بیقْلی‌
معرف
دپاشا ، دولتمرد عثماني‌ و بيگلربيگي‌ دياربكر كه‌ در فتح‌ شرق‌ آناطولي‌ سهم‌ عمده‌اي‌ داشت‌
متن
بِيِقْلي‌ ، محمدپاشا ، دولتمرد عثماني‌ و بيگلربيگي‌ دياربكر كه‌ در فتح‌ شرق‌ آناطولي‌ سهم‌ عمده‌اي‌ داشت‌. از تبار و آغاز زندگي‌ او اطلاعي‌ در دست‌ نيست‌. گفته‌ مي‌شود كه‌ از آق‌قوينلوها و احتمالاً، از غلامان‌ دربار بوده‌، و در «اندرون‌» ] =دربار [ پرورش‌ يافته‌ است‌. وقتي‌ كه‌ ] سلطان‌ [ سليم‌، معروف‌ به‌ ياوز ] سليم‌ اول‌، نهمين‌ سلطان‌ عثماني‌، حك : 918ـ926 [ برتخت‌ نشست‌، او در مقام‌ ميرآخوري‌ انجام‌ وظيفه‌ مي‌كرد و به‌ «بِيِقلي‌» ] = سبيلو [ مشهور بود.بيقلي‌ در كشمكش‌ پسران‌ بايزيد دوم‌ (حك : 886ـ 918) بر سر سلطنت‌، از سليم‌ طرفداري‌ كرد، و به‌ عنوان‌ طلايه‌دار به‌ مقابله‌ با شاهزاده‌ احمد فرستاده‌ شد. او در طوسيه‌ مستقر شد و از آنجا تحركات‌ نظامي‌ شاهزاده‌ احمد را زير نظر گرفت‌، اما به‌ سبب‌ برتري‌ كمّي‌ نيروهاي‌ شاهزاده‌ احمد، و حركت‌ آنها به‌ طرف‌ طوسيه‌، ناچار به‌ سوي‌ آنكارا عقب‌نشيني‌ كرد. او براي‌ جلوگيري‌ از پيشروي‌ شاهزاده‌ احمد، به‌ مقابله‌ با بيگلربيگي‌ آناطولي‌ رفت‌ كه‌ بي‌نتيجه‌ ماند. با اينهمه‌، توانست‌ با سرگرم‌ كردن‌ شاهزاده‌ احمد، فرصتي‌ براي‌ سلطان‌ سليم‌، جهت‌ جمع‌آوري‌ قوا مهيّا كند. سرانجام‌، سليم‌ در 8 صفر 919، شاهزاده‌ احمد را در دشت‌ يِني‌شَهر شكست‌ داد، كه‌ در اين‌ جنگ‌ نيز بيقلي‌ سهم‌ به‌ سزايي‌ داشت‌.بيقلي‌ در جنگ‌ چالدران‌ * ] ميان‌ شاه‌ اسماعيل‌ اول‌ صفوي‌ و سلطان‌ سليم‌ اول‌ عثماني‌ در 2 رجب‌ 920 [ مأمور تصرّف‌ بايبورد و كيغي‌ شد. سلطان‌ سليم‌، بعد از پيروزي‌ چالدران‌، در مسير بازگشت‌ از طريق‌ تبريز، قارص‌ و پاسينْلَر، در 25 شعبان‌ 920 به‌ حوالي‌ ارزروم‌ رسيد و در آنجا خبر فتح‌ بايبورد و كيغي‌ را شنيد و، به‌ همين‌ مناسبت‌، شهرستان‌ (سنجق‌)هاي‌ ارزنجان‌ و بايبورد، و بعد از مدتي‌ قره‌حصارِ شرقي‌، طرابزون‌ و جانيك‌ را به‌ او سپرد. بيقلي‌ احتمالاً تا 13 شعبان‌ 921، كه‌ روانة‌ فتح‌ منطقة‌ دياربكر شد، در اين‌ سمت‌ باقي‌ ماند. هنگام‌ انجام‌ وظيفه‌ در اين‌ منطقه‌، مأمور فتح‌ قلعة‌ كَماخ‌ شد؛ در 5 ربيع‌الا´خر 921، آن‌ را محاصره‌ كرد. در همان‌ روز، سلطان‌ سليم‌ نيز به‌ كمك‌ او رفت‌ و قلعه‌، كه‌ محمدبيگ‌ وارساق‌ از آن‌ دفاع‌ مي‌كرد، با هجومي‌ سخت‌، به‌ تصرف‌ درآمد.شاه‌ اسماعيل‌ كه‌ خبر فتح‌ كماخ‌ را شنيد، نيرويي‌ به‌ فرماندهي‌ نورعلي‌ به‌ سوي‌ بيقلي‌ روانه‌ كرد، اما بيقلي‌ كه‌ توسط‌ مأمورانش‌ در دربار شاه‌ آگاه‌ شده‌ بود، نيروهاي‌ مستقرّ در قره‌حصار، كماخ‌، ارزنجان‌ و تَرجان‌ را در نزديكي‌ ارزنجان‌ جمع‌ كرد و قواي‌ نورعلي‌ را شكست‌ سختي‌ داد؛ نورعلي‌ در اين‌ جنگ‌ كشته‌ شد.با پيروزي‌ قواي‌ عثماني‌ در جنگ‌ چالدران‌ و شرق‌ آناطولي‌، شاه‌ اسماعيل‌ نيرويي‌ پنجهزارنفري‌، به‌ فرماندهي‌ قره‌خان‌، به‌ منطقه‌ روانه‌ كرد. قره‌خان‌، آمِد (دياربكر) را محاصره‌ كرد، اما بيقلي‌ براي‌ نجات‌ آمِد به‌ آنجا رفت‌، و قره‌خان‌ با سپاه‌ خود به‌ ماردين‌ عقب‌نشيني‌ كرد. بيقلي‌ كه‌ به‌ درخواست‌ مورخ‌ مشهور ادريس‌ بدليسي‌ * (متوفي‌ 926) و دستور پادشاه‌، زمينه‌ را براي‌ الحاق‌ منطقة‌ مزبور به‌ حاكميت‌ عثماني‌ فراهم‌ كرده‌ بود، در اول‌ شعبان‌ 921 كليدهاي‌ شهر را تحويل‌ گرفت‌. سپاه‌ عثماني‌ نيز به‌ فرماندهي‌ شادي‌پاشا، بيگلربيگي‌ «روميّة‌ صغري‌'»، در اين‌ اثنا، به‌ بيقلي‌ پيوسته‌ بود. ليكن‌، سپاه‌ عثماني‌ وارد شهر نشد و به‌ تعقيب‌ قره‌خان‌ پرداخت‌. وقتي‌ كه‌ قره‌خان‌، از ماردين‌ به‌ سِنجار گريخت‌، سپاه‌ عثماني‌ نيز دست‌ از تعقيب‌ كشيد و در جوسْكا مستقر شد. در آنجا براي‌ فتح‌ ماردين‌ تصميم‌ گرفته‌ شد. بيقلي‌ با ميانجيگري‌ بدليسي‌، پيشنهاد تسليم‌ شدن‌ ماردين‌ را، بدون‌ جنگ‌، ابلاغ‌ كرد. وقتي‌ به‌ مردم‌ شهر قول‌ داده‌ شد كه‌ در صورت‌ تسليم‌، جان‌ و مال‌ آنها در امان‌ خواهد بود، شهر تسليم‌ شد (رمضان‌ 921).در اين‌ اثنا، ميان‌ بيقلي‌ و شادي‌پاشا اختلاف‌ افتاد و محمد پاشا به‌ آمِد عقب‌نشيني‌ كرد. قره‌خان‌، با اغتنام‌ فرصت‌، دوباره‌ ماردين‌ را گرفت‌ و آمِد را نيز محاصره‌ كرد. سلطان‌ سليم‌ با شنيدن‌ اين‌ خبر، شادي‌پاشا را عزل‌ كرد و سپاه‌ آناطولي‌ را به‌ فرماندهي‌ خسروپاشا، بيگلربيگي‌ قره‌مان‌، در بهار 921، به‌ منطقه‌ فرستاد. قره‌خان‌ با شنيدن‌ خبر حركت‌ سپاه‌ از محاصرة‌ آمِد دست‌ كشيد و به‌ ماردين‌ عقب‌نشيني‌ كرد. بيقلي‌، بيدرنگ‌، به‌ تعقيب‌ او رفت‌، و وقتي‌ به‌ محلي‌ به‌ نام‌ قره‌ كوپري‌ رسيد براي‌ به‌ دام‌ انداختن‌ دشمن‌ نقشه‌ كشيد. هرچند كه‌ بدليسي‌ موانع‌ اين‌ نقشه‌ را گوشزد كرد، فايده‌ نداشت‌ و، در نتيجه‌، قواي‌ عثماني‌ به‌ دام‌ افتادند و همگي‌ كشته‌ شدند. در اين‌ اثنا، بيقلي‌، كه‌ در نتيجة‌ اخبار اشتباه‌ به‌ آمِد بازگشته‌ بود، وقتي‌ كه‌ از حادثه‌ آگاه‌ شد، مدتي‌ به‌ انتظار نيروهاي‌ كمكي‌ نشست‌ و سپس‌ به‌ طرف‌ قره‌كوپري‌ حركت‌ كرد و به‌ تعقيب‌ قره‌خان‌ پرداخت‌. در نتيجة‌ جنگ‌ يكروزه‌اي‌ كه‌ در صحراي‌ دده‌ قارغين‌، در نزديكي‌ قوچ‌حصار، رخ‌داد، قره‌خان‌ كشته‌ و سپاهش‌ متلاشي‌ شد (ربيع‌الا´خر 922).بيقلي‌، آنگاه‌، به‌ طرف‌ قلعة‌ ماردين‌ حركت‌ كرد و قلعه‌هاي‌ اطراف‌ آن‌ را متصرّف‌ شد. در اين‌ ميان‌، شهر ماردين‌ نيز به‌ تصرّف‌ درآمد، اما قلعة‌ آن‌ بعد از نُه‌ ماه‌ تسليم‌ شد. قلعه‌هايي‌ كه‌ در اثناي‌ محاصرة‌ ماردين‌ به‌تصرّف‌ درآمد قلعه‌هاي‌ موصل‌، رُها، بِيره‌جِك‌، خرپوت‌، چرميك‌، ارغَني‌، پالو و سنجار بود؛ و با اظهار تابعيت‌ حاكمان‌ نواحي‌ جزيره‌، حِصْنِ كيفا، چَميشگزَك‌، اَگيل‌، عماديه‌، سوران‌، چپاقچور، اَتَك‌ و ساسون‌، فتح‌ منطقة‌ دياربكر تقريباً كامل‌ شد؛ فقط‌ تصرّف‌ قلعة‌ ماردين‌، پس‌ از بازگشتِ بيقلي‌ محمدپاشا از جنگِ مَرجِ دابق‌ و فتح‌ حلب‌، در ذيقعده‌ ـ ذيحجة‌ 922 يا ذيحجة‌ 922ـ محرم‌ 923 صورت‌ گرفت‌.بيقلي‌ در جريان‌ فتح‌ منطقة‌ دياربكر تلاش‌ زيادي‌ كرد؛ و بنابر آنچه‌ در منابع‌ آمده‌، بعداز اين‌ فتح‌ نيز، به‌ عنوان‌ بيگلربيگي‌، سهم‌ مهمي‌ در ادارة‌منطقه‌ داشت‌؛ حتي‌، از قرار معلوم‌، سفري‌كه‌ درست‌ پيش‌ از مرگش‌ به‌ نصيبين‌ كرده‌، صرفاً براي‌ خدمت‌ به‌ مردم‌ بوده‌ است‌. وي‌ بعداز اين‌ سفر نيز، به‌ رغم‌ بيماري‌، سه‌ چهار روز سوار بر اسب‌ به‌ روستاهاي‌اطراف‌ مي‌رفت‌ و به‌مشكلات‌ مردم‌ رسيدگي‌ مي‌كرد. او، بنا به‌ كتيبة‌ مزارش‌ و بنا به‌ سندي‌ در بايگاني‌ موزة‌ طوپقاپي‌ سراي‌ (ش‌ 6102 E )، در 24 محرم‌ 928 درگذشت‌.بيقلي‌، در منابع‌، دولتمردي‌ عادل‌، مقتدر و مدّبر معرفي‌ شده‌ است‌. از گزارشهايي‌ كه‌ برايش‌ فرستاده‌ مي‌شده‌ است‌ (طوپقاپي‌ سراي‌ موزه‌ سي‌ آرشيوي‌، ش‌ 8308،9647،739 ، 10) چنين‌ برمي‌آيد كه‌ در دربار شاه‌ اسماعيل‌ مأموراني‌ داشته‌، و هميشه‌ تحرّكات‌ نظامي‌ صفويان‌ را زير نظر مي‌گرفته‌ است‌. امروزه‌ نيز مردم‌ دياربكر، بيقلي‌ را فاتح‌ اين‌ شهر مي‌شناسند. او مسجدي‌ نيز در دياربكر بنا كرده‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ پوشش‌ سربي‌ گنبدش‌، مسجد قورشونْلي‌ ] = مسجد سربي‌ [ نام‌ دارد، و به‌ نام‌ مسجد فاتح‌ پاشا نيز خوانده‌ مي‌شود. او موقوفاتي‌ نيز براي‌ تأمين‌ مستمري‌ امام‌ جماعت‌، خطيب‌، مؤذن‌ و ديگر خدمة‌ مسجد، و همچنين‌ براي‌ تأمين‌ هزينه‌هاي‌ مختلف‌ آن‌ اختصاص‌ داده‌ است‌. بنا به‌ «دفتر تحرير» (آمار) سنجقِ آمِد، مورخ‌ 924 (باشباقانلق‌ آرشيوي‌، تحرير دفتري‌ ، ش‌ 64)، او روستاي‌ علي‌ پينار را كه‌ مالك‌ آن‌ بود، وقف‌ مسجد مذكور كرد (طوپقاپي‌ سراي‌ موزه‌ سي‌ آرشيوي‌، ش‌ 607 ، 11). بنا به‌ سندي‌ ديگر، به‌ تاريخ‌ اول‌ جمادي‌الا´خره‌ 1211، يك‌ خانقاه‌ نيز جزو موقوفات‌ آن‌ مسجد بوده‌ است‌ (باشباقانلق‌ آرشيوي‌، جودت‌ ـ اوقاف‌، ش‌ 2608).بيقلي‌ برادري‌ به‌ نام‌ اويس‌ پاشا داشت‌، كه‌ در سالهاي‌ 939ـ941 بيگلربيگي‌ بغداد و حلب‌ بود و در 954، به‌ دست‌ ياغيي‌ به‌ نام‌ پهلوان‌ حسن‌، كشته‌ شد. محمدپاشا، پسر اويس‌ پاشا، نيز در 998، والي‌ طرابلس‌ غرب‌ بود و در ازميت‌ وفات‌ كرد. مصطفي‌ پاشا، پسر بيقلي‌ محمدپاشا، نيز در 922 بيگِ سنجق‌ غزّه‌، و در 946 بيگِ سنجقِ زَبيد بود، سپس‌ بيگلربيگي‌ يمن‌ شد و بعداز 949 درگذشت‌. مقبرة‌ بيقلي‌ محمدپاشا در ضلع‌ شرقي‌ مسجدي‌ كه‌ در دياربكر ساخته‌ بود قرار دارد.منابع‌: چركزلركاتبي‌ يوسف‌، سليمنامه‌ ، كتابخانة‌ جان‌ ريلندز منچستر، نسخ‌ خطي‌ تركي‌، ش‌136، گ‌ 40رـ پ‌؛ حيدرچلبي‌، روزنامه‌ ، در فريدون‌ بيگ‌پاشا، منشآت‌ ، استانبول‌ 1274، ج‌1، ص‌470ـ471، 474؛ خواجه‌ سعدالدين‌، تاج‌التواريخ‌ ، استانبول‌ 1279ـ1280، ج‌2، ص‌315ـ316؛ فريدن‌ بيگ‌پاشا، منشآت‌ السلاطين‌ ، استانبول‌ 1274ـ 1275، ج‌1، ص‌418ـ 419؛ ابوالفضل‌ محمد، ذيل‌ هشت‌ بهشت‌ ، كتابخانة‌ سليمانيه‌، اسعد افندي‌، ش‌2447، گ‌ 74رـ 83 ر؛ مصطفي‌بن‌ جلال‌، داستان‌ سلطان‌ سليم‌ ، موزة‌ بريتانيا، نسخ‌ خطي‌ تركي‌، ش‌7848. Add ، گ‌ 164ر؛ ي‌. فون‌ هامر، دولت‌ علية‌ عثمانيه‌ تاريخي‌ ، ترجمة‌ محمدعطا، استانبول‌ 1329ـ1337، ج‌4، ص‌165؛J. L. Bacque Grammont and Chahryar Adle, "Quatre lettres de Seref Beg des Bitlis (1516-1520)", Isl , LXIII/1 (1986), 90-118; idem, "Une lettre de Hassan Beg de Immadiyye sur les affaires d'Iran en 1516", Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae, XXXVI/ 1-3 (1982), 29-32; Nejat Gخyدn µ, XVI. Yدzy i lda Mardin Sancag §l, Istanbul 1969, 17-34; M. I lhan, "B ây âkl âMehmed Pa ía'n ân Dog §u Anadolu'daki Askeri Faaliyetleri", Tدrk Tarih Kongresi, Kongreye Sunulan Bildiriler , IX (1988), 807-817; idem, "Diyarbak âr Fa ªtihi ve Beylerbeyi B ây âk âMehmed Pa ía", in Atatدrk ve Diyarbak i r, Diyarbak âr 1981, 137-162; M. C. ìehabeddin Tekindag §, "Selim na ªmeler", TED , I (1970), 197-213; Faruk Sدmer, Safev i ªDevletinin Kurulu íu ve Geli ímesinde Anadolu Tدrklerinin Rolد , Ankara 1976, 39-40; TA , XXXIII, 414; ´ag §atay Ulu µay, "Yavuz Sultan Selim Nas âl Padi íah Oldu?", TD , VII/10 (1954), 117-142; ibid. VIII/11-12 (1956), 193-198.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهدي‌ ايلخان‌ ( د. ا. د. ترك‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده