بیگدلی‌ علیقلی‌خان‌
معرف
اميران‌ قزلباش‌ و از سرداران‌ شاه‌ اسماعيل‌ دوم‌ (حك : 984ـ985) و والي‌ هرات‌
متن
بيگدلي‌، عليقلي‌خان‌ ، از اميران‌ قزلباش‌ و از سرداران‌ شاه‌ اسماعيل‌ دوم‌ (حك : 984ـ985) و والي‌ هرات‌. پدرش‌ حسين‌خان‌ شاملو، نوادة‌ دورميش‌خان‌ بيگدلي‌ * از اميران‌ دربار صفوي‌ (منشي‌ قمي‌، ج‌ 2، ص‌ 704؛ اسكندرمنشي‌، ج‌ 1، ص‌ 254)، و مادرش‌ خاني‌خانم‌، داية‌ فرزند محمد خدابنده‌، حمزه‌ ميرزا و سپس‌ برادرش‌ عباس‌ميرزا (شاه‌ عباس‌ اول‌) بود (منجم‌ يزدي‌، ص‌ 20؛ واله‌ اصفهاني‌، ص‌ 573). شاه‌اسماعيل‌ دوم‌، در 985 عليقلي‌خان‌ را به‌ حكومت‌ هرات‌ گمارد و خواهر خود، زينب‌بيگم‌، را به‌ عقد وي‌ درآورد (اسكندرمنشي‌، ج‌ 1، ص‌ 212؛ حسيني‌ استرآبادي‌، ص‌ 56). بعد از مرگ‌ شاه‌ طهماسب‌، عليقلي‌خان‌ دستور داشت‌ كه‌ با چندتن‌ از بزرگان‌ قزلباش‌، جسد وي‌ را از قزوين‌ به‌ مشهد انتقال‌ دهد و در حرم‌ امام‌ رضا عليه‌السلام‌ به‌ خاك‌ بسپارد و سپس‌ عباس‌ ميرزا را در هرات‌ به‌ قتل‌ رساند (اسكندرمنشي‌، ج‌ 1، ص‌ 217، منجم‌ يزدي‌، ص‌ 37، واله‌ اصفهاني‌، ص‌ 555). عليقلي‌خان‌ پس‌ از دفن‌ شاه‌ طهماسب‌ به‌ هرات‌ رفت‌، اما چون‌ به‌ اجراي‌ مأموريت‌ خويش‌ تمايلي‌ نداشت‌، با قدري‌ تأخير، در 26 رمضان‌ 985 به‌ آنجا رسيد و به‌ بهانة‌ آنكه‌ بيست‌وهفتم‌ رمضان‌، شب‌ قدر (به‌ نظر گروهي‌ از اهل‌ سنت‌) است‌، مأموريت‌ خود را به‌ پس‌ از عيدفطر موكول‌ كرد (واله‌ اصفهاني‌، ص‌ 573 ـ574). در دوم‌ شوال‌، پيش‌ از اجراي‌ حكم‌، خبرمرگ‌ شاه‌ اسماعيل‌ به‌ هرات‌ رسيد. عليقلي‌خان‌، كه‌ در انديشة‌ استوار ساختن‌ حكومتش‌ بر هرات‌ و احتمالاً به‌ سلطنت‌ رساندن‌ عباس‌ ميرزا بود، در مجلسي‌ با حضور همة‌ اميران‌ خراسان‌ للگي‌ او را برعهده‌ گرفت‌ (اسكندرمنشي‌، ج‌ 1، ص‌ 244). پس‌ از به‌ سلطنت‌ رسيدن‌ سلطان‌ محمد خدابنده‌ (حك : 985ـ996) مهدعليا، همسر وي‌ و مادر عباس‌ ميرزا، آقانظر را كه‌ از افراد مورد اعتمادش‌ بود، به‌ هرات‌ فرستاد تا عباس‌ ميرزا را به‌ دارالسلطنة‌ قزوين‌ بياورد. اما عليقلي‌خان‌ به‌ بهانة‌ اهميتِ حضور شاهزاده‌ در هرات‌ براي‌ جلوگيري‌ از حملات‌ ازْبكان‌، از فرستادن‌ او خودداري‌ كرد (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 244ـ245؛ واله‌ اصفهاني‌، ص‌ 577 ـ 578). سفر ابراهيم‌ بيگ‌، دومين‌ نمايندة‌ مهدعليا در هرات‌، نيز بي‌نتيجه‌ ماند (منجم‌ يزدي‌، ص‌ 43ـ45). سرانجام‌ مهدعليا، سلطان‌ حسين‌خان‌ شاملو، پدر عليقلي‌خان‌، را براي‌ عزل‌ او از حكومت‌ و آوردن‌ عباس‌ ميرزا، به‌ هرات‌ فرستاد (اسكندر منشي‌، ج‌ 1، ص‌ 254؛ واله‌ اصفهاني‌، ص‌ 580ـ581). سلطان‌ حسين‌خان‌ نيز در هرات‌ كاري‌ از پيش‌ نبرد و ناگزير به‌ سبزوار رفت‌. بارديگر، عليقلي‌خان‌ و ديگر اميران‌ خراسان‌ با يكديگر متحد و در برابر اقدامات‌ احتمالي‌ دربار آماده‌ شدند (همان‌، ص‌ 582 ـ583). باكشته‌ شدن‌ مهدعليا در 987، سلطان‌ محمد خدابنده‌ رسماً نگهداري‌ عباس‌ ميرزا را به‌ عليقلي‌خان‌ سپرد (اسكندرمنشي‌، ج‌ 1، ص‌ 251). از سوي‌ ديگر نفوذ تركمانان‌ و تكلوها در دربار صفوي‌ موجب‌ افزايش‌ اختلاف‌ ميان‌ آنان‌ و قزلباشان‌ شاملو و اِستاجلوي‌ خراسان‌ شده‌ بود. در همان‌ سال‌، عليقلي‌خان‌ به‌ همراه‌ متحدش‌، مرشد قلي‌استاجلو حاكم‌ باخَرز و خواف‌، به‌ مشهد كه‌ مرتضي‌ قلي‌خان‌ تركمان‌ حاكم‌ آنجا بود، حمله‌ كرد و نيشابور را گرفت‌. در اين‌ جنگ‌، ولي‌خليفة‌ شاملو، از بزرگان‌ طايفة‌ شاملو، كشته‌ شد. در پي‌ آن‌، قزلباشاني‌ كه‌ در تبريز بودند به‌ خونخواهي‌ ولي‌خليفه‌، پدر و مادر و دايي‌ عليقلي‌خان‌ را كشتند (منشي‌ قمي‌، ج‌ 2، ص‌ 708). عليقلي‌خان‌ پس‌ از آگاهي‌ از مرگ‌ خويشانش‌، به‌ مخالفت‌ با دربار برخاست‌ و در 989 با خواندن‌ خطبه‌ و ضرب‌ سكه‌ به‌ نام‌ عباس‌ميرزا، سلطنت‌ او را اعلام‌ كرد (اسكندر منشي‌، ج‌ 1، ص‌ 278؛ منشي‌ قمي‌، ج‌ 2، ص‌ 711ـ712). به‌رغم‌ خطر حملات‌ عثمانيها در غرب‌، ميرزا سلمان‌، وزير سلطان‌ محمد خدابنده‌، همراه‌ با شاه‌ و وليعهد او، حمزه‌ميرزا، به‌ هرات‌ لشكر كشيد (اسكندر منشي‌، ج‌ 1، ص‌ 280ـ281). عليقلي‌خان‌ كه‌ توان‌ رويارويي‌ نداشت‌، به‌ قلعة‌ هرات‌ رفت‌ و سپاه‌ شاهي‌ آنجا را محاصره‌ كرد. در طول‌ شش‌ماه‌ محاصرة‌ هرات‌ (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 282) ميرزا سلمان‌، كه‌ به‌ سركوب‌ عليقلي‌خان‌ اصرار داشت‌، به‌ قتل‌ رسيد و با پيشنهاد و ميانجيگري‌ بزرگان‌ دربار، گفتگوي‌ صلح‌ آغاز شد (همان‌، ج‌ 1، 288، 290). عليقلي‌خان‌، بااعلام‌ وفاداري‌ به‌ سلطان‌ محمد خدابنده‌ و وليعهد او، حمزه‌ميرزا، از شاه‌ عفو خواست‌. شاه‌ نيز به‌ او لقب‌ فرزندي‌ داد و پسرش‌ ولي‌خان‌ ميرزا را به‌ جرگة‌ ملازمان‌ خويش‌ درآورد و هنگام‌ بازگشت‌ از هرات‌، مرتضي‌ قلي‌خان‌ تركمان‌، رقيب‌ ديرينة‌ عليقلي‌خان‌، را نيز از حكومت‌ مشهد بركنار كرد (همان‌، ج‌1، ص‌290؛ واله‌ اصفهاني‌، ص‌ 676). آرامش‌ خراسان‌ ديري‌ نپاييد؛ اندكي‌ بعد مرشدقلي‌ استاجلو مشهد را گرفت‌ و براي‌ ابراز وفاداري‌ به‌ عليقلي‌خان‌ پيشنهاد داد تا تمامي‌ خراسان‌ را تصرف‌ كنند. مخالفت‌ سرداران‌ شاملو با اين‌ پيشنهاد و تحريك‌ عليقلي‌خان‌ به‌ سركوب‌ مرشد قلي‌، بر اختلافات‌ آن‌ دو افزود. سرانجام‌، در 994 در جنگي‌ نزديك‌ ترشيز، عليقلي‌خان‌ شكست‌ خورد و ـ در حالي‌ كه‌ عباس‌ ميرزا نيز به‌ اسارت‌ مرشدقلي‌ درآمده‌ بود ـ به‌ هرات‌ بازگشت‌ (اسكندرمنشي‌، ج‌1، ص‌302ـ305؛ منشي‌ قمي‌، ج‌2، ص‌793ـ 796). از اين‌پس‌ تا 996، كه‌ مرشد قلي‌خان‌ عباس‌ ميرزا را به‌ قزوين‌ برد و سلطنت‌ او را با عنوان‌ شاه‌عباس‌ اعلام‌ كرد، عليقلي‌خان‌ در حوادث‌ سياسي‌ نقشي‌ نداشت‌. در اين‌ سال‌، او به‌ انتقام‌ شكست‌ از مرشد قلي‌خان‌، عبدالله‌خان‌ ازبك‌ را به‌ گرفتن‌ هرات‌ تشويق‌ كرد، اما بزودي‌ پشيمان‌ شد (اسكندرمنشي‌، ج‌ 1، ص‌ 363). عبدالله‌خان‌ به‌ هرات‌ لشكر كشيد و شهر را محاصره‌ كرد. عليقلي‌خان‌، به‌رغم‌ قحطي‌ شديد و شيوع‌ بيماريهاي‌ واگيردار، يازده‌ماه‌ پايداري‌ كرد. درخواست‌ كمك‌ او از دربار شاه‌عباس‌ صفوي‌ نيز با كارشكنيهاي‌ آشكار مرشد قلي‌، كه‌ وكيل‌ شاه‌ عباس‌ (نوائي‌، ج‌ 3، ص‌ 362ـ364) شده‌ بود، به‌ جايي‌ نرسيد. با سقوط‌ شهر در 997، ازبكها به‌ قتل‌عام‌ پرداختند و عليقلي‌خان‌ نيز كشته‌ شد (همان‌، ج‌ 3، ص‌ 387ـ388). شاه‌عباس‌، اندوهگين‌ از خبر مرگ‌ لله‌اش‌ عليقلي‌خان‌ و سقوط‌ هرات‌، به‌ سوي‌ خراسان‌ رفت‌، و در شاهرود به‌ دستور او، مرشد قلي‌خان‌ كشته‌ شد (همان‌، ج‌ 3، ص‌ 400ـ401).منابع‌: اسكندرمنشي‌، تاريخ‌ عالم‌آراي‌ عباسي‌ ، تهران‌ 1350 ش‌؛ حسن‌بن‌مرتضي‌ حسيني‌ استرآبادي‌، تاريخ‌ سلطاني‌: از شيخ‌ صفي‌ تا شاه‌ صفي‌ ، چاپ‌ احسان‌ اشراقي‌، تهران‌ 1364 ش‌؛ جلال‌الدين‌ محمد منجم‌ يزدي‌، تاريخ‌ عباسي‌، يا، روزنامه‌ ملاّ جلال‌ ، چاپ‌ سيف‌الله‌ وحيدنيا، تهران‌ 1366 ش‌؛ احمدبن‌حسين‌ منشي‌ قمي‌، خلاصة‌التواريخ‌، چاپ‌ احسان‌ اشراقي‌، تهران‌ 1359ـ1363 ش‌؛ عبدالحسين‌ نوائي‌، شاه‌ عباس‌: مجموعة‌ اسناد و مكاتبات‌ تاريخي‌ همراه‌ با يادداشتهاي‌ تفصيلي‌ ، تهران‌ 1366 ش‌؛ محمديوسف‌ واله‌ اصفهاني‌، خلدبرين‌: ايران‌ در روزگار صفويان‌ ، چاپ‌ ميرهاشم‌ محدث‌، تهران‌ 1372 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهين‌ فهيمي

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده