتر از وزيري‌، با حروف‌ سُربي‌، در قاهره‌ منتشر شد. سه‌ شمارة‌ نخست‌ هر هفته‌ روزهاي‌ جمعه‌ و شماره‌هاي‌ بعد دوشنبه‌ها انتشار يافت‌ و جز در يك‌ مورد (ش‌ 7) تعداد صفحات‌ آن‌ از شانزده‌ صفحة‌ دوستوني‌ درنگذشت‌. مدير روزنامه‌ در شمارة‌ اول‌ وعده‌ داد كه‌ صفحات‌ روزنامه‌ افزايش‌ خواهد يافت‌ (ص‌ 16) و دفتر روزنامه‌ به‌ لندن‌ يا پاريس‌ يا برلن‌ منتقل‌ خواهد شد (همانجا)، اما اين‌ وعده‌ها هيچگاه‌ محقّق‌ نشد. بيشتر مطالب‌ شمارة‌ اول‌ به‌ موضوع‌ جدايي‌ مدير پرورش‌ از روزنامة‌ ثريّا اختصاص‌ داشت‌. از لابه‌لاي‌ اين‌ سطور نمي‌توان‌ بروشني‌ سبب‌ اصلي‌ اين‌ جدايي‌ را تشخيص‌ داد، اما از آنچه‌ علي‌محمد كاشاني‌ دربارة‌ ميرزا ابوالفضل‌ گلپايگاني‌، نويسندة‌ بهايي‌ مقيم‌ مصر، آورده‌ است‌ مي‌توان‌ حدس‌ زد كه‌ وي‌ در نفاق‌افكني‌ ميان‌ ميرزاعلي‌محمد و سيّد فرج‌اللّه‌ كاشاني‌ بي‌تأثير نبوده‌ است‌ (ش‌ 1، ص‌ 7).همة‌ شماره‌هاي‌ پرورش‌ با يك‌ سرمقالة‌ سياسي‌ آغاز مي‌شد كه‌ در واقع‌ تحليل‌ سياسي‌ اوضاع‌ جهان‌ بود. بخش‌ ديگري‌ كه‌ در اغلب‌ شماره‌هاي‌ اين‌ نشريه‌ پيوسته‌ ادامه‌ يافت‌، اخبار از اوضاع‌ شهرها و گوشه‌وكنار ايران‌ بود. در اين‌ بخش‌ معمولاً يكي‌ از اهالي‌ منطقة‌ موردنظر ــ بدون‌ ذكر نام‌ نويسنده‌ ــ شرحي‌ از اوضاع‌ معمولاً نابسامان‌ منطقه‌ مي‌نگاشت‌ و از دستگاه‌ اجرايي‌ آن‌ روز كشور انتقاد مي‌كرد ( رجوع كنيد به ش‌ 2، ص‌ 9، ش‌ 17، ص‌ 10ـ13). انتشار روزنامة‌ پرورش‌ تقريباً با آغاز سفر طولاني‌ مظفرالدين‌ شاه‌ به‌ فرنگ‌ مصادف‌ بود و به‌ همين‌ سبب‌ در هر شماره‌ مطلبي‌ از خطّ سير شاه‌ در ايران‌ وخارج‌ از آن‌ آمده‌ است‌ ( رجوع كنيد به ش‌ 3، ص‌ 3، 5 ـ6). همچنين‌ مدير روزنامه‌ كه‌ خود مدتي‌ طولاني‌ مقارن‌ سفر شاه‌ به‌ اروپا سفر كرده‌ بود، پاره‌اي‌ از مشاهدات‌ خود را به‌ رشتة‌ تحرير درآورد (ش‌ 19، ص‌ 1ـ 5). از ديگر مطالب‌ پرورش‌ ، اخباري‌ بود كه‌ برادر مدير روزنامه‌، ميرزا عبدالحسين‌ شيباني‌ وحيدالملك‌ كه‌ در آن‌ روزگار به‌ سمت‌ خبرنگاري‌ در لندن‌ به‌سر مي‌برد، براي‌ نشريه‌ تهيه‌ مي‌كرد (صدر هاشمي‌، ج‌ 2، ص‌ 63). هويت‌ نويسندگان‌ پرورش‌ معمولاً آشكار نبود و جز در برخي‌ موارد خاصّ (براي‌ مثال‌: «مكتوب‌ شهري‌» از ميرزا عبدالرحيم‌ شيرازي‌، ش‌ 6، ص‌ 5ـ6)، اشاره‌ به‌ نويسندگان‌ مقالات‌ مبهم‌ بود (براي‌ مثال‌: «مكتوب‌ يكي‌ از محترمين‌ و دانشمندان‌ از طهران‌: حرف‌ حق‌»، ش‌16، ص‌ 6ـ 8؛ «مكتوبي‌ از بخارا»، ش‌20، ص‌ 6ـ7).بسياري‌ از كساني‌ كه‌ سالها پس‌ از انتشار پرورش‌ ، بويژه‌ در عهد نهضت‌ مشروطيت‌، در حوادث‌ ايران‌ نقش‌ داشتند، بر تأثير عميق‌ اين‌ روزنامه‌ بر افكار عمومي‌ تأكيد كرده‌اند (براي‌ مثال‌ رجوع كنيد به تقي‌زاده‌، ص‌ 27؛ سياح‌، ص‌ 545؛ نيز رجوع كنيد به ملكزاده‌، ج‌ 1، ص‌ 197؛ حائري‌، همانجا؛ براون‌، ج‌ 2، ص‌ 272ـ273). بي‌گمان‌ پاره‌اي‌ عوامل‌ در تعميق‌ نفوذ پرورش‌ مؤثر بوده‌ است‌؛ نخست‌ آنكه‌ نثر پرورش‌ به‌ طور كلّي‌ فصيح‌ و زيبا بود، بويژه‌ مقالاتي‌ كه‌ ظاهراً به‌ قلم‌ مدير نشريه‌ بود و به‌ نثرهاي‌ كهن‌ فارسي‌ شباهت‌ بسيار داشت‌. معمولاً اين‌ گونه‌ نوشتارها، اوضاع‌ نابسامان‌ ايران‌ آن‌ روزگار را منعكس‌ مي‌ساخت‌ (براي‌ مثال‌ رجوع كنيد به ش‌ 15، «فرشته‌ اردي‌بهشت‌ ـ موكل‌ تمدن‌»، ص‌ 7ـ9). همچنين‌ از پاره‌اي‌ مقالات‌، از جمله‌ مطلبي‌ از يك‌ «فاضل‌ اديب‌ مصري‌»، مي‌توان‌ تأثير افكار و عقايد سيّدجمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ را بروشني‌ ملاحظه‌ كرد (ش‌ 3، ص‌ 12ـ13: «بشارت‌ ـ بشارت‌»؛ ش‌ 4، ص‌ 8 ـ 15: «اخبار تجارتي‌ خليج‌ فارس‌»). اين‌ تأثير، در مطالب‌ گوناگون‌ و تأكيد بر رفع‌ عقب‌ماندگي‌ شرق‌، بويژه‌ مسلمانان‌، از قافلة‌ تمدن‌ پيداست‌. در اين‌ مقالات‌، از مقلّدان‌ غرب‌ و اروپا نيز بشدت‌ انتقاد مي‌شد (براي‌ مثال‌ رجوع كنيد به ش‌ 16، ص‌ 1ـ3: «اسلامبول‌»).لحن‌ روزنامة‌ پرورش‌ در انتقاد از سياستگران‌ ايران‌، بويژه‌ امين‌السلطان‌، صدراعظم‌ وقت‌، بتدريج‌ تندتر شد تا آنجا كه‌ از قول‌ يكي‌ از «وزراي‌ محترم‌»، ميان‌ امين‌السلطان‌ (بدون‌ ذكر نام‌ او) و امين‌الدوله‌ ــ صدراعظم‌ پيش‌ از او كه‌ به‌ اصلاحات‌ تمايل‌ داشت‌ ــ مقايسه‌ به‌ عمل‌ آورد و نوشت‌: «امين‌الدوله‌... حتي‌ تكليف‌ تشكيل‌ پارلمنت‌ و تأسيس‌ سلطنت‌ مشروطه‌ نمود... لكن‌ بدبختانه‌ نتوانست‌ از عهدة‌ كار چنانكه‌ بايد برآيد...» (ش‌ 14، ص‌ 9ـ11: «درد نگفتي‌ ـ و راز نهفتي‌»). اشارة‌ صريح‌ اين‌ نوشته‌ به‌ تشكيل‌ مجلس‌ و «تأسيس‌ سلطنت‌ مشروطه‌»، هشت‌ سال‌ پيش‌ از نهضت‌ مشروطيت‌، حائز كمال‌ اهميت‌ است‌. درشماره‌هاي‌ بعدي‌ حمله‌ به‌ امين‌السلطان‌، بويژه‌ براي‌ استقراض‌ از روسيه‌، شدت‌ گرفت‌ (ش‌ 23، ص‌ 10: «پرورش‌») و به‌ همين‌ سبب‌، به‌دستور امين‌السلطان‌ از شمارة‌ 23 (4 شعبان‌ 1318) ورود اين‌ نشريه‌ به‌ ايران‌ ممنوع‌ شد (براون‌، ج‌ 2، ص‌ 273؛ حائري‌، همانجا؛ صدرهاشمي‌، ج‌ 2، ص‌ 64)، اما انتشار پرورش‌ ادامه‌ يافت‌ و پس‌ از انتشار شمارة‌ 33 (4 ذيحجة‌ 1318) متوقف‌ شد (براون‌، همانجا؛ صدرهاشمي‌، ج‌2، ص‌59). گذشته‌ از مسئلة‌ ممانعت‌ ورود اين‌ روزنامه‌ به‌ ايران‌، ظاهراً ابتلاي‌ مدير نشريه‌ به‌ بيماري‌ سل‌ در توقف‌ انتشار بي‌تأثير نبود؛ چنانكه‌ وي‌ در شعبان‌ 1320 بر اثر همين‌ بيماري‌ درگذشت‌ (صدر هاشمي‌؛ براون‌، همانجاها؛ نيز رجوع كنيد به مجير شيباني‌، همانجا).منابع‌: ادوارد گرانويل‌ براون‌، تاريخ‌ مطبوعات‌ و ادبيات‌ ايران‌ در دورة‌ مشروطيت‌ ، ج‌2، ترجمة‌ محمد عباسي‌، تهران‌ ] تاريخ‌ مقدمه‌ 1337 ش‌ [ ؛ پرورش‌ ، سال‌ 1، ش‌ 1 (10 صفر 1318)، ش‌2 (17 صفر 1318)، ش‌ 3 (25 صفر 1318)، ش‌ 4 (5 ربيع‌الاول‌ 1318)، ش‌ 6 (19 ربيع‌الاول‌ 1318)، ش‌ 14 (15 جمادي‌الاولي‌ 1318)، ش‌ 15 (29 جمادي‌الاولي‌ 1318)، ش‌16 (14 جمادي‌الثاني‌ 1318)، ش‌17 (21 جمادي‌الثاني‌ 1318)، ش‌19 (5 رجب‌ 1318)، ش‌20 (12 رجب‌ 1318)، ش‌23 (4 شعبان‌ 1318)؛ حسن‌ تقي‌زاده‌، زندگي‌ طوفاني‌: خاطرات‌ سيدحسن‌ تقي‌زاده‌ ، چاپ‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ 1372ش‌؛ عبدالهادي‌ حائري‌، تشيع‌ و مشروطيت‌ در ايران‌ و نقش‌ ايرانيان‌ مقيم‌ عراق‌ ، تهران‌ 1364ش‌؛ محمدعلي‌ بن‌ محمدرضا سياح‌، خاطرات‌ حاج‌ سياح‌، يا، دوره‌ خوف‌ و وحشت‌ ، چاپ‌ حميد سياح‌ و سيف‌الله‌ گلكار، تهران‌ 1359ش‌؛ محمد صدرهاشمي‌، تاريخ‌ جرايد و مجلات‌ ايران‌ ، اصفهان‌ 1363ـ1364ش‌؛ عليمحمد مجير شيباني‌، تاريخ‌ شيباني‌: شرح‌ حال‌ طايفة‌ شيباني‌ ، ] تهران‌ [ 1321ش‌؛ مهدي‌ ملكزاده‌، تاريخ‌ انقلاب‌ مشروطيت‌ ايران‌ ، تهران‌ 1371ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علي‌ بهراميان‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده