بیگدلی‌
معرف
لة‌ بزرگ‌ و قديمي‌ ترك‌ از قبايل‌ بيست‌ودوگانة‌ غُز
متن
بيگدلي‌ ، قبيلة‌ بزرگ‌ و قديمي‌ ترك‌ از قبايل‌ بيست‌ودوگانة‌ غُز. نام‌ اين‌ قبيله‌ در ديوان‌ لغات‌الترك‌ به‌ صورت‌ بَكتِلي‌ نوشته‌ شده‌ است‌. به‌ صورتهاي‌ بيكدلي‌ و بگدلي‌ و بويوك‌ ديل‌لي‌ (قائم‌مقام‌، ص‌ 444) نيز ضبط‌ شده‌ است‌ كه‌ طبق‌ نسب‌نامه‌هاي‌ افسانه‌اي‌ تركان‌، از نسل‌ يولدوزخان‌ پسر سوم‌ اُغُوزخان‌ هستند (رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، ج‌ 1، ص‌ 25، 41؛ حمدالله‌ مستوفي‌، ص‌ 566). كاشغري‌ معنايي‌ براي‌ اين‌ نام‌ ذكر نكرده‌ است‌ اما خواجه‌ رشيدالدين‌ (ج‌ 1، ص‌ 41) آورده‌ است‌ كه‌ بيگدلي‌ يعني‌ كسي‌ كه‌ همانند بزرگان‌ عزيز باشد. اين‌ قبيله‌ با شعار و علامت‌ خاص‌ خود، از ساير قبايل‌ ترك‌ متمايز بود (كاشغري‌، ص‌ 171). تاريخ‌ ورود اين‌ قبيله‌ به‌ ايران‌ نامعلوم‌ است‌ اما براساس‌ خبر ضعيفي‌ كه‌ از جامع‌ التواريخ‌ خواجه‌ رشيدالدين‌ نقل‌ شده‌ است‌، در عصر سلاجقه‌ بردگاني‌ از قبيلة‌ بيگدلي‌ در غرجستان‌ خريد و فروش‌ مي‌شدند؛ از جمله‌ انوشتكين‌ غرجه‌، جدّ خوارزمشاهيان‌، كه‌ در سالهاي‌ آخر سلطنت‌ ملكشاه‌ سلجوقي‌، شحنة‌ خوارزم‌ بود (قفس‌ اوغلي‌، ص‌ 48ـ 49، 52). اين‌ قبيله‌ ظاهراً پيش‌ از مهاجرت‌ به‌ طرف‌ جنوب‌غربي‌ (ماوراءالنهر، خوارزم‌، ايران‌، عراق‌، آناطولي‌ و شام‌) در كوههاي‌ آلتايي‌ سكونت‌ داشتند. آنها در عصر چنگيزخان‌ در شمار قبايل‌ نايمان‌ بودند و در لشكركشي‌ جورماغون‌ نويان‌، سردار معروف‌ مغول‌، به‌ ايران‌ شركت‌ كردند و تدريجاً تا آناطولي‌ و شام‌ پيش‌ رفتند (قائم‌مقام‌، ص‌ 445). بيگدليهاي‌ شام‌ كه‌ به‌ شاملو مشهورند، اغلب‌ در اطراف‌ حلب‌ پراكنده‌ بودند (سومر، ص‌209)، و بهترين‌ چراگاهها در ميان‌ حلب‌ و ديار بكر به‌ آنان‌ تعلق‌ داشت‌ ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌). استقرار شاملوهاي‌ بيگدلي‌ در ايران‌، ظاهراً پيش‌ از تشكيل‌ دولت‌ صفويه‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. امراي‌ يكي‌ از طوايف‌ اوجي‌، از طوايف‌ مشهور شاملو (سومر، ص‌ 209، 211)، پيش‌ از نيمة‌ اول‌ قرن‌ نهم‌ در قرية‌ لوشان‌، از روستاهاي‌ طارم‌، سكونت‌ داشتند (مرعشي‌، ص‌ 260ـ261). برخي‌ از منابع‌ دورة‌ صفويه‌، ميان‌ طوايف‌ بيگدلي‌ و شاملو تفاوت‌ قائل‌ شده‌اند. شاملوها يكي‌ از طوايف‌ قزلباشان‌ بودند، اما نام‌ بيگدليها نخستين‌بار پس‌ از وقايع‌ 953 آمده‌ است‌. در اين‌ سال‌، بركت‌ خليفة‌ بيگدلي‌، از القاص‌ ميرزا، برادر شورشي‌ شاه‌طهماسب‌، جدا شد و به‌ اردوي‌ شاه‌طهماسب‌ پيوست‌ (روملو، ج‌ 1، ص‌ 408). احمدبيگ‌ بيگدلي‌ در 1002، داروغة‌ لاهيجان‌ شد (اسكندرمنشي‌، ج‌ 1، ص‌ 459). محمدبيگ‌ بيگدلي‌ شاملو و برادرانش‌، قبان‌سلطان‌ و ساروبيگ‌، از سرداران‌ و حكّام‌ معتبر دولت‌ شاه‌عباس‌ صفوي‌ بودند (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 535، ج‌ 2، ص‌ 641، 811؛ منجم‌ يزدي‌، ص‌ 402، 409).زينل‌بيگ‌ بيگدلي‌ * ، از سرداران‌ ارتش‌ شاه‌عباس‌، در 1037 حاكم‌ ري‌ بود (اسكندرمنشي‌، ج‌ 2، ص‌ 935؛ حسيني‌ استرآبادي‌، ص‌214). حيدرسلطان‌ بيگدلي‌، ايشيك‌ آقاسي‌باشي‌ حَرَم‌ شاه‌عباس‌ بود (اسكندرمنشي‌، ج‌ 2، ص‌ 860). گونْدُغْمُش‌ سلطان‌ بيگدلي‌، كه‌ در حوالي‌ كركوك‌ سكونت‌ داشت‌، در 1032 و به‌ هنگام‌ اولين‌ تهاجم‌ شاه‌عباس‌ به‌ بغداد، با اتباع‌ خود به‌ اردوي‌ شاه‌عباس‌ پيوست‌ و با دريافت‌ تيولي‌ بزرگ‌ در آذربايجان‌ به‌ آن‌ سامان‌ مهاجرت‌ كرد (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 1085). طوايف‌ بيگدلي‌ ايران‌ از دورة‌ سلطنت‌ صفويه‌ كه‌ اغلب‌ در نواحي‌ غربي‌ و مركزي‌ ايران‌ سكونت‌ داشتند در آذربايجان‌ و در اطراف‌ مراغه‌ (قائم‌مقام‌، ص‌ 446) و در كنار رودخانة‌ مزلقان‌چاي‌ (مزدقان‌ چاي‌) و بلوكات‌ ساوه‌ مي‌زيستند (همانجا؛ ناصرالدين‌ قاجار، ص‌18ـ 19؛ افضل‌الملك‌، ص‌ 104). عده‌اي‌ از بيگدليها تدريجاً به‌ طرف‌ قم‌ مهاجرت‌ كردند و در شمار يكي‌ از نيروهاي‌ اجتماعي‌ مهم‌ قم‌ درآمدند.برخي‌ از مشاهير بيگدليها عبارت‌اند از: حاجي‌ لطفعلي‌خان‌ آذرِبيگدلي‌ * شاعر معروف‌ قرن‌ دوازدهم‌ و صاحب‌ تذكرة‌ آتشكدة‌ آذر؛ محمدزمان‌ بيگ‌ بيگدلي‌ و پسرش‌، ولي‌محمدخان‌ بيگدلي‌، از بزرگان‌ دولت‌ شاه‌سلطان‌ حسين‌ صفوي‌ (جزايري‌، ص‌ 69)؛ حسين‌بيگ‌لله‌ بيگدلي‌ * ؛ دورميش‌خان‌ بيگدلي‌ * ؛ مصطفي‌خان‌ بيگدلي‌ كه‌ در آخرين‌ سال‌ سلطنت‌ نادرشاه‌ به‌ سفارت‌ عثماني‌ رفته‌ بود (قائم‌مقام‌، همانجا؛ غفاري‌ كاشاني‌، ص‌41)؛ محمدزمان‌خان‌ بيگدلي‌ نوادة‌ مصطفي‌خان‌، از مشاهير و بزرگان‌ دربار كريم‌خان‌ زند و جانشينان‌ او (غفاري‌ كاشاني‌، ص‌ 165، 211، 545، 553)؛ عليقلي‌خان‌ بيگدلي‌ * از سران‌ افشاريه‌ و يدالله‌خان‌ اسلحه‌دارباشي‌، سركردة‌ بيگدليهاي‌ همدان‌ و زنجان‌، از رجال‌ دربار رضاخان‌ و پسرش‌ محمدرضا پهلوي‌. در ميان‌ بعضي‌ از طوايف‌ چادرنشين‌ يا اسكان‌يافتة‌ ايران‌، چند تيرة‌ ترك‌ و تركمن‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ بيگدلي‌ نام‌ دارند، از جملة‌ آنان‌ طايفة‌ بيگدلي‌ از طوايف‌ آغاجري‌ خوزستان‌ است‌ (امام‌ شوشتري‌، ص‌ 86). در ميان‌ طوايف‌ تركمن‌ گوكلان‌ نيز طايفه‌اي‌ به‌نام‌ بيگدلي‌ وجود داشته‌ است‌ ( گرگان‌نامه‌ ، ص‌126، 241؛ قورخانچي‌، ص‌ 60). اما انتساب‌ اين‌ طايفة‌ تركمن‌ به‌ قبيلة‌ قديمي‌ بيگدلي‌ محل‌ ترديد است‌. در ميان‌ ايلات‌ قشقايي‌ نيز سه‌ تيره‌ به‌ نام‌ بيگدلي‌ وجود دارد كه‌ دو تيرة‌ آن‌ از طوايف‌ كشكولي‌ بزرگ‌ و يك‌ تيرة‌ آن‌ از طوايف‌ شش‌بلوكي‌ است‌ (مركز آمار ايران‌، ص‌ 17؛ پيمان‌، ص‌ 217؛ قهرماني‌ ابيوردي‌، ص‌ 426، 439).منابع‌: اسكندرمنشي‌، تاريخ‌ عالم‌ آراي‌ عباسي‌ ، تهران‌ 1350ش‌؛ غلامحسين‌ افضل‌الملك‌، تاريخ‌ و جغرافياي‌ قم‌ ، تهران‌ 1356ش‌؛ محمدعلي‌ امام‌ شوشتري‌، تاريخ‌ جغرافيائي‌ خوزستان‌ ، تهران‌ 1331ش‌؛ حبيب‌الله‌ پيمان‌، توصيف‌ و تحليلي‌ از ساختمان‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ و فرهنگي‌ ايل‌ قشقائي‌ ، تهران‌ 1347ش‌؛ عبدالله‌بن‌ نورالدين‌ جزايري‌، كتاب‌ تذكرة‌ شوشتر ، چاپ‌ خان‌ بهادر مولي‌ بخش‌ و محمد هدايت‌ حسين‌، تهران‌ 1348ش‌؛ حسن‌بن‌ مرتضي‌ حسيني‌ استرآبادي‌، تاريخ‌ سلطاني‌: از شيخ‌ صفي‌ تا شاه‌ صفي‌ ، چاپ‌ احسان‌ اشراقي‌، تهران‌ 1364ش‌؛ حمدالله‌بن‌ ابي‌ بكر حمدالله‌ مستوفي‌، تاريخ‌ گزيده‌ ، چاپ‌ عبدالحسين‌ نوائي‌، تهران‌ 1362ش‌؛ رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، جامع‌ التواريخ‌ ، چاپ‌ بهمن‌ كريمي‌، تهران‌ 1338ش‌؛ حسن‌ روملو، احسن‌ التواريخ‌ ، چاپ‌ عبدالحسين‌ نوائي‌، ج‌12، تهران‌ 1357ش‌؛ فاروق‌ سومر، نقش‌ تركان‌ آناطولي‌ در تشكيل‌ و توسعة‌ دولت‌ صفوي‌ ، ترجمة‌ احسان‌ اشراقي‌ و محمدتقي‌ امامي‌، تهران‌ 1371ش‌؛ ابوالحسن‌ غفاري‌ كاشاني‌، گلشن‌ مراد ، چاپ‌ غلامرضا طباطبائي‌ مجد، تهران‌ 1369ش‌؛ ابوالقاسم‌بن‌ عيسي‌ قائم‌ مقام‌، منشآت‌ قائم‌ مقام‌ فراهاني‌ ، چاپ‌ فرهاد ميرزا معتمدالدوله‌، تهران‌ 1280؛ ابراهيم‌ قفس‌ اوغلي‌، تاريخ‌ دولت‌ خوارزمشاهيان‌ ، ترجمة‌ داود اصفهانيان‌، تهران‌ 1367ش‌؛ محمدعلي‌ قورخانچي‌، نخبة‌ سيفيّه‌: در تاريخ‌ و جغرافياي‌ استرآباد ، چاپ‌ منصورة‌ اتحاديه‌ (نظام‌ مافي‌) و سيروس‌ سعدونديان‌، تهران‌ 1360ش‌؛ مظفر قهرماني‌ ابيوردي‌، از باورد يا ابيورد خراسان‌ تا ابيورد يا بوالورد فارسي‌ ، تهران‌ 1355ش‌؛ محمودبن‌ حسين‌ كاشغري‌، نامها و صفتها و ضميرها و پسوندهاي‌ ديوان‌ لغات‌ الترك‌ ، ترجمه‌ و تنظيم‌ و ترتيب‌ الفبائي‌ محمد دبيرسياقي‌، تهران‌ 1357ش‌؛ گرگان‌ نامه‌ ، به‌ كوشش‌ مسيح‌ ذبيحي‌، چاپ‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ 1363ش‌؛ ظهيرالدين‌بن‌ نصيرالدين‌ مرعشي‌، تاريخ‌ گيلان‌ و ديلمستان‌ ، چاپ‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌ 1364ش‌؛ مركز آمار ايران‌، سرشماري‌ اجتماعي‌ ـ اقتصادي‌ عشاير كوچنده‌ 1366: نتايج‌ تفصيلي‌ ايل‌ قشقايي‌، تهران‌ 1368ش‌ ؛ جلال‌الدين‌ محمد منجم‌ يزدي‌، تاريخ‌ عباسي‌، يا، روزنامة‌ ملاجلال‌ ، چاپ‌ سيف‌الله‌ وحيدنيا، تهران‌ 1366ش‌؛ ناصرالدين‌ قاجار، شاه‌ ايران‌، شهريار جاده‌ها: سفرنامة‌ ناصرالدين‌ شاه‌ به‌ عتبات‌ ، چاپ‌ محمدرضا عباسي‌ و پرويز بديعي‌، تهران‌ 1372ش‌.EI 2 , s.v. "Begdili" (by Faruk Sدmer).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علي‌ پورصفر قصابي‌نژاد

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده