بیرق‌
معرف
بِيرَق‌ ،# واژة‌ تركي‌. در ديوان‌لغات‌الترك‌ كاشغري‌ (ج‌ 1، ص‌387، س‌14) به‌صورت‌ «بَتْرَق‌» و نيز به‌معناي‌ نيزه‌اي‌ آمده‌ كه‌ بر نوك‌ آن‌ پارچه‌اي‌ ابريشمين‌ نصب‌ مي‌شده‌ است‌. از قرار معلوم‌، علامتِ خاص‌ پهلوان‌ (آلپ‌ * يا بهادر * )هاي‌ مشهور در نبردهاي‌ تن‌ به‌ تن‌ بوده‌ است‌. ظاهراً غزها آن‌ را «بيرق‌» تلفظ‌ مي‌كرده‌اند (همان‌، ج‌3، ص‌138، س‌9) و «بَدْرُق‌» (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 388، س‌ 4) كه‌ نام‌ مرد ذكر شده‌، بيگمان‌ محرّف‌ «بيرق‌» است‌، زيرا در متون‌ كهنِ اويغوري‌ واژة‌ «بدرق‌» به‌مفهوم‌ بيرق‌ به‌كار رفته‌ است‌ (مولر ـ گابن‌، اويغوريكا ، ج‌4، فصل‌8، ص‌39، فصل‌20، ص‌237). اين‌ تنوّع‌ تلفظ‌، پيش‌ از اسلام‌ و بعدها نيز در برخي‌ لهجه‌ها ادامه‌ يافته‌ و در ميان‌ غزان‌ به‌صورت‌ «بيرق‌» و «بيرخ‌» متداول‌ بوده‌ و از اين‌ طريق‌، و به‌همين‌ دو صورت‌ ـ بيشتر به‌شكل‌ «بيرق‌» ـ در آثار شاعران‌ دورة‌ سلجوقي‌ و خوارزمشاهي‌ راه‌ يافته‌ است‌ ( رجوع کنید بهعوفي‌، ج‌1، ص‌242، ج‌2، ص‌260؛ كمال‌ اسماعيل‌، ديوان‌ ، ص‌18؛ راوندي‌، ص‌288).
متن
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان
حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده