بیکْتاش‌ نذرالله‌ حیدری‌
معرف
نامه‌نگار، نويسنده‌ و مترجم‌ تاجيك‌
متن
بِيكْتاش‌، نذرالله‌ حيدري‌ ، روزنامه‌نگار، نويسنده‌ و مترجم‌ تاجيك‌. به‌ روايتي‌، در 1318/1900 و به‌ گفتة‌ همسرش‌ ويشنفسكايا (تبروف‌، ص‌20) در 1321/1903 در سمرقند در خانواده‌اي‌ كاسب‌ به‌دنيا آمد ( د.تاجيكي‌ ، ج‌ 1، ص‌ 408؛ > دايرة‌المعارف‌ ادبيات‌ و هنر تاجيك‌ < ، ج‌ 1، ص‌ 265). وي‌ از 1300 ش‌/1921، نام‌ مستعار «بيكتاش‌» را برگزيد، اما با امضاهاي‌ «حيدري‌» و «حيدرزاده‌» نيز نوشته‌هايي‌ دارد (تبروف‌، ص‌ 20ـ21).بيكتاش‌ در مدرسة‌ روسي‌ سمرقند تحصيل‌ كرد، سپس‌ دورة‌ مدرسة‌ «آلتاي‌» را كه‌ آموزگارانش‌ افسران‌ و سربازان‌ ترك‌ اسير در جنگ‌ جهاني‌ اول‌ بودند، به‌ پايان‌ برد. در 1339/1920 آموزشگاه‌ نظامي‌ لنين‌ را در شهر تاشكند تمام‌ كرد و در نبرد سرنگون‌ كردن‌ امارت‌ بخارا شركت‌ داشت‌. در پايان‌ 1339/ 1920 از خدمت‌ نظامي‌ استعفا كرد و به‌ كارهاي‌ فرهنگي‌ و مطبوعاتي‌ پرداخت‌، و تا پايان‌ 1300 ش‌/1921 سردبير روزنامه‌هاي‌ شرق‌ و ياش‌ كوچ‌ (نيروي‌ جوان‌) بود. سپس‌ به‌ شهر اورگوت‌ رفت‌ و به‌ آموزگاري‌ پرداخت‌. پس‌ از چندي‌، به‌ قيام‌ باسماچيان‌ * پيوست‌، و در 1301 ش‌/1922، در روزنامة‌ زرافشان‌ به‌كار مشغول‌ شد و در موضوعات‌ فرهنگي‌ و نيز «باسماچگي‌» ] = باسماچيگري‌ [ ، خبر و مقاله‌ مي‌نوشت‌ (همان‌، ص‌ 21ـ24).بيكتاش‌ در 1302 ش‌/1923، در «انستيتوي‌ آموزگاري‌» تاشكند به‌تحصيل‌ پرداخت‌، اما او را به‌ انستيتوي‌ آموزگاري‌ باكو فرستادند، كه‌ در 1304 ش‌/1925 از آنجا فارغ‌التحصيل‌ شد (همان‌، ص‌ 24ـ 25). وي‌ همان‌ سال‌، به‌ تاشكند برگشت‌ و در دانشگاه‌ دولتي‌ آسياي‌ ميانه‌ و دارالمعلمين‌ تاجيكي‌، به‌ تدريس‌ تاريخ‌ ادبيات‌ فارسي‌ تاجيكي‌ پرداخت‌. شخصيتهاي‌ معروفي‌ همچون‌ ميرزا تورسون‌زاده‌ * ، ساتِم‌خان‌ اُلُغ‌زاده‌ * و مستي‌بيك‌ تاش‌ محمدوف‌ (متولد 1326/1908) از شاگردان‌ وي‌ بودند (همان‌، ص‌ 25).در 1309 ش‌/1930، در شهر دوشنبه‌ همايش‌ علمي‌ زبان‌ ادبي‌ فارسي‌ تاجيكي‌ برپا شد كه‌ در آن‌ متخصصان‌ غيرتاجيك‌ نيز شركت‌ داشتند. يكي‌ از نتايج‌ مثبت‌ اين‌ گردهمايي‌ اين‌ بود كه‌ گروه‌ بزرگي‌ از اهل‌ علم‌ و ادب‌، از جمله‌ بيكتاش‌، تصميم‌ گرفتند كه‌ براي‌ كار و زندگي‌ از شهرهاي‌ خود به‌ پايتخت‌ نوين‌ تاجيكستان‌، دوشنبه‌، بروند (همانجا).در همين‌ سال‌، در شهر دوشنبه‌ پژوهشگاه‌ علمي‌ ـ تحقيقاتي‌ تأسيس‌، و سرپرستي‌ آن‌ به‌ بيكتاش‌ واگذار شد. وي‌ در آنجا به‌ تهية‌ «فرهنگ‌ تاجيكي‌ ـ روسي‌» پرداخت‌، و همزمان‌ در «انستيتوي‌ آموزگاري‌» تدريس‌ مي‌كرد (همان‌، ص‌ 26؛ > دايرة‌المعارف‌ ادبيات‌ وهنر تاجيك‌ < ،همانجا).از ابتداي‌ سدة‌ چهاردهم‌/بيستم‌، شهرهاي‌ بزرگ‌ فرارود (ماوراءالنهر)، بويژه‌ سمرقند و بخارا، جولانگاه‌ پان‌تركيستهايي‌ بود كه‌ موجوديت‌ قومي‌ به‌ نام‌ تاجيك‌، از تبار ايرانيان‌، را قاطعانه‌ انكار مي‌كردند. اين‌ گرايش‌ ملي‌گرايانه‌، پس‌ از پيروزي‌ بلشويكها تشديد شد، و جالب‌ اينجاست‌ كه‌ تندروترين‌ آنها، مانند فيض‌الله‌ خواجه‌يوف‌ (متوفي‌ 1317 ش‌/1938)، عبدالله‌ رحيم‌بايوف‌ (متوفي‌ 1317 ش‌/1938) و عبدالرؤف‌ فطرت‌ * اصلاً تاجيك‌ بودند (شكوري‌، ص‌ 122ـ124، 129؛ مَسوف‌، ص‌ 78، 84). بيكتاش‌ نيز هنگام‌ تحصيل‌ در باكو گرفتار پان‌تركيسم‌ * شد و براي‌ مجلة‌ اُورنك‌ مقاله‌هايي‌ با امضاي‌ «تركستانْلي‌ بيكتاش‌» مي‌نوشت‌ (تبروف‌، ص‌ 25) و همچنين‌ از اعضاي‌ فعال‌ انجمن‌ پان‌تركيسمِ «چغتاي‌ گورونَگي‌» بود. وي‌ بعدها به‌ اشتباه‌ خود اعتراف‌ و از اين‌ دورة‌ حيات‌ خويش‌ با تأسف‌ ياد كرد (همان‌، ص‌ 32).كار بيكتاش‌، بويژه‌ از 1309 ش‌/1930، پرثمر بوده‌ است‌. وي‌ در مجموع‌، بيش‌ از چهارصد مقاله‌ و كتاب‌ به‌ چاپ‌ رسانيد. از جمله‌ مقاله‌هاي‌ اوست‌: «در اطراف‌ املاي‌ تاجيكي‌»؛ «در اطراف‌ زبان‌ ادبي‌ تاجيك‌»؛ «در اطراف‌ موسيقي‌ كلاسيكي‌ تاجيك‌» و «وزن‌ منظومة‌ تاجيك‌». كتاب‌ صدرالدين‌ عيني‌ و ايجاديات‌ او از جملة‌ نخستين‌ بررسيهاي‌ علمي‌ دربارة‌ روزگار و آثار صدرالدين‌ عيني‌ * است‌. بخش‌عمدة‌ فعاليت‌ بيكتاش‌ ترجمه‌هاي‌ ادبي‌ اوست‌؛ وي‌ كه‌ ظرافتها و دقايق‌ زبان‌ روسي‌ را به‌ خوبي‌ فراگرفته‌ بود، بسياري‌ از آثار برجستة‌ ادبيات‌ روسي‌، از جمله‌ آثار تولستوي‌، پوشكين‌، تورگِنيف‌، گوركي‌، و شولوخوف‌، را به‌ فارسيِ تاجيكي‌ برگرداند ( رجوع كنيد به همان‌، ص‌ 31).بيكتاش‌ در 1312 ش‌/1933، شانزده‌ ماه‌ بازداشت‌ شد (رجبي‌، ص‌ 8) و در مرداد 1316/ ژوئية‌ 1937 نيز دوباره‌ او را زنداني‌، و همة‌ داراييش‌ را مصادره‌ كردند (تبروف‌، همانجا).پايان‌ عمر بيكتاش‌ روشن‌ نيست‌؛ وي‌ در مهر 1317/اكتبر 1938 به‌دست‌ شخصي‌ به‌ نام‌ «آندره‌»، كارمند وزارت‌ كشور، در محل‌ «خواجه‌ انبياي‌ بالا»، در نزديكي‌ شهر دوشنبه‌، به‌ ضرب‌ گلوله‌ كشته‌ شد (رجبي‌، ص‌ 8ـ9)، اما در نامه‌اي‌ اداري‌ خطاب‌ به‌ همسر بيكتاش‌ مرگ‌ او طبيعي‌ دانسته‌ شده‌ است‌ (تبروف‌، ص‌ 30).اجحاف‌ در حق‌ بيكتاش‌ تا پايان‌ دورة‌ حكومت‌ شوروي‌ (1370 ش‌/1991) ادامه‌ داشت‌؛ چنانكه‌ تنها معدودي‌ از ترجمه‌هاي‌ فراوانش‌ را به‌ او نسبت‌ مي‌دادند ( د.تاجيكي‌ ؛ > دايرة‌المعارف‌ ادبيات‌ و هنر تاجيك‌ < ، همانجاها) و بسياري‌ از كارهايش‌ بدون‌ امضا تجديد چاپ‌ مي‌شد (تبروف‌، ص‌ 31ـ 32)، زيرا وي‌ را به‌ فُرماليسم‌ و سوسياليسم‌ افراطي‌ متهم‌ مي‌كردند ( د.تاجيكي‌ ؛ > دايرة‌المعارف‌ ادبيات‌ و هنر تاجيك‌ < ، همانجاها). پژوهشهاي‌ راستين‌ دربارة‌ زندگي‌ و آثار بيكتاش‌ پس‌ از استقلال‌ تاجيكستان‌ شروع‌ شده‌ است‌ (رجبي‌، همانجا؛ تبروف‌، ص‌ 30ـ31).منابع‌: محمدجان‌ شكوري‌، خراسان‌ است‌ اينجا ، دوشنبه‌ 1996؛Ensiklopediya ¦yi adabiya ¦t va san ـ ati Ta ¦jik, vol.I, Dushanbe 1988; Ensiklopediya ¦yi Sa ¦vetii Ta ¦jik, vol.I, Dushanbe 1978; Rah ¦âm Masa ¦v , Ta'rikh-e Ta ¦jika ¦n ba ¦mu ¦hr-e "ka ¦milan Sirr i ¦", Dushanbe 1966; Da ¦da ¦ja ¦n Rajab ¦â, "A ¦sma ¦n-e kham ¦âda. Bekta ¦sh k ¦âst va sarnevisht-e u ¦chigu ¦na buvada ¦?", Adabiya ¦t va san ـ at , no. 634 (Feb. 1990); Sa ¦h ¤ib Tabara ¦v, "Ru ¦shana ¦y ¦âba ba ـ z ¦âsafhaha ¦y-e ta ¦rikh-e tarjamay-e ha ¦l-e Bekta ¦sh", Justuju ¦ha ¦y-e adab i ¦, vol.2, Dushanbe 1996.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

رحيم‌ مسلمانيان‌ قبادياني‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده