پرستار/ پرستاری‌
معرف

بیماردار/ مراقبت‌ و مواظبت‌ از فرد ديگر

متن


پرستار/ پرستاري‌ ، بيماردار/ مراقبت‌ و مواظبت‌ از فرد ديگر. پرستار اسم‌ فاعل‌ يا صفت‌ فاعلي‌ از پرستيدن‌ در فارسي‌ جديد و ريشة‌ پهلوي‌ آن‌ پرستيتن‌ ، پرستيشن‌ به‌معناي‌ پرستش‌ است‌. پرستار در واژه‌نامة‌ گزيده‌هاي‌ زاداسپرم‌ ، به‌صورت‌ پرستشگر به‌معناي‌ نگهداري‌ كننده‌ (بهار، ص‌ ۳۶۸) و مشتق‌ از پري‌ + ستا به‌معناي‌ دور كسي‌ ايستادن‌ است‌ (مكنزي‌، ص‌ ۱۲۰). در ونديداد ، اين‌ واژه‌ به‌صورت‌ فرستار و به‌معناي‌ نگهدارندة‌ آتش‌ مقدس‌ است‌ (اوستا، ج‌ ۲، ص‌ ۱۱۰۲). در فارسي‌نو عابد و اطاعت‌ كننده‌، مطيع‌ و منقاد، زن‌ و زوجه‌، خادم‌ و غلام‌ از معاني‌ ديگر اين‌ واژه‌ است‌ (دهخدا؛ برهان‌، ذيل‌ مادّه‌؛ فردوسي‌، كتاب‌ اوّل‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۵۱، كتاب‌ دوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۳۸۹، ۳۹۳، ۴۰۱). اما اين‌ واژه‌ اغلب‌ براي‌ زنان‌، و در مقابل‌ غلام‌ و حُرّه‌ ، آمده‌ است‌ (دهخدا، همانجا). واژة‌ تيمار نيز به‌معناي‌ پرستاري‌ و مراقبت‌ از بيمار به‌كار رفته‌ (دهخدا، ذيل‌ «تيمار») و اصطلاح‌ تيمارجي‌ ( تُمرجي‌ در مصر) به‌ معناي‌ پرستار كه‌ در عثماني‌ رايج‌ بوده‌ از همين‌ ريشة‌ فارسي‌ است‌ ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ اول‌، ذيل‌ «تيمار»).پرستاري‌ پيشينه‌اي‌ بسيار ديرين‌ دارد. چون‌ پيشينيان‌ بر اين‌ عقيده‌ بودند كه‌ گناه‌ و كفر انسانها علت‌ اصلي‌ بيماريهاست‌، معالجه‌ و پرستاري‌ بيماران‌، به‌گونه‌اي‌ بسيار ابتدايي‌ و به‌ دست‌ متوليان‌ امور ديني‌ صورت‌ مي‌گرفت‌. در منابع‌ آشوري‌، به‌نوعي‌، از پرستاري‌ و پرستاران‌ سخن‌ به‌ميان‌ آمده‌ است‌. شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌، در هند معرفت‌ و علم‌ نسبت‌ به‌ طرز تهية‌ دارو، فداكاري‌ نسبت‌ به‌ مريض‌، پاكي‌ روح‌ و پاك‌ چشمي‌، چهار ويژگي‌ اساسي‌ و لازم‌ در كار پرستاري‌ به‌شمار مي‌رفته‌ است‌ (نجم‌آبادي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۸؛ حسيني‌، ص‌ ۵ ـ۶). بقراط‌ براين‌ اعتقاد بود كه‌ طبيب‌ يا بايد خود از بيمار پرستاري‌ كند يا يكي‌ از شاگردانش‌ را بدين‌كار برگمارد. در منابع‌ رومي‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ اول‌ ميلادي‌، از ملازمان‌ بيماران‌ كه‌ عموماً غلامان‌ بوده‌اند، صحبت‌ شده‌ است‌؛ همچنين‌ آمده‌ است‌ كه‌ در ۳۷۰ ميلادي‌، دو شمّاس‌ متمول‌، پرستاري‌ از بيماران‌ را در مريضخانه‌اي‌ عيسوي‌ در قسطنطنيه‌ برعهده‌ داشتند (نجم‌آبادي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۲، ۱۰۱ـ ۱۰۲، ۱۳۶ـ۱۳۷، ۱۴۹ـ۱۵۰). در ايران‌ پيش‌ از اسلام‌، در حالي‌ كه‌ از پزشكي‌ به‌ مثابة‌ حرفه‌اي‌ پيشرفته‌ سخن‌ رفته‌، از پرستاري‌ ياد نشده‌ است‌. چنين‌ به‌نظر مي‌رسد كه‌ در اين‌ زمان‌، مراقبان‌ و مباشران‌ بيماران‌ در حكم‌ پرستاران‌ امروزي‌ بوده‌اند (همان‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۱۰). پرستاري‌ از بيماران‌ و محبت‌ به‌آنان‌ درتعاليم‌ اسلامي‌ تأييد و تشويق‌ شده‌ است‌. امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌، ضمن‌ سفارش‌ اكيد به‌يكي‌ از ياران‌ خود درخصوص‌ مراقبت‌ از همسفر بيمار آن‌ شخص‌، اين‌ كار را ارزنده‌تر از نماز خواندن‌ در مسجدالنبي‌ خوانده‌اند (كليني‌، ج‌ ۴، ص‌ ۵۴۵). محمدباقر مجلسي‌، در توضيح‌ اين‌ حديث‌ و با تعميم‌ آن‌، تيمارداري‌ همة‌ برادران‌ ايماني‌ را مشمول‌ سخن‌ امام‌ دانسته‌ است‌ (ج‌ ۱۸، ص‌ ۲۵۲).در جنگهاي‌ مسلمانان‌، بانوان‌ خاندان‌ پيامبر صلّي‌اللّه‌عليه‌و آله‌وسلّم‌ و زنان‌ مسلمان‌ در خدمات‌ پرستاري‌ شركت‌ مي‌كردند. پرستار شخص‌ پيامبر در جنگ‌ احد، حضرت‌ فاطمه‌ عليهاالسلام‌ بود كه‌ براي‌ بندآوردن‌ خون‌ زخم‌ آن‌ حضرت‌ حصيري‌ را سوزانده‌ خاكستر آن‌ را بر روي‌ زخم‌ نهاد. در همين‌ جنگ‌، نُسَيبه‌، دختر كعب‌، زخم‌ مجروحان‌ را مي‌بست‌ و به‌ آنان‌ آب‌ مي‌داد (واقدي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸۱، ۱۹۴ـ ۱۹۵). پيامبر اكرم‌ بعضي‌ از زنان‌ را براي‌ مداواي‌ مجروحان‌ به‌جبهة‌ جنگ‌ مي‌برد و از انفال‌ بدانان‌ مي‌بخشيد. در جنگ‌ خيبر حدود بيست‌ بانوي‌ مسلمان‌ حضور داشتند كه‌ از جملة‌ آنان‌ از اُمّ سلمه‌ همسر پيامبر، ام‌ عماره‌ دختر كعب‌، صفيه‌ دختر عبدالمطلب‌، ام‌سليم‌ و ام‌منيع‌ مي‌توان‌ نام‌ برد (واقدي‌، ج‌ ۲، ص‌ ۵۲۲ ـ۵۲۴). در جنگ‌ خندق‌، رُفَيده‌ از بانوان‌ انصار در خيمه‌اي‌ در مسجد، از زخميان‌ پرستاري‌ مي‌كرد (عيسي‌، ص‌ ۲۹).بيمارستانهاي‌ متعددي‌ كه‌ تا قرنها در ايران‌، مصر، قسطنطنيه‌، شام‌ و ديگر نواحي‌ وجود داشته‌ است‌، فقدان‌ نهادي‌ چون‌ پرستاري‌ را ناممكن‌ مي‌نمايد، اما چون‌ در اكثر منابع‌، اطلاعاتي‌ خاص‌ دربارة‌ حرفة‌ پرستار و پرستاري‌ وجود ندارد، مي‌توان‌ چنين‌ گمان‌ كرد كه‌ خادمان‌ و خدمتكاران‌ بدون‌ آموزشي‌ خاص‌ و به‌صورت‌ تجربي‌ كار پرستاري‌ را برعهده‌ داشته‌اند (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به عيسي‌، ص‌۲۵، ۳۰ـ۳۱؛ طبري‌، ج‌۹، ص‌۳۸۸۲؛ بلوي‌، ص‌ ۱۸۰؛ رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، ص‌ ۱۸۱ـ۱۸۲؛ مقدسي‌، ج‌ ۲، ص‌ ۶۴۲؛ نيز رجوع كنيد به بيمارستان‌ ).در كشورهاي‌ اروپايي‌ نيز در قرون‌ وسطا، مسيحيان‌ مؤسساتي‌ به‌نام‌ هاسپيتو برگرفته‌ از هاسپيتوم‌ به‌ معناي‌ جايي‌ براي‌ پناه‌ دادن‌ و پذيرايي‌ زوار بنا كردند كه‌ ادارة‌ امور اين‌ مكانها برعهدة‌ پرستاران‌ زن‌ و مرد روحاني‌ بود. اين‌ نهضت‌ كه‌ از ۴۰۷/ ۱۰۱۶ شروع‌ شد، در دوران‌ جنگهاي‌ صليبي‌ بسرعت‌ گسترش‌ يافت‌ (نجم‌آبادي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۶۹؛ حسيني‌، ص‌ ۱۳ـ۱۴) و از آن‌ پس‌ بود كه‌ در كشورهاي‌ اروپايي‌، مؤسسات‌ مذهبي‌ عهده‌دار امور پرستاري‌ شدند. در قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ در اروپا معمولاً بزهكاران‌ را به‌ پرستاري‌ مي‌گماشتند. در قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌ فلورنس‌ نايتينگل‌ در تربيت‌ و آموزش‌ پرستاري‌ دست‌ به‌ تحولي‌ عظيم‌ زد و اولين‌ مدرسة‌ پرستاري‌ را در بيمارستان‌ سِنت‌توماس‌ در انگلستان‌ تأسيس‌ كرد. اولين‌ دانش‌آموختگان‌ اين‌ آموزشگاه‌ در ۱۲۸۰/۱۸۶۳ پانزده‌تن‌ بودند كه‌ بعدها بنيانگذار پرستاري‌ در سراسر جهان‌ شدند ( > دايرة‌المعارف‌ ورلدبوك‌ < ، ص‌ ۳۵۸؛ نجم‌آبادي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۸، ۵۰ـ۵۱). در ۲۶ اكتبر همان‌ سال‌ نيز نمايندگان‌ شانزده‌ كشور جهان‌ در ژنو گردآمدند و اولين‌ كميتة‌ اجرايي‌ صليب‌ سرخ‌ را تشكيل‌ دادند (حسيني‌، ص‌ ۶۰ ؛ رجوع كنيد به جمعيت‌ هلال‌ احمر * ).در ۱۳۱۷/ ۱۸۹۹ بدفورد فنويك‌ و گروهي‌ از رهبران‌ پرستاري‌، شوراي‌ بين‌المللي‌ پرستاران‌ را تأسيس‌ كردند كه‌ هدف‌ آن‌، ايجاد همبستگي‌ ميان‌ پرستاران‌ همة‌ كشورها، فراهم‌ كردن‌ فرصت‌ ملاقات‌ و گفتگو ميان‌ آنان‌، توسعة‌ منابع‌ انساني‌ حرفه‌اي‌، ارتقاي‌ سطح‌ آموزش‌ و اخلاق‌ حرفه‌اي‌، ايجاد بهره‌وري‌ و روح‌ همكاري‌ اجتماعي‌ بود (حسيني‌، ص‌ ۶۷ـ ۶۸).با شروع‌ اقدامات‌ پزشكي‌ ميسيونهاي‌ (مبلغان‌) مذهبي‌ امريكايي‌ در تبريز از ۱۲۹۸/ ۱۲۶۰ ش‌، اولين‌ بيمارستان‌ امريكايي‌ در ۱۳۱۰/ ۱۲۷۲ ش‌ در تهران‌ افتتاح‌ و آموزش‌ دختران‌ براي‌ پرستاري‌ آغاز شد ( رجوع كنيد به بيمارستان‌ ).بعدها در ۱۳۲۳/ ۱۲۸۴ ش‌ در رشت‌ و كرمانشاه‌ هم‌ مبلغان‌ مسيحي‌ به‌تعليم‌ كارآموزان‌ دختر پرستار پرداختند ( ايرانشهر ، ج‌ ۲، ص‌ ۱۴۴۹ـ۱۴۵۱). نخستين‌ آموزشگاههاي‌ مستقل‌ پرستاري‌ را نيز همين‌ مبلغان‌ تأسيس‌ كردند كه‌ عبارت‌ بود از آموزشگاههاي‌ پرستاري‌ تبريز (گشايش‌ ۱۳۳۱/ ۱۲۹۲ ش‌) و اروميه‌ (گشايش‌ ۱۳۳۳/۱۲۹۴ ش‌). همچنين‌ در ۱۳۳۴/ ۱۲۹۵ ش‌ در مشهد تعليم‌ پرستاري‌ در بيمارستانها آغاز شد (همانجا؛ حسيني‌، ص‌ ۳۳). در تير ۱۳۱۵ اساسنامه‌ و در مهر ۱۳۱۶ برنامة‌ دروس‌ آموزشگاههاي‌ پرستاري‌ به‌تصويب‌ شوراي‌ عالي‌ معارف‌ رسيد (جمالان‌ و ندايي‌، ص‌ ۹). در همين‌سال‌ پنج‌ مدرسة‌ دولتي‌ پرستاري‌ كه‌ مربيان‌ آن‌ معلمان‌ انگليسي‌ و امريكايي‌ بودند، در تهران‌، مشهد، تبريز، اصفهان‌ و شيراز آغاز به‌كار كردند ( ايرانشهر ، ج‌ ۲، ص‌ ۱۴۴۱). در ۱۳۲۱ ش‌ شركت‌ ملي‌ نفت‌ ايران‌ آموزشگاه‌ عالي‌ پرستاري‌ را در آبادان‌ تأسيس‌ كرد كه‌ سالانه‌ پانزده‌نفر فارغ‌التحصيل‌ داشت‌ ( ايرانشهر ، ج‌ ۲، ص‌ ۱۴۴۳). در ۱۳۲۷ ش‌ آموزشگاه‌ اشرف‌ پهلوي‌ در تهران‌ و آموزشگاه‌ عالي‌ پرستاري‌ شهر ري‌ (شيروخورشيد سابق‌) گشايش‌ يافت‌ (اشك‌تراب‌، ص‌ ۱۶۳؛ عزيزي‌، ص‌ ۷۵۷). در ۱۳۳۲ ش‌ نيز آموزشگاه‌ بهياري‌ در تهران‌ و در ۱۳۳۴ ش‌ آموزشگاه‌ عالي‌ پرستاري‌ نمازي‌ شيراز تأسيس‌ شد ( ايرانشهر ، همانجا). در ۱۳۳۵ ش‌ وزارت‌ بهداري‌ براي‌ تدوين‌ برنامه‌هاي‌ آموزش‌ پرستاري‌ اولين‌ كنفرانس‌ بزرگ‌ پرستاري‌ را در تهران‌ برگزار كرد تا از كارشناسان‌ بين‌المللي‌ استفاده‌ كند. ضرورت‌ دارا بودن‌ مدرك‌ ديپلم‌ براي‌ ثبت‌نام‌ در دوره‌هاي‌ كارآموزي‌ پرستاري‌ و افزايش‌ زمان‌ تحصيل‌ به‌ سه‌سال‌، از نتايج‌ اين‌ كنفرانس‌ بود (همان‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۴۴۲؛ اشك‌تراب‌، ص‌ ۱۶۴؛ نيز رجوع كنيد به عزيزي‌، همانجا).نخستين‌ آموزشگاه‌ پرستاري‌ وابسته‌ به‌ بهداري‌ در ۱۳۳۷ ش‌ در مشهد تأسيس‌ شد (اشك‌تراب‌، همانجا). در تهران‌، در ۱۳۴۴ش‌ انستيتو پرستاري‌ فيروزگر، در ۱۳۴۷ش‌ آموزشگاه‌ عالي‌ پرستاري‌ و در ۱۳۵۰ ش‌ آموزشگاه‌ عالي‌ پرستاري‌ آذرميدخت‌ و شفا يحيائيان‌ شروع‌ به‌كار كردند (كريمان‌، ص‌۳۳۱، ۳۳۶ـ۳۳۷؛ عزيزي‌، همانجا). بتدريج‌ تعداد آموزشگاههاي‌ پرستاري‌ افزايش‌ و شرايط‌ گزينش‌ و دورة‌ تحصيل‌ تغيير يافت‌.از ۱۳۴۴ ش‌ به‌بعد، وزارت‌ بهداري‌ به‌منظور تربيت‌ مربي‌ و مدير براي‌ آموزشگاههاي‌ پرستاري‌ و بهياري‌، اقدام‌ به‌ تأسيس‌ دوره‌هاي‌ آموزش‌ پرستاري‌ براي‌ پرستاران‌ دانش‌آموخته‌ كرد و بتدريج‌ دورة‌ تحصيل‌ از سه‌ سال‌ به‌چهار سال‌ افزايش‌ يافت‌ (اشك‌تراب‌؛ عزيزي‌، همانجاها). سرانجام‌، در ۱۳۴۹ ش‌ ادارة‌ پرستاري‌ و مامايي‌ وزارت‌ بهداري‌ (وزارت‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشكي‌) تأسيس‌ شد كه‌ فعاليتهاي‌ پرستاري‌ زيرنظر آن‌ انجام‌ شد (حسيني‌، ص‌ ۳۴).در ۱۳۳۲ ش‌ عده‌اي‌ از پرستاراني‌ كه‌ در خارج‌ از كشور تحصيل‌ كرده‌ بودند، انجمن‌ پرستاري‌ را با انتخاب‌ نخستين‌ هيئت‌ مديرة‌ آن‌ تشكيل‌ دادند. اين‌ انجمن‌ در ۱۳۳۶ ش‌ در كنگرة‌ شوراي‌ بين‌المللي‌ پرستاران‌ در رم‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ شد. هدف‌ از تأسيس‌ انجمن‌ پرستاري‌ حمايت‌ از حقوق‌ پرستاران‌، شناساندن‌ مقام‌ و حقوق‌ آنها، بالابردن‌ سطح‌ اطلاعات‌ علمي‌، پيشرفت‌ امور پرستاري‌، بهبود وضع‌ مراقبت‌ از بيماران‌ و كمك‌ به‌ پيشرفت‌ وضع‌ بهداشتي‌ كشور بود و در اين‌ جهت‌، فصلنامه‌اي‌ به‌نام‌ جهان‌ پرستار منتشر مي‌كرد (همان‌، ص‌ ۳۴ـ۳۵).در ۱۳۵۷ ش‌ انجمن‌ پرستاران‌ ايران‌ با تهيه‌ و تدوين‌ اساسنامه‌ و آيين‌نامه‌ با روشي‌ جديد به‌ فعاليت‌ خود ادامه‌ داد. در خرداد ۱۳۵۹ رئيس‌ گروه‌ پزشكي‌ ستاد انقلاب‌ فرهنگي‌ از مسئولان‌ انجمن‌ براي‌ تشكيل‌ شاخة‌ پرستاري‌ و مامايي‌ دعوت‌ كرد. اين‌ شاخه‌ فعاليت‌ خود را از هشتم‌ آبان‌ ۱۳۵۹ آغاز كرد كه‌ تا زمان‌ بازگشايي‌ دانشگاهها، ايجاد تغيير و تحول‌ لازم‌ در نظام‌ آموزش‌ پرستاري‌ و مامايي‌ و از آن‌ پس‌، بازنگري‌ و اصلاح‌ برنامه‌ها را عهده‌دار بود (اشك‌تراب‌، ص‌ ۱۸۶ـ ۱۸۹).در جنگ‌ عراق‌ با ايران‌ (۱۳۵۹ـ۱۳۶۷ ش‌)، هسته‌هاي‌ مقاومت‌ به‌ صورت‌ نيروهاي‌ بسيجي‌ و گروههاي‌ اضطراري‌ متشكل‌ از دانشجويان‌ و گروه‌ پرستاران‌ و پزشكان‌ گسترش‌ يافت‌ و افزايش‌ حضور پرستار مرد در جامعة‌ پرستاري‌ را موجب‌ شد (همان‌، ص‌ ۱۷۸).در ۱۳۶۶ ش‌، به‌منظور بالابردن‌ سطح‌ آموزشي‌ پرستاران‌، شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ دورة‌ كارداني‌ پرستاري‌ را حذف‌ و اقدام‌ به‌ پذيرش‌ دانشجويان‌ در مقاطع‌ كارشناسي‌، كارشناسي‌ ارشد و دكتري‌ كرد (حسيني‌، ص‌ ۳۹).براساس‌ آمار ۱۳۶۸ ش‌، پرستاران‌ داراي‌ درجة‌ كارشناسي‌ و بالاتر ۷۲۵ ، ۶ تن‌ بوده‌اند كه‌ تعدادشان‌ در ۱۳۷۲ ش‌ به‌ ۲۳۵ ، ۱۱ رسيده‌ و در ۱۳۷۵ ش‌ حدود ۵ر۱ برابر افزايش‌ يافته‌ است‌ (مركز آمار ايران‌، ۱۳۷۴ ش‌، ص‌ ۴۸۶؛ همو، ۱۳۷۶ ش‌، ص‌ ۵۸۰).بعد از انقلاب‌ اسلامي‌، مجله‌هاي‌ پرستاري‌ متعددي‌ در زمينة‌ اطلاع‌رساني‌ علمي‌ و تخصصي‌ آغاز به‌كار كردند كه‌ اغلب‌ آنها را دانشكده‌هاي‌ پرستاري‌ در تهران‌ و شهرستانها منتشر مي‌كردند (قاسمي‌، ص‌ ۲۷، ۸۱، ۱۶۵ـ۱۶۶). در ۱۳۵۹ ش‌ روز ولادت‌ حضرت‌ زينب‌ عليهاالسلام‌ روز پرستار ناميده‌ شد و هرسال‌ در اين‌ روز به‌مقام‌ پرستار ارج‌ نهاده‌ مي‌شود و از پرستاران‌ نمونة‌ كشور تقدير به‌عمل‌ مي‌آيد.



منابع‌: طاهره‌ اشك‌تراب‌، تاريخ‌ تحولات‌ پرستاري‌ در ايران‌ و جهان‌ ، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌؛ اوستا، ونديداد ، ترجمة‌ هاشم‌ رضي‌، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌؛ ايرانشهر ، تهران‌: كميسيون‌ ملي‌ يونسكو در ايران‌، ۱۳۴۲ـ۱۳۴۳ ش‌؛ محمدحسين‌بن‌ خلف‌ برهان‌، برهان‌ قاطع‌ ، چاپ‌ محمدمعين‌، تهران‌ ۱۳۶۱ ش‌؛ عبدالله‌بن‌ محمد بلوي‌، سيرة‌احمدبن‌ طولون‌ ، چاپ‌ محمد كرد علي‌، قاهره‌ ] بي‌تا. [ ؛ مهرداد بهار، واژه‌نامة‌ گزيده‌هاي‌ زاداسپرم‌ ، تهران‌ ۱۳۵۱ ش‌؛ زهرا جمالان‌ و صديقه‌ ندايي‌، «تاريخچة‌ پرستاري‌»، نشرية‌ علمي‌ و خبري‌ پرستاري‌ و مامايي‌ گيلان‌ ، سال‌ ۴، ش‌ ۱۳ و ۱۴ (زمستان‌ ۱۳۷۳)؛ميرمحمد حسيني‌، تاريخ‌ تحولات‌ و اخلاق‌ پرستاري‌ ، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌؛ علي‌اكبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زيرنظر محمدمعين‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۵۹ ش‌؛ رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، وقفنامة‌ ربع‌ رشيدي‌ ، چاپ‌ مجتبي‌ مينوي‌ و ايرج‌ افشار، تهران‌ ۱۳۵۶ ش‌؛ محمدبن‌جرير طبري‌، تاريخ‌ طبري‌، يا، تاريخ‌الرسل‌ والملوك‌ ، ترجمة‌ ابوالقاسم‌ پاينده‌، تهران‌ ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ ش‌؛ فريدون‌ عزيزي‌، «آموزش‌ پزشكي‌»، در سلامت‌ در جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ ، تهران‌ ۱۳۷۷ ش‌؛ احمدعيسي‌، تاريخ‌ بيمارستانها در اسلام‌ ، ترجمة‌ نورالله‌ كسائي‌، تهران‌ ۱۳۷۱ ش‌؛ ابوالقاسم‌ فردوسي‌، شاهنامة‌ فردوسي‌ ، چاپ‌ ژول‌ مول‌، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌؛ فريد قاسمي‌، راهنماي‌ مطبوعات‌ ايران‌ ( ۱۳۷۱ـ۱۳۵۷ )، تهران‌ ۱۳۷۲ ش‌؛ حسين‌ كريمان‌، تهران‌ درگذشته‌ و حال‌ ، تهران‌ ۱۳۵۵ ش‌؛ محمدبن‌ يعقوب‌ كليني‌، الكافي‌ ، چاپ‌ علي‌اكبر غفاري‌، بيروت‌ ۱۴۰۱؛ محمدباقر بن‌ محمدتقي‌ مجلسي‌، مرآة‌العقول‌ في‌ شرح‌ احاديث‌ آل‌الرسول‌ ، ج‌۱۸، تهران‌ ۱۳۶۶ ش‌؛ مركز آمار ايران‌، سالنامة‌ آماري‌ كشور ۱۳۷۳ ، تهران‌ ۱۳۷۴ ش‌، همو، سالنامة‌ آماري‌ كشور ۱۳۷۵ ، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌؛ محمدبن‌ احمد مقدسي‌، احسن‌التقاسيم‌ في‌ معرفة‌الاقاليم‌ ، ترجمة‌ علينقي‌ منزوي‌، تهران‌ ۱۳۶۱ ش‌؛ ديويد نيل‌ مكنزي‌، فرهنگ‌ كوچك‌ زبان‌ پهلوي‌ ، ترجمة‌ مهشيد ميرفخرايي‌، تهران‌ ۱۳۷۳ ش‌؛ محمود نجم‌آبادي‌، تاريخ‌ طب‌ ايران‌ ، تهران‌ ۱۳۴۱ـ۱۳۵۳ ش‌؛ محمدبن‌ عمر واقدي‌، مغازي‌: تاريخ‌ جنگهاي‌ پيامبر ( ص‌ )، ترجمة‌ محمود مهدوي‌ دامغاني‌، تهران‌ ۱۳۶۱ـ۱۳۶۶ ش‌؛EI ۱ , s.v. "T ¦ â ma ¦ r" (by J. Deny); The World book encyclopedia, London ۱۹۹۵.


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سوسن‌ فرهنگي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده