پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ سپاه‌ رجوع کنید به سپاه‌
معرف
پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌، سپاه‌ رجوع كنيد به سپاه‌
متن
پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌، سپاه‌ رجوع كنيد به سپاه‌پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌NNNNپاسكويچ‌ ، ايوان‌ فيودورويچ‌ ، سردار روس‌، نايب‌السلطنة‌ قفقاز و لهستان‌. او در 1782/ 1196 در پولتاوا در اوكراين‌ به‌ دنيا آمد. در 1800 پس‌ از گذراندن‌ دورة‌ آموزشي‌ در «گارد احترام‌ نجيب‌زادگان‌ نوجوان‌ » به‌ خدمت‌ ارتش‌ درآمد. او در نبرد اوسترليتز در 1805 و در جنگهاي‌ روسيه‌ بر ضد عثمانيها (1806ـ1812) و فرانسويها (1812ـ1814) شركت‌ جست‌ ( آمريكانا ؛ بريتانيكا ، ذيل‌ مادّه‌).در فاصلة‌ سالهاي‌ 1817 تا 1819 به‌ فرمان‌ گراندوك‌ ميخاييل‌ پاولويچ‌ رهبري‌ گارد پياده‌ نظامي‌ را كه‌ تزار بعدي‌، نيكلاي‌ اول‌، در آن‌ خدمت‌ مي‌كرد، به‌ عهده‌ داشت‌؛ و همين‌ سبب‌ نزديكي‌ او به‌ نيكلاي‌ و پيشرفت‌ بعديش‌ شد. او در 1825 م‌ به‌ فرماندهي‌ لشكر رسيد و سال‌ بعد فرمانده‌ سپاهيان‌ روسي‌ در حمله‌ به‌ ماوراي‌ قفقاز شد ( > دايرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروي‌ < ، ذيل‌ مادّه‌).كمي‌ پيش‌ از اين‌، جنگهاي‌ دورة‌ دوم‌ ايران‌ و روس‌ آغاز شده‌ بود (براي‌ بررسي‌ علل‌ آغاز اين‌ جنگها رجوع كنيد به ناطق‌، ش‌1ـ3، ص‌20ـ29، ش‌4ـ6، ص‌251ـ265). عباس‌ميرزا كه‌ در حوالي‌ گنجه‌ پيروزيهايي‌ به‌ دست‌ آورد (سپهر، ج‌1، ص‌362ـ363)، در جمادي‌الاولي‌ 1242/ دسامبر 1826 در شمخور (شمكور) با سپاهيان‌ روس‌ به‌ فرماندهي‌ ماداتيان‌ (قس‌ تينيانوف‌، ص‌196: ماداتوف‌ ) روبرو شد و از ايشان‌ شكست‌ خورد (پاسدرماجيان‌، ص‌364). پاسكويچ‌ در اين‌ مرحله‌ وارد نبردهاي‌ روس‌ و ايران‌ شد و با چهار هزار سرباز به‌ كمك‌ ماداتيان‌ شتافت‌ (سپهر، ج‌1، ص‌365). در بهار 1242/ 1826 حكم‌ تعرض‌ وسيعي‌ را به‌ تمام‌ نواحي‌ آذربايجان‌ و ارمنستان‌ صادر كرد (قوزانلو، ص‌56) و خود در صفر 1242/ سپتامبر 1826 در كنار گنبد نظامي‌، نزديك‌ گنجه‌، عباس‌ميرزا را بسختي‌ شكست‌ داد (انصاري‌، ص‌43ـ 44). در شوال‌ همان‌ سال‌، نيروهايش‌ موفق‌ شدند قلعة‌ عباس‌آباد را محاصره‌ كنند. تلاشهاي‌ عباس‌ميرزا نيز براي‌ شكستن‌ محاصرة‌ عباس‌آباد، به‌ سبب‌ خيانت‌ يكي‌ از سپاهيان‌ ارمني‌اش‌ و اطلاع‌ پاسكويچ‌ از نقشة‌ وي‌، به‌ شكست‌ انجاميد. پاسكويچ‌، كه‌ توانسته‌ بود عباس‌ ميرزا را تا چورس‌ عقب‌ راند، با در دست‌ گرفتن‌ پرچم‌ ايران‌ پيشروي‌ در آذربايجان‌ را ادامه‌ داد و حتي‌ از ارس‌ عبور كرد (سپهر، ج‌1، ص‌374).پس‌ از آن‌ نيكلاي‌ اول‌، يرمولف‌ را بركنار كرد و در شعبان‌ 1242/ مارس‌ 1827 پاسكويچ‌ را با اختيارات‌ و نيروي‌ بسيار به‌ جاي‌ او گماشت‌ (عبدالله‌يف‌، ص‌151؛ سپهر، ج‌1، ص‌371).در محرم‌ 1243/ ژوئية‌ 1827، پاسكويچ‌ درپي‌ همكاري‌ احسان‌خان‌ نخجواني‌ كنگرلو، فرمانده‌ قلعة‌ عباس‌آباد، اين‌ قلعه‌ را تصرف‌ كرد و احسان‌خان‌ را به‌ حكومت‌ نخجوان‌ گمارد (واتسون‌، ص‌215ـ218؛ بامداد، ج‌1، ص‌75؛ عبدالله‌يف‌، ص‌159). اما اندكي‌ بعد به‌ سبب‌ بدي‌ آب‌ و هواي‌ عباس‌آباد و شيوع‌ وبا در ميان‌ نيروهاي‌ روسي‌ (سپهر، ج‌1، ص‌375) به‌ ييلاقات‌ پسيان‌ رفت‌ و از آنجا راه‌ نخجوان‌ را در پيش‌ گرفت‌ و كوشيد با دلجويي‌ از رؤساي‌ ايلات‌ ايروان‌ زمينة‌ تصرف‌ اين‌ شهر را فراهم‌ آورد (انصاري‌، ص‌58، 61). مقارن‌ اين‌ احوال‌، شيخ‌ علي‌خان‌، برادر احسان‌خان‌ كنگرلو، قلعة‌ اردوباد را به‌ روسها تسليم‌ و موقعيت‌ پاسكويچ‌ را بيش‌ از پيش‌ تثبيت‌ كرد (بامداد، ج‌5، ص‌121؛ سپهر، همانجا).پاسكويچ‌ در پاييز 1243/ 1827 با شدت‌ بيشتر ايروان‌ را مورد تعرض‌ قرار داد و نخست‌ در ربيع‌الاول‌/ سپتامبر، قلعة‌ سردارآباد، نزديك‌ آرارات‌، را مجدداً با راهنمايي‌ ارامنه‌ و به‌ سبب‌ كمبود آذوقة‌ ساكنان‌ قلعه‌ تسخير كرد و حسين‌خان‌ سردار، فرمانده‌ قلعه‌، را به‌ گريز واداشت‌ (انصاري‌، ص‌63؛ براي‌ تفصيل‌ عمليات‌ نظامي‌ آن‌ رجوع كنيد به قوزانلو، ص‌64ـ78)، سپس‌ راهي‌ ايروان‌ شد. گرچه‌ نخست‌ سپاهيان‌ روس‌ در استريك‌ (اشتاراك‌)، دهكده‌اي‌ در حدود ده‌ كيلومتري‌ اچميادزين‌، شكست‌ خوردند (واتسون‌، ص‌219)، اما سرانجام‌ محاصرة‌ ايروان‌ با تسليم‌ آن‌ به‌ پاسكويچ‌ خاتمه‌ يافت‌ و او پيروزمندانه‌ وارد ايروان‌ شد و سرداران‌ ايراني‌، محمدحسن‌خان‌ ساري‌ اصلان‌، داماد عباس‌ ميرزا، و محمودخان‌ مقصودلوي‌ استرابادي‌ و حمزه‌خان‌ انزابي‌ را به‌ تفليس‌ فرستاد (بامداد، ج‌1، ص‌403). درپي‌ اين‌ پيروزي‌، تزار لقب‌ ايروانسكي‌ (كنت‌ ايروان‌) و نشان‌ سن‌جورج‌ به‌ وي‌ اعطا كرد (مك‌لين‌، ص‌59).پس‌ از فتح‌ ايروان‌، پاسكويچ‌ دو تن‌ از صاحب‌منصبان‌ خود را در نخجوان‌ مستقر كرد (همانجا) و خود نيز با آگاهي‌ از وضع‌ مالي‌ اسفبار سپاه‌ عباس‌ ميرزا ــ كه‌ در مكاتبه‌ با نرسيس‌، اسقف‌ ايروان‌، برايش‌ معلوم‌ شده‌ بود ــ به‌ سوي‌ مرند لشكر كشيد و آنجا را به‌ تصرف‌ درآورد. خوانين‌ مرند سپاه‌ روس‌ را به‌ تصرف‌ تبريز تشويق‌ كردند (نجمي‌، ص‌240؛ واتسون‌، ص‌223). تبريزيان‌ نيز كه‌ از اللهيار آصف‌الدوله‌، حاكم‌ آن‌ شهر، ناخشنود بودند، دروازه‌هاي‌ تبريز را به‌ روي‌ سپاه‌ روس‌ گشودند و در سوم‌ ربيع‌الثاني‌ 1243/ اكتبر 1827 شهر بدون‌ مقاومتي‌ چشمگير سقوط‌ كرد و يك‌ هفته‌ بعد پاسكويچ‌ وارد تبريز شد (سپهر، ج‌1، ص‌379ـ380؛ اعتضادالسلطنه‌، ص‌381ـ383). پاسكويچ‌ حكومت‌ تبريز را به‌ فتحعلي‌خان‌ بيگلربيگي‌ سپرد (هدايت‌، ج‌3، ص‌61) و در حالي‌ كه‌ براي‌ تصرف‌ تهران‌ فقط‌ قافلانكوه‌ را بر سر راه‌ داشت‌ (واتسون‌، ص‌224)، فرستادة‌ عباس‌ ميرزا، بيژن‌خان‌ گرجي‌، را به‌ حضور پذيرفت‌ و قرار مذاكره‌ با عباس‌ ميرزا را در دهخوارقان‌ (آذرشهر كنوني‌) نهاد (سپهر، ج‌1، ص‌381ـ382؛ قوزانلو، ص‌85) ولي‌ در همان‌ حال‌ با گماردن‌ رازِن‌ در ميانه‌، كوشيد زنجان‌ را همانندتبريز با كمترين‌ تلفات‌ تصرف‌ كند (سپهر، ج‌1، ص‌383). مذاكرات‌ دهخوارقان‌ به‌ سبب‌ همراهي‌ نكردن‌ دربار قاجار در تهران‌ با عباس‌ ميرزا به‌ شكست‌ انجاميد و پاسكويچ‌ به‌ تبريز بازگشت‌ (سپهر، ج‌1، ص‌385ـ386؛ براي‌ تفصيل‌ بيشتر رجوع كنيد به انصاري‌، ص‌66ـ74).پاسكويچ‌ در ادامة‌ حملات‌ خود، اردبيل‌ را نيز به‌ تصرف‌ آورد (1243/ 1828). او پس‌ از فتح‌ اردبيل‌ كتابهاي‌ نفيس‌ كتابخانة‌ مقبرة‌ شيخ‌ صفي‌الدين‌ اردبيلي‌ را فراچنگ‌ آورد و آنها را به‌ همراه‌ كليد قلعة‌ اردبيل‌ به‌ سنت‌پطرزبورگ‌ فرستاد. اين‌ كتابها همراه‌ با كتابهايي‌ كه‌ خسرو ميرزا به‌ عنوان‌ خونبهاي‌ گريبايدوف‌ * با خود به‌ پطرزبورگ‌ برد، در كتابخانة‌ سالتيكوف‌ شچدرين‌ آن‌ شهر قرار گرفت‌ (حصاري‌، ص‌23ـ24؛ به‌آذين‌، ص‌242ـ243؛ يكتائي‌، ص‌545).دولت‌ انگليس‌ كه‌ از پيشرفت‌ پاسكويچ‌ در آذربايجان‌ نگران‌ شده‌ بود (دربارة‌ نقش‌ انگلستان‌ در وقوع‌ دورة‌ دوم‌ جنگهاي‌ ايران‌ و روس‌ و به‌ عنوان‌ واسطة‌ عقد معاهدة‌ بعدي‌ رجوع كنيد به ناطق‌، همانجاها) وزيرمختار خود، جان‌ مكدونالد ، را به‌ ميانجيگري‌ و فراهم‌ آوردن‌ زمينة‌ صلح‌ ميان‌ عباس‌ ميرزا و پاسكويچ‌ مأمور ساخت‌ (مينوي‌، ص‌446). سرانجام‌ پس‌ از مكاتبات‌ بسيار، اين‌ دو در قرية‌ تركمان‌چاي‌، با يكديگر ديدار و معاهدة‌ صلح‌ را در شعبان‌ 1243/ فورية‌ 1828 امضا كردند (براي‌ متن‌ معاهده‌ رجوع كنيد به معاهدات‌ و قراردادهاي‌ تاريخي‌ در دورة‌ قاجاريه‌ ، ص‌122ـ 157).پاسكويچ‌ در پي‌ واقعة‌ قتل‌ گريبايدوف‌ (رمضان‌ 1244/ فورية‌ 1829) با وجود پيوند خانوادگي‌ با سفير مقتول‌، براي‌ پايان‌ دادن‌ به‌ ماجرا و برقراري‌ آشتي‌ و صلح‌ ميان‌ دو دولت‌ ايران‌ و روس‌، بي‌ترديد با حفظ‌ منافع‌ و شئونات‌ دربار تزار، تلاشهايي‌ كرد ( رجوع كنيد به قائم‌مقامي‌، ص‌ 272ـ273 كه‌ اصل‌ نامة‌ پاسكويچ‌ را حاوي‌ رهنمودهاي‌ او به‌ ايرانيان‌ براي‌ موفقيت‌ در مأموريتِ عذرخواهي‌ از قتل‌ گريبايدوف‌، آورده‌ است‌؛ تينيانوف‌، ص‌209).اندكي‌ پس‌ از عقد عهدنامة‌ تركمان‌چاي‌ * ، پاسكويچ‌ نيروهاي‌ خود را متوجه‌ عثمانيها كرد و به‌ فرمان‌ تزار، براي‌ كاستن‌ از فشار جنگ‌ در دانوب‌ و براي‌ تحكيم‌ مواضع‌ مرزي‌ روسيه‌ در قفقاز و آسياي‌ صغير، موظف‌ گرديد بخشهايي‌ از قلمرو عثماني‌ را به‌ تصرف‌ آورد. او عمليات‌ خود را با يورش‌ به‌ دژ مستحكم‌ قارص‌ آغاز كرد و توانست‌ با تكيه‌ بر نبوغ‌ نظامي‌ افسر مهندس‌ دكابريست‌ خود، پوشچين‌، كه‌ پيشتر در فتح‌ ايروان‌ نقشي‌ بسزا داشت‌، آن‌ را به‌ تصرف‌ آورد (مك‌لين‌، ص‌59، 61). اگرچه‌ شيوع‌ وبا مدتي‌ پيشروي‌ وي‌ را دچار وقفه‌ كرد، اما او با تصرف‌ قلعة‌ اخيسخه‌ (آخيسكه‌، آخالچيخ‌، آخسقه‌) بر كنار رود پوسكوف‌ در محرم‌ 1244/ اوت‌ 1828 و سپس‌ تسليم‌ اردهان‌ و آخچور سراسر پاشانشين‌ بايزيد را به‌ تصرف‌ آورد (گوگچه‌، ص‌299ـ303؛ مك‌لين‌، ص‌62). پاسكويچ‌ توانست‌ با تمهيد و تهديد، ايرانيان‌ را از مداخله‌ در اين‌ نبردها به‌ سود عثمانيها بازدارد ( اسناد و مكاتبات‌ تاريخي‌ ايران‌ ، ج‌2، ص‌13). سپس‌ با تعيين‌ مقرري‌ براي‌ امراي‌ مناطقي‌ كه‌ در آناطولي‌ تصرف‌ كرده‌ بود و جلب‌ نظر آنان‌ و نيز با برخورداري‌ از ياري‌ ارمنيان‌ محلي‌ در تهية‌ آزوقه‌ و ارزاق‌، به‌ تثبيت‌ موقعيت‌ خود در متصرفات‌ عثماني‌ پرداخت‌ (گوگچه‌، ص‌304) كه‌ منجر به‌ عقد قرارداد ادرنه‌ (آدريانوپل‌) ميان‌ روس‌ و عثماني‌ در ربيع‌الثاني‌ 1245/ سپتامبر 1829 گرديد ( بريتانيكا ، ذيل‌ مادّه‌؛ اسناد و مكاتبات‌ تاريخي‌ ايران‌ ، همانجا). پاسكويچ‌ با تصرف‌ بايبورد در رجب‌ 1245/ دسامبر 1829 پيروزيهاي‌ خود را در خاك‌ عثماني‌ تكميل‌ كرد (گوگچه‌، ص‌305؛ نيز رجوع كنيد به بايبورد * ).پاسكويچ‌ به‌ پاس‌ پيروزيهايش‌ در 1829 فيلدمارشال‌ شد ( > دايرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروي‌ < ، ذيل‌ مادّه‌). در همين‌ سال‌ غازي‌ ملا در داغستان‌، مردم‌ را به‌ جهاد در برابر روسها فراخواند. دو سال‌ پس‌ از اين‌ واقعه‌، بارون‌ روزن‌ جايگزين‌ پاسكويچ‌ شد و وي‌ براي‌ فرونشاندن‌ شورش‌ لهستان‌، قفقاز را ترك‌ كرد (مك‌لين‌، ص‌67ـ 68). پاسكويچ‌ موفق‌ شد كه‌ پس‌ از ده‌ ماه‌ ورشو را آرام‌ سازد و عنوان‌ «شاهزادة‌ ورشو» يابد ( بريتانيكا ، همانجا؛ اسنادي‌ از روند اجراي‌ معاهدة‌ تركمان‌چاي‌ ، ص‌205ـ206، كه‌ نامة‌ عَبْدُه‌الراجي‌ بزك‌ ] 1247 [ را آورده‌، از پاسكويچ‌ با لقب‌ «كنيازوارشاوي‌» نام‌ مي‌برد). او در 1832 نايب‌السلطنة‌ لهستان‌ شد و تا 1856 با قدرت‌ بر اين‌ سرزمين‌ حكم‌ راند. طي‌ اين‌ سالها در فرونشاندن‌ شورش‌ مجارستان‌ (1848ـ1849) شركت‌ داشت‌ و مدتي‌ نيز (1853ـ1856) فرمانده‌ نيروهاي‌ روسي‌ در جبهة‌ غرب‌ در جنگهاي‌ كريمه‌ بود ( > دايرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروي‌ < ، همانجا). پاسكويچ‌ در ژانوية‌ 1856 در ورشو درگذشت‌.پاسكويچ‌ را افسري‌ دقيق‌ و منضبط‌ اما در عين‌ حال‌ خوش‌ اقبال‌ و فاقد تهوّر دانسته‌اند كه‌ عمدة‌ پيروزيهايش‌ مرهون‌ نبوغ‌ و ابتكار افسران‌ تحت‌ فرمانش‌ بود. نقدينگي‌ بسياري‌ نيز كه‌ تزار در اختيارش‌ نهاده‌ بود، در تسهيل‌ كار او مؤثر بود (تينيانوف‌، ص‌387، 396ـ400، 406). سياست‌ پاسكويچ‌ در تشويق‌ مهاجرت‌ و انتقال‌ هزاران‌ ارمني‌ و گرجي‌ و مسيحي‌ از ايران‌ به‌ قفقاز و قلمرو روسيه‌، تركيب‌ جمعيتي‌ منطقه‌ را به‌ سود روسيه‌ دگرگون‌ ساخت‌ (همان‌، ص‌183؛ مك‌لين‌، ص‌64) و اثري‌ پايدار بر جغرافياي‌ سياسي‌ اين‌ ناحيه‌ نهاد.منابع‌: اسناد و مكاتبات‌ تاريخي‌ ايران‌ ( قاجاريه‌ )، چاپ‌ محمدرضا نصيري‌، تهران‌ 1366ـ 1368 ش‌؛ اسنادي‌ از روند اجراي‌ معاهدة‌ تركمان‌چاي‌ ( 1245ـ1250ه .ق‌ )، چاپ‌ فاطمه‌ قاضيها، تهران‌ 1374 ش‌؛ عليقلي‌بن‌ فتحعلي‌ اعتضادالسلطنه‌، اكسير التواريخ‌: تاريخ‌ قاجاريه‌ از آغاز تا سال‌ 1259ق‌ ، چاپ‌ جمشيد كيان‌فر، تهران‌ 1370 ش‌؛ مسعودبن‌ عبدالرحيم‌ انصاري‌، تاريخ‌ زندگي‌ عباس‌ ميرزا نايب‌ السلطنه‌ ، در مصطفي‌ افشار، سفرنامة‌ خسرو ميرزا به‌ پطرزبورغ‌ ، چاپ‌ محمد گلبن‌، تهران‌ 1349 ش‌؛ مهدي‌ بامداد، شرح‌ حال‌ رجال‌ ايران‌ در قرن‌ 12 و 13 و 14 هجري‌ ، تهران‌ 1357 ش‌؛ داريوش‌ به‌آذين‌، «اردبيل‌»، بررسيهاي‌ تاريخي‌ ، سال‌ 11، ش‌5 (آذر ـ دي‌ 1355)؛ هراند پاسدرماجيان‌، تاريخ‌ ارمنستان‌ ، ترجمة‌ محمد قاضي‌، تهران‌ 1366 ش‌؛ يوري‌ نيكالايويچ‌ تينيانوف‌، قتل‌ وزير مختار ، ترجمة‌ اسكندر ذبيحيان‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ ميرهدايت‌ حصاري‌، «سرنوشت‌ ملال‌انگيز كتابخانة‌ تاريخي‌ اردبيل‌»، كيهان‌ فرهنگي‌ ، سال‌3، ش‌10 (دي‌ 1365)؛ محمدتقي‌ سپهر، ناسخ‌ التواريخ‌: سلاطين‌ قاجاريه‌ ، چاپ‌ محمدباقر بهبودي‌، تهران‌ 1344ـ1345 ش‌؛ فتح‌الله‌ عبدالله‌يف‌، گوشه‌اي‌ از مناسبات‌ روسيه‌ و ايران‌ و سياست‌ انگلستان‌ در ايران‌ در آغاز قرن‌ نوزدهم‌ ، ترجمة‌ غلامحسين‌ متين‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ جهانگير قائم‌مقامي‌، «نكاتي‌ دربارة‌ واقعة‌ قتل‌ گريبايدف‌»، بررسيهاي‌ تاريخي‌ ، سال‌4، ش‌ 5 و 6 (آذر ـ اسفند 1348 ش‌)؛ جميل‌ قوزانلو، جنگهاي‌ ايران‌ ـ روس‌: 1827ـ 1828 ، تهران‌ 1314 ش‌؛ جمال‌ گوگچه‌، قفقاز و سياست‌ امپراتوري‌ عثماني‌ ، ترجمة‌ وهاب‌ ولي‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ معاهدات‌ و قراردادهاي‌ تاريخي‌ در دورة‌ قاجاريه‌ ، چاپ‌ غلامرضا طباطبائي‌ مجد، تهران‌ 1373 ش‌؛ فيتس‌ روي‌ مك‌لين‌، شيخ‌ شامل‌ داغستاني‌ ، ترجمه‌ و تلخيص‌ كاوه‌ بيات‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ مجتبي‌ مينوي‌، «دو نامة‌ تاريخي‌ از ميرزا ابوالقاسم‌ قائم‌ مقام‌»، يغما ، سال‌7، ش‌10 (دي‌1333)؛ هما ناطق‌، «ميرزا صالح‌ شيرازي‌ و جنگهاي‌ ايران‌ و روس‌»، راهنماي‌ كتاب‌ ، سال‌17، ش‌1ـ3 (فروردين‌ ـ خرداد 1353)، ش‌4ـ6 (تير ـ شهريور 1353)؛ ناصر نجمي‌، ايران‌ در ميان‌ طوفان‌، يا، شرح‌ زندگاني‌ عباس‌ ميرزا نايب‌السلطنه‌ و جنگهاي‌ ايران‌ و روس‌ ، ] تهران‌ [ 1363 ش‌؛ رابرت‌ گرانت‌ واتسون‌، تاريخ‌ ايران‌ از ابتداي‌ قرن‌ نوزدهم‌ تا سال‌ 1858 ، ترجمة‌ ع‌.وحيد مازندراني‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ مهديقلي‌ هدايت‌، گزارش‌ ايران‌ ، چاپ‌ محمد علي‌ صوتي‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ مجيد يكتائي‌، «زندگينامة‌ قاآني‌ بخط‌ شاعر»، وحيد ، سال‌6، ش‌7 (تير 1348)؛Encyclopaedia Britannica , Chicago 1973, s.v. "Paskevich, Ivan Fedorovich" (by George Alexander Lensen); The Encyclopedia Americana , Danbury 1984, s.v. "Paskevich, Ivan Fyodorovich" (by Peter Czap, Jr.); Great Soviet encyclopedia, New York 1973-1983, s.v. "Paskevich, Ivan Fedorovich".
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

افسانه‌ منفرد

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده