پرلپه‌ (پریلپ‌)
معرف
ي‌ در جمهوري‌ مقدونيه‌
متن
پِرلِپه‌ (پريلپ‌)، شهري‌ در جمهوري‌ مقدونيه‌. اين‌ شهر با جمعيت‌ بيش‌ از 000 ، 40 تن‌ در كنارة‌ شمالي‌ دشت‌ حاصلخيز پلاگونيا در دامنة‌ كوههاي‌ بابونا واقع‌ است‌. پرلپه‌ در قرون‌ وسطا پايتخت‌ اميرنشين‌ اسلاو بود و در دورة‌ عثماني‌ (797ـ 1330/ 1395ـ1912) مركز «قضا»ي‌ وسيعي‌ بود كه‌ از مرز امروزي‌ يونان‌ در جنوب‌ تا سولونسكا گلاوا (مرتفعترين‌ كوه‌ مقدونيه‌، ارتفاع‌: 540 ، 2 متر) در شمال‌ گسترده‌ بود. پرلپه‌، بويژه‌ در دورة‌ عثماني‌، كلانشهر تجاري‌ مقدونية‌ شمالي‌ و مركز مهم‌ اسلامي‌ منطقه‌ بود.نام‌ پرلپه‌ نخستين‌ بار در فرامين‌ باسيليوس‌ دوم‌، امپراتور روم‌ شرقي‌ معروف‌ به‌ بلغاركُش‌، ذكر شده‌ است‌ (405/1014)، ليكن‌ بايد قدمت‌ بيشتري‌ داشته‌ باشد. پرلپه‌ از اوايل‌ قرن‌ پنجم‌/ يازدهم‌ تا 597/1201 در اختيار امپراتوري‌ روم‌ شرقي‌ بود. اين‌ شهر از اواخر قرن‌ ششم‌/ دوازدهم‌ تا اواخر قرن‌ هشتم‌/ چهاردهم‌ جزو امپراتوري‌ دوم‌ بلغار، روم‌ شرقي‌ و امپراتوري‌ كم‌دوام‌ صربستان‌ و پس‌ از آن‌ جزو اميرنشين‌ ووكاشن‌ (كه‌ در 767/1366 خود را در پرلپه‌ پادشاه‌ خواند) بود. پس‌ از مرگ‌ ووكاشن‌، پسرش‌ ماركو تا 797/1395 به‌ عنوان‌ دست‌نشاندة‌ عثماني‌ بر سراسر پرلپه‌ حكومت‌ كرد. گاهشماريهاي‌ قديم‌ عثماني‌، فتح‌ پرلپه‌ را در وقايع‌ دهة‌ 1380 (781ـ782) ذكر كرده‌اند كه‌ اشتباهي‌ آشكار است‌.پرلپة‌ قرون‌ وسطايي‌ در زير قلعه‌اي‌ كوهستاني‌ قرار داشت‌ كه‌ نامش‌ را نيز از آن‌ گرفته‌ است‌ (پريلپ‌ = مستقر بر كوه‌). بخش‌ بزرگتر اين‌ سكونتگاه‌ قرون‌ وسطايي‌ با كليساهاي‌ متعدد بيزانسي‌ ـ اسلاوي‌، نقاشيهاي‌ ديواري‌ گرانبها و نيز يك‌ صومعة‌ بزرگ‌ هنوز پا برجاست‌. اين‌ مجموعه‌ «كاله‌ واروش‌ » يا «پريلپ‌ ـ واروش‌ » ناميده‌ مي‌شود. شهر امروزي‌ پرلپه‌، ساخته‌ شده‌ در دورة‌ عثماني‌، دو كيلومتر پايينتر در دشت‌ واقع‌ است‌. كتيبة‌ عربي‌ قديمترين‌ مسجد برجا ماندة‌ شهر، مسجد جامع‌ (چارشي‌ ) چهارسو متعلق‌ به‌ 881 ، از زمان‌ ايجاد سكونتگاه‌ جديد خبر مي‌دهد. در دورة‌ حكومت‌ سلطان‌ محمد فاتح‌ (855ـ886) شهر پرلپه‌ گروه‌ بزرگي از ساكنان‌ ترك‌ مسلمان‌ را پذيرا شد كه‌ اغلب‌ صنعتگر (دباغ‌، مسگر، خياط‌، بافنده‌ و مانند آن‌) بودند. ارتباط‌ ميان‌ ورود اين‌ گروه‌ و احداث‌ مسجد جامع‌ در 881 روشن‌ است‌. در ربع‌ نخست‌ قرن‌ دهم‌، شش‌ دهكدة‌ ترك‌ و مسلمان‌نشين‌ ديگر در دشت‌ جنوبي‌ شهر پديد آمد. جامعة‌ مسلمانان‌ پس‌ از نيمة‌ قرن‌ دهم‌ و بويژه‌ بر اثر تغيير مذهب‌ و همگوني‌ زبانيِ بخشي‌ از مسيحيان‌ محلي‌، رشد و گسترش‌ يافت‌. در نيمة‌ دوم‌ قرن‌ دهم‌، تقريباً كل‌ ناحية‌ موريوو ، منطقة‌ كوهستاني‌ جنوب‌ قضاي‌ پرلپه‌، از املاك‌ خاص‌ به‌ املاك‌ وقف‌ جامع‌ سليمانية‌ استانبول‌ تبديل‌ شد.اوليا چلبي‌ كه‌ در 1071 از پرلپه‌ ديدن‌ كرد، آن‌ را شهري‌ با هزار خانه‌ و ده‌ محله‌ وصف‌ مي‌كند. او از مسجد باشكوه‌ آلاي‌ بيك‌ ، مسجد ارسلان‌پاشا و چند مسجد ديگر، دويست‌ مغازه‌، يك‌ حمام‌، يك‌ خان‌ و تعدادي‌ مدرسه‌، مكتب‌ و تكيه‌ ياد مي‌كند (ج‌ 5، ص‌ ). اغلب‌ بناهاي‌ عمومي‌ پرلپة‌ عثماني‌ را ارسلان‌پاشا برپا كرد كه‌ ظاهراً هنگام‌ ديدار اولياچلبي‌ از شهر هنوز در قيد حيات‌ بوده‌ است‌.در قرن‌ يازدهم‌، تقسيمات‌ فرعي‌ تشكيلات‌ اداري‌ مقدونيه‌ تغيير كرد. پرلپه‌ كه‌ قبلاً بخشي‌ از لواي‌ پاشا بود، به‌ گفتة‌ حاجي‌ خليفه‌، بخشي‌ از «سنجق‌» اسكوب‌ شد. اين‌ منطقه‌ در قرن‌ سيزدهم‌ به‌ ولايت‌ مناستر ملحق‌ شد.كمي‌ پس‌ از 802/1400، احداث‌، نقاشي‌ و بازسازي‌ كامل‌ تعداد زيادي‌ كليسا آغاز شد كه‌ در سراسر قرون‌ نهم‌ ـ يازدهم‌/ پانزدهم‌ ـ هفدهم‌ ادامه‌ يافت‌. مهمترين‌ ويژگيهاي‌ نقاشي‌ قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ را مي‌توان‌ در صومعة‌ زرزه‌ يافت‌ كه‌ كار هنرمند آلبانيايي‌ اونوفر الباساني‌ است‌.در 1222/1807 فرانسوا پوكه‌ويل‌ از پرلپه‌ ديدار و آن‌ را شهري‌ با 000 ، 1 تا 100 ، 1 خانه‌ و بي‌رونق‌ وصف‌ مي‌كند. در قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌ جمعيت‌ شهر تقريباً پنج‌ برابر شد. در اين‌ دوران‌ پرلپه‌ به‌ كلان‌شهر تجاري‌ مقدونية‌ داخلي‌ تبديل‌ شد. آتش‌سوزي‌ فاجعه‌بار 1272/1856 رشد و توسعة‌ شهر را متوقف‌ نكرد. در 1278/1861 فون‌ هان‌ از يك‌ «بازار تازه‌ساز با مغازه‌هاي‌ مُجلل‌» خبر مي‌دهد. در اين‌ سالها كل‌ مركز شهر بر اساس‌ يك‌ طرح‌ شطرنجي‌ بازسازي‌ شد. يك‌ برج‌ ساعت‌ يادبود احداث‌ و مسجد قديمي‌ متعلق‌ به‌ 881/1476 مرمت‌، و ابعاد آن‌ با بناهاي‌ الحاقيِ فراوان‌، دو برابر شد.شهر در پايان‌ قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌ بيش‌ از 000 ، 24 سكنه‌ داشته‌ كه‌ 700 ، 16 تن‌ از آنان‌ مسيحي‌ مقدوني‌، 200 ، 6 تن‌ ترك‌ مسلمان‌ و باقي‌ كولي‌ بوده‌اند. سامي‌ بيگ‌، پرلپه‌ را داراي‌ ده‌ مسجد، سه‌ تكيه‌، پنج‌ مدرسة‌ علوم‌ ديني‌، دو حمام‌، يك‌ مدرسة‌ متوسطه‌ («رشديه‌»)، يك‌ مدرسة‌ ابتدايي‌، هفت‌ مدرسة‌ مقدماتي‌ اسلامي‌، شش‌ مدرسة‌ مقدماتي‌ مسيحي‌ و دو كليسا وصف‌ مي‌كند. او همچنين‌ از بازار مكارة‌ معروف‌ پرلپه‌ ياد مي‌كند. به‌ گفتة‌ وي‌ (كه‌ درست‌ به‌ نظر نمي‌رسد)، مسلمانان‌ جمعيت‌ بيشتري‌ داشتند. مسلمانان‌ به‌ زبان‌ تركي‌ عثماني‌ و آلبانيايي‌، و مسيحيان‌ به‌ بلغاري‌ و رومانيايي‌ سخن‌ مي‌گفتند (ذيل‌ مادّه‌). بر اساس‌ آمار مشروح‌ و معتبر كانچف‌ در حدود 1318/1900، در اواخر دورة‌ عثماني‌، از كل‌ جمعيت‌ 146 ، 73 نفري‌ پرلپه‌، 415 ، 13 تن‌ مسلمان‌، 213 ، 57 تن‌ مسيحي‌ بلغاري‌ و مقدونيه‌اي‌ و بقيه‌ گروههاي‌ كوچك‌ بودند.در 1331/1912، در جريان‌ نخستين‌ جنگ‌ بالكان‌، پرلپه‌ به‌ تصرف‌ ارتش‌ صرب‌ درآمد. شهر و حومه‌اش‌ تا 1371ش‌/ 1992 جزئي‌ از صربستان‌ و سپس‌ يوگسلاوي‌ باقي‌ ماند، هر چند در جريان‌ دو جنگ‌ جهاني‌ با اشغال‌ بيرحمانة‌ بلغارها مواجه‌ شد. با مهاجرت‌ بخش‌ بزرگي‌ از سكنة‌ مسلمان‌ به‌ تركيه‌ در دهة‌ 1950، جمعيت‌ شهر دستخوش‌ تغييرات‌ زيادي‌ شد. پرلپه‌ كه‌ در دوران‌ بين‌ دو جنگ‌ به‌ سبب‌ تغيير مسيرهاي‌ بازرگاني‌ و نظام‌ اقتصادي‌ رونق‌ خود را از دست‌ داده‌ بود، در سالهاي‌ پس‌ از جنگ‌ نوسازي‌ شد. در دهة‌ 1370 ش‌/1990، مسجد قديمي‌ 881 به‌ همراه‌ برج‌ ساعت‌ و يكي‌ از ديوارهاي‌ خان‌ ] =كاروانسراي‌ [ قورشونلي‌ ، از زمان‌ ارسلان‌ پاشا (قرن‌ يازدهم‌) هنوز پابرجا بود.منابع‌: محمد ظلي‌بن‌ درويش‌ اولياچلبي‌، اولياچلبي‌ سياحتنامه‌ سي‌ ، ج‌5، چاپ‌ احمد جودت‌، استانبول‌ 1314؛ ] شمس‌الدين‌ سامي‌، قاموس‌الاعلام‌ ، چاپ‌ مهران‌، استانبول‌ 1306ـ1316/1889ـ 1898 [ ؛K. Balabanov, The cultural monuments of Macedonia , Skopje 1961, 157-179; Enciklopedija Jugoslavije ,v â , Zagreb 1965, 616-617; J. C. von Hahn, Reise von Belgard nach Saloniki , Vienna 1861, 110; V. Kanc § ev, Makedonija, etnografija i statistika , Sofia 1900, repr.in Izbrani proizvedenija , Sofia 1970, 544-548(معتبرترين‌ منبع‌ دربارة‌ آمار جمعيت‌ مدونيه‌ در اواخر دورة‌ عثماني‌) .براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع كنيد به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

م‌. كيل‌ ، تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده