بیژن‌
معرف
قهرمانان‌ شاهنامه‌ و پهلوانان‌ دورة‌ كيخسرو، پسر گيو و نوادة‌ گودرز و رستم‌
متن
بيژن‌ ، از قهرمانان‌ شاهنامه‌ و پهلوانان‌ دورة‌ كيخسرو، پسر گيو و نوادة‌ گودرز و رستم‌. گرشويچ‌ ، دربارة‌ نام‌ بيژن‌ دو پيشنهاد دارد: نخست‌ آنكه‌ آن‌ را مأخوذ از جزء دوم‌ آريانه‌ وئجه‌ بدانيم‌ كه‌ در اين‌صورت‌ معناي‌ آن‌ «مردي‌ از سرزمين‌ ايران‌ ويج‌» خواهد بود؛ دوم‌ آنكه‌ اين‌ كلمه‌ به‌ صورت‌ ويچنه‌ (از ريشه‌ z ¦we = گزيدن‌) به‌ معناي‌ كسي‌ كه‌ نيك‌ تشخيص‌دهنده‌ و اهل‌ تمييز است‌، باشد (رستگار فسائي‌، ج‌ 1، ص‌ 229، پانويس‌ 1). بيژن‌ در فرهنگ‌ نامهاي‌ ايراني‌ به‌ معناي‌ «جنگجو» آمده‌ است‌ (همانجا).در مجمل‌التواريخ‌ (ص‌ 91ـ92)، بيژن‌ جاندار كيخسرو و پسر او، اردشير، پهلوان‌ بهمن‌ است‌. در نزهة‌القلوب‌ حمدالله‌ مستوفي‌ (ص‌80) آمده‌ است‌ كه‌ بيژن‌، «اوجان‌» را در آذربايجان‌ بنا كرد. طبري‌ (ج‌1، ص‌582) بدون‌ اينكه‌ شعبة‌ اشكانيان‌ را از اشغانيان‌ جدا كند، بيزن‌ (بيژن‌) را يكي‌ از پادشاهان‌ اشغاني‌ معرفي‌ مي‌كند. گذشته‌ از طبري‌، مسعودي‌ در التنبيه‌ والاشراف‌ (ص‌96)، ابوريحان‌ بيروني‌ در آثارالباقيه‌ (ص‌ 116)، مقدسي‌ در البدءوالتاريخ‌ (ج‌3، ص‌ 155ـ156)، و ابن‌اثير در الكامل‌ (ج‌ 1، ص‌296) بيژن‌ را از پادشاهان‌ اشكاني‌ آورده‌اند كه‌ 21 سال‌ پادشاهي‌ كرد. خواندمير نيز در تاريخ‌ حبيب‌ السير (ج‌ 1، ص‌221) بيژن‌بن‌ گودرز را پنجمين‌ پادشاه‌ اشغانيان‌ دانسته‌ است‌. احتمال‌ مي‌رود كه‌ «گودرز» پهلوان‌ شاهنامه‌ ، همان‌ گودرز يكم‌ فرمانرواي‌ اشكاني‌ باشد، چنانكه‌ با تطبيق‌ رويدادهاي‌ تاريخي‌ با رخدادهاي‌ خاندان‌ گودرز در شاهنامه‌ درمي‌يابيم‌ كه‌، براي‌ نمونه‌، نبرد ميان‌ بيژن‌ و پلاشان‌ نمايشگر ستيزه‌ ميان‌ خاندانهاي‌ گودرز و بلاش‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به كوياجي‌، 1353 ش‌، ص‌ 141، 150). فردوسي‌ نيز يكي‌ از پادشاهان‌ اشكاني‌ را بيژن‌ دانسته‌ است‌ (ج‌ 7، ص‌ 116، بيت‌ 56 ـ57).مطابق‌ با شاهنامه‌ و ديگر آثار حماسي‌ فارسي‌، گيو، بانو گشسب‌، دختر رستم‌، را به‌ زني‌ گرفته‌ و از او بيژن‌ پديد آمده‌ است‌ و چون‌ گيو مي‌خواهد رهسپار توران‌ شود تا كيخسرو را به‌ ايران‌ آورد، بيژن‌ را كه‌ كودكي‌ خردسال‌ بوده‌ به‌ گودرز مي‌سپارد. پس‌ از آن‌، ماجراهاي‌ بيژن‌ جوان‌ عبارت‌ است‌ از: جنگ‌ با فرود سياوش‌؛ كشتن‌ پلاشان‌؛ نبرد با تژاو و برگرداندن‌ تاج‌ ايران‌ و ربودن‌ اسپنوي‌، كنيزتژاو؛ نبرد با سپاه‌ توران‌ با درفش‌ كاوياني‌؛ فرماندهي‌ ميمنة‌ سپاه‌ ايران‌ در نبرد هماون‌؛ و جنگ‌ با گرازها. وي‌ پس‌ از نبرد با گرازها به‌ وسوسة‌ گرگين‌ به‌ جشنگاه‌ منيژه‌، دختر افراسياب‌، مي‌رود و منيژه‌ با خوراندن‌ داروي‌ بيهوشي‌ او را به‌ كاخ‌ افراسياب‌ مي‌برد. افراسياب‌ پس‌ از آگاهي‌، گرسيوز را به‌ دستگيري‌ بيژن‌ مي‌گمارد و وي‌ با حيله‌ او را پيش‌ افراسياب‌ مي‌برد. افراسياب‌ نخست‌ فرمان‌ مي‌دهد كه‌ او را به‌ دار آويزند اما سرانجام‌ به‌ پيشنهاد پيران‌ او را در چاهي‌ تاريك‌ زنداني‌ مي‌كند و منيژه‌ را نيز از كاخ‌ خود مي‌راند. كيخسرو در جام‌ جهان‌بين‌، بيژن‌ را در بن‌ چاهي‌ در گرگساران‌ مي‌بيند و رستم‌ در لباس‌ بازرگانان‌ به‌ توران‌ مي‌رود و با كمك‌ منيژه‌ بيژن‌ را رهانيده‌، آن‌ دو را همراه‌ خود نزد كيخسرو مي‌آورد.بيژن‌ همچنين‌ در نبرد دوازده‌ رخ‌، هومان‌ و نستيهن‌، دلاوران‌ توراني‌، و روئين‌، پسر پيران‌، را كشت‌ (فردوسي‌، ج‌5، ص‌131، 136، 196) و چون‌ كيخسرو از پادشاهي‌ كناره‌ گرفت‌ و به‌ بياباني‌ رفت‌، بيژن‌ همراه‌ توس‌ و گيو و فريبرز با او رفت‌ و پس‌ ازناپديد شدن‌ كيخسرو در كنار چشمه‌، همراه‌ سه‌ پهلوان‌ ديگر در برف‌ گم‌ و ناپديد گشت‌ (همان‌، ج‌5، ص‌412ـ415).ظاهراً داستان‌ بيژن‌ و منيژه‌ داستان‌ منفردي‌ از داستانهاي‌ مشهور قديم‌ بوده‌ است‌، زيرا در روايتهاي‌ ديني‌ ايران‌ (آموزگار يگانه‌، ص‌66) و در شاهنامة‌ قديمي‌ ابومنصوري‌ به‌ آن‌ اشاره‌اي‌ نشده‌ است‌ (تقي‌زاده‌، ص‌279ـ280) و فردوسي‌ آن‌ را در اوان‌ جواني‌ و به‌ خواهش‌ همسرش‌ به‌ نظم‌ آورده‌ است‌ (صفا، ص‌ 177ـ 178).اين‌ داستان‌ را يادگار جامعة‌ زن‌سالار پيش‌ از مهاجرت‌ آرياييها به‌ فلات‌ ايران‌ و شكل‌ ديگرگون‌ شدة‌ اسطوره‌اي‌ مي‌دانند كه‌ در آن‌ الهه‌ و بغبانويي‌، پهلوانان‌ بزرگ‌ را مي‌ربوده‌ و در چاه‌ زنداني‌ مي‌كرده‌ است‌. در اين‌ داستان‌ نمادين‌ «فرورفتن‌ خورشيد در چاه‌ مغرب‌» يا علت‌ وقوع‌ پديده‌اي‌ طبيعي‌ مانند كسوف‌ يا خسوف‌، توضيح‌ داده‌ شده‌ است‌. اندك‌ اندك‌، اين‌ بن‌ماية‌ داستاني‌، بنابر تأثير روايات‌ تاريخي‌، به‌ پهلوانان‌ ايران‌ و توران‌ انتساب‌ يافته‌ است‌ و بتدريج‌ تحول‌ يافته‌ و از آن‌ پنداشتة‌ اساطيري‌ به‌ داستان‌ شاهدختي‌ كه‌ مردي‌ را مي‌ربايد، تبديل‌ شده‌ است‌ (مزداپور، ص‌ 57 ـ 58).در زبان‌ ارمني‌، بيژن‌ به‌ صورت‌ ويژن‌ باقي‌ مانده‌ است‌ (سركاراتي‌، ص‌169). به‌ نوشتة‌ يوستي‌ منيژه‌ صورت‌ مادينة‌ نام‌ پارتي‌ «مانك‌» است‌ و مردي‌ به‌ نام‌ مانك‌ از سوي‌ پادشاه‌ پارت‌ بر ارمنستان‌ فرمانروايي‌ مي‌كرد. در روايتهاي‌ كهن‌ ارمني‌ آمده‌ است‌ كه‌ بيژن‌ (از خاندان‌ گودرز) به‌ سبب‌ عشق‌ به‌ منيژه‌ در غاري‌ در ناحية‌ «فياتكاران‌» در ارمنستان‌ زنداني‌ شد. اين‌ روايت‌ را موسي‌خورني‌، مورخ‌ ارمني‌، هم‌ نقل‌ كرده‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌، در آغاز داستان‌ بيژن‌ و منيژه‌ نيز بيژن‌ به‌ فرمان‌ كيخسرو براي‌ رهايي‌ مردم‌ «ارمان‌» (ارمنستان‌) از گزند گرازها بدان‌ سرزمين‌ مي‌رود. پهلوان‌ راهنما و همگام‌ بيژن‌ در اين‌ راه‌ گرگين‌ نام‌ دارد و، بنابر يادآوريهاي‌ يوستي‌، بسياري‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ گرجستان‌ كهن‌ و ارمنستان‌ بدين‌نام‌ خوانده‌ مي‌شدند. نامهاي‌ خاندان‌ گودرز چون‌ بيژن‌ و ... هنوز هم‌ در ميان‌ خانواده‌هاي‌ گرجستان‌ برجا مانده‌ است‌ (كوياجي‌، 1353ش‌، ص‌ 153).چكامه‌هاي‌ پارتي‌ دربارة‌ گودرز و گيو و بيژن‌ را بنياد نخستين‌ افسانه‌هاي‌ اروپاي‌ سدة‌ ميانه‌ ـ يعني‌ افسانه‌هاي‌ راجع‌ به‌ «گاوين‌ » ـ دانسته‌اند و بيژن‌ را با رولان‌ و پرسيوال‌ سنجيده‌اند (همو، 1371ش‌، ص‌124؛ كريستن‌سن‌، ص‌ 90).فردوسي‌ در شاهنامه‌ از بيژن‌ ديگري‌ نيز نام‌ مي‌برد كه‌ فرمانرواي‌ سمرقند بوده‌ است‌ (ج‌ 9، ص‌ 348، بيت‌ 444ـ 445).در متون‌ نظم‌ و نثر فارسي‌، بيژن‌ در آرايه‌هايي‌ همچون‌ استعاره‌، تشبيه‌، و گاه‌ تلميح‌ به‌ كار مي‌رود. نام‌ وي‌ با عناصري‌ از داستان‌ عشق‌ او و منيژه‌ و مهمترين‌ اين‌ عناصر، چاه‌ و ظلمت‌ و تاريكي‌ آن‌، ملازم‌ است‌ (براي‌ نمونه‌ رجوع کنید به منوچهري‌، ص‌62؛ خاقاني‌، ص‌20، 117، 266؛ سنايي‌، ص‌127؛ ناصرخسرو، ص‌35، 304، 327؛ سعدي‌، ص‌ 179؛ حافظ‌، ص‌280؛ آذر بيگدلي‌، ص‌86، 347). گرفتاري‌ وي‌ در چاه‌، هستة‌ مركزي‌ اين‌ صور خيال‌ است‌.بيژن‌ قهرمان‌ منظومه‌اي‌ مستقل‌ با نام‌ بيژن‌نامه‌ است‌. اين‌ منظومه‌ بين‌ 400 ، 1 تا 900 ، 1 بيت‌ و سرودة‌ ابوالعلاء عطاءبن‌ يعقوب‌ كاتب‌ رازي‌ ملقب‌ به‌ ناكوك‌ (متوفي‌ 471 يا 491) است‌ (صفا، ص‌316ـ317)؛ گرچه‌ شباهت‌ فوق‌العاده‌ و اشعار مشترك‌ ميان‌ اين‌ اثر و بيژن‌ و منيژة‌ شاهنامه‌ موجب‌ گشته‌ آن‌ را تنها نوعي‌ سرقت‌ ادبي‌ و كاري‌ فاقد ارزش‌ به‌ شمار آورند ( رجوع کنید بهمتيني‌، ص‌32ـ37). شخصيت‌ بيژن‌ در دورة‌ معاصر موضوع‌ ادبيات‌ نمايشي‌ نيز شده‌ است‌، چنانكه‌ احمد بهارمست‌ نمايشنامه‌هاي‌ بيژن‌ و هومان‌ (1321) و بيژن‌ و منيژه‌ (1326) را براساس‌ ماجراهاي‌ سرگذشت‌ بيژن‌ تنظيم‌ كرده‌ است‌ (فروغ‌، ص‌ 19ـ 20). در سالهاي‌ اخير نيز پري‌ صابري‌ روايت‌ نمايشي‌ ديگري‌ از اين‌ داستان‌ را به‌ صحنه‌ برد.منابع‌: لطفعلي‌بن‌ آقاخان‌ آذربيگدلي‌، ديوان‌ ، چاپ‌ حسن‌ سادات‌ ناصري‌ و غلامحسين‌ بيگدلي‌، تهران‌ 1366ش‌؛ ژاله‌ آموزگار يگانه‌، تاريخ‌ اساطيري‌ ايران‌ ، تهران‌ 1374ش‌؛ ابن‌ اثير، الكامل‌ في‌ التاريخ‌ ، بيروت‌ 1385ـ1386/1965ـ1966؛ ابوريحان‌ بيروني‌، الا´ثار الباقية‌ عن‌ القرون‌ الخالية‌ ، چاپ‌ ادوارد زاخائو، لايپزيگ‌ 1923؛ حسن‌ تقي‌زاده‌، «مشاهير شعراي‌ ايران‌»، در فردوسي‌ و شاهنامة‌ او ، چاپ‌ حبيب‌ يغمائي‌، تهران‌ 1349ش‌؛ شمس‌الدين‌ محمد حافظ‌، ديوان‌ ، چاپ‌ محمد قزويني‌ و قاسم‌ غني‌، تهران‌ 1375ش‌؛ حمدالله‌بن‌ ابي‌بكر حمدالله‌ مستوفي‌، كتاب‌ نزهة‌ القلوب‌ ، چاپ‌ گي‌ لسترنج‌، ليدن‌ 1915، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1362ش‌؛ بديل‌بن‌علي‌ خاقاني‌، ديوان‌ ، چاپ‌ علي‌ عبدالرسولي‌، تهران‌ 1357 ش‌؛ غياث‌الدين‌بن‌ همام‌الدين‌ خواندمير، تاريخ‌ حبيب‌ السير ، چاپ‌ محمد دبيرسياقي‌، تهران‌ 1353ش‌؛ منصور رستگار فسائي‌، فرهنگ‌ نامهاي‌ شاهنامه‌ ، تهران‌ 1369ـ1370ش‌؛ بهمن‌ سركاراتي‌، «رستم‌ يك‌ شخصيت‌ تاريخي‌ يا اسطوره‌اي‌؟»، مجلة‌ دانشكدة‌ ادبيات‌ و علوم‌ انساني‌ دانشگاه‌ فردوسي‌ ، سال‌12، ش‌2 (تابستان‌ 1355)؛ مصلح‌بن‌ عبدالله‌ سعدي‌، بوستان‌ سعدي‌: سعدي‌نامه‌ ، چاپ‌ غلامحسين‌ يوسفي‌، تهران‌ 1363ش‌؛ مجدودبن‌ آدم‌ سنايي‌، حديقة‌الحقيقة‌ و شريعة‌ الطريقة‌ ، چاپ‌ مدرس‌ رضوي‌، تهران‌ 1359ش‌؛ ذبيح‌الله‌ صفا، حماسه‌سرايي‌ در ايران‌ ، تهران‌ 1369ش‌؛ محمدبن‌ جرير طبري‌، تاريخ‌ الطبري‌: تاريخ‌ الامم‌ و الملوك‌ ، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، بيروت‌ ] 1382ـ 1387/ 1962ـ1967 [ ؛ ابوالقاسم‌ فردوسي‌، شاهنامة‌ فردوسي‌ ، متن‌ انتقادي‌، مسكو 1963ـ1971؛ مهدي‌ فروغ‌، شاهنامه‌ و ادبيات‌ دراماتيك‌ ، تهران 1354 ش‌؛ آرتور امانوئل‌ كريستن‌سن‌، كيانيان‌ ، ترجمة‌ ذبيح‌الله‌ صفا، تهران‌ 1368ش‌؛ جهانگير كوورجي‌ كوياجي‌، آيينها و افسانه‌هاي‌ ايران‌ و چين‌ باستان‌ ، ترجمة‌ جليل‌ دوستخواه‌، تهران‌ 1353ش‌؛ همو، پژوهشهايي‌ در شاهنامه‌ ، ترجمة‌ جليل‌ دوستخواه‌، اصفهان‌ 1371ش‌؛ جلال‌ متيني‌، «دربارة‌ بيژن‌نامه‌»، آينده‌ ، سال‌7، ش‌1و2 (فروردين‌ ـ ارديبهشت‌ 1360)؛ مجمل‌ التواريخ‌ و القصص‌ ، چاپ‌ بهار، تهران‌ 1318ش‌؛ كتايون‌ مزداپور، «منيژه‌ و چاه‌ بيژن‌: نگاهي‌ به‌ داستان‌ بيژن‌ و منيژه‌ در شاهنامة‌ فردوسي‌»، زنان‌ ، سال‌3، ش‌21 (آذر و دي‌ 1373)؛ علي‌بن‌ حسين‌ مسعودي‌، كتاب‌ التنبيه‌ و الاشراف‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ مطهربن‌ طاهر مقدسي‌، كتاب‌ البدء و التاريخ‌ ، چاپ‌ كلمان‌ هوار، پاريس‌ 1899ـ 1919، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1962؛ احمدبن‌ قوص‌ منوچهري‌، ديوان‌ ، چاپ‌ محمد دبيرسياقي‌، تهران‌ 1356ش‌؛ ناصرخسرو، ديوان‌ ، چاپ‌ مجتبي‌ مينوي‌ و مهدي‌ محقق‌، تهران‌ 1368ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهوش‌ واحددوست‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده