بیضا(1)
معرف
بيضا(1) ،# بخش‌ (و دهستان‌) و شهرتاريخي‌ در فارس‌.
متن
بيضا(1) ، بخش‌ (و دهستان‌) و شهرتاريخي‌ در فارس‌.1) بخش‌ بيضا . در شهرستان‌ سپيدان‌، در شمال‌غربي‌ استان‌ فارس‌ در منطقة‌ سردسير، در دشتي‌ چمن‌زار واقع‌ شده‌ و مشتمل‌ است‌ بر دهستانهاي‌ بيضا، بانِش‌ و كوشْكْهزار. از شمال‌ به‌ بخش‌ كامفيروز (در شهرستان‌ مرودشت‌)، از مشرق‌ به‌ شهرستان‌ مرودشت‌، از جنوب‌ به‌ شهرستان‌ شيراز و از مغرب‌ به‌ بخش‌ مركزي‌ (شهرستان‌ سپيدان‌) محدود است‌. از كوههاي‌ مهم‌ آن‌ گَر، مُور، شِش‌پير و نِسا (از رشته‌ كوههاي‌ زاگرس‌) است‌، و تَنگ‌ غوره‌دان‌ (قوره‌دان‌) در دامنة‌ شمالي‌ كوه‌ غوره‌دان‌ (در حدود 26 كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ اردكان‌) واقع‌ است‌. رود فصلي‌ اردكان‌ و رود شش‌پير اراضي‌ آن‌ را مشروب‌ مي‌كنند. رود كُر درجانب‌ شمال‌ شرقي‌ آن‌ جريان‌ دارد. اين‌ بخش‌، داراي‌ چندين‌ رشته‌ قنات‌ و چشمه‌هاي‌ فراوان‌ است‌، از جمله‌ جَوَرَك‌، چله‌گاه‌ بزرگ‌، چله‌گاه‌ كوچك‌، انجيرك‌ و هفت‌خوان‌ (كنار دهكدة‌ هفت‌خوان‌). آباديهاي‌ آن‌ عمدتاً در دشت‌ قرار گرفته‌ است‌. از گيا، درختان‌ بلوط‌، بَنه‌، بادام‌ كوهي‌، كتيرا، گَوَن‌ و گل‌گاوزبان‌، و از زيا، بزكوهي‌، قوچ‌، ميش‌، آهو، گرگ‌، گراز، روباه‌ و خرگوش‌، و از پرندگان‌ كبك‌ و تيهو دارد. محصولات‌ مهم‌ آن‌ گندم‌، جو، بُنشن‌، انگور، سيب‌ و تره‌بار است‌. پرورش‌ دام‌ (گوسفند، گاو و شتر) و زنبور عسل‌ در آن‌ رايج‌ است‌. گليم‌بافي‌ و قالي‌بافي‌ از صنايع‌ دستي‌ آن‌ به‌ شمار مي‌آيد. قاليهاي‌ آن‌ با نقشهاي‌ سالاري‌ و محمدي‌ صادر مي‌شود. تيرة‌ كَرَمي‌، از طوايف‌ ايل‌ قشقايي‌، در آن‌ ساكن‌ شده‌اند، و تيره‌هايي‌ از لُرهاي‌ مَمَسني‌ در آن‌ به‌سر مي‌برند. آباديهاي‌ مهم‌ بخش‌ بيضا عبارت‌ است‌ از: هِرابال‌ (مركز دهستان‌ بيضا) در حدود 54 كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ اردكان‌ كه‌ دو زيارتگاه‌ به‌ نامهاي‌ ناصربن‌عمار و امامزاده‌ ابراهيم‌ دارد (ايران‌. وزارت‌ دفاع‌. ادارة‌ جغرافيائي‌ ارتش‌، ج‌ 92، ص‌ 438)؛ بانِش‌ (مركز دهستان‌بانش‌)؛ كوشك‌هزار (مركز دهستان‌ كوشك‌ هزار)؛ و تل‌بيضا ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌) در 63 كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ اردكان‌ (رزم‌آرا، ج‌ 7، ص‌ 51 ـ52) كه‌ آثار قديمي‌ بسياري‌ دارد (كيهان‌، ص‌ 226). آباديهاي‌ مهم‌ دهستان‌ بيضا عبارت‌ است‌ از: ده‌ مَلْيان‌ (در 64 كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ اردكان‌) كه‌ آثاري‌ از چند قلعة‌ قديمي‌، يك‌ تپة‌ باستاني‌ و زيارتگاهي‌ به‌ نام‌ سيداحمدشاه‌ دارد (ايران‌. وزارت‌ دفاع‌. ادارة‌ جغرافيائي‌ ارتش‌، ج‌ 92، ص‌ 404)؛ دهكدة‌ شيخ‌ عَبود كه‌ زيارتگاهي‌ به‌ نام‌ شيخ‌ شهاب‌الدين‌ و محلي‌ به‌ نام‌ شاه‌غيب‌ دارد (همان‌، ج‌ 103، ص‌ 102) و دهكدة‌ «زيادآباد» (حدود 59 كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ اردكان‌) كه‌ برخي‌ آن‌ را همان‌ «قلعة‌ زياد» ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌) دانسته‌اند (فسائي‌، ص‌181ـ182).مردان‌ بزرگي‌ اهل‌ بيضا بوده‌اند، از جمله‌ سيبويه‌ * دانشمند نحوي‌ (متوفي‌ 194)، حسين‌بن‌ منصور حلاج‌ * (متوفي‌ 307) صوفي‌ مشهور و عبدالله‌بن‌عمر بيضاوي‌ * (متوفي‌ 696) مفسّر قرآن‌.2) شهرتاريخي‌ بيضا . يكي‌ از شهرهاي‌ كهن‌ و تاريخي‌ ايران‌ در ناحية‌ بيضا كه‌ در سردسير فارس‌ قرار داشت‌ (اصطخري‌، ص‌ 143) و ويرانه‌هاي‌ آن‌ نزديك‌ آبادي‌ مَلْيان‌ برجاست‌ (فرصت‌ شيرازي‌، ص‌ 336). ياقوت‌ حموي‌، به‌ نقل‌ از حمزة‌ اصفهاني‌، مي‌نويسد: نام‌ بيضا معرّبِ معنايي‌ «دَر اِسْفيد» ] احتمالاً دژ سپيد [ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 791). نام‌ فارسي‌ آن‌، نَسا، نَسايك‌/ نَساتك‌/ نَشانك‌ بود (اصطخري‌، ص‌ 126؛ ابن‌حوقل‌، ص‌ 281). بناي‌ شهر بيضا را به‌ گشتاسب‌، پسر لُهراسب‌ كياني‌، نسبت‌ مي‌دهند (حمدالله‌ مستوفي‌، ص‌ 147). در زمان‌ ساسانيان‌، به‌ نوشتة‌ طبري‌ (ج‌ 2، ص‌ 38)، هنگامي‌كه‌ اردشير هفت‌ساله‌ شد، پدرش‌، بابك‌، او را با خود به‌ نسا (بيضا) نزد جُوزِهْر (يا جُزِهر/گوزِهْر) شاه‌ برد. اردشير، هنگامي‌ كه‌ بزرگ‌ شد، به‌ پدر توصيه‌ كرد كه‌ بر گوزِهر كه‌ ] تختگاهش‌ [ در بيضا ] نسا [ بود بشورد. پدر نيز چنين‌ كرد؛ گوزهر را كشت‌ و تاج‌ او را گرفت‌ (نيز رجوع كنيد بهنولدكه‌، ص‌ 42ـ 43). و نيز نسايك‌، تختگاه‌ رام‌بهشت‌، همسر ساسان‌ و دختر شاه‌ خاندان‌ بازرنگي‌، بود (هوار، ص‌ 123). در سال‌ 17، عمربن‌ خطاب‌، عثمان‌بن‌ ابي‌العاص‌ را مأمور تسخير كورة‌ اصطخر كرد، اما والي‌ اصطخر با پذيرفتن‌ پرداخت‌ جزيه‌ به‌ وي‌، سبب‌ شد كه‌ اهالي‌ بيضا دچار جنگ‌ نشوند (فسائي‌، ج‌ 1، ص‌ 173ـ175). در سال‌ 28، عامربن‌ كريز به‌ سرزمين‌ بارِز و قلاع‌ فارس‌ ـ كه‌ تحت‌ سلطه‌ اهالي‌بيضا بود ـ حمله‌ برد و آنجا را فتح‌ كرد (ابن‌سعد، ج‌ 5، ص‌ 45ـ 46). در سال‌ 39، زمان‌ خلافت‌ امام‌ علي‌ عليه‌السلام‌، اهالي‌ فارس‌ از دادن‌ خراج‌ به‌ سهل‌بن‌ حنيف‌ خودداري‌ كردند. امام‌ علي‌ عليه‌السلام‌، زيادبن‌ ابيه‌ را نزد آنان‌ فرستاد. او با اهالي‌ بيضا مدارا كرد و شهر اصطخر را مقرّ حكومت‌ خويش‌ ساخت‌ و ميان‌ بيضا و اصطخر قلعه‌اي‌ بنا كرد كه‌ «قلعة‌ زياد» نام‌ گرفت‌ و اموال‌ را آنجا برد (طبري‌، ج‌ 5، ص‌ 137ـ 138). در 129، بيضاي‌ اصطخر نبردگاه‌ عامربن‌ ضُباره‌، فرمانده‌ مروان‌ دوم‌ خليفة‌ اموي‌، با عبدالله‌بن‌ معاويه‌ بود (همان‌، ج‌ 7، ص‌ 352). جغرافي‌دانان‌ قرن‌ سوم‌، بيضا را از شهرهاي‌ كورة‌ اصطخر به‌ شمار آورده‌اند؛ و فاصلة‌ آن‌ را تا شيراز، شش‌ فرسنگ‌ (ابن‌ فقيه‌، ص‌ 202ـ203) يا هفت‌فرسنگ‌ (ابن‌خرداذبه‌، ص‌ 46ـ47) نوشته‌اند. در همين‌ دوره‌ (261) سراپردة‌ سلطنت‌ يعقوب‌ ليث‌ در بيضا، كه‌ مرغزار وسيعي‌ داشت‌، برپا شد (فسائي‌، ج‌ 1، ص‌ 210) و او با محمدبن‌ واصل‌، در ناحية‌ مروسدان‌ (مروستان‌ يا مروست‌/ مرودشت‌)، از نواحي‌ بيضا، جنگيد (اصطخري‌، ص‌ 143). در قرن‌ چهارم‌، بيضا از بزرگترين‌ شهرهاي‌ كورة‌ اصطخر به‌ شمار مي‌رفت‌ و داراي‌ قلعه‌، حصار، بارو و رَبَض‌ بود. بناهاي‌ آن‌ را از گل‌ ساخته‌ بودند و عماراتش‌ كامل‌، هواي‌ آن‌ مرطوب‌ و ] خود شهري‌ [ پرنعمت‌ بود و از آنجا به‌ شيراز غله‌ مي‌بردند (همان‌، ص‌ 126ـ 127؛ابن‌حوقل‌، ص‌ 266، 272، 281).در اواخر همين‌ قرن‌، مقدسي‌ آن‌ را از شهرهاي‌ شيراز به‌ شمار آورده‌، مي‌افزايد: نَسا كه‌ به‌ آن‌ بيضا گويند، شهري‌ پاكيزه‌، زيبا و خوش‌ آب‌ وهواست‌، و در آن‌ مسجد جامع‌ و زيارتگاه‌ است‌ (ص‌ 423ـ424، 432). در 415، قوام‌الدولة‌ ديلمي‌ (متوفي‌ 419) مشهور به‌ قوام‌الدوله‌ ابوالفوارس‌ با برادرش‌، سلطان‌الدوله‌ ديلمي‌ (متوفي‌ 415)، ميان‌ شهر بيضا و شهر اصطخر نبرد سختي‌ كرد كه‌ منجر به‌ شكست‌ ابوالفوارس‌ شد (ابن‌اثير، ج‌ 7، ص‌ 318). در 442، طغرل‌بيك‌ با سپاهيانش‌ به‌ ] ناحية‌ [ بيضا رفت‌ و آباديهاي‌ آنجا را تاراج‌ كرد و با غنيمت‌ بسيار بازگشت‌ (همان‌، ج‌ 8، ص‌ 54،62). در 447 فولاد، فرمانده‌ ديلمي‌ كه‌ قلعة‌ اصطخر را تصرف‌ كرده‌ بود، به‌ شيراز رفت‌ و خطبه‌ به‌ نام‌ طغرل‌ بيك‌ را قطع‌ كرد و به‌ نام‌ ابي‌سعد، برادر طغرل‌بيك‌، خواند. ابي‌سعد آن‌ را خدعه‌ خواند و شيراز را محاصره‌ كرد و عدة‌ زيادي‌ در شيراز از گرسنگي‌ مردند. فولاد به‌ نواحي‌ بيضا و قلعة‌ اصطخر پناه‌ برد و سپاهيان‌ ابي‌سعد آنجا را نيز تصرف‌ كردند (همان‌، ج‌ 8، ص‌ 69). در اوايل‌ قرن‌ ششم‌، بيضا شهري‌ كوچك‌ اما نيكو بود و مرغزاري‌ ده‌ فرسنگ‌ در ده‌ فرسنگ‌، نواحي‌ بسيار، مسجد جامع‌ و منبر داشت‌ و آباد بود (ابن‌بلخي‌، ص‌ 128ـ 129) و قلعة‌ بيضا هنوز اهميت‌ داشت‌، چنانكه‌ در 533 در دستيابي‌ اميرقراسُنْقُر به‌ شهرهاي‌ فارس‌، اتابك‌ قراسنقر به‌ جنگ‌ باامير بوزَبه‌ ] =بوز اَبه‌ [ رفت‌، و بوزبه‌ از بيم‌ او به‌ قلعة‌ بيضا پناه‌ برد (ابن‌اثير، ج‌ 8، ص‌ 365).در دورة‌ اتابك‌ ابوبكر (متوفي‌ 607) در بيضا رباطي‌ به‌ نام‌ مظفري‌ و رباط‌ شيخ‌ جمال‌الدين‌ حسين‌ دزكي‌ ساخته‌ شد (زركوب‌ شيرازي‌، ص‌ 60). در قرن‌ هفتم‌، قلعة‌ بيضا وجود داشته‌ كه‌ به‌ آن‌ «قلعة‌ سپيد» مي‌گفتند، چنانكه‌ چون‌ اتابِكْ سعد زنگي‌ در بيضا وفات‌ يافت‌ ] در 622 [ ، وزير او، خواجه‌ غياث‌الدين‌ يزدي‌، انگشتري‌ وي‌ را به‌ «قلعة‌ سپيد» فرستاد (رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، ج‌ 1، ص‌ 659). آورده‌اند كه‌ در بيضا انگورهايي‌ مي‌روييد كه‌ هر دانة‌ آن‌ ده‌مثقال‌ بود، و سيبهايي‌ بود كه‌ دور هريك‌ از آن‌ دو وجب‌ بود. بيضا همچنين‌ مار و عقرب‌ و ساير حيوانات‌ موذي‌ داشت‌ (قزويني‌، ص‌ 110). در اوايل‌ قرن‌ هشتم‌، حمدالله‌ مستوفي‌ نوشته‌هاي‌ ابن‌بلخي‌ را دربارة‌ شهربيضا تكرار كرده‌ ولي‌ از مسجد جامع‌ و منبر آن‌ سخني‌ نياورده‌ است‌؛ زيرا كه‌ ظاهراً پس‌ از حملة‌ مغول‌، به‌ علت‌ جنگهاي‌ پي‌درپي‌، از ميان‌ رفته‌ بوده‌ است‌. در دورة‌ تيموريان‌، دشت‌ بيضا همچنان‌ محل‌ كارزار اميرزاده‌ها بود، به‌طوري‌ كه‌ در 818، اميرزاده‌ ابراهيم‌ سلطان‌ با اميرزاده‌ بايقرا در آنجا باهم‌ جنگيدند (فسائي‌، ج‌ 1، ص‌ 335).از دورة‌ زنديه‌ به‌ بعد، در منابع‌، نام‌ تل‌ بيضا آمده‌ كه‌ ظاهراً مكان‌ قديمي‌ شهر بيضا، و گذرگاه‌ و توقفگاه‌ سپاهيان‌ زنديه‌ و قاجار بوده‌ است‌. احتمالاً در اين‌ موقع‌، بلوك‌ بيضااز لحاظ‌ كشاورزي‌ وضع‌ مناسبي‌ داشته‌ است‌، به‌طوري‌ كه‌ هنگام‌ حملة‌ آقا محمدخان‌ قاجار به‌ فارس‌، در پايان‌ دورة‌ لطفعلي‌خان‌ زند (حك : 1203ـ1209)، سيورسات‌ سپاهيان‌ لطفعلي‌خان‌ از بلوك‌ بيضا تأمين‌ مي‌شد (شهاوري‌ شيرازي‌، ص‌ 72، 93). در 1311، درازاي‌ بلوك‌ بيضا از بوزنجان‌ (حدود سي‌ كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ اردكان‌) تا كوشك‌ (21 كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌ زرقان‌) هشت‌ فرسنگ‌ و پهناي‌ آن‌ از قرية‌ تنگ‌ خياره‌ (73 كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ اردكان‌) بيشتر از سه‌ فرسنگ‌ بود. از شمال‌ به‌ رامجرد و كامفيروز، از مغرب‌ به‌ اردكان‌، و از جنوب‌ به‌ حومة‌ شيراز محدود مي‌شد و مرغزار آن‌، «قرق‌ بيضا»، سه‌ فرسنگ‌ در يك‌ فرسنگ‌ وسعت‌ داشت‌ و چراگاه‌ اسبهاي‌ ديواني‌ و توپخانة‌ شيراز بود. نام‌ قصبه‌ ] = مركز [ بلوك‌ بيضا در اين‌ دوره‌، «تل‌ بيضا» بود (فسائي‌، ج‌ 2، ص‌ 1270). شهر مَلْيون‌ (آبادي‌ مَلْيان‌ امروزي‌ در كنار ويرانه‌هاي‌ آن‌ قرار دارد) مركز قديمي‌ بيضا بود كه‌ در آن‌ محل‌، آثار فراواني‌ از عمارات‌ بزرگ‌ ويران‌ شده‌ و نيز در بعضي‌ از جاهاي‌ آن‌ آثار باروي‌ قديمي‌ شهر ديده‌ مي‌شود (همانجا) كه‌ وجود بيضاي‌ بزرگ‌ و تاريخي‌ قرون‌ گذشته‌ را ثابت‌ مي‌كند.منابع‌: ابن‌اثير، الكامل‌ في‌التاريخ‌ ، بيروت‌ 1405/1985؛ ابن‌بلخي‌، فارس‌نامه‌ ، چاپ‌ گي‌لسترنج‌ و رينولد آلن‌ نيكلسون‌، لندن‌ 1921، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1363 ش‌؛ ابن‌حوقل‌، كتاب‌ صورة‌ الارض‌ ، چاپ‌ كرامرس‌، ليدن‌ 1967؛ ابن‌خرداذبه‌، كتاب‌ المسالك‌ والممالك‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ ابن‌سعد، الطبقات‌ الكبري‌ ، بيروت‌ 1405/1985؛ابن‌فقيه‌، مختصركتاب‌ البلدان‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ ابراهيم‌بن‌ محمد اصطخري‌، كتاب‌ مسالك‌الممالك‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ ايران‌. وزارت‌ دفاع‌. ادارة‌ جغرافيائي‌ارتش‌، فرهنگ‌ جغرافيائي‌آباديهاي‌ كشور جمهوري‌اسلامي‌ايران‌ ، ج‌92: اردكان‌ ، ج‌103: شيراز ، تهران‌ 1362ش‌؛ جديدترين‌نقشة‌ راهها و تقسيمات‌كشوري‌ جمهوري‌اسلامي‌ايران‌ ، مشهد: مؤسسة‌ جغرافيايي‌ و انتشارات‌ ماهوان‌، 1377 ش‌؛ عباس‌ جعفري‌، گيتاشناسي‌ ايران‌ ، ج‌ 1: كوههاوكوهنامة‌ ايران‌ ، تهران‌ 1368 ش‌؛ حمدالله‌بن‌ابي‌بكر حمدالله‌مستوفي‌، نزهة‌القلوب‌ ،چاپ‌ محمد دبيرسياقي‌، تهران‌ 1336 ش‌؛ حسينعلي‌ رزم‌آرا، فرهنگ‌ جغرافيائي‌ ايران‌ ( آباديها )، ج‌ 7: استان‌ هفتم‌ ( فارس‌ )، تهران‌ 1355 ش‌؛ رشيدالدين‌ فضل‌الله‌، جامع‌التواريخ‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌ و مصطفي‌ موسوي‌، تهران‌ 1373ش‌؛ احمدبن‌ابي‌الخير زركوب‌ شيرازي‌، شيرازنامه‌ ، چاپ‌ بهمن‌ كريمي‌، تهران‌ 1310 ش‌؛ عبدالكريم‌بن‌ علي‌رضا شهاوري‌ شيرازي‌، تاريخ‌ زنديه‌: جانشينان‌ كريم‌خان‌ زند ، چاپ‌ ارنست‌ بئير، تهران‌ 1365 ش‌؛ محمدبن‌جرير طبري‌، تاريخ‌ الطبري‌: تاريخ‌ الامم‌ و الملوك‌ ، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، بيروت‌ ] 1382ـ 1387/ 1962ـ 1967 [ ؛ محمدنصيربن‌ جعفر فرصت‌ شيرازي‌، آثارالعجم‌: در تاريخ‌ و جغرافياي‌ مشروح‌ بلاد و اماكن‌ فارس‌ ، چاپ‌ سنگي‌ بمبئي‌ 1314، چاپ‌ علي‌ دهباشي‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1362 ش‌؛ حسن‌بن‌ حسن‌ فسائي‌، فارسنامة‌ ناصري‌ ، چاپ‌ منصور رستگار فسائي‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ زكريا بن‌ محمد قزويني‌، كتاب‌ آثارالبلاد و اخبارالعباد ، چاپ‌ ووستنفلد، ويسبادن‌ 1967؛ مسعود كيهان‌، جغرافياي‌ مفصل‌ ايران‌ ، تهران‌ 1310ـ1311 ش‌؛ محمدبن‌ احمد مقدسي‌، كتاب‌ احسن‌التقاسيم‌ في‌ معرفة‌الاقاليم‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ تئودور نولدكه‌، تاريخ‌ ايرانيان‌ و عربها در زمان‌ ساسانيان‌ ، ترجمة‌ عباس‌ زرياب‌، تهران‌ ] تاريخ‌ مقدمه‌ 1358 ش‌ [ ؛ كلمان‌ هوار، ايران‌ و تمدن‌ ايراني‌، ترجمة‌ حسن‌ انوشه‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ ياقوت‌ حموي‌، معجم‌البلدان‌ ، چاپ‌ فرديناند ووستنفلد، لايپزيگ‌ 1866ـ1873، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1965.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

معصومه‌ بادنج‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده