پاریس‌ معاهده‌(1)
معرف
ان‌ صلح‌ سال‌ 1272/1856 بين‌ دولتهاي‌ فرانسه‌، بريتانياي‌ كبير، عثماني‌، اتريش‌، پروس‌ و ساردني‌، و دولت‌ روسيه‌ پس‌ از جنگ‌ كريمه‌
متن
پاريس‌، معاهده‌(1) ، پيمان‌ صلح‌ سال‌ 1272/1856 بين‌ دولتهاي‌ فرانسه‌، بريتانياي‌ كبير، عثماني‌، اتريش‌، پروس‌ و ساردني‌، و دولت‌ روسيه‌ پس‌ از جنگ‌ كريمه‌. در پي‌ ضعف‌ حكومت‌ عثماني‌ در قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌، دولت‌ روسيه‌ كه‌ از مدتها پيش‌ چشم‌ طمع‌ به‌ متصرفات‌ عثماني‌ در بالكان‌ دوخته‌ بود و در فكر تسلط‌ بر تنگه‌هاي‌ درياي‌ سياه‌ و درياي‌ مديترانه‌ بود، سياست‌ توسعه‌طلبي‌ خود را آغاز كرد. روسيه‌ كه‌ از كنگرة‌ وين‌ ناراضي‌ بود و در پيشبرد سياست‌ اتحاد با بريتانيا، برضد عثماني‌، موفقيتي‌ حاصل‌ نكرده‌ بود، با دامن‌ زدن‌ به‌ اختلافات‌ مذهبي‌ و قومي‌ در بالكان‌ زمينة‌ جنگ‌ را فراهم‌ آورد. از سوي‌ ديگر، بريتانيا و فرانسه‌ با ازدياد قدرت‌ روسيه‌ و تسلط‌ آن‌ بر درياي‌ مديترانه‌ مخالف‌ بودند و براي‌ حفظ‌ توازن‌ قوا كه‌ نتيجة‌ كنگرة‌ وين‌ بود، مي‌كوشيدند. بعلاوه‌، فرانسه‌ به‌ رهبري‌ ناپلئون‌ سوم‌ بي‌ميل‌ نبود كه‌ با وارد شدن‌ در جنگ‌ با روسيه‌، ضمن‌ تثبيت‌ جايگاه‌ متزلزل‌ خود و تغيير افكار عمومي‌ از سياست‌ داخلي‌ به‌ امور خارجي‌ و نيز جبران‌ شكست‌ ناپلئون‌ در روسيه‌، اقتدار و اعتبار از دست‌ رفتة‌ خود را احيا كند (نقيب‌زاده‌، ص‌ 23ـ27، 43ـ44؛ فلسفي‌، ص‌ 158ـ159؛ دولتشاهي‌، ص‌268؛ آمريكانا ، ذيل‌ "Crimean War" ). فرانسه‌ همچنين‌ در پي‌ اعادة‌ نقش‌ خود به‌ عنوان‌ حامي‌ و مدافع‌ كاتوليكها در جهان‌ بود (نقيب‌زاده‌، ص‌ 44) و ازينرو ميان‌ فرانسه‌ و روسيه‌ رقابتي‌ در حمايت‌ از اتباع‌ مسيحي‌ بيت‌المقدس‌ شكل‌ گرفت‌. در اين‌ ميان‌ فرانسه‌ از كليساي‌ لاتين‌ و روسيه‌ از كليساي‌ يوناني‌ يا ارتدوكس‌ حمايت‌ مي‌كردند. اين‌ رقابت‌ به‌ كسب‌ امتيازات‌ بيشتر براي‌ فرانسه‌ انجاميد و روسيه‌ به‌ بهانة‌ حمايت‌ از مسيحيان‌ ارتدوكس‌، دولت‌ عثماني‌ را تحت‌فشار قرار داد و خواستار اعطاي‌ حق‌ حمايت‌ از تمامي‌ مسيحيان‌ يوناني‌ يا ارتدوكس‌ قلمرو عثماني‌ شد. اما دولت‌ عثماني‌، ضمن‌ آگاه‌ ساختن‌ سفراي‌ بريتانيا و فرانسه‌ و اطمينان‌ از حمايت‌ آن‌ دو دولت‌، اين‌ خواسته‌ را رد كرد (لين‌پول‌، ص‌ 355؛ آمريكانا ، همانجا؛ فلسفي‌، ص‌ 159؛ نيز رجوع كنيد به تاريخ‌ فرانسه‌ ، ج‌2، ص‌ 329). در پي‌ اين‌ پاسخ‌، دولت‌ روسيه‌ كه‌ از حمايت‌ دول‌ فرانسه‌ و بريتانيا از عثماني‌ آگاه‌ نبود، ايالتهاي‌ دست‌نشاندة‌ عثماني‌، مولداوي‌ و والاكيا، را تصرف‌ كرد. تركها در محرم‌ 1270/اكتبر 1853 به‌ روسيه‌ اعلان‌ جنگ‌ دادند و بريتانيا و فرانسه‌ نيز با سلطان‌ عثماني‌ متحد و وارد جنگ‌ با روسيه‌ شدند. پس‌ از چندي‌ دولت‌ ساردني‌ نيز به‌ آنها پيوست‌ و متحدين‌ در عوض‌ مساعدت‌ خود به‌ دولت‌ عثماني‌، خواستار اصلاح‌ امورداخلي‌ و لغوامتيازات‌ مذهبي‌ شدند. اتريش‌ و پروس‌ نيز بعدها به‌ متحدين‌ پيوستند (فلسفي‌، همانجا؛ شاو، ج‌ 2، ص‌ 138ـ 139؛ آمريكانا ، همانجا؛ نيز رجوع كنيد به تاريخ‌ فرانسه‌ ، همانجا).جنگ‌ متحدين‌ با روسيه‌ تا 1272/1856 طول‌ كشيد. ميدان‌ جنگ‌ كه‌ ابتدا در سرزمين‌ بلغارستان‌ و سواحل‌ رود دانوب‌ بود، از محرم‌ 1271/سپتامبر 1854 به‌ شبه‌جزيرة‌ كريمه‌ انتقال‌ يافت‌ و به‌ همين‌ دليل‌ به‌ جنگ‌ كريمه‌ مشهور شد. در اين‌ جنگ‌ حدود دويست‌ هزار تن‌ از سپاهيان‌ روس‌، و صدهزارتن‌ از متحدين‌ كشته‌ شدند. با مرگ‌ نيكلاي‌ اول‌ و فتح‌ قلعة‌ سواستوپول‌ به‌دست‌ متحدين‌، روسيه‌ توان‌ پايداري‌ خود را از دست‌ داد و الكساندر دوم‌، تزار جديد روسيه‌، بناچار درخواست‌ صلح‌ كرد. در فاصلة‌ فوريه‌ تا مارس‌ 1856 نمايندگان‌ دولتهاي‌ فرانسه‌، انگليس‌، ساردني‌، عثماني‌، روسيه‌، اتريش‌ و پروس‌، در كنگره‌اي‌ در پاريس‌ معاهده‌اي‌ امضا كردند كه‌ به‌ معاهدة‌ پاريس‌ معروف‌ شد. در اين‌ كنگره‌ ناپلئون‌ سوم‌، پادشاه‌ فرانسه‌ و فاتح‌ اصلي‌ جنگ‌، كوشيد تا در مرزهاي‌ اروپا تجديدنظر كلي‌ صورت‌ گيرد، اما بريتانيا و اتريش‌ مانع‌ از اين‌ امر شدند (فلسفي‌، ص‌ 159ـ160؛ تدين‌ و احمدي‌، ج‌ 1، ص‌ 349ـ350).به‌موجب‌ معاهدة‌ پاريس‌ و به‌سبب‌ اصرار دولت‌ اتريش‌ كه‌ قصد داشت‌ روسيه‌ را از رود دانوب‌ دور سازد، ايالت‌ بسارابي‌ را كه‌ روسيه‌ از عثماني‌ گرفته‌ بود بازپس‌ گرفتند و ضمن‌ ضميمه‌ كردن‌ آن‌ به‌ مولداوي‌ و والاكيا به‌ آن‌ استقلال‌ داخلي‌ دادند. اين‌ سه‌ ايالت‌ در 1278/1862 دولت‌ روماني‌ را تشكيل‌ دادند. همچنين‌ رودخانة‌ دانوب‌ باز شد و نظارت‌ بر حمل‌ونقل‌ بر روي‌ آن‌ نيز به‌ هيئتي‌ بين‌المللي‌ سپرده‌ شد. معاهده‌، ضمن‌ ارائة‌ تعريفي‌ از حقوق‌ دولتها و مناطق‌ بيطرف‌ در جنگ‌، درياي‌ سياه‌ را درياي‌ بيطرف‌ اعلام‌ كرد و دولت‌ روسيه‌ و عثماني‌ را از داشتن‌ قلاع‌ جنگي‌ در آن‌ دريا و سواحل‌ آن‌ محروم‌ كرد. همچنين‌ دولتهاي‌ بزرگ‌ اروپا ضمن‌ تضمين‌ استقلال‌ و تماميت‌ ارضي‌ دولت‌ عثماني‌، بر حمايت‌ از اتباع‌ مسيحي‌ قلمرو عثماني‌ كه‌ سلطان‌ با صدور فرمان‌ معروف‌ به‌ «خط‌ همايون‌» مساوات‌ آنان‌ را با اتباع‌ ديگر مقرر داشته‌ بود، تأكيد كردند. براساس‌ اين‌ معاهده‌، دولت‌ عثماني‌ قارص‌ را از روسيه‌ پس‌ گرفت‌ (فلسفي‌، ص‌ 160ـ162؛ آمريكانا ، همانجا؛ لين‌پول‌،ص‌ 358ـ359). بدين‌ترتيب‌، روسيه‌ امتيازاتي‌ را كه‌ به‌موجب‌ معاهدات‌ سابق‌ در شبه‌جزيرة‌ بالكان‌ كسب‌ كرده‌ بود از دست‌ داد و راه‌ نفوذش‌ به‌ درياي‌ مديترانه‌ مسدود شد. اتريش‌ نيز با تحمل‌ مخارج‌ سنگين‌ در جنگ‌ دچار افول‌ و ضعف‌ بيشتري‌ شد و ناپلئون‌ مرد قدرتمند اروپا شناخته‌ شد. از طرف‌ ديگر، فشار مالي‌ بر دولت‌ عثماني‌ به‌ اخذ وامهاي‌ خارجي‌ با بهره‌هاي‌ سنگين‌ منجر شد كه‌ اين‌ دولت‌ را تا پايان‌ قرن‌ با مشكلات‌ اقتصادي‌ و عدم‌ توانايي‌ در بازپرداخت‌ وامها روبرو ساخت‌. همچنين‌، ورود و اسكان‌ هزاران‌ پناهندة‌ اروپايي‌ از مجارستان‌ و لهستان‌ و حضور سربازان‌ بيگانه‌ باعث‌ آشنايي‌ بيشتر اتباع‌ عثماني‌ با آداب‌ اروپاييان‌ و پيشبرد برنامه‌هاي‌ تنظيمات‌ * در دوره‌هاي‌ بعدي‌ شد (نقيب‌زاده‌، ص‌ 44؛ فلسفي‌، ص‌ 162؛ شاو، ج‌ 2، ص‌ 141؛ نيز رجوع كنيد به تاريخ‌ فرانسه‌ ، ج‌ 2، ص‌ 329ـ330).تدابيري‌ كه‌ دول‌ اروپايي‌ در معاهدة‌ پاريس‌ براي‌ كوتاه‌ كردن‌ دست‌ روسيه‌ از ممالك‌ بالكان‌ اتخاذ كردند آن‌ دولت‌ را از مقاصد خويش‌ بازنداشت‌ و از 1870 و در پي‌ شكست‌ فرانسه‌ از دولت‌ پروس‌، روسيه‌ دوباره‌ متوجه‌ ممالك‌ بالكان‌ شد. نخست‌ بيطرفي‌ درياي‌ سياه‌ را در كنفرانس‌ لندن‌ (فورية‌ 1871) لغو كرد و سپس‌ به‌ تحريك‌ مسيحيان‌ بالكان‌ به‌ ايجاد شورش‌ در آن‌ منطقه‌ پرداخت‌. بعلاوه‌، اوضاع‌ داخلي‌ عثماني‌ چنان‌ بود كه‌ هيچ‌ تدبيري‌ مانع‌ تجزية‌ آن‌ كشور نمي‌شد. چنانكه‌ از 1272/1856 تا 1318/1900 ايالتهاي‌ مولداوي‌، والاكيا، صربستان‌ و بلغارستان‌ از عثماني‌ مجزا شدند و كشورهاي‌ مستقلي‌ تشكيل‌ دادند و بوسني‌ و هرزگوين‌ نيز به‌ دست‌ اتريش‌ افتاد (فلسفي‌، همانجا).موضع‌ ايران‌ در جنگ‌ كريمه‌ . در آستانة‌ اين‌ جنگ‌ دولت‌ روسيه‌ به‌ دولت‌ ايران‌ پيشنهاد كرد كه‌ در قبال‌ اتحاد نظامي‌ با روسيه‌، اراضي‌ مورد ادعاي‌ خود را از عثماني‌ بازپس‌ گيرد. اما دولت‌ ايران‌ با رد اين‌ پيشنهاد تنها حاضر شد در 5 محرم‌ 1271/28 سپتامبر 1854 عهدنامه‌اي‌ مبني‌ بر بيطرفي‌ و عدم‌ مداخله‌ در جنگ‌ كريمه‌ امضا كند و در عوض‌، دولت‌ روسيه‌ نيز از مطالبة‌ نيم‌ميليون‌ تومان‌ آخرين‌ قسمت‌ غرامت‌ عهدنامة‌ تركمان‌چاي‌ * صرف‌نظر كند. بريتانيا ضمن‌ مخالفت‌ شديد بااين‌ قرارداد، خواستار اتحاد با ايران‌ شد. دولت‌ ايران‌ نيز پذيرش‌ اين‌ خواسته‌ را منوط‌ به‌ استرداد ايالات‌ قفقاز، در صورت‌ پيروزي‌ انگليس‌، كرد. مذاكره‌ و مكاتبه‌ بين‌ دو دولت‌ در اين‌ خصوص‌ ادامه‌ داشت‌، اما پس‌ از اتمام‌ جنگ‌، انگلستان‌ اعلام‌ كرد كه‌ حاضر به‌ پذيرش‌ شرايط‌ پيشنهادي‌ ايران‌ نيست‌. بدين‌ترتيب‌ علي‌رغم‌ عدم‌ شركت‌ ايران‌ در اين‌ جنگ‌، روابط‌ ايران‌ با روسيه‌ و انگليس‌ تيره‌ شد (دولتشاهي‌، ص‌ 269ـ275؛ مهدوي‌، ص‌ 270ـ271؛ محمود، ج‌ 2، ص‌ 507 ـ 508).منابع‌: تاريخ‌ فرانسه‌ ، ويراستة‌ آ. مانفرد، ترجمة‌ فريدون‌ شايان‌، تهران‌ 1366 ش‌؛ احمد تدين‌ و شهين‌ احمدي‌، فرهنگ‌ تاريخ‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ اسماعيل‌ دولتشاهي‌، «ايران‌ و جنگ‌ كريمه‌: 1854ـ1856»، سخن‌ ، دورة‌4، ش‌ 3 (شهريور 1342)؛ نصرالله‌ فلسفي‌، تاريخ‌ قرن‌ نوزدهم‌ و معاصر ، تهران‌ ] بي‌تا. [ ؛ محمود محمود، تاريخ‌ روابط‌ سياسي‌ ايران‌ و انگليس‌ در قرن‌ نوزدهم‌ ميلادي‌ ، ج‌ 2، تهران‌ ] بي‌تا. [ ؛ عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوي‌، تاريخ‌ روابط‌ خارجي‌ ايران‌ از ابتداي‌ دوران‌ صفويه‌ تا پايان‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ ( 1500ـ 1945 )، تهران‌ 1364 ش‌؛ احمد نقيب‌زاده‌، تحولات‌ روابط‌ بين‌الملل‌ ، تهران‌ 1372 ش‌؛Encyclopedia Americana , Danbury 1984, s.v. "Crimean War" (by Charles Petrie); Stanley Lane-Poole, Turkey , London 1986; Stanford J. Shaw, History of the Ottoman Empire and modern Turkey, Cambridge 1985.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمدكاظم‌ آسايش‌طلب‌ طوسي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده