بیروت‌
معرف
تخت‌ و بزرگترين‌ شهر و بندر اصلي‌ جمهوري‌ لبنان‌
متن
بيروت‌ ، پايتخت‌ و بزرگترين‌ شهر و بندر اصلي‌ جمهوري‌ لبنان‌. اين‌ شهر واقع‌ در َ54 ْ33 عرض‌ شمالي‌ و َ28 ْ35 طول‌ شرقي‌، نخست‌ قسمت‌ شمالي‌ دماغه‌اي‌ در ساحل‌ مديترانه‌ را در برمي‌گرفت‌ و اينك‌ با 67 كيلومتر مربع‌ مساحت‌، تقريباً همة‌ سطح‌ آن‌ را پوشانده‌ است‌ (نادري‌ سميرمي‌، ص‌ 9). بيروت‌ از دو تپة‌ الاَشرفيه‌ (بيروت‌ شرقي‌) و المُصَيطَبه‌ (بيروت‌ غربي‌) تشكيل‌ يافته‌ كه‌ به‌صورت‌ شبه‌جزيره‌اي‌ مثلثي‌ به‌سوي‌ دريا پيش‌ مي‌رود. در سمت‌ داخلي‌، جلگة‌ ساحلي‌ باريكي‌ (الساحل‌) قرار دارد كه‌ از دهانة‌ نهرالكلب‌ در شمال‌ تا نهرالدامور در جنوب‌ امتداد مي‌يابد ( بريتانيكا ، ذيل‌ مادّه‌).ريشة‌ واژة‌ بيروت‌ ديرزماني‌ مورد بحث‌ بوده‌ است‌. ترديد نيست‌ كه‌ اين‌ كلمه‌ از لفظ‌ عبري‌ بِئِروت‌ ، جمع‌ بِئِر ، به‌معناي‌ چاه‌، مشتق‌ است‌. معناي‌ اين‌ واژه‌ در زبانهاي‌ سرياني‌ و فنيقي‌ نيز همين‌ است‌، كه‌ به‌ منابع‌ غني‌ آب‌ (چاهها و چشمه‌ها) در بيروت‌ اشاره‌ دارد (سليمان‌، ص‌ 25؛ سبارو، ص‌ 14؛ جيدجيان‌، ص‌ 248). سكونت‌ انسان‌ در اين‌ منطقه‌ به‌ دوران‌ پيش‌ از تاريخ‌ مي‌رسد، زيرا در آنجا آثاري‌ از دوره‌هاي‌ معروف‌ به‌ آشولي‌ و لووالوايي‌ برجاي‌ مانده‌ است‌. بيروت‌ از قديمترين‌ شهرهاي‌ خاورميانه‌ به‌شمار مي‌آيد. آثار مهمي‌ از دوره‌هاي‌ مصري‌، فنيقي‌، يوناني‌، رومي‌، بيزانسي‌، ايراني‌ و عثماني‌ در اين‌ شهر كشف‌ شده‌ است‌ (سبارو، ص‌ 32، 40، 140). در زمان‌ فنيقيها بندري‌ در سواحل‌ فنيقيه‌ بوده‌ كه‌ از آن‌ با نام‌ بروتا در كتيبه‌هاي‌ تل‌العَمارنه‌ (قرن‌ چهاردهم‌ پيش‌ از ميلاد) ياد شده‌ است‌. در اين‌ عهد بيروت‌ شهر كوچكي‌ بود كه‌ شهر معروف‌ بيبلوس‌ (جُبيل‌ امروزي‌) آن‌ را تحت‌الشعاع‌ قرار داده‌ بود.در حدود 200 پيش‌ از ميلاد، آنتيوخوس‌ سوم‌ (آنتيوخوس‌ كبير) بر بطلميوس‌ پنجم‌ پيروز شده‌ و بيروت‌ را ضميمة‌ قلمرو سلوكيها و سوريه‌ كرد. اين‌ شهر كه‌ زماني‌ لاذقية‌ (لائوديكيا ي‌) كنعان‌ خوانده‌ مي‌شد، در حدود 140 پيش‌ از ميلاد، به‌دست‌ تريفون‌ ، اشغالگر سوري‌، ويران‌ شد. اما به‌رغم‌ اين‌ فاجعه‌، بندر بيروت‌ به‌سبب‌ روابط‌ بازرگاني‌ با جزيرة‌ دلوس‌ ، ايتالياييها و روميها رونق‌ فراوان‌ گرفت‌ و عاقبت‌ نقش‌ خود را به‌عنوان‌ رابط‌ ميان‌ شرق‌ و غرب‌ بازيافت‌. باوجود اين‌، بيروت‌ تا 14 پيش‌ از ميلاد (قس‌ جيدجيان‌، ص‌250: در آغازين‌ قرن‌ اول‌ ميلادي‌) كه‌ به‌ مقام‌ كولوني‌ ارتقا يافت‌ مشهور نشد. اين‌ كولوني‌، به‌ نام‌ دختر امپراتور روم‌، بريتوس‌ خوانده‌ شد (همانجا). بريتوس‌ در مدتي‌ كوتاه‌ به‌ مركز بزرگ‌ اداري‌ (كه‌ هرودس‌ كبير و جانشينانش‌ در آنجا مسكن‌ گزيدند)، پايگاه‌ عمدة‌ بازرگاني‌ و دادوستد، و مركز علمي‌ معتبري‌ تبديل‌ شد. مدرسة‌ حقوق‌ آن‌، از قرن‌ سوم‌ ميلادي‌، شهرتي‌ خاص‌ يافت‌ و با مدارس‌ آتن‌ و اسكندريه‌ و قيصريه‌ به‌ رقابت‌ برخاست‌ (نيز رجوع کنید به همان‌، ص‌ 256). در اواخر قرن‌ چهارم‌ ميلادي‌، بريتوس‌ يكي‌ از مهمترين‌ شهرهاي‌ فنيقيه‌ و مركز اسقف‌نشين‌ شد. در 551 ميلادي‌، زلزله‌اي‌ سخت‌ همراه‌ با طغيان‌ آب‌ شهر را ويران‌ ساخت‌. يوستي‌نيانوس‌ خرابيها را مرمت‌ كرد، اما شهر ديگر آن‌ شكوه‌ پيشين‌ را نداشت‌ و هنگامي‌ كه‌ سپاهيان‌ ابوعُبَيده‌ در 14/635 (قس‌ سبارو، ص‌ 37ـ 38: 13/634) وارد آن‌ شدند اين‌ شهر كه‌ روزي‌ مهمترين‌ شهر رومي‌ در شرق‌ به‌شمار مي‌آمد، مانند روستايي‌ كوچك‌ بود كه‌ جمعيت‌ و آباداني‌ چنداني‌ نداشت‌ (همان‌، ص‌38) و حتي‌ فاقد مواضع‌ تدافعي‌ بود.با پيروزي‌ مسلمانان‌، دوران‌ تازه‌اي‌ براي‌ بيروت‌ آغاز شد. معاويه‌، خليفة‌ اموي‌، گروههايي‌ از ايرانيان‌ را به‌ آنجا كوچ‌ داد تا شهر و اطراف‌ آن‌ را، براي‌ دفاع‌ در برابر تهاجمات‌ روم‌ شرقي‌ (همان‌، ص‌ 43ـ44، 46) پرجمعيت‌ سازد. همچنين‌، شهر را به‌ مواضع‌ تدافعي‌ مجهز ساخت‌ و آن‌ را به‌ پايگاه‌ ناوگان‌ دريايي‌ مسلمانان‌، براي‌ حمله‌ به‌ مراكز دريايي‌ ناوگان‌ روم‌ شرقي‌، تبديل‌ كرد (همان‌، ص‌ 43، 45ـ46). پرورش‌ كرم‌ ابريشم‌ دوباره‌ رونق‌ يافت‌ و روابط‌ بازرگاني‌، نخست‌ به‌صورت‌ داخلي‌ (با دمشق‌) و بعدها با مصر از سرگرفته‌ شد. در قرون‌ اولية‌ اسلامي‌، بيروت‌ همچون‌ «رباط‌ * » تلقي‌ مي‌شد و فقيه‌ بزرگ‌ شام‌، اوزاعي‌ * (متوفي‌ 157) مقرّ خود را آنجا قرار داد و همانجا درگذشت‌. در 364/ 975 يوحنا زيميسكس‌ (شمشقيق‌) بر بيروت‌ چيره‌ شد. اما فاطميان‌ اندكي‌ بعد آن‌ را از روم‌شرقي‌ بازپس‌ گرفتند. جغرافيدانان‌ مسلمان‌ قرنهاي‌ چهارم‌ و پنجم‌ جملگي‌ اشاره‌ كرده‌اند كه‌ در آن‌ دوران‌ شهر داراي‌ استحكامات‌ و تابع‌ «جُند» (ايالت‌) دمشق‌ بوده‌ است‌.جنگهاي‌ صليبي‌ براي‌ بيروت‌ مسائل‌ تازه‌اي‌ پيش‌ آورد: صليبيون‌ كه‌ در 492/1099 از تمام‌ طول‌ سواحل‌ شمالي‌ بيروت‌ سرازير شده‌ بودند، منحصراً از بيروت‌ به‌عنوان‌ محل‌ تأمين‌ آذوقه‌ استفاده‌ مي‌كردند. آنها پس‌ از فتح‌ بيت‌المقدس‌ دوباره‌ به‌ اين‌ شهر بازگشتند. در 503/1110 بودوئن‌ (بالدوين‌) اول‌ و برتران‌ دوسن‌ ژيل‌ شهر را از خشكي‌ و دريا محاصره‌ كردند. يك‌ دسته‌ از كشتيهاي‌ جنگي‌ مصر توانستند خوراك‌ محاصره‌شدگان‌ را تأمين‌ كنند. اما عاقبت‌، ياري‌ كشتيهاي‌ جنگي‌ پيزا و جِنوا (ژِن‌) به‌ مهاجمان‌ امكان‌ داد كه‌ حمله‌ برند و در 21 شوال‌ 503/13 مه‌1110 شهر را به‌تصرف‌ درآورند. در 505/1112 نخستين‌ اسقف‌ لاتيني‌ بيروت‌ تعيين‌ شد و كليساي‌ يحيي‌ معمدان‌ بنا شد كه‌ بعدها به‌ مسجدالعُمَري‌ تبديل‌ گرديد. در جمادي‌الاولي‌ 583/ اوت‌ 1187، پس‌ از هشت‌روز محاصره‌، صلاح‌الدين‌ ايوبي‌ به‌ طرز مسالمت‌آميزي‌ وارد شهر شد (ابن‌اثير، ج‌9، ص‌180). در ذيقعدة‌ 593/ سپتامبر 1197، آموري‌ لوزينياني‌ شهر را كه‌ سپاهيان‌ ايوبي‌ از آن‌ گريخته‌ بودند، به‌تصرف‌ خود درآورد.در 23 رجب‌ 690/23 ژوئية‌ 1291 امير سنجر ابوشجاعي‌ از دمشق‌ به‌سوي‌ بيروت‌ آمد و آنجا را به‌نام‌ الملك‌الاشرف‌ خليل‌ تصرف‌ كرد. در عصر مماليك‌، بيروت‌ «ولايت‌» عمده‌اي‌ از «جُند» دمشق‌ گرديد و يك‌ امير طَبلْخانه‌ به‌حكومت‌ آنجا منصوب‌ شد. در سراسر قرون‌ وسطي‌ تصاحب‌ شهر بيروت‌ امتيازي‌ مهم‌ به‌شمار مي‌رفت‌، زيرا دو مادة‌ مهم‌ و نادر از آنجا به‌دست‌ مي‌آمد: چوب‌ از جنگلهاي‌ كاج‌ جنوب‌ بيروت‌ و آهن‌ از معادن‌ اطراف‌ آن‌. در قرن‌ هشتم‌/ چهاردهم‌ بازرگاني‌ دچار نابساماني‌ شد و بندر بيروت‌ صحنة‌ رقابت‌ ميان‌ جنواييها و كاتالونياييها (كاتالانها) گرديد و اميران‌ مملوك‌ نيز به‌ تقويت‌ مواضع‌ دفاعي‌ آن‌ پرداختند: تَنْغِز و برقوق‌ (حك : 784ـ801) هريك‌ به‌ساختن‌ برجي‌ فرمان‌ دادند. در قرن‌ نهم‌/پانزدهم‌، بيروت‌ بارديگر محل‌ تلاقي‌ بازرگانان‌ مغرب‌ زمين‌ شد كه‌ در جستجوي‌ پارچه‌هاي‌ ابريشمي‌ بدان‌جا مي‌آمدند. ميوه‌ و برف‌ از آنجا به‌ دربار قاهره‌ صادر مي‌شد. با شكست‌ مماليك‌ در شام‌ در 922، بيروت‌ در زمان‌ سلطان‌ سليم‌ اول‌ تحت‌ حكومت‌ عثمانيها قرار گرفت‌ (تقوي‌ و جعفر قزويني‌، ص‌376). در آغاز قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌، بازرگانان‌ فرانك‌، مجبور به‌ پرداختن‌ ماليات‌ به‌ حكام‌ نيمه‌مستقلي‌ بودند كه‌ باب‌عالي‌ تعيين‌ مي‌كرد. در زمان‌ فخرالدين‌ دوم‌ از فرمانروايان‌ خاندان‌ مَعن‌ امير دروزي‌، بيروت‌ دوران‌ درخشاني‌ را مي‌گذراند و روابط‌ آن‌ با ونيز تجديد شد. از لحاظ‌ صادرات‌، حجم‌ كالاهاي‌ ابريشمي‌ بر انواع‌ مركبات‌ فزوني‌ داشت‌، در مقابل‌، برنج‌ و پارچه‌هاي‌ كتاني‌ از مصر وارد مي‌شد.بيروت‌ در قرن‌ يازدهم‌ عملاً بخشي‌ از ايالت‌ عثمانيِ دمشق‌ و پس‌ از 1070 جزو صيدا بود. در فاصلة‌ سالهاي‌ 1007ـ1043 و نيز 1162ـ 1188، شهر در دست‌ خاندانهاي‌ مَعْن‌ و شهاب‌، از اميران‌ دروزي‌ و ماروني‌، بود ( بريتانيكا ، همانجا). در اواسط‌ قرن‌ دوازدهم‌، بيروت‌ پس‌ از طرابلس‌ پرجمعيت‌ترين‌ شهر ساحلي‌ به‌ شمار مي‌آمد. مارونيها، كه‌ اميران‌ دروزي‌ از آنان‌ حمايت‌ مي‌كردند، ساكنان‌ اصلي‌ شهر را تشكيل‌ مي‌دادند. در حمله‌هاي‌ متقابل‌ روسيه‌ و عثماني‌، بيروت‌ چندين‌بار بمباران‌ شد و از شعبان‌ 1187/اكتبر 1773 تا ذيحجة‌ 1187/ فورية‌ 1774 به‌ تصرف‌ روسها درآمد. از 1247/1831 لشكركشيهاي‌ ابراهيم‌ پاشا، كه‌ به‌ حملة‌ ناوگان‌ مشترك‌ اتريش‌، انگليس‌ و عثماني‌ به‌ بيروت‌ منجر شد، بازرگاني‌ شهر را به‌ نابودي‌ كشاند. بيروت‌ تا 1247/1831 شهري‌ كوچك‌ و محصور در ديوارها و دروازه‌ها و برجهاي‌ دفاعي‌ بود. بيشتر مردم‌ آن‌، مسلمانان‌ سني‌ مذهب‌ بودند. براي‌ نخستين‌بار در دهة‌ 1245/1830، به‌ هنگام‌ حكومت‌ محمدعلي‌ پاشا، به‌سبب‌ هجوم‌ مهاجران‌ ارتدوكس‌ يوناني‌ از دمشق‌ و وادي‌ التيم‌ (جبل‌)، گسترة‌ شهر از ديوارهاي‌ آن‌ فراتر رفت‌ (جيدجيان‌، ص‌ 247؛ داوي‌، ص‌ 37). از 1277/ 1860، بيروت‌ به‌ دوران‌ تازه‌اي‌ قدم‌ نهاد.منابع‌: ابن‌اثير، الكامل‌ في‌التاريخ‌ ، بيروت‌ 1398/19878؛ احمدبن‌ نصرالله‌ تقوي‌ و جعفر قزويني‌، تاريخ‌ الفي‌: تاريخ‌ ايران‌ و كشورهاي‌ همسايه‌ در سال‌هاي‌ 850 ـ984 ه ، چاپ‌ علي‌ آل‌داود، تهران‌ 1378ش‌؛ عصام‌ محمد سبارو، تاريخ‌ بيروت‌: منذاقدم‌ العصور حتي‌القرن‌ العشرين‌ ، بيروت‌ 1987؛ شفيق‌ سليمان‌، بيروت‌ العتيقة‌ ( بيت‌ مري‌ ) في‌التاريخ‌ ، بيروت‌ ] بي‌تا. [ ؛ احمد نادري‌ سميرمي‌، لبنان‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌، 1376 ش‌؛P. Collinet, Hist. de l'ـcole de droit de Beyrouth , 1925, chap. I; Michael F. Davie, "Demarcation lines in contemporary Beirut", in The Middle East and North Africa , ed. Clive H. Schofield and Richard N. Schofield, London 1994; R. Grousset, Histoire des Croisades , 1934-1936, I, 253-256, II, 710-713, III, 155-160; Muhammad b. Muh mmad Idrisi, Geographie d'ـedrisi , tr. P. Amedee Jaubert, Paris 1836-1840, I, 355; Nina Jidejian, The story of Lebanon in pictures= L'histoire du Liban a travers les images , Beirut 1992; G. Le Strange, Palestine under the Moslems , London 1890, 408-410; The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, Macropaedia , s.v. "Beirut".براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع کنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌.بيروت‌ در دورة‌ جديد . در حدود نيمة‌ سدة‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌، بيروت‌ بندر و مركز بازرگاني‌ مهمي‌ به‌شمار مي‌رفت‌ كه‌ از نظر موقعيت‌، بعداز سِمرنَه‌ و اسكندريه‌ قرار داشت‌. اين‌ شهر متأثر از تحولات‌ قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌، مركز آموزش‌ نوين‌ غربي‌ در قلمرو عثماني‌ و افكار غربي‌ در جهان‌ عرب‌ شد (جيدجيان‌، ص‌ 260؛ حِتّي‌، ص‌ 516 ـ517؛ صليبي‌، ص‌ 164، 183). از دهة‌ 1820 مبلغان‌ مذهبي‌ پروتستان‌ از بريتانيا، ايالات‌ متحده‌ و نيز مبلغان‌ كاتوليك‌ رومي‌ عمدتاً از فرانسه‌، در بيروت‌ به‌ فعاليت‌ پرداختند. آنها دانشگاههاي‌ امريكايي‌ بيروت‌ (1283/ 1866) و سَن‌ژوزف‌ (1298/ 1881) را برپا كردند و با چاپ‌ ونشر مطبوعات‌ به‌ رشد صنعت‌ چاپ‌ كمك‌ كردند. از اين‌ پس‌ بيروت‌ كانون‌ روزنامه‌نگاري‌ جهان‌ عرب‌ شد. طبقه‌اي‌ از روشنفكران‌ به‌ احياي‌ ميراث‌ فرهنگي‌ عرب‌ همت‌ گماردند و به‌ نخستين‌ سخنگويان‌ ملي‌گرايي‌ جديد عرب‌ تبديل‌ شدند (حَلاّ ق‌، ص‌ 139ـ140؛ حِتّي‌، ص‌ 555، 566؛ صليبي‌، ص‌ 44، 161ـ162؛ آنتونيوس‌، ص‌ 44). گفتني‌ است‌ كه‌ دانشگاههاي‌ بيروت‌، به‌ علت‌ نزديكي‌ به‌ ايران‌ و قرابت‌ ديني‌ ـ فرهنگي‌، نخستين‌ انتخاب‌ محصلان‌ ايراني‌ در قرن‌ نوزدهم‌ بود و كساني‌ مانند قاسم‌ غني‌، محمدعلي‌ جمالزاده‌ و محمود حسابي‌ از تحصيل‌كردگان‌ اين‌ دانشگاهها بوده‌اند.در 1305/1888، بيروت‌ به‌ صورت‌ ولايتي‌ مجزا، مشتمل‌ بر بخش‌ عمدة‌ ولايتهاي‌ طرابلس‌ و صيدا درآمد (صليبي‌، ص‌ 64).به‌دنبال‌ شكست‌ عثماني‌ در جنگ‌ جهاني‌ اول‌، بيروت‌ در 1338/1920 به‌ لبنان‌ بزرگ‌ پيوست‌ و تحت‌ قيمومت‌ فرانسه‌ درآمد و در 1305 ش‌/ 1926 پايتخت‌ جمهوري‌ لبنان‌ شد (همان‌، ص‌ 17، 26). فرانسه‌ براي‌ تسريع‌ استخراج‌ مواد خام‌، بندر عظيمي‌ در بيروت‌ تجهيز كرد و يك‌ رشته‌ خطوط‌ آهن‌ كه‌ از بيروت‌ به‌ دمشق‌ متصل‌ مي‌شد و نواحي‌ داخلي‌ را به‌ ساحل‌ مرتبط‌ مي‌ساخت‌ ايجاد كرد (لوتسكي‌، ص‌ 325). در نخستين‌ سالهاي‌ قيمومت‌ فرانسه‌، مهاجرت‌ آرام‌ و پيوسته‌اي‌ از شيعيان‌ و سنيان‌، از اطراف‌ بيروت‌ يا كشورهاي‌ خاورميانه‌ به‌سوي‌ بخش‌ غربي‌ شهر جريان‌ داشت‌. گسترة‌ اين‌ شهر در دورة‌ قيمومت‌ كه‌ تا دهة‌ 1940 ادامه‌ يافت‌، تقريباً به‌ دوبرابر افزايش‌ يافت‌ (داوي‌، ص‌ 39). بسياري‌ از آوارگان‌ فلسطيني‌ كه‌ در 1327 ش‌/ 1948 بويژه‌ پس‌ از كشتار ديرياسين‌ * از نواحي‌ شمالي‌ و ساحلي‌ فلسطين‌ گريخته‌ بودند در بخش‌ غربي‌ بيروت‌ اسكان‌ يافتند، مهاجران‌ فلسطيني‌ سرماية‌ خود را به‌ فعاليتهاي‌ بازرگاني‌ و اقتصادي‌ جديد در بيروت‌ اختصاص‌ دادند و همراه‌ بازرگانان‌ و سرمايه‌داران‌ لبناني‌، منطقة‌ تجاري‌ حمرا را در بخش‌ غربي‌ بافت‌ قديمي‌ شهر، بنيان‌ نهادند. براثر جنگ‌ اعراب‌ و اسرائيل‌ (1327 ش‌/1948) و در پي‌ بسته‌ شدن‌ بندر حيفا، بندر بيروت‌ با امكانات‌ مناسب‌ خود جايگزين‌ آن‌ شد. درآمدهاي‌ كشورهاي‌ نفت‌خيز خليج‌فارس‌ و عربستان‌ به‌ كمك‌ نظام‌ بانكداري‌ موفق‌ بيروت‌، اين‌ شهر را مركز فعاليتهاي‌ تجاريِ كشورهاي‌ عربي‌ كرد (همان‌، ص‌40؛ حِتّي‌، ص‌ 613؛ سازمان‌ ملل‌ متحد ، ص‌ 11). طي‌ دهة‌ 1340 ش‌/ 1960 و نيمة‌ اول‌ دهة‌ 1350 ش‌/ 1970، بر اثر مهاجرت‌ دامنه‌دار مردم‌ مناطق‌ روستايي‌ جبل‌، شوف‌، بقاع‌ و جنوب‌ لبنان‌ و فلسطين‌ و مهاجران‌ كرد و آشوري‌ تركيه‌، عراق‌ و سوريه‌ و مسيحيان‌ سوريه‌ و مصر، شهر بيروت‌ بسرعت‌ گسترش‌ يافت‌. با وجود اين‌، تغيير اصلي‌ جمعيت‌ شهر براثر مهاجرت‌ گستردة‌ شيعيان‌ طي‌ دهة‌ 1340 ش‌/ 1960 به‌وجود آمد. صدها هزارتن‌ از شيعيان‌ از منطقة‌ جنوبي‌ لبنان‌ كه‌ مركز رويارويي‌ سازمان‌ آزاديبخش‌ فلسطين‌ * (ساف‌) و اسرائيل‌ بود، آواره‌ شدند و در شرق‌ و جنوب‌ بيروت‌ (مانند برج‌ البراجنه‌) اسكان‌ يافتند ( > دايرة‌المعارف‌ خاورميانة‌ معاصر < ، ذيل‌ مادّه‌؛ خلف‌ و دونوئو، ص‌ 187؛ داوي‌، ص‌ 41).رشد سريع‌ اقتصادي‌، رشد سريع‌ و ناهمگون‌ جمعيت‌ شهر، وجود شكاف‌ طبقاتي‌ و مهمتر از همه‌ ناخرسندي‌ سياسي‌ مسلمانان‌، ناشي‌ از توزيع‌ نامتناسب‌ قدرت‌، سبب‌ افزايش‌ تنشهاي‌ اجتماعي‌ شد. رويارويي‌ مسلمانان‌ و مسيحيان‌ در 1337 ش‌/ 1958 اين‌ ناآراميها را دوچندان‌ كرد و سرانجام‌ در 1354ـ 1355 ش‌/ 1975ـ1976 به‌ جنگ‌ داخلي‌ خشونت‌باري‌ در بيروت‌ منجر شد. اين‌ جنگ‌ در 1355 ش‌/ 1976 به‌طور موقت‌ پايان‌ گرفت‌ (داوي‌، ص‌ 41ـ 45؛ رابينوويچ‌، ص‌ 50،52؛ امجدعلي‌، ص‌ 254)، اما درگيريهاي‌ مسيحيان‌ و مسلمانان‌ متحد با ساف‌ ادامه‌ يافت‌. مسلمانان‌ برخلاف‌ مسيحيان‌ از حضور نظاميان‌ ساف‌ در لبنان‌ حمايت‌ مي‌كردند؛ آنان‌ همچنين‌ خواستار سهم‌ بيشتري‌ در قدرت‌، متناسب‌ با جمعيت‌ افزايش‌ يافتة‌ خود بودند. در جنگ‌ داخلي‌، بيروت‌ با «خط‌ سبز» خياباني‌ كه‌ بيروت‌ شرقي‌ (با اكثريت‌ مسيحي‌) را از بيروت‌ غربي‌ (با اكثريت‌ مسلمان‌) جدا مي‌كرد، به‌ دو بخش‌ شرقي‌ و غربي‌ تفكيك‌ شد (مقدسي‌، ص‌ 12؛ داوي‌، ص‌ 35؛ > دايرة‌المعارف‌ خاورميانة‌ معاصر < ، ذيل‌ « Lebanese Civil War, 1975 »). در 14 خرداد 1361/ 4 ژوئن‌ 1982 نيروهاي‌ اسرائيل‌، لبنان‌ را اشغال‌، و بخش‌ غربي‌ بيروت‌ را محاصره‌ كردند. غرب‌ بيروت‌ براثر ده‌ روز جنگ‌ اسرائيل‌ با نيروهاي‌ سازمان‌ آزاديبخش‌ فلسطين‌ متحمل‌ خسارات‌ سنگيني‌ شد (مقدسي‌، همانجا؛ علي‌بابائي‌، ج‌ 1، ص‌ 252). در مرداد/ اوت‌ همان‌ سال‌ در حالي‌ كه‌ غرب‌ بيروت‌ همچنان‌ در محاصرة‌ نيروهاي‌ اسرائيل‌ قرار داشت‌، نيروهاي‌ ساف‌ زير نظارت‌ نيروهاي‌ چندمليّتي‌ (فرانسه‌، ايتاليا و ايالات‌ متحده‌) تا دهم‌ شهريور 1361/اول‌ سپتامبر 1982 به‌طور كامل‌ از غرب‌ بيروت‌ خارج‌ شدند. در پي‌ ترور بشيرجميل‌، رئيس‌ جمهور لبنان‌، در 23 شهريور/14 سپتامبر، ناآراميها دوباره‌ در بيروت‌ افزايش‌ يافت‌. شبه‌نظاميان‌ مسيحي‌ فالانژ كه‌ از طريق‌ نيروهاي‌ اسرائيلي‌ به‌ غرب‌ بيروت‌ راه‌ يافته‌ بودند، صدها فلسطيني‌ غيرنظامي‌ از جمله‌ زنان‌ و كودكان‌ را در اردوگاههاي‌ صبرا و شتيلا به‌ قتل‌ رساندند (سازمان‌ ملل‌ متحد، ص‌12؛ مقدسي‌، همانجا). پس‌از اشغال‌ بيروت‌، گروهي‌از اعضاي‌ جنبش‌ امل‌ * به‌همراه‌ عده‌اي‌ ديگر از مبارزان‌ خارج‌ از اين‌ جنبش‌، حركت‌ ضدصهيونيستي‌ جديدي‌ به‌ نام‌ جنبش‌ حزب‌الله‌ * بنيان‌ نهادند. حزب‌اللّه‌ با ايجاد هسته‌هاي‌ مقاومت‌ به‌ عمليات‌ گسترده‌اي‌ برضد اسرائيل‌ در حاشية‌ جنوبي‌ بيروت‌ دست‌ زد (نادري‌ سميرمي‌، ص‌ 114ـ 115؛ مقدسي‌، ص‌ 14). در بهمن‌ 1362/ فورية‌ 1984 نيروهاي‌ دروزي‌ و شيعه‌، ادارة‌ بخش‌ غربي‌ بيروت‌ را از دست‌ حكومت‌ لبنان‌ خارج‌ كردند. حزب‌الله‌، در اعتراض‌ به‌حضور نيروهاي‌ چندمليتي‌ (فرانسوي‌ و امريكايي‌) در بيروت‌، عليه‌ نيروهاي‌ امريكايي‌ عمليات‌ انتحاري‌ انجام‌ داد كه‌ به‌ كشته‌ شدن‌ تعداد زيادي‌ از آنها منجر شد. به‌ دنبال‌ آن‌ نيروهاي‌ چندمليّتي‌ از بيروت‌ خارج‌ شدند (مقدسي‌، ص‌13؛ خلف‌ و دونوئو، ص‌190؛ نادري‌ سميرمي‌، ص‌86). در 1364ش‌/ 1985 اسرائيل‌ نيز نيروهاي‌ خود را از سراسر لبنان‌، بويژه‌ بيروت‌، خارج‌ ساخت‌ و تنها شماري‌ از نيروهاي‌ خود را در امتداد نوار مرزي‌ با لبنان‌ مستقر كرد (سازمان‌ ملل‌ متحد، همانجا؛ يوميات‌ و وثائق‌، الوحدة‌ العربية‌ 1985 ، جاهاي‌ متعدد).در 1367 ش‌/1988، امين‌جميل‌ رئيس‌ جمهور ماروني‌ لبنان‌، ژنرال‌ عون‌، فرمانده‌ ارتش‌ لبنان‌، را به‌طور غيرقانوني‌ به‌ نخست‌وزيري‌ موقت‌ منصوب‌ كرد. گروههاي‌ مسلمان‌ و مليّون‌ در غرب‌ بيروت‌ با اين‌ انتصاب‌ مخالفت‌ كردند و جنگ‌ سختي‌ بين‌ بيروت‌ شرقي‌ و غربي‌ درگرفت‌ كه‌ چندين‌ ماه‌ به‌طول‌ انجاميد (نادري‌ سميرمي‌، همانجا؛ مقدسي‌، ص‌ 14). در حالي‌ كه‌ ميشل‌ عون‌ بر قسمت‌ شرقي‌ بيروت‌ حكومت‌ مي‌راند و خود را رئيس‌ جمهور لبنان‌ مي‌خواند، مجلس‌ لبنان‌ به‌ دنبال‌ انعقاد توافقنامة‌ طائف‌ (1368 ش‌/1989)،رنه‌ معوض‌ و، پس‌ از قتل‌ وي‌، الياس‌ هراوي‌ را به‌ رياست‌ جمهوري‌ برگزيد. ژنرال‌ عون‌ از به‌ رسميت‌ شناختن‌ اين‌ موافقتنامه‌ و حكومت‌ الياس‌ هراوي‌ سرباز زد. در 21 مهر 1369/13 اكتبر 1990 نيروهاي‌ سوري‌ به‌ پشتيباني‌ هراوي‌، مقرّ ميشل‌ عون‌ را بمباران‌ كردند. ژنرال‌ عون‌ پس‌ از مدتي‌ به‌ فرانسه‌ گريخت‌ (نادري‌ سميرمي‌، ص‌ 86ـ87؛ مقدسي‌، ص‌ 15). در همان‌ سال‌ به‌عنوان‌ بخشي‌ از موافقتنامة‌ طائف‌، حكومت‌ لبنان‌ به‌ همة‌ شبه‌نظاميان‌ جوامع‌ درگير دستور داد كه‌ از بيروت‌ عقب‌نشيني‌ كنند (داوي‌، ص‌ 52).پيش‌ از جنگ‌ داخلي‌ 1354ـ1370 ش‌/ 1975ـ1991، بيروت‌، با برخورداري‌ از نظام‌ مالي‌ و تجاري‌ آزاد و بانكداري‌ موفق‌، بندر و فرودگاه‌ مجهز، پايگاه‌ مهم‌ مبادلات‌ مالي‌ و ارزي‌ بين‌المللي‌ و مركز فعاليتهاي‌ تجاري‌ منطقة‌ خاورميانه‌ بود. همچنين‌ وجود دانشگاهها و مراكز آموزشي‌ متعدد، مطبوعات‌ آزاد و نشريات‌ و روزنامه‌هايي‌ كه‌ مخاطباني‌ در ديگر كشورها داشت‌، موقعيت‌ علمي‌ و فرهنگي‌ برجسته‌اي‌ بدان‌ مي‌بخشيد. بخش‌ عمدة‌ امور اقتصادي‌ لبنان‌ در بيروت‌ و پيرامون‌ آن‌ تمركز يافته‌ بود و فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ ساير مناطق‌ لبنان‌ به‌ اين‌ شهر وابسته‌ بود (حِتّي‌، ص‌ 566 ـ613؛ صليبي‌، ص‌ 191؛ داوي‌، ص‌ 40؛ امجدعلي‌، ص‌ 258). جنگ‌ داخلي‌، موقعيت‌ ممتاز و پرآوازة‌ آن‌ را متزلزل‌ كرد. براثر جنگ‌ زيرساختهاي‌ شهري‌ نابود شد. بويژه‌ ناحية‌ مركزي‌ شهر، محل‌ استقرار ساختمان‌ مجلس‌ و مراكز بانكي‌ به‌طور كامل‌ تخريب‌ شد. با پايان‌ گرفتن‌ جنگ‌، حكومت‌ رفيق‌ حريري‌ بر بازسازي‌ مركز شهر بيروت‌ تأكيد كرد. از آن‌ پس‌ ترميم‌ خرابيها در شهر ادامه‌ يافته‌ و ساختمانهاي‌ تجاري‌ و مسكوني‌ جديدي‌ بنا شده‌ است‌ ( > دايرة‌المعارف‌ خاورميانة‌ معاصر < ، همانجا).جمعيت‌ شهر بيروت‌ در 1991، 000 ، 100 ، 1 تن‌ برآورد شده‌ است‌ ( > كتاب‌ سال‌ بريتانيكا 1998 < ، ص‌ 644). در 1329 ش‌/ 1950 اهل‌ سنت‌ و ارمنيها بزرگترين‌ گروه‌ مذهبي‌ در بيروت‌ بودند، اما با مهاجرت‌ شمار زيادي‌ از شيعيان‌ در دهة‌ 1340 ش‌/ 1960 و پس‌ از آن‌، به‌ بيروت‌، بمرور تركيب‌ جمعيتي‌ شهر به‌نحو چشمگيري‌ تغيير كرد. براي‌ نمونه‌، آمار 1350 ش‌/1971 نشان‌ مي‌دهد كه‌ 45% كل‌ شيعيان‌ لبنان‌ فقط‌ در شهر بيروت‌ و حومة‌ آن‌ زندگي‌ مي‌كرده‌اند. با توجه‌ به‌ تغييرات‌ جمعيتي‌، در دهة‌ 1370ش‌/ 1990، شيعيان‌ به‌ بزرگترين‌ گروه‌ مذهبي‌ تبديل‌ شدند و پس‌ از شيعيان‌، اهل‌ سنت‌ مهمترين‌ گروه‌ مذهبي‌اند (هودسن‌، ص‌ 27؛ خلف‌ و دونوئو، ص‌ 187؛ داوي‌، ص‌ 41، 48). اكثريت‌ مسلمانان‌ مشتمل‌ بر مسلمانان‌ سني‌مذهب‌، دروزي‌ و شيعه‌ در بيروت‌ غربي‌ سكونت‌ دارند؛ بويژه‌ حومة‌ جنوبي‌ بيروت‌ غربي‌ (ضاحيه‌) بيشتر مركز سكونت‌ شيعيان‌ است‌. مردم‌ بيروت‌ شرقي‌ تقريباً همه‌ مسيحي‌اند، مارونيها و ارتدوكسهاي‌ يوناني‌ و ارامنه‌ مهمترين‌ جوامع‌ مسيحي‌ ساكن‌ در بيروت‌ شرقي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند و كاتوليكهاي‌ يوناني‌، رومي‌ و پروتستانها، كلدانيها و قبطيها ديگر فرقه‌هاي‌ مسيحي‌ را شامل‌ مي‌شوند. جامعة‌ كوچكي‌ از يهوديان‌ نيز در بيروت‌ زندگي‌ مي‌كنند (داوي‌، ص‌ 42ـ44، 49؛ بومونت‌ و ديگران‌، ص‌ 484). مراكز و دفاتر پرشمار مطبوعاتي‌، انتشاراتي‌، راديويي‌، تلويزيوني‌ (كابلي‌ و ماهواره‌اي‌) و خبرگزاري‌ خارجي‌ در اين‌ شهر مستقر است‌ و فعاليتهاي‌ فرهنگي‌ و رسانه‌اي‌ بسياري‌ را سامان‌ مي‌دهند كه‌ مخاطبان‌ زيادي‌ در كشورهاي‌ خاورميانه‌ و شمال‌ افريقا دارد (نادري‌ سميرمي‌، ص‌ 47ـ50؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2179ـ2182).منابع‌: پيتر بومونت‌، جرالد هنري‌ بليك‌، و جان‌ مالكوم‌ واگ‌ استاف‌، خاورميانه‌ ، ترجمة‌ محسن‌ مدير شانه‌چي‌، محمود رمضان‌زاده‌، و علي‌ آخشيني‌، مشهد 1369 ش‌؛ فيليپ‌ خوري‌ حِتّي‌، تاريخ‌ لبنان‌: مُند اقدم‌ العصور التاريخية‌ الي‌ عصرنا الحاضر ، ترجمة‌ رانيس‌ فريحه‌، چاپ‌ جبرائيل‌ جبور، بيروت‌ ?] 1972 [ ؛ حَسّان‌ حَلاّ ق‌، بيروت‌ المحروسه‌ في‌ العهد العثماني‌ ، بيروت‌ 1987؛ ايتامار رابينوويچ‌، جنگ‌ براي‌ لبنان‌: 1970ـ 1985 ، ترجمة‌ جواد صفايي‌ و غلامعلي‌ رجبي‌ يزدي‌، تهران‌ 1368ش‌؛ غلامرضا علي‌ بابائي‌، فرهنگ‌ تاريخي‌ ـ سياسي‌ ايران‌ و خاورميانه‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ ولاديمير لوتسكي‌، تاريخ‌ عرب‌ در قرون‌ جديد ، ترجمة‌ پرويز بابائي‌، تهران‌1349ش‌؛ احمد نادري‌سميرمي‌، لبنان‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌، 1376 ش‌؛ يوميات‌ و وثائق‌ الوحدة‌ العربية‌ 1985 ، بيروت‌: مركز دراسات‌ الوحدة‌ العربية‌، 1986؛S. Amjad Ali, The Muslim world today , Islamabad 1985, George Antonius, The Arab awakening: the story of the Arab national movement , Beirut 1969; Michael F. Davie, "Demarcation lines in contemporary Beirut", in The Middle East and North Africa , ed. Clive H. Schofield and Richard N. Schofield, London 1994; Encyclopedia of the modern Middle East , ed. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York 1996, s.vv. "Beirut" (by George E. Irani), "Lebanese Civil War, 1975" (by As ـ ad Abu Khalil); The Europa world yearbook 1999 , London 1999, s.v. "Lebanon"; Michael C. Hudson, The precarious republic: political modernization in Lebanon , Boulder and London 1985; Nina Jidejian, The story of Lebanon in pictures= L'histoire du Liban ب travers les images , Beirut 1992; Samir Khalaf and Guilain Denoeux, "Urban networks and political conflict in Lebanon", in Lebanon: a history of conflict and consensus , ed. Nadim Shehadi and Dana Haffar Milis, London 1988; Jean Said Makdisi, Beirut fragments: a war memoir , New York 1990; 1998 Britannica book of the year , Chicago 1998; Kamal Salibi, A house of many mansions: the history of Lebanon reconsidered , London 1989; United Nations, The United Nations and the question of Palestine , [New York] 1994.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ن‌. اليسيف‌ ، تلخيص‌ از ( د.اسلام‌ ) ؛ با اضافاتي‌ از ( د.ج‌.اسلام‌ )

جواد كريمي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده