بیدل‌ سندی‌ قادربخش‌
معرف
ي‌ و شاعرِ سند در قرن‌ سيزدهم‌
متن
بيدل‌ سِندي‌ ، قادربخش‌ ، صوفي‌ و شاعرِ سند در قرن‌ سيزدهم‌. فرزند محمّدمحسن‌، يكي‌ از صوفيان‌ حنفي‌مذهب‌ و قادري‌مسلك‌، بود و در 1230 زاده‌ شد (ظهورالدين‌ احمد، ج‌ 5، ص‌ 406؛ سدارنگاني‌، ص‌ 267). از پنج‌سالگي‌ تا دوازده‌ سالگي‌، به‌تحصيلات‌ مقدماتي‌ پرداخت‌ ( مثنويات‌ هير و رانجها ، مقدمة‌ هوشيارپوري‌، ص‌ 84) و زبانهاي‌ فارسي‌ و عربي‌ را فراگرفت‌ و زبانهاي‌ اردو و سندي‌ و سرائيكي‌ را در محلّ زندگي‌ خود، مانند زبان‌ مادري‌، آموخت‌ و به‌ همة‌ اين‌ زبانها آثاري‌ از خود به‌ يادگار گذاشت‌ (ظهورالدين‌ احمد، همانجا). براي‌ اشعاري‌ كه‌ به‌ هر يك‌ از اين‌ زبانها مي‌سرود، تخلّصي‌ جداگانه‌ برگزيده‌ بود: در اشعار عربي‌، «قادر»، در فارسي‌ «بيدل‌» و در سندي‌ و اردو و سرائيكي‌، «طالب‌» تخلّص‌ مي‌كرد ( مثنويات‌ هير و رانجها ، مقدمة‌ هوشيارپوري‌، ص‌ 84 ـ 85). يكي‌ از فرزندان‌ او نيز به‌ نام‌ محمّدمحسن‌ شاعر و متخلّص‌ به‌ «بيكس‌» بود (همان‌، مقدمة‌ هوشيارپوري‌، ص‌ 85). بيدل‌ صوفي‌ بود و ازينرو او را «فقير قادربخش‌» مي‌گفتند (ظهورالدين‌ احمد، همانجا). در علوم‌ رايجِ زمان‌ خود، مانند طب‌ و شعر و لغت‌ و صرف‌ و نحو، مهارت‌ داشت‌ و در همة‌ اين‌ موضوعها كتاب‌ نوشته‌، و همچنين‌ اسرار و رموز تصوّف‌ و عرفان‌ را در برخي‌ از آثار خود به‌ وضوح‌ شرح‌ كرده‌ است‌ (همانجا). براي‌ بيدل‌، هجده‌ اثر منظوم‌ و منثور ياد كرده‌اند (همانجا) كه‌ برخي‌ از آنها عبارت‌اند از: 1) رموز القادري‌ ، شرح‌ قصيدة‌ عربي‌ عبدالقادر گيلاني‌ (متوفي‌ 561؛ ظهورالدين‌ احمد، ج‌ 5، ص‌ 407؛ سدارنگاني‌، همانجا)؛ 2) ديوان‌ سلوك‌ الطّالبين‌ ، مجموعة‌ غزليات‌ بيدل‌ (شامل‌ نود غزل‌) كه‌ به‌ سبك‌ محمودنامه‌ است‌، يعني‌ حرف‌ اول‌ هر بيت‌ در هر غزل‌ با حرف‌ آخر رديف‌ آن‌ غزل‌ يكي‌ است‌. او در اين‌ غزليات‌ «طالب‌» تخلّص‌ مي‌كرد (ظهورالدين‌ احمد؛ سدارنگاني‌، همانجاها)؛ 3) مثنوي‌ دلگشا ، كه‌ مثنوي‌ كوتاهي‌ در حدود 250 بيت‌ است‌ (ظهورالدين‌ احمد، ج‌ 5، ص‌ 408؛ سدارنگاني‌، همانجا)؛ 4) مصباح‌ الطريقة‌ يا مصباح‌ الطّريق‌ ، ديوان‌ بيدل‌، مشتمل‌ بر: غزليات‌ و قصايد و ترجيع‌بند و تركيب‌بند و مخمّس‌ و مسدّس‌ و قطعات‌ تاريخي‌ كه‌ در آن‌ «بيدل‌» تخلّص‌ كرده‌ است‌ (ظهورالدين‌ احمد، ج‌ 5، ص‌ 407؛ سدارنگاني‌، همانجا)؛ 5) مِنهاج‌ الحقيقة‌ ، مجموعه‌اي‌ مشتمل‌ بر سي‌ غزل‌ عربي‌ بيدل‌ (ظهورالدين‌ احمد؛ سدارنگاني‌، همانجاها)؛ 6) مثنوي‌ نهرالبحر ، به‌ تقليد مثنوي‌معنوي‌ دربارة‌ تصوّف‌ (همانجاها). شاعر مثنوي‌ معنوي‌ را «بحر» و مثنوي‌ خود را «نهر» ناميده‌ است‌. از آثار منثور اوست‌: تقويت‌ القلوب‌ في‌ تذكرة‌ المحبوب‌ ، به‌ زبان‌ سندي‌/ سرائيكي‌، در شرح‌ اصطلاحات‌ و سخنان‌ عارفان‌ و شاعران‌؛ رموز العارفين‌ ، شرح‌ اقوال‌ 24 عارف‌ دربارة‌ توحيد و الفوائد المعنوي‌ ، مشتمل‌ بر 187 مشاهدة‌ نويسنده‌ و شرح‌ آنها به‌ زبان‌ عربي‌، كه‌ ترجمة‌ آن‌ به‌ زبان‌ سندي‌، قابل‌توجه‌ است‌ (ظهورالدين‌ احمد، ج‌ 5، ص‌ 407). كتابي‌ نيز به‌ نظم‌ و نثر فارسي‌ دارد به‌ نام‌ قرة‌العين‌ في‌ مناقب‌ السّبطين‌ كه‌ 29 حديث‌ پيامبر صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلّم‌ را دربارة‌ امام‌حسن‌ و امام‌حسين‌، عليهماالسلام‌، شرح‌ كرده‌ است‌ (همان‌، ج‌ 5، ص‌ 408).بيدل‌ در 1289 درگذشت‌ (همان‌، ج‌5، ص‌406؛ سدارنگاني‌، همانجا). مزارش‌ نزديك‌ ايستگاه‌ سندِ پاكستان‌ است‌ و در شانزدهم‌ ذيقعدة‌ هر سال‌، مراسم‌ «عُرس‌» به‌ ياد او بر مزارش‌ برگزار مي‌شود.منابع‌: ظهورالدين‌ احمد، پاكستان‌ مين‌فارسي‌ ادب‌ ، ج‌ 5، لاهور 1990؛ هرومل‌ سدارنگاني‌، پارسي‌گويان‌ هند و سند ، تهران‌ 1355 ش‌؛ مثنويات‌ هير و رانجها ، چاپ‌ حفيظ‌ هوشيارپوري‌، كراچي‌ 1957.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

شاهد چوهدري‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده