پارسائیه‌
معرف
ه‌اي‌ از سلسلة‌ نقشبنديّه‌، منسوب‌ به‌ خواجه‌ محمد پارسا
متن
پارسائيه‌ ، شاخه‌اي‌ از سلسلة‌ نقشبنديّه‌، منسوب‌ به‌ خواجه‌ محمد پارسا. اين‌ طريقت‌ را ابونصر پارسا (متوفي‌ 865)، فرزند خواجه‌ محمد،براي‌ نشر افكار وي‌ در بخارا تأسيس‌ كرد. پارسائيه‌ در بلخ‌ نيز گسترش‌ بسيار يافت‌، به‌ نحوي‌ كه‌ در نيمة‌ اول‌ قرن‌ دهم‌ پايگاه‌ اصلي‌ آن‌ از بخارا به‌ بلخ‌ منتقل‌ شد و تا اواسط‌ قرن‌ دوازدهم‌، كه‌ بلخ‌ از اعتبار برخوردار بود، خاندان‌ پارسا صاحب‌ نفوذ و قدرت‌ بود. همراه‌ با افول‌ بلخ‌، اين‌ خاندان‌ و طريقت‌، نفوذ خود را از دست‌ داد ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌).اولين‌ فرد مهم‌ طريقت‌ پارسائيه‌، پس‌ از خواجه‌ محمدپارسا، ابونصر پارساست‌ كه‌ القابي‌ چون‌ حافظ‌الدين‌، نصيرالدين‌ و برهان‌الدين‌ داشت‌. از زندگي‌ و احوال‌ ابونصر اطلاع‌ چنداني‌ در دست‌ نيست‌، شايد بدين‌دليل‌ كه‌ او احوال‌ خود را پوشيده‌ نگه‌ مي‌داشت‌ ( رجوع كنيد به جامي‌، ص‌ 401). وي‌ در زمان‌ حيات‌ پدر، جامع‌ علوم‌ شريعت‌ و رسوم‌ طريقت‌ بود (مدرس‌ تبريزي‌، ج‌7، ص‌283). همچنين‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ ابونصر قصيدة‌ ابن‌فارض‌ را نزد پدرش‌ آموخته‌ بود (تركة‌ اصفهاني‌، ص‌186). عبدالرحمان‌ جامي‌ (متوفي‌ 898) با ابونصر ملاقات‌ و مصاحبت‌ داشته‌ است‌ ( رجوع كنيد به جامي‌، همانجا؛ فخرالدين‌ صفي‌، ج‌ 1، ص‌ 243ـ244). ظاهراً او در سفري‌ هم‌ كه‌ با پدرش‌ به‌ مدينة‌ منوره‌ مي‌رفته‌، با شاه‌ نعمت‌الله‌ ولي‌ (متوفي‌ 834) ديدار كرده‌ است‌ (معصوم‌ عليشاه‌، ج‌3، ص‌62). ابونصر در 865، در بلخ‌ درگذشت‌، و ميرمزيد ارغون‌ در 867 در بلخ‌ مقبره‌اي‌ بزرگ‌ با گنبدي‌ زيبا كه‌ به‌ «گنبد عالي‌» مشهور شد براي‌او ساخت‌ كه‌ به‌ مركز اين‌ طريقت‌ بدل‌ گرديد. بعدها (دراواسط‌ قرن‌ دهم‌) مدرسه‌اي‌ نيز در آنجا بنا كردند (جامي‌، همانجا؛ فخرالدين‌ صفي‌، ج‌1، ص‌112؛ د.اسلام‌ ، همانجا). از آثار ابونصر رساله‌اي‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ باقي‌ مانده‌ است‌ كه‌نسخة‌ منحصر به‌ فردي‌ از آن‌ در مؤسسة‌ شرق‌شناسي‌ ابوريحان‌ بيروني‌ (ش‌ 3848) واقع‌ در تاشكند موجود است‌ (سمنووا، ج‌ 5، ص‌ 226).پس‌ از ابونصر، برجسته‌ترين‌ افراد اين‌ طريقت‌ عبارت‌اند از: عبدالهادي‌، پسر ابونصر ثاني‌ (متوفي‌ 967) كه‌ با سه‌ واسطه‌ به‌ خواجه‌ محمد پارسا مي‌رسد. او با پذيرش‌ شيخ‌الاسلامي‌ بلخ‌ در زمان‌ حكومت‌ عبيدالله‌ خان‌ ازبك‌ شيباني‌ (940ـ946) به‌ حكومت‌ نزديك‌ شد، و همين‌ امر موقعيت‌ اين‌ خاندان‌ را تثبيت‌ كرد. از زمان‌ وي‌ با آثار مكتوبي‌ با نام‌ پارسائيه‌ روبرو مي‌شويم‌؛ عبدالولي‌ پارسا (خواجه‌جان‌ خواجه‌، متوفي‌ 995)، كه‌ به‌ عنوان‌ مبلّغ‌ و واعظ‌ سياسي‌ و حامي‌ مردم‌ شهرت‌ داشت‌؛ قاسم‌ خواجه‌، كه‌ علاوه‌ بر منصب‌ شيخ‌الاسلامي‌، معمار مدرسه‌اي‌ بود كه‌ نذرمحمدخان‌ آن‌ را در 1045 بنا كرد؛ صالح‌ محمد، كه‌ در 1107 قائم‌مقام‌ قائل‌خان‌ در بلخ‌ بود ( د.اسلام‌ ، همانجا؛ آريانا ، ذيل‌ «پارسا»).منابع‌: آريانا دائرة‌المعارف‌ ، كابل‌ 1328ـ 1348 ش‌؛ علي‌بن‌محمد تركة‌اصفهاني‌، چهارده‌ رسالة‌ فارسي‌ ، چاپ‌ علي‌ موسوي‌ بهبهاني‌ و ابراهيم‌ ديباجي‌، تهران‌ 1351 ش‌؛ عبدالرحمان‌بن‌احمد جامي‌، نفحات‌الانس‌ ، چاپ‌ محمود عابدي‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ علي‌بن‌حسين‌ فخرالدين‌ صفي‌، رشحات‌ عين‌الحيات‌ ، چاپ‌ علي‌اصغر معينيان‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ محمدعلي‌ مدرس‌ تبريزي‌، ريحانة‌الادب‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ محمدمعصوم‌بن‌ زين‌العابدين‌ معصوم‌ عليشاه‌، طرائق‌الحقائق‌ ، چاپ‌ محمدجعفر محجوب‌، تهران‌ 1339ـ 1345 ش‌؛EI 2 , s.v. "Pa ¦ rsa ¦ Ý iyya" (by R. D. McChesney); A. A. Semenova, Sobronie vostochnykh rukopise § â Akademii Nauk Uzbekistan SSR(مجموعة‌ نسخه‌هاي‌خطي‌ شرقي‌ فرهنگستان‌ علوم‌ ازبكستان‌ شوروي‌) vol.V Tashkent 1960.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمدعلي‌ خزانه‌دارلو

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده