پاریس‌ معاهده‌(2)
معرف
ان‌ صلح‌ ميان‌ ايران‌ و انگليس‌ در 1273/1857 كه‌ به‌ جدايي‌ هرات‌ از ايران‌ منجر شد
متن
پاريس‌، معاهده‌(2) ، پيمان‌ صلح‌ ميان‌ ايران‌ و انگليس‌ در 1273/1857 كه‌ به‌ جدايي‌ هرات‌ از ايران‌ منجر شد. از زمان‌ شكست‌ ناپلئون‌، انگليس‌ كه‌ از نفوذ روسيه‌ در منطقه‌ نگران‌ بود، تحريكات‌ خود را براي‌ جدايي‌ هرات‌ از ايران‌ آغاز كرد. تصميم‌ ناپلئون‌ براي‌ حمله‌ به‌ مستعمرات‌ انگليس‌، از جمله‌ هندوستان‌، سبب‌ شده‌ بود كه‌ انگلستان‌ در كلية‌ قراردادهاي‌ خود با ايران‌، در فاصلة‌ سالهاي‌ 1215/1800 تا 1229/1814، هرات‌ را جزء لاينفك‌ ايران‌ بشناسد (مهدوي‌، ص‌ 202، 245). اين‌ در حالي‌ بود كه‌ هرات‌ از ديرباز جزو قلمرو ايران‌ محسوب‌ مي‌شد (كرزن‌، ج‌ 2، ص‌ 696؛ علي‌آبادي‌، ص‌ 129، به‌ نقل‌ از گريفي‌). با شكست‌ ناپلئون‌، انگلستان‌ كه‌ به‌ دنبال‌ ايجاد حريم‌ امنيتي‌ جديدي‌ براي‌ هندوستان‌ بود، سياست‌ خود را تغيير داد و به‌ تحريك‌ افغانها برضد ايران‌ پرداخت‌ (اتحاديه‌، ص‌ 57؛ مهدوي‌، ص‌ 245).ازسوي‌ ديگر، جنگهاي‌ ايران‌ با روسيه‌ و انعقاد معاهدات‌ گلستان‌ * (1228/1813) و تركمان‌چاي‌ * (1243/1828) به‌ ضعفِ دولت‌ مركزي‌ ايران‌ منجر شد و انگليسيها كه‌ از نفوذ فزايندة‌ روسيه‌ در ايران‌ هراس‌ داشتند، در جداسازي‌ هرات‌ از ايران‌ مصمم‌ شدند و به‌ تحريكات‌ خود ادامه‌ دادند (مهدوي‌،ص‌ 245ـ246؛ اتحاديه‌، ص‌ 84؛ محمود، ج‌ 1، ص‌ 187، 237ـ 238).در 1247 فتحعلي‌شاه‌ قاجار، عباس‌ ميرزا را مأمور سركوب‌ شورشهاي‌ هرات‌ كرد. اما وي‌ به‌سبب‌ تحريكات‌ انگليس‌ ناگزير به‌ تهران‌ بازگشت‌ و پسرش‌، محمدميرزا، را مأمور تسخير هرات‌ كرد. در اين‌ ميان‌، روسيه‌ كه‌ فرصت‌ را براي‌ پيشرفت‌ به‌سوي‌ هندوستان‌ مناسب‌ مي‌ديد، ايران‌ را به‌ لشكركشي‌ و تصرف‌ هرات‌ تشويق‌ مي‌كرد. اما با مرگ‌ عباس‌ ميرزا در 1249، محمدميرزا دست‌ از محاصرة‌ هرات‌ كشيد و به‌ تهران‌ بازگشت‌. فتحعلي‌شاه‌ نيز در 1250 درگذشت‌ و محمدشاه‌ با حمايت‌ روسها به‌ تخت‌ سلطنت‌ نشست‌. بدين‌ترتيب‌، نفوذ روسيه‌ در دربار ايران‌ بيش‌ از گذشته‌ افزايش‌ يافت‌. قتل‌ ميرزاابوالقاسم‌ قائم‌مقام‌ * در 1251 و انتصاب‌ حاج‌ ميرزا آقاسي‌ * به‌ مقام‌ صدارت‌، نفوذ روسيه‌ را در دربار تثبيت‌ كرد. مجموعة‌ اين‌ تحولات‌، برنگراني‌ انگلستان‌ نسبت‌ به‌ مقاصد نهايي‌ روسيه‌ دربارة‌ افغانستان‌ و هندوستان‌ افزود (مهدوي‌، ص‌ 247ـ 248، 250؛ ترنزيو، ص‌ 51 ـ52؛ محمود، ج‌ 1، ص‌ 234ـ 238، 256). انگليسيها هرات‌ را دروازة‌ هندوستان‌ مي‌دانستند و برايشان‌ اهميت‌ راهبردي‌ و سوق‌الجيشي‌ داشت‌ ( رجوع كنيد به كرزن‌، همانجا؛ جورج‌ هنري‌ هانت‌، ص‌ 33؛ محمود، ج‌ 1، ص‌ 271).با تقويت‌ دولت‌ مركزي‌ در زمان‌ حكومت‌ محمدشاه‌ و در پي‌ استنكاف‌ امير هرات‌ از اجراي‌ فرمان‌ حكومت‌ مركزي‌، دولت‌ ايران‌ درصدد احياي‌ حاكميت‌ خود بر هرات‌ برآمد (علي‌آبادي‌، ص‌ 129؛ محمود، ج‌ 1، ص‌ 266). با اينكه‌ وزيرمختار انگليس‌ در نامه‌اي‌ به‌دولت‌ خويش‌ در 1252/ 1837، مقصر بودن‌ امير هرات‌ و محق‌ بودن‌ دولت‌ ايران‌ را تأييد كرده‌ بود (جورج‌ هنري‌ هانت‌، ص‌ 8ـ10)، دولت‌ انگليس‌ محمدشاه‌ را از تصرف‌ هرات‌ برحذر داشت‌. بااينهمه‌، محمدشاه‌ با خاطرنشان‌ كردن‌ عهدنامة‌ 1229/1814، كه‌ در آن‌ انگليس‌ متعهد شده‌ بود در جنگ‌ احتمالي‌ بين‌ ايران‌ و افغانها مداخله‌ نكند، به‌ سمت‌ هرات‌ لشكر كشيد و آنجا را محاصره‌ كرد (محمود، ج‌ 1، ص‌ 266ـ267؛ مهدوي‌، ص‌ 250). در طي‌ محاصرة‌ ده‌ماة‌ هرات‌ نيروهاي‌ انگليسي‌ به‌ رهبري‌ الدرد پاتينجر ، مقاومت‌ افغانها را سازماندهي‌ كردند. با اينكه‌ سقوط‌ هرات‌ نزديك‌ بود، نيرنگها و كارشكنيهاي‌ دولت‌ انگليس‌ مانع‌ از تسليم‌ هرات‌ به‌ قواي‌ ايران‌ شد ( رجوع كنيد به مهدوي‌، ص‌ 250ـ252). سرانجام‌ در ربيع‌الاول‌ 1254/ ژوئن‌ 1838 روابط‌ سياسي‌ ايران‌ و انگليس‌ قطع‌ شد و در پي‌ آن‌ دولت‌ انگليس‌ اعلام‌ داشت‌ كه‌ در صورت‌ پايان‌نيافتن‌ محاصرة‌ هرات‌ وارد جنگ‌ با ايران‌ خواهد شد. در همين‌ زمان‌ نيروهاي‌ انگليس‌ جزيرة‌ خارك‌ را به‌ تصرف‌ درآوردند. لذا محمدشاه‌ در 1254/ 1838 بناچار دست‌ از محاصرة‌ هرات‌ برداشت‌ (جورج‌ هنري‌ هانت‌، ص‌ 21؛ ترنزيو، ص‌ 57؛ مهدوي‌، ص‌ 251ـ252؛ محمود، ج‌ 1، ص‌ 263ـ264، 267ـ270، ج‌ 2، ص‌ 291ـ292).استيلاي‌ انگليسيها بر افغانستان‌ دوامي‌ نداشت‌ و در 1258/1842 از افغانستان‌ خارج‌ شدند و يارمحمدخان‌ حاكم‌ جديد هرات‌، وفاداري‌ خود را به‌ حكومت‌ ايران‌ ابراز كرد (ترنزيو، ص‌ 59؛ محمود، ج‌ 2، ص‌ 483؛ نيز رجوع كنيد به جيمزهانت‌، ص‌ 168،177).در زمان‌ سلطنت‌ ناصرالدين‌ شاه‌، اميركبير بر استقلال‌ هرات‌ تأكيد داشت‌ اما با قتل‌ اميركبير و صدارت‌ ميرزا آقاخان‌ نوري‌، نفوذ دولت‌ انگليس‌ در دربار ايران‌ افزايش‌ يافت‌. ناصرالدين‌ شاه‌ در 1269/1853 بر اثر فشار دولت‌ انگليس‌ و اصرار ميرزاآقاخان‌ نوري‌ سندي‌ را امضا كرد كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ دولت‌ ايران‌ از دخالت‌ در امور هرات‌ منع‌ و دخالت‌ انگليس‌ موجب‌ بطلان‌ اين‌ قرارداد تلقي‌ شد (اتحاديه‌، ص‌ 121، 132ـ133؛ مهدوي‌، ص‌ 272؛ محمود، ج‌ 2، ص‌ 495).در شورشي‌ كه‌ در 1271/1855 در هرات‌ رخ‌ داد صيدمحمدخان‌، حاكم‌ هرات‌، كشته‌ شد و محمديوسف‌ميرزا به‌ جاي‌ او نشست‌. از طرفي‌ دوست‌محمدخان‌، امير كابل‌، با موافقت‌ و تشويق‌ انگليسيها تصميم‌ به‌ تسخير هرات‌ گرفت‌. بعلاوه‌، انگليسيها در 1270/1854 قراردادي‌ بر ضد ايران‌ با دوست‌محمدخان‌ به‌ امضا رسانده‌ بودند. دخالتهاي‌ مخفيانة‌ انگليس‌ در امور هرات‌ و احتمال‌ شورش‌ و تعرضات‌ تركمنها به‌ مرزهاي‌ شرقي‌ در نتيجة‌ حمله‌ دوست‌محمدخان‌ و در نهايت‌، درخواست‌ محمديوسف‌ ميرزا از ناصرالدين‌ شاه‌ براي‌ مقابله‌ بانيروهاي‌ دوست‌محمدخان‌، باعث‌ شد كه‌ ناصرالدين‌ شاه‌ در 1272/ 1856 به‌ حسام‌السلطنه‌، حاكم‌ خراسان‌، دستور لشكركشي‌ به‌ هرات‌ را صادر كند. سرانجام‌ پس‌ از چندماه‌ محاصره‌، هرات‌ به‌ تصرف‌ نيروهاي‌ ايران‌ درآمد (محمود، ج‌ ، ص‌ 527 ـ 528؛ اتحاديه‌، ص‌ 135ـ136، 138،140؛ مهدوي‌، ص‌ 272ـ274؛ رشتيا، ص‌ 148؛ دولتشاهي‌، ص‌ 270ـ 271، 276).با تصرف‌ هرات‌، انگليس‌ تأمل‌ را جايز ندانست‌ و در سوم‌ ربيع‌الاول‌ 1273/اول‌ نوامبر 1856، فرمانرواي‌ هند از طرف‌ دولت‌ انگليس‌ به‌ ايران‌ اعلان‌ جنگ‌ داد. در ربيع‌الاخر/دسامبر همان‌ سال‌ قشون‌ انگليس‌ جزيرة‌ خارك‌ را اشغال‌ كردند. سپس‌ در بوشهر نيرو پياده‌ كردند و در جمادي‌الاولي‌ 1273/ژانوية‌ 1857 با نيروهاي‌ ايران‌ وارد جنگ‌ شدند. دولت‌ انگليس‌ كه‌ بيم‌ داشت‌ مبادا روسيه‌ به‌ طرفداري‌ از ايران‌ وارد جنگ‌ شود همزمان‌ معاهدة‌ دوستي‌ با دوست‌محمدخان‌ برضد ايران‌ به‌ امضا رساند تا هرچه‌ بيشتر دولت‌ ايران‌ را تحت‌فشار قرار دهد. در شعبان‌/ مارس‌ همان‌ سال‌، نيروهاي‌ انگليس‌ در نزديكي‌ محمره‌ (خرمشهر) در خاك‌ ايران‌ پياده‌ شدند و سپس‌ اهواز را اشغال‌ كردند. همزمان‌ با اين‌ وقايع‌ سلطان‌ مسقط‌ و عمان‌ هم‌ به‌ تحريك‌ انگليسيها به‌ بندرعباس‌ حمله‌ كرد و دولت‌ ايران‌ در موقعيت‌ بسيار نامساعد و خطرناكي‌ قرار گرفت‌ (جورج‌ هنري‌ هانت‌، ص‌ 61ـ 94؛ محمود، ج‌ 2، ص‌ 528 ـ531؛ فرخ‌، ص‌ 241؛ مهدوي‌، ص‌ 274). ناصرالدين‌ شاه‌ به‌ توصية‌ دولتهاي‌ روسيه‌ و فرانسه‌ به‌ نيروهاي‌ ايراني‌ دستور ترك‌ مقاومت‌ داد و تقاضاي‌ صلح‌ كرد (مهدوي‌، ص‌ 275). انگليس‌ براي‌ انعقاد معاهدة‌ صلح‌ شرايط‌ بسيار سنگيني‌ قرار داد كه‌ از جمله‌ تخلية‌ هرات‌ و تعهد رسمي‌ مبني‌ بر عدم‌ مداخله‌ در امور آن‌ ايالت‌، تحويل‌ بندرعباس‌ به‌ مسقط‌، عزل‌ صدراعظم‌ نوري‌ و اجازة‌ افتتاح‌ كنسولگريهاي‌ انگليس‌ در شهرهاي‌ مهم‌ ايران‌ بود. ناصرالدين‌ شاه‌ اين‌ شرايط‌ را نپذيرفت‌ و فرخ‌خان‌ امين‌الملك‌، از رجال‌ دربار، را به‌ فرانسه‌ فرستاد تا شايد انگليس‌ با ميانجيگري‌ دولت‌ فرانسه‌ حاضر به‌ صلح‌ شود. فرانسه‌ تقاضاي‌ ميانجيگري‌ را پذيرفت‌ و مذاكرات‌ صلح‌ بين‌ فرخ‌خان‌ و لرد كاولي‌ ، سفير انگليس‌ در پاريس‌، آغاز شد. در 7 رجب‌ 1273/ 4 مارس‌ 1857 عهدنامة‌ صلح‌ پاريس‌ در پانزده‌ فصل‌ به‌امضا رسيد («عهدنامة‌ دولت‌ ايران‌ با انگليس‌ راجع‌ به‌ هرات‌»؛ محمود، ج‌ 2، ص‌ 531 ـ532؛ مهدوي‌، ص‌ 275ـ276).براساس‌ اين‌ عهدنامه‌، انگليسيها متعهد شدند كه‌ قواي‌ خود را در مدت‌ كوتاهي‌ از خاك‌ ايران‌ خارج‌ كنند و اسراي‌ جنگي‌ را آزاد سازند. در مقابل‌ دولت‌ ايران‌ متعهد شد بيدرنگ‌ هرات‌ را تخليه‌ و از هرگونه‌ ادعاي‌ حاكميت‌ نسبت‌ به‌ هرات‌ و ساير نقاط‌ افغانستان‌ صرف‌نظر كند و در امور داخلي‌ آن‌ كشور دخالت‌ نكند. دو دولت‌ حق‌ بازگشايي‌ كنسولگري‌ در شهرهاي‌ مهم‌ يكديگر را به‌ رسميت‌ شناختند و قرار شد كه‌ دربارة‌ اجارة‌ بندرعباس‌ به‌ مسقط‌، قراردادي‌ منعقد شود («عهدنامة‌ دولت‌ ايران‌ با انگليس‌ راجع‌ به‌ هرات‌»؛ مهدوي‌، ص‌ 276؛ نيز رجوع كنيد به محمود، ج‌ 2، ص‌ 532ـ536؛ فرخ‌، ص‌ 244ـ246).با عقد اين‌ عهدنامه‌، هرات‌ از ايران‌ جدا شد و به‌صورت‌ ايالتي‌ مستقل‌ درآمد. باوجود اين‌، دولت‌ ايران‌ چندتن‌ از سردارهاي‌ افغان‌ را كه‌ در تهران‌ بودند به‌ هرات‌ فرستاد و حكومت‌ هرات‌ را به‌ سردار سلطان‌ احمدخان‌ واگذار كرد. او نيز خطبه‌ به‌ نام‌ ناصرالدين‌ شاه‌ جاري‌ ساخت‌ و سكه‌ به‌نام‌ او ضرب‌ كرد و از دربار تهران‌ لقب‌ سركار دريافت‌ داشت‌ (فرخ‌، ص‌ 246ـ 247؛ رشتيا، ص‌ 150؛ محمود، ج‌ 2، ص‌ 550؛ اتحاديه‌، ص‌ 157). هرات‌ تا چندسال‌ در دست‌ امراي‌ محلي‌ بود و در 1279، دوست‌محمدخان‌ اين‌ ايالت‌ را تصرف‌ و ضميمة‌ خاك‌ افغانستان‌ كرد (مهدوي‌، ص‌ 277؛ رياضي‌، ص‌ 73ـ74). در پي‌ اين‌ ماجرا، دولت‌ ايران‌ به‌ دولت‌ بريتانيا شكايت‌ كرد و خواستار اقدام‌ آن‌ دولت‌، مطابق‌ با مادة‌ ششم‌ عهدنامة‌ پاريس‌، شد، اما دولت‌ انگليس‌ هيچگونه‌ دخالتي‌ را نپذيرفت‌ (مجتهدزاده‌، ص‌ 30).معاهدة‌ پاريس‌ را با قرارداد تركمان‌چاي‌ مقايسه‌ كرده‌ و آن‌ را نشان‌دهندة‌ ضعف‌ و عقب‌افتادگي‌ ايران‌ دانسته‌اند. پس‌ از اين‌ قرارداد بود كه‌ قدرت‌ صدراعظم‌ و نفوذ او روي‌ شاه‌ روبه‌ انحطاط‌ گذاشت‌ و در نهايت‌ شاه‌ او را در محرم‌ 1275 معزول‌ و تبعيد كرد (اتحاديه‌، ص‌ 158ـ159).منابع‌: منصوره‌ اتحاديه‌، گوشه‌هايي‌ از روابط‌ خارجي‌ ايران‌ ، تهران‌ 1355 ش‌؛ پيوكارلو ترنزيو، رقابتهاي‌ روس‌ و انگليس‌ در ايران‌ و افغانستان‌ ، ترجمة‌ عباس‌ آذرين‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ اسماعيل‌ دولتشاهي‌، «ناصرالدين‌ شاه‌ و انگليسيها و مسئلة‌ هرات‌»، سخن‌ ، دورة‌ 15، ش‌ 3 (اسفند 1343)؛ قاسم‌ رشتيا، افغانستان‌ در قرن‌ نزده‌ ، كابل‌ 1346 ش‌؛ محمديوسف‌ رياضي‌، عين‌الوقايع‌: تاريخ‌ افغانستان‌ در سالهاي‌ 1207ـ1324 ق‌ ، چاپ‌ محمد آصف‌ فكرت‌ هروي‌، تهران‌ 1369 ش‌؛ عليرضا علي‌آبادي‌، افغانستان‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌، 1372 ش‌؛ «عهدنامه‌ دولت‌ ايران‌ با انگليس‌ راجع‌ به‌ هرات‌ 4 مارس‌ 1857/7رجب‌1273»، سند ش‌ 2/7 اداره‌ آرشيو و تاريخ‌ ديپلماسي‌ وزارت‌ امورخارجه‌؛ مهدي‌ فرخ‌، تاريخ‌ سياسي‌ افغانستان‌ ، قم‌ 1371 ش‌؛ جرج‌ ناتانيل‌ كرزن‌، ايران‌ و قضية‌ ايران‌ ، ترجمة‌ غ‌. وحيد مازندراني‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ پيروز مجتهدزاده‌، «مرزهاي‌ شرقي‌ ايران‌»، گفتگو ، ش‌ 21 (پاييز 1377)؛ محمود محمود، تاريخ‌ روابط‌ سياسي‌ ايران‌ و انگليس‌ در قرن‌ نوزدهم‌ ميلادي‌ ، ج‌ 1، تهران‌ 1336 ش‌، ج‌ 2، تهران‌ ] بي‌تا. [ ؛ عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوي‌، تاريخ‌ روابط‌ خارجي‌ ايران‌ از ابتداي‌ دوران‌ صفويه‌ تا پايان‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ ( 1500ـ1945 )، تهران‌ 1364 ش‌؛ جورج‌ هنري‌ هانت‌، جنگ‌ انگليس‌ و ايران‌ در سال‌ 1273 هجري‌ قمري‌ ، ترجمة‌ حسين‌ سعادت‌ نوري‌، با حواشي‌ و اضافات‌ به‌قلم‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ جيمزهانت‌، «چه‌ بلاها كه‌ افغانان‌ به‌ جان‌ سپاهيان‌ انگليس‌ نريختند»، ترجمة‌ علي‌ محمد عامري‌، سخن‌ ، دورة‌ 11، ش‌ 2 (خرداد 1339).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمدكاظم‌ آسايش‌طلب‌ طوسي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده