بیره‌جک‌
معرف
ي‌ در بين‌النهرين‌، در ساحل‌ چپ‌ رود فرات‌، كه‌ امروزه‌ در تركيه‌ است‌
متن
بيرِه‌جِك‌ ، شهري‌ در بين‌النهرين‌، در ساحل‌ چپ‌ رود فرات‌، كه‌ امروزه‌ در تركيه‌ است‌. به‌ زبان‌ محلي‌، اين‌ شهر را «بِلِجِك‌»، و بنابه‌ قول‌ زاخاو در لهجة‌ حَلَبي‌ آن‌ را «باراجيك‌» مي‌نامند.] «بيرَه‌»، مأخوذ از «بيرْثا»ي‌ آرامي‌ به‌ معناي‌ «قلعه‌ و برج‌»، نام‌ چندين‌ مكان‌، عموماً در مناطقي‌ است‌ كه‌ سكنة‌ آنها به‌ زبان‌ آرامي‌ سخن‌ مي‌گفته‌اند. از آنها بيره‌جك‌ از بقيه‌ مشهورتر است‌ (براي‌ اطلاع‌ از جاهاي‌ ديگري‌ كه‌ بيره‌ نام‌ دارند رجوع کنید به ياقوت‌ حموي‌، ج‌ 1، ص‌ 787؛ مقدسي‌، ص‌ 149؛ الجغرافياالاسلامية‌ ، ج‌ 37، ص‌ 441) [ .بيره‌جك‌، مركّب‌ از «بيره‌» (در عربي‌: اَلْبيرَه‌ ، در آثار متأخر سرياني‌: بيرِه‌ ) و پسوند تصغير تركي‌ «جك‌»، به‌ معناي‌ «قلعة‌ كوچك‌» است‌ و «قلعه‌» نزد روميها به‌ «بيرْتا» مشهور بوده‌ است‌. به‌ نظر كومون‌ ، مي‌توان‌ آن‌ را با شهري‌ مقدوني‌ كه‌ در برخي‌ منابع‌ روم‌ شرقي‌ ذكر شده‌، يكي‌ دانست‌. اين‌ شهر در تاريخهايي‌ كه‌ دربارة‌ جنگهاي‌ صليبي‌ به‌ زبان‌ لاتيني‌ تأليف‌ شده‌، «بيله‌ » خوانده‌ شده‌ است‌.يكي‌ از شاهراههايي‌ كه‌ شمال‌ سوريه‌ را به‌ بين‌النهرين‌ پيوند مي‌داده‌، در بيره‌جك‌ از فرات‌ مي‌گذرد. رود فرات‌ در اين‌ محل‌ از كوهسارها به‌ طرف‌ دشت‌ سوريه‌ ـ بين‌النهرين‌ سرازير مي‌شود. بعد از آبشارهايي‌ كه‌ در مسير اين‌ رود از ميان‌ رشته‌ كوههاي‌ توروس‌ به‌ وجود مي‌آيند، نخستين‌ جاي‌ قابل‌ كشتيراني‌ رود فرات‌ نيز همين‌ جاست‌. بر برآمدگي‌ آهكي‌ و مخروطي‌شكلي‌ كه‌ با شيب‌ تندي‌ در ميانة‌ اين‌ رود در بيره‌جك‌ سربرآورده‌، در ايام‌ بسيار قديم‌، قلعه‌ و استحكاماتي‌ بنا شد كه‌ از آن‌ براي‌ محافظت‌ از اين‌ گذرگاه‌ مهم‌ فرات‌ استفاده‌ مي‌شده‌ است‌. در عهد سلوكيان‌، پلي‌ متشكل‌ از قايقها در اين‌ منطقه‌ وجود داشته‌ و زوگما را در ساحل‌ راست‌ رود به‌ افاميه‌ (= بيرْتا) در ساحل‌ چپ‌ پيوند مي‌داده‌ است‌ (نام‌ سلوكي‌ افاميه‌، احتمالاً هرگز كاربرد عام‌ نداشته‌ و تدريجاً جاي‌ خود را به‌ «بيرثا»ي‌ آرامي‌ داده‌ بوده‌ است‌. افاميه‌ كه‌ در ابتدا يكي‌ از توابع‌ زوگما بوده‌، بعدها به‌ لحاظ‌ داشتن‌ قلعة‌ مزبور، اهميتي‌ به‌ مراتب‌ بيشتر از زوگما يافته‌، و زوگما بتدريج‌ از صفحة‌ روزگار محو شده‌ است‌). شواهدي‌ در دست‌ است‌ ( رجوع کنید بهابن‌ شاهين‌، ص‌ 51) كه‌ در نيمة‌ دوم‌ قرن‌ نهم‌/ پانزدهم‌ نيز پلي‌ در محل‌ عبور رود فرات‌ از برابر بيره‌جك‌ وجود داشته‌ است‌.در آثار متقدم‌ جغرافي‌نويسان‌ مسلمان‌، از البيرَه‌ ذكري‌ نمي‌يابيم‌. اين‌ نام‌ براي‌ نخستين‌ بار در حدود نيمة‌ قرن‌ هفتم‌/ سيزدهم‌ در رسالاتي‌ مانند نوشته‌هاي‌ دمشقي‌ و ابوالفداء ذكر شده‌ است‌. ظاهراً اشاره‌ به‌ نام‌ البيره‌ در آثار تاريخي‌، در ايام‌ جنگهاي‌ صليبي‌ آغاز شده‌ است‌. كنتهاي‌ لاتيني‌ ادسا ] در متون‌ اسلامي‌ رُها * ، سپس‌ اورفه‌ [ از 492 تا 545/ 1098ـ1150 البيره‌ را در اختيار داشتند. در 539/1144، مسلمانان‌، ادسا را از مسيحيان‌ گرفتند، و مسيحيان‌ كه‌ ديگر قادر به‌ حفظ‌ البيره‌ هم‌ نبودند، در 545/1150 آن‌ را به‌ روم‌ شرقي‌ واگذار كردند، ولي‌ چندي‌ نگذشت‌ كه‌ امير شهر ماردين‌ كه‌ از اُرْتُقيان‌ بود شهر را از چنگ‌ ايشان‌ درآورد. البيره‌، با قلعة‌ تقريباً تسخيرناپذيرش‌، دژ مهم‌ و مستحكمي‌ در مدافعات‌ مسلمانان‌ در خلال‌ هجوم‌ مغولان‌ در قرن‌ هفتم‌ به‌ شمار مي‌آمد. در عصر سلطنت‌ قايِتباي‌ ] 873 ـ 902، از مماليك‌ بُرجي‌ [ ، مماليك‌ سوريه‌ و مصر مجبور شدند كه‌ در مقابل‌ حملة‌ تركمانان‌ آق‌قوينلو به‌ رهبري‌ اوزون‌ حسن‌، از البيره‌ دفاع‌ كنند. قايتباي‌ در 882 قلاعي‌ را كه‌ به‌ موازات‌ رود فرات‌ قرار داشتند بازرسي‌، و در 887 استحكامات‌ دفاعي‌ البيره‌ را تقويت‌ و ترميم‌ كرد. در استحكامات‌ البيره‌ شش‌ كتيبه‌ به‌ زبان‌ عربي‌ وجود دارد كه‌ قديمترين‌ آنها متعلق‌ به‌ ايام‌ اقتدار سلطان‌ مملوك‌ بَرَكه‌خان‌ (حك : 676ـ 678) و متأخرترين‌ آنها متعلق‌ به‌ سالهاي‌ 887 و 888 و ايام‌ سلطنت‌ قايتباي‌ است‌. در نتيجة‌ لشكركشيهاي‌ سلطان‌ سليم‌ اول‌ ] حك : 872 ـ926 [ از 920 تا 923، البيره‌ به‌ دست‌ عثمانيها افتاد و در سنجق‌ اورفه‌ كه‌ بخشي‌ از ايالت‌ حلب‌ را تشكيل‌ مي‌داد، ادغام‌ گرديد. عثمانيها در بيره‌جك‌ قورخانة‌ كوچكي‌ داير كردند تا نيازهاي‌ ناوگان‌ كوچك‌ رودخانه‌اي‌ ايشان‌ را در فرات‌ تأمين‌ كند. نيروهاي‌ مصري‌ به‌ رهبري‌ ابراهيم‌پاشا در 11 ربيع‌الثاني‌ در نبرد مهمي‌، نزديك‌ بيره‌جك‌، در نصيبين‌ بر عثمانيها پيروز شدند.بيره‌جك‌ در قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌ نيز به‌ سبب‌ اينكه‌ در مسير كاروانهاي‌ بازرگاني‌ قرار داشت‌، موقعيت‌ خود را حفظ‌ كرد، اما به‌ سبب‌ كشيده‌ شدن‌ راه‌آهن‌ بغداد در جنوب‌ آن‌ و حوادث‌ جنگ‌جهاني‌اول‌ اهميتش‌ را از دست‌ داد، در 1335ش‌/ 1956 به‌ سبب‌ احداث‌ بلندترين‌ پل‌ تركيه‌ بر روي‌ فرات‌، مجدداً توسعه‌ يافت‌. امروزه‌ آثار و بقاياي‌ قلعة‌ باستاني‌ در آن‌ برجاست‌. در 1369 ش‌/ 1990، جمعيت‌ شهر 440 ، 28 تن‌ بوده‌ است‌.منابع‌: ] ابن‌ شاهين‌، كتاب‌ زبدة‌ كشف‌ الممالك‌ ، چاپ‌ فؤاد سزگين‌، در الجغرافيا اسلامية‌ ، ج‌79، فرانكفورت‌ 1413/1993؛ اسماعيل‌بن‌علي‌ ابوالفداء، تقويم‌البلدان‌ ، ترجمة‌ عبدالمحمد آيتي‌، تهران‌ 1349 ش‌، ص‌ 70، 242، 299 [ ؛ محمدظلي‌بن‌درويش‌ اولياچلبي‌، اولياچلبي‌ سياحتنامه‌سي‌ ، ج‌ 3، چاپ‌ احمد جودت‌، استانبول‌ 1314، ص‌ 145 به‌ بعد؛ الجغرافيا الاسلامية‌ ، ج‌ 37؛ فهارس‌ و مصطلحات‌ و ملحقات‌ و تصويبات‌ للمجلدات‌ الثلاثه‌ ] أي‌: 34، 35، 36 [ ، لِميخائيل‌ يان دخويه‌، ليدن‌ 1879، چاپ‌ افست‌ فرانكفورت‌ 1992؛ علي‌جواد، ممالك‌ عثمانيه‌ نك‌ تاريخ‌ و جغرافيا لغاتي‌ ، استانبول‌ 1313ـ1317، ج‌ 1، ص‌ 223ـ 224؛ ] محمدبن‌ابي‌طالب‌ دمشقي‌، نخبة‌الدهر في‌ عجائب‌ البر و البحر ، ترجمة‌ حميد طبيبيان‌، تهران‌ 1357 ش‌، ص‌ 349،362؛ محمدبن‌ احمد مقدسي‌، كتاب‌ احسن‌التقاسيم‌ في‌ معرفة‌الاقاليم‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ ياقوت‌ حموي‌، معجم‌البلدان‌ ، چاپ‌ فرديناند ووستنفلد، لايپزيگ‌ 1866ـ1873، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1965 [ ؛J. S. Buckingham, Travels in Mesopotamia, I , London 1827, 45 ff.; V. Chapot, La frontiةre de l'Euphrate, Paris 1907, 272 ff.; V. Cuinet, La Turquie d'Asie , II, Paris 1891, 114, 132, 248, 265-269; F. Cumont, ـtudes syriennes , Paris 1917, 120 ff., 144 ff.; H. Petermann, Reisen im Orient, Leipzig 1861, II, 17 ff.; C. E. Sachau, Reise in Syrien und Mesopotamien, Leipzig 1883, 178 ff.; J. B. Tavernier, Les six voyages.... en Turquie, en Perse et aux Indes , Paris 1676, I, 163-164; I . H. Uzun µar âíl â, Osmanl i Devletinin Merkez ve Bahriye Te íkilat i , Ankara 1948, 404-405.براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع کنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوّم‌، ذيل‌ Biredjik
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

اشترك‌ و پري‌ ، با اندكي‌ تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ ) ؛با اضافاتي‌ از ( د.ا.د.ترك‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده