پاکستان‌
معرف
تين‌ كشور اسلامي‌ با نظام‌ سياسي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و دومين‌ كشور اسلامي‌ از لحاظ‌ جمعيت‌
متن
پاكستان‌ ، نخستين‌ كشور اسلامي‌ با نظام‌ سياسي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و دومين‌ كشور اسلامي‌ از لحاظ‌ جمعيت‌. اين‌ كشور، واقع‌ در جنوب‌ آسيا، در شمال‌ غربي‌ شبه‌قارة‌ هند، در 14 اوت‌ 1947 با جدا شدن‌ از هند * به‌ استقلال‌ رسيد.پاكستان‌ از مغرب‌ با ايران‌ و افغانستان‌، از شمال‌ شرقي‌ با چين‌ و از مشرق‌ با هند هم‌مرز است‌ و از جنوب‌ به‌ درياي‌ عرب‌ راه‌ دارد. مساحت‌ پاكستان‌، بجز كشمير آزاد (به‌ وسعت‌ 639 ، 11 كيلومتر مربع‌)، گِلْگت‌ و بَلتِستان‌ * (به‌ وسعت‌ 520 ، 72 كيلومتر مربع‌)، جوناگره‌ و مناوادار، 095 ، 796 كيلومترمربع‌ و پايتخت‌ آن‌ اسلام‌آباد است‌ ( > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2731، 2739).پاكستان‌ به‌ لحاظ‌ طبيعي‌ به‌ شش‌ منطقه‌ تقسيم‌ مي‌شود: 1) كوههاي‌ شمالي‌، كه‌ ارتفاعات‌ شمالي‌ و بخش‌ غربي‌ مسير كوههاي‌ هيمالياست‌ و محدودة‌ وسيعي‌ از كشمير تا شمال‌ گلگت‌ را پوشانده‌ است‌. 2) شاخة‌ فرعي‌ كوههاي‌ هيماليا، كه‌ در غرب‌ دشت‌ رود سند واقع‌ است‌. 3) فلات‌ بلوچستان‌، كه‌ از شمال‌ غربي‌ تا جنوب‌ شرقي‌ ادامه‌ دارد و دره‌هاي‌ خشك‌، درياچه‌هاي‌ نمك‌ و كويرهاي‌ وسيع‌ با تپه‌هايي‌ خشك‌ اين‌ فلات‌ را فراگرفته‌ است‌. 4) فلات‌ پوتوهار و منطقة‌ نمك‌، كه‌ حدود پنج‌ هزار مايل‌ مربع‌ از منطقة‌ پنجاب‌ را پوشانده‌ و ارتفاع‌ آن‌ بين‌ 305 تا 610 متر از سطح‌ دريا متغير است‌. منطقة‌ نمك‌ از نزديكي‌ جهلم‌ تا درّة‌ اسماعيل‌خان‌ ادامه‌ مي‌يابد. 5) جلگة‌ پايين‌ رود سند، كه‌ منطقة‌ حاصلخيز كشاورزي‌ به‌ وسعت‌ 100 ، 16 كيلومتر مربع‌ است‌ و در ايالت‌ پنجاب‌ و سند قرار دارد. 6) كوير تهر ، كه‌ در جنوب‌ شرقي‌ جلگة‌ سند سفلا و دشت‌ راجوپتانا قرار دارد و در قسمتهاي‌ گود آن‌ حوضچه‌هاي‌ نمك‌ وجود دارد (اختر، ص‌ 2ـ4؛ كامران‌ مقدم‌، ص‌ 12).رود سند، رود اصلي‌ پاكستان‌ است‌ و انشعابات‌ عمدة‌ آن‌ عبارت‌اند از: رودهاي‌ كابل‌، گومل‌ ، پنجند كه‌ از به‌ هم‌ پيوستن‌ پنج‌ رود (جهلم‌، چناب‌ ، راوي‌ ، بياس‌ و ستلج‌ ) تشكيل‌ شده‌ است‌ (اسعدي‌، ج‌ 2، ص‌ 124ـ 125؛ كامران‌ مقدم‌، ص‌13). آب‌ و هواي‌ اين‌ كشور خشك‌ و معمولاً گرم‌ است‌ ( > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2731).از نظر تقسيمات‌ كشوري‌، پاكستان‌ از چهار ايالت‌ پنجاب‌ * (به‌ مركزيت‌ لاهور)، سند (به‌ مركزيت‌ كراچي‌)، ايالت‌ سرحد شمال‌ غرب‌ (به‌ مركزيت‌ پيشاور) و بلوچستان‌ (به‌ مركزيت‌ كويته‌)، و مناطق‌ قبايلي‌ و منطقة‌ پايتخت‌ فدرال‌ اسلام‌آباد تشكيل‌ شده‌ است‌. از نظر مساحت‌، بلوچستان‌ بزرگترين‌ ايالت‌ كشور است‌، اما پنجاب‌ پرجمعيت‌ترين‌ ايالت‌ به‌ شمار مي‌رود (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 2739).طبق‌ سرشماري‌ 1377 ش‌/ 1998، جمعيت‌ پاكستان‌ 571 ، 579 ، 130 تن‌ بوده‌ است‌. در 1375ش‌/ 1996، 6ر67% جمعيت‌ روستايي‌ و 4ر32% شهرنشين‌ بودند. پرجمعيت‌ترين‌ شهرهاي‌ كشور، بنابر سرشماري‌ 1360ش‌/ 1981، بترتيب‌ عبارت‌اند از: كراچي‌، لاهور، فيصل‌آباد، راولپندي‌، حيدرآباد، ملتان‌ ، گوجران‌ واله‌ و پيشاور (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 2739ـ 2740).مردم‌ پاكستان‌ عمدتاً وابسته‌ به‌ گروه‌ نژادي‌ هند و آريايي‌ هستند. البته‌ تأثير دراويديها، يونانيها، عربها و مغولها را نيز مي‌توان‌ در چهره‌ها ديد (مرندي‌، ج‌ 1، ص‌ 46). پنج‌ گروه‌ عمدة‌ قومي‌ در پاكستان‌ وجود دارد: پنجابي‌، سندي‌، پشتون‌ * (پتهان‌)، بلوچي‌ و مهاجرها (مهاجران‌ اردو زبان‌ از هند پيش‌ از تجزيه‌؛ > دايرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد < ، ج‌ 3، ص‌ 286). زبان‌ ملّي‌ پاكستان‌ اردوست‌، اما انگليسي‌ كاربرد زيادي‌ در حكومت‌ و امر تجارت‌ دارد و در تحصيلات‌ دانشگاهي‌ زبان‌ علمي‌ تلقي‌ مي‌شود (مرندي‌، ج‌ 1، ص‌ 33ـ 34). بنابر سرشماري‌ 1360ش‌/ 1981، زبانهاي‌ اصلي‌ اين‌ كشور عبارت‌اند از: پنجابي‌ (2ر48% خانوارها)، پشتو * (1ر13%)، سندي‌ * (8ر11%)، سيرائيكي‌ (8ر9%)، اردو * (6ر7%)، بلوچي‌ (3%؛ رجوع كنيد به بلوچ‌ و بلوچستان‌ * ) و برهويي‌ * . زباني‌ كه‌ بين‌ همة‌ مردم‌ مشترك‌ باشد، وجود ندارد. طبق‌ سرشماري‌ 1360ش‌/ 1981، 68ر96% مردم‌ پاكستان‌ مسلمان‌، 55ر1% مسيحي‌ و 51ر1% هندو هستند؛ بقيه‌ شامل‌ پارسيان‌ * ، بوداييها و ديگر اقليتهاي‌ كوچك‌ مذهبي‌، از جمله‌ پيروان‌ فرقة‌ احمديه‌ * و شماري‌ از بهائيان‌ مي‌شوند. مسلمانان‌ عمدتاً سنّي‌ مذهب‌ و پيرو فقه‌ حنفي‌ و شمار اندكي‌ نيز حنبلي‌اند. بيشتر شيعيان‌، كه‌ احتمالاً 15% تا 20% جمعيت‌ كشور را تشكيل‌ مي‌دهند، دوازده‌ امامي‌اند. شمار اندكي‌ از شيعيان‌ اسماعيلي‌اند كه‌ به‌ دو گروه‌ آقاخانيها كه‌ عمدتاً در كراچي‌ و شمال‌غربي‌ گلگت‌ زندگي‌ مي‌كنند و بُهره‌ * ها تقسيم‌ مي‌شوند ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌؛ > دايرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد < ، همانجا؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌2731؛ اسعدي‌، ج‌2، ص‌132ـ133؛ اشتياق‌ احمد، ص‌225).نظام‌ اقتصادي‌ پاكستان‌ مختلط‌ و در حال‌ توسعه‌ است‌. معضلات‌ اقتصادي‌ اين‌ كشور اساساً از سه‌ عامل‌ نظام‌ زمينداري‌ فئودالي‌، تخصيص‌ نامتوازن‌ منابع‌ مالي‌ و ثروت‌ كشور به‌ امورنظامي‌ و دفاعي‌ و بار سنگين‌ بدهيهاي‌ خارجي‌ نشأت‌ مي‌گيرد. داراييهاي‌ اقتصادي‌، بويژه‌ زمين‌، به‌طرز نابرابري‌ توزيع‌ شده‌ است‌. رهبران‌ سياسي‌ و فئودالهاي‌ نظامي‌ بخش‌ عمده‌اي‌ از زمينهاي‌ زراعي‌ را در انحصار خود دارند. درگيري‌ نظامي‌ با هند بويژه‌ دربارة‌ مسئلة‌ كشمير و استمرار مسابقة‌ تسليحاتي‌ پرهزينه‌ با هند به‌ اقتصاد كشور آسيب‌ جدي‌ وارد كرده‌ است‌. با تغييراتي‌ كه‌ پس‌ از دهة‌ 1370 ش‌/ 1990 در نظام‌ بين‌المللي‌ كمكهاي‌ خارجي‌ پديد آمد، اين‌ كمكها كه‌ عمدتاً به‌ دليل‌ فضاي‌ جنگ‌ سرد و قرار داشتن‌ پاكستان‌ در اردوگاه‌ غرب‌، به‌ اين‌ كشور سرازير و اقتصاد آن‌ را سرپا نگه‌ داشته‌ بود، متوقف‌ شد و پاكستان‌ را با بحران‌ بازپرداخت‌ بدهيهاي‌ گذشته‌ و ساختار اقتصادي‌ وابسته‌ به‌ كمكهاي‌ خارجي‌ مواجه‌ ساخت‌ (سريدهار و بهاگات‌ ، ص‌ 123؛ هرميداس‌ باوند، ص‌ 1052ـ 1053؛ > اطلس‌ مرجع‌ جهان‌ درلينگ‌ كيندرزلي‌ < ، ذيل‌ مادّه‌). اقتصاد پاكستان‌ عمدتاً بر پاية‌ كشاورزي‌ و صنايع‌ سبك‌ و خدمات‌ استوار است‌. از اين‌ ميان‌، كشاورزي‌ با به‌ اشتغال‌ درآوردن‌ 48% نيروي‌ كار (در 1997) و تأمين‌ 26% توليد ناخالص‌ داخلي‌ (در 1998) و تأمين‌ بيش‌ از 50% درآمدهاي‌ ناشي‌ از صادرات‌ (در 1997ـ 1998)، مهمترين‌ بخش‌ اقتصادي‌ به‌ شمار مي‌رود. پنبه‌، برنج‌ (مهمترين‌ محصولات‌ صادراتي‌)، گندم‌، ذرت‌، نيشكر و دانة‌ سويا از محصولات‌ عمدة‌ كشاورزي‌ است‌. بخش‌ صنعت‌ 5ر17% از نيروي‌ كار را به‌ اشتغال‌ درآورده‌ (در 1994ـ 1995) و 25% توليد ناخالص‌ داخلي‌ كشور را (در 1997ـ 1998) تأمين‌ كرده‌ است‌ ( > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌2، ص‌2738). صنايع‌ نساجي‌ پيشرفته‌ و منسوجات‌ و پارچه‌هاي‌ نخي‌، سرآمد كالاهاي‌ صادراتي‌ پاكستان‌ است‌ و سهم‌ مهمي‌ در توليد ناخالص‌ داخلي‌ و اشتغال‌زايي‌ دارد و بالغ‌ بر 8ر32% نيروي‌ كار (در 1994ـ 1995) در بخش‌ خدمات‌ اشتغال‌ يافته‌ و 3ر49% از توليد ناخالص‌ داخلي‌ (در 1987ـ 1998) متعلق‌ به‌ اين‌ بخش‌ است‌. بخش‌ خدمات‌ در 1990ـ 1996 سالانه‌ از رشد متوسط‌ 5% برخوردار بوده‌ است‌ (همانجا).تاريخ‌ سياسي‌ . نخستين‌ بار چودري‌ رحمت‌ علي‌، دانشجوي‌ مسلمان‌ دانشگاه‌ كيمبريج‌، در 1312ش‌/1933 ميهن‌ مورد خواست‌ مسلمانان‌ شبه‌قارّه‌ را «پاكستان‌» خواند. پاكستان‌ ، به‌ معناي‌ «سرزمين‌ پاك‌»، برگرفته‌ از حروف‌ اول‌ (يا آخر) ايالات‌ اين‌ كشور پيشنهادي‌، يعني‌ پنجاب‌، سرحد شمال‌ غرب‌ يا افغانيه‌، كشمير، سند و بلوچستان‌ بود (برك‌ و قريشي‌ ، ص‌ 194ـ 195؛ لاپيدوس‌، ص‌ 236).ايجاد پاكستان‌، به‌ عنوان‌ كشوري‌ كه‌ براساس‌ دين‌ اسلام‌ موجوديت‌ و هويت‌ مستقل‌ يافته‌، برپاية‌ نظرية‌ «دو ملت‌» صورت‌ پذيرفت‌؛ اين‌ نظريه‌ را محمدعلي‌ جناح‌ * ، رهبر و بنيانگذار پاكستان‌، در 1317 ش‌/ 1938 مطرح‌ كرد كه‌ نخستين‌ تقاضاي‌ رسمي‌ براي‌ ايجاد وطن‌ اسلامي‌ مستقل‌ به‌ شمار مي‌آمد. در واقع‌، آرمان‌ وطن‌ اسلامي‌ به‌ دهه‌اي‌ پيش‌ از اين‌ زمان‌ بازمي‌گشت‌؛ هنگامي‌ كه‌ علامه‌ محمد اقبالِ لاهوري‌ * در سخنراني‌ خود خواهان‌ پيوستن‌ پنجاب‌، استان‌ سرحد شمال‌غرب‌، سند و بلوچستان‌ به‌ يكديگر، و ايجاد كشوري‌ واحد شد. اقبال‌ در اين‌ سخنراني‌، ضمن‌ رد اين‌ نظر كه‌ مسلمانان‌ و هندوها ملت‌ هندي‌ واحدي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند، خواهان‌ تشكيل‌ كشوري‌ مسلمان‌ متكي‌ بر اصول‌ اسلامي‌ شد. به‌ سبب‌ پيوند فكري‌ وآشنايي‌ جناح‌ با اقبال‌، فكر تشكيل‌ پاكستان‌، به‌ عنوان‌ خواست‌ سياسي‌ مسلمانان‌ هند، از سوي‌ جناح‌ دنبال‌ شد (برك‌ و قريشي‌، ص‌183ـ185؛ شهاب‌، ص‌33؛ رضوي‌، ص‌ 38ـ39).ريشه‌هاي‌ موجوديت‌ پاكستان‌ را در تأثير استعمار بريتانيا بر روابط‌ ميان‌ جوامع‌ مختلف‌ شبه‌قارّه‌، بويژه‌ مسلمانان‌ و هندوها، نيز مي‌توان‌ جستجو كرد. انگليسيها كه‌ عامل‌ و باعث‌ اصلي‌ قيام‌ و جنگ‌ ضداستعماري‌ 1274/ 1857 را مسلمانان‌ مي‌انگاشتند، آنها را هرچه‌ بيشتر از عرصة‌ فعاليتهاي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ و اقتصادي‌ كنار گذاشتند. مسلمانان‌ كه‌ صدها سال‌ حكومت‌ در شبه‌قارّه‌ را در دست‌ داشتند، از تمام‌ مراتب‌ و شئون‌ بالاي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ و اقتصادي‌ طرد شدند. اين‌ وضع‌ تحقيرآميز در مقايسه‌ با موقعيت‌ برتر هندوها، مسلمانان‌ را براي‌ كسب‌ هويت‌ سياسي‌ مستقل‌ برانگيخت‌. آغاز اين‌ حركت‌ به‌ جنبش‌ عليگره‌، به‌ رهبري‌ سرسيداحمدخان‌، بازمي‌گردد. سرسيداحمدخان‌، مصلح‌ فرهنگي‌ و مؤسس‌ تجددخواهي‌ اسلامي‌ در هند، بعد از درهم‌ شكسته‌ شدن‌ قيامِ 1274/ 1857 مسلمانان‌ شبه‌قارّه‌، جنبش‌ اصلاحات‌ مذهبي‌ و آموزشي‌ را سامان‌ داد و با تأكيد بر هويت‌ مستقل‌ سياسي‌ و حقوق‌ مسلمانان‌ هند، تجديد حيات‌ اسلام‌ را در هند آغاز كرد (دربارة‌ آرا و افكار و اقدامات‌ سيداحمدخان‌ و نقد و بررسي‌ آنها رجوع كنيد به سيداحمدخان‌ * ). ديگر جنبشهاي‌ مذهبي‌ مسلمانان‌ مانند جنبش‌ مجاهدين‌ سيداحمد شهيد بريلوي‌ * ، جنبش‌ ديوبند مولانا قاسم‌ نانوتوي‌ و جنبش‌ مولانا محمودحسن‌ نيز در جدايي‌خواهي‌ مسلمانان‌ هند مؤثر بودند. مفهوم‌ قلمرو سياسي‌ مستقل‌ اسلامي‌ با تلاش‌ محمدعلي‌ و بهادر يارجنگ‌ و سپس‌ با پيدايش‌ جنبش‌ خلافت‌ * در دهة‌ 1300ش‌/ 1920 زنده‌ نگاهداشته‌ شد (امجدعلي‌، ص‌ 147؛ اسعدي‌، ج‌ 2، ص‌ 147ـ 148؛ > دايرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد < ، ج‌ 3، ص‌ 286ـ 287).در 1303/ 1885 هندوها با حمايت‌ بريتانيا حزب‌ كنگرة‌ ملي‌ هند را تأسيس‌ كردند. تأسيس‌ اين‌ حزب‌ و تفكيك‌ بنگال‌ * در 1323/ 1905، كه‌ ملي‌گرايي‌ افراطي‌ هندي‌ در آن‌ آشكار بود، سوءظن‌ و ترس‌ مسلمانان‌ را نسبت‌ به‌ مقاصد سلطه‌جويانة‌ هندوها برانگيخت‌ و آنها را به‌ ضرورت‌ سازماندهي‌ سياسي‌ براي‌ حفظ‌ حقوق‌ خود آگاه‌ ساخت‌. بدين‌سان‌، حزب‌ مسلم‌ ليگ‌ سراسر هند براي‌ حمايت‌ از مصالح‌ و منافع‌ مسلمانان‌ شبه‌قارّه‌ در 1324/ 1906 شكل‌ گرفت‌ (امجدعلي‌، همانجا؛ برك‌ و قريشي‌، ص‌ 63، 77ـ 78). در طول‌ دهه‌هاي‌ 1300ش‌/ 1920 و 1310ش‌/ 1930، خواسته‌هاي‌ مسلم‌ليگ‌ براي‌ حفظ‌ و تأمين‌ حقوق‌ مذهبي‌ و مدني‌ جمعيتهاي‌ مسلمانان‌ و خودمختاري‌ و تفوق‌ سياسي‌ در استانهاي‌ بنگال‌، پنجاب‌ و سرحد شمال‌ غربي‌، تقاضاي‌ برپايي‌ دولت‌ فدرال‌ هند با خودمختاري‌ استانهاي‌ مسلمان‌نشين‌، انتخابات‌ جداگانه‌ و تضمين‌ حقوق‌ و آزادي‌ آموزش‌ و مذهب‌ مسلمانان‌ همگي‌ بي‌ثمر ماند. كنفرانس‌ مسلمانان‌ و هندوها در سالهاي‌ نخست‌ دهة‌ 1310ش‌/ 1930 و اقدامات‌ بريتانيا براي‌ دستيابي‌ به‌ مصالحة‌ سياسي‌ نيز موفقيتي‌ به‌ دست‌ نياورد. به‌ اين‌ گونه‌ بود كه‌ خواست‌ سياسي‌ مسلمانان‌ كه‌ رسماً از سوي‌ مسلم‌ليگ‌ مطرح‌ مي‌شد، از درخواستهاي‌ معتدل‌ پيشين‌ به‌ تقاضاي‌ تشكيل‌ دولت‌ ارضي‌ مستقل‌ تغيير يافت‌ (امجدعلي‌، همانجا؛ لاپيدوس‌، ص‌ 235، 240؛ براي‌ آگاهي‌ از مشروح‌ تلاشهاي‌ مسلمانان‌ رجوع كنيد به برك‌ و قريشي‌، ص‌143ـ232). مقارن‌ با شروع‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، مبارزات‌ مسلم‌ليگ‌ به‌ رهبري‌ محمدعلي‌ جناح‌ وارد مرحلة‌ تازه‌اي‌ شد. با كوشش‌ جناح‌، بريتانيا حزب‌ مسلم‌ليگ‌ را به‌ عنوان‌ نماينده‌ و سخنگوي‌ مسلمانان‌ هند پذيرفت‌. دستيابي‌ به‌ اين‌ موقعيت‌ تاحدي‌ به‌ سبب‌ مواضع‌ مسلم‌ليگ‌ در قبال‌ جنگ‌ در شبه‌قارّه‌ بود. در حالي‌ كه‌ حزب‌ كنگره‌ با ورود به‌ جنگ‌ مخالف‌ بود، مسلم‌ليگ‌ با موضعي‌ موافق‌ با انگلستان‌، اقدامات‌ مربوط‌ به‌ جنگ‌ را مشروعيت‌ مي‌بخشيد. مسلم‌ليگ‌ با بهره‌برداري‌ از اين‌ فرصت‌، در فروردين‌ 1319/ مارس‌ 1940«قطعنامة‌ لاهور» را كه‌ حاصل‌ آن‌ تقاضاي‌ رسمي‌ براي‌ تشكيل‌ دولت‌ مستقل‌ پاكستان‌ بود، به‌ تصويب‌ رسانيد. اين‌ قطعنامه‌ در واقع‌ زيربناي‌ مبارزات‌ مسلم‌ليگ‌ را تا 1325ش‌/ 1947 شكل‌ داد. در 1324ش‌/ 1945 مسلم‌ليگ‌ رهبران‌ مذهبي‌ را متقاعد ساخته‌ بود كه‌ صرف‌نظر از علايق‌ و منافع‌ محلّي‌، وجود كشوري‌ مسلمان‌ كه‌ مسلمانان‌ آن‌ را اداره‌ كنند و از اصول‌ و راه‌ورسم‌ زندگي‌ اسلامي‌ حمايت‌ كند، ضروري‌ است‌. اين‌ واقعيت‌ در پيروزي‌ چشمگير مسلم‌ليگ‌ در انتخابات‌ 1324 ش‌/ 1945 نمود يافت‌. پس‌ از انتخابات‌، جنبش‌ هواخواهي‌ از دولت‌ ملي‌ مسلمان‌ برگشت‌ناپذير مي‌نمود. سرانجام‌، با تقسيم‌ شبه‌قارّه‌ به‌ هند و پاكستان‌ در 23 مرداد 1326/ 14 اوت‌ 1947، استقلال‌ پاكستان‌ به‌ رهبري‌ محمدعلي‌ جناح‌ تحقق‌ يافت‌ (برك‌ و قريشي‌، ص‌ 246، 287ـ 288، 356؛ لاپيدوس‌؛ د. اسلام‌ ، همانجاها). در پي‌ اعلان‌ استقلال و مرزبندي‌، درگيريهاي‌ خونين‌ فرقه‌اي‌ ميان‌ مسلمانان‌ و سيكها و هندوها در خاك‌ دو كشور رخ‌ داد، كه‌ به‌ يكي‌ از بزرگترين‌ مهاجرتهاي‌ تاريخ‌ معاصر، يعني‌ مهاجرت‌ قريب‌ هشت‌ ميليون‌ مسلمان‌ از هند به‌ پاكستان‌ و همين‌ تعداد سيك‌ و هندو از پاكستان‌ به‌ هند، انجاميد (بويد ، ص‌ 164؛ رضوي‌، ص‌ 49؛ شهاب‌، ص‌ 49).پاكستان‌ پس‌ از استقلال‌ به‌ صورت‌ يكي‌ از اعضاي‌ جامعة‌ مشترك‌المنافع‌ بريتانيا باقي‌ماند. محمدعلي‌ جناح‌ به‌ عنوان‌ نخستين‌ فرماندار كل‌ (1326ـ1327 ش‌/ 1947ـ 1948) منصوب‌ شد و يار نزديك‌ وي‌ لياقت‌ علي‌خان‌ * به‌ عنوان‌ نخستين‌ نخست‌وزير پاكستان‌ (1326ـ1330 ش‌/ 1947ـ 1951) انتخاب‌ شد. بخش‌ اعظم‌ ثروتها و منابع‌ بازمانده‌ از استعمار انگليس‌ در اختيار هندِ بعد از استقلال‌ قرار گرفت‌ (اسعدي‌، ج‌ 2، ص‌ 159). پاكستان‌ در 1326 ش‌/ 1947 از دو پارة‌ ارضي‌ به‌ فاصلة‌ حدود دو هزار كيلومتر از يكديگر تشكيل‌ يافته‌ بود؛ پارة‌ شرقي‌ همان‌ بخش‌ شرقي‌ ايالات‌ بنگال‌ شبه‌قارّه‌ بود كه‌ در 1350 ش‌/ 1971 تحت‌ عنوان‌ بنگلادش‌ اعلان‌ استقلال‌ كرد و پارة‌ غربي‌ از ايالات‌ سند، بلوچستان‌، سرحدشمال‌ غرب‌ و بخش‌ غربي‌ ايالات‌ پنجاب‌ تشكيل‌ مي‌شد. اغلب‌ ايالات‌ مهاراجه‌نشين‌ سابق‌، به‌ آرامي‌ به‌ هند پيوستند. الحاق‌ كشمير به‌ هند به‌ درگيريهاي‌ دامنه‌دار ارضي‌ و مرزي‌ ميان‌ دو كشور در 1326ـ1327 ش‌/ 1947ـ 1948، 1344 ش‌/ 1965 و 1350 ش‌/ 1971 انجاميد (بويد، ص‌ 164ـ166).اختلاف‌ نظر و درگيري‌ بر سر نقش‌ اسلام‌ در حكومت‌ و ادارة‌ كشور، اساسي‌ترين‌ مسئله‌ از ابتداي‌ تأسيس‌ پاكستان‌ بوده‌ است‌؛ گروهي‌ از سياستمداران‌ گيتي‌گرا (سكولار) به‌ دنبال‌ برقراري‌ دموكراسي‌ غربي‌ بودند و بخش‌ عظيمي‌ از تودة‌ مردم‌ به‌ رهبري‌ روحانيان‌ و شخصيتهاي‌ مذهبي‌ انتظار داشتند اسلام‌ در قالب‌ حكومت‌ ديني‌ (حكومت‌ خلافتي‌) بر همة‌ شئونات‌ زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ مسلمانان‌ حاكم‌ شود. نخستين‌ اقدام‌ عملي‌ در جهت‌ تأمين‌ اين‌ خواست‌ اساسي‌، از سوي‌ لياقت‌ علي‌خان‌ صورت‌ پذيرفت‌. وي‌ براي‌ تدوين‌ قانون‌ اساسي‌ مبتني‌ بر ضوابط‌ اسلامي‌، اجلاسي‌ مركب‌ از 31 تن‌ از علماي‌ برجسته‌ در شهر كراچي‌ در 1330ش‌/ 1951 ترتيب‌ داد. حاصل‌ اين‌ اجلاس‌، تصويب‌ اصول‌ 22گانة‌ مشهور به‌ «22 نكات‌» بود كه‌ به‌ عنوان‌ اصول‌ بنيادي‌ قوانين‌ كشور برگرفته‌ از قرآن‌ و سنت‌ به‌ دولت‌ ارائه‌ شد. «22 نكات‌» تا به‌ امروز مورد احترام‌ قانونگذاران‌ پاكستان‌ است‌. در قانون‌ اساسي‌ مصوب‌ 1335ش‌/ 1956 پاكستان‌ كشوري‌ اسلامي‌ با نظام‌ جمهوري‌ اعلان‌ شد كه‌ رئيس‌جمهور آن‌ بايد مسلمان‌ باشد، همچنين‌ بر انطباق‌ قوانين‌ بر قرآن‌ و سنّت‌ تأكيد شد (لاپيدوس‌، ص‌242ـ243؛ اشتياق‌ احمد، ص‌ 227؛ عارفي‌، ص‌ 319). پس‌ از تصويب‌ قانون‌ اساسي‌، اسكندرميرزا به‌عنوان‌ نخستين‌ رئيس‌جمهور پاكستان‌ انتخاب‌ شد. اوضاع‌ سياسي‌ كشور در سالهاي‌ پس‌ از استقلال‌ فوق‌العاده‌ بحراني‌ بود. در فاصلة‌ 1326ـ1337ش‌/ 1947ـ 1958 هفت‌ حكومت‌ غيرنظامي‌ يكي‌ پس‌ از ديگري‌ بر سر كار آمد. در حالي‌كه‌ اوضاع‌ سياسي‌ در پاكستان‌ غربي‌ آشفته‌ و غيردموكراتيك‌ مي‌نمود، اسكندر ميرزا با الغاي‌ قانون‌ اساسي‌ و انحلال‌ همة‌ احزاب‌ سياسي‌، اعلام‌ حكومت‌ نظامي‌ كرد. پس‌ از چند روز ژنرال‌ محمدايوب‌خان‌، فرمانده‌ كل‌ ارتش‌، رئيس‌جمهور را بركنار و تمام‌ اختيارات‌ را خود به‌ دست‌ گرفت‌. در 1341ش‌/ 1962 ايوب‌خان‌ * قانون‌ اساسي‌ جديدي‌ را كه‌ متضمن‌ نظام‌ جديد حكومتيِ رياست‌ جمهوري‌ بود به‌ اجرا درآورد و با برگزاري‌ انتخابات‌ به‌ حكومت‌ نظامي‌ پايان‌ داد و در اين‌ انتخابات‌ به‌ عنوان‌ رئيس‌جمهور انتخاب‌ شد. طي‌ حكومت‌ يازده‌سالة‌ ايوب‌خان‌، پيشرفت‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ در زمينه‌هاي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ و بويژه‌ روابط‌ خارجي‌ حاصل‌ شد، اما با شعله‌ورشدن‌ مجدد آتش‌ جنگ‌ با هند بر سر كشمير در 1344ش‌/ 1965 و شكست‌ پاكستان‌ در اين‌ جنگ‌، تظاهرات‌ و شورشهاي‌ مخالفت‌آميز گسترده‌ به‌ سازماندهي‌ حزب‌ مردم‌ (به‌ رهبري‌ ذوالفقار علي‌ بوتو) و حزب‌ استقلال‌ (به‌ رهبري‌ عسگرخان‌) به‌ استعفاي‌ ژنرال‌ ايوب‌ در اسفند 1348/ مارس‌ 1969 منجر شد. ژنرال‌ آقامحمد يحيي‌خان‌، فرمانده‌ ارتش‌، با برقراري‌ مجدد حكومت‌ نظامي‌ به‌ قدرت‌ رسيد و نخستين‌ انتخابات‌ عمومي‌ مجلس‌ ملي‌ را در آذر 1349/ دسامبر 1970 برگزار كرد. در اين‌ انتخابات‌، عوامي‌ ليگ‌ به‌ رهبري‌ شيخ‌ مجيب‌الرحمان‌ از پاكستان‌ شرقي‌، در برابر حزب‌ مردم‌ پاكستان‌ به‌ رهبري‌ بوتو، اكثريت‌ آرا را به‌ دست‌ آورد. با شكست‌ مذاكرات‌ براي‌ تشكيل‌ دولت‌ ائتلافي‌، در 1350 ش‌/ 1971 پاكستان‌ شرقي‌ به‌ عنوان‌ جمهوري‌ مردمي‌ بنگلادش‌ اعلام‌ استقلال‌ كرد. بلافاصله‌ آتش‌ جنگ‌ ميان‌ پاكستان‌ و كشور خودخواندة‌ بنگلادش‌ درگرفت‌ و با مداخلة‌ هند در اين‌ جنگ‌، پاكستان‌ شكست‌ خورد و موجوديت‌ مستقل‌ بنگلادش‌ را پذيرفت‌ (امجدعلي‌، ص‌ 147ـ 148؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2731؛ شهاب‌، ص‌159، 208ـ211، 226؛ نيز رجوع كنيد به بنگلادش‌ * ). پس‌ از اين‌ شكست‌ سنگين‌، يحيي‌خان‌ استعفا كرد و قدرت‌ را به‌ ذوالفقار علي‌ بوتو واگذارد. در مرداد 1352/ اوت‌ 1973 قانون‌ اساسي‌ جديد كه‌ متضمن‌ سوسياليسم‌ اسلامي‌ و اصلاحات‌ كشاورزي‌ و صنعتيِ مقبول‌ حزب‌ مردم‌ بود، به‌ اجرا درآمد. قانون‌ اساسي‌ جديد، نظام‌ حكومتي‌ پارلماني‌ را مستقر ساخت‌. براساس‌ اين‌ قانون‌، رئيس‌جمهور و نخست‌ وزير بايد مسلمان‌ باشند و همة‌ قوانين‌، طبق‌ تشخيص‌ شورايي‌ از روحانيان‌، مي‌بايست‌ منطبق‌ با اسلام‌ باشد (شهاب‌، ص‌233؛ لاپيدوس‌، ص‌244؛ اسپوزيتو ، ص‌ 657؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، همانجا). در اسفند 1355 / مارس‌ 1977 انتخابات‌ برگزار شد و حزب‌ مردم‌ پاكستان‌ در برابر احزاب‌ مخالف‌ كه‌ با نام‌ «اتحاد ملي‌ پاكستان‌» ائتلاف‌ كرده‌ بودند، به‌ پيروزي‌ دست‌ يافت‌ و اكثريت‌ كرسيهاي‌ مجلس‌ را به‌ دست‌ آورد. اتحاد ملي‌ پاكستان‌ بوتو را به‌ تقلب‌ در انتخابات‌ متهم‌ كرد و اعتصابات‌ و تظاهراتي‌ به‌ راه‌ انداخت‌ كه‌ به‌ درگيريهاي‌ خشونت‌بار در سراسر كشور منجر شد. در حالي‌ كه‌ كشور در آستانة‌ جنگ‌ داخلي‌ قرار داشت‌، ارتش‌ به‌ رهبري‌ ژنرال‌ ضياءالحق‌ * و با حمايت‌ «جماعت‌ اسلامي‌ پاكستان‌» به‌ رهبري‌ ابوالاعلي‌ مودودي‌ * در 14 تير 1356/ 5 ژوئية‌ 1977 دست‌ به‌ كودتا زد. همزمان‌، بوتو و بسياري‌ از چهره‌هاي‌ برجستة‌ سياسي‌ دستگير شدند. چودري‌ به‌ عنوان‌ رئيس‌جمهور و رئيس‌ دولت‌ در قدرت‌ ماند. بوتو آزاد شد اما اندكي‌ بعد مجدداً به‌ اتهام‌ صدور دستور قتل‌ يكي‌ از مخالفان‌ سياسيش‌، در 12 شهريور 1356/ 3 سپتامبر 1977، بازداشت‌ شد و سرانجام‌ در 28 اسفند 1356/ 18 مارس‌ 1978 محاكمه‌ و به‌ اعدام‌ محكوم‌ شد. حكم‌ اعدام‌ وي‌، به‌رغم‌ فرجام‌خواهي‌ از ديوانعالي‌ و وساطت‌ و اعتراض‌ بسياري‌ از سران‌ و دولتمردان‌ كشورهاي‌ ديگر، در 15 فروردين‌ 1358/ 4 آوريل‌ 1979 اجرا شد (لانگ‌، ص‌ 236ـ237؛ شهاب‌، ص‌ 286ـ 288، 295؛ رجوع كنيد به بوتو * ، ذوالفقار علي‌). ضياءالحق‌ در پيوند نزديك‌ با جماعت‌ اسلامي‌ و براساس‌ ديدگاههاي‌ اين‌ حزب‌ در مورد الگوي‌ حكومت‌ اسلامي‌، عزم‌ خويش‌ را براي‌ اسلامي‌ كردن‌ پاكستان‌ صريحاً اعلام‌ داشت‌ و بر برقراري‌ نظام‌ اسلامي‌ جامع‌ موسوم‌ به‌ «نظام‌ مصطفي‌» تأكيد كرد. بدين‌ ترتيب‌، طي‌ دورة‌ زمامداري‌ ضياءالحق‌ (1356ـ1367 ش‌/ 1977ـ 1988) سياست‌ اسلامي‌ كردن‌ مؤسسات‌ و نهادهاي‌ كشور تنظيم‌ و اجرا شد. اين‌ سياست‌ مشتمل‌ بر اجراي‌ قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌، اجراي‌ اصول‌ اقتصاد اسلامي‌ مانند برقراري‌ بانكداري‌ اسلامي‌ (بدون‌ بهره‌) و اخذ زكات‌ به‌ عنوان‌ ماليات‌ اسلامي‌، برقراري‌ دادگاه‌ شريعت‌ و انطباق‌ قانون‌ خانواده‌ بر موازين‌ اسلامي‌ بود. برنامه‌ريزان‌ پاكستاني‌ با از ميان‌ برداشتن‌ بهرة‌ بانكي‌ از طريق‌ ايجاد مؤسسات‌ با سود مشترك‌ چون‌ صندوق‌ سرمايه‌گذاري‌ ملي‌، بنگاه‌ خانه‌سازي‌ و بنگاه‌ مالي‌ بازرگاني‌ كوچك‌ و ساير مؤسسات‌ مشابه‌، به‌ برقراري‌ نظام‌ بانكداري‌ اسلامي‌ مدد رساندند. در 1364 ش‌/ 1985 جماعت‌ اسلامي‌ لايحة‌ شريعت‌ را كه‌ برتري‌ قرآن‌ و سنّت‌ را در قانون‌ اساسي‌ و نظام‌ حقوقي‌ پاكستان‌ تضمين‌ مي‌كرد، ارائه‌ داد. مهمترين‌ موضوع‌ در لايحة‌ شريعت‌، تأسيس‌ دادگاه‌ شريعت‌ بود كه‌ بالاترين‌ مرجع‌ قضاوت‌ تلقي‌ شده‌ احكام‌ آن‌ در هيچ‌ دادگاه‌ ديگري‌ قابل‌ فرجام‌خواهي‌ نبود. در 1365 ش‌/ 1986 لايحة‌ شريعت‌ با اصلاحاتي‌ به‌ تصويب‌ رسيد. اين‌ لايحه‌ كه‌ صرفاً براساس‌ مكاتب‌ فقهي‌ حنفي‌ و دئوبندي‌ * / ديوبندي‌ تنظيم‌ شده‌ بود، با اعتراض‌ شيعيان‌ و بريلويها روبرو شد. شيعيان‌ كه‌ به‌ پرداخت‌ زكات‌ به‌ عنوان‌ ماليات‌ نيز اعتراض‌ داشتند، تظاهرات‌ گسترده‌اي‌ برپا كردند كه‌ به‌ معافيت‌ آنها از پرداخت‌ زكات‌ منتهي‌ شد (اشتياق‌ احمد، ص‌ 229ـ232؛ لاپيدوس‌، ص‌ 244ـ 245؛ اسپوزيتو، ص‌688؛ جلالزيي‌، ص‌ 194ـ 195).ضياءالحق‌ در 26 مرداد 1367/ 17 اوت‌ 1988 در يك‌ سانحة‌ هوايي‌ مشكوك‌ كشته‌ شد. متعاقباً غلام‌ اسحاق‌خان‌، رئيس‌ وقت‌ مجلس‌ سنا، به‌ سمت‌ كفيل‌ رياست‌جمهوري‌ منصوب‌ شد و شوراي‌ ملي‌ حالت‌ فوق‌العاده‌، شامل‌ فرماندهان‌ ارشد نظامي‌ و فرمانداران‌ ايالات‌ و وزيران‌ فدرال‌، ادارة‌ امور كشور را برعهده‌ گرفتند ( > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2732).به‌رغم‌ اعلام‌ حالت‌ فوق‌العاده‌ پس‌ از مرگ‌ ضياءالحق‌، انتخابات‌ عمومي‌ مطابق‌ برنامه‌ در آبان‌ 1367/ نوامبر 1988 برگزار شد. در انتخابات‌ مجالس‌ ملي‌ حزب‌ مردم‌ حائز اكثريت‌ نسبي‌ آرا شد اما حمايت‌ بالايي‌ به‌ دست‌ نياورد. چند روز بعد انتخابات‌ مجالس‌ ايالتي‌ برگزار شد و حزب‌ مردم‌ اكثريت‌ نسبي‌ آرا را در ايالات‌ سند و سرحد شمالي‌ به‌ دست‌ آورد و موفق‌ به‌ تشكيل‌ حكومت‌ ائتلافي‌ در اين‌ ايالات‌ شد (همانجا).در سطحِ حكومت‌ فدرال‌، حزب‌ مردم‌ با جنبش‌ قومي‌ مهاجر ائتلاف‌ كرد و حكومت‌ تشكيل‌ داد و بينظير بوتو، دختر ذوالفقار علي‌ بوتو و رهبر حزب‌ مردم‌، در آذر 1367/ دسامبر 1988 به‌ نخست‌وزيري‌ منصوب‌ شد و در پي‌ آن‌ هيئت‌ انتخاباتي‌ شامل‌ مجالس‌ سنا و ملي‌ و مجالس‌ ايالتي‌ غلام‌ اسحاق‌خان‌ را به‌ رئيس‌جمهوري‌ برگزيد (همانجا). در 15 مرداد 1369/ 6 اوت‌ 1990 ــ در حالي‌ كه‌ مقبوليت‌ حكومت‌ حزب‌ مردم‌ و بينظير، بر اثر درگيريهاي‌ خشونت‌بار و رواج‌ اتهام‌ فساد و رشوه‌گيري‌ سياسي‌ و سوء مديريت‌ از سوي‌ احزاب‌ مخالف‌ (بويژه‌ جنبش‌ قومي‌ مهاجر) بر ضدّ وي‌، كاهش‌ يافته‌ بود ــ غلام‌ اسحاق‌خان‌ با متهم‌ ساختن‌ حكومت‌ بينظير به‌ نقض‌ قانون‌ اساسي‌، فساد، رابطه‌بازي‌ و بي‌كفايتي‌، براساس‌ اختيارات‌ قانوني‌ رئيس‌جمهور در اصلاحية‌ هشتم‌ قانون‌ اساسي‌ (1364 ش‌/ 1985)، نخست‌وزير را عزل‌ و كابينه‌ را منحل‌ و دستور تشكيل‌ دولت‌ موقت‌ را صادر كرد. متعاقباً در انتخابات‌ 2 آبان‌ 1369/ 24 اكتبر 1990 حزب‌ مردم‌ و احزاب‌ متحد آن‌ بسختي‌ شكست‌ خوردند و اتحاد دموكراتيك‌ اسلامي‌ ، متشكل‌ از احزاب‌ نه‌گانه‌ اسلامگرا و راست‌گرا (از جمله‌ جماعت‌ اسلامي‌ و مسلم‌ليگ‌ پاكستان‌) به‌ رهبري‌ محمد نوازشريف‌، پيروز شد. با كسب‌ اين‌ پيروزي‌، نوازشريف‌ به‌ نخست‌ وزيري‌ انتخاب‌ شد. وي‌ مهمترين‌ برنامة‌ دولت‌ خود را برقراري‌ آرامش‌ پايدار در ايالت‌ آشوب‌زدة‌ سند، كه‌ پيوسته‌ در كشمكشهاي‌ نژادي‌ و فرقه‌اي‌ غوطه‌ور بود، مطرح‌ ساخت‌ (همانجا).در ارديبهشت‌ 1370/ مه‌ 1991 مجلس‌ ملي‌ قانون‌ الحاق‌ شريعت‌ به‌ نظام‌ حكومتي‌ پاكستان‌ را به‌ تصويب‌ رساند. اين‌ قانون‌ متضمن‌ اسلامي‌ كردن‌ نظام‌ قضايي‌ و اقتصادي‌ و آموزشي‌ بود و تصويب‌ آن‌ موجي‌ از انتقادات‌ متضاد، از سوي‌ حزب‌ مردم‌ و جماعت‌ اسلامي‌، به‌ راه‌ انداخت‌. تصميم‌ نوازشريف‌ داير بر حمايت‌ پاكستان‌ از حكومت‌ ميانه‌رو مجاهدين‌ در كابل‌ و رها ساختن‌ چريكهاي‌ افغان‌ به‌ رهبري‌ گلبدين‌ حكمتيار و ناتواني‌ نوازشريف‌ در اسلامي‌ كردن‌ پاكستان‌، سبب‌ خروج‌ جماعت‌ اسلامي‌ از اتحاد دموكراتيك‌ اسلامي‌ و قطع‌ حمايتهاي‌ اين‌ حزب‌ از حكومت‌ نوازشريف‌ شد. در اسفند 1371/ مارس‌ 1993، هنگامي‌ كه‌ حكومت‌ نوازشريف‌ مذاكراتي‌ درخصوص‌ تعديل‌ اصلاحية‌ هشتم‌ قانون‌ اساسي‌ آغاز كرد، اختلاف‌ ميان‌ نخست‌ وزير و رئيس‌جمهور بالا گرفت‌. اين‌ اصلاحيه‌ مشتمل‌ بر اختيارات‌ رئيس‌جمهور براي‌ بركناري‌ كابينه‌ و نخست‌ وزير، انحلال‌ مجالس‌ ملي‌ و ايالتي‌ و انتصاب‌ رؤساي‌ قضايي‌ و عاليترين‌ فرماندهان‌ لشكري‌ بود. با استفاده‌ از همين‌ اصلاحيه‌ بود كه‌ غلام‌ اسحاق‌خان‌ در 29 فروردين‌ 1372/ 18 آوريل‌ 1993 نوازشريف‌ را در فضايي‌ آكنده‌ از اتهاماتِ فساد و تقلب‌، سوء مديريت‌ اقتصادي‌ و باندبازي‌ بركنار كرد. در 5 خرداد 1372/ 26 مه‌ 1993 دادگاه‌ عالي‌، طي‌ حكمي‌ تاريخي‌ و بي‌سابقه‌، اقدامِ غلام‌ اسحاق‌خان‌ را خلاف‌ قانون‌ اساسي‌ دانست‌ و دستور اعادة‌ قدرت‌ نوازشريف‌ و كابينة‌ وي‌ را صادر كرد. پس‌ از اعادة‌ قدرت‌، موج‌ مخالفت‌ با نوازشريف‌ روزبه‌روز افزايش‌ يافت‌. بر اثر اين‌ مخالفتها، كه‌ عمدتاً از سوي‌ حزب‌ مردم‌ سازماندهي‌ مي‌شد، سرانجام‌ غلام‌ اسحاق‌خان‌ و نوازشريف‌ براساس‌ توافقي‌ كه‌ زير نظر ارتش‌ حاصل‌ شد، از سمتهاي‌ خود كنار رفتند. متعاقباً مجالس‌ ملي‌ و فدرال‌ منحل‌ و انتخابات‌ زودرس‌ اعلام‌ شد (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 2732ـ2733؛ > سالنامة‌ آسيا 1997 < ، ص‌ 85). در انتخابات‌ عمومي‌ مهر 1372/ اكتبر 1993، هيچ‌يك‌ از دو حزب‌ اصلي‌ (مردم‌ و مسلم‌ليگ‌) حائز اكثريت‌ مطلق‌ آرا نشدند، اما سرانجام‌ حزب‌ مردم‌ به‌ رياست‌ بينظير بوتو موفق‌ به‌ تشكيل‌ كابينة‌ ائتلافي‌ شد و فاروق‌ احمدخان‌ لغاري‌، نامزد حزب‌ مردم‌، از سوي‌ هيئت‌ انتخاباتي‌ به‌ رياست‌ جمهوري‌ پاكستان‌ انتخاب‌ شد. سالهاي‌ 1372ـ 1374ش‌/ 1993ـ1995 براي‌ حكومت‌ بينظير بوتو دورة‌ رويارويي‌ با معضلات‌ ناشي‌ از ناآراميها و اعتصابات‌ و تظاهرات‌ سازماندهي‌ شده‌ از سوي‌ مخالفان‌ (بويژه‌ نوازشريف‌)، و برخوردها و درگيريهاي‌ فرقه‌اي‌ و مذهبي‌ خونين‌ دامنه‌دار ميان‌ سنّيان‌ افراطي‌ و شيعيان‌ كراچي‌ بود. مشكلات‌ اقتصادي‌ برآمده‌ از كسري‌ بودجه‌ و پيامدهاي‌ منفي‌ ناشي‌ از اعمال‌ برنامه‌هاي‌ رياضت‌ اقتصادي‌ دولت‌، از مقبوليت‌ حكومت‌ بوتو كاست‌. همزمان‌ با انتصاب‌ آصف‌ علي‌ زرداري‌، همسر بوتو، به‌ سمت‌ وزير سرمايه‌گذاري‌، فضاي‌ انتقادي‌ و جنجالي‌ بر ضد او شكل‌ گرفت‌. در اين‌ شرايط‌، احزاب‌ مخالف‌ (شامل‌ مسلم‌ليگ‌ و جنبش‌ قومي‌ مهاجر و جماعت‌ اسلامي‌) با هدف‌ بركناري‌ بينظير اتحادي‌ غيررسمي‌ تشكيل‌ دادند. در اين‌ ميان‌، اختلافات‌ فزايندة‌ بوتو با رئيس‌جمهور بر سر مسائل‌ مربوط‌ به‌ انتصابات‌ قضايي‌ و اتهام‌ فساد مزيد بر علت‌ شد و پس‌ از ماهها تنش‌، لغاري‌ طي‌ فرماني‌ نخست‌وزير و كابينه‌ و مجالس‌ ملي‌ را در مهر 1375/ اكتبر 1996 منحل‌ كرد. رئيس‌جمهور در فرمان‌ بركناري‌ و انحلال‌، به‌ سياهة‌ بلندي‌ از اتهامات‌ عليه‌ بوتو و حكومت‌ وي‌ مشتمل‌ بر فساد، بي‌كفايتي‌، سوءمديريت‌ اقتصادي‌ و آشفتگي‌ نظم‌ عمومي‌ اشاره‌ كرد ( > سالنامة‌ آسيا 1997 < ، همانجا؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2733ـ2735). انتخابات‌ عمومي‌ در بهمن‌ 1375/ فوريه‌ 1997 با بي‌ميلي‌ عمومي‌ مواجه‌ شد. حزب‌ مسلم‌ليگ‌ در مقابل‌ حزب‌ مردم‌ به‌ اكثريت‌ قاطع‌ آرا دست‌ يافت‌ و محمد نوازشريف‌ كابينة‌ خود را تشكيل‌ داد. موقعيت‌ نوازشريف‌ براي‌ ايجاد تغييرات‌ اساسي‌ در ساخت‌ قدرت‌ پاكستان‌، با پيروزي‌ حزب‌ مردم‌ و متحدش‌، جنبش‌ اتحاد قومي‌، در انتخابات‌ مجلس‌ سنا و كسب‌ اكثريت‌ دو سوم‌ كرسيها، قوام‌ يافت‌ ( > گزارش‌ كيزينگ‌ از حوادث‌ جهان‌ 1997 < ، ج‌43، ش‌2، ص‌41498ـ41499، ش‌4، ص‌41587). از آن‌ پس‌ نوازشريف‌ با جلب‌ حمايت‌ يكپارچة‌ مجالس‌ ملي‌ و سنا به‌ صورت‌ منظم‌ و سازمان‌ يافته‌ به‌ اقداماتي‌ براي‌ كاهش‌ قدرت‌ حزب‌ مردم‌ و اختيارات‌ رئيس‌جمهوري‌ و دادگاه‌ عالي‌ و ارتش‌ مبادرت‌ كرد. در نخستين‌ اقدام‌ در فروردين‌ 1376/ آوريل‌ 1997، با رأي‌ موافق‌ مجالس‌ ملي‌ و سنا مواد اصلي‌ اصلاحية‌ هشتم‌ قانون‌ اساسي‌ لغو شد. با اين‌ اقدام‌، قدرت‌ رئيس‌جمهور در عزل‌ و نصب‌ نخست‌ وزير و كابينه‌، انحلال‌ پارلمان‌ و صدور فرمان‌ همه‌پرسي‌ در هر موضوع‌ ملي‌ و انتصاب‌ فرمانداران‌ ايالات‌ و فرماندهان‌ نيروهاي‌ سه‌گانه‌ به‌ نخست‌ وزير انتقال‌ يافت‌ و مقام‌ رياست‌جمهوري‌ به‌ مقامي‌ تشريفاتي‌ تنزل‌ داده‌ شد. سپس‌، بينظير بوتو و همسرش‌ آصف‌علي‌ زرداري‌ را به‌ اختلاس‌ و فساد و سوءاستفاده‌ از قدرت‌ متهم‌ ساخت‌. سرانجام‌ در فروردين‌ 1379/ آوريل‌ 1999 دادگاه‌ عالي‌ لاهور بينظير بوتو و همسرش‌ را مقصر شناخت‌ و هر يك‌ به‌ پنج‌ سال‌ زندان‌ و مصادرة‌ اموال‌ و جريمة‌ نقدي‌ محكوم‌ شدند. بينظير بوتو بعد از صدور حكم‌ از كشور گريخت‌. تنش‌ ميان‌ نوازشريف‌ و رئيس‌جمهور و رئيس‌ دادگاه‌ عالي‌ نيز به‌ استعفاي‌ رئيس‌جمهور و رئيس‌ دادگاه‌ عالي‌ در آذر 1376/ دسامبر 1997 منجر شد و از آن‌ پس‌ نوازشريف‌ جنگ‌ قدرت‌ با ارتش‌ را آغاز كرد و رئيس‌ ستاد ارتش‌ را كه‌ خواهان‌ افزايش‌ نقش‌ ارتش‌ در تصميم‌گيريهاي‌ دولت‌ بود، از كار بركنار ساخت‌ (همان‌، ج‌ 43، ش‌ 12، ص‌ 41965).به‌ دنبال‌ آزمايشهاي‌ هسته‌اي‌ پاكستان‌ در 1377ش‌/ 1998، اين‌ كشور با تحريمهاي‌ اقتصادي‌ بين‌المللي‌ روبرو شد. تنگناهاي‌ اقتصادي‌، توأم‌ با بحران‌ ناشي‌ از جنگ‌ قدرت‌، موجبات‌ بي‌ثباتي‌ حكومت‌ نوازشريف‌ را فراهم‌ آورد؛ به‌ طوري‌ كه‌ وقتي‌ نوازشريف‌ فرمان‌ بركناري‌ پرويز مشرَّف‌، رئيس‌ ستاد ارتش‌، را صادر كرد، با كودتايي‌ آرام‌ و بدون‌ خونريزي‌ در 20 مهر 1378/ 12 اكتبر 1999 از مسند قدرت‌ كنار گذاشته‌ شد. روز بعد از كودتا، پرويز مشرف‌ كه‌ در هنگام‌ صدور حكم‌ بركناري‌ در سريلانكا به‌ سر مي‌برد، به‌ پاكستان‌ بازگشت‌ و طي‌ بيانيه‌اي‌ رسمي‌ مسئوليت‌ كودتا را به‌ عهده‌ گرفت‌. ديوان‌ عالي‌ پاكستان‌ پرويز مشرف‌ را موظف‌ كرد كه‌ حداكثر تا سه‌ سال‌ پس‌ از كودتا با برگزاري‌ انتخابات‌ ادارة‌ كشور را به‌ غيرنظاميان‌ بسپارد. نوازشريف‌ نيز به‌ اتهام‌ قصد قتل‌ پرويز مشرف‌ دستگير و به‌ چهارده‌ سال‌ حبس‌ و 21 سال‌ محروميت‌ از فعاليتهاي‌ سياسي‌ محكوم‌ شد ( > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌2، ص‌ 2735ـ 2736؛ پهلوان‌، ص‌ 75ـ77؛ عارفي‌، ص‌ 331ـ 333).سياست‌ خارجي‌ پاكستان‌ ارتباط‌ تنگاتنگ‌ با ملاحظات‌ امنيت‌ ملي‌ آن‌ دارد. روابط‌ خارجي‌ آن‌ به‌ گونه‌اي‌ تنظيم‌ شده‌ است‌ كه‌ نهايت‌ امكان‌ را براي‌ تداوم‌ موجوديت‌ اين‌ كشور فراهم‌ آورد. جلب‌ حمايت‌ و پشتيباني‌ نظامي‌ و اقتصادي‌ امريكا از هنگام‌ استقلال‌ تاكنون‌ در جهت‌ پاسخ‌ به‌ نگرانيهاي‌ امنيتي‌ و مقابله‌ با تهديدات‌ هند بوده‌ است‌. ازينروست‌ كه‌ در الگوي‌ سياست‌ خارجي‌ پاكستان‌ حفظ‌ روابط‌ نزديك‌ با امريكا به‌ عنوان‌ سياستي‌ راهبردي‌ دنبال‌ شده‌ است‌. همچنين‌ پاكستان‌ پيوسته‌ و به‌ طور سنّتي‌ سياست‌ حفظ‌ روابط‌ دوستانه‌ و نزديك‌ با كشورهاي‌ اسلاميِ خاورميانه‌ و افريقا و كشور چين‌ را پي‌ گرفته‌ است‌ (برك‌ و زايرينگ‌، ص‌ 490ـ491؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2736). افزون‌ بر اين‌، الزام‌ به‌ حفظ‌ و تحكيم‌ روابط‌ با كشورهاي‌ اسلامي‌ در قانون‌ اساسي‌ آن‌ تصريح‌ شده‌ است‌ (اسعدي‌، ج‌ 2، ص‌ 192).خصومت‌ ديرينه‌ ميان‌ هند و پاكستان‌ مهمترين‌ عامل‌ تعيين‌كننده‌ در سياست‌ خارجي‌ پاكستان‌ است‌. منبع‌ اصلي‌ تنش‌ و اختلاف‌ در روابط‌ دو كشور منطقه‌ كشمير است‌، كه‌ به‌ صورت‌ بحران‌ ارضي‌ و مرزي‌ حل‌ نشده‌ باقي‌ مانده‌ و موجب‌ بروز سه‌ درگيري‌ نسبتاً گستردة‌ نظامي‌ در 1949، 1965 و 1971 ميان‌ هند و پاكستان‌ شد. در حال‌ حاضر هند، پاكستان‌ را به‌ استفاده‌ از تروريسم‌ در سياست‌ خارجي‌، بويژه‌ آموزش‌ و تجهيز نظامي‌ گروههاي‌ اسلامگراي‌ جامو و كشمير (تحت‌ كنترل‌ هند)، متهم‌ مي‌كند (هرميداس‌ باوند، ص‌1064؛ بويد، ص‌ 164ـ 165؛ سريدهار و بهاگات‌، ص‌ 123).تا پيش‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ (1357 ش‌)، ايران‌ بزرگترين‌ حامي‌ مادي‌ و معنوي‌، سياسي‌ و نظامي‌ پاكستان‌ بود (مسجدجامعي‌، ص‌ 65). حكومت‌ ايران‌ بلافاصله‌ پس‌ از اعلان‌ استقلال‌ پاكستان‌ توسط‌ محمدعلي‌ جناح‌ در 23 مرداد 1326/ 4 اوت‌ 1947، جمهوري‌ اسلامي‌ پاكستان‌ را به‌ رسميت‌ شناخت‌ و در 2 آبان‌ همان‌ سال‌ به‌ تأسيس‌ سفارتخانه‌ در شهر كراچي‌ مبادرت‌ كرد.پاكستان‌ از بدو تأسيس‌ توسعه‌ روابط‌ فرهنگي‌ با ايران‌ را سرفصل‌ برنامة‌ خود قرار داد؛ روابط‌ فرهنگي‌ في‌مابين‌ با امضاي‌ موافقتنامه‌هاي‌ فرهنگي‌ متعدد، از جمله‌ موافقتنامه‌ اسفند 1334، تحكيم‌ گرديد و در اجراي‌ آن‌ ايران‌ بيشترين‌ تعداد خانة‌ فرهنگ‌ را در شش‌ شهر مهم‌ پاكستان‌ داير كرد و به‌ مبادلة‌ دانشجو و استاد پرداخت‌ (ازغندي‌، ص‌378). روابط‌ سياسي‌ دو كشور پس‌ از الحاق‌ به‌ پيمان‌ بغداد (سپس‌: سازمان‌ پيمان‌ مركزي‌: سنتو رجوع كنيد به بغداد * ، پيمان‌)، به‌ طور روزافزون‌ ارتقا يافت‌. از آن‌ پس‌، همكاريهاي‌ سياسي‌ و امنيتي‌ در چارچوب‌ سازمان‌ پيمان‌ مركزي‌ * محور اساسي‌ روابط‌ خارجي‌ دو كشور را تشكيل‌ مي‌داد. حكومت‌ ايران‌ در جنگ‌ هند و پاكستان‌ در 1350 ش‌ و متعاقب‌ آن‌ اعلام‌ استقلال‌ بنگلادش‌ (كه‌ قبلاً جزو پاكستان‌ بود)، از اين‌ كشور حمايت‌ آشكار كرد. پس‌ از خروج‌ انگلستان‌ از خليج‌ فارس‌، ايران‌ سعي‌ داشت‌ در اختلافات‌ پاكستان‌ و افغانستان‌ بر سر مسئلة‌ پشتونستان‌ ميانجيگري‌ كند. آسيب‌پذيري‌ پاكستان‌ در برابر جنبش‌ جدايي‌طلب‌ بلوچستان‌، در مرز مشترك‌ دو كشور، تهديدي‌ جدّي‌ براي‌ امنيت‌ ايران‌ تلقي‌ مي‌شد. اين‌ مسئله‌ موجب‌ شد كه‌ ايران‌ نسبت‌ به‌ حفظ‌ امنيت‌ هم‌پيمان‌ خود از طريق‌ سركوب‌ جدايي‌طلبان‌ بلوچ‌ احساس‌ تعهد كند (همان‌، ص‌ 380ـ381؛ مسجدجامعي‌، همانجا؛ مهدوي‌، ص‌ 276ـ277).وضع‌ جديدي‌ كه‌ پس‌ از سقوط‌ رژيم‌ شاه‌ و تشكيل‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در ايران‌ به‌ وجود آمد، تهديدي‌ عليه‌ منافع‌ امريكا در منطقه‌ و كشورهاي‌ شيخ‌نشين‌ خليج‌فارس‌ تلقي‌ مي‌شد. خلا قدرتي‌ كه‌ در نظام‌ امنيتي‌ منطقة‌ خليج‌ فارس‌ پديد آمد و تأثير انقلاب‌ اسلامي‌ بر مردم‌ كشورهاي‌ منطقه‌، بيم‌ امريكا و حكومتهاي‌ منطقه‌ را افزايش‌ مي‌داد. مسائل‌ جديد، هم‌ پاكستان‌ را براي‌ دفاع‌ از خود كه‌ بزرگترين‌ حامي‌ خود، شاه‌، را از دست‌ داده‌ بود، به‌ تلاش‌ وا مي‌داشت‌ و هم‌ كشورهاي‌ ثروتمند عربي‌ كرانه‌هاي‌ خليج‌ فارس‌ را به‌ پاكستان‌، به‌ عنوان‌ بهترين‌ و مطمئن‌ترين‌ حامي‌، نزديك‌ مي‌كرد و بدين‌ترتيب‌ پاكستان‌ فعالانه‌ وارد صحنه‌ سياست‌ منطقه‌اي‌ شد. در پي‌ كودتاي‌ ماركسيستي‌ در افغانستان‌، در 6 دي‌ 1358، و اشغال‌ نظامي‌ آن‌ توسط‌ نيروهاي‌ شوروي‌، اهميت‌ پاكستان‌ نزد امريكا بسرعت‌ افزايش‌ يافت‌. در واقع‌، پاكستان‌ هم‌ به‌ سبب‌ امنيت‌ خليج‌ فارس‌ و هم‌ به‌ دليل‌ نقش‌ تعيين‌كننده‌اش‌ در مسئلة‌ افغانستان‌، در مسير اهداف‌ استراتژيك‌ امريكا قرار داشت‌. اين‌ موقعيت‌ جديد موجب‌ جلب‌ كمكهاي‌ گستردة‌ نظامي‌ و مالي‌ امريكا و كشورهاي‌ عربي‌ ثروتمند خليج‌ فارس‌، بويژه‌ عربستان‌ سعودي‌ و امارات‌ متحدة‌ عربي‌، به‌ اين‌ كشور شد (عباس‌، ص‌ 153، 192؛ مسجدجامعي‌، ص‌ 66ـ67؛ اسعدي‌، ج‌ 2، ص‌ 198ـ 199).پيوند پاكستان‌ با امريكا كه‌ دشمن‌ درجه‌ يك‌ ايران‌ محسوب‌ مي‌شود، پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ پيوسته‌ عاملي‌ تعيين‌كننده‌ در مناسبات‌ و روابط‌ سياسي‌ دو كشور بوده‌ است‌ (عباس‌، ص‌ 192). مطالعة‌ مقايسه‌اي‌ مناسبات‌ پاكستان‌ و ايران‌ قبل‌ و بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ با وجود ظرفيتها و امكانات‌ بالقوة‌ همكاري‌، بويژه‌ بستر مناسب‌ فرهنگي‌ و اقتصادي‌ براي‌ گسترش‌ مناسبات‌ دو كشور، روابط‌ از شكل‌ همكاري‌ متقابلِ «بسيار نزديك‌» در دورة‌ رژيم‌ محمدرضا پهلوي‌ به‌ روابط‌ متقابلِ آميخته‌ با «همكاري‌ و رقابت‌» در سالهاي‌ پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ تحول‌ يافته‌ است‌ ( رجوع كنيد به عباس‌، ص‌ 153ـ191). نكتة‌ جالب‌ توجه‌ اين‌ است‌ كه‌ مناسبات‌ فرهنگي‌ في‌مابين‌، با وجود افت‌ نسبي‌ در مناسبات‌ سياسي‌ و ديپلماتيك‌، استمرار مطلوبي‌ داشته‌است‌. در واقع‌، روابط‌ فرهنگي‌ وراي‌ كم‌ و كيف‌ روابط‌ سياسي‌ همواره‌ با توسعه‌ و استحكام‌ توأم‌ بوده‌ است‌. در تحليل‌ اين‌ وضع‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ مجموعة‌ شبه‌قارّه‌، بويژه‌ پاكستان‌، امتداد طبيعي‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ و تمدن‌ اسلامي‌ ايران‌ است‌. پاكستان‌ به‌ دلايل‌ پرشمار تاريخي‌ و فرهنگي‌، بويژه‌ ورود و گسترش‌ اسلام‌ به‌ شبه‌قاره‌ از طريق‌ ايران‌ و تأثير زبان‌ و ادب‌ فارسي‌، متحد طبيعي‌ ايران‌ قلمداد مي‌شود (مسجدجامعي‌، ص‌ 75ـ 78؛ براي‌ آگاهي‌ از دلايل‌ تاريخي‌ و فرهنگي‌ رجوع كنيد به توسلي‌، ص‌ 19ـ 25؛ ظهورالدين‌ احمد، جاهاي‌ متعدد؛ روابط‌ فرهنگي‌ ايران‌ و آسيا ، ص‌ 84 ـ 93).اولين‌ موافقتنامة‌ بازرگاني‌ ميان‌ دو كشور ايران‌ و پاكستان‌ در ارديبهشت‌ 1341/ 20 مه‌ 1926 در تهران‌ امضا شد. پس‌ از آن‌، تا پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ موافقتنامه‌هاي‌ متعددي در زمينه‌هاي‌ كشتيراني‌ و بازرگاني‌ و ترانزيت‌ كالا و معافيت‌ متقابل‌ مالياتي‌ شركتهاي‌ هواپيمايي‌ بين‌ دو كشور منعقد و موجب‌ گسترش‌ روابط‌ اقتصادي‌ و بازرگاني‌ دو كشور شد. با وجود اين‌، روابط‌ بازرگاني‌ و صنعتي‌ بين‌ دو كشور، بيشتر در چارچوب‌ سازمان‌ همكاري‌ عمران‌ منطقه‌اي‌ موسوم‌ به‌ (آر. سي‌. دي‌) صورت‌ مي‌پذيرفت‌. در چارچوب‌ اين‌ سازمان‌، از 30 تير 1343 تا دي‌ 1359 طرحهاي‌ مشترك‌ اقتصادي‌ مختلفي‌ اجرا شد. همكاري‌ اقتصادي‌ بين‌ دو كشور پس‌ از انقلاب‌اسلامي‌، با سفر يك‌ هيئت‌ اقتصادي‌ ايراني‌ به‌ پاكستان‌ در 1360 ش‌ آغاز شد. غلام‌ اسحاق‌خان‌، وزير بازرگاني‌ وقت‌ پاكستان‌، در 1361 ش‌ طي‌ ديداري‌ از ايران‌ يكي‌ از مهمترين‌ توافقهاي‌ كشورش‌ را در زمينة‌ بازرگاني‌ با جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ منعقد كرد. از آن‌ پس‌، موافقتنامه‌ها و يادداشتهاي‌ تفاهم‌ بسيار ميان‌ دو كشور در زمينه‌هاي‌ كشتيراني‌، حمل‌ونقل‌و گمرك‌ و كشاورزي‌ و انرژي‌ و غير آن‌ به‌ امضا رسيده‌ و اجرا شده‌ است‌ (فرزين‌نيا، ص‌ 242ـ250؛ ازغندي‌، ص‌381ـ 382). مهمترين‌ زمينه‌هاي‌ همكاري‌ اقتصادي‌ دو كشور در بخش‌ صنايع‌ سيمان‌، شكرسازي‌، پالايشگاه‌، ماشين‌سازي‌، كشاورزي‌ و انرژي‌ است‌. افزون‌ بر آن‌، همكاري‌ در چارچوب اكو (سازمان‌ همكاري‌ اقتصادي‌) ، به‌ عنوان‌ جايگزين‌ سازمان‌ آر. سي‌. دي‌.، از 1363 ش‌/ 1984 (سال‌ تأسيس‌ اكو) در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ اقتصادي‌ و صنعتي‌ و علمي‌ و آموزشي‌ و كشاورزي‌ صورت‌ پذيرفته‌ است‌ (عباس‌، ص‌ 147ـ 148؛ فرزين‌نيا، ص‌ 210ـ 211).روابط‌ پاكستان‌ با افغانستان‌ در گذشته‌، پيش‌ از آنكه‌ با اشغال‌ افغانستان‌ از سوي‌ ارتش‌ شوروي‌ تيره‌ شود، بر سر مسئلة‌ پشتونستان‌ پيچيده‌ و بغرنج‌ بود. روابط‌ با حكومت‌ افغانستان‌، طي‌ دهة‌ شصت‌ و اوائل‌ دهة‌ هفتاد شمسي‌/ دهة‌ هشتاد و اوايل‌ دهة‌ 1990 ــ به‌ سبب‌ آنكه‌ اين‌ كشور خاك‌ خود (بويژه‌ شهر پيشاور) را براي‌ انجام‌ عمليات‌ نظامي‌ عليه‌ نيروهاي‌ اشغالگر و حكومت‌ طرفدار شوروي‌ در اختيار مجاهدين‌ قرار داده‌ بود ــ به‌ سردي‌ گراييد. با ظهور گروه‌ طالبان‌ * در صحنة‌ رويدادهاي‌ افغانستان‌ در 1994 و حمايت‌ مالي‌ و نظامي‌ و تسليحاتي‌ پاكستان‌ از اين‌ گروه‌، مرحله‌ جديدي‌ در سياست‌ خارجي‌ پاكستان‌ در قبال‌ افغانستان‌ آغاز شد. كاميابي‌ نسبي‌ اين‌ كشور در شكل‌دهي‌ به‌ تحولات‌ افغانستان‌ طي‌ سالهاي‌ اخير، سردي‌ و تنش‌ در روابط‌ اين‌ كشور با كشورهاي‌ همجوار، چون‌ ايران‌ و روسيه‌ و چين‌ كه‌ وضعيت‌ جاري‌ در افغانستان‌ را تهديد عليه‌ امنيت‌ خود تلقي‌ مي‌كنند، در پي‌ داشته‌ است‌. همچنين‌ اين‌ مسئله‌ تشديد اختلاف‌ پاكستان‌ با هند را موجب‌ گرديده‌ است‌ (هرميداس‌ باوند، ص‌ 1067؛ بويد، ص‌ 163؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2736).احزاب‌ و گروهها . در سياست‌ حزبي‌ پاكستان‌ دو ويژگي‌ درخور توجه‌ است‌: نخست‌، ناپايداري‌ و فراواني‌ دسته‌بنديها و جناح‌گرايي‌ سياسي‌ شديد در درون‌ احزاب‌، كه‌ حاصل‌ آن‌ حضور طيف‌ وسيعي‌ از جناحها و گروههاي‌ سياسي‌ در صحنة‌ سياست‌ كشور است‌؛ دوم‌، نگرش‌ مثبت‌ يا دست‌كم‌ بيطرفانة‌تمامي‌ احزاب‌ سياسي‌ پاكستان‌ نسبت‌ به‌ اسلام‌، و اين‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ راست‌ يا چپ‌ بودن‌ احزاب‌ الزاماً به‌ معناي‌ غيرمذهبي‌ (لاييك‌) بودن‌ آنها نيست‌. اين‌ خصيصه‌، در واقع‌، منحصر به‌ فضاي‌ سياسي‌ كشور نيست‌، بلكه‌ تقريباً همة‌ مردم‌، از توده‌هاي‌ وسيع‌ گرفته‌ تا تحصيلكرده‌ها و ثروتمندان‌ و مقامات‌ دولتي‌، كم‌ و بيش‌ يكسان‌ نسبت‌ به‌ اسلام‌ وفادار و مؤمن‌اند و مهمتر اين‌ كه‌ تلقي‌ و تفسيرشان‌ از اسلام‌ كم‌ و بيش‌ يكسان‌ است‌. در اين‌ كشور اسلام‌ مهمترين‌ عامل‌ وحدت‌بخش‌ تلقي‌ مي‌شود و كسي‌ درصدد معارضة‌ با آن‌ نيست‌ ( > دستينة‌ سياسي‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌ 702؛ عارفي‌، ص‌ 321؛ مسجدجامعي‌، ص‌ 61ـ 62). با اينهمه‌، در يك‌ دسته‌بندي‌ كلي‌ براساس‌ طرز تفكر و خط‌مشيهاي‌ سياسي‌، مي‌توان‌ احزاب‌ و گروههاي‌ سياسي‌ را در سه‌ گروه‌ طبقه‌بندي‌ كرد؛ احزاب‌ دست‌ راستي‌ (راستگرا)، احزاب‌ دست‌ چپي‌ (چپگرا)، احزاب‌ اسلامي‌ (عارفي‌، همانجا).احزاب‌ راستگرا كه‌ «مسلم‌ليگ‌ پاكستان‌ * » و حزب‌ جمهوري‌ پاكستان‌ (پاكستان‌ جمهوري‌ پارتي‌) نمونه‌هاي‌ برجستة‌ آنند، خواهان‌ سياستهاي‌ اصلاحي‌ تدريجي‌ برمبناي‌ اصول‌ اسلام‌ و دموكراسي‌ (منهاي‌ سكولاريسم‌) در حوزة‌ سياست‌ و اقتصاد و فرهنگ‌اند. اين‌ احزاب‌ با اينكه‌ خود را منضبط‌ به‌ چارچوب‌ دين‌ و شريعت‌ معرفي‌ مي‌كنند، از لحاظ‌ الگوي‌ توسعه‌ از دموكراسي‌ غربي‌ پيروي‌ مي‌كنند و براي‌ آزاديهاي‌ مدني‌ احترام‌ قايل‌اند (همان‌، ص‌ 322). احزاب‌ چپگراي‌ موجود در پاكستان‌ طيف‌ گسترده‌اي‌ تشكيل‌ مي‌دهند كه‌ از لحاظ‌ گرايشهاي‌ فكري‌ و سياسي‌ تفاوتهاي‌ زيادي‌ با يكديگر دارند. مهمترين‌ آنها حزب‌ «مردم‌ پاكستان‌ * » به‌ رهبري‌ بينظير بوتو با شعارهاي‌ «اسلام‌»، «سوسياليزم‌» و «جمهوريت‌» و حزب‌ تحريك‌ استقلال‌ با شعار نفي‌ استثمار و نابودي‌ فئوداليسم‌ و برقراري‌ عدالت‌ اسلامي‌ و حزب‌ ملي‌ مردم‌ با شعارهاي‌ تند ضداستعماري‌ و ضدامپرياليسم‌ غربي‌ و حمايت‌ از ناسيوناليسم‌ قومي‌ و نژادي‌ (پشتونيسم‌ و بلوچيسم‌ و...) در صحنة‌ مبارزة‌ قدرت‌ حضور دارند. اين‌ احزاب‌ در چند اصل‌ با هم‌ اشتراك‌ نظر دارند و همين‌ اصول‌ مشترك‌ سبب‌ تشكيل‌ جبهة‌ واحد چپ‌ از سوي‌ آنها شده‌ است‌؛ اين‌ اصول‌ عبارت‌اند از: 1) محدود كردن‌ حوزة‌ دخالت‌ دين‌ در سياست‌؛ 2) حمايت‌ از حقوق‌ كارگران‌ و دهقانان‌ و طبقات‌ محروم‌ جامعه‌ در برابر سلطة‌ ملاكين‌ و زمين‌داران‌ و سرمايه‌داران‌؛ 3) انحصار پايگاههاي‌ اجتماعي‌ حامي‌ مردم‌ به‌ طبقات‌ كارگران‌، دهقانان‌، دانشجويان‌ و روشنفكرانِ طبقه‌ متوسط‌. در حال‌ حاضر، رهبري‌ طيف‌ احزاب‌ چپ‌ در رقابتهاي‌ انتخاباتي‌ در دست‌ حزب‌ مردم‌ قرار دارد (همان‌، ص‌ 323ـ324).احزاب‌ اسلامي‌ پاكستان‌ تشكلهايي‌ را شامل‌ مي‌شود كه‌ رهبري‌ و نيز بخش‌ قابل‌توجهي‌ از مقامات‌ عاليرتبة‌ آن‌ را علما و روحانيان‌ تشكيل‌ مي‌دهند. احزاب‌ سياسي‌ فعال‌ با توجه‌ به‌ گرايشهاي‌ فكري‌ و سياسي‌ به‌ سه‌ گروه‌ تقسيم‌ مي‌شوند: 1) جماعت‌ اسلامي‌ پاكستان‌ * ؛ اين‌ حزب‌ را در 1320 ش‌/ 1941 مولانا ابوالاعلي‌ مودودي‌ تأسيس‌ كرد كه‌ از 1336 ش‌/ 1957 رسماً وارد فعاليتهاي‌ سياسي‌ شد؛ 2) احزاب‌ بنيادگرا و تندرو سَلَفي‌ مسلك‌ كه‌ در «جمعيت‌ العلماي‌ اسلام‌»، «جمعيت‌ العلماي‌ پاكستان‌»، «اهل‌ حديث‌» و «سپاه‌ صحابه‌» تشكل‌ يافته‌اند. مرام‌ اصلي‌ اين‌ احزاب‌ ايجاد دولت‌ و جامعة‌ اسلامي‌ بر مبناي‌ نظامهاي‌ سياسي‌ صدراسلام‌، بويژه‌ خلفاي‌ راشدين‌، است‌. اين‌ دسته‌ از گروههاي‌ اسلامي‌ از زمان‌ روي‌ كار آمدن‌ ضياءالحق‌ در 1356 ش‌/ 1977 به‌ برخوردهاي‌ نظامي‌ خشونت‌آميز با جريانهاي‌ مذهبي‌ ديگر، بويژه‌ با شيعيان‌ و حزب‌ «تحريك‌ جعفريه‌»، كشيده‌ شده‌اند؛ 3) احزاب‌ اصلاح‌گراي‌ مذهبي‌ متأثر از انديشة‌ سياسي‌ امام‌ خميني‌(ره‌) كه‌ درون‌ جامعه‌ شيعي‌ پاكستان‌ فعاليت‌ دارند. مهمترين‌ حزب‌ سياسي‌ متعلق‌ به‌ اين‌ گروه‌ «تحريك‌ جعفريه‌ پاكستان‌» است‌ كه‌ در اوايل‌ حكومت‌ نظامي‌ ضياءالحق‌ در 12 آوريل‌ 1979 به‌ زعامت‌ مفتي‌ جعفر حسين‌ رسماً موجوديت‌ يافت‌ (همان‌، ص‌ 324ـ326؛ > دستينة‌ سياسي‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌ 703).تمدن‌ و فرهنگ‌ . سرزمين‌ كنوني‌ پاكستان‌ داراي‌ تمدني‌ بسيار كهن‌ است‌. گسترش‌ و تأثير تمدن‌ و امپراتوري‌ هخامنشيان‌ و ساسانيان‌، نفوذ و حاكميت‌ اسلام‌ از سال‌ 93 به‌ دست‌ محمدبن‌ قاسم‌ و سپس‌ توسعة‌ حاكميت‌ و فرهنگ‌ اسلامي‌ از رهگذر دو تمدن‌ ايراني‌ و مغولي‌ اسلامي‌ در يك‌ تعامل‌ فرهنگي‌ موجب‌ آميزش‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ و ايراني‌ با فرهنگ‌ هندويي‌ در شبه‌قاره‌ شد. آثار اين‌ آميختگي‌ فرهنگي‌ را هنوز مي‌توان‌ در آداب‌ و رسوم‌ زندگي‌ مردم‌ پاكستان‌، بخصوص‌ در مراسم‌ ازدواج‌، سبك‌ پوشاك‌، آداب‌ عبادت‌، نوع‌ موسيقي‌ و مانند آن‌، بروشني‌ ديد. دوران‌ استعمار انگليس‌ در شبه‌قاره‌ نيز تأثير بسزايي‌ بر فرهنگ‌ و هنر مردم‌ اين‌ سرزمين‌ گذارده‌ است‌ كه‌ در آداب‌ زندگي‌، زبان‌ و سبك‌ معماري‌ محسوس‌ است‌ (عباسي‌، ص‌ 72ـ73).با ورود اسلام‌ به‌ شبه‌قاره‌، سبك‌ معماري‌ تحول‌ يافت‌ و طاقهاي‌ هرمي‌ جاي‌ خود را به‌ طاقهاي‌ قوسي‌ دادند. لاهور، مركز فرهنگ‌ و تمدن‌ اسلامي‌، انواع‌ متنوعي‌ از آثار معماري‌ اسلامي‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ پادشاهي‌ مسجد * ، مسجد وزيرخان‌ و باغ‌ شاليمار اشاره‌ كرد. مسجد محبت‌خان‌ در پيشاور و مسجد شاه‌جهان‌ در تهته‌ نمونه‌هاي‌ ديگري‌ از آثار معماري‌ اسلامي‌ پاكستان‌ است‌. مهاجرت‌ شمار زيادي‌ از عرفا و متصوفان‌ مكاتب‌ قادريه‌، چشتيه‌، نقشبنديه‌ و سهرورديه در رواج‌ اين‌ مكاتب‌ در اين‌ سرزمين‌ مؤثر بوده‌ است‌. آرامگاه‌ اين‌ علما و متصوفان‌ زيارتگاه‌ علاقه‌مندان‌ و محل‌ برگزاري‌ مراسم‌ رقص‌ و سماع‌ و آيينهاي‌ صوفيانه‌ پيروان‌ و دعا و نذر و نياز مردم‌ عادي‌ است‌. از جملة‌ اين‌ زيارتگاهها مي‌توان‌ به‌ آرامگاه‌ سيدعلي‌بن‌ عثمان‌ هجويري‌ جلاّ بي‌ معروف‌ به‌ داتا گنج‌بخش‌ در لاهور، لال‌ (لعل‌)، شهباز قلندر در سهوان‌ شريف‌، شاه‌ لطيف‌ بهتايي‌ در نزديكي‌ شهر هاله‌ و حرم‌ باري‌ امام‌ نزديك‌ اسلام‌آباد و شاه‌ شمس‌ تبريز در مُلتان‌ اشاره‌ كرد. سالانه‌ مراسم‌ «عُرس‌» به‌ مناسبت‌ سالگرد وفات‌ اين‌ اوليا در محل‌ زيارتگاه‌ آنان‌ برگزار مي‌شود (همان‌، ص‌ 89 ـ90؛ لانگ‌، ص‌ 133، 142ـ 145، 194).در طي‌ قرون‌ متمادي‌ زبان‌ فارسي‌ در مردم‌ پاكستان‌ نفوذ و تأثير گذاشته‌ است‌. 60% لغات‌ زبان‌ اردو از فارسي‌ گرفته‌ شده‌ است‌ و ادبيات‌ اردو بشدت‌ تحت‌تأثير ادبيات‌ فارسي‌ است‌ ( > دستينة‌ ملل‌ < ، ص‌ 359ـ360؛ كامران‌ مقدم‌، ص‌ 115ـ116؛ رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌). نگارش‌ زبان‌ اردو غالباً به‌ خط‌ نستعليق‌ است‌ و روزنامه‌هاي‌ اردوزبان‌ به‌ خط‌ نستعليق‌ منتشر مي‌شوند. كتيبه‌ها، سردر عمارتها و زيارتگاهها و مساجد و سنگ‌ مقابر مزين‌ به‌ اشعار، آيات‌ و احاديث‌ خطاطي‌ شده‌ است‌. هنرهاي‌ تزييني‌ ديگر مانند حكاكي‌ روي‌ چوب‌ و خاتم‌كاري‌ و كاشيهاي‌ معرّق‌ ميراث‌ هنرهاي‌ اسلامي‌ است‌. نگارگري‌ (مينياتور) نيز تحت‌تأثير هنرمندان‌ ايراني‌ و آسياي‌ ميانه‌ و دوران‌ مغول‌ توسعه‌ يافت‌ و با ورود انگليسيها و تفوق‌ سيكها رو به‌ افول‌ گذاشت‌. هم‌اكنون‌ تعداد معدودي‌ به‌ اين‌ هنر آشنايي‌ دارند. موسيقي‌ فعلي‌ پاكستان‌ حاصل‌ تركيب‌ موسيقي‌ هندي‌ و ايراني‌ و افغاني‌ است‌ كه‌ در طي‌ قرون‌ شكل‌ گرفته‌ است‌. قرائت‌ حمد و نعت‌ يكي‌ ديگر از هنرهاي‌ آوايي‌ (بدون‌ آلات‌ موسيقي‌) سنتي‌ و مذهبي‌ مسلمانان‌ پاكستان‌ است‌. قاريان‌، آيات‌ قرآن‌ را با صوت‌ خوش‌ قرائت‌ مي‌كنند و در مناسبتهاي‌ مختلف‌ مذهبي‌ براي‌ ستايش‌ خداوند و مدح‌ پيامبر بزرگ‌ اسلام‌ اشعاري‌ به‌ فارسي‌ و اردو با صوتي‌ دلنشين‌ و آهنگين‌ و سبكي‌ مخصوص‌ مي‌سرايند (عباسي‌، ص‌ 90، 98).پوشاك‌ اقوام‌ مختلف‌ پاكستان‌ متفاوت‌ است‌، ولي‌ لباس‌ غالب‌ مردم‌ به‌ سبب‌ آب‌ و هواي‌ گرم‌ پاكستان‌ از پارچه‌هاي‌ نخي‌ نازك‌ و رنگهاي‌ روشن‌ تهيه‌ مي‌شود كه‌ شامل‌ شلوار گشاد و پيراهن‌ آزاد و بلند تا بالاي‌ زانو است‌. نام‌ اين‌ نوع‌ لباس‌ براي‌ مردان‌ كورتا شلوار و براي‌ زنان‌ قميص‌ شلوار است‌ (كامران‌ مقدم‌، ص‌ 15).شيعيان‌ پاكستان‌ در دهة‌ اول‌ محرم‌ به‌ سوگواري‌ امام‌ حسين‌ عليه‌السلام‌ مي‌پردازند. اهل‌ سنت‌ نيز دسته‌هاي‌ سينه‌زني‌ و زنجيرزني‌ را همراهي‌ مي‌كنند. مراسم‌ نذر و نياز و احسان‌ در اين‌ ايام‌ پرشورتر است‌ و روزهاي‌ عاشورا و تاسوعا تعطيل‌ عمومي‌ است‌. در سالهاي‌ اخير گروههاي‌ معتقد به‌ وهابيت‌ به‌ دسته‌هاي‌ عزاداري‌ شيعيان‌ حمله‌ كرده‌ و عده‌اي‌ را به‌ شهادت‌ رسانده‌اند. عيد فطر و عيد قربان‌ و عيد ميلادالنبي‌ از اعياد بزرگ‌ و مهم‌ مسلمانان‌ است‌ كه‌ معمولاً با دو سه‌ روز تعطيلي‌ همراه‌ است‌ و مردم‌ با برگزاري‌ جشن‌ و شادي‌ و خريد لباس‌ نو به‌ ديد و بازديد مي‌روند (لانگ‌، ص‌ 198، 200ـ201؛ شاو، ص‌ 42).آموزش‌ و سواد در پاكستان‌ در سطح‌ نازلي‌ قرار دارد. در 1364 ش‌/ 1995، 7ر62% از مردم‌ بي‌سواد بودند كه‌ اين‌ رقم‌ 50% مردان‌ و 6ر75% از زنان‌ را در بر مي‌گرفت‌ ( > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2739). با توسعة‌ مدارس‌ جديد، آموزش‌ در مدارس‌ ديني‌ و حوزه‌هاي‌ علميه‌ كاهش‌ يافته‌ و اين‌ مراكز تنها به‌ آموزش‌ علوم‌ ديني‌ و زبان‌ فارسي‌ مي‌پردازند. در پاكستان‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ و مدارس‌ ديني‌ وابسته‌ به‌ مكاتب‌ مختلف‌ اهل‌ سنت‌ از جمله‌ دِئوبندي‌، بريلوي‌ ( رجوع كنيد به بريلوي‌ * ، احمدرضا)، اهل‌ حديث‌، منهاج‌القرآن‌ و مدارس‌ وابسته‌ به‌ حزب‌ جماعت‌ اسلامي‌ و مدارس‌ ديني‌ و حوزه‌هاي‌ علميه‌ شيعيان‌ به‌ امر تدريس‌ و آموزش‌ و پرورش‌ پيروان‌ خود مشغول‌اند (اميري‌، ص‌ 257ـ 258؛ > اطلس‌ مرجع‌ جهان‌ درلينگ‌ كيندرزلي‌ < ، ذيل‌ مادّه‌).در پاكستان‌ حدود 25 دانشگاه‌ با بيش‌ از هفتاد هزار دانشجو وجود دارد و حدود پانصد دانشكدة‌ علمي‌ و هنري‌ نيز فعال‌ است‌. از اين‌ ميان‌ دانشگاههاي‌ پنجاب‌ (تأسيس‌ 1261 ش‌/ 1882) و كراچي‌ (1282 ش‌/ 1893) و دانشگاه‌ كشاورزي‌ فيصل‌آباد (1288 ش‌/ 1909) سابقة‌ آموزشي‌ ديرينه‌اي‌ دارند (اسعدي‌، ج‌ 2، ص‌ 243ـ 245؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2745). مطالعات‌ اسلامي‌ از آغاز تأسيس‌ پاكستان‌ مورد توجه‌ بود. نخستين‌ بار در 1950/ 1329 ش‌ بخش‌ «اسلاميات‌» در دانشگاه‌ پنجاب‌ تأسيس‌ شد. با تأسيس‌ دانشگاه‌ سند، بخش‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ اسلامي‌ نيز در اين‌ دانشگاه‌ در اوايل‌ دهة‌ 1340 ش‌/ 1950 شكل‌ گرفت‌. در 1358 ش‌/ 1979 هستة‌ اصلي‌ دانشگاه‌ بين‌المللي‌ اسلامي‌ اسلام‌آباد * به‌ نام‌ «دانشكدة‌ شريعت‌» شكل‌ گرفت‌ و پس‌ از آن‌ با ادغام‌ چند مؤسسه‌ و آكادمي‌ ديگر به‌ دانشكدة‌ شريعت‌، اين‌ دانشگاه‌ به‌ صورت‌ فعلي‌ آن‌ درآمد (فضل‌الرحمان‌، ص‌ 119؛ > دايرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد < ، ج‌ 2، ص‌ 209، ج‌ 4، ص‌ 286).نخستين‌بار، براساس‌ موافقتنامة‌ فرهنگي‌ كراچي‌ 9 مارس‌ 1956 (اسفند 1334)، صدها دانشجو بين‌ دانشگاههاي‌ ايران‌ و پاكستان‌ مبادله‌ شد. دانشگاههاي‌ ايران‌ بورسهاي‌ تحصيلي‌ در رشتة‌ زبان‌ فارسي‌ براي‌ دانشجويان‌ پاكستاني‌ در نظر گرفتند، برخي‌ استادان‌ پاكستاني‌ زبان‌ فارسي‌ در دانشگاههاي‌ ايران‌ دوره‌هاي‌ بازآموزي‌ گذراندند و بعدها كرسي‌ زبان‌ و ادب‌ فارسي‌ در دانشگاههاي‌ پاكستان‌ داير شد. همچنين‌ هر ساله‌ عده‌اي‌ از معلمان‌ ايراني‌ براي‌ تدريس‌ زبان‌ فارسي‌ در مدارس‌ و دبيرستانهاي‌ پاكستان‌ به‌ آن‌ كشور اعزام‌ مي‌شدند. «مركز تحقيقات‌ فارسي‌ ايران‌ و پاكستان‌» در آبان‌ 1350/ 23 اكتبر 1971 با عنوان‌ «فرهنگستان‌ مشترك‌ ايراني‌ و پاكستاني‌» و به‌ منظور مطالعة‌ ميراث‌ مشترك‌ فرهنگي‌ دو كشور و احيا و ترويج‌ زبان‌ فارسي‌ در پاكستان‌ افتتاح‌ شد (فرزين‌نيا، ص‌ 251ـ 252). پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ نيز روابط‌ دو كشور در خصوص‌ ترويج‌ زبان‌ فارسي‌، در قالب‌ تدريس‌ و برگزاري‌ دوره‌هاي‌ آموزشي‌ زبان‌ فارسي‌ و مبادلة‌ استاد و تأسيس‌ خانه‌هاي‌ فرهنگ‌، گسترش‌ يافت‌؛ هر چند برخي‌ اقدامات‌ و كوششها در جايگزين‌ كردن‌ زبان‌ عربي‌ (به‌ عنوان‌ زبان‌ اصلي‌ جهان‌ اسلام‌) به‌ جاي‌ زبان‌ فارسي‌ صورت‌ گرفت‌. مركز تحقيقات‌ فارسي‌ با چاپ‌ و نشر شمار زيادي‌ از كتب‌ خطي‌ و چاپي‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ يا ترجمة‌ آنها به‌ اردو در گسترش‌ زبان‌ فارسي‌ نقش‌ قابل‌توجهي‌ داشت‌. در 1365 ش‌/ 1987، با تشكيل‌ «شوراي‌ دائمي‌ گسترش‌ زبان‌ فارسي‌» در جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، طرح‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در شبه‌قارّه‌، بويژه‌ پاكستان‌، سازماندهي‌ شد. اين‌ شورا اساتيدي‌ را براي‌ تدريس‌ زبان‌ فارسي‌ در دانشگاهها و مؤسسات‌ آموزش‌ پاكستان‌ معرفي‌ مي‌كند. موافقتنامة‌ تأسيس‌ كرسي‌ زبان‌ فارسي‌ و اردو در دانشگاهها و مؤسسات‌ آموزشي‌ طرفين‌، در سفر بينظير بوتو، نخست‌وزير وقت‌ پاكستان‌، به‌ ايران‌ در 17 آذر 1372/ 8 دسامبر 1993 امضا شد (همان‌، ص‌ 252ـ253).منابع‌: ظهورالدين‌ احمد، آغاز و ارتقاي‌ زبان‌ فارسي‌ در شبه‌قاره‌ ، اسلام‌آباد 1378 ش‌؛ عليرضا ازغندي‌، روابط‌ خارجي‌ ايران‌: دولت‌ دست‌نشانده‌، 1320ـ1357 ، تهران‌ 1376 ش‌؛ مرتضي‌ اسعدي‌، جهان‌ اسلام‌ ، تهران‌ 1366ـ 1369 ش‌؛ كيومرث‌ اميري‌، فرهنگ‌ و نظام‌ آموزشي‌ پاكستان‌ ، تهران‌ 1372 ش‌؛ س‌. م‌. برك‌ و لارنس‌ زايرينگ‌، تاريخ‌ روابط‌ خارجي‌ پاكستان‌ ، ترجمة‌ ايرج‌ وفائي‌، تهران‌ 1377 ش‌؛ چنگيز پهلوان‌، «پاكستان‌ همچنان‌ مي‌جوشد»، پيام‌ امروز ، ش‌ 38 (نوروز 1379)؛ محمدمهدي‌ توسلي‌، «مقدمه‌اي‌ بر پيوستگي‌هاي‌ فرهنگي‌ ايران‌ و پاكستان‌ از ديدگاه‌ باستان‌شناسي‌»، دانش‌: فصلنامة‌ مركز تحقيقات‌ فارسي‌ ايران‌ و پاكستان‌ ، ش‌ 44 (بهار 1375)؛ سجاد رضوي‌، بحران‌ كشمير ، تهران‌ 1367 ش‌؛ روابط‌ فرهنگي‌ ايران‌ و آسيا: مجموعه‌ مقالات‌ ، تهران‌: سازمان‌ فرهنگ‌ و ارتباطات‌ اسلامي‌، ] 1377 ش‌ [ ؛ محمداكرم‌ عارفي‌، «پاكستان‌: بي‌ثباتي‌ سياسي‌ و كودتاي‌ نظامي‌ 12 اكتبر 1999 ژنرال‌ مشرف‌»، علوم‌ سياسي‌ ، سال‌ 2، ش‌ 6 (پاييز 1378)؛ قنديل‌ عباس‌، «عوامل‌ و موانع‌ همكاري‌ در روابط‌ ميان‌ ايران‌ و پاكستان‌»، پايان‌نامة‌ كارشناسي‌ ارشد روابط‌ بين‌الملل‌، دانشكدة‌ حقوق‌ و علوم‌ سياسي‌، دانشگاه‌ تهران‌، 1375 ش‌؛ زيبا فرزين‌نيا، پاكستان‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌، 1376 ش‌؛ شهين‌دخت‌ كامران‌ مقدم‌، نگاهي‌ به‌ پاكستان‌ ، تهران‌ 1358 ش‌؛ ايرا ماروين‌ لاپيدوس‌، تاريخ‌ جوامع‌ اسلامي‌: قرون‌ نوزدهم‌ و بيستم‌ ، ترجمة‌ محسن‌ مدير شانه‌چي‌، مشهد 1376 ش‌؛ رابرت‌ پرگرين‌ لانگ‌، سرزمين‌ و مردم‌ پاكستان‌ ، ترجمة‌ داوود حاتمي‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ محمودرضا مرندي‌، شناسنامة‌ پاكستان‌ ، ج‌ 1، اسلام‌آباد 1373 ش‌؛ محمد مسجدجامعي‌، هند و پاكستان‌ ، ] تهران‌ [ 1367 ش‌؛ عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوي‌، تاريخ‌ روابط‌ خارجي‌ ايران‌ از پايان‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ تا سقوط‌ پهلوي‌: 1324ـ1357 ، ] تهران‌ [ 1368 ش‌؛ داود هرميداس‌ باوند، «ريشه‌يابي‌ اجمالي‌ تحولات‌ اخير و مشكلات‌ فراروي‌ پاكستان‌»، فصلنامه‌ي‌سياست‌ خارجي‌ ، سال‌ 13 (زمستان‌ 1378)؛M. Yusuf Abbasi, Pakistan culture: a profile , Islamabad 1992; Ishtiaq Ahmad, "South Asia", in Islam outside the Arab world , ed. David Westerlund and Ingvar Svanberg, Richmond: Curzon Press, 1999; Rafique Akhtar, Pakistan year book , 22nd ed., Karachi 1995; S. Amjad Ali, The Muslim world today , Islamabad 1985; Asia 1997 yearbook: a review of the events of 1996 , Hong Kong 1997; Andrew Boyd, An atlas of the world affairs , 10th ed., London 1998; S. M. Burke and Salim al-Din Quraishi, Quaid-i-Azam Mohammad Ali Jinnah: his personality and his politics , Karachi 1997; The Dorling Kindersley world reference atlas , London 1999; EI 2 , s.v. "Pa ¦ kista ¦ n (by Sarah Ansari); John L. Esposito, "Contemporary Islam: reformation or revolution?", in The Oxford history of Islam , ed. John L. Esposito, Oxford 1999; The Europa world yearbook 1999 , London 1999; Fazlur Rahman, Islam and modernity: transformation of an intellectual tradition , Chicago 1982; Handbook of the nations , 18th ed., [n.p.]: U. S. Central Intelligence Agency, [1998?]; Musa Khan Jalalzai, Sectarianism and ethnic violence in Pakistan , 3rd ed., Lahore 1996; Keesing's record of world events 1997 , new digest, vol. 43, no. 2 (Feb. 1997), no. 4 (Apr. 1997), no. 12 (Dec. 1997); The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, NewYork 1995, s.v. "Pakistan" (by Mumtaz Ahmad); Political handbook of the world: 1998 , ed. Arthur S. Banks and Thomas C. Muller, NewYork: CSA Pubs., 1998; Isobel Shaw, Pakistan handbook , Hong Kong 1989; Rafi Ullah Shehab, Fifty years of Pakistan , Lahore 1990; Sreedhar and Nilesh Bhagat, Pakistan: a withering state ?, Delhi 1999.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عليرضا قديمي‌ و جواد كريمي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده