بیوتات‌ سلطنتی‌
معرف
مانهايي‌ براي‌ ارائة‌ خدمات‌ گوناگون‌ به‌ دستگاهِ سلطنت‌
متن
بيوتات‌ سلطنتي‌ ، سازمانهايي‌ براي‌ ارائة‌ خدمات‌ گوناگون‌ به‌ دستگاهِ سلطنت‌. واژه‌هايي‌ چون‌ كارخانه‌ ، اسباب‌ و اثاثة‌ سلطنت‌ گاهي‌ معادل‌ با بيوتات‌ به‌ كار رفته‌ است‌. پسوند خانه‌ نيز كه‌ همراه‌ نام‌ بسياري‌ از سازمانها به‌ كار رفته‌، مانند توپخانه‌ و فراشخانه‌، نشانة‌ تعلق‌ آن‌ سازمان‌ به‌ بيوتات‌ است‌. افزون‌ بر اين‌، معادلهاي‌ بسيار ديگري‌ نيز مي‌توان‌ يافت‌ كه‌ به‌ جاي‌ بيوتات‌ يا پسوند خانه‌ به‌ كاررفته‌ است‌، مثل‌ خزانة‌ در خزانة‌ الفرش‌ به‌ جاي‌ فراشخانه‌، و خزانة‌ الشراب‌ به‌ جاي‌ شرابخانه‌ (مقريزي‌، ج‌1، ص‌408) و دار در دارالضرب‌ به‌ جاي‌ ضرابخانه‌ و حتي‌ واژة‌ مجلس‌ در «مجلس‌ البناء و المرمّة‌» به‌ جاي‌ بناخانه‌. *بيوتات‌ شامل‌ سازمانهاي‌ متنوعي‌، از قبيل‌ آبدارخانه‌، فراشخانه‌، خياطخانه‌ و جز آنها بود كه‌ كاملاً جنبة‌ خانگي‌ و خدماتي‌ داشتند؛ توپخانه‌، قورخانه‌ و اسلحه‌خانه‌ كه‌ جنبة‌ نظامي‌ داشتند. شَعربافخانه‌ كه‌ جنبة‌ توليدي‌ و صنعتي‌ داشت‌؛ طشتخانه‌ كه‌ اداره‌اي‌ براي‌ اجراي‌ مراسم‌ تشريفاتي‌ بود؛ همچنين‌ ضرابخانه‌ و خزانه‌ كه‌ با امورمالي‌ ارتباط‌ داشت‌ و بسياري‌ از سازمانهاي‌ ديگر كه‌ موظف‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ دستگاه‌ سلطنت‌ بودند. البته‌ بيوتات‌ به‌ اين‌ گستردگي‌ به‌ دوران‌ صفويه‌ (906ـ 1135) بازمي‌گردد ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌؛ ميرزا سميعا، ص‌28ـ 34؛ كمپفر، ص‌ 145ـ 155).نخستين‌ كاربرد اين‌ اصطلاح‌ در معناي‌ سازمان‌ اداري‌، چندان‌ روشن‌ نيست‌. در منابع‌ اسلامي‌ تركيب‌ «اهل‌ البيوتات‌» در گفتگو از دوران‌ ساسانيان‌ (226ـ651 ميلادي‌) به‌ كار رفته‌است‌ (بلاذري‌، ص‌ 284،549؛ طبري‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌858، 860، 866، 1046) كه‌ به‌ نظر مي‌رسد مراد از آن‌ دودمانهاي‌ قديمي‌ يا هفت‌ خاندان‌ بزرگ‌ حكومت‌ ساسانيان‌ باشد كه‌ رياست‌ ديوانها و به‌ عبارتي‌ اداره‌هاي‌ آن‌ زمان‌ را برعهده‌ داشتند (كريستن‌سن‌، ص‌ 130ـ131؛ نيز رجوع كنيد به سامي‌، ج‌ 2، ص‌ 46ـ47). عبارت‌ «بيوت‌ الاموال‌» نيز در منابع‌ به‌كار رفته‌ است‌ (بلاذري‌، ص‌ 414؛ طبري‌، سلسلة‌ دوم‌، ص‌ 873) كه‌ احتمالاً منظور بيت‌المال‌ بوده‌ است‌. شواهد كاربرد بيوتات‌ و اهل‌ بيوتات‌ به‌ معناي‌ خاندانهاي‌ بزرگ‌ و قديمي‌ در منابع‌ سده‌هاي‌ پنجم‌ و ششم‌ و هفتم‌ نيز وجود دارد (ابن‌اسفنديار، ج‌ 1، ص‌ 23؛ ميهني‌، ص‌ 119؛ بهاءالدين‌ بغدادي‌، ص‌ 122؛ ناصرالدين‌ منشي‌ كرماني‌، ص‌ 4). با اين‌ حال‌، در برخي‌ از منابع‌ سدة‌ هفتم‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ بيوتات‌ به‌ سازمانهاي‌ خدمتگزار سلطنت‌ نيز اطلاق‌ شده‌ باشد ( تاريخ‌ شاهي‌ قراختائيان‌ ، ص‌ 158، 185).نخستين‌ كاربرد بيوتات‌ به‌ معناي‌ سازمانهاي‌ خدماتي‌ دستگاه‌ سلطنت‌ را مي‌توان‌ در منابع‌ دورة‌ سلجوقيان‌ (429ـ 590) بويژه‌ سلجوقيان‌ دوم‌ (470ـ700) يافت‌ (ابن‌بي‌بي‌، ص‌ 10، 12، 71). در اواخر دورة‌ خوارزمشاهيان‌ (490ـ 628) نيز بيوتات‌ به‌ همين‌ مفهوم‌ به‌ كار رفته‌ است‌ (نسوي‌، ص‌ 254). اما در دورة‌ ايلخانان‌ مغول‌ (654ـ754) به‌ جاي‌ بيوتات‌، «كارخانه‌» به‌ كار رفته‌ است‌ (رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، ج‌2، ص‌ 1049، 1135، 1351، 1511؛ شمس‌ منشي‌، ج‌2، ص‌ 77، 83، 88) و ظاهراً گاهي‌ لفظ‌ «كارخانجات‌» به‌ بخشي‌ از بيوتات‌ گفته‌ مي‌شده‌ كه‌ جنبة‌ توليدي‌ داشته‌اند. شمس‌ منشي‌، كارخانه‌ را يكي‌ از ديوانها برشمرده‌ است‌ (ج‌2، ص‌ 77) و شايد به‌ همين‌ دليل‌ باشد كه‌ برخي‌ از نويسندگان‌ بيوتات‌ را يكي‌ از اداره‌ها و شعبه‌هاي‌ ديوان‌ سلطنت‌ دانسته‌اند و از سازمانهاي‌ بيوتات‌، مانند طشتخانه‌ و فراشخانه‌، به‌ عنوان‌ نهادي‌ همرديف‌ بيوتات‌ و نه‌ يكي‌ از سازمانهاي‌ تابع‌ آن‌ نام‌ برده‌اند (بياني‌، ص‌ 178). با وجود اين‌، نمي‌توان‌ سازمانهايي‌ چون‌ طشتخانه‌ و فراشخانه‌ را نهادهايي‌ همرديف‌ بيوتات‌ به‌ شمار آورد، بلكه‌ بايد آنها را شعبه‌هايي‌ از بيوتات‌ دانست‌. به‌ عقيدة‌ هوفمان‌، از دوران‌ مغول‌ «اردوبازار» براي‌ دربار سيّار مغولان‌ در حكم‌ بيوتات‌ بود، و تا دورة‌ تيموريان‌ و آق‌قوينلو و قراقوينلو نيز چنين‌ بود ( ايرانيكا ، ذيل‌ واژه‌).در دورة‌ تيموريان‌ (771ـ912) واژة‌ رايج‌ براي‌ اين‌ مفهوم‌ كارخانه‌ بود (تيمور گوركان‌، ص‌196، 200، 210، 216) و براي‌ نخستين‌بار با عنوان‌ «وزير كارخانه‌هاي‌ سلطنت‌» روبه‌رو مي‌شويم‌ كه‌ چهارمين‌ وزير دستگاه‌ سلطنت‌ تيموري‌ و ناظر بر دخل‌ و خرج‌، دستگاه‌ مالي‌، خزانه‌ و اصطبل‌ شاهي‌ بود (همان‌، ص‌ 304).به‌ گفتة‌ هوفمان‌، در عصر صفوي‌ «اردوبازار» اهميت‌ خود را از دست‌ داد و بيوتات‌ تأسيس‌ شد ( ايرانيكا ، همانجا). اما بر پاية‌ شواهد موجود اين‌ سخن‌ درست‌ به‌ نظر نمي‌رسد. وانگهي‌ «اردوبازار» بيشتر براي‌ ارائة‌ خدمات‌ به‌ لشكريان‌ بود. بيوتات‌ از دوران‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ (996ـ 1038) بسيار گسترش‌ يافت‌ و در اين‌ عصر شامل‌ سازمانهاي‌ متعددي‌ بود كه‌ شمار آنها را منابع‌ مختلف‌ به‌ تفاوت‌ 33 (نصيري‌، ص‌21؛ مينورسكي‌، ص‌ 123)، 50 (كمپفر، ص‌ 145) و 32 كارخانه‌ (شاردن‌، ج‌4، ص‌ 1420) ذكر كرده‌اند. شاردن‌ (همانجا) برآن‌ است‌ كه‌ در هريك‌ از اين‌ كارخانه‌ها به‌ طور متوسط‌ 150 كارگر كار مي‌كرد. به‌ گفتة‌ وي‌، مخارج‌ 32 كارخانة‌ شاه‌ از پنج‌ميليون‌ اِكو (000 ، 350 تومان‌) فراتر مي‌رفت‌ (همان‌، ج‌4، ص‌ 1421؛ ايرانيكا ، همانجا). مزد كارگران‌ متغير بود و معمولاً هرسه‌ سال‌ يك‌ بار مبلغي‌ بر حقوق‌ آنان‌ افزوده‌ مي‌شد (براي‌توضيحات‌ بيشتر رجوع كنيد به شاردن‌، ج‌ 4، ص‌ 1421ـ 1422؛ ايرانيكا ، همانجا). به‌ گفتة‌ هوفمان‌، كارگران‌ بيوتات‌ سلطنتي‌ پنج‌هزار تن‌ بودند ( ايرانيكا ، همانجا) كه‌ حقوق‌ خود را از طريق‌ حواله‌ (برات‌) دريافت‌ مي‌كردند (شاردن‌، ج‌3، ص‌ 1305).در اين‌ عصر، مناصب‌ متعددي‌ عهده‌دار امور بيوتات‌ بودند. ظاهراً بالاترين‌ منصب‌، نظارت‌ بيوتات‌ بوده‌ كه‌ صاحب‌ آن‌ لقب‌ عاليجاه‌ مقرّب‌ الخاقاني‌ داشته‌، و به‌ گفتة‌ نصيري‌ «شغل‌ او بسيار خطير» بوده‌ است‌. وي‌ معتمد و محرم‌ شاه‌ بود، هر روز روزنامچة‌ بيوتات‌ را در دولتخانه‌ بررسي‌ و مهر و به‌ گزارشهاي‌ مربوط‌ به‌ كارخانه‌ها رسيدگي‌ مي‌كرد، وبركار صاحب‌ جمعها ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌) در مالياتهاي‌ ديوان‌ نظارت‌ داشت‌ و پرداخت‌ مواجب‌ و استخدام‌ كاركنان‌ بيوتات‌ برعهدة‌ او بود (نصيري‌، ص‌20، 22، 24، 26؛ نيز رجوع كنيد بهميرزا سميعا، ص‌ 9ـ12).مقرّري‌ ناظر بيوتات‌ و ديگر درآمدهاي‌ وي‌، سالانه‌ شش‌هزار تومان‌ بود (نصيري‌، ص‌ 21). پس‌ از وي‌، وزارت‌ بيوتات‌ بالاترين‌ منصب‌ به‌ شمار مي‌رفت‌. وي‌ موظف‌ بود كه‌ روزنامچة‌ بيوتات‌ را هر روز بررسي‌ و امضا كند و سپس‌ براي‌ مهر شدن‌ به‌ ناظر بيوتات‌ تحويل‌ دهد. همچنين‌ رسيدگي‌ به‌ حساب‌ كلية‌ صاحب‌ جمعها و كاركنان‌ بيوتات‌ و مخارج‌ كارخانجات‌ پادشاه‌ را برعهده‌ داشت‌ (همان‌، ص‌65). او كلية‌ مخارجي‌ را كه‌ ناظر تأييد كرده‌ بود ثبت‌ و ضبط‌ مي‌كرد و بر قيمت‌ پاره‌اي‌ از اجناسي‌ كه‌ براي‌ دربار خريداري‌ مي‌شد نظارت‌ مي‌كرد (ميرزاسميعا، ص‌ 34ـ35). مقرّري‌ وي‌ شامل‌ هشتاد تومان‌ مواجب‌ و روزي‌ يك‌ قاب‌ جيره‌ به‌ قيمت‌ هزار دينار و سالي‌ 36 تومان‌ بود؛ علاوه‌ بر اين‌، مبالغ‌ ديگري‌ از اخراجات‌ بيوتات‌ به‌ وي‌ تعلق‌ مي‌يافت‌ (نصيري‌، همانجا).صاحب‌ منصب‌ مهم‌ ديگر، صاحب‌ جمع‌ بيوتات‌ بود. در دستگاه‌ سلطنتي‌ صفويان‌، هركدام‌ از بيوتات‌ صاحب‌ جمعي‌ خاص‌ خود داشت‌ كه‌ به‌ امورمالي‌ آن‌ كارخانه‌ رسيدگي‌ مي‌كرد و برخي‌ از دارندگان‌ اين‌ مناصب‌ لقب‌ مقرب‌الخاقاني‌ داشتند. صاحب‌ جمعها موظف‌ بودند كه‌ نيازهاي‌ ماليِ كارخانه‌ها را ـ كه‌ قبلاً مُشْرِفها برآورد كرده‌ بودند ـ نوشته‌ نزد ناظر بيوتات‌ برند. اين‌ نوشته‌ پس‌ از بررسي‌ و توضيحات‌ وزير بيوتات‌ به‌ امضاي‌ وزير ديوان‌ اعلي‌ مي‌رسيد و صاحب‌ جمع‌ براساس‌ همين‌ سند، قبض‌ مي‌نوشت‌ و تنخواه‌ دريافت‌ مي‌كرد (ميرزا سميعا، ص‌28ـ34). در اين‌ زمان‌ دفترمالي‌ از سه‌ بخش‌ تشكيل‌ مي‌شد و يكي‌ از اين‌ بخشها به‌ بيوتات‌ مربوط‌ مي‌شد (بوسه‌، ص‌ 139). مشرف‌ بيوتات‌ نيز موظف‌ بود كه‌ هر روز روزنامچه‌ و اسناد كارخانجات‌ پادشاه‌ را ثبت‌ كند و اسناد لازم‌ را از صاحب‌جمعها و محصلان‌ مالياتي‌ بخواهد و مراقب‌ باشد تا اسناد را مسئولان‌ اصلي‌ امضا كنند (ميرزاسميعا، ص‌ 35).در دوران‌ نادر (1148ـ1160) نيز گاه‌ از بيوتات‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌ (مروي‌، ج‌1، ص‌ 112) اما ظاهراً بيشتر لفظِ كارخانه‌ رايج‌ بوده‌ (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 407، ج‌ 2، ص‌ 457، 739، 866) و بيوتات‌ به‌ گستردگي‌ دوران‌ قبل‌ نبوده‌ است‌، زيرا نادر برخي‌ مناصب‌ را حذف‌ كرد (همان‌، ج‌2، ص‌457). در دورة‌ زنديه‌ (1163ـ 1209) نيز لفظ‌ كارخانه‌ كاربرد بيشتري‌ داشته‌ است‌ (نامي‌ اصفهاني‌، ص‌11، 156؛ گلستانه‌، ص‌16، 21، 33، 38ـ 41، 54).در دورة‌ قاجار (1209ـ1344) سازماني‌ با عنوان‌ وزارت‌ بيوتات‌ وجود داشت‌، و جالب‌ آنكه‌ اين‌ وزارت‌ جزو وزارتخانه‌ها و اداره‌هاي‌ دولتي‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ نه‌ دستگاه‌ سلطنتي‌ (سپهر، ص‌ 45) و برخي‌ سازمانها كه‌ سابقاً جزو بيوتات‌ بودند، جداگانه‌ در فهرستِ اداره‌هاي‌ خاصة‌ سلطنتي‌ ذكر شده‌اند (همان‌، ص‌44ـ 45). باوجود اين‌، مستوفي‌ (ج‌ 1، ص‌ 380ـ421) بسياري‌ از اين‌ سازمانها را ذيل‌ بيوتات‌ نام‌ برده‌ و شرح‌ داده‌ است‌. به‌ گفتة‌ او در اصطلاح‌ درباري‌ قديم‌، اداره‌هاي‌ امور شخصي‌ شاه‌ را كه‌ بيشتر به‌ لفظ‌ خانه‌ ختم‌ مي‌شد، بيوتات‌ مي‌ناميدند، اگرچه‌ كار بعضي‌ از اين‌ بيوتات‌ دولتي‌ و برخي‌ نيمه‌دولتي‌ و نيمه‌شخصي‌ بود (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 380). به‌ گفتة‌ وي‌ مركز تمام‌ بيوتات‌ «خلوت‌» شاه‌ بود و رؤسا و كاركنان‌ بيوتات‌ و پيشخدمتها و فراش‌ خلوتها هم‌ جزو آن‌ به‌ شمار مي‌رفتند و وزير دربار (وزير حضور) در اين‌ زمان‌ تا حدودي‌ رئيس‌ كل‌ بيوتات‌ سلطنتي‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ (مستوفي‌، ج‌1، ص‌389ـ390) و عملاً رياست‌ كاركنان‌ «خلوت‌» شاه‌ را برعهده‌ داشت‌.شواهد كاربرد بيوتات‌ در مصر و شام‌ و هند، همچون‌ فراشخاناة‌ و تشتخاناة‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ تأسيس‌ اين‌ نهادها متأثر از ايران‌ بوده‌ است‌. جالب‌ آنكه‌ ابن‌مماتي‌ (قرن‌ ششم‌ و هفتم‌) بيوت‌ را همان‌ حوايجخانه‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 354). اصطلاحاتي‌ چون‌ شرابخاناة‌، فراشخاناة‌ و تشتخاناة‌ در مصر وشام‌ سدة‌ هشتم‌ به‌ كار مي‌رفته‌ و از اُستادار به‌ عنوان‌ رئيس‌ اين‌ سازمانها ياد شده‌ است‌ (عمري‌، ص‌ 134ـ 135). ابن‌شاهين‌ نيز به‌ شرح‌ بيوتات‌ پرداخته‌ و از شرابخانه‌، تشتخانه‌ و فراشخانه‌ به‌ عنوان‌ سازمانهايي‌ مستقل‌ نام‌ برده‌ است‌ (ص‌ 124). به‌ نظر مي‌رسد كه‌ منصب‌ «نظر البيوت‌ والحاشية‌» (ابن‌كنّان‌، ص‌ 175) همان‌ «ناظرالبيوت‌ والحاشية‌» باشد كه‌ قلقشندي‌ به‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌ است‌ (قلقشندي‌، فهرست‌، ص‌ 434). به‌ گفتة‌ بقلي‌ (ص‌342)، اين‌ منصب‌ از وظايف‌ ديواني‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ و ادارة‌ بيوتاتِ سلطان‌ را، از آشپزخانه‌ و شرابخانه‌ و غلامان‌، برعهده‌ داشت‌. شواهدي‌ هم‌ از كاربرد بيوتات‌ در شام‌ سده‌هاي‌ يازدهم‌ و دوازدهم‌ در دست‌ است‌ (ابن‌كنّان‌، ص‌ 121) و متصدي‌ آن‌ استادار ناميده‌ شده‌ است‌ (همان‌، ص‌ 120، پانويس‌ 1).در هند دورة‌ گوركانيان‌ (932ـ1274) نيز واژة‌ بيوتات‌ (خواندمير، ص‌ 49، 79) و گاه‌ لفظ‌ كارخانه‌ به‌ همين‌ معنا به‌كار رفته‌ است‌ (برني‌، ص‌ 135؛ بختاورخان‌، ج‌ 1، ص‌ 83، 142). گاهي‌ هم‌ از سازماني‌ باعنوان‌ ديوان‌ بيوتات‌ ياد شده‌ است‌ (بختاورخان‌، ج‌1، ص‌ 123، 142، 146). در فرهنگنامه‌هاي‌ اردو، واژة‌ بيوتات‌ به‌ معناي‌ دربار به‌ كار رفته‌ است‌ (رضوي‌؛ دهلوي‌، ذيل‌ «بيوتات‌»).منابع‌: ابن‌اسفنديار، تاريخ‌ طبرستان‌ ، چاپ‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ ] تاريخ‌ مقدمه‌ 1320 ش‌ [ ؛ ابن‌بي‌بي‌، اخبار سلاجقة‌ روم‌ ، چاپ‌ محمدجواد مشكور، تهران‌ 1350ش‌؛ ابن‌شاهين‌، كتاب‌ زبدة‌ كشف‌ الممالك‌ ، چاپ‌ فؤاد سزگين‌، در الجغرافيا الاسلامية‌ ، ج‌79، فرانكفورت‌ 1413/1993؛ ابن‌كنّان‌، حدائق‌ الياسمين‌ في‌ ذكر قوانين‌ الخلفاء و السلاطين‌ ، چاپ‌ عباس‌ صبّاغ‌، بيروت‌ 1412/1991؛ ابن‌مماتي‌، كتاب‌ قوانين‌ الدّواوين‌ ، چاپ‌ عزيز سوريال‌ عطية‌، قاهره‌ 1411/1991؛ محمد بختاورخان‌، مرآة‌ العالم‌: تاريخ‌ اورنگ‌زيب‌ ، چاپ‌ ساجده‌ س‌. علوي‌، لاهور 1979؛ ضياءالدين‌ برني‌، فتاواي‌ جهانداري‌ ، چاپ‌ افسر سليم‌خان‌، لاهور 1972؛ محمد قنديل‌ بقلي‌، التعريف‌ بمصطلحات‌ صبح‌ الاعشي‌ ، مصر 1984؛ احمدبن‌ يحيي‌ بلاذري‌، فتوح‌البلدان‌ ، چاپ‌ عبدالله‌ انيس‌ طبّاع‌ و عمر انيس‌ طبّاع‌، بيروت‌ 1407/1987؛ هريبرت‌ بوسه‌، پژوهشي‌ در تشكيلات‌ ديوان‌ اسلامي‌: بر مبناي‌ اسناد دوران‌ آق‌قوينلو و قراقوينلو و صفوي‌ ، ترجمة‌ غلامرضا ورهرام‌، تهران‌ 1367ش‌؛ محمدبن‌ مؤيد بهاءالدين‌ بغدادي‌، التوسل‌ الي‌ الترسل‌ ، چاپ‌ احمد بهمنيار، تهران‌ 1315ش‌؛ شيرين‌ بياني‌، تاريخ‌ آل‌جلاير ، تهران‌ 1345ش‌؛ تاريخ‌ شاهي‌ قراختائيان‌ ، از مؤلفي‌ ناشناخته‌ در قرن‌ هفتم‌، چاپ‌ محمدابراهيم‌ باستاني‌ پاريزي‌، تهران‌ 1355ش‌؛ تيمور گوركان‌، تزوكات‌ تيموري‌ ، تحرير ابوطالب‌ حسيني‌ تربتي‌ بفارسي‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1342ش‌؛ غياث‌الدين‌بن‌ همام‌الدين‌ خواندمير، قانون‌ همايوني‌ ( همايون‌نامه‌ )، چاپ‌ محمدهدايت‌ حسين‌، كلكته‌ 1359/1940؛ احمد دهلوي‌، فرهنگ‌ آصفيّه‌ ، لاهور 1986؛ رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، جامع‌ التواريخ‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌ و مصطفي‌ موسوي‌، تهران‌ 1373ش‌؛ تصدّق‌ حسين‌ رضوي‌، لغات‌ كشوري‌ اردو ، كراچي‌ 1989؛ علي‌ سامي‌، تمدن‌ ساساني‌ ، شيراز 1342ـ1344ش‌؛ عبدالحسين‌بن‌ هدايت‌الله‌ سپهر، مرآت‌ الوقايع‌ مظفري‌ ؛ و، يادداشتهاي‌ ملك‌ المورخين‌ ، چاپ‌ عبدالحسين‌ نوايي‌، تهران‌ 1368ش‌؛ ژان‌ شاردن‌، سفرنامة‌ شاردن‌ ، ترجمة‌ اقبال‌ يغمايي‌، تهران‌ 1372ـ 1375 ش‌؛ محمدبن‌ هندوشاه‌ شمس‌ منشي‌، دستور الكاتب‌ في‌ تعيين‌ المراتب‌ ، چاپ‌ عبدالكريم‌ علي‌اوغلي‌ علي‌زاده‌، مسكو 1964ـ1976؛ محمدبن‌ جرير طبري‌، تاريخ‌الرسل‌ و الملوك‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1879ـ1901؛ احمدبن‌ يحيي‌ عمري‌، التعريف‌ بالمصطلح‌ الشريف‌ ، چاپ‌ محمدحسين‌ شمس‌الدين‌، بيروت‌ 1408/1988؛ احمدبن‌ علي‌ قلقشندي‌، صبح‌الاعشي‌ ، قاهره‌ ] تاريخ‌ مقدمه‌ 1383ـ1390/ 1963ـ1970 [ ؛ آرتور امانوئل‌ كريستن‌سن‌، ايران‌ در زمان‌ ساسانيان‌ ، ترجمة‌ رشيدياسمي‌، تهران‌ 1351ش‌؛ انگلبرت‌ كمپفر، سفرنامة‌ كمپفر ، ترجمة‌ كيكاووس‌ جهانداري‌، تهران‌ 1360ش‌؛ ابوالحسن‌بن‌ محمدامين‌ گلستانه‌، مجمل‌التواريخ‌ ، چاپ‌ مدرس‌ رضوي‌، تهران‌ 1356ش‌؛ محمدكاظم‌ مروي‌، عالم‌آراي‌ نادري‌ ، چاپ‌ محمدامين‌ رياحي‌، تهران‌ 1364ش‌؛ عبدالله‌ مستوفي‌، شرح‌ زندگاني‌ من‌، يا، تاريخ‌ اجتماعي‌ و اداري‌ دورة‌ قاجاريّه‌ ، تهران‌ 1360ش‌؛ احمدبن‌ علي‌ مقريزي‌، كتاب‌ المواعظ‌ و الاعتبار بذكر الخطط‌ و الا´ثار، المعروف‌ بالخطط‌ المقريزيّه‌ ، بولاق‌ 1270، چاپ‌ افست‌ قاهره‌ ] بي‌تا. [ ؛ ميرزا سميعا، تذكرة‌ الملوك‌ ، چاپ‌ محمد دبيرسياقي‌، تهران‌ 1368ش‌؛ ولاديمير فدروويچ‌ مينورسكي‌، سازمان‌ اداري‌ حكومت‌ صفوي‌، يا، تحقيقات‌ وحواشي‌ تعليقات‌ استاد مينورسكي‌ بر تذكرة‌ الملوك‌ ، ترجمة‌ مسعود رجب‌نيا، تهران‌ 1368ش‌؛ محمدبن‌ عبدالخالق‌ ميهني‌، دستور دبيري‌: متني‌ از قرن‌ ششم‌ هجري‌ ، چاپ‌ علي‌ رضوي‌ بهابادي‌، يزد 1375ش‌؛ ناصرالدين‌ منشي‌ كرماني‌، سمط‌ العلي‌' للحضرة‌ العليا ، چاپ‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1328ش‌؛ محمدصادق‌ نامي‌ اصفهاني‌، تاريخ‌ گيتي‌گشا ، چاپ‌ سعيد نفيسي‌، تهران‌ 1366ش‌؛ محمدبن‌احمد نسوي‌، سيرة‌ جلال‌الدين‌، يا، تاريخ‌ جلالي‌ ، ترجمة‌ محمدعلي‌ ناصح‌، تهران‌ ] تاريخ‌ مقدمه‌ 1324ش‌ [ ؛ علي‌نقي‌ نصيري‌، القاب‌ و مواجب‌ دورة‌ سلاطين‌ صفويه‌ ، چاپ‌ يوسف‌ رحيم‌لو، مشهد 1372ش‌؛Encyclopaedia Iranica , s.v. "Boyu ¦ta ¦t-e Salt ¤anatl ¦" (by Birgitt Hoffmann).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ناديا برگ‌نيسي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده