بئرالسبْع‌ (در عهدعتیق‌: بئر شبع‌)
معرف
شهرهاي‌ قديمي‌ فلسطين‌، مركز شهرستان‌ بئرالسبع‌ در نَقَب‌ شمالي‌
متن
بِئرالسَّبْع‌ (در عهدعتيق‌: بئر شَبَع‌)، از شهرهاي‌ قديمي‌ فلسطين‌، مركز شهرستان‌ بئرالسبع‌ در نَقَب‌ شمالي‌. در 75 كيلومتري‌ مشرق‌ آن‌ بحرالميت‌ و در 85 كيلومتري‌ مغرب‌ آن‌ درياي‌ مديترانه‌ قرار دارد. آب‌ و هواي‌ شهر شبه‌ بياباني‌ است‌. بئرشبع‌، در آغاز عصر مفرغ‌ مسكوني‌ شد. در كشفيات‌ پرو ، آثاري‌ از زندگي‌ غارنشيني‌ در آنجا به‌دست‌ آمده‌ است‌ ( د.جودائيكا ، ذيل‌ مادّه‌). كنعانيان‌ در اين‌ منطقه‌ ساكن‌ بوده‌اند و احتمالاً به‌دليل‌ وجود هفت‌ چاه‌ قديمي‌، اين‌نام‌ را به‌ شهر خود داده‌اند. بنابر آنچه‌ در عهدعتيق‌ آمده‌، بئرشبع‌ در جنوبي‌ترين‌ قسمت‌ فلسطين‌، و دان‌ در شمالي‌ترين‌ قسمت‌ آن‌ بوده‌، و عبارتِ «از دان‌ تا بئرشَبَع‌» (كتاب‌ اول‌ سموئيل‌، باب‌ 3: 20؛ كتاب‌ داوران‌، باب‌ 20:1) به‌ مفهوم‌ سراسر فلسطين‌ به‌كار رفته‌ است‌. نيز آمده‌ است‌ كه‌ چاه‌ يا چاههاي‌ آن‌ را ابراهيم‌ عليه‌السلام‌ به‌دست‌ خود حفر كرد و در آنجا با، اَبيمَلَك‌، فرمانرواي‌ فلسطينيان‌، پيمان‌بست‌ و ازينرو آنجا را بئرشَبَع‌ (چاه‌ سوگند) ناميد (سفر پيدايش‌، باب‌ 21: 30ـ31). محل‌ بئرشبع‌ در كتاب‌ مقدس‌، در تل‌السبع‌ بوده‌ است‌ ( د.جودائيكا ، همانجا).بئرالسبع‌ پس‌از سال‌ هفتاد ميلادي‌، جزو خطوط‌ دفاعي‌ روميان‌ در مقابل‌ نَبَطيان‌ شد و پس‌ از پيوستن‌ قلمرو نبطيان‌ به‌ امپراتوري‌ روم‌، ساخْلوي‌ روميان‌ گرديد. در عهد نبطيان‌ و روميان‌، شهر بئرالسبع‌ و منطقة‌ آن‌ گذرگاه‌ حياتي‌ تجارت‌ دنيا شد و مردم‌ بئرالسبع‌ و اطراف‌ آن‌ ثروتمند شدند. در قرن‌ چهارم‌ و پنجم‌ ميلادي‌، بئرالسبع‌ نخست‌ جزو منطقة‌ جراره‌ بود و سپس‌ به‌ سرزمين‌ فلسطين‌ ملحق‌ شد. پيش‌ از اسلام‌، اعراب‌ به‌ اين‌ منطقه‌ رفت‌وآمد مي‌كردند و قبايلي‌ چون‌ كلخم‌ و جذام‌ در آنجا مستقر شده‌ بودند. در سال‌ 20، شهر به‌ دست‌ مسلمانان‌ افتاد و بئرالسبع‌ به‌ شهر عمروبن‌عاص‌ ـ كه‌ پس‌ از عزل‌ از حكومت‌ مصر در زمان‌ عثمان‌ در آنجا اقامت‌ گزيده‌ بود ـ معروف‌ شد. بئرالسبع‌ در زمان‌ بني‌اميه‌ نيز از شهرهاي‌ معروف‌ فلسطين‌ به‌شمار مي‌آمد و روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ سليمان‌بن‌ عبدالملك‌ (حك : 96ـ99) وقتي‌ به‌ خلافت‌ رسيد، در آنجا اقامت‌ داشت‌. در اين‌ دوره‌ نيز شهر همچنان‌ اهميت‌ تجاري‌ داشت‌. در قرنهاي‌ بعد، عواملي‌ چون‌ قحطي‌ و تغيير راههاي‌ تجاري‌، باعث‌ از اهميت‌ افتادن‌ شهر شد، به‌طوري‌ كه‌ در جنگهاي‌ صليبي‌ اهميت‌ چنداني‌ نداشت‌ و سرانجام‌ در قرن‌ نهم‌/پانزدهم‌ ساكنان‌ شهر آنجا را ترك‌ كردند؛ و آنجا به‌ خرابه‌اي‌ بي‌نام‌ و نشان‌ تبديل‌ شد.بئرالسبع‌ از قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ در قلمرو عثمانيها قرار گرفت‌ و مدتهاي‌ مديد محل‌ زندگي‌ و دادوستد جزئي‌ اقوام‌ چادرنشين‌ و بدوي‌ نقب‌ بود. در 1318/1900، عثمانيها شهر را در سه‌ مايلي‌ جنوب‌ غربي‌ مكان‌ قديمي‌ آن‌ بازسازي‌ و مركز شهرستان‌ بئرالسبع‌ كردند، و شهر داراي‌ تشكيلات‌ دولتي‌ و نظامي‌ شد. اين‌ اقدام‌ از دو امر ناشي‌ مي‌شد: 1) مشاجرات‌ عثمانيها با دولت‌بريتانيا برسر مرزهاي‌ مصر و فلسطين‌؛ 2) نياز شديد به‌ تسلط‌ بر قبايل‌ جنوب‌. اين‌ تحوّل‌ برتعداد ساكنان‌ شهر افزود، به‌طوري‌ كه‌ جمعيت‌ آن‌ در 1320/1902 به‌ سيصدتن‌، در 1330/ 1912 به‌ هشتصدتن‌ و در 1333/1915 به‌ هزارتن‌ رسيد. در زمان‌ آصف‌ بيگِ دمشقي‌، حاكم‌ عثمانيِ بئرالسبع‌، فعاليتهاي‌ عمراني‌ در شهر فزوني‌ يافت‌. با شروع‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ (1914ـ 1918) شهر به‌سبب‌ موقعيتش‌، براي‌ تركها اهميت‌ بيشتري‌ يافت‌ و به‌ مركز نيروهاي‌ عثماني‌ كه‌ به‌ آبراه‌ سوئز مي‌رفتند، تبديل‌ شد. خط‌ آهني‌ از شهر به‌ ايستگاه‌ وادي‌ الصَّوار در مسير خط‌ آهن‌ يافا ـ قدس‌، و خط‌ آهني‌ از شهر به‌ وسط‌ صحراي‌ سينا كشيده‌ شد. راههاي‌ ميان‌ بئرالسبع‌ والخليل‌ والعوجا، هموار، و به‌ اين‌ مسير برق‌رساني‌ شد.در 1335/1917، بئرالسبع‌ به‌ اشغال‌ نيروهاي‌ انگليسي‌ درآمد. در دورة‌ قيمومت‌ انگلستان‌، بخش‌ بئرالسبع‌ تقريباً نيمي‌ از فلسطين‌ را شامل‌ مي‌شد. سكنة‌ آن‌ چادرنشين‌ بودند و جمعيت‌ بخش‌ هفتادوپنج‌هزار تا صدهزار تن‌ تخمين‌ زده‌ مي‌شد ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌). در اين‌ دوره‌ نيز گسترش‌ شهر ادامه‌ يافت‌ و جمعيت‌ آن‌ در 1324 ش‌/1945، به‌ 570 ، 5 تن‌ رسيد. در 1325 ش‌/1947، سازمان‌ ملل‌ متحد، فلسطين‌ را تقسيم‌ كرد و بئرالسبع‌ به‌ عربها تعلق‌ گرفت‌. بعد از اعلام‌ خروج‌ قواي‌ انگليس‌، جمعيت‌ دفاع‌ از بئرالسبع‌ متشكل‌ از برخي‌ افراد پليس‌ و افراد داوطلب‌ تشكيل‌ شد، و با شروع‌ گسترش‌ سيطرة‌ صهيونيستها بر سرزمينهاي‌ فلسطين‌، در برابر آنها مقاومت‌ كرد. سرانجام‌ بعد از نبرد نقب‌، صهيونيستها در 18 اكتبر 1948 به‌ بئرالسبع‌ حمله‌ كردند و مقاومت‌ آنها را درهم‌ شكستند و در 29 مهر 1327/21 اكتبر 1948، شهر را اشغال‌ و ساكنان‌ عرب‌ آن‌ را اخراج‌ كردند و مهاجران‌ يهودي‌ جاي‌ آنان‌ را گرفتند و پس‌ از آن‌ جمعيت‌شهر به‌ سرعت‌ افزايش‌ يافت‌ (بيرالسبع‌، معركة‌ 1948)، به‌طوري‌ كه‌ در 1352 ش‌/1973 به‌ 400 ، 90 تن‌ رسيد. براساس‌ تخمين‌ در 1369 ش‌/1990 شهر 800 ، 113 تن‌ جمعيت‌ داشته‌ است‌ ( بريتانيكا ، ذيل‌ مادّه‌).امروزه‌ شهر مركز اداري‌، فرهنگي‌، صنعتي‌ و تجاري‌ نَقَب‌، و يكي‌ از بزرگترين‌ شهرهاي‌ فلسطين‌ اشغالي‌ است‌. توليدات‌ اصلي‌ آن‌ صنايع‌ شيميايي‌، ظروف‌ چيني‌ و سفالي‌، و منسوجات‌ است‌. در 1344 ش‌/1965، دانشگاه‌ مهمي‌ در آن‌ تأسيس‌ شد (همانجا).منابع‌: علاوه‌ بركتاب‌ مقدس‌. عهد عتيق‌؛ احمد ابوخوصه‌، بيرالسبع‌ والحياة‌ البدوية‌ ، عمان‌ 1979؛ مصطفي‌ مراد دباغ‌، بلادنا فلسطين‌ ، ج‌ 1، قسم‌2، بيروت‌ 1966؛ محمدبن‌جرير طبري‌، تاريخ‌ الرسل‌ و الملوك‌ ، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌ 1960ـ1970؛ عارف‌ عارف‌، تاريخ‌ بيرالسبع‌ وقبائلها ، قدس‌ 1934؛ عبدالمنعم‌ ماجد، الاطلس‌ التاريخي‌ للعالم‌ الاسلامي‌ ، قاهره‌؛ محمد سلامة‌ نحال‌، جغرافية‌ فلسطين‌ ، بيروت‌ 1966؛ ياقوت‌ حموي‌، معجم‌البلدان‌ ، بيروت‌ 1955ـ1957؛Encyclopaedia Britannica, Chicago 1998(computer disk), s.v."Beersheba"; Encyclopaedia Judaica, Jerusalem 1978- 1982, s.v."Beersheba"(by Michael Avi-Yonah; EI ,2 s.v. "Bir A l-Sab ـ (" by E. Honigmann)
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

تلخيص‌ از ( الموسوعة‌ الفلسطينية‌ )؛ با اضافاتي‌ از ( د.ج‌.اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده