بیدر
معرف
ي‌ در ايالت‌ كَرناتَك‌ هند و از مراكز مهم‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ ـ ايراني‌ در سدة‌ نهم‌ و دهم‌
متن
بيدَر ، شهري‌ در ايالت‌ كَرناتَك‌ هند و از مراكز مهم‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ ـ ايراني‌ در سدة‌ نهم‌ و دهم‌. اين‌ شهر در حدود 130 كيلومتري‌ شمال‌ غربي‌ حيدرآباد، در حاشية‌ فلات‌ دكن‌ واقع‌ است‌. از بيدر تا قرن‌ هشتم‌ اطلاعي‌ در دست‌ نيست‌. در 722 اُلغ‌خان‌ (كه‌ بعدها محمدبن‌ تُغلق‌ * ناميده‌ شد) آنجا را از شاهان‌ هندوي‌ وَرَنگل‌ گرفت‌ (برني‌، ص‌449). در 748 حسن‌ گَنگو (علاءالدين‌ ظفرخان‌، از اميران‌ محمدبن‌ تغلق‌) شهر را به‌ تصرف‌ درآورد. وي‌ سپس‌ سلسلة‌ «بهمنيان‌ دكن‌ * » را تأسيس‌ كرد و با لقب‌ علاءالدين‌ حسن‌ بهمن‌ شاه‌ (حك : 748ـ759) به‌ تخت‌ نشست‌. در زمان‌ او بيدر يكي‌ از چهار ايالت‌ قلمرو بهمنيان‌ محسوب‌ مي‌شد. شهر اهميت‌ سوق‌الجيشي‌ داشت‌ و در 799، به‌ عنوان‌ دژ، بازداشتگاه‌ شمس‌الدين‌، هفتمين‌ پادشاه‌ بهمنيان‌، بود. همچنين‌ در 825 حملة‌ فيروزشاه‌، هشتمين‌ پادشاه‌ بهمنيان‌، به‌ برادرش‌ احمد در اين‌ محل‌ دفع‌ شد كه‌ در نتيجة‌ آن‌ شهاب‌الدين‌ احمد اول‌ (825ـ 839) به‌ حكومت‌ رسيد. وي‌ در 827 بيدر را پايتخت‌ خود كرد و به‌ ياد پسرش‌ «محمدآباد» ناميد (يزداني‌، 1947، ص‌54 ـ56). از آن‌ پس‌، به‌ سبب‌ موقعيت‌ مركزي‌ و استحكامات‌ طبيعي‌، همراه‌ با سرسبزي‌ و آب‌ و هواي‌ خوب‌، بيدر پايتخت‌ شاهان‌ بهمني‌ شد.اوج‌ اهميت‌ بيدر در زمان‌ وزارت‌ محمود گاوان‌ ملقب‌ به‌ خواجة‌ جهان‌ (866ـ886)، وزير با تدبير شمس‌الدين‌ محمدشاه‌ سوم‌ بهمني‌، بود. در 934، بريدشاهيان‌ * به‌ حكومت‌ رسيدند و تا 1028 بيدر را در تصرف‌ خود داشتند. در اين‌ سال‌، ابراهيم‌ دوم‌ عادلشاه‌ (حك : 987ـ1035) ميرزا امير بريد شاه‌ را شكست‌ داد و بيدر را ضميمة‌ بيجاپور كرد. در 1067، اورنگ‌ زيب‌ شهر را تسخير كرد و نام‌ آن‌ را به‌ ظفرآباد تغيير داد (يزداني‌، 1947، ص‌15). در 1137، نظام‌ الملك‌ آصف‌ جاه‌ حيدرآبادي‌ بيدر را به‌ تصرف‌ خود درآورد.از دوران‌ بهمنيان‌ و بريدشاهيان‌ آثار گوناگوني‌ در بيدر برجاي‌ مانده‌ است‌. شاهان‌ بهمني‌ از حاميان‌ جدي‌ هنر و ادبيات‌ بودند. علاقة‌ فراوان‌ آنان‌ به‌ فرهنگ‌ ايراني‌ سبب‌ شد تا شاعران‌، مورخان‌، ادبا، موسيقيدانان‌، داستانسرايان‌ و نقالان‌ شاهنامه‌ به‌ بيدر روانه‌ شوند (فرشته‌، ج‌2، ص‌535). شيخ‌ آذري‌ اسفرايني‌، بهمن‌نامه‌ را كه‌ تاريخ‌ اين‌ سلسله‌ است‌ به‌ تقليد از شاهنامه‌ در بيدر به‌ نظم‌ درآورد. احمدشاه‌ اول‌ كه‌ در هنر و علوم‌ كارآزموده‌ بود، شاه‌ نعمت‌الله‌ ولي‌ (متوفي‌ 834) را به‌ دربار خويش‌ دعوت‌ كرد و او ميرنورالله‌، نوة‌ خود، را به‌ بيدر فرستاد كه‌ شاه‌ به‌ او لقب‌ ملك‌المشايخ‌ بخشيد ( رجوع کنید به طباطبا، ص‌68). شاه‌ خليل‌الله‌، يگانه‌ پسر شاه‌ نعمت‌الله‌ ولي‌، نيز پس‌ از مرگ‌ پدر به‌ بيدر رفت‌. محمود گاوان‌، كه‌ مردي‌ اديب‌ بود، در تاريخ‌ دكن‌ آثاري‌ ماندگار برجاي‌ گذاشت‌ و پيوند فرهنگي‌ با ايران‌ را استوارتر ساخت‌. به‌ نوشتة‌ جامي‌ (گ‌ 36)، در اين‌ زمان‌، بيدر حتي‌ ماية‌ رشك‌ روم‌ بود. نامه‌هاي‌ محمود ( رجوع کنید به رياض‌ الانشاء ) بروشني‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ او با اشتياق‌ مي‌كوشيد تا فضلاي‌ ايران‌ و عراق‌ را براي‌ تدريس‌ در مدرسه‌اي‌ كه‌ ساخته‌ بود ( رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌) جلب‌ كند (يزداني‌، 1947، ص‌92؛ براون‌، ص‌70).آثار معماري‌ بيدر نيز نشان‌ از فرهنگ‌ ايراني‌ دارد. حصار كامل‌ دور شهر و دژ، از دوران‌ بهمنيان‌ به‌ جاي‌ مانده‌ است‌. گفته‌ مي‌شود كه‌ در ساخت‌ اين‌ حصار، مهندسان‌ و معماران‌ ايراني‌ و ترك‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ بودند. در طول‌ چهار كيلومتر از اين‌ حصار، 37 برج‌ با سكوهايي‌ براي‌ استقرار توپخانه‌ قرار گرفته‌ است‌. بين‌ شهر و دژ، سه‌ دروازه‌ وجود دارد. اين‌ دروازه‌ها بترتيب‌، به‌ دورة‌ اورنگ‌زيب‌، محمودشاه‌ بهمني‌ و شهاب‌الدين‌ احمد شاه‌ اول‌ تعلق‌ دارند. دروازة‌ دوم‌، به‌ سبب‌ تصوير دو ببر كه‌ بر سر در آن‌ حجاري‌ شده‌، «شَرزَه‌ دروازه‌» ناميده‌ مي‌شود. در ساخت‌ دروازة‌ سوم‌، به‌ نام‌ گنبد دروازه‌، از معماري‌ ايراني‌ الهام‌ گرفته‌ شده‌ است‌.در درون‌ دژ بناهاي‌ متعددي‌ وجود دارد. مسجد سوله‌ كَهَمبا (شانزده‌ ستون‌) با كتيبه‌اي‌ به‌ تاريخ‌ 727، قديمترين‌ بناي‌ مسلمانان‌ در بيدر است‌. مسجد جامع‌ با كتيبه‌اي‌ به‌ تاريخ‌ 827، بنايي‌ عظيم‌ با ستونهاي‌ مدور داخلي‌ است‌ كه‌ پيش‌ از انتقال‌ پايتخت‌ به‌ بيدر بنا شده‌ است‌. بناي‌ «تخت‌ محل‌»، كه‌ گفته‌ مي‌شود كاخ‌ احمدشاه‌ بهمني‌ بود، با كاشيهاي‌ چندرنگ‌ لعابدار كه‌ احتمالاً از كاشان‌ وارد شده‌ بود، كاشيكاري‌ شده‌ است‌. ديوان‌ عام‌ بهمني‌، با كاشيكاريهاي‌ ظريف‌ منقش‌ به‌ گل‌ و بوته‌، اشكال‌ هندسي‌ و خوشنويسي‌ كوفي‌ داراي‌ اسلوب‌ معماري‌ ايراني‌ است‌. «رنگين‌ محل‌» كه‌ بناي‌ آن‌ در دوران‌ بهمنيان‌ شروع‌ شد و شاهان‌ بريدي‌ آن‌ را تجديد بنا كردند، از بهترين‌ آثار دوران‌ بريدشاهيان‌ است‌. خاتم‌بندي‌ با صدف‌ و كنده‌كاري‌ روي‌ چوب‌ به‌ سبك‌ هندو و اسلامي‌ از ويژگيهاي‌ اين‌ بناست‌.بناي‌ عظيم‌ مدرسة‌ گاوان‌ در درون‌ شهر داراي‌ حياط‌ وسيعي‌ بود كه‌ گرداگرد آن‌ اتاقهاي‌ درس‌، نمازخانه‌، كتابخانه‌ و حجره‌هايي‌ براي‌ سكونت‌ مدرسان‌ و طلاب‌ ساخته‌ شده‌ بود. مدرسه‌ داراي‌ دو مناره‌ در دو طرف‌ در ورودي‌ مسجد بوده‌ كه‌ اكنون‌ فقط‌ يكي‌ از آنها باقي‌ مانده‌ است‌. سراسر نماي‌ بيروني‌ اين‌ بناي‌ عظيم‌ با كاشيهاي‌ لعابدار با نقشهاي‌ گل‌ و بوته‌ و كتيبه‌هايي‌ به‌ رنگهاي‌ زنده‌ پوشيده‌ شده‌ بود كه‌ امروز بيشتر اين‌ كاشيكاريها از بين‌ رفته‌ است‌؛ اما هنوز آية‌ «سَلامٌ عَلَيكُم‌ طِبْتُم‌ فَادخُلُوها خالِدين‌» (زمر:73) كه‌ بر روي‌ كاشيكاريهاي‌ نماي‌ بيروني‌ نقش‌ بسته‌ است‌، ديده‌ مي‌شود. اين‌ مدرسه‌ را با مدرسة‌ خَرگرد خراسان‌، ساختة‌ عُمّال‌ شاهرخ‌ تيموري‌، و مدرسة‌ ريگستان‌ سمرقند، ساختة‌ الغ‌بيگ‌ پسر شاهرخ‌، مقايسه‌ مي‌كنند (ديتس‌ ، ص‌72ـ76، لوح‌ سي‌ و يك‌؛ يزداني‌، ص‌91ـ100).مقبرة‌ شهاب‌الدين‌ احمدشاه‌ كه‌ در غرب‌ بيدر قرار دارد يكي‌ ديگر از بناهاي‌ زيباي‌ بيدر است‌. اين‌ مقبره‌ از كتيبه‌هايي‌ به‌ خط‌ كوفي‌ و ثلث‌، اثر شكرالله‌ قزويني‌، پوشيده‌ شده‌ است‌ (يزداني‌، ص‌125ـ126). ذكر نام‌ علي‌ عليه‌السلام‌ همراه‌ با نام‌ خدا و پيامبر احتمالاً مبيّن‌ گرايشهاي‌ شيعي‌ بهمنيان‌ است‌ (يزداني‌، 1947، ص‌118ـ119، قس‌ ص‌115ـ116). بر ديوارهاي‌ مقبره‌ اشعاري‌ از شاه‌ نعمت‌الله‌ولي‌ ديده‌ مي‌شود. طرح‌ كتيبة‌ طويل‌ مقبرة‌ شاه‌ خليل‌الله‌ كه‌ به‌ خط‌ حجيم‌ ثلث‌ در مرمر سياه‌ كنده‌ شده‌ اثر خوشنويس‌ ايراني‌، مغيث‌ قاري‌ شيرازي‌، و از شاهكارهاي‌ هنر خوشنويسي‌ در هند قرن‌ نهم‌ است‌. مقبرة‌ علي‌ بريد شاه‌ نيز بنايي‌ عظيم‌ و باشكوه‌ است‌ كه‌ نماي‌ دروني‌ آن‌ با آيات‌ قرآن‌ مجيد و ابيات‌ شيخ‌ فريدالدين‌ عطار تزيين‌ يافته‌ است‌.همچنين‌ ظروف‌ فلزي‌ سياه‌ قلم‌ بيدر (معروف‌ به‌ بدري‌) و اشيايي‌ كه‌ با طلا و نقره‌، به‌ شيوه‌اي‌ ظاهراً برگرفته‌ از هنر ايراني‌، خاتم‌بندي‌ شده‌، حاكي‌از تأثير فرهنگ‌ ايراني‌ در اين‌ منطقه‌ است‌.منابع‌: ضياءالدين‌ برني‌، تاريخ‌ فيروزشاهي‌ ، كلكته‌ 1862؛ عبدالرحمان‌بن‌ احمد جامي‌، انشاي‌ جامي‌ ، نسخة‌ خطي‌ كتابخانة‌ دانشگاه‌ عثمانيه‌، حيدرآباد، ش‌117؛ محمودبن‌ محمد خواجه‌ جهان‌، رياض‌الانشاء ، چاپ‌ غلام‌ يزداني‌، حيدرآباد دكن‌ 1948؛ علي‌بن‌ عزيزالله‌ طباطبا، برهان‌ مآثر ، دهلي‌ 1355/1936؛ محمد قاسم‌بن‌ غلامعلي‌ فرشته‌، گلشن‌ ابراهيمي‌ ، چاپ‌ بريگز، بمبئي‌ 1831؛P. Brown, Indian architecture: Islamic period, 5th ed., Bombay 1968; Cambridge history of India , ed. T. W. Haig, Cambridge 1928; E. Diez, Churasanische Baudenkmجler , Berlin 1918; S. Toy, The strongholds of India , London 1957; G. Yazdani, Antiquities of Bidar , Calcutta 1922; idem, Bidar. Its history and monuments , Oxford 1947.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

برگرفته‌ از ( ايرانيكا ؛ د.اسلام‌ ؛ د.اردو )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده