پاروس‌ (ترکی‌: پاره‌ / پارو)
معرف
‌ از جزاير سيكلادِ درياي‌ اژه‌، در مغرب‌ جزيرة‌ نقشه‌ و شمال‌شرقي‌ جزيرة‌ آنتي‌پاروس‌ ] مقابل‌ پاروس‌ [ ، كه‌ از قديم‌ و از دورة‌ روم‌ شرقي‌ و پس‌ از آن‌، معادن‌ سنگ‌ مرمر غني‌ داشته‌ است‌
متن
پاروس‌ (تركي‌: پاره‌ / پارو)، يكي‌ از جزاير سيكلادِ درياي‌ اژه‌، در مغرب‌ جزيرة‌ نقشه‌ و شمال‌شرقي‌ جزيرة‌ آنتي‌پاروس‌ ] مقابل‌ پاروس‌ [ ، كه‌ از قديم‌ و از دورة‌ روم‌ شرقي‌ و پس‌ از آن‌، معادن‌ سنگ‌ مرمر غني‌ داشته‌ است‌.در دورة‌ روم‌ شرقي‌، اعراب‌ چند بار، به‌ علت‌ موقعيت‌ سوق‌الجيشي‌ پاروس‌ در راههاي‌ دريايي‌ اژه‌، به‌ آن‌ يورش‌ بردند ( رجوع كنيد به نقشه‌ * ، جزيره‌) كه‌ بيشتر اين‌ حملات‌ از سوي‌ اميرنشين‌ اِقريطِش‌ * صورت‌ گرفت‌. مهمترين‌ آنها حملة‌ 222/837، به‌ رهبري‌ نصر/ نَصير و با ياري‌ شخصيت‌ نامدار سنت‌ تئوكتيست‌ اهل‌ لسبوس‌ (متوفي‌ 258/872 در پاروس‌) و نيز حملة‌ 291/904 به‌ رهبري‌ لئو اهل‌ تريپولي‌ بود.حملات‌ تركها در دورة‌ پيچيدة‌ «دوك‌نشين‌ مجمع‌الجزاير» (603ـ 974/ 1207ـ1566) آغاز شد؛ دوره‌اي‌ كه‌ در آن‌، خاندانهاي‌ لاتيني‌ براي‌ به‌ دست‌ گرفتن‌ قدرت‌ تلاش‌ مي‌كردند. از اوايل‌ قرن‌ نهم‌/ پانزدهم‌ كشتيهاي‌ دزدان‌ دريايي‌ تركمن‌ و مسيحي‌، نقشه‌ و پاروس‌ و آنتي‌پاروس‌ را غارت‌ مي‌كردند. در پي‌ حملة‌ عثمانيها در 895/1490 سوماريپه‌ ، پايتخت‌ پاروس‌ را از پاركا در شمال‌ غربي‌ به‌ استحكامات‌ شرقي‌ كفالوس‌ انتقال‌ داد (ميلر ، ج‌ 2، ص‌ 372، 381؛ پيچر ، ص‌ 67؛ كرانتونل‌ ، ص‌ 50، 379، پانويس‌ 114، ص‌ 400، 437، 443). نخستين‌ حملة‌ عثمانيها به‌ پاروس‌ به‌ رهبري‌ اميرالبحر چالي‌ بيگ‌ در رأس‌ ناوگان‌ گليبولي‌ صورت‌ گرفت‌ و علت‌ آن‌، خودداريِ دوك‌نشين‌ مجمع‌الجزاير از اداي‌ احترام‌ به‌ سلطان‌ محمد اول‌ بود. در اين‌ حمله‌، افراد بسياري‌ ربوده‌ شدند و غارت‌ و چپاول‌ زيادي‌ صورت‌ گرفت‌ (دوكاس‌ ، ص‌ 109؛ كريتوبولوس‌ ، ص‌92؛ قس‌ ميلر، ج‌ 2، ص‌ 371؛ كرانتونل‌، ص‌25، 192، 257، 400؛ اوزون‌ چارشيلي‌، ج‌2، ص‌30؛ مِلاس‌، ص‌ 10). در معاهدات‌ نيمة‌ اول‌ سدة‌ نهم‌/ پانزدهم‌، حاكميت‌ ونيزي‌ اين‌ دوك‌نشين‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ شد. در اوايل‌ قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌، پاروس‌ به‌ پايگاهي‌ براي‌ فعاليتهاي‌ جاسوسي‌ غرب‌ برضد سلطنت‌ عثماني‌ تبديل‌ شد و همين‌ امر، آنجا را به‌ يكي‌ از اهداف‌ حملات‌ خيرالدين‌ پاشا به‌ جزاير سيكلاد تبديل‌ كرد؛ سگردو ، آخرين‌ حكمران‌ آن‌، دژ كفالوس‌ را تسليم‌ كرد (شعبان‌ 934/ دسامبر 1537). معاهدة‌ 947/ 1540 كه‌ حكومتي‌ نيمه‌مختار را زير لواي‌ يك‌ قاپودان‌پاشا مجاز مي‌كرد، بر سلطة‌ عثماني‌ صحه‌ گذاشت‌، اما قدرتي‌ ظاهراً لاتيني‌ تا الحاق‌ نهايي‌ منطقه‌ در 973ـ974/1566 در آنجا تداوم‌ يافت‌ (اليپرانتز ، ص‌49ـ50، 66 به‌ بعد، 156، 168ـ169).پس‌ از درگذشت‌ دوك‌ ناسيِ يهودي‌ در 987/1579، مراد سوم‌ امتيازات‌ متعددي‌ اعطا كرد و نقشه‌ به‌ كُرسيِ سَنجقِ سيكلاد تبديل‌ شد و تا اوايل‌ قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌ از امتيازات‌ برخوردار بود، اما پاروس‌ طي‌ جنگهاي‌ عثماني‌ ـ ونيز در قرن‌ دهم‌ و يازدهم‌/ شانزدهم‌ و هفدهم‌، از حملات‌ دزدان‌ دريايي‌ خسارت‌ ديد (واكالپولس‌ ، ج‌2، ص‌139، پانويس‌ 39، ص‌ 144 به‌ بعد، ج‌ 3، ص‌ 503، ج‌ 4، ص‌ 134 و نقشه‌، 192، 198؛ كفالنيادس‌ 1984؛ كرانتونل‌، ص‌35، 49،60، 121، 176، 241ـ 245، 290، 357، 405، و ذيل‌ مادّه‌؛ قس‌ كرياراس‌ ، ص‌120ـ162؛ اليپرانتز، ص‌51 به‌ بعد). در جريان‌ نخستين‌ جنگ‌ عثماني‌ ـ روسيه‌ (1078ـ1085/ 1668ـ1674)، ناوگان‌ روسيه‌، نقشه‌ و پاروس‌ و آنتي‌پاروس‌ را تصرف‌ كرد. در 1188/1774 روسها، بنا به‌ معاهدة‌ كوچوك‌ قينارجه‌، از آنجا رانده‌ شدند (قس‌ گواهيِ پاش‌ فان‌ كرنين‌ هلندي‌ در ستس‌ ، ص‌ 516 ـ517،520 ؛ واكالپولس‌، ج‌4، ص‌412 به‌ بعد). اهالي‌ پاروس‌ و آنتي‌ پاروس‌ از جمله‌ نخستين‌ جزيره‌نشيناني‌ بودند كه‌ به‌ جنگ‌ استقلال‌ 1236/1821 يونان‌ پيوستند و شخصيتهاي‌ برجسته‌اي‌ از ميان‌ آنان‌ برخاستند (كنستانتينو، 1985؛ قس‌ واكالپولس‌، ج‌5، ص‌406 به‌ بعد، ج‌ 6، ص‌ 515 ـ516، 718ـ 719 و ذيل‌ مادّه‌، ج‌ 7، ص‌ 384، 726، 811 به‌ بعد). در طي‌ اين‌ قيام‌، هر دو جزيره‌، تا زماني‌ كه‌ در فاصله‌ سالهاي‌ 1246ـ 1248/1830ـ1832 به‌كشور پادشاهي‌ جديدالتأسيس‌ يونان‌ پيوستند، از دزدان‌ دريايي‌ محلي‌ آسيب‌ مي‌ديدند (قس‌ روسوس‌ ـ مليدونس‌ ، ص‌ 152 به‌بعد).منابع‌:Th. Aliprantes, and N. Aliprantes, Paros-Antiparos (in Gk.), Athens 1968 2 (with detailed chronology); Critobulus, ed. Reinsch;Ducas, ed.Bonn;N.Kephalleniades, in Pariana , XIV-XV (1984); E. Konstantinou, Parian fighters for independence, and Cycladian fighters for independence (in Gk.), Athens 1985; A. Krantonelle, History of piracy in the early Turkish domination, 1390- 1538 (in Gk.), Athens 1985; E. Kriaras "The sack of Paroikia ¦ : Cretan verses of the 17th c.", (in Gk.), Athena ¦ , XLVIII (1938); J. Melas, "The Cyclades in the early 15th c.", Kykladika , I/1 (1959), 9-21, esp. 17-18 (Paros- Antiparos-Naxos); W. Miller, Latins in the Levant , tr. S. Lampros, I-II, repr. Athens 1960, chs. XVII-XVIII; D. Pitcher, Historical geography of the Ottoman Empire , Leiden 1972; Roussos- Melidones, in Pariana , XXX (1988); C. Sathas, Turkish-dominated Greece, 1453-1821 (in Gk.), repr. Athens 1990; D. Sophianou etal., History of Paros and Antiparos , Municipality of Paros 1989; I  . H. Uzunµar â í l â , Osmanl i tarihi , II, 1988; A. Vakalopoulos, History of modern Hellenism (in Gk.), I-VII, Thessalonica 1961-1986 (period 1204-1828).براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع كنيد به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ ra" ¦ "Pa .
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ساويدس‌ ، تلخيص‌ از ( د.اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده