بیکجه‌خانی‌ غلامحسین‌
معرف
اد زبردست‌ تارنوازي‌ در مكتب‌ تبريز
متن
بيكجه‌خاني‌ ، غلامحسين‌ ، استاد زبردست‌ تارنوازي‌ در مكتب‌ تبريز. وي‌ در 1297 ش‌ در تبريز متولد شد. از شش‌ سالگي‌ نزد پدرش‌ حسينقلي‌خان‌ به‌ آموختن‌ تار پرداخت‌ و در پي‌ مرگ‌ پدر در 1310 ش‌، نزد شاگرد مشهور پدرش‌، رضاقلي‌خان‌ زابلي‌ آذر، به‌ شاگردي‌ پرداخت‌.سبك‌ اجراي‌ بيكجه‌خاني‌ در نوازندگي‌ توجه‌ استادان‌ بزرگي‌ چون‌ «ميرعلي‌عسگر صادق‌ الوعد» و «ابوالحسن‌ اقبال‌ آذر قزويني‌» را جلب‌ كرد، و او توانست‌ از محضر آن‌ استادان‌، اطلاعات‌ قابل‌توجه‌ و مفيدي‌ در بابِ رديفِ آوازي‌، همراهي‌ آواز با ساز، ضربي‌خواني‌ و تصنيف‌خواني‌ كسب‌ كند (صارمي‌، ص‌ 49). اثرپذيري‌ او بخصوص‌ از «اقبال‌ آذر * » و معلومات‌ رديفي‌ وي‌ برجسته‌تر مي‌نمايد.بيكجه‌خاني‌ همزمان‌ با تأسيس‌ راديو تبريز در اوايل‌ دهة‌ 1320 ش‌، همكاري‌ خود را با آن‌ آغاز كرد و مدتها سرپرست‌ اركستر راديو تبريز بود و اجراهاي‌ او علاوه‌ بر راديو تبريز، از راديو ايران‌ (در تهران‌) نيز سالها پخش‌ مي‌شد (همانجا؛ ستايشگر، ذيل‌ مادّه‌).در اوايل‌ دهة‌ 1350 ش‌، به‌ دعوت‌ استاد نورعلي‌خان‌ برومند * ، براي‌ تدريس‌ در مركز حفظ‌ و اشاعه‌ موسيقي‌ به‌ تهران‌ آمد، اما اندكي‌ بعد به‌ تبريز بازگشت‌ (صارمي‌، همانجا). در 1363 ش‌، به‌ دعوت‌ محمّدرضا لطفي‌، نوازنده‌ و رئيس‌ كانون‌ فرهنگي‌ ـ هنري‌ چاووش‌، به‌ تهران‌ آمد و به‌ تدريس‌ رديف‌ موسيقي‌ ايران‌ و انتقال‌ فنون‌ و ظرايف‌ نوازندگي‌ تار پرداخت‌. همزمان‌ كنسرتهايي‌ نيز برگزار كرد.از بيكجه‌خاني‌ صفحه‌اي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ و او نتوانست‌ همپاي‌ استادان‌ تارنوازِ هم‌نسل‌ خود در سالهاي‌ دو دهة‌ نخستِ قرن‌ اخير صفحه‌اي‌ پر كند. آثاري‌ هم‌ كه‌ از او مانده‌، غير از يك‌ مورد (تارنوازي‌ در نوار «بيداد»،1364 ش‌) كه‌ انتشار رسمي‌ يافت‌، از ضبطهاي‌ خانگي‌، غيررسمي‌ و غيراستوديويي‌ هستند. از بيكجه‌خاني‌، شاگرد شناخته‌شده‌اي‌ برجا نمانده‌ است‌.بيكجه‌خاني‌ يك‌ تارنوازِ رديف‌دانِ سنتيِ نسل‌ خود و در ردة‌ ني‌داود و علي‌اكبر شهنازي‌ بود. برخي‌ او را در هنر تارنوازي‌ مكتب‌ تبريز ( رجوع كنيد بهتبريز * ، مكتب‌) همپاية‌ آقاحسينقلي‌خان‌ فراهاني‌ در تهران‌ دانسته‌اند (عُذّاري‌، ص‌ 109). امتيازات‌ نوازندگيِ او نسبت‌ به‌ ديگر استادان‌ همتايش‌ برخاسته‌ از مشخصه‌هاي‌ جغرافياي‌ فرهنگيِ مكتب‌ او، تبريز، بود. برخي‌ از اين‌ امتيازات‌ عبارت‌اند از: 1) پرده‌بندي‌ و نسبت‌ فواصل‌ در سازِ او به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ رنگ‌ و لهجة‌ موسيقي‌ آذري‌ را دارد، بدون‌ اينكه‌ منطبق‌ با نظام‌ فواصلِ خاص‌ موسيقي‌ مقامي‌ آذري‌ باشد. در حقيقت‌، زبان‌ و واژگان‌ ساز او آذري‌ نيست‌، «فارسي‌»اي‌ است‌ كه‌ لهجة‌ تركي‌ آذري‌ دارد. 2) روندِ نغمگي‌ در نوازندگيِ او، كه‌ بخصوص‌ در اجراهايش‌ با آواز اقبال‌ آذر جلب‌ توجه‌ مي‌كند. از بررسي‌ دقيق‌ همنوازيهاي‌ اين‌ دو استاد، كه‌ پنجاه‌ سال‌ با يكديگر اختلاف‌ سن‌ داشتند، مي‌توان‌ مواردي‌ چند از ظرايف‌ تغيير يافته‌ در موسيقي‌ سنتّي‌ صدسال‌ اخير را استخراج‌ كرد.غلامحسين‌ بيكجه‌خاني‌ به‌ اخلاق‌ پاك‌ و سيرة‌ هنري‌ شايسته‌ و پرهيز از مطربي‌ شهرت‌ داشت‌. وي‌ در 24 فروردين‌ 1366 در تبريز درگذشت‌ و در همان‌ شهر به‌ خاك‌ سپرده‌ شد (همانجا).منابع‌: علاوه‌ بر اطلاعات‌ شخصي‌ مؤلف‌؛ مهدي‌ ستايشگر، واژه‌نامة‌ موسيقي‌ ايران‌ زمين‌ ، ج‌3 : نام‌ نامة‌ موسيقي‌ ايران‌ ، تهران‌ 1376ش‌؛ جهانشاه‌ صارمي‌، «يادي‌ از استاد بيكجه‌خاني‌»، آدينه‌ ، ش‌34 (ارديبهشت‌ 1368)؛ محمدحسن‌ عُذّاري‌، سرگذشت‌ پنجاه‌سالة‌ هنرمندان‌ موسيقي‌ ايراني‌ در آذربايجان‌ ، تبريز 1352 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سيّدعليرضا ميرعلي‌نقي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده