بیذق‌ ابوبکربن‌ علی‌ صنْهاجی‌
معرف
سندة‌ خاطراتي‌ دربارة‌ نخستين‌ دوره‌هاي‌ تاريخ‌ موحّدون‌ *
متن
بَيذَق‌ ، ابوبكربن‌ علي‌ صِنْهاجي‌ ، نويسندة‌ خاطراتي‌ دربارة‌ نخستين‌ دوره‌هاي‌ تاريخ‌ موحّدون‌ * . نام‌ او نخست‌ از طريق‌ روايتهايي‌ شناخته‌ شده‌ است‌ كه‌ ابن‌خلدون‌ در كتاب‌ العِبَر و مؤلف‌ گمنام‌ الحُلَل‌ المَوْشيَّة‌ از قول‌ او نقل‌ كرده‌اند و نيز از طريق‌ بخشهايي‌ كه‌ ابن‌قَطّان‌، صاحب‌ نظم‌ الجُمان‌ ، از آثار او رونويسي‌ كرده‌ است‌. اما مجموعه‌ اوراقي‌ كه‌ لوي‌ پرووانسال‌ در كتابخانة‌ اِسكوريال‌ (ش‌ 1919) كشف‌ كرد و انتشار آنها در > اسناد منتشر نشده‌اي‌ از تاريخ‌ موحّدون‌ < موجب‌ شد كه‌ ناگهان‌ نام‌ بيذق‌ از پردة‌ فراموشي‌ بيرون‌ آيد. در كتاب‌ او، خاطرات‌ واقعي‌ شخصيتي‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ در وقايعي‌ كه‌ نقل‌ مي‌كند خود نقش‌ فعالي‌ داشته‌ و از همان‌ آغاز يكي‌ از نخستين‌ موحدون‌ بوده‌ است‌. در نظر اول‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ وقايعنامه‌اي‌ معمولي‌ نيست‌؛ اطلاعات‌ تازه‌اي‌ كه‌ در هر صفحة‌ آن‌ آمده‌ و سنديت‌ آنها، اين‌ امكان‌ را فراهم‌ مي‌آورد كه‌ ما شناخت‌ خود را ـ كه‌ تاكنون‌ بسيار ناچيز بوده‌ ـ از موحدون‌ شمالِ افريقا به‌ نحو شايسته‌اي‌ كاملتر كنيم‌. در اين‌ نسخة‌ خطيِ سي‌ و شش‌ صفحه‌اي‌، افتادگي‌ ديده‌ نمي‌شود، اما متأسفانه‌ آغاز آن‌ از ميان‌ رفته‌ و كتاب‌ فاقد عنوان‌ است‌. اطلاعات‌ ما دربارة‌ بيذق‌، بر گفته‌هاي‌ خودِ او در كتابش‌ مبتني‌ است‌، اما اين‌ اطلاعات‌ آنقدر مبهم‌ است‌ كه‌ نمي‌توان‌ براساس‌ آنها شرح‌ حالي‌ از او فراهم‌ آورد. پس‌ از رسيدن‌ مهدي‌ ] = محمدبن‌ تومَرْت‌، بنيانگذار دولت‌ موحدون‌ [ به‌ تونس‌، بيذق‌ را در شمار همراهان‌ او، و سپس‌ در ميان‌ اتباع‌ عبدالمؤمن‌ ] بن‌علي‌، حك : 527 ـ 558، جانشين‌ ابن‌تومَرْت‌ [ مي‌بينيم‌. او در درگاه‌ هر دوي‌ آنها از مقربان‌ و خدمتگزاران‌ بوده‌ و ازينرو در كتابش‌ فقط‌ ديده‌ها و شنيده‌هاي‌ خود را ضبط‌ كرده‌ است‌. بيذق‌ ـ كه‌ از پيروان‌ پرشور ابن‌تومرت‌ بود ـ بر روايت‌ خود از وقايع‌، حوادث‌ خارق‌العاده‌اي‌ افزوده‌ است‌ تا رسالت‌ الهي‌ ابن‌تومرت‌ و انتخاب‌ مقدّر عبدالمؤمن‌ را به‌ جانشيني‌ او تأييد كند. مطمئن‌ نيستيم‌ كه‌ او همراه‌ شيخ‌ خود ] = ابن‌تومرت‌ [ ، از مشرق‌ ] به‌ مغرب‌ [ آمده‌ باشد. به‌ هر حال‌ نام‌ بيذق‌، كه‌ از فارسي‌ به‌ عربي‌ راه‌ يافته‌ است‌، هنوز هم‌ در ميان‌ بربرهاي‌ جنوب‌ به‌ پياده‌هاي‌ شطرنج‌ گفته‌ مي‌شود. مسلّم‌ اين‌ است‌ كه‌ زبان‌ مادري‌ بيذق‌، بربري‌ بوده‌ و عربي‌ را خوب‌ نمي‌دانسته‌ است‌. مصطلحات‌ فراوان‌ عاميانه‌ و نيز عبارتهايي‌ كه‌ به‌ زبان‌ بربري‌ در روايتهايش‌ آمده‌، دليل‌ اين‌ مدعاست‌. ابوبكر بيذق‌ كه‌ خدمتگزاري‌ وفادار و سرسپرده‌ و خالي‌ از هرگونه‌ بلندپروازي‌ سياسي‌ بود و در گمنامي‌ به‌ سر مي‌بُرد، و پيوسته‌ در خدمت‌ مهدي‌ و عبدالمؤمن‌ و حتي‌ ] ابويعقوب‌ [ يوسف‌ اول‌ ] حك : 558 ـ 580، جانشين‌ عبدالمؤمن‌ [ بود ـ چنانكه‌ برخي‌ روايات‌ او شاملِ اين‌ مخدوم‌ نيز مي‌شود ـ عاقبت‌، دور از هرگونه‌ هياهو و شهرت‌، به‌ همان‌ صورت‌ ناگهاني‌ كه‌ جلوه‌ كرده‌ بود از صحنة‌ زندگي‌ موحدون‌ ناپديد گرديد.منابع‌:E. Levi-Provenµal, Documents inedits d'histoire almohade , IX-XI; G. Marcy, "Les phrases berberes des `Documentsinedits d'histoire almohade' ", Hesperis , 14 (1932), 61ff.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ا. هوئيچي‌ ميراندا ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده