بیلونی‌
معرف
ودبن‌ محمد، ابوالثَّناء ، محدّث‌، فقيه‌ واديب‌ شافعيِ حلب‌ در قرن‌ دهم‌ و يازدهم‌
متن
بيلوني‌ ، محمودبن‌ محمد، ابوالثَّناء ، محدّث‌، فقيه‌ واديب‌ شافعيِ حلب‌ در قرن‌ دهم‌ و يازدهم‌. در 933، در حلب‌ متولد شد. در كودكي‌ پدر خود را از دست‌ داد و عمويش‌ سرپرستي‌ او را به‌ عهده‌ گرفت‌ (طبّاخ‌، ج‌ 6، ص‌ 156؛ محبّي‌، ج‌ 4، ص‌ 320). بيلوني‌ مدت‌ زيادي‌ نزد طبّاخ‌ تحصيل‌ كرد و ادبيات‌ و فقه‌ و اصول‌ و رياضيات‌ و تجويد قرآن‌ را فراگرفت‌ و از وي‌ اجازة‌ روايت‌ كتب‌ حديث‌ و نيز تأليفات‌ و اشعارش‌ را دريافت‌ داشت‌ (طبّاخ‌، ج‌ 6، ص‌ 156ـ157). بيلوني‌ از كودكي‌ به‌ حفظ‌ قرآن‌ همت‌ گماشت‌ و علم‌ قراآت‌ را فراگرفت‌. در حديث‌ از شاگردان‌ شيخ‌ احمد طويل‌ حلبي‌، معروف‌ به‌ ابن‌الطويل‌، محدث‌ و صوفي‌ شافعي‌، بود و از وي‌ اجازه‌ دريافت‌ كرد (همان‌، ج‌ 6، ص‌ 157؛ محبي‌، همانجا). در 957، با نامه‌ از علماي‌ دمشق‌ و قاهره‌، درخواست‌ اجازه‌ كرد كه‌ در پاسخ‌ وي‌، علاءبن‌ عمادّالدين‌ دمشقي‌، كمال‌ محمدبن‌ ابوالوفا معروف‌ به‌ ابن‌موقع‌، شيخ‌ ناصرالدّين‌ طبلاوي‌ و چند تن‌ ديگر به‌ او اجازه‌ دادند (طبّاخ‌، همانجا). همچنين‌ در 963، در دمشق‌ از محمدبن‌ بلبان‌ اجازه‌ دريافت‌ كرد. در 964 به‌ قصد حج‌ به‌ حجاز رفت‌ و عالم‌ بزرگ‌ حجاز، احمدبن‌ حجر هيتمي‌، به‌ او اجازة‌ فتوا و تدريس‌ داد (محبي‌، همانجا؛ طبّاخ‌، ج‌ 6، ص‌ 162). سپس‌ به‌ حلب‌ بازگشت‌ و در آنجا از استادش‌، رضي‌الدين‌ ابن‌حنبلي‌، لغت‌شناس و شاعر و فقيه‌ حنفي‌، اكرام‌ و احترام‌ ديد و در زمان‌ حيات‌ همين‌ استاد به‌ تدريس‌ پرداخت‌. نخست‌ در جامع‌ حلب‌ متولّي‌ آموزش‌ قرآن‌ و سپس‌ مدرس‌ مدرسة‌ شدّاديّه‌ شد و پس‌ از درگذشت‌ عمويش‌ امام‌ مسجد حجازيّه‌ گرديد (طبّاخ‌، ج‌ 6، ص‌ 158). وي‌ در دوران‌ تدريس‌، شاگردان‌ بسياري‌ پرورش‌ داد؛ از جملة‌ آنان‌ نجم‌الدّين‌ غزّي‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ خود (ج‌ 3، ص‌ 42) از استادش‌ بيلوني‌ به‌ وفور علم‌ و زهد و تقواي‌ بسيار ياد كرده‌ و او را حافظ‌ قرآن‌ و در ادبيات‌، منطق‌، هيئت‌ و فقه‌ و اصول‌ و معارف‌ صوفيّه‌ بي‌نظير خوانده‌ است‌. بيلوني‌ پس‌ از مدتي‌ از تدريس‌ كناره‌ گرفت‌، عزلت‌ اختيار كرد و به‌ تهذيب‌ نفس‌ پرداخت‌. در اين‌ مدت‌، جز بضرورت‌ از خانه‌ خارج‌ نمي‌شد، ازينرو مقبوليت‌ بيشتري‌ نزد مردم‌ يافت‌ و به‌ صلاح‌ و پارسايي‌ موصوف‌ شد. وي‌ در اواخر عمر، به‌ ضعف‌ چشم‌ و گوش‌ مبتلا شد و از آن‌ پس‌ تنها به‌ تلاوت‌ قرآن‌ مي‌پرداخت‌ (محبي‌، ج‌ 4، ص‌ 321؛ طبّاخ‌، ج‌ 6، ص‌ 162). در 1007، به‌ قصد حج‌ به‌ دمشق‌ رفت‌ و مدتي‌ در آنجا بود، سپس‌ راهي‌ مصر شد و در همان‌ سال‌ در مصر درگذشت‌ (محبي‌، همانجا). از بيلوني‌ اثري‌ باقي‌ نمانده‌، اما نمونه‌هايي‌ از احاديث‌ مسلسل‌ و اشعار او در منابع‌ آمده‌ است‌ (طباخ‌، ج‌ 6، ص‌ 159ـ161؛ محبي‌، ج‌ 4، ص‌ 321ـ 322).منابع‌: محمد راغب‌ طباخ‌، اعلام‌النّبلاء بتاريخ‌ حلب‌ الشّهباء ، چاپ‌ محمد كمال‌، حلب‌ 1408ـ1409/1988ـ1989؛ محمدبن‌ محمد غزّي‌، الكواكب‌ السائرة‌ باعيان‌ المئة‌ العاشرة‌ ، چاپ‌ جبرائيل‌ سليمان‌ جبور، بيروت‌ 1979؛ محمدامين‌بن‌فضل‌الله‌ محبي‌، خلاصة‌ الاثر في‌ اعيان‌ القرن‌ الحادي‌ عشر ، بيروت‌ ] بي‌تا. [ .
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عبدالله‌ كياني‌ فريد

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده