پان‌ترکیسم‌
معرف
ئولوژي‌ ملي‌گرا و جنبشي‌ سياسي‌ ـ فرهنگي‌ در اواخر قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌
متن
پان‌تركيسم‌ ، ايدئولوژي‌ ملي‌گرا و جنبشي‌ سياسي‌ ـ فرهنگي‌ در اواخر قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌. اين‌ عقيدة‌ سياسي‌ خواهان‌ وحدت‌ فرهنگي‌، زباني‌ و سياسي‌ تمامي‌ تركهايي‌ بود كه‌ براساس‌ زبانهاي‌ خويشاوند، تبار، تاريخ‌ و سنن‌ مشترك‌ قابل‌ شناسايي‌اند. براساس‌ اين‌ انديشه‌، ترك‌ زبانان‌ مسلمان‌، بويژه‌ آنان‌ كه‌ در تركيه‌، قبرس‌، شبه‌جزيرة‌ بالكان‌، اتحاد شوروي‌ سابق‌، عراق‌، ايران‌، افغانستان‌ و تركستان‌ شرقي‌ (سين‌كيانگ‌) زندگي‌ مي‌كنند، اجزاي‌ يك‌ ملت‌ بزرگ‌ به‌شمار مي‌آيند و همة‌ آنان‌ بايد به‌ رهبري‌ تركيه‌ در يك‌ دولت‌ متحد شوند ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌؛ > لغتنامه‌ و دايرة‌المعارف‌ بزرگ‌ < ، ج‌9، ص‌451؛ د.آ .، ج‌7، ص‌451).پان‌تركيسم‌ يا تركيسم‌ معمولاً با پان‌تورانيسم‌ مرادف‌ شمرده‌ شده‌ ( > دايرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد < ، ذيل‌ «پان‌ ـ تورانيسم‌»)، اما لانداو مفهوم‌ پان‌تورانيسم‌ يا تورانيسم‌ را وسيعتر از پان‌تركيسم‌ مي‌داند و بر آن‌ است‌ كه‌ دشت‌ افسانه‌اي‌ توران‌ در آسياي‌ مركزي‌ خاستگاه‌ همة‌ تركان‌ سرزمينهاي‌ ياد شده‌ و نيز فينها، استونياييها، مجارها، ياكوتها، مغولها، منچورياييها و حتي‌ چينيها و ژاپنيهاست‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا). اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ مورّخان‌ ترك‌، با يكي‌ دانستن‌ «توران‌» و «ترك‌» سرزمين‌ آسياي‌ مركزي‌ را جايگاه‌ باستاني‌ تركان‌ برشمرده‌ و اقوام‌ بسيار كهن‌ آسياي‌ مقدم‌ از جمله‌ ايلاميان‌، سومريان‌، هورياييان‌، كوتيان‌، كاسيها، ميتانيان‌، حتيها (هيتيان‌)، اوراتيان‌ (اورارتيان‌)، سوبارها و سرانجام‌ مادها را از اقوام‌ ترك‌ دانسته‌اند (رضا، ص‌6). صرف‌نظر از برداشت‌ غلطي‌ كه‌ از تورانِ مطرح‌ در اوستا و شاهنامه‌ شده‌ و تورانيان‌ ايراني‌تبار، بغلط‌ ترك‌ پنداشته‌ شده‌اند ( رجوع كنيد به رئيس‌نيا، 1368ش‌، بخش‌1، ص‌ 253ـ 258)، پان‌تورانيسم‌ به‌معناي‌ آرمان‌ مام‌ ميهن‌ دور دست‌، سابقه‌اي‌ طولاني‌ دارد و به‌گفتة‌ مينورسكي‌ دست‌كم‌ به‌ 1839 ميلادي‌ در مجارستان‌ مي‌رسد ( د. ا. ترك‌ ، ج‌ 12، ص‌ 110). نخستين‌بار مجارها بودند كه‌ دربارة‌ توران‌ و تورانيان‌ به‌طور جدي‌ پژوهش‌ كردند؛ در حدود نيم‌ قرن‌ پيش‌ از آغاز جنگ‌ جهاني‌ اول‌، دولتمردان‌ مجار در جستجوي‌ متحداني‌ بر ضد جنبش‌ پان‌ اسلاويسم‌ بودند و از آنجا كه‌ تركي‌ نيز از زبانهاي‌ توراني‌ است‌، اگر چه‌ از شاخة‌ فين‌ ـ اويغوري‌، انديشة‌ اثبات‌ خويشاوندي‌ تركها، براي‌اتفاق‌ مجار ـ ترك‌ بر ضد اسلاوها، مطرح‌ شد ( بريتانيكا ، ذيل‌ "Pan-Turanianism" ). مينورسكي‌ (به‌ نقل‌ رضا، ص‌ 15) ضمن‌ انتقاد از روش‌ مورّخان‌ پان‌تركيست‌، بيان‌ مي‌دارد كه‌ «مسائل‌ علمي‌ حل‌نشده‌اي‌ در زمينة‌ فرهنگ‌ اقوام‌ شرق‌ باستان‌» بستري‌ براي‌ جعل‌ تاريخي‌ و توجيه‌ مقاصد ايدئولوژيك‌ پان‌تركيسم‌ فراهم‌ ساخته‌ است‌. پيشرفت‌ خاورشناسي‌ و بويژه‌ ترك‌شناسي‌ را يكي‌ از مهمترين‌ عوامل‌ فرهنگي‌ زمينه‌ساز پيدايش‌، اشاعه‌ و توسعة‌ پان‌تركيسم‌ دانسته‌اند. ترك‌شناسي‌ شاخه‌اي‌ از دانش‌ خاورشناسي‌ است‌ كه‌ ضمن‌ داشتن‌ سابقة‌ چندين‌ قرني‌، در قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌ عمق‌ و وسعت‌ روزافزون‌ يافت‌. پژوهشهاي‌ خاورشناساني‌ چون‌ دوگيني‌ ، كائن‌ و ديويدز دربارة‌ تاريخ‌، زبان‌، ادبيات‌ و مردم‌شناسي‌ قوم‌ ترك‌، به‌آگاهي‌ از تاريخ‌ آسياي‌ مركزي‌ و تمدن‌ پيش‌ از عثماني‌ تركها افزود. با رخنة‌ اين‌ آگاهيها به‌ميان‌ تركهاي‌ ساكن‌ روسية‌ تزاري‌ و امپراتوري‌ عثماني‌، پان‌تركيسم‌ در ذهن‌ و زبان‌ و قلم‌ نخبگان‌ آنان‌ بتدريج‌ شكل‌ گرفت‌ (احمدي‌، ص‌ 355ـ356؛ بيات‌، ص‌ 58 ـ 59؛ رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌).ضياء گوك‌آلپ‌ * (1255ـ1303 ش‌/ 1876ـ1924)، از نظريه‌پردازان‌ پان‌تركيسم‌ در تركيه‌، از تأثير دوگيني‌ بر سليمان‌ حسني‌پاشا (1248ـ1309/ 1832ـ1892)، از بنيانگذاران‌ ملي‌گرايي‌ ترك‌ در عثماني‌، گزارش‌ مي‌دهد (ص‌ 7ـ10). به‌نظر گوك‌آلپ‌، كائن‌ كتاب‌ > مقدمه‌اي‌ بر تاريخ‌ آسيا < را به‌منظور تبليغ‌ آرمان‌ پان‌تركيسم‌ نوشته‌ است‌. وي‌ در اين‌ اثر، چنگيزخان‌ و تيمور را «ابر قهرمان‌» و مغولان‌ را «اشرافيت‌ نژادي‌» معرفي‌ كرده‌، تركها را بسيار برتر از اعراب‌ و ايرانيان‌ به‌ شمار آورده‌، اظهار مي‌دارد كه‌ اعراب‌ با آيين‌ خود اذهان‌ تركان‌ را مسموم‌ كرده‌ و مانع‌ تشكيل‌ امپراتوري‌ عظيم‌ جهاني‌ ترك‌ شده‌اند (همان‌، ص‌ 13).كائن‌، ديويدز و نيز وامبري‌ * (1857ـ1913 ميلادي‌؛ از ترك‌شناسان‌ و مبلغان‌ اولية‌ اتحاد تركان‌ و نخستين‌ كسي‌ كه‌ اصطلاح‌ پان‌تركيسم‌ را در دهة‌ 1860 به‌كار برد) هر سه‌ يهودي‌تبار بودند ( د.اسلام‌ ، همانجا؛ حيلاو، ص‌361). وامبري‌ كه‌ آشكارا از استعمار انگليس‌ در برابر استيلاي‌ روسيه‌ بر آسيا دفاع‌ مي‌كند، همة‌ گروههاي‌ ترك‌ را از نژاد واحد مي‌داند. او حتي‌ در كتاب‌ > سفرهايي‌ در آسياي‌ مركزي‌ < نقشة‌ امپراتوري‌ پان‌ترك‌ را ترسيم‌ كرده‌ است‌. وي‌ كه‌ سالها در عثماني‌ به‌سر برد و با محافل‌ روشنفكري‌ ملي‌گراي‌ آنجا تماس‌ برقرار كرد، عقيده‌ داشت‌ كه‌ سلاطين‌ عثماني‌، با برخورداري‌ از دودمان‌ ترك‌ وپيوندهاي‌ زباني‌ و مذهبي‌ و تاريخيِ تركان‌ آناطولي‌ و آذري‌ و تركمن‌ و ازبك‌ و قرقيز و تاتار، مي‌توانند امپراتوري‌ پهناوري‌ از سواحل‌ آدرياتيك‌ تا مرزهاي‌ چين‌ پي‌افكنند و با امپراتوري‌ رومانوف‌ به‌ مقابله‌ برخيزند (احمدي‌، ص‌ 356ـ357). جزوة‌ > راهنماي‌ درياداري‌ بريتانيا دربارة‌ تورانيان‌ و پان‌تورانيسم‌ < ، تأليف‌ سردنيس‌ راس‌ (1871ـ1940) مستشرق‌ و مأمور سياسي‌ بريتانيا، از شواهدِ علاقة‌ بريتانيا به‌پان‌تركيسم‌ است‌. اين‌ جزوه‌ را كه‌ در واقع‌ دستورالعملي‌ براي‌ شناخت‌ و بهره‌برداري‌ از ملي‌گرايي‌ ترك‌ است‌، شعبة‌ اطلاعات‌ وزارت‌ درياداري‌ بريتانيا در 1338/ 1920 منتشر كرده‌ بود (واند، پيشگفتار بيات‌، ص‌13؛ بريتانيكا ، همانجا). به‌هر روي‌، پژوهشهاي‌ مستشرقان‌ فرنگي‌ در تعيين‌ و تشكيل‌ نوعي‌ هويت‌ ملي‌ براي‌ تركها نقش‌ مهمي‌ داشت‌. نفوذ اين‌ پژوهشها تا سالهاي‌ اول‌ قرن‌ چهاردهم‌/ بيستم‌ كه‌ پژوهشگران‌ ترك‌ در اين‌ باره‌ به‌تحقيق‌ پرداختند، ادامه‌ داشت‌ (بيات‌، ص‌ 59).در حالي‌ كه‌ انديشة‌ حاكم‌ و مسلط‌ بر امپراتوري‌ عثماني‌ در اوايل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ اواخر قرن‌ نوزدهم‌ انديشة‌ «اتحاد اسلام‌» بود، گرايش‌ به‌ملي‌گرايي‌ ترك‌ نسبتاً ناشناخته‌ بود و از گرايشهاي‌ ادبي‌ و زبانشناختي‌ فراتر نرفت‌. شايد نقطة‌ اوج‌ اين‌ گرايشها انتشار تركجه‌ شعرلر (اشعار تركي‌) محمدامين‌ رسول‌زاده‌ * در 1317 باشد. در واقع‌ ترك‌گرايي‌ سياسي‌، فارغ‌ از مقتضيات‌ و مصالح‌ امپراتوري‌ در سرزميني‌ وراي‌ قلمرو عثماني‌ يعني‌ در نواحي‌ مسلمان‌نشين‌ روسيه‌، در حال‌ تكوين‌ بود (همانجا).از ترك‌ زبانان‌ روسيه‌، روشنفكران‌ تاتار كريمه‌ و آذري‌ قفقاز بيشتر با عثماني‌ مناسبات‌ متقابل‌ فرهنگي‌ داشتند. تاتارها يكي‌ از نخستين‌ اقوام‌ مسلماني‌ بودند كه‌ از اواخر قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ تحت‌ سيطرة‌ روسها درآمدند و در معرض‌ سياستهاي‌ خشن‌ پان‌اسلاويستي‌ و روسي‌ كردن‌ قرار گرفتند. آنان‌ براي‌ حفظ‌ هويت‌ قومي‌ خود بشدت‌ به‌دين‌ و زبان‌ خود پايبند بودند. ناگفته‌ نماند كه‌ پديد آمدن‌ طبقة‌ بورژوازي‌ تاتار در شكل‌گيري‌ اين‌ مقاومت‌ فرهنگي‌ مؤثر بوده‌ است‌. اين‌ بورژوازي‌ در اوايل‌ قرن‌ چهاردهم‌ / اواخر قرن‌ نوزدهم‌ توانست‌ پرچم‌ ملي‌گرايي‌ و پان‌تركيسم‌ را برافرازد (بيات‌؛ د.اسلام‌ ، همانجاها؛ آقشين‌، ص‌338). تاتارها براي‌ نجات‌ خود از انزوا، ضرورت‌ وحدت‌ ميان‌ اقوام‌ مسلمان‌ و ترك‌ امپراتوري‌ روسيه‌ و حتي‌ خارج‌ از آنجا را دريافته‌ و براي‌ همپايي‌ با تحولات‌ جديد و زنده‌ نگاه‌ داشتن‌ اسلام‌ در دنياي‌ نوين‌ جنبش‌ تجددخواه‌ و اصلاح‌طلب‌ موسوم‌ به‌ نهضت‌ جديد * ها را كه‌ قوياً رنگ‌ پان‌اسلاميستي‌ و پان‌تركيستي‌ داشت‌ به‌راه‌ انداختند (براكس‌آپ‌، ص‌321ـ322؛ نيز رجوع كنيد به اتحاد اسلام‌ * ). اين‌ جنبش‌ بر ترك‌زبانان‌ آسياي‌ مركزي‌ نيز تأثير گذاشت‌. براثر همين‌ نفوذ فرهنگي‌ بود كه‌ تاتارها در اوايل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ بيستم‌ بر زندگي‌ سياسي‌ مسلمانان‌ ترك‌ روسيه‌ تسلط‌ داشتند و در واقع‌ رهبر آنان‌ به‌شمار مي‌آمدند (آكينر، ص‌ 74؛ نيز رجوع كنيد به روسيه‌، مسلمانان‌ * ). چنانكه‌ رهبري‌ كنگره‌هاي‌ سه‌گانة‌ مسلمانان‌ روسيه‌ در 1323ـ1324/ 1905ـ1906 را برعهده‌ داشتند (براكس‌آپ‌، ص‌322). اين‌ كنگره‌ها در دورة‌ انقلاب‌ روسيه‌ (1905-1907) به‌مثابة‌ مجلس‌ نمايندگان‌ ملل‌ مسلمان‌ ترك‌زبان‌ روسيه‌ بود و فرصتهايي‌ براي‌ گرد آمدن‌ و هماهنگي‌ و اتحاد در راه‌ اهداف‌ مشترك‌، كه‌ صبغة‌ پان‌تركيستي‌ داشت‌، در اختيار آنان‌ گذاشت‌؛ چنانكه‌ كنگرة‌ سوم‌، تركي‌ را زبان‌ ملي‌ كلية‌ جوامع‌ اسلامي‌ روسيه‌ اعلام‌ كرد و برنامة‌ آموزش‌ رايج‌ در عثماني‌ را براي‌ مدارس‌ مسلمانان‌ روسيه‌ مناسب‌ تشخيص‌ داد (واند، ص‌37ـ39).اسماعيل‌ گاسپيرالي‌ * / گاسپيرينسكي‌ (1267ـ1332/ 1851ـ1914) از رهبران‌ نهضت‌ فرهنگي‌ جديدها و پان‌تركيسم‌ بود كه‌ با برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ خود، براي‌ تدوين‌ زبان‌ تركي‌ فراگير كه‌ از بوسفور تا سين‌كيانگ‌ مفهوم‌ باشد، به‌نوعي‌ انديشة‌ پان‌تركيسم‌ ميدان‌ داد كه‌ در آن‌ بر وحدت‌ و يگانگي‌ تمام‌ اقوام‌ ترك‌زبان‌ تأكيد شده‌ بود. وي‌ در 1327/1909، هنگامي‌ كه‌ ترك‌گرايي‌ در ساية‌ حاكميت‌ كميتة‌ «اتحاد و ترقي‌ * » در تركيه‌ در حال‌ رونق‌گيري‌ بود ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌)، در سفري‌ به‌ استانبول‌ در محافل‌ و مجامع‌ فرهنگي‌ ـ روشنفكري‌ سخنرانيهايي‌ ايراد كرد (بيات‌، ص‌60؛ رئيس‌نيا، 1374ش‌، ج‌3، ص‌312). پان‌ تركيسمِ گاسپيرالي‌، كه‌ شعار آن‌ «اتحاد در زبان‌ و انديشه‌ و عمل‌» بود بيشتر فرهنگي‌ بود تا سياسي‌، حال‌آنكه‌ روشنفكران‌ ديگر تاتار چون‌ يوسف‌ آقچورا و عبدالرشيد ابراهيم‌ بيشتر از پان‌تركيسم‌ سياسي‌ هواداري‌ مي‌كردند ( د.اسلام‌ ، همانجا). بسياري‌ از روشنفكران‌ مسلمان‌ روسيه‌ در اوايل‌ قرن‌ چهاردهم‌ / اواخر قرن‌ نوزدهم‌ و سالهاي‌ نخست‌ قرن‌ بيستم‌ كه‌ از لحاظ‌ شكل‌گيري‌ انديشة‌ سياسي‌ از ادوار مهم‌ تاريخ‌ روسيه‌ است‌، پان‌تركيسم‌ گاسپيرالي‌ را توان‌ و جهت‌ ديگري‌ بخشيدند (بيات‌، همانجا). از ميان‌ اين‌ روشنفكران‌، يوسف‌ آقچورا نقش‌ فكري‌ بارزتري‌ داشت‌؛ وي‌ از تاتارهاي‌ قازان‌ بود كه‌ پس‌ از تحصيل‌ در استانبول‌ و پاريس‌ به‌ قازان‌ بازگشت‌ و درگير فعاليتهاي‌ ملي‌ و فرهنگي‌ تاتارهاي‌ آن‌ سامان‌ شد. وي‌ در معروفترين‌ مقالة‌ خود، «اوچ‌ طرز سياست‌» (سه‌ طرز سياست‌)، كه‌ بعضي‌ آن‌ را بيانية‌ پان‌تورانيسم‌ به‌شمار آورده‌اند (همان‌، ص‌ 61؛ تمير، ص‌ 33ـ34؛ واند، ص‌ 31)، سه‌ مشي‌ سياسيِ عثماني‌گرايي‌، اتحاد اسلام‌ و پان‌تركيسم‌ را بررسي‌ مي‌كند. وي‌ پس‌ از ارزيابي‌ هر سه‌ مشي‌ سياسي‌ و برشمردن‌ موانع‌ ايجاد ملت‌ واحد عثماني‌ و متحد كردن‌ مسلمانان‌، از تشكيل‌ ملت‌ واحد ترك‌ براساس‌ وحدت‌ نژاد، يعني‌ متحد كردن‌ كلية‌ تركها در تركيب‌ يك‌ دولت‌ جانبداري‌ مي‌كند (ماردين‌، ص‌201ـ202؛ آقشين‌، ص‌ 338ـ 339؛ پتروسيان‌، ص‌288).پس‌ از سركوبي‌ انقلاب‌ 1905ـ1907 روسيه‌، جنبشهاي‌ ملي‌گرايانه‌ و فعالان‌ آنها تحت‌ فشار شديد قرار گرفتند و بسياري‌ از رهبران‌ اين‌ جنبشها از جمله‌ روشنفكران‌ برجستة‌ تاتار چون‌ آقچورا، صدري‌ مقصودي‌، و نيز آذريهايي‌ چون‌ علي‌بيگ‌ حسين‌زاده‌ (1864ـ1941) و احمد آقايف‌ (1864ـ1941) به‌قلمرو عثماني‌، كه‌ جنبش‌ مشروطه‌ در آنجا به‌ رهبري‌ كميتة‌ اتحاد و ترقي‌ در ربيع‌الثاني‌ 1326/ ژوئية‌ 1908 به‌ پيروزي‌ رسيده‌ و زمينة‌ مساعدي‌ براي‌ ترويج‌ و تبليغ‌ ترك‌گرايي‌ فراهم‌ آمده‌ بود، مهاجرت‌ كردند. در 1326 يوسف‌ آقچورا، كه‌ بتازگي‌ به‌استانبول‌ مهاجرت‌ كرده‌ بود، به‌ اتفاق‌ محمدامين‌، شاعر معروف‌ عثماني‌، نخستين‌ انجمن‌ ترك‌گرا، «ترك‌ دَرْنَگي‌» (انجمن‌ تركي‌) را در 1327 تأسيس‌ كرد. هدف‌ اين‌ انجمن‌ «تلاش‌ براي‌ آموختن‌ و آموزاندن‌ آثار، افعال‌، احوال‌ و محيط‌ گذشته‌ و حال‌ تمام‌ اقوام‌ ترك‌» اعلام‌ شد، ولي‌ بسرعت‌ به‌حركت‌ سياسي‌ تبديل‌ گرديد. اين‌ انجمن‌ در 1329 ماهنامة‌ ترك‌ درنگي‌ را منتشر كرد، كه‌ پس‌ از انتشار هفت‌ شماره‌ همزمان‌ با تعطيلي‌ انجمن‌ در 1330 از انتشار بازماند. سپس‌ اين‌ انجمن‌ جاي‌ خود را به‌ «توران‌ نشر معارف‌ جمعيتي‌» (جمعيت‌ نشر معارف‌ توران‌) داد كه‌ نشرية‌ ترك‌ يوردو (سرزمين‌ ترك‌) را به‌ سرپرستي‌ يوسف‌ آقچورا منتشر مي‌ساخت‌. گذشته‌ از آقچورا، افرادي‌ چون‌ احمدآقا اوغلو و علي‌ حسين‌زاده‌ و نيز محمدامين‌ در ادارة‌ نشريه‌ شركت‌ داشتند (لوئيس‌، ص‌ 349ـ356؛ شاو، ج‌ 2، ص‌ 487).از هنگامي‌ كه‌ پاره‌اي‌ از سران‌ ترك‌گراي‌ كميتة‌ اتحاد و ترقي‌ چون‌ ناظم‌بيگ‌، احمدرضا و جمال‌پاشا عملاً قدرت‌ را به‌دست‌ گرفتند، پان‌تركيسم‌ به‌صورت‌ يك‌ جريان‌ سياسي‌ در عثماني‌ جاي‌ گرفت‌. حتي‌ در 1329 آقچورا و گاسپيرالي‌ و علي‌ حسين‌زاده‌ به‌ عضويت‌ كميتة‌ مركزي‌ كميتة‌ اتحاد و ترقي‌ انتخاب‌ شدند. تبليغات‌ پان‌ تركي‌ در 1330 با تأسيس‌ تشكيلات‌ «ترك‌ اجاقي‌ * » (كانون‌ ترك‌) با دست‌اندركاري‌ يورداقول‌، احمد حكمت‌، عاقلي‌ مختار، آقااوغلو، حسين‌زاده‌ و آقچورا، گسترش‌ چشمگيري‌ يافت‌. «ترك‌ اجاقي‌» به‌تشكيل‌ جلسات‌ و گردهماييهاي‌ سياسي‌ و آموزش‌ مبادرت‌ مي‌كرد (تمير، ص‌ 41ـ 42؛ تونايا، ج‌1، ص‌414-416).ضياء گوك‌آلپ‌ كه‌ از فعالان‌ حزب‌ اتحاد و ترقي‌ و از حدود 1328 عضو كميتة‌ مركزي‌ آن‌ بود، سعي‌ در سازماندهي‌ ترك‌گرايي‌ و بيدارسازي‌ شعور ملي‌ تركان‌ با هدف‌ توسعة‌ دامنة‌ نفوذ حكومت‌ اتحاد و ترقي‌ داشت‌. ازينرو نه‌ تنها از اتحاد تركان‌، بلكه‌ برخلاف‌ كساني‌ مانند آقچورا، از اتحاد اسلام‌ و اتحاد ذاتي‌ ترك‌گرايي‌ و اسلام‌خواهي‌ و در عين‌ حال‌ از تجدد دفاع‌ مي‌كرد و بر آن‌ بود تا هر سه‌ جريان‌ مورد علاقة‌ اتحاديون‌ را در چهارچوب‌ نظامي‌ واحد تدوين‌ كند. وي‌ اين‌ نظر را در مقالة‌ بلندي‌ با عنوان‌ «ترك‌ شدن‌، مسلمان‌ شدن‌، معاصر شدن‌» تشريح‌ كرد و آن‌ را در مجلة‌ تورك‌ يوردو (در 1331ـ1332) به‌چاپ‌ رساند و سپس‌ به‌صورت‌ جزوه‌اي‌ در 1336 منتشر كرد (شاپوليو، ص‌ 96ـ97، 137ـ 138).حوادث‌ بعدي‌، بويژه‌ جنگ‌ بالكان‌ (1330ـ1331/ 1912ـ 1913) و جنگهاي‌ منتهي‌ به‌استقلال‌ سرزمينهاي‌ عربي‌، به‌ بيداري‌ وجدان‌ قومي‌ تركان‌ عثماني‌ انجاميد، از همين‌روست‌ كه‌ به‌نظر تونايا (ج‌ 3، ص‌ 302) جريان‌ ترك‌گرايي‌ در درون‌ جنگ‌ بالكان‌ فوران‌ كرد.پس‌ از جنگ‌ بالكان‌ و از دست‌ رفتن‌ بخشهايي‌ از قلمرو عثماني‌، گوك‌آلپ‌ تركان‌ عثماني‌ را نسبت‌ به‌ تشكيل‌ امپراتوري‌ پهناوري‌، از درياي‌ سياه‌ تا چين‌، موظف‌ مي‌دانست‌ و بر آن‌ بود كه‌ زبان‌ مشترك‌ در اين‌ امپراتوري‌ تركي‌ استانبولي‌ خواهد بود (همان‌، ج‌3، ص‌319). انديشة‌ گوك‌آلپ‌ دربارة‌ پان‌تركيسم‌، در آستانة‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ مورد توجه‌ و پذيرش‌ جناحي‌ از سران‌ توسعه‌طلب‌ دولت‌ اتحاد و ترقي‌ و در رأس‌ آنها انورپاشا * ، وزير جنگ‌، قرار گرفت‌ (بانارلي‌، ج‌2، ص‌ 1113؛ گركه‌، كتاب‌ اول‌، ص‌ 424ـ 425) و احتمالاً در كشاندن‌ دولت‌ عثماني‌ به‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ مؤثر بود ( رجوع كنيد به آكادمي‌ علوم‌ شوروي‌ ، ص‌13؛ واند، پيشگفتار بيات‌، ص‌ 7ـ10).شواهد و قراين‌ موجود حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ در اواخر جنگ‌ اول‌ پان‌تركيسم‌ شانه‌ به‌شانة‌ اتحاد اسلام‌ و حتي‌ غالباً زير پوشش‌ آن‌ راه‌ برده‌ مي‌شده‌ است‌. اولريخ‌ گركه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ نخستين‌ مقاومت‌ هوشيارانة‌ ايرانيان‌ در برابر تلاشهاي‌ تجاوزگرانه‌، عثمانيها را برآن‌ داشت‌ تا از نقشه‌هاي‌ پان‌تورانيستي‌ سخن‌ به‌ميان‌ نياورند و نفوذ خود را زير لواي‌ وحدت‌ اسلام‌ گسترش‌ دهند (كتاب‌ اول‌، ص‌385، 424). وي‌ ضمن‌ اشاره‌ به‌اهميت‌ آذربايجان‌ از ديدگاه‌ پان‌تورانيستها، خاطرنشان‌ مي‌سازد كه‌ آنان‌ از قبل‌ براي‌ الحاق‌ بخشي‌ از ايران‌، بويژه‌ ايالت‌ آذربايجان‌ ترك‌زبان‌، به‌قلمرو خود برنامه‌ريزي‌ كرده‌ بودند (همان‌، كتاب‌ اول‌، ص‌424، 463، 474). در سالهاي‌ پاياني‌ جنگ‌ در حالي‌ كه‌ صحنة‌ اصلي‌ كارزار در جبهه‌هاي‌ بين‌النهرين‌ و شام‌ جريان‌ داشت‌، و هرگونه‌ تأخير و تعللي‌ در تقويت‌ اين‌ جبهه‌ها مي‌توانست‌ به‌فروپاشي‌ نهايي‌ دولت‌ عثماني‌ منجر شود، انورپاشا و يارانش‌ به‌نحو فزاينده‌اي‌ درگير جبهة‌ قفقاز شدند. در واقع‌ مرحلة‌ نخست‌ تحقق‌ انديشة‌ توران‌، يعني‌ تحكيم‌ اقتدار تركهاي‌ عثماني‌ بر امپراتوري‌ و ترك‌سازي‌ اقليتهاي‌ آن‌، با كشتار بيش‌ از يك‌ ميليون‌ ارمني‌ و انبوهي‌از ديگر اقليتهاي‌ مسيحي‌ چون‌ آسوريان‌ در 1333/1915 آغاز شده‌ بود و با انقلاب‌ 1917 و فروپاشي‌ نظام‌ تزاري‌ راه‌ براي‌ تحقق‌ مرحلة‌ دوم‌ كه‌ انضمام‌ آذربايجان‌ ايران‌ و روس‌ به‌ قلمرو تركها بود گشوده‌ شد. در حالي‌ كه‌ ماجراي‌ قفقاز و آذربايجان‌ ادامه‌ داشت‌، مقاومت‌ نيروهاي‌ عثماني‌ در ديگر جبهه‌ها درهم‌ شكست‌ و با تسليم‌ عثماني‌، پان‌تركيسم‌ نيز كه‌ براي‌ مدت‌ زمان‌ كوتاه‌ انديشة‌ مسلط‌ و حاكم‌ بر واپسين‌ دورة‌ امپراتوري‌ عثماني‌ شده‌ بود، شكست‌ خورد (بيات‌، ص‌ 65؛ نيز رجوع كنيد به جنگ‌ جهاني‌ اول‌ * ؛ تركهاي‌ جوان‌ * ).بولشويكها * براي‌ مدت‌ زماني‌ كوتاه‌ (در فاصلة‌ سالهاي‌ 1336ـ 1340/ 1918ـ1922) براي‌ برانگيختن‌ انقلاب‌ شرق‌ بر ضد امپرياليسم‌ جهاني‌، دست‌ پان‌تركيستهايي‌ چون‌ انورپاشا و ديگر اعضاي‌ متواري‌ كميتة‌ اتحاد و ترقي‌ را در قفقاز و آسياي‌ مركزي‌ بازگذاشتند و ناسيونال‌ كمونيستهايي‌ چون‌ سلطان‌ گاليِف‌ * و «رفقاي‌ تاتار» او كه‌ انقلاب‌ جهاني‌ را زمينة‌ مساعدي‌ براي‌ ايجاد يك‌ «توران‌ سرخ‌» تلقي‌ مي‌كردند، براي‌ مدتي‌ امكان‌ فعاليت‌ يافتند. با قدرت‌ گرفتن‌ بولشويكها و از ميان‌ رفتن‌ ضرورت‌ اتحاد آنها با پان‌تركيستها، پان‌تركيسم‌ نيز مانند ايدئولوژيهاي‌ ديگر ضد كمونيستي‌، در قلمرو شوروي‌ ممنوع‌ شد و به‌شكل‌ فعاليت‌ سري‌ درآمد. از سوي‌ ديگر دولت‌ شوروي‌ با اعمال‌ سياستهاي‌ ملي‌ ويژه‌، از جمله‌ جداسازي‌ گروههاي‌ مختلف‌ ترك‌ زبان‌ از طريق‌ تأسيس‌ جمهوريهاي‌ جداگانه‌ براساس‌ زبان‌ و اشتراكات‌ قومي‌ ديگر، از رشد تمايلات‌ تركيستي‌ جلوگيري‌ كرد (بنيگسن‌ و براكس‌آپ‌، ص‌143ـ147؛ د.اسلام‌ ؛ بريتانيكا ، همانجاها).پس‌ از شكست‌ دولت‌ اتحاد و ترقي‌ و به‌ قدرت‌ رسيدن‌ كماليستها، كه‌ تمام‌ اشكال‌ توسعه‌طلبي‌ را مردود شمرده‌ و پديد آوردن‌ تركية‌ نوين‌ را در چهارچوب‌ ميثاق‌ ملي‌ وجهة‌ همت‌ قرار داده‌ بودند، پان‌تركيسم‌ و پان‌تورانيسم‌ در عرصة‌ سياست‌ طرد شد. مصطفي‌ كمال‌پاشا معروف‌ به‌ آتاترك‌ * در سخنراني‌ خود به‌مناسبت‌ امضاي‌ قرارداد دولتي‌ بين‌ تركيه‌ و شوروي‌ (26 اسفند 1299 / 16 مارس‌ 1921) در مجلس‌ ملي‌ تركيه‌، رؤياي‌ تأسيس‌ امپراتوري‌ توران‌ را از علل‌ بدبختي‌ تركيه‌ به‌ شمار آورد و رسماً اعلام‌ داشت‌ كه‌ «ما نه‌ پان‌اسلاميست‌ هستيم‌ و نه‌ پان‌تورانيست‌، هدف‌ ما نيل‌ به‌استقلال‌ واقعي‌ است‌». مصطفي‌ كمال‌ كه‌ ايدئولوژي‌ ديگري‌ را بجز ملي‌گرايي‌ محلي‌ متمركز بر تركيه‌ و تركهاي‌ تركيه‌ برنمي‌تافت‌، از بازگشت‌ سران‌ اتحاد و ترقي‌ به‌ تركيه‌ جلوگيري‌ كرد و نهادهاي‌ پان‌تركيستي‌ موجود را كه‌ ميراث‌ حاكميت‌ اتحاد و ترقي‌ بود، بتدريج‌ منحل‌ و يا تعديل‌ كرد. بدين‌ترتيب‌ پان‌تركيسم‌ سياسي‌ با پيروزي‌ كماليستها و اعلام‌ جمهوري‌ در تركيه‌ واپس‌ زده‌ شد (واند، ص‌ 166؛ > دايرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد < ، همانجا)؛ حتي‌ شخصيتهايي‌ چون‌ ضياء گوك‌آلپ‌ نيز كه‌ نقش‌ مهمي‌ در شكل‌گيري‌ ملي‌گرايي‌ ترك‌ داشتند در دوران‌ جمهوري‌ از صحنة‌ اصلي‌ فعاليتهاي‌ سياسي‌ و فرهنگي‌ رانده‌ شدند (بيات‌، ص‌68). با شروع‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، بويژه‌ پس‌ از حملة‌ آلمان‌ نازي‌ به‌ اتحاد شوروي‌ در 1320 ش‌/ 1941، پان‌تركيسم‌ با حمايت‌ مالي‌ برلين‌ در تركيه‌ از نو جان‌ گرفت‌ و گروهي‌ سازمان‌يافته‌ از پان‌تركيستها براي‌ وارد كردن‌ تركيه‌ به‌جنگ‌ در كنار متحدين‌ دست‌ به‌ اقداماتي‌ زدند (آكادمي‌ علوم‌ شوروي‌، ص‌292). اما پس‌ از شكست‌ آلمان‌ در نبرد استالينگراد و پيشروي‌ ارتش‌ سرخ‌ به‌سوي‌ غرب‌ و بالارفتن‌ احتمال‌ پيروزي‌ شوروي‌ در جنگ‌، سياست‌ چشم‌پوشي‌ دولت‌ در برابر فعاليتهاي‌ پان‌تركيستي‌ تغيير يافت‌ و 23 تن‌ از فعالان‌ اين‌ انديشه‌، كه‌ احمد زكي‌ وليدي‌ طوغان‌ * نيز در بين‌ آنها بود، در شهريور 1323 / سپتامبر 1944 محاكمه‌ و به‌ زندان‌ محكوم‌ شدند (همان‌، ص‌293؛ د.آ. ، ج‌7، ص‌451؛ بايقارا، ص‌30ـ32، 113ـ116). با شروع‌ جنگ‌ سرد اتهامات‌ بر ضد پان‌تركيستها در دادگاهها فروكش‌ كرد ( > دايرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد < ، همانجا).سالهاي‌ دهة‌ 1340 ش‌/ 1960 دورة‌ شكل‌گيري‌ حزب‌ پان‌تركيستي‌ در تركيه‌ است‌. آلپ‌ ارسلان‌ توركش‌، كه‌ ارتباطش‌ با پان‌تركيستها از شركت‌ در نمايشهاي‌ خياباني‌ سالهاي‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ شروع‌ شده‌ و از گروه‌ 23 نفري‌ محكومان‌ 1323 ش‌/ 1944 بود، در 1348 ش‌/ 1969 حزب‌ ملت‌ دهقانان‌ جمهوريخواه‌ را كه‌ خود از اعضاي‌ برجسته‌اش‌ بود، به‌حزب‌ «حركت‌ ملي‌» با گرايشهاي‌ پان‌تركيستي‌ تبديل‌ كرد (اوزدمير، ص‌ 223). اين‌ حزب‌ تا كودتاي‌ نظامي‌ 1359ش‌/1980، كه‌ پيامد آن‌ غيرقانوني‌ شدن‌ احزاب‌ سياسي‌ بود، در صحنة‌ سياست‌ فعال‌ باقي‌ ماند. از 1376 ش‌/ 1997 به‌اين‌ سو، موقعيت‌ سياسي‌ حزب‌ ارتقا يافت‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ در انتخابات‌ فروردين‌ 1378/ آوريل‌ 1999 مقام‌ دوم‌ در مجلس‌ تركيه‌ را به‌دست‌ آورد. با وجود پيروي‌ حزب‌ از خط‌مشيهاي‌ پان‌تركي‌، ارتقاي‌ جايگاه‌ سياسي‌ حزب‌ و كسب‌ آراي‌ بيشتر در چند انتخابات‌ مجلس‌، در گرو اتخاذ موضع‌ مايل‌ به‌ اسلام‌ و تعديل‌ ديدگاههاي‌ ايدئولوژيك‌ حزبي‌ بوده‌ است‌، كمااينكه‌ پس‌ از مرگ‌ آلپ‌ارسلان‌ توركش‌ در 1376 ش‌/ 1997، جناح‌ اصلاح‌طلب‌ و معتدل‌ حزب‌ بر جناح‌ محافظه‌كار آن‌ غلبه‌ يافت‌. با اين‌ وصف‌، پان‌تركيستها اين‌ حزب‌ را منطبق‌ بر ايدئولوژي‌ بنيادي‌ پان‌تركيسم‌ نمي‌انگارند (آريكان‌ ، ص‌ 120ـ 125، 132؛ نسيم‌فر، ص‌ 12ـ17؛ رجوع كنيد به حركت‌ ملي‌ * ، حزب‌).پان‌تركيسم‌ در آسياي‌ مركزي‌ و قفقاز، مشخصاً جمهوريهاي‌ ترك‌نشين‌ اتحاد جماهير شوروي‌، پژواكها و تظاهراتي‌ داشته‌ است‌. صرف‌نظر از جنبشهاي‌ جديدها در تاتارستان‌ و قيام‌ باسماچيان‌ * در آسياي‌ مركزي‌، بعضي‌ از سازمانهاي‌ فرهنگي‌ آسياي‌ مركزي‌ نيز داراي‌ تمايلات‌ كم‌ و بيش‌ پان‌تركيستي‌ بوده‌اند. به‌عنوان‌ مثال‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اكتبر (1917) روسيه‌، انجمنهاي‌ ادبي‌ «چغتاي‌ قورونقي‌» و «قيزيل‌ قلم‌» در ازبكستان‌ از انديشة‌ بازگشت‌ به‌دوره‌هاي‌ چنگيز و تيمور و به‌رسميت‌ شناخته‌ شدن‌ زبان‌ تركي‌ جغتايي‌ جانبداري‌ مي‌كرده‌اند ( د. تاجيكي‌ ، ج‌ 5، ص‌ 468ـ469).در قفقاز جنوبي‌ نيز وجوهي‌ از پان‌تركيسم‌ شيوع‌ داشته‌ است‌؛ محمدامين‌ رسول‌زاده‌ سابقة‌ خودآگاهي‌ ملي‌ ترك‌زبانان‌ قفقاز را تا اواسط‌ قرن‌ سيزدهم‌/نوزدهم‌ پيش‌ مي‌برد، يعني‌ زماني‌ كه‌ ميرزافتحعلي‌ آخوندزاده‌ نمايشنامه‌هاي‌ خود را به‌زبان‌ تركي‌ آذربايجانيِ ساده‌ مي‌نگاشت‌ و ح‌. زردابي‌ در اواسط‌ نيمة‌ دوم‌ همان‌ قرن‌ روزنامة‌ اكينچي‌ را منتشر ساخت‌. وي‌ حزب‌ مساوات‌ * را كه‌ از 1329 تشكيل‌ شد و از 1336 تا 1338 در آذربايجان‌ قفقاز به‌قدرت‌ رسيد از مبلغان‌ «توركچولوك‌» (پان‌تركيسم‌) به‌شمار آورده‌، در عين‌ حال‌ خاطرنشان‌ ساخته‌ است‌ كه‌ پان‌تورانيسم‌ طرفدار اتحاد همة‌ تركان‌ جهان‌ و تشكيل‌ دولت‌ واحد ترك‌، در آذربايجان‌ نفوذ چنداني‌ نداشته‌ و خادمان‌ سياسي‌ آذربايجان‌ و خصوصاً حزب‌ مساوات‌، ضمن‌ احساس‌ همبستگي‌ با تركان‌ ديگر در روسيه‌ و تركيه‌ و ايران‌، بر استقلال‌ ملي‌ آذربايجان‌ تأكيد مي‌كردند (رسول‌زاده‌، ص‌ 116ـ 118). پس‌ از برافتادن‌دولت‌ مساوات‌، حكومت‌ كمونيستي‌ مدتها از بقاياي‌ احساسات‌ پان‌اسلاميستي‌ و پان‌تركيستي‌ موجود در آن‌ سامان‌ در جهت‌ اعمال‌ حاكميت‌ خود بهره‌برداري‌ كرد (سفينتوخفسكي‌ ، ص‌ 231).پس‌ از فروپاشي‌ شوروي‌ در اوايل‌ نيمة‌ اول‌ دهة‌ 1990، تمايلات‌ فروخوردة‌ پان‌تركيستي‌، به‌شكلي‌ نه‌چندان‌ چشمگير، در جمهوري‌ آذربايجان‌ فرصت‌ ظهور يافته‌ و حتي‌ احزابي‌ با نامهاي‌ «آذربايجان‌ بوزقورت‌ پارتياسي‌»، (حزب‌ گرگ‌ خاكستري‌ آذربايجان‌) و «آذربايجان‌ چاغداش‌ توران‌ پارتياسي‌» (حزب‌ توران‌ معاصر آذربايجان‌) در آنجا تشكيل‌ شده‌ است‌ (ولي‌يف‌ و حسين‌اوف‌، ص‌ 7ـ 8).در تركيه‌ نيز پس‌ از فروپاشي‌ شوروي‌ و پايان‌ جنگ‌ سرد، سياست‌ «نگاه‌ به‌ شرق‌» فعال‌ شده‌ است‌. براساس‌ اين‌ سياست‌، دولتمردان‌ تركيه‌ نقش‌ جديدي‌ براي‌ اين‌ كشور در منطقة‌ آسياي‌ مركزي‌ و قفقاز قائل‌ شده‌اند (عطايي‌، ص‌ 112ـ113، 121). وجود پنج‌ جمهوري‌ ترك‌نشين‌ آذربايجان‌ (در قفقاز)، تركمنستان‌، قزاقستان‌، ازبكستان‌ و قرقيزستان‌ (در آسياي‌ مركزي‌) و اشتراكات‌ زباني‌، فرهنگي‌، قومي‌ و ديني‌ به‌ توسعه‌ و تحكيم‌ روابط‌ تركيه‌ با اين‌ جمهوريها منجر شده‌ است‌. ديدگاههاي‌ ترك‌گرايي‌ افراطي‌ دربارة‌ نقش‌ تركيه‌ به‌ عنوان‌ «برادر بزرگتر» در مناسبات‌ با اين‌ كشورها و طرحهاي‌ پان‌تركيستي‌ اوليه‌، چون‌ «تشكيل‌ جامعة‌ ترك‌» با محوريت‌ تركيه‌ و شركت‌ جمهوريهاي‌ ترك‌ منطقه‌ و طرح‌ تشكيل‌ «وزارت‌ جهان‌ ترك‌» به‌ دليل‌ مخالفتهاي‌ روسيه‌ و غرب‌ به‌ اجرا درنيامد (انصاري‌، ص‌ 298ـ300، 304ـ306). با اينهمه‌، تركيه‌ براي‌ ترويج‌ ترك‌گرايي‌ و معرفي‌ اين‌ كشور به‌ عنوان‌ الگوي‌ موفق‌ حكومت‌ مردمي‌، غيرمذهبي‌ و مبتني‌ بر نظام‌ سرمايه‌داري‌ اقتصاد بازار، سياستها و برنامه‌هاي‌ فرهنگي‌ و آموزشي‌ ويژه‌اي‌ را در منطقة‌ آسياي‌ مركزي‌ و قفقاز در پيش‌ گرفته‌ است‌. تشويق‌ كشورهاي‌ اين‌ منطقه‌ به‌ تغيير خط‌ خود از روسي‌ به‌ لاتين‌ (مانند تركيه‌)، كوشش‌ براي‌ تبديل‌ تركي‌ استانبولي‌ به‌ زبان‌ مشترك‌ منطقه‌، برگزاري‌ گردهماييهايي‌ با شركت‌ سران‌ كشورهاي‌ ترك‌ زبان‌ منطقه‌، پخش‌ شبانه‌روزي‌ برنامه‌هاي‌ تلويزيون‌ خصوصي‌ و دولتي‌ براي‌ اين‌ جمهوريها، تأسيس‌ مدارس‌ ديني‌ و مراكز آموزش‌ حرفه‌اي‌ در كشورهاي‌ منطقه‌ براي‌ ترويج‌ فرهنگ‌ تركيه‌ و آتاتركيسم‌ و پذيرش‌ دانشجو در دانشگاهها و مراكز آموزشي‌ تركيه‌ از مهمترين‌ اين‌ فعاليتهاست‌ (عطايي‌، ص‌ 113ـ116؛ رابينز، ص‌ 602ـ 608).پان‌تركيسم‌ در استانهاي‌ ترك‌زبان‌ ايران‌ و بويژه‌ در آذربايجان‌، به‌عللي‌ چون‌ اختلاف‌ مذهبي‌ بين‌ آذربايجان‌ و تركيه‌، جنگهاي‌ طولاني‌ بين‌ ايران‌ و عثماني‌ و تجارب‌ تلخ‌ اشغال‌ آذربايجان‌ از سوي‌ نيروهاي‌ عثماني‌، زمينة‌ رشد قابل‌ ملاحظه‌اي‌ نداشته‌ و به‌طور كلي‌ بيش‌ از آنكه‌ درون‌جوش‌ باشد، پديده‌اي‌ ناپايدار بوده‌ است‌ ( رجوع كنيد به اراني‌، ص‌126ـ133؛ كاتم‌، ص‌ 157ـ 158؛ احمدي‌، ص‌ 328؛ اتابكي‌، ص‌ 67ـ70، 199ـ 204).منابع‌: شيرين‌ آكينر، اقوام‌ مسلمان‌ اتّحاد شوروي‌ ، ترجمة‌ علي‌ خزاعي‌فر، مشهد 1366ش‌؛ تورج‌ اتابكي‌، آذربايجان‌ در ايران‌ معاصر ، ترجمة‌ محمدكريم‌ اشراق‌، تهران‌ 1376ش‌؛ حميد احمدي‌، قوميت‌ و قوم‌گرايي‌ در ايران‌: از افسانه‌ تا واقعيت‌ ، تهران‌ 1378ش‌؛ تقي‌ اراني‌، «آذربايجان‌ يا يك‌ مسئلة‌ حياتي‌ و مماتي‌ ايران‌»، در زبان‌ فارسي‌ در آذربايجان‌: دربرگيرندة‌ بيست‌ و هفت‌ مقاله‌ ، گردآوري‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ 1368ش‌؛ جواد انصاري‌، تركيه‌ در جستجوي‌ نقشي‌ تازه‌ در منطقه‌ ، تهران‌ 1373 ش‌؛ ماري‌ براكس‌آپ‌، «تاتارهاي‌ ولگا»، در مليتهاي‌ شوروي‌: مجموعة‌ 21 مقاله‌ ، زيرنظر گراهام‌ اسميت‌، تهران‌: شركت‌ انتشارات‌ علمي‌ و فرهنگي‌، 1375ش‌؛ آلكساندر بنيگسن‌ و ماري‌ براكس‌آپ‌، مسلمانان‌ شوروي‌: گذشته‌، حال‌ و آينده‌ ، ترجمة‌ كاوه‌ بيات‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ كاوه‌ بيات‌، «ناسيوناليسم‌ ترك‌ و ريشه‌هاي‌ تاريخي‌ آن‌»، نگاه‌ نو ، ش‌4 (دي‌ 1370)؛ عنايت‌الله‌ رضا، «تركان‌، پان‌توركيسم‌ و پان‌تورانيسم‌»، اطلاعات‌ سياسي‌ ـ اقتصادي‌ ، سال‌ 6، ش‌9 و 10 (خرداد و تير 1371)؛ رحيم‌ رئيس‌نيا، آذربايجان‌ در سير تاريخ‌ ايران‌: از آغاز تا اسلام‌ ، تبريز 1368ش‌؛ همو، ايران‌ و عثماني‌ در آستانة‌ قرن‌ بيستم‌ ، تبريز 1374 ش‌؛ استانفورد جي‌. شاو و ازل‌ كورال‌ شاو، تاريخ‌ امپراتوري‌ عثماني‌ و تركيه‌ جديد ، ج‌2: اصلاحات‌، انقلاب‌ و جمهوري‌: ظهور تركيه‌ جديد، 1975ـ 1808 ميلادي‌ ، ترجمة‌ محمود رمضان‌زاده‌، مشهد 1370 ش‌؛ فرهاد عطايي‌، «نگرشي‌ جديد در سياست‌ منطقه‌اي‌ تركيه‌»، فصلنامة‌ مطالعات‌ خاورميانه‌ ، سال‌ 6، ش‌ 3 (پاييز 1378)؛ ريچارد كاتم‌، ناسيوناليسم‌ در ايران‌ ، ترجمة‌ احمد تديّن‌، تهران‌ 1378ش‌؛ اولريش‌ گركه‌، پيش‌ به‌ سوي‌ شرق‌: ايران‌ در سياست‌ شرقي‌ آلمان‌ در جنگ‌ جهاني‌ اول‌ ، ترجمة‌ پرويز صدري‌، تهران‌ 1377ش‌؛ علي‌ نسيم‌فر، «انتخابات‌ پارلماني‌ تركيه‌: چشم‌اندازهاي‌ آينده‌»، ديدگاهها و تحليلها ، سال‌ 13، ش‌126 (خرداد 1378)؛ زاره‌ واند ] نام‌ مستعار مشترك‌ [ ، افسانه‌ پانتورانيسم‌ ، ترجمة‌ محمدرضا برزگر، تهران‌ 1369ش‌؛Sina Ak í in, "Dد í دnce ve Bilim Tarihi 1830-1908", Tدrkiye Tarihi , vol. 3, ed. Sina Ak í in, Istanbul 1990; E.Burak Ar â kan, "The programme of the Nationalist Action Party of Turkey: an iron hand in a velvet glove?", Middle Eastern studies , vol. 34, no. 4 (October 1998); A ¦ zarba ¦ yja ¦ n Sa ¦ vet Ensiklopediya ¦ s i , Baku 1976-1987; Nihad Sami Banarl â , Resimli Tدrk Edebiyyat i Tarihi , vol. II, Istanbul 1971; Tuncer Baykara, Zeki Velid i ª Togan , Ankara 1989; Bدyدk Lأgat ve Ansiklopedi , Istanbul: Meydan Yay â nevi, 1981; The Encyclopaedia Britannica , London 1950, s.v. "Pan-Turanianism"; EI 2 , s.v. "Pan- Turkism" (by J. M. Landau); Ensiklopediya ¦ yi Sa ¦ vetii Ta ¦ jik , Dushanbe 1978-1988; Ziya Gخkalp, Tدrkµدlدg § دn Esaslar i , Istanbul 1970; Selahattin Hilav, "Dد í دnce Tarihi (1908-1980)", in Tدrkiye Tarihi , vol. 4, ed. Sina Ak í in, Istanbul 1990; I  A , s.v. "Tأrہn" (by V. Minorsky); Bernard Lewis, The emergence of modern Turkey , London 1961; ì erif Mardin, Jخn Tدrklerin Siyasi Fikirleri 1895- 1908 , Istanbul 1989; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Pan-Turanism" (by Feroz Ahmad); Hikmet عzdemir, "Siyasal Tarih 1960-1980", in Tدrkiye Tarihi , vol. 4, ed. Sina Ak í in, Istanbul 1990; Yuriy A í atoviµ Petrosyan, Sovyet Gخzدyle Jخntدrkler , tr. Mazlum Beyhan and Ay í e Hac â hasanog § lu, Istanbul 1977; Muh ¤ ammad Amin Rasulzada, "Pan-Turanizm Haqqinda", Azarbaycan Jurnali , VII (1991); Philip Robins, "Between sentiment and self-interest: Turkey's policy toward Azerbaijan and the Central Asian states", The Middle East journal , vol. 47, no. 4 (Autumn 1993); Enver Behnan ì apolyo, Ziya Gخkalp: I  ttihad i Terakki ve Me í rutiyet Tarihi , Istanbul 1974; SSCB Bilimler Akademisi, Ekim Devrimi Sonras i Tدrkiye Tarihi , tr. A. Hasanog § lu, Istanbul 1970; Tadeusz Swietochowski, Mدslدman Cemaatten Ulusal Kimlig § e: Russ Azerbaycan i 1905-1920 , tr. Nuray Mert, Istanbul 1988; Ahmet Temir, Yusuf Akµura , Ankara 1987; Tar â k Zafer Tunaya, Tدrkiye'de Siyasal Partiler , Istanbul 1988; I  smay â l V liyev and Cavid Hدseynov, Az rbaycan i n Siyasi Partiyalar i v  I  ctimai T  í kilatlar i , Baku 1995.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

رحيم‌ رئيس‌نيا

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده