بیرام‌خان‌ (محمد بیرام‌خان‌)
معرف
‌خانان‌، از امرا و وزراي‌ سلسلة‌ بابريان‌ * هند
متن
بَيرام‌خان‌ (محمد بيرام‌خان‌)، خان‌خانان‌، از امرا و وزراي‌ سلسلة‌ بابريان‌ * هند. از نژاد تركمن‌ و از ايلِ بهارلو * ، شاخه‌اي‌ از قراقوينلوها، بود. اين‌ طايفه‌ پس‌ از مرگ‌ ملكشاه‌ سلجوقي‌ (485)، در دياربكر نفوذ فراوان‌ داشتند. پدربزرگش‌، يارعلي‌ بيگ‌ بلال‌، در خدمت‌ بابر (حك : 932ـ937) بود (بابر، ج‌ 1، ص‌ 91، 189) و پدرش‌، سيف‌ علي‌بيگ‌، حاكم‌ غزنه‌، پس‌ از درگذشت‌ بابر به‌ خدمت‌ همايون‌ (حك : 937ـ963) درآمد (فرشته‌، ص‌ 25).بيرام‌خان‌ در بدخشان‌ و به‌ قولي‌ محتملتر در غزنه‌ به‌ دنيا آمد. در كودكي‌ پدرش‌ را از دست‌ داد، آنگاه‌ به‌ بلخ‌ مهاجرت‌ كرد و در آنجا به‌ تحصيل‌ پرداخت‌. در شانزده‌سالگي‌، همراه‌ همايون‌، به‌ هند رفت‌. در نبردهاي‌ چوسا (946) و قنوچ‌ (947) كه‌ به‌ شكست‌ كامل‌ همايون‌ انجاميد، شركت‌ كرد و چون‌ دشمن‌ در تعقيب‌ او بود، به‌ زميندار سَنْبْهَل‌، كه‌ در تيول‌ همايون‌ بود، پناهنده‌ شد. هنگامي‌ كه‌ شيرشاه‌، حكمران‌ افغاني‌، از نهانگاه‌ او باخبر شد، از بيرام‌خان‌ خواست‌ كه‌ يا به‌ خدمت‌ او درآيد و يا سنبهل‌ را ترك‌ كند. بيرام‌خان‌ به‌ دربار سلطان‌ محمود، پادشاه‌ گجرات‌، گريخت‌ و به‌ خدمت‌ او درآمد. بيرام‌خان‌، پس‌ از چندي‌، به‌ بهانة‌ زيارت‌ حج‌، به‌ راجپوتانا رفت‌، از صحراي‌ سند گذشت‌ و در 950 در شهر جون‌ به‌ همايون‌ پيوست‌ و همراه‌ او به‌ قندهار رفت‌.در لشكركشيهاي‌ همايون‌ به‌ هند، فرمانده‌ كل‌ سپاه‌ بود و در بسياري‌ از نبردها پيروز شد. مهمترين‌ پيروزي‌ او كه‌ براي‌ همايون‌، تاج‌ و تخت‌ هند را در برداشت‌، در نبرد با سكندر سور ] اسكندر سوري‌ [ در 963 بود.همايون‌ براي‌ ابراز حق‌شناسي‌، او را للة‌ پسرِ سيزده‌ ساله‌اش‌، اكبر، كرد و لقب‌ «خان‌بابا» به‌ وي‌ داد. هنگامي‌ كه‌ اكبر به‌ حكومت‌ پنجاب‌ منصوب‌ شد، با همراهي‌ بيرام‌خان‌ به‌ آنجا رفت‌. پس‌ از مرگ‌ همايون‌ در 964، بيرام‌خان‌ پادشاهي‌ اكبر را اعلام‌ و مراسم‌ تاجگذاري‌ را برگزار كرد. اندكي‌ بعد، با شكست‌ دادن‌ هيمو كه‌ به‌ فرماندهي‌ سپاه‌ سور به‌ دهلي‌ حمله‌ كرده‌ بود، پايه‌هاي‌ حكومت‌ اكبرشاه‌ را محكمتر كرد. در اين‌ زمان‌، بيرام‌خان‌ در اوج‌ قدرت‌، به‌ نام‌ اكبر كه‌ هنوز تحت‌ سرپرستي‌ او بود، حكومت‌ مي‌كرد.ازدواج‌ بيرام‌خان‌ با سليمه‌ سلطان‌ بيگم‌، دختر عمة‌ اكبر، بر شأن‌ و شوكت‌ او افزود. پسرش‌ عبدالرحيم‌خان‌، خان‌خانان‌، از همسر قبلي‌ وي‌، دختر جمال‌خان‌ از خوانين‌ هيوات‌، بود.در 966، بيرام‌خان‌ «شيخ‌ گدائي‌ كمبوه‌ دهلوي‌ شيعي‌» را به‌ مقام‌ «صدرالصدور»ي‌ برگزيد. اين‌ انتصاب‌، موجب‌ رنجش‌ تورانيان‌ كه‌ سني‌ بودند شد. علاوه‌ بر آن‌، گماردن‌ افراد شيعي‌ به‌ مشاغل‌ ديواني‌ و ايجاد محدوديتهاي‌ مالي‌ براي‌ شاه‌ و خانواده‌اش‌ و مخالفتهاي‌ داية‌ اكبرشاه‌، سبب‌ تغيير نظر شاه‌ به‌ او شد. بيرام‌خان‌، كه‌ خود را در خطر مي‌ديد، به‌ بهانة‌ حج‌ اما به‌ قصد تصرف‌ جَلَندْهَر، به‌ آنجا رفت‌ ولي‌ در نبرد با نيروهاي‌ سلطنتي‌ شكست‌ خورد و مجبور به‌ تسليم‌ شد. او كه‌ لقب‌ و مقام‌ خويش‌ را از دست‌ داده‌ بود، مورد عفو شاه‌ قرار گرفت‌. در 968، بيرام‌خان‌ راهي‌ سفر حج‌ شد اما همان‌ سال‌، در چهارده‌ جمادي‌الاولي‌، در ميان‌ راه‌ به‌ دست‌ مبارك‌خان‌ لوخاني‌، كه‌ پدرش‌ در جنگ‌ با بيرام‌خان‌ كشته‌ شده‌ بود، به‌ قتل‌ رسيد و اردوگاهش‌ به‌ تاراج‌ رفت‌. بيرام‌خان‌ را در همانجا به‌ خاك‌ سپردند، سپس‌ جسد او را به‌ دهلي‌ بردند و موقتاً در آنجا دفن‌ كردند. در 971، بنابر وصيتش‌، به‌ مشهد منتقل‌ و در مجاورت‌ حرم‌ امام‌ رضا عليه‌السّلام‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.بيرام‌خان‌، محقق‌ و شاعر و هنرشناسي‌ پايبند به‌ مباني‌ تشيع‌ بود. او مشوق‌ علما و ادبا بود و هنرمندان‌ و صنعتگران‌ را گرامي‌ مي‌داشت‌، حتي‌ مخالفان‌ خرده‌گير او چون‌ بداؤني‌، فضايل‌ اخلاقي‌ و تواناييهاي‌ فكري‌ وي‌ را ستوده‌اند. ديوان‌ او در 1328/1910 در كلكته‌ منتشر شد.اكبر ناسپاسي‌ خود را با تربيت‌ پسر بيرام‌خان‌، ميرزا عبدالرحيم‌خان‌، و ازدواج‌ با سليمه‌ سلطان‌بيگم‌، همسر او، جبران‌ كرد.منابع‌: محمدحسين‌آزاد، درباراكبري‌ (اردو)، لاهور1988، ص‌ 157 به‌ بعد؛ ميرغلامعلي‌بن‌ نوح‌ آزادبلگرامي‌، خزانة‌ عامره‌ ،كانپور1900، ص‌ 458ـ 459؛ جواهر آفتابچي‌، تذكرة‌ الواقعات‌ ، ترجمة‌ اردو از معين‌الحق‌، كراچي‌ 1956، فهرست‌ (منبعي‌ ارزنده‌ براي‌ فعاليتهاي‌ بيرام‌خان‌ در عهد همايون‌ و مشتمل‌ بر آوارگيهاي‌ وي‌)؛ محسن‌ امين‌، اعيان‌ الشيعة‌ ، دمشق‌ 1939، ج‌ 14، ص‌ 232؛ فريدبن‌معروف‌ بكري‌، ذخيرة‌ الخوانين‌ ، نسخة‌ خطي‌ انجمن‌ تاريخ‌ پاكستان‌، ش‌ 1؛ عبدالحي‌ حسني‌، نزهة‌ الخواطر و بهجة‌المسامع‌ والنواظر ، ج‌ 4، حيدرآباد دكن‌ 1374/ 1954، ص‌ 64ـ66؛ نورالله‌بن‌شريف‌الدين‌ شوشتري‌، مجالس‌ المؤمنين‌ ، تهران‌ 1299/1882، ص‌ 431ـ432 (شجره‌نامة‌ قطعاً غلطي‌ از بيرام‌خان‌ ارائه‌ مي‌دهد)؛ محمدقاسم‌بن‌ غلامعلي‌ فرشته‌، گلشن‌ ابراهيمي‌ ، بمبئي‌ 1831؛ غلام‌علي‌ شيرين‌ عزت‌الله‌ قانع‌، تذكرة‌ مقالات‌ الشعراء ، چاپ‌ حسام‌الدين‌ راشدي‌، كراچي‌ 1957، ص‌ 98ـ102 و فهرست‌؛Babur, Emperor of India, Babur-nama=Memoirs of Ba bur, tr. Annette Susannah Beveridge, New Delhi 1979.براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع کنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوّم‌، ذيل‌ مادّه‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

بزمي‌انصاري‌ ، تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده