پراک‌
معرف
ان‌نشيني‌ در ساحل‌ غربي‌ شبه‌جزيرة‌ مالايا
متن
پِراك‌ ، سلطان‌نشيني‌ در ساحل‌ غربي‌ شبه‌جزيرة‌ مالايا. اين‌ سلطان‌نشين‌، در پي‌ سقوط‌ فرمانروايي‌ مالاكّا * به‌دست‌ پرتغاليها در 917/1511، استقلال‌ سياسي‌ يافت‌. پس‌ از 934/1528، پسر بزرگ‌ سلطانِ مالاكّا به‌ پراك‌ گريخت‌ و در آنجا مردم‌ او را به‌ فرمانروايي‌ پذيرفتند. پراك‌ ــ كه‌ به‌ سبب‌ ذخاير غني‌ قلع‌ شهرت‌ داشت‌ ــ در حكومت‌ جديد، از لحاظ‌ اقتصادي‌ توسعه‌ يافت‌. پراك‌ بسياري‌ از سنّتهاي‌ فرهنگي‌ مالاكّا، از جمله‌ پيروي‌ از اسلام‌ اهل‌ سنّت‌ و فقه‌ شافعي‌، را به‌ ارث‌ برد، اما هرگز به‌ صورت‌ يك‌ مركز اسلامي‌ مشابه‌ درنيامد، زيرا به‌ جاي‌ اينكه‌ به‌ طور كامل‌ در شبكة‌ بين‌المللي‌ و تجارت‌ اسلامي‌ ادغام‌ شود، كانون‌ توزيع‌ قلع‌ و محصولات‌ جنگلي‌ باقي‌ ماند. با وجود اين‌ يك‌ سند درباري‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ به‌ نام‌ مساملايو نشان‌ مي‌دهد كه‌ تا اين‌ زمان‌ سلسله‌ مراتب‌ اسلامي‌ بدون‌ انسجامي‌ در حال‌ شكل‌گيري‌ بوده‌ است‌. پراك‌ نيز نظير ديگر دربارهاي‌ مالايا * ، تعدادي‌ از سَيّدهاي‌ حَضْرَمي‌ مهاجر را به‌ خود جذب‌ كرد. آنان‌ بسيار محترم‌ بودند و انگيزه‌اي‌ نيرومند براي‌ رشد مذهب‌ تسنن‌ به‌شمار مي‌آمدند. باوجود اين‌، توانايي‌ دربار پراك‌ در حمايت‌ از اسلام‌، از حدود 1215/1800 به‌ بعد به‌سبب‌ يك‌ سلسله‌ منازعات‌ برسر جانشيني‌، تهاجمِ دولتهاي‌ همسايه‌، و رشد فزايندة‌ جمعيت‌ چينيهايي‌ كه‌ براي‌ كار در معدن‌ به‌ پراك‌ مي‌آمدند، بشدت‌ كاهش‌ يافت‌.در 1291/1874، يكي‌ از مدعيان‌ حكومت‌، معاهدة‌ پَنْگْكُر را با انگليس‌ امضا كرد كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ مجبور مي‌شد اقامت‌ نمايندة‌ انگليس‌ را بپذيرد و به‌ توصيه‌هاي‌ او در همة‌ مسائل‌، «جز عرف‌ و دين‌»، عمل‌ كند. اما در عمل‌، حفظ‌ تمايزِ امور ديني‌ و غيرديني‌ غيرممكن‌ شد، زيرا اسلام‌ بخش‌ عمده‌اي‌ از زندگي‌ مردم‌ مالايا را تشكيل‌ مي‌داد . مشاوران‌ انگليسي‌ براي‌ تسهيلِ ادارة‌ امور، از طريق‌ سلطان‌ و شوراي‌ دولتي‌، از توضيح‌ و تبيين‌ قانون‌ اسلامي‌ مالايا و ايجاد سلسله‌ مراتب‌ مذهبي‌ و نظامِ قضايي‌ سراسري‌ در كشور، فعالانه‌ حمايت‌ كردند. پراك‌ از لحاظ‌ گسترش‌ اسلام‌ مالايايي‌ طي‌ دوران‌ استعماري‌ اهميت‌ دارد، زيرا بسياري‌ از ضوابط‌، نخست‌ در آنجا معمول‌ گرديد و سپس‌ در ديگر ايالتهاي‌ مالايا پذيرفته‌ شد.در 1336 ش‌/ 1957 كه‌ فدراسيون‌ مالايا (بعدها مالزي‌ * ) استقلال‌ يافت‌، به‌ هر ايالت‌ مسئوليت‌ اجراي‌ قوانين‌ اسلامي‌ داده‌ شد. در پراك‌ نيز، مانند ديگر ايالتهاي‌ مالايايي‌، اسلام‌ دين‌ رسمي‌ شد و در رأس‌ آن‌ سلطان‌ قرار گرفت‌ كه‌ با مشورتِ «شوراي‌ دين‌ و عرف‌ مالايا» عمل‌ مي‌كند. اين‌ شورا («مجلس‌») از اختيار صدور فتوا برخوردار است‌ و مي‌تواند به‌ كمك‌ بازوي‌ اجراييش‌ يعني‌ «ادارة‌ امور ديني‌»، بر مسائلي‌ نظير جمع‌آوري‌ زكات‌ و فطريه‌ و تعليم‌ آموزه‌ هاي‌ اسلامي‌ نظارت‌ كند. در آنجا نظام‌ دادگاههاي‌ قانون‌ شريعت‌ به‌وجود آمده‌ است‌ تا به‌ جرايم‌ مذهبي‌ مسلمانان‌ رسيدگي‌ كند. با وجود اين‌، پراك‌ نيز مانند ديگر جاهاي‌ مالزي‌، به‌ سبب‌ ضرورت‌ هماهنگي‌ با جمعيت‌ كثير غيرمسلمانش‌، نمي‌تواند ايالتي‌ كاملاً اسلامي‌ باشد.منابع‌:Barbara Watson Andaya, Perak, the Abode of Grace: a study of an eighteenth century Malay state, Kuala Lumpur 1979; M. B. Hooker, Islamic law in south-east Asia , Singapore 1984; T. F. Willer, "Religious administrative development in colonial Malay states, 1874-1941", Ph. D. thesis, University of Michigan 1975, unpubl.; Moshe Yegar, Islam and Islamic institutions in British Malaya: policies and implementation , Jerusalem 1979.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ب‌. واتسن‌ آندايا ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده