پایزه‌ (بائزه‌ بایزه‌ پاییزه‌ پائزه‌)
معرف
ه‌اي‌ فلزي‌ يا چوبي‌ و بندرت‌ از عاج‌ و يشم‌ در حكم‌ نشان‌ افتخار، ابلاغ‌ مأموريت‌، معرفي‌نامة‌ شغلي‌ و امتيازات‌ ديگر در دورة‌ مغول‌
متن
پايزه‌ (بائزه‌، بايزه‌، پاييزه‌، پائزه‌)، لوحه‌اي‌ فلزي‌ يا چوبي‌ و بندرت‌ از عاج‌ و يشم‌ در حكم‌ نشان‌ افتخار، ابلاغ‌ مأموريت‌، معرفي‌نامة‌ شغلي‌ و امتيازات‌ ديگر در دورة‌ مغول‌. برخي‌ برآن‌اند كه‌ پائيزه‌ ، پَئز (دورفر، ج‌ 1، ص‌ 239)، پَيْ ـ تسئو (مار كوپولو، 1926، ج‌ 1، ص‌ 352، حواشي‌ يول‌)، پَئي‌ ـ تزو (روبروكي‌، ص‌ 186، پانويس‌ 2)، به‌ معناي‌ لوحه‌، در اصل‌ واژه‌اي‌ چيني‌ است‌ كه‌ از طريق‌ زبان‌ مغولي‌ به‌ ساير زبانها راه‌ يافته‌ است‌. عده‌اي‌ ديگر نيز پايزه‌ را به‌ نوعي‌ همان‌ بَصْمَه‌ (واژه‌اي‌ در اصل‌ تركي‌ كه‌ در زبان‌ عربي‌ امروز به‌ معناي‌ اثر انگشت‌ و مهر است‌) مي‌دانند ( > دايرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروي‌ < ، ج‌ 3، ص‌ 57). اما وجه‌ اين‌ اشتقاق‌ صحيح‌ و روشن‌ به‌ نظر نمي‌رسد. بوداگف‌ (ج‌ 1، ص‌ 311) «معاف‌نامه‌» و «برات‌» (كاغذ زر) را از جمله‌ معانيِ پايزه‌ دانسته‌ است‌.سابقة‌ كاربرد پايزه‌ به‌ دورة‌ حكومت‌ ختائيان‌ و دودمان‌ كين‌ در سدة‌ پنجم‌/ يازدهم‌ بازمي‌گردد (ماركو پولو، 1926، ج‌ 1، ص‌ 353، حواشي‌ يول‌؛ كورديه‌ ، ص‌ 67). پس‌ از حملة‌ مغول‌ بسياري‌ از عناصر فرهنگي‌ چين‌ از طريق‌ اقوام‌ اويغوري‌ و ختايي‌ به‌ تشكيلات‌ ديواني‌ مغولان‌ راه‌ يافت‌. معمولاً خان‌بزرگ‌ پايزه‌ را به‌ حكمرانان‌، كارگزاران‌ و نمايندگان‌ حكومت‌، وزرا، اشراف‌ ممالك‌ و حتي‌ بازرگانان‌ اعطا مي‌كرد. شاهزادگان‌ و خاتونها نيز گاه‌ خودسرانه‌ به‌ صدور پايزه‌ دست‌ مي‌يازيدند (وصّاف‌ حضره‌، ص‌ 25، 81، 92، 109، 212، 340، 434، 576؛ ناصرالدين‌ منشي‌ كرماني‌، ص‌ 28، 59؛ ولاديميرتسوف‌، ص‌ 174، پانويس‌ 9؛ جويني‌، ج‌ 1، ص‌ يط‌، پانويس‌ 2، ص‌ 124، 212، ج‌ 2، ص‌ 223، 236، 255ـ 256،260؛ رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، 1358، ص‌ 291ـ300)، ازينرو غازان‌ براي‌ حل‌ اين‌ مشكل‌، آيين‌نامة‌ جديدي‌ براي‌ گردآوري‌ پايزه‌هاي‌ كهن‌ و صدور پايزه‌هاي‌ جديد صادر كرد (رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، 1358، ص‌ 295؛ همو، 1373ش‌، ج‌ 2، ص‌ 1471).پايزه‌ در موارد مختلفي‌ چون‌ خدماتِ صادقانة‌ افراد، به‌ مثابة‌ نشان‌ افتخار، و مقام‌ اعطا مي‌شد (جويني‌، ج‌ 1، ص‌ 124؛ زرياب‌ خويي‌، ص‌ 48؛ بناكتي‌، ص‌ 386، 415؛ نيز رجوع كنيد به رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، 1968، ص‌ 176ـ181) و گاه‌ همراه‌ با اين‌ پايزه‌، «يرليغي‌» (فرمان‌) نيز صادر مي‌شد. لوحه‌هاي‌ اعطايي‌، برحسب‌ اهميت‌ مقام‌ و منصبِ صاحب‌ آن‌، متفاوت‌ بودند، چنانكه‌ بالاترين‌ نوعِ اين‌ لوحه‌ها، پايزة‌ سرِ شير يا گربه‌ و سرِ قوش‌ بود كه‌ معمولاً گرد و از زر بود. پايزة‌ سرِ قوش‌ به‌ سفيران‌ اختصاص‌ داشت‌ و حامل‌ آن‌ مي‌توانست‌ از سپاهيان‌ محافظ‌ و اصطبل‌ شاهي‌ استفاده‌ كند كه‌ ظاهراً تا حدودي‌ با امتيازات‌ طُرخان‌ * شباهت‌ پيدا مي‌كرد (ماركو پولو، 1926، ج‌ 1، ص‌ 354، حواشي‌ يول‌؛ همو، 1350ش‌، ص‌ 119ـ120؛ دورفر، ج‌ 1، ص‌ 240). پايزه‌ همچنين‌ به‌ عنوان‌ حكم‌ مأموريت‌ در اختيار برخي‌ از بزرگان‌ و كارگزاران‌، حاكمان‌، سفيران‌ و ايلچيان‌خان‌ قرار مي‌گرفت‌، بر روي‌ آن‌ نام‌ حامل‌ لوحه‌ نوشته‌ و در دفتر ثبت‌ مي‌شد. اداره‌اي‌ به‌ نام‌ «سنويشه‌» متصدي‌ رسيدگي‌ به‌ صدور يرليغ‌ و پايزه‌ها بود (جويني‌، ج‌ 1، ص‌ 212، ج‌ 2، ص‌ 255؛ رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، 1358، همانجا؛ شريك‌ امين‌، ذيل‌ مادّه‌ و «سنويشه‌»؛ وصّاف‌ حضره‌، ص‌ 81، 92، 340؛ ناصرالدين‌ منشي‌ كرماني‌، همانجاها).مردم‌ و حاكمان‌ ولايات‌ موظف‌ بودند كه‌ اسباب‌ پذيرايي‌ و تجهيزات‌ و تسهيلات‌ لازم‌ را در اختيار سفيران‌ و ايلچيانِ حاملِ پايزه‌ قرار دهند (ماركو پولو، 1350ش‌، ص‌ 153ـ154؛ نيز رجوع كنيد به شريك‌ امين‌، ذيل‌ «ايلچي‌»). براي‌ تسهيل‌ در امر خبررساني‌ گاه‌ به‌ برخي‌ از «امراي‌ سرحد» پنج‌ يا سه‌ پايزه‌، برحسب‌ اهميتِ مقامِ امير سرحد، اعطا مي‌شد تا به‌ هنگام‌ ضرورت‌ بتوانند ايلچيان‌ خود را براي‌ اجراي‌ مأموريت‌ به‌ مراكز حكومتي‌ گسيل‌ كنند (رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، 1358، همانجا).افزون‌ بر اين‌ به‌ برخي‌ از بازرگانانِ (اُرتاق‌) مهم‌ حكومتي‌ پايزه‌ اعطا مي‌شد، اما بعدها، براي‌ آنكه‌ تفاوت‌ ميان‌ بازرگانان‌ از ساير متصديان‌ مشاغلِ ديواني‌ روشن‌ باشد، ديگر به‌ بازرگانان‌ پايزه‌ ندادند (جويني‌، ج‌ 3، ص‌ 87؛ نيز رجوع كنيد به منهاج‌ سراج‌، ج‌ 2، ص‌ 163).معمولاً خان‌ به‌ هنگام‌ جلوس‌ هم‌ به‌ حاكم‌ و هم‌ به‌ كارگزاران‌ او پايزه‌ مي‌داد و اين‌ موضوع‌ گاه‌ سبب‌ رنجش‌ برخي‌ از حاكمان‌ ولايات‌ مي‌شد (جويني‌، ج‌ 2، ص‌ 236، 255؛ وصّاف‌ حضره‌، ص‌ 25).پايزه‌، برحسب‌ اهميت‌ مقامات‌ حكومتي‌، از طلا، نقره‌، مس‌، چوب‌، عاج‌، يشم‌ و بامبو ساخته‌ مي‌شد (رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، 1358، ص‌ 295ـ300؛ جويني‌، ج‌ 1، ص‌ 124؛ ماركوپولو، 1926، ج‌ 1، ص‌ 353ـ354، حواشي‌ يول‌؛ وات‌، ص‌ 9). همچنين‌ وزن‌ پايزه‌ها با يكديگر متفاوت‌ بود، چنانكه‌ مثلاً وزنِ پايزة‌ ويژة‌ «اميرانِ تومان‌» (فرماندهان‌ ده‌هزار تن‌ سپاهي‌) و «اميران‌ نويان‌» (فرماندهان‌ سپاه‌، شاهزادگان‌) به‌ 400 ، 1 گرم‌ مي‌رسيد و وزن‌ پايزة‌ سرِ شير 040 ، 1 گرم‌ بود (ماركو پولو، 1926، ج‌ 1، ص‌ 350ـ351). همچنين‌ پايزه‌اي‌ از دورة‌ گيخاتو به‌ وزن‌ حدود 675 تا 900 گرم‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌ (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 353، حواشي‌ يول‌). اندازة‌ پايزه‌ها نيز متفاوت‌ بود، چنانكه‌ اندازة‌ برخي‌ از پايزه‌ها نيم‌زرع‌ طول‌ و يك‌ كف‌ دست‌ (چهارانگشت‌) عرض‌ و برخي‌ ديگر يك‌ زرع‌ طول‌ و پنج‌ انگشت‌ عرض‌ بوده‌ است‌ (روبروكي‌، ص‌ 186؛ ماركو پولو، 1926، همانجا؛ براي‌ اندازه‌هاي‌ ديگر پايزه‌ رجوع كنيد به همان‌، ج‌ 1، ص‌ 352، 355، حواشي‌ يول‌).معمولاً بر روي‌ پايزه‌ها عباراتي‌ از اين‌ قبيل‌ نوشته‌ مي‌شد: «به‌ نام‌ خداوند بزرگ‌ و توانا كه‌ الطافش‌ را به‌ سراسر امپراتوري‌ ما عطا فرموده‌، جاويد باد نام‌ خان‌ مقدس‌، مرگ‌ بر كساني‌ كه‌ سر از فرمان‌ او بپيچند» (همو، 1350ش‌، ص‌ 119). همچنين‌ بر لوحة‌ يني‌سئي‌ آمده‌ است‌:«به‌ قدرت‌ خداوند ابدي‌،نام‌ خاقان‌ مبارك‌ باد، كسي‌كه‌ به‌ او احترام‌ نگذارد، بايد كشته‌ شود و بميرد» (ماركو پولو، 1926، ج‌ 1، ص‌ 353، حواشي‌ يول‌). اين‌ عبارات‌ تا حدودي‌ با شعارهاي‌ مغولان‌ بر روي‌ «چاو» (پول‌ كاغذي‌) شباهت‌ دارد (وصّاف‌ حضره‌، ص‌ 272). بر روي‌ غالب‌ اين‌ پايزه‌ها نوشته‌ها به‌ زبان‌ چيني‌ و مغولي‌ با خطوط‌ چيني‌، اويغوري‌ و يا پاكْزْپا (چهارگوش‌) بود و بر روي‌ آن‌ مهر صادركننده‌ زده‌ مي‌شد (رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، 1373ش‌، ج‌ 2، ص‌ 1471؛ قوچاني‌، ص‌ 42ـ45). بر روي‌ پايزه‌اي‌ با خطوط‌ چيني‌ و پاكزپا، نوشته‌اي‌ به‌ خط‌ و زبان‌ فارسي‌ و عبارت‌ «پايزه‌ شب‌گشت‌» به‌ دست‌ آمده‌ است‌ (كاي‌ مي‌بيائو ، ص‌706).پايزه‌ها اشكال‌ متنوعي‌ داشتند، مثلاً بر روي‌ پايزة‌ يني‌سئي‌ حلقه‌اي‌ آهني‌ وجود داشت‌ كه‌ ظاهراً بندي‌ از آن‌ عبور مي‌كرده‌ است‌ و گاه‌ بر روي‌ حلقه‌، شمارة‌ پايزة‌ صادره‌ ثبت‌ مي‌شد (ماركو پولو، 1926، همانجا؛ نيز رجوع كنيد به قوچاني‌، تصاوير ص‌ 42ـ 45). از پايزه‌هايي‌ كه‌ تاكنون‌ به‌ دست‌ آمده‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ موارد اشاره‌ كرد: پايزة‌ يني‌سئي‌ متعلق‌ به‌ 1262/ 1846 در مينوسينسك‌ استان‌ يني‌سئي‌ كه‌ اينك‌ در موزة‌ آسيايي‌ آكادمي‌ سن‌پترزبورگ‌ نگهداري‌ مي‌شود (ماركو پولو، 1926، همانجا)؛ پايزه‌اي‌ كه‌ در نزديكي‌ رود دنيپر در جمهوري‌ اوكراين‌ و از جنس‌ نقره‌ يافت‌ شده‌ و متعلق‌ به‌ 1261/1845 است‌ (همانجا)؛ پايزة‌ موزة‌ ملي‌ ايران‌، از جنس‌ مس‌ و نقره‌ كه‌ نام‌ سلطان‌ ابوسعيد ايلخان‌ بر آن‌ نقش‌ بسته‌ است‌ (قوچاني‌، ص‌ 42ـ 45).در بارة‌ كاربرد پايزه‌ پس‌ از سقوط‌ دولت‌ ايلخانان‌ و دودمان‌ يوان‌ چين‌ اطلاعات‌ روشني‌ وجود ندارد. با وجود اين‌، شواهد كاربرد پايزه‌ در متون‌ عهد تيموري‌ مانند ظفرنامة‌ شرف‌الدين‌ علي‌ يزدي‌ وجود دارد، اما اين‌ اصطلاح‌ را به‌ هنگام‌ بحث‌ از دورة‌ چنگيز به‌ كار برده‌ است‌ و نه‌ دورة‌ تيموري‌ (ص‌ 30،80). در ميان‌ سلاجقة‌ روم‌ (حك : 470ـ700) نيز بارها به‌ پايزه‌ و يرليغ‌ اشاره‌ شده‌ است‌ كه‌ نشان‌ مي‌دهد كاربرد پايزه‌ احتمالاً از طريق‌ مغولان‌ به‌ اين‌ سلسله‌ راه‌ يافته‌ است‌ (آقسرائي‌، ص‌ 134، 148، 243؛ ابن‌بي‌بي‌، ص‌ 203، 241، 293، 329).منابع‌: محمودبن‌ محمد آقسرائي‌، تاريخ‌ سلاجقه‌، يا، مسامرة‌الاخبار و مسايرة‌الاخيار ، چاپ‌ عثمان‌ توران‌، تهران‌ 1362ش‌؛ ابن‌بي‌بي‌، اخبار سلاجقة‌ روم‌ ، چاپ‌ محمد جواد مشكور، تهران‌ 1350ش‌؛ داودبن‌ محمد بناكتي‌، تاريخ‌ بناكتي‌ = روضة‌ اولي‌الالباب‌ في‌ معرفة‌ التواريخ‌ و الانساب‌ ، چاپ‌ جعفر شعار، تهران‌ 1348ش‌؛ ماركو پولو، سفرنامة‌ ماركو پولو ، ترجمة‌ حبيب‌الله‌ صحيحي‌، تهران‌ 1350 ش‌؛ عطاملك‌بن‌ محمد جويني‌، كتاب‌ تاريخ‌ جهانگشاي‌ ، چاپ‌ محمدبن‌ عبدالوهاب‌ قزويني‌، ليدن‌ 1911ـ1937، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ] بي‌تا. [ ؛ رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، جامع‌التواريخ‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌ و مصطفي‌ موسوي‌، تهران‌ 1373ش‌؛ همو، كتاب‌ تاريخ‌ مبارك‌ غازاني‌: داستان‌ غازان‌خان‌ ، چاپ‌ كارل‌ يان‌، لندن‌ 1358/1940؛ عباس‌ زرياب‌ خويي‌، «سازمان‌ اداري‌ ايران‌ در زمان‌ حكومت‌ ايلخانان‌»، مجلة‌ باستان‌شناسي‌ و تاريخ‌ ، سال‌1، ش‌2 (بهار و تابستان‌ 1366)؛ شرف‌الدين‌ علي‌ يزدي‌، ظفرنامه‌ ، چاپ‌ عصام‌الدين‌ اورونبايوف‌، تاشكند 1972؛ شميس‌ شريك‌ امين‌، فرهنگ‌ اصطلاحات‌ ديواني‌ دوران‌ مغول‌ ، تهران‌ 1357ش‌؛ عبدالله‌ قوچاني‌، «پايزه‌»، ميراث‌ فرهنگي‌ ، ش‌17 (بهار و تابستان‌ 1376)؛ عثمان‌بن‌ محمد منهاج‌ سراج‌، طبقات‌ ناصري‌ ، چاپ‌ عبدالحي‌ حبيبي‌، كابل‌ 1342ـ1343 ش‌؛ ناصرالدين‌ منشي‌ كرماني‌، سِمط‌ العُلي‌' للحضرة‌ العليا ، چاپ‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1328ش‌؛ عبدالله‌بن‌ فضل‌الله‌ وصّاف‌ حضره‌، تاريخ‌ وصّاف‌ ، چاپ‌ سنگي‌ بمبئي‌ 1269؛ باريس‌ ياكووليويچ‌ ولاديمير تسوف‌، نظام‌ اجتماعي‌ مغول‌: فئوداليسم‌ خانه‌بدوشي‌ ، ترجمة‌ شيرين‌ بياني‌، تهران‌ 1345 ش‌؛Lazar Budagov, Stravnitelniy Slovar Turetsko-Tatarskikh narec § iy , St. Petersburg 1869; Cai Meibiao, "on two types of round paizi of the Yuan period", in Collected essays on yuan history (in Chinese), Peking 1981; Henri Cordier, Ser Marco Polo , London 1920; Gerhard Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente in Neupersischen , Wiesbaden 1963-1975; Great Soviet encyclopedia , NewYork 1973-1983, s.v. "Basma"; Marco Polo, The book of Ser Marco Polo: the Venetian concerning the kingdoms and marvels of the East , translated and edited, with notes by Henry Yule, 1871, 3rd. ed. by Henry Cordier, 1903-1920, repr., London 1975; Rash ¦ â d al-D ¦ â n Fad ¤ i Alla ¦ h, Histoire des Mongols de la Perse , tr. Etienne Quatremere, Amesterdam 1968; Guillaume Rubruquis, The mission of friar William of Rubruck: his jourrney to the court of the Great Khan Mخngke 1253-1255 , tr. Peter Jackson, London 1990; James C. Y. Watt, "Mongol passport", in "Chinese decorative arts", The Metropolitan Museum of Art (Summer 1997).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محسن‌ جعفري‌مذهب‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده