رمضان
معرف

رمضان (ماه رمضان)، نهمين ماه سال در گاه‌شمارى هجرى قمرى، زمان انجام اعمال و فرايض روزه.

متن


رمضان (ماه رمضان)، نهمين ماه سال در گاه‌شمارى هجرى قمرى، زمان انجام اعمال و فرايض روزه.



۱) مباحث تقويمى درباره معناى واژه رمضان و به‌دست‌آوردن ريشة اين واژه در زبان عربى بررسيهاى بسيارى شده‌است. بر اين اساس «ر م ض» و «رَمضاء» در معناهايى چون شدت گرما، ريگ سوزان، و سوختن پا از گرماى زمين به‌كار رفته‌است ( ابن‌سيده، ج ۸، ص ۲۰۲ـ۲۰۳؛ قَلقَشندى، ج ۲، ص ۳۷۵؛ سيوطى، كتاب الشماريخ، ص ۱۴؛ زَبيدى، ذيل «رَمَض»). باوجوداين، به‌سبب انجام فريضة روزه در اين ماه معناهاى گسترده‌ترى نيز براى واژة رمضان و ريشة آن ذكر شده‌است، ازجمله گرم‌كنندة دلهاى پندگيرندگان؛ شويندة گناهان، همچون «رَمَضْ» به‌معناى بارانى كه زمين را بشويد؛ و سوزاندن گناه در اين ماه ( الفوايدالغرر، گ ۳۹؛ نيز ← زَبيدى، همانجا كه مجموعه اقوال لغت‌شناسان مشهور را در اين زمينه گرد آورده‌است). رمضان از اسماء الهى نيز است و در برخى منابع تأكيد شده كه به اين‌علت همواره بايد گفت «ماهِ رمضان» (شهر رمضان) و اين واژه را به‌تنهايى نبايد ذكر كرد (← مسعودى، ج ۲، ص ۳۴۷؛ مرزوقى‌اصفهانى، ج ۱، ص ۲۷۸؛ بخش ۲ : در قرآن و حديث). رمضان يگانه ماه در گاه‌شمارى هجرى قمرى است كه نام آن به تصريح در قرآن (بقره: ۱۸۵) آمده و در واژه‌نامه‌هاى قرآنى و تفاسير، دربارة اين واژه كمابيش معانىِ پيش‌گفته، ذكر شده‌است (براى نمونه ← سورآبادى، ج ۱، ص ۱۶۱ـ۱۶۲؛ لسان‌التنزيل، ص ۲۰۹، ستون ۲؛ براى آگاهى از شكلهاى مختلف واژة رمضان و صورتهاى جمع آن در زبان عربى ← مرزوقى اصفهانى، همانجا؛ قلقشندى، ج ۲، ص ۳۷۵ـ۳۷۶؛ سيوطى، كتاب الشماريخ، ص ۱۴؛ همو، المزهر، ج ۲، ص ۲۰۳؛ نيز ← بخش ۲ : در قرآن و حديث). ريشة «ر م ض» و واژة رمضان با اندك تغييراتى در ديگر زبانهاى سامى، ازجمله سريانى، به‌كار رفته‌است (← برون ، ص ۴۶۴، ستون ۱؛مشكور، ج ۱، ص ۳۰۹ـ۳۱۰).



به نوشتة مرزوقى اصفهانى (ج ۱، ص ۸۶)، در دوران جاهليت، ماه رمضان در تابستان قرار داشت و به همين علت اين ماه، رمضان ناميده شده‌است. براساس محاسبات، در سال پنجم بعثت، ماه رمضان در تابستان قرار داشت و نوشتة مرزوقى اصفهانى ناظر به موقعيت ماه رمضان در دوره‌اى از حيات پيامبر اسلام صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم است. اما تطبيق‌دادن ماههاى سال در گاه‌شمارى قمرى با موقعيت فصلى آن در يك سال شمسى بايد با توجه به برقرارى نَسىءْ در گاه‌شمارى عرب جاهلى و نيز حرمت نسىء در دوران اسلامى صورت پذيرد (براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ← نسىء*).



ماه رمضان، براساس محاسبة طول متوسط ماههاى سال در گاه‌شمارى هجرى قمرى همواره سى‌روز (ماهِ تام) درنظر گرفته مى‌شد (← بتّانى، ج ۳، ص۱۰۰؛ ابوريحان بيرونى، ۱۳۶۲ش، ص ۲۲۹؛ نيز ← قلقشندى، ج ۶، ص ۲۵۶)، اما با توجه به آغاز شدن ماه با رؤيت هلال و پايان‌يافتن آن با رؤيت هلال ماه بعد طول اين ماه ممكن است ۲۹ روز نيز باشد.



در ميان اقوام و قبايل مختلف عرب شبه‌جزيره عربستان نامهاى مختلفى براى اين ماه وجود داشت، ازجمله ناتق (مرزوقى اصفهانى، ج ۱، ص ۲۸۲؛ سيوطى، كتاب الشماريخ، ص۱۴)، دَيْمُر (ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۳، ص ۶۳؛ الفوايد الغرر، گ ۱۸۳ر) و زاهر (مسعودى، ج ۲، ص ۳۴۹). در دورة اسلامى، آن را رمضان‌المعظّم و رمضان‌المبارك خوانده‌اند (← قلقشندى، ج ۲، ص ۳۷۸؛ نيز ← ليتمان ، ص ۲۲۹). به نوشتة مرزوقى اصفهانى (ج ۱، ص ۲۸۳ـ۲۸۴)، در دورة جاهلى (كه تاريخ واقعى آن به‌درستى معلوم نيست)، سال از ماه رمضان آغاز مى‌شد. شايد هنگام وضع گاه‌شمارى هجرى قمرى در زمان خلافت عُمَر (۱۳ـ۲۳) ــ كه پيشنهاد شد در اين گاه‌شمارى، سال از ماه رمضان آغاز گردد اما پذيرفته نشد ــ به‌همين سنّت در دورة جاهليت توجه‌شده بوده‌است (← مرزوقى اصفهانى، همانجا؛ طبرى، ج ۲، ص ۳۸۸ـ۳۸۹؛ مسكويه، ج ۱، ص ۴۱۳؛ ابن‌اثير، ج ۱، ص۱۰ـ۱۱؛ قلقشندى، ج ۶، ص ۲۴۲). اگرچه به‌نظر مى‌رسد مبدأ تاريخ قراردادن هجرت پيامبر اسلام به پيش از خلافت عمر بازمى‌گردد (براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ← عبداللّهى، ص ۱۵ـ۲۲).



اگرچه در منابع دورة اسلامى، به احكام نجوم براساس ماههاى گاه‌شمارى هجرى قمرى كمتر پرداخته شده، كمابيش به بعضى داده‌هاى احكام نجومى در ماه رمضان اشاره شده‌است (← حسن‌بن بهلول، ص۲۳۰ـ۲۳۱). به نوشتة مسعودى (ج ۲، ص ۳۴۹)، روزهاى نحس هر ماه قمرى چهارشنبه‌اى است كه با يكى از روزهايى كه هرگونه ارتباط عددى با چهار دارند مقارن گردد. بنابر الفوايد الغرر (گ۹۰ر) روز دوازدهم رمضان نحس به‌حساب مى‌آمده‌است. خلفاى فاطمى مصر (ﺣﮑ : ۲۹۷ـ۵۶۷) در غره هر ماه سال و در تمام جمعه‌هاى ماه رمضان خطابة خاصى را در مسجد ايراد مى‌كردند (← قلقشندى، ج ۳، ص ۵۰۵ـ۵۰۸ كه متن اين خطبه‌ها را نيز براساس قرارگرفتن ترتيب جمعه‌ها در ماه رمضان ذكر كرده‌است؛ نيز ← همان، ج ۸، ص ۳۱۳ـ۳۱۴).



با توجه به وجوب روزه در ماه رمضان در دوران اسلامى، مسلمانان به جهت آداب روزه‌دارى به آن توجه ويژه‌اى داشته‌اند. قرارگرفتن شب قدر و بحثهاى مختلف دربارة زمان واقعى اين شب در ماه رمضان (براى آگاهى از پاره‌اى از اين بحثها در پاره‌اى متون دورة اسلامى ← الفوايد الغرر، گ ۸۲پ ـ ۸۴پ؛ گنابادى، باب ۱۵، ص ] ۱۱۵[) به  اهميت اين ماه افزوده‌است (دربارة رويدادهاى مهم اين ماه ← بخش  ۲ : در قرآن و حديث). ناظر به انجام فرايض روزه و نيز قرارگرفتن شبهاى قدر در ماه رمضان، اشارات گوناگونى به ماه رمضان در ادب عربى شده‌است (براى نمونه ← بغدادى، ج ۱، ص ۱۶۴؛ براى انعكاس نكات مختلف مربوط به ماه رمضان در ادب عربى ← راغب اصفهانى، ج ۲، ص ۴۷۵ـ۴۷۷).



در ادب فارسى نيز به ماه رمضان اشاره شده‌است، ازجمله عيد فطر در پايان رمضان (براى نمونه ← امير معزّى، ص ۴۹۴، بيت ۱؛ قاسم انوار، ص ۲۵۵، بيت ۴۲۰۱؛ اديب‌الممالك فراهانى، ص ۴۸۷، بيت ۵)، روزه‌دارى ماه رمضان (حافظ، ج ۱، غزل ۱۶۰، بيت ۶)، قرارگرفتن شبهاى قدر در اين ماه (صائب تبريزى، ج ۱، ص ۲۴۹، بيت ۱۴، ج ۲، ص ۷۳۷، بيت۲۰، ج ۴، ص ۱۶۷۴، بيت ۱۳، ج ۵، ص ۲۷۴۴، بيت ۶)، و ناميدن اين ماه به ماه صيام (فرخى سيستانى، ص۱۰، بيت ۱۹۶). ماه رمضان به مثلهاى زبان عربى نيز راه يافته‌است (← ميدانى، ج ۲، ص ۴۲۸). در زبان فارسى، مثل مشهور «هميشه شعبان، يك بار هم رمضان» به رفتارهايى اشاره دارد كه در شخصى هميشگى بوده و در طرف مقابل يك‌بار پديد آمده‌است (← دهخدا، ج ۴، ص ۲۰۰۶ـ۲۰۰۷؛ براى ديگر مثلهاى رمضان در فارسى ← ذوالفقارى، ج ۱، ص ۲۲۴، ش ۳۲۴۴، ص ۱۰۸۶، ش ۴۹۷۵۴ـ۴۹۷۵۷، ص ۱۰۹۲، ش ۵۰۰۷۴، ص ۱۱۸۵، ش ۵۵۱۹۴، ج ۲، ص ۱۹۴۲، ش ۹۶۴۴۲). از سنّتهاى عربها در اين ماه، كه در دوره‌اى پس از اسلام نيز ادامه يافته، برپايى دو بازار (سوق) در اين ماه بوده‌است: بازار عَدَن، از اول تا دهم رمضان و بازار صنعاء، از نيمة رمضان تا نيمة شوال (← مرزوقى اصفهانى، ج ۲، ص ۱۶۴ـ۱۶۵؛ نيز ← حسن‌بن بهلول، همانجا).



منابع: ابن‌اثير؛ ابن‌سيده، المحكم و المحيط الاعظم، چاپ عبدالحميد هنداوى، بيروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ ابوريحان بيرونى، الآثار الباقية عن القرون الخالية، چاپ ادوارد زاخاو، لايپزيگ ۱۹۲۳؛ همو، كتاب التفهيم لاوائل صناعة‌التنجيم، چاپ جلال‌الدين همايى، تهران ۱۳۶۲ش؛ همو، كتاب القانون المسعودى، حيدرآباد، دكن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶؛ محمدصادق‌بن حسين اديب‌الممالك فراهانى، ديوان، چاپ وحيد دستگردى، ]تهران [۱۳۱۲ش؛ محمدبن عبدالملك امير معزّى، ديوان، چاپ عباس اقبال‌آشتيانى، تهران ۱۳۱۸ش؛ محمدبن جابر بتّانى، كتاب‌الزيج الصابى، اعتنى بطبعه و تصحيحه و ترجمه الى اللغة اللاتينية و علّق حواشيه كارلو آلفونسو نالينو، رم ۱۸۹۹ـ۱۹۰۷، چاپ افست هيلدسهايم ۱۹۷۷؛ عبدالقادربن عمر بغدادى، خزانة‌الادب و لب‌لباب لسان العرب، چاپ محمد نبيل طريفى، بيروت ۱۹۹۸؛ احمدبن حسين بيهقى، معرفة السنن و الآثار عن الامام ابى‌عبدللّه محمدبن ادريس الشافعى، چاپ سيدكسروى حسن، بيروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱؛ شمس‌الدين محمد حافظ، ديوان، چاپ پرويز خانلرى، تهران ۱۳۶۲ش؛ حسن‌بن بهلول، كتاب‌الدلائل، چاپ عكسى از نسخة خطى كتابخانة سليمانيه استانبول، مجموعة حكيم‌اوغلى، ش ۵۷۲، فرانكفورت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ على‌اكبر دهخدا، امثال و حكم، تهران ۱۳۶۳ش؛ حسن ذوالفقارى، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثلهاى فارسى، تهران ۱۳۸۸ش؛ حسين‌بن محمد راغب‌اصفهانى، محاضرات‌الادباء و محاورات‌الشعراء و البلغاء، چاپ عمر طباع، بيروت ۱۹۹۹؛ محمدبن محمد زَبيدى، تاج‌العروس من جواهرالقاموس، ج ۱۸، چاپ عبدالكريم غرباوى، كويت ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ عتيق‌بن محمد سورآبادى، تفسير سورآبادى: تفسير التفاسير ، چاپ على‌اكبر سعيدى سيرجانى، تهران ۱۳۸۱ش؛ عبدالرحمان‌بن ابى‌بكر سيوطى، كتاب الشماريخ فى علم التاريخ، چاپ كريستيان فردريش زيبولد، ليدن ۱۴۱۲/۱۸۹۴؛ همو، المزهر فى العلوم اللّغة و انواعها، چاپ محمد احمد جادالمولى، على محمد بجاوى، و محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره ]بى‌تا.[؛ محمدعلى صائب تبريزى، ديوان، چاپ محمد قهرمان، تهران ۱۳۶۴ـ۱۳۷۰ش؛ طبرى، تاريخ (بيروت)؛ جعفرمرتضى عاملى، الصحيح من سيرة‌النبى الاعظم (ص)، بيروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ رضا عبداللّهى، تحقيقى در زمينه گاه‌شماريهاى هجرى‌قمرى و مسيحى (ميلادى)، تهران ۱۳۶۵ش؛ على‌بن جولوغ فرخى سيستانى، ديوان، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۷۱ش؛ الفوايد الغرر و الفرايد الدرر، از مؤلفى ناشناس، نسخة خطى كتابخانة ملى جمهورى اسلامى ايران، ش ۶۶۷۴؛ على‌بن نصير قاسم‌انوار، كليات قاسم انوار، چاپ سعيد نفيسى، تهران ۱۳۳۷ش؛ قَلقَشندى؛ عبدالحى‌بن ضحاك گرديزى، زين‌الاخبار، چاپ عبدالحى حبيبى، چاپ افست تهران ۱۳۴۷ش؛ مظفربن محمدقاسم گنابادى، شرح بيست باب ملامظفّر فى معرفة التقويم (دربارة رسالة بيست باب در معرفت تقويم اثر عبدالعلى‌بن محمد بيرجندى)، چاپ سنگى ]بى‌جا[ ۱۲۸۲؛ لسان‌التنزيل، چاپ مهدى محقق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۵۵ش؛ مجمل‌التواريخ و القصص، چاپ محمدتقى بهار، تهران: كلاله خاور، ۱۳۱۸ش؛ احمدبن محمد مرزوقى اصفهانى، كتاب الازمنة و الامكنة، حيدرآباد، دكن ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴؛ مسعودى، مروج (بيروت)؛ مسكويه؛ محمدجواد مشكور، فرهنگ تطبيقى عربى با زبانهاى سامى و ايرانى، تهران ۱۳۵۷ش؛ احمدبن محمد ميدانى، مجمع‌الامثال، مشهد ۱۳۶۶ش؛



J. Brun, Dictionarium Syriaco-Latinum, [S.L.]: Beryti Phoeniciroum, Typographia PP. SOC. Jesu, ۱۸۹۵; E. Littmann, "Über die Ehrennamen und Neubenennungen der islamischen Monate", Der Islam, vol. ۸, (۱۹۱۸).



/ فريد قاسملو /



 ۲) در قرآن و حديث . ماه رمضان بين شعبان و شوال واقع شده‌ و از ريشة «ر م ض» و جمع آن رَمَضانات و أرمِضاء است. رمضان به معنى شدت گرماست، و گفته‌اند چون در هنگام نام‌گذارى ماهها، اين ماه در زمان گرمى و حرارت شديد قرار گرفته بود، اين نام را بر آن نهادند (ازهرى؛ جوهرى؛ ابن‌فارِس، ذيل «رمض»). اما طبرى (ذيل بقره: ۱۸۵) به نقل از مجاهدبن جِبِر (متوفى ۱۰۴) مى‌نويسد، رمضان احتمالاً از نامهاى خداست و نام‌گذارى آن با شدت گرما ارتباطى ندارد. براى نام‌گذارى اين ماه وجوه معنايى ديگرى را نيز برشمرده‌اند، مانند اينكه رمضان مأخوذ از «رَمَض‌الصائم» است، به معنى زمانى كه درون روزه‌دار از شدت تشنگى داغ مى‌شود؛ رمضان از ارماض‌است به معنى آتش‌گرفتن، زيرا گناهان در اين ماه با اعمال صالح آتش مى‌گيرد و از بين مى‌رود؛ رمضان از رمضاء است به معنى سنگ داغ، چراكه دلها از موعظه و تفكر در باب آخرت مى‌گدازد، مانند گداخته‌شدن رمل و سنگ از خورشيد؛ رمضان مأخوذ است از «رمضت النصل»، آنگاه كه تيغ شمشير را بين دو سنگ به هم مى‌كوبند تا تيز شود؛ اين ماه بدين سبب رمضان ناميده شده‌است كه در آن عربها سلاح خود را تيز مى‌كردند تا پيش از داخل‌شدن در ماههاى حرام در شوال جنگ كنند ( مرزوقى اصفهانى، ج ۱، ص ۲۴۶؛ ابوريحان بيرونى، ص ۶۰، ۳۲۵؛ طوسى، التبيان؛ قرطبى، ذيل بقره: ۱۸۵). نام اين ماه در دوران جاهليت ناتق بود و عرب جاهلى نيز آن را بزرگ مى‌داشتند. قوم ثمود هم به ماه رمضان ديمر مى‌گفتند و سالشان با رمضان آغاز مى‌شد (همانجاها).



واژة رمضان يك بار در قرآن كريم به‌كار رفته ( بقره : ۱۸۵)، و تنها ماهى‌است كه نام آن در قرآن آمده‌است. بنابر اين آيه، ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده‌است و چون اين ماه فرارسد بر هر كسي كه به سن تكليف رسيده­است، روزه‌گرفتن واجب مى‌شود (براي تفصيل اين حكم روزه*). دربارة اينكه نزول قرآن در ماه رمضان به چه صورت بوده‌است، اختلاف هست. برخى نزول قرآن را در اين ماه به‌صورت يكباره در بيت‌المعمور* يا در شب قدر بر آسمان دنيا دانسته‌اند كه سپس به‌تدريج بر پيامبر صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم نيز نازل شد. طبق نظر ديگر، آغاز نزول قرآن در شب قدر از ماه رمضان بوده‌است ( طبرى، همانجا؛ كلينى، ج۲، ص۶۲۹؛ طوسى، همانجا؛ طباطبائى، ذيل بقره: ۱۸۵؛ نيز  تنزيل*). چون بنابر آية ۱۸۵ سورة بقره همة مكلفان بايد در اين ماه روزه بگيرند، دربارة روش احراز و اثبات آغاز ماه رمضان مباحث بسيارى در تفاسير و كتابهاى فقهى و نجومى آمده‌است ( فخررازى؛ طبرِسى؛ ذيل آيه؛ نيز  رؤيت هلال*).



بنابر خطبة معروف پيامبراكرم در آخرين جمعة ماه شعبان، رمضان ماهى‌است كه مردم در آن به مهمانى خداوند دعوت شده‌اند؛ شب قدر(←ليلةالقدر) در اين ماه قراردارد و بهتر از هزار ماه است(در اين باره←قدر*،سوره)؛ خدا روزه‌گرفتن در اين ماه را واجب كرده و شب‌زنده‌دارى و نمازخواندن در يك شب از شبهاى اين ماه را برابر با نماز هفتاد شب در ماههاى ديگر قرار داده و هركس در اين ماه به قصد تقربْ كار خير و احسان انجام داده پاداش كسى به او داده خواهد شد كه يكى از واجبات خدا را انجام دهد و كسى كه يكى از واجبات خدا را در اين ماه انجام دهد پاداش كسى را خواهد داشت كه هفتاد فريضه از فرايض خدا را انجام داده باشد. اين ماه، ماه صبر است و پاداش صبر بهشت خداست؛ اين ماه، ماه مواسات و همدردى ‌است؛ و ماهى‌ است كه خدا روزى بندگان مؤمنش را در آن افزون مى‌سازد. پاداش كسى كه در اين ماه مؤمنى روزه‌دار را به افطار دعوت كند، هرچند با جرعه‌اى شير يا چند دانه خرما باشد، برابر است با آزادكردن بنده و آمرزش گناهان گذشته. رمضان ماهى است كه آغاز آن رحمت، ميانه‌اش مغفرت، و پايانش اجابت دعا و رهايى از آتش دوزخ‌ است ( كلينى، ج ۴، ص ۶۶ـ۶۷؛ ابن‌بابويه، ۱۴۱۲، ص ۷۱؛ براى بخشهايى از اين خطبه در منابع اهل سنّت ابن‌ابى‌الدنيا، ص ۶۵؛ ابن‌شاهين، ص ۳۹؛ مقدسى، ص ۵۴). بنابر خطبه‌اى ديگر كه على عليه‌السلام از پيامبراكرم نقل كرده، رمضان ماه بركت، رحمت و آمرزش و بهترين ماه نزد خدا معرفى شده‌است، و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات‌است. در اين ماه درهاى بهشت گشوده و درهاى دوزخ بسته‌ است. نفسهاى مؤمنان در اين ماه تسبيح، خواب آنان عبادت، اعمالشان پذيرفته و دعايشان مستجاب است. پيامبر در ادامة اين خطبه از مؤمنان خواسته‌اند كه در اين ماه با گرسنگى و تشنگى خود گرسنگى و تشنگى روز قيامت را ياد كنند، بر فقرا و مساكين صدقه دهند، بزرگان خود را احترام كنند، برخردسالان ترحم كنند، صلة رحم نمايند، زبان خود را نگاه دارند، از آنچه خدا ديدنش را حلال نكرده چشم بپوشند و بر آنچه شنيدنش را حلال نكرده‌است گوش ببندند، بر يتيمان مهر بورزند، از گناهان خود توبه كنند و در وقت نماز دست به دعا بردارند. پيامبراكرم در ادامة اين خطبه به استغفار، سجدة طولانى، افطاردادن به روزه‌داران، خوش‌خلقى با زيردستان، يتيم‌نوازى، صلةرحم، نماز مستحب، انجام‌دادن واجبات، صلوات و قرائت قرآن توصيه فرموده‌اند. ايشان همچنين در پاسخ به پرسش امام­على، بهترين عمل در اين ماه را پرهيز از محرّمات دانسته‌اند. بنابر اين روايت، پيامبر در پايان اين خطبه مى‌گريند و در پاسخ به پرسش على عليه‌السلام از سبب گريه، شهادت آن حضرت را به هنگام نماز در اين ماه به دست نگون­بخت­ترين مردمان، سبب گريه خود ذكر مى‌كنند ( ابن‌بابويه، ۱۴۱۷، ص ۱۵۴ـ۱۵۵؛ همو، ۱۴۱۲، ص ۷۸ـ۷۹).



بنابر احاديث، هرچيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان ‌است ( كلينى، ج ۲، ص ۶۳۰)، ماه رمضان را حق و حرمتى است كه در هيچ يك از ماههاى ديگر نيست (همان، ج ۲، ص ۶۱۷)، رمضان سرور ماههاست، در اين ماه درهاى آتش (جهنم) بسته و درهاى بهشت باز مى‌شود (ابن‌ابى‌الدنيا، ص ۳۷، ۴۰، ۶۱؛ كلينى، ج ۴، ص ۶۷؛ ابن‌شاهين، ص ۳۴ـ۳۶؛ مقدسى، ص ۴۲) و كسى كه در اين ماه خداوند او را نيامرزد، اميد به آمرزيده‌شدن در روز عرفه داشته باشد (كلينى، ج ۴، ص ۶۶).در حديثى، پيامبراكرم فرموده‌اند اگر امت من اهميت ماه رمضان را مى‌دانستند آرزو مى‌كردند كه سراسر سال رمضان باشد ( ابن‌ابى‌الدنيا، ص ۴۹؛ مقدسى، ص ۴۴). طبق حديثى ديگر، بهشت در آغاز سال تا ابتداى سال بعد براى رمضان زينت مى‌شود ( ابن‌ابى‌الدنيا، ص ۴۹؛ ابن‌شاهين، ص ۳۶؛ ابن‌طاووس، ج ۱، ص ۲۴). خداوند در هر روز از روزهاى ماه رمضان عده‌اى را از آتش جهنم آزاد مى‌كند و دعاى هر مسلمانى مستجاب مى‌شود (ابن‌شاهين، ص ۳۴؛ نيز ابن‌بابويه، ۱۴۱۲، ص ۷۴). در احاديث تأكيد شده‌است براينكه به سبب عظمت اين ماه نبايد كلمه رمضان را بدون ذكر «شهر» (ماه) در آغاز آن به كار برد. همچنين نبايد گفت رمضان رفت يا آمد، زيرا رمضان اسمى از اسماءاللّه است كه نه مى‌آيد و نه مى‌رود و زايل‌شدنى نيست ( كلينى، ج ۴، ص ۶۹ـ۷۰؛ ابن‌بابويه، ۱۳۶۱ش، ص ۳۱۵؛ فخررازى، ذيل بقره: ۱۸۵؛ قس نسائى، ج ۴، ص ۱۳۰ـ۱۳۱؛ نيز مجلسى، ج ۶، ص ۶۴۶ـ۶۴۷). در حديثى ديگر آمده‌است، اگر كسى نام اين ماه را بدون ذكر شهر در آغاز آن بگويد بايد صدقه و كفاره بدهد ( ابن‌طاووس، ج ۱، ص ۲۹؛ حرّعاملى، ج ۱۰، ص ۳۲۰).بنابر احاديث امامان شيعه، اولين ماه سال ماه رمضان است و محرّم تنها بدين دليل در آغاز سال قرار گرفته‌ كه سال هجرى بر آن بنا شده­است (كلينى، ج ۴، ص ۶۶؛ طوسى، مصباح المتهجّد، ص ۵۳۹، ۷۹۷؛ نيز ابن‌طاووس، ج ۱، ص ۳۲، كه ماه رمضان را اولين ماه سال در عبادات و محرّم را اولين ماه سال در تاريخ و امور ديگر دانسته‌است)؛ بدين جهت، شيخ طوسى نيز در كتاب خود مصباح‌المتهجّد، ص ۷۹۷) ماه رمضان را بر ديگر ماهها مقدّم داشته‌است و همين سنّت در برخى كتب ادعيه شيعى، رعايت شده‌است ( ابن‌طاووس، ج ۱، ص ۲۳؛ قمى سبزوارى، ص ۵۱).



مهم‌ترين اعمال اين ماه، روزه گرفتن است ( روزه*). گفته شده‌است، نخست حضرت نوح بود كه پس از خروج از كشتى، در ماه رمضان روزه گرفت (قرطبى، ذيل بقره: ۱۸۵). به گفتة فخررازى (ذيل بقره: ۱۸۵)، شايد خداوند به اين دليل روزه را، كه از اعمال عبادى عظيم است، به اين ماه اختصاص داده كه قرآن، كه عظيم‌ترين آيات ربوبى است، در اين ماه نازل شده‌است. بنابر حديثى از امام‌صادق عليه‌السلام، سفر در ماه رمضان جز براى حج يا عمره يا جلوگيرى از تلف مال جايز نيست ( عياشى، ج ۱، ص ۸۰ ـ۸۱ ؛ طباطبائى، ذيل بقره: ۱۸۵). زكات فطره نيز بر هر مسلمانى، كه اين ماه را درك كند، واجب است (كلينى، ج ۳، ص ۵۲۵؛ طوسى، مصباح‌المتهجّد، ص ۶۶۵؛ نيز زكات *).



پيامبراكرم بر تلاوت قرآن در اين ماه تأكيد كرده‌اند (ابن‌بابويه، ۱۴۱۷، ص ۱۵۴). بنابر روايتى از امام‌صادق در پاسخ به پرسشى دربارة كيفيت ختم قرآن در اين ماه كه آيا بايد در يك شب قرآن را ختم كرد يا در دو شب يا سه شب، ختم قرآن در سه شب ماه رمضان همراه با قرائت، ترتيل و تدبر در آيات توصيه شده‌است ( كلينى، ج ۲، ص ۶۱۷). در روايتى ديگر، ختم قرآن در اين ماه منوط به توانايى افراد شده‌است (همان، ج ۲، ص ۶۱۸ـ۶۱۹؛ نيز ختم قرآن*). افزون‌براين، به شب‌زنده‌دارى و عبادت و نمازخواندن در شبهاى اين ماه مخصوصاً در ده شب آخر آن بسيار سفارش شده‌است (دارمى، ج ۲، ص ۲۶ـ۲۷؛ ابن‌ماجه، ج ۱، ص ۴۲۰ـ۴۲۱، ۵۶۲ـ۵۶۳). بنابر حديثى، قرآن در شب اول اين ماه نازل شده‌است، پس بايد با تلاوت قرآن به استقبال اين ماه رفت ( كلينى، ج ۴، ص ۶۶). در احاديث، ثواب نماز مؤمنانه در شبهاى ماه مبارك رمضان آمرزش گناهان ذكر شده‌است ( ابن‌ابى‌الدنيا، ص ۳۴؛ مقدسى، ص ۴۲ـ۴۳). براى صدقه در اين ماه نيز ثواب زيادى نقل شده‌است (ابن‌ابى‌الدنيا، ص ۵۲) و تسبيح در ماه رمضان از تسبيح در ديگر ماهها برتر دانسته شده‌است (ابن‌ابى‌الدنيا، ص ۵۱؛ مقدسى، ص ۵۲). به اعتكاف در ده روز آخر اين ماه نيز بسيار سفارش شده‌است، چنان‌كه پيامبراكرم خود در اين ماه اعتكاف مى‌كردند. مسجدالحرام، مسجدالنبى و مسجد كوفه از جمله مكانهايى‌اند كه براي اعتكاف در آنها فضيلت بيشترى روايت شده­است( ابن‌ماجه، ج ۱، ص ۵۶۴ـ۵۶۶؛ طوسى، مصباح المتهجّد، ص ۶۳۵). از آنجا كه بنابر احاديث، شب قدر در اين ماه واقع شده و قلب ماه رمضان شب قدر دانسته شده، به شب‌زنده‌دارى و دعا و مذاكره علمى در اين شب بسيار توصيه شده‌است ( كلينى، ج ۴، ص ۶۶؛ ابن‌طاووس، ج ۱، ص ۳۱؛ نيز ليلة‌القدر*).



از هنگام رؤيت هلال رمضان تا پايان اين ماه و رؤيت هلال شوال، كه شب عيد فطر است، اعمال و ادعيه و نمازهاى مستحبى زيادى در احاديث نقل شده‌است. برخى از مهم‌ترين آنها عبارت‌اند از: دعا در هنگام رؤيت هلال رمضان ( ابن‌ابى‌الدنيا، ص ۴۶؛ طوسى، مصباح‌المتهجّد، ص ۵۴۰ـ۵۴۲)؛ دعاى روز اول ماه رمضان (طوسى، مصباح‌المتهجّد، ص ۶۰۴ـ۶۱۰)، دعايى براى هر روز اين ماه و دعاها و تسبيحاتى براى روزهاى اين ماه (همان، ص ۶۱۰ـ۶۲۵)، نمازهاى مستحبى و دعاها و اذكار مختلف بعد از هر نماز در شب و روز اين ماه (همان، ص ۵۴۲ـ۵۷۷)، دعاى افتتاح كه در هر شب اين ماه خواندن آن سفارش شده­است (همان، ص ۵۷۷ـ۵۸۲)، دعاى سحرهاى ماه رمضان كه ابوحمزه ثمالى از امام‌سجاد عليه‌السلام روايت كرده و دعاى سحرهاى ماه مبارك رمضان يا دعاى مباهله كه امام‌رضا از امام‌باقر عليهماالسلام روايت كرده‌اند (همان، ص ۵۸۲ـ۶۰۴، ۷۶۰ـ۷۶۳؛ ابن‌طاووس، ج ۱، ص ۱۷۵ـ۱۷۷، ۲۱۸ـ۲۲۱)، احيا و شب‌زنده‌دارى و خواندن صد ركعت نماز مستحبى در شب بيست‌ويكم و بيست‌وسوم اين ماه (ابن‌بابويه، ۱۴۱۲، ص ۱۳۸)، دعا در هنگام افطار و دعايى براى هر شب اين ماه (طوسى، مصباح‌المتهجّد، ص ۶۲۵ـ ۶۲۶)، ده دعا براى هر شب از دهة آخر اين ماه (همان، ص ۶۲۸ـ۶۳۵)، دعا در وداع با ماه رمضان (همان، ص ۶۳۶ـ ۶۴۸) و دعاها و اعمال براى شب و روز عيد فطر (همان، ص ۶۴۸ـ۶۶۲؛ براى ترجمه‌اى كهن به فارسى از برخى ادعية ماه رمضان قمى‌سبزوارى، ص ۱۸۵ـ۱۹۲).



حوادث و وقايعى نيز در اين ماه رخ داده‌است كه عبارت‌اند از: پوشيدن لباس سبز از سوى مأمون در هفتم رمضان ( ابوريحان بيرونى، ص ۳۳۲)، وفات حضرت خديجه در دهم ماه رمضان (همانجا)، ولادت امام‌حسن مجتبى عليه‌السلام در رمضان سال دوم هجرى بنابه روايتى (كلينى، ج ۱، ص ۴۶۱)، وقوع غزوه بدر در هفدهم رمضان (ابوريحان بيرونى، همانجا)، ضربت خوردن و سپس شهادت امام‌على در شب نوزدهم و بيست‌ويكم اين ماه (كلينى، ج ۱، ص ۴۵۲؛ قس ابوريحان بيرونى، همانجا، كه واقعة ضربت خوردن امام‌على را در هفدهم اين ماه ذكر كرده‌است)، و غرق‌شدن فرعون در روز بيست‌وسوم رمضان (ابوريحان بيرونى، ص ۳۳۱). بنابر برخى روايات نيز، ولادت امام‌جواد در رمضان سال ۱۹۵ ( كلينى، ج ۱، ص ۴۹۲) و ولادت امام‌حسن عسكرى در رمضان سال  ۲۳۲ (همان، ج ۱، ص ۵۰۳) رخ داده‌است. همچنين بنابر حديثى از پيامبراكرم، صُحُف ابراهيم در شب اول ماه رمضان، تورات در ششم ماه رمضان، انجيل در شب سيزدهم، زبور در هجدهم ماه رمضان و قرآن در بيست‌وسوم ماه رمضان نازل شده‌است ( عياشى، ج ۱، ص ۸۰؛ كلينى، ج ۲، ص ۶۲۹).



دربارة فضيلت و اهميت ماه رمضان افزون براختصاص يافتن ابوابى به آن در برخى كتابهاى حديثى شيعه و اهل سنّت ( دارمى، ج ۲، ص ۲۶ـ۲۷؛ ابن‌ماجه، ج ۱، ص ۵۲۶ـ۵۲۷؛ كلينى، ج ۴، ص ۶۵ـ۶۹؛ ابن‌بابويه، ۱۴۱۳، ج ۲، ص ۹۴ـ۱۰۰)، كتابهاى مستقلى نيز نوشته شده كه البته از برخى از آنها فقط نامى باقى مانده‌است. براى نمونه ابوالحسن نصربن عامر سِنجارى كتابى با نام كتاب فضائل شهر رمضان داشته‌است (  نجاشى، ص ۴۲۸)، ابن‌ابى‌منصور بغدادى (متوفى ۳۵۲) و ابومختاربن محمود زاهدى (متوفى ۶۵۸) هريك كتابى با نام فضائل شهر رمضان داشته‌اند ( حاجى‌خليفه، ج ۲، ستون ۱۴۴۶؛ بغدادى، ج ۱، ستون ۶۸۰) و تقى‌الدين عبدالغنى‌بن عبدالواحد جمّاعيلى مَقدِسى (متوفى ۶۰۰) در كتابى به نام فضائل رمضان به شرح فضائل اين ماه پرداخته‌است. همچنين ابن‌بابويه (متوفى ۳۸۱) بخشى از كتاب فضائل الاشهُر الثلاثة (ص ۷۱ـ۱۴۴) را به فضائل ماه رمضان اختصاص داده و ابن‌رجب (متوفى ۷۹۵) در بخشى از كتاب لطائف‌المعارف (ص ۱۶۸ـ۲۴۶) به اهميت و فضيلت رمضان و وظايف مسلمان در آن پرداخته‌است. در برخى امثال عربى اشاراتى به ماه رمضان ديده مى‌شود، براى نمونه به كسى كه دچار خلط شود مى‌گويند: «يَدْخُلُ شعبان فى رمضان» ( ميدانى، ج ۲، ص ۳۹۴).



منابع : ابن‌ابى‌الدنيا، فضائل رمضان، چاپ عبداللّه‌بن حمد منصور، رياض ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ ابن‌بابويه، الامالى، قم ۱۴۱۷؛ همو، فضائل الاشهر الثلاثة، چاپ غلام‌رضا عرفانيان، بيروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ همو، كتاب مَن لايَحْضُرُه الفقيه، چاپ على‌اكبر غفارى، قم ۱۴۱۳؛  همو، معانى الاخبار، چاپ على‌اكبر غفارى، قم ۱۳۶۱ش؛ ابن‌رجب، لطائف المعارف فيما لمواسم العام من الوظائف، قاهره ] ۲۰۰۶[؛ ابن‌شاهين، كتاب فضائل شهر رمضان، چاپ سميربن امين زهيرى، زرقاء، اردن ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ ابن‌طاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قيومى­اصفهانى، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶؛ ابن‌فارِس؛ ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، ]قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست بيروت ]بى‌تا.[؛ ابوريحان بيرونى؛ محمدبن احمد ازهرى، تهذيب اللغة، علّق عليها عمر سلامى و عبدالكريم حامد، بيروت ۱۴۲۱/۲۰۰۱؛ اسماعيل بغدادى، هداية‌العارفين، ج ۱، در حاجى خليفه، ج ۵؛ اسماعيل‌بن حماد جوهرى، الصحاح: تاج­اللغة و صحاح­العربية، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بيروت ۱۴۰۷؛ حاجى‌خليفه؛ حرّعاملى؛ عبداللّه‌بن عبدالرحمان دارمى، سنن الدارمى، دمشق ۱۳۴۹؛ طباطبائى؛ طبرِسى؛ طبرى، جامع؛ طوسى، التبيان فى تفسيرالقرآن، چاپ احمد حبيب قصير عاملى، بيروت ]بى‌تا.[؛ همو، مصباح المتهجّد، بيروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱؛ محمدبن مسعود عياشى، كتاب التفسير، چاپ هاشم رسولى‌محلاتى، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران ]بى‌تا.[؛ محمدبن عمر فخررازى، تفسير الفخرالرازى المشتهر بالتفسير الكبير و مفاتيح‌الغيب، بيروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، بيروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ على‌بن محمد قمى سبزوارى، ذخيرة‌الآخرة، همراه با كهن‌ترين ترجمه از ادعية شيعه، چاپ محمد عمادى‌حائرى، تهران ۱۳۸۳ش؛ كلينى (بيروت)؛ محمدتقى‌بن مقصودعلى مجلسى، لوامع صاحبقرانى، المشتهر بشرح الفقيه، ج ۶، قم ۱۳۷۵ش؛ احمدبن محمد مرزوقى اصفهانى، الازمنة و الامكنة، چاپ محمد نايف دليمى، بيروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ عبدالغنى‌بن عبدالواحد مقدسى، فضائل رمضان، چاپ عمار سعيد تمالت، رياض ۱۴۲۰/۱۹۹۹؛ احمدبن محمد ميدانى ، مجمع الامثال، مشهد۱۳۶۶؛ نجاشى؛ احمدبن على نسائى، سنن النسائى، بشرح جلال‌الدين سيوطى، بيروت ۱۳۴۸/۱۹۳۰.



/ محسن معينى/



۳) آداب و رسوم. رفتارهاى اجتماعى و دينى و جشنى رمضان، متنوع و گسترده‌اند، و اغلب در بافتار عمومى رفتارهاى جشنى اسلامى صورت مى‌گيرند. از جمله، رفتارهايى كه در استقبال رمضان صورت مى‌گيرد و آداب و رسوم رايج آن بسيار شبيه رفتارهاى جشنى (← جشن*، بخش ۴، قسمت ج، رفتارهاى جشنى) در اعياد ديگر سال است. مثلا، از نيمه‌هاى شعبان و چند روز مانده به رمضان به نظافت و آراستن خانه‌ها و اماكن عمومى به‌ويژه مساجد و زيارتگاهها مى‌پرداخته‌اند. در دوره فاطميان، قضات مصر سه روز مانده به رمضان به مساجد و آرامگاهها سر مى‌زدند تا بر تهيه مايحتاج آنها براى ايام روزه‌دارى نظارت كنند (← مَقريزى، ج ۲، ص ۵۹۴). سنّت خانه‌تكانى پيش از رمضان بين طبقات مختلف مردم رواج داشته و غير از خانه‌ها، محله‌ها و بازارها و تكيه‌ها و مساجد را شامل مى‌شده‌است (وكيليان، ج ۱، ص ۱۵ـ۱۸). معمولا مايحتاج و خوراكيهاى مصرفى در طول ماه نيز از قبل تهيه مى‌شد. اين مواد و خوراكيها در مناطق و اقليمهاى مختلف با هم تفاوت داشتند، ولى به‌طور كلى شامل برنج، روغن، حبوبات به‌ويژه عدس، خرما، مغز گردو و بادام، كشمش، تخم‌مرغ و چاى و قند و شكر و انواع نان و شيرينى و مربا مى‌شدند (همان، ج ۱، ص ۲۱ـ۲۴؛ حجيّه، ص ۱۰۰؛ سلمان هادى طعمه، ص ۲۵۴؛ براى غذاهاى رمضان ← ادامه مقاله). يكى‌ديگر از سنّتهاى استقبال رمضان اين بود كه افرادى كه به‌سببى از هم كدورت داشتند بيش از فرارسيدن ماه رمضان با هم آشتى مى‌كردند (وكيليان، ج ۱، ص ۲۴). همچنين، براى بيان اصول و عقايد و احكام شرعى خاص اين ماه، مبّلغان مذهبى به شهرها و آباديها اعزام مى‌شدند (همان، ج ۱، ص ۲۴ـ۲۶).



مراسمى نيز تحت عنوان «كلوخ‌اندازان» در روز آخر ماه شعبان يا چند روز مانده به رمضان برگزار مى‌شده‌است كه در آن، مردم در خانه‌هاى بزرگ‌ترها يا باغها و تفرجگاههاى اطراف دور هم جمع مى‌شدند و به شادى و سرور مى‌پرداختند. خوراكيهاى اين روز مخصوص بوده‌است (← صاعدى شيرازى، ص ۱۰۳؛ وكيليان، ج ۱، ص ۲۷ـ۳۳؛ شهرى‌باف، ج ۳، ص ۳۰۵ـ۳۰۷). نمونه ديگرى از رفتارهاى مردم در استقبال از رمضان، روزه پيشباز/ پيشواز روزهاى اول، وسط و آخر ماه رجب و شعبان بوده‌است. بعضيها هم يك تا سه روز قبل از رمضان، به‌عنوان پيشباز رمضان روزه مى‌گيرند (← شهرى‌باف، ج ۳، ص ۳۰۵؛ وكيليان، ج ۱، ص ۳۳ـ۳۴).



رمضان با اعلام رؤيت هلال* شروع مى‌شود كه مجموعه‌اى از آداب و رسوم عاميانه نيز حول آن شكل گرفته‌است (← رؤيت هلال*، بخش  :   ).



پس از اعلان عمومى رؤيت هلال، مساجد و خيابانها و محلات و مراكز حكومتى چراغانى و آذين‌بندى مى‌شدند و جشنهاى مخصوص آغاز رمضان با اقامه اذان و نماز و تلاوت قرآن، ضرب طبلها و دهلها آغاز مى‌شد (← ابن‌بطوطه، ج ۱، ص ۱۷۸؛ سامرائى، ص ۱۳، ۱۵، ۱۷؛ وكيليان، ج ۱، ص ۳۹؛ براى برخى از آداب و رسوم و نيز جشنهاى ويژه آغاز رمضان چون ركوب خليفه با لباس و هيئتى خاص، قربانى‌كردن گوسفند و تقسيم گوشت آن ميان نزديكان و زيارت آرامگاهها و مقابر ← قلقشندى، ج ۳، ص ۵۰۵ـ۵۰۶؛ حسن عبدالوهاب، ص ۱۷ـ۱۸؛ سامرائى، ص ۹۵؛ پوركريم، ص ۲۸؛ عناصرى، ص ۷۹).



حلول ماه رمضان فرصت مناسبى بود تا مردم، به‌ويژه ادبا و شعرا، پيامهاى تبريك براى يكديگر در قالبهاى نظم و نثر ارسال كنند (براى نمونه ← ثعالبى، ج ۳، ص ۲۷۹؛ نيز ← سامرائى، ص ۱۷ـ۲۱). اشكال و نمونه‌هاى ديگرى از اين تبريكها وجود داشته‌است. مثلا، به‌گفته مقريزى (ج ۲، ص ۵۹۴ـ۵۹۵)، خلفاى فاطمى در اول رمضان براى همه امرا و صاحب‌منصبان و نيز افراد خانواده آنها ظرف حلوايى مى‌فرستادند كه در وسط آن كيسه‌اى پر از طلا بود و به «غُرَّه رمضان» معروف بود. اعلام وقت سحر و بيداركردن مردم براى سحرى، باتوجه به وسعت و جمعيت شهرها به شيوه‌هاى گوناگون صورت مى‌گرفت. اغلب، مؤذنان و جارچيان در چند نوبت از فراز مناره‌ها يا با دورزدن در كوچه‌ها و خيابانها، با صداى بلند مردم را بيدار مى‌كردند و نيز نزديك شدن زمان اذان را هشدار مى‌دادند (← كندى، ص ۲۰۱؛ حسن عبدالوهاب، ص ۴۷ـ۴۹). مناديان گاه با خواندن ابيات و ترانه‌هايى مردم را به خوردن سحرى يا امساك دعوت مى‌كردند (← حجيّه، ص ۱۰۱؛ سلمان هادى طعمه، ص ۲۵۶ـ۲۵۷؛ مؤيد محسنى، ص ۲۹۴ـ۲۹۵). برافروختن فانوس بر بالاى مناره‌ها از ديگر راههاى رايج براى آگاهانيدن مردم از زمان سحر بود. روشن بودن فانوسها نشانه اين بود كه هنوز زمان اذان فرانرسيده‌است و مى‌توان خورد و آشاميد و خاموش‌شدن آنها از پايان وقت سحرى خبر مى‌داد (← ابن‌بطوطه، ج ۱، ص ۱۷۹؛ ابن‌جبير، ص ۱۶۹ـ۱۷۰). نواختن طبل و شيپور (← حجيّه، ص ۱۰۰؛ سلمان‌هادى طعمه، ص ۲۵۶؛ احمد امين، ذيل «المسحراتى»؛ مؤيد محسنى، ص ۲۹۴)، كوبيدن درِ خانه‌ها (حسن عبدالوهاب، ص ۵۰)، شليك توپ (ويلز ، ۱۳۶۸ش، ص ۳۲۷؛ وكيليان، ج ۱، ص ۵۲) و زدن بوق حمامها (وكيليان، ج ۱، ص ۵۱) از ديگر شيوه‌هاى اعلام وقت سحر در سرزمينهاى مختلف بوده‌است.



روشهاى قديمى كه براى آگاهى از وقت شرعى غروب و زمان افطار و گشودن روزه استفاده مى‌شده تقريبآ همان روشهاى اعلام وقت سحر بوده كه با پيشرفت ابزارها و وسايل اطلاع‌رسانى هر دوره، تغيير كرده و جاى خود را به ابزارهاى الكترونيكى و وسايل مجهز خبررسانى همچون راديو و تلويزيون يا پخش اذان از بلندگوهاى مساجد داده‌است. استفاده از علائم طبيعى همچون: پرواز نوعى گنجشك هنگام غروب، نشانه‌گذارى خطوط ايجاد شده در آسمان نزديك غروب خورشيد معروف به «سرخيها» يا «حمراهاى كناره آسمان» نزد عامه مردم كه قصه‌ها و افسانه‌هاى خاص خود را داشته‌اند (← همان، ج ۱، ص ۷۷ـ۷۸)، كاملا منسوخ شده‌است.



يكى از موضوعات قابل توجه در ماه رمضان، سفره‌ها و مهمانيهاى سحرى و افطارى است. تقريبآ در همه ادوار اسلامى اين رسم رايج بوده كه امرا و خلفا و همچنين كسانى كه نذوراتى داشتند، در مساجد يا مكانهايى خاص، سفره‌هاى افطارى و گاه سحرى مى‌گسترده‌اند (← يعقوبى، ج ۲، ص ۲۹۱؛ ابن‌طُوَير، ص ۲۱۱ـ۲۱۲؛ قلقشندى، ج ۳، ص ۵۲۳)، به همين دليل، در برخى از مساجد آشپزخانه‌هايى براى پخت غذا در ماه رمضان وجود داشت (← ازدى، ص ۲۴۸) يا برخى از فرمانروايان در آغاز رمضان، مكانهايى را براى تهيه غذاهاى افطارى و سحرى درنظر مى‌گرفتند (← سيوطى، ج ۲، ص ۹۶). در مصرِ دوره فاطمى، «دارالفطرة» مكانى بود كه در آنجا، انواع غذاها و شيرينيها و نيز ارزاق و مايحتاج موردنياز مردم در ماه رمضان فراهم و ميان مردم تقسيم مى‌شد (← ابن‌طوير، ص ۱۴۳ـ۱۴۶؛ قلقشندى، ج ۳، ص ۵۲۴ـ۵۲۵). ابن‌طُوَير (ص ۲۱۲) مبلغى را كه براى سفره‌هاى ماه رمضان، در اين دوره هزينه مى‌شد، سه‌هزار دينار ذكر كرده‌است.



قائل‌بودن به ثواب بسيار در افطارى‌دادن طبق توصيه‌هاى مؤكد دينى و باور عمومى مبنى بر اينكه با اين عمل ثواب روزه مهمانان به ميزبان نيز مى‌رسد، باعث مى‌شد كه بسيارى از اغنيا و مردمى كه توانايى مالى بيشتر داشتند افطارى بدهند (← ويلز، ۱۳۶۸ش، ص ۳۲۸؛ همو، ۱۳۶۳ش، ص ۲۵۹؛ وكيليان، ج ۱، ص ۷۹ـ۸۱). ابن‌بطوطه در سفر به دمشق (ج ۱، ص ۱۲۰ـ ۱۲۱)، از امرا و قضات و بزرگانى ياد مى‌كند كه گروه كثيرى از مردم را براى سفره‌هاى افطارى دعوت مى‌كردند، چنان‌كه هيچ فردى در شبهاى رمضان به‌تنهايى افطار نمى‌كرد.



بنابر توصيه احاديث پيامبر صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم، در گشودن روزه و خوردن «فَطور» عجله مى‌شود و بسيارى پيش از گزاردن نماز مغرب افطار مى‌كنند (براى نمونه‌هايى از احاديث در تعجيل افطار ← ابوداوود، ج ۲، ص ۷۶۳ـ۷۶۴؛ نَوَوى، ج ۶، ص ۴۰۵ـ۴۰۶). در برخى از مناطق به فردى كه موفق نمى‌شد در زمان مقرر روزه خود را بگشايد، گفته مى‌شد «روزه جهودى شد» يا «روزه از كف رفت» (براى نمونه اين اصطلاح در سيرجان ← مؤيد محسنى، ص ۲۹۷). بنابر سنّت نبوى، اغلب با خرما افطار مى‌كنند (براى نمونه‌اى از سفارشهاى پيامبر درباره افطار به خرما ← كلينى، ج ۴، ص ۱۵۳؛ ابوداوود، ج ۲، ص ۷۶۴) و اعتقاد بر آن است كه افطار با خرما ثواب فراوان دارد (← شهرى‌باف، ج ۳، ص ۲۹۱؛ وكيليان، ج ۱، ص ۷۹).



خوراكيهاى مخصوص رمضان غذاهاى متنوعى است و گرايش به نوع خاصى از غذاها متأثر از شرايط اقليمى هر منطقه و فصل در اين ماه است. غذاى افطار در بيشتر مناطق سبك و ساده بوده، و معمولا از خوردن غذاهاى پرحجم و سنگين پرهيز مى‌شده‌است. خوراكيهاى رايج افطار در يك جمع‌بندى كلى، افزون‌بر خرما عبارت‌اند از: نمك، نان جو و انواع ديگر نان، شير، آب جوش، نبات داغ، چاى شيرين، انواع حلوا، برخى شيرينيها، مواد لبنى، سبزيجات، شله‌زرد، شيربرنج، انواع آش و شوربا و غذاهاى محتوى حبوبات مخصوصآ عدس و انواع بلغور (← وكيليان، ج ۱، ص ۷۹ـ۸۰). انواع حلوا از خوردنيهاى رايج و معروف رمضان است كه تقريبآ در همه مناطق ديده مى‌شود، ازجمله حلواى آرد گندم و حلواى نشاسته (در كربلا ← سلمان‌هادى طعمه، ص ۲۵۷)، حلواى خرما (در جهرم ← وكيليان، ج ۱، ص ۱۸۵)، حلواى شير (در اصطهبانات ← همان، ج ۱، ص ۱۸۸)، حلواى نشاسته (در رفسنجان ← همان، ج ۱، ص ۱۹۷ـ۱۹۸)، حلوايى موسوم به حلواى رمضان (در لبنان ← لحدخاطر، ج ۱، ص ۱۷۳)، حلواى شير و حلواى نان (← وكيليان، ج ۱، ص ۱۸۷ـ۱۸۹؛ براى برخى از شيرينيهاى ويژه رمضان چون زولبيا و باميه، كنّافه و قطيفه در ايران و نيز در برخى از سرزمينهاى عربى ← مؤيد محسنى، همانجا؛ حجيّه، ص ۱۰۲؛ سلمان‌هادى طعمه، ص ۲۵۵؛ حسن عبدالوهاب، ص ۶۵ـ۷۳).



آشهاى رمضان متنوع بوده كه گاهى در برخى مناسبتهاى اين ماه، نامى خاص مى‌گرفته‌است (براى نامها و مناسبتهاى مختلف ← وكيليان، ج ۱، ص ۱۸۰ـ۱۸۲؛ شهرى‌باف، ج ۳، ص ۳۵۵ـ ۳۵۶). در بسيارى از مناطق، پرهيزها و ملاحظات غذايى براى اين ماه قائل مى‌شدند. مثلا، چون طبيعت روزه را سرد مى‌دانستند، از غذاهاى نفاخ كمتر استفاده مى‌كردند و هنگام افطار قبل از صرف غذا، دم كرده بابونه يا خاكشير با نبات مى‌خوردند (مؤيد محسنى، همانجا). همچنين از خوردن غذاهاى چرب و شور به‌ويژه در سحر براى جلوگيرى از تشنگى پرهيز مى‌كردند (همانجا؛ علاوه‌بر غذاهاى يادشده، براى فهرستى از غذاهاى افطارى مثل دلمه، انواع كباب*، انواع كوفته كه در سوريه و عراق نوعى از آن را «كبّه» مى‌خوانند و بسيارى غذاهاى ديگر ← سلمان‌هادى طعمه، ص ۲۵۷؛ شهرى‌باف، ج ۳، ص ۳۵۳ـ۳۵۷؛ حجيّه، ص ۱۰۱ـ۱۰۲). غذاى سحرى بيشتر مردم پختنى و گرم بود كه شامل انواع آبگوشت، خورش، كباب، كوكو، برنج و غذاهاى متنوع ديگر مى‌شد (← شهرى‌باف، ج ۳، ص ۳۱۹ـ۳۲۸).



وضعيت كسب و كار در ماه رمضان رونق هميشگى را نداشته و تفاوت بسيارى با ماههاى ديگر سال داشته‌است. دسته‌اى از مشاغل و اصناف كه به‌نحوى تهيه مايحتاج روزانه اين ماه وابسته به آنها بود، با اينكه عصرها و شبها به فعاليت مشغول مى‌شدند، عملا كارشان سنگين‌تر و پررونق‌تر بود. مشاغلى همچون كشاورزى، آهنگرى، خياطى، نجارى، صحافى و از اين دست، يك وقته مى‌شدند و معمولا تا ظهر يا پاسى از ظهر گذشته ادامه پيدا مى‌كردند. در مقابل، كار بقاليها، قصابيها، نانواييها و قناديها بيشتر بود و معمولا مراجعان بيشترى داشتند (← كوهن ، ص ۳۳، ۱۵۶؛ آدامز ، ص ۲۹۵ـ۲۹۶).



در ماه رمضان ميزان اعمال شرورانه و فساد بسيار كاهش مى‌يافت و مردم در حفظ حقوق يكديگر توجه بيشترى مى‌كردند. براى نمونه، در بقاليها و خواربارفروشيها، سنگهاى كم وزن و ترازوهاى سرك‌دار جاى خود را به سنگهاى تمام وزن و ترازوهاى دقيق و حساس مى‌داد (شهرى‌باف، ج ۳، ص ۲۹۳)، كيفيت نان و گوشت به بهترين حد ممكن مى‌رسيد (← همان، ج ۳، ص ۲۹۶ـ۲۹۸) و قيمتها تنزل مى‌يافت يا ثابت مى‌ماند (← كوهن، ص ۱۸؛ شهرى‌باف، ج ۳، ص ۲۹۳).



آيينها و مراسم خاص رمضان به‌دليل رهيافتهاى مذهبى و توصيه‌هاى اكيد دينى مبنى‌بر تنعم از رحمتهاى الهى و منزلت و برترى يك شب از اين ماه به ماههاى ديگر، اهميت و حساسيت فوق‌العاده‌اى داشته، چنان‌كه در مناطق مختلف سرزمينهاى اسلامى، شركت در هر يك از اين رسوم و سنن به‌معناى بهره‌بردارى از خوان گسترده الهى بوده‌است.



در ماه رمضان، در اغلب مساجد، تكايا و خانه‌هاى مردم مجالس ختم قرآن بر پا مى‌شد (← لحدخاطر، ج ۱، ص ۱۷۱؛ لين ، ص ۴۸۲). خواندن كل قرآن در طول اين ماه به‌منظور استفاده از بركات و ثواب آن و شادى روح اموات نزد عامه مسلمانان بسيار ارجمند و از توصيه‌هاى مؤكد بود (براى گزارشهايى از مراسم ختم قرآن در اين ماه در مكه ← ابن‌جبير، ص ۱۷۵؛ ابن‌بطوطه، ج ۱، ص ۱۷۸ـ۱۸۰). باورهايى در ميان مردم درباره قرائت قرآن در اين ماه رايج بوده‌است، مثلا، قرائت  برخى سوره‌ها همچون توحيد، بيّنه، ياسين، يوسف، الرحمن ثواب ختم قرآن داشت يا منجر به برآورده‌شدن حاجتها مى‌شد. همچنين، در مراسم ختم قرآن، خواندن سوره توحيد سهم هر شخصى مى‌شد، معتقد بودند به زيارت حج يا بارگاه يكى از معصومين مشرف خواهد شد و گاه مى‌بايست وى به حاضران نقل و شيرينى دهد (وكيليان، ج ۱، ص ۷۰؛ براى نمونه‌هاى ديگرى از باورهاى عاميانه مردم درباره خواندن برخى سوره‌ها در مجالس ختم قرآن ← همان، ج ۱، ص ۷۰ـ۷۲). گاه نيز با در نظر گرفتن نوبت افراد در قرائت سوره‌ها، بر سر نشستن در جايى خاص مشاجره در مى‌گرفت (رضائى، ص ۴۹۳).



رسم سحرخوانى و مناجات‌خوانى و ريزه‌خوانى در شبها و سحرهاى رمضان از ديرباز مورد توجه بوده و تقريبآ در اغلب مناطق از دو سه ساعت پيش از اذان صبح شروع مى‌شده‌است. در ايران پس از رواج تشيع، سحرخوانى يكى از اركان اصلى در آداب مذهبى شد (نصرى اشرفى، ج ۳، ص ۱۳۰). مضامين مناجاتها را غالبآ سوره‌هاى قرآن و ادعيه مختلف و مطالبى در نعت حضرت رسول و ائمه اطهار و گاه اشعارى از صوفيه و بزرگان و نيز اشعار و ترانه‌هاى محلى تشكيل مى‌داده‌است (← شهرى‌باف، ج ۳، ص ۳۱۳؛ نصرى اشرفى، ج ۳، ص ۱۲۸؛ وكيليان، ج ۱، ص ۵۳ـ۵۴).



مناجات‌خوانها غالبآ افرادى خوش‌صدا بودند كه بر فراز مساجد و بامهاى منازل و بلنديها مناجات مى‌كردند. سلاطين و رجال صفوى و قاجار، افراد خوش‌صدا و آشنا به رموز موسيقى را در دستگاه خود براى گفتن اذان و مناجات نگه مى‌داشتند و به آنان مقررى مى‌دادند (مشحون، ص ۲۳). در مساجد بزرگ نيز غالبآ مؤذنان خوش‌آواز، مناجاتهاى شبهاى رمضان را به‌صورت فردى يا دسته‌جمعى مى‌خواندند (همان، ص ۲۵؛ جاويد، ص ۲۹ـ۳۰). مناجات‌خوانان با استفاده از موسيقى مقامى هر منطقه، به جنبه‌هاى زيبايى‌شناسانه و تأثيرگذار و استغاثه‌آميز و همچنين مناسبتىِ الحانِ مناجاتها توجه داشتند. گاه، اهل فن به قضاوت درباره جنبه‌هاى هنرى اين مناجاتها مى‌پرداختند كه باعث ايجاد رقابت بين مناجات‌خوانها مى‌شد (مشحون، همانجا؛ نصرى اشرفى، ج ۳، ص ۱۲۸، ۱۳۱).



اين مناجاتها غوغا و هياهويى در سحرگاهان ايجاد مى‌كرد و گاه شهرها يكپارچه بانگ و فرياد مى‌شدند (← شهرى‌باف، همانجا).



منابع : ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطه، چاپ محمد عبدمنعم عريان، بيروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ ابن‌جبير، رحلة ابن‌جبير، چاپ حسين نصّار، قاهره ۱۹۹۲؛ ابن‌طُوَير، نزهة المُقْلَتين فى اخبارالدولتين، چاپ ايمن فؤاد سيد، بيروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ سليمان‌بن اشعث‌ابوداوود، سنن ابى‌داود، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ احمد امين، قاموس‌العادات و التقاليد و التعابير المصرية، قاهره ۱۹۵۳؛ يزيدبن محمد ازدى، تاريخ‌الموصل، چاپ على حبيبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷؛ هوشنگ پوركريم، «تركمنهاى ايران(۲)»، هنر و مردم، دوره جديد، ش ۵۰ (آذر ۱۳۴۵)؛ عبدالملك‌بن محمد ثعالبى، يتيمة‌الدهر، چاپ مفيد محمد قميحه، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ هوشنگ جاويد، موسيقى رمضان در ايران، تهران ۱۳۸۳ش؛ عزيز جاسم حجيه، بغداديات: تصويرللحياة‌الاجتماعية والعادات البغدادية خلال مائة عام، بغداد ۱۹۶۷؛ حسن عبدالوهاب، رمضان، ]قاهره[ ۱۹۸۶؛ جمال رضائى، بيرجندنامه: بيرجند در آغاز سده چهاردهم خورشيدى، به اهتمام محمود رفيعى، تهران ۱۳۸۱ش؛ محمد سامرائى، رمضان فى الحضارة العربية الاسلامية، دمشق ۲۰۰۲؛ سلمان هادى طعمه، كربلاء فى الذاكرة، بغداد ۱۹۸۸؛ عبدالرحمان‌بن ابى‌بكر سيوطى، حسن المحاضرة فى تاريخ مصر و القاهرة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، ]قاهره[ ۱۳۸۷؛ جعفر شهرى‌باف، طهران قديم، تهران ۱۳۸۱ش؛ احمدبن عبداللّه صاعدى شيرازى، حديقة‌السلاطين قطبشاهى، چاپ على‌اصغر بلگرامى، حيدرآباد، دكن ۱۹۶۱؛ جابر عناصرى، «رمضان، در فرهنگ مردم اردبيل»، تاريخ و فرهنگ معاصر، سال ۳، ش ۳ و ۴ (پاييز و زمستان ۱۳۷۳)؛ قلقشندى؛ كلينى (بيروت)؛ محمدبن يوسف كندى، كتاب الولاة و كتاب‌القضاة، چاپ رفن گست، بيروت ۱۹۰۸، چاپ افست بغداد ]بى‌تا.[؛ لحدخاطر، العادات و التقاليدللبنانية، بيروت ۲۰۰۲؛ حسن مشحون، موسيقى مذهبى و نقش آن در حفظ و اشاعه موسيقى ملى ايران، شيراز ۱۳۵۰ش؛ احمدبن على مَقريزى، المواعظ و الاعتبار فى ذكر الخطط و الآثار، چاپ ايمن فؤاد سيد، لندن ۱۴۲۲ـ۱۴۲۵/ ۲۰۰۲ـ۲۰۰۴؛ مهرى مؤيد محسنى، فرهنگ عاميانه سيرجان، كرمان ۱۳۸۱ش؛ جهانگير نصرى‌اشرفى، نمايش و موسيقى در ايران، تهران ۱۳۸۳ش؛ يحيى‌بن شرف نَوَوى، كتاب المجموع: شرح‌المُهَذّب للشيرازى، چاپ محمد نجيب مطيعى، جده ]بى‌تا.[؛ احمد وكيليان، رمضان در فرهنگ مردم، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ش؛ چارلز جيمز ويلز، ايران در يك قرن پيش: سفرنامه دكتر ويلز، ترجمه غلامحسين قراگوزلو، ]تهران [۱۳۶۸ش؛ همو، تاريخ اجتماعى ايران در عهد قاجاريه، ترجمه سيد عبداللّه، چاپ جمشيد دودانگه و مهرداد نيكنام، تهران ۱۳۶۳ش؛ يعقوبى، تاريخ؛



Isaac Adams, Persia by a persian: Personal experiences, manners, customs, habits, religious and social life in Persia, [Chicago] ۱۹۰۰; Amnon Cohen, The guilds of Ottoman Jerusalem, Leiden ۲۰۰۱; Edward William Lane, An account of the manners and customs of the modern Egyptians, London ۱۹۸۶.



/ فاطمه رحيمى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

/ فريد قاسملو/ محسن معينى/ فاطمه رحيمى /

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 20
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده