بیجاپور
معرف

بيجاپور ، شهري‌ در هند، پايتخت‌ عادلشاهيان‌.

متن


بيجاپور ، شهري‌ در هند، پايتخت‌ عادلشاهيان‌. اين‌ شهر (جمعيت‌ در 1360  ش‌/1981، 038 ، 193تن‌) كه‌ امروزه‌ در ايالت‌ كرناتَك‌ * قرار دارد، در گذشته‌ ويجياپورا (شهر پيروزي‌) خوانده‌ مي‌شد و پايتخت‌ استان‌ جنوبي‌ پادشاهان‌ هندوي‌ يادَوا بود. زبان‌ و فرهنگ‌ ايراني‌، پس‌ از فتح‌ دكن‌ به‌ دست‌ فيروزشاه‌ خلجي‌ (حك    : 689ـ695)، به‌ اين‌ خطّه‌ وارد شد. بيجاپور تا به‌ حكومت‌ رسيدن‌ «بهمنيان‌ دكن‌ * » ناحية‌ مرزي‌ دورافتاده‌ و ناآرامي‌ بود، اما از اين‌ تاريخ‌ به‌ بعد و با آغاز دورة‌ حكومت‌ اسلامي‌، ثبات‌ بيشتري‌ يافت‌.



مملكت‌ بهمنيان‌ را وزير آنها، محمود گاوان‌ * (808  ـ 886)، به‌ هشت‌ ناحية‌ اداري‌ تقسيم‌ كرد كه‌ يكي‌ از آنها بيجاپور بود. در 895، يكي‌ از غلامان‌ پيشين‌ اين‌ وزير به‌  نام‌ يوسف‌ عادل‌خان‌ ـ  كه‌ ادعا مي‌شد فرزند سلطان‌ مراد دوم‌ عثماني‌ است‌  ـ (بعدها عادلشاه‌) اين‌ شهر را مستقل‌ كرد. در دورة‌ محمد عادلشاه‌ (1035ـ1066) بيجاپور و بسياري‌ از دژهاي‌ مهم‌ آن‌ به‌دست‌ شيواجي‌، رهبر مَراتهه‌ها، افتاد. در 1097، در ايام‌ سلطنت‌ اسكندر عادلشاه‌ (1083ـ1097)، آخرين‌ پادشاه‌ عادلشاهيان‌ * ، اورنگ‌ زيب‌ (حك    : 1068ـ 1118) بيجاپور را گرفت‌.



در 1100، طاعون‌ سختي‌ در بيجاپور باعث‌ هلاكت‌ 000 ، 150 تن‌ شد. اورنگ‌ زيب‌ در اواخر سلطنت‌ خود، كوچكترين‌ پسرش‌، كامبخش‌، را به‌ حكومت‌ بيجاپور منصوب‌ كرد. با مرگ‌ اورنگ‌ زيب‌ در 1118، كامبخش‌ خود را پادشاه‌ بيجاپور اعلام‌ كرد. در 1130، قحطي‌ بزرگي‌ رخ‌ داد كه‌ شش‌ سال‌ طول‌ كشيد و باعث‌ نابودي‌ بسياري‌ از جمعيت‌ شهر شد. در 1137، بيجاپور به‌ قلمرو نظام‌ حيدرآباد ضميمه‌ شد، ولي‌ در 1174، در ازاي‌ شش‌ ميليون‌ روپيه‌، به‌ مراتهه‌ها واگذار شد. با سرنگوني‌ ] آخرين‌ [ «پيشوا * » در 1234/ 1818، قواي‌ انگليس‌ بيجاپور را اشغال‌ كرد و آن‌ را به‌ راجة‌ ستارا سپرد و شهر تا 1266/1848 كه‌ جزو قلمرو بريتانيا شد، در دست‌ او بود.



چند خشكسالي‌ سخت‌ از 1234 تا 1283، شهر را به‌ قصبه‌اي‌ با چندهزار سكنه‌ تبديل‌ كرد.



زبان‌ فارسي‌ در بيجاپور . از دورة‌ عادلشاهيان‌ تا پايان‌ حكومت‌ مغولان‌ در 1274، زبان‌ رسمي‌ دربار بيجاپور فارسي‌ بود. از محمود گاوان‌ ـ  كه‌ از شخصيتهاي‌ برجستة‌ ادبي‌ به‌ شمار مي‌آمد  ـ كتابي‌ به‌ نام‌ رياض‌الانشاء و ديواني‌ به‌ جا مانده‌ كه‌ هردو به‌ فارسي‌اند. يوسف‌ عادلشاه‌ (حك    : 895  ـ916) و پسرش‌ اسماعيل‌ متخلص‌ به‌ «وفايي‌»، هردو به‌ فارسي‌ شعر مي‌سرودند. عادلشاهيان‌ مذهب‌ تشيع‌ را در بيجاپور رواج‌ دادند و همواره‌ نويسندگان‌ و شخصيتهاي‌ مذهبي‌ ايراني‌ را به‌ مهاجرت‌ به‌ اين‌ خطّه‌ تشويق‌ مي‌كردند. از جمله‌ كساني‌ كه‌ به‌ آنجا مهاجرت‌ كردند «ظهوري‌ ترشيزي‌ * » شاعر بود كه‌ در 988 از ايران‌ به‌ هند رفت‌ و «ملك‌ قمي‌ * » كه‌ در 987 به‌ دكن‌ رفت‌ و در دورة‌ پادشاهي‌ ابراهيم‌ دوم‌ عادلشاه‌ (987ـ 1035) در بيجاپور سكونت‌ گزيد و شاعر دربار و ملقب‌ به‌ «ملك‌الكلام‌» گرديد.



از حدود 699ـ700، بيجاپور شمار كثيري‌ از صوفيان‌ را به‌ خود جلب‌ كرده‌ بود. برخي‌ از مهمترين‌ آنان‌ كه‌ نوشته‌هايشان‌ به‌ فارسي‌ است‌ عبارت‌اند از: شيخ‌ محمود خوش‌دهن‌، مؤلف‌ اسرارالحق‌ (تأليف‌ در 1068) و صلات‌ عاشقين‌ (بي‌تا.)؛ محمدقاسم‌ صاحب‌ نفايس‌الانفاس‌ (تأليف‌ در 1080)؛ شاه‌ نعيم‌اللّه‌ مؤلف‌ گنج‌اسرار (تأليف‌ در 1075)؛ و محمد غوري‌، مؤلف‌ گلزارِ ابرار في‌ سِيَرالاخيار (تأليف‌ در 1022).



 بسياري‌ از تاريخهاي‌ اين‌ خطّه‌ نيز به‌ فارسي‌ نوشته‌ شده‌ است‌ كه‌ مشهورترين‌ آنها تاريخ‌ فرشته‌ * (تأليف‌ در 1030) اثر محمدقاسم‌ فرشته‌ و تذكرة‌الملوك‌ (تأليف‌ در 1017) تأليف‌ رفيع‌الدين‌ ابراهيم‌ شيرازي‌ است‌.



منابع‌: محمد ابراهيم‌، روضة‌الاولياء بيجاپور ، چاپ‌ سيدروشن‌علي‌، حيدرآباد 1314/1896؛ بشيرالدين‌ احمد، تاريخ‌ بيجانگر ، 1911؛ همو، واقعات‌ مملكت‌ بيجاپور (اردو)، حيدرآباد 1914؛ ضياءالدين‌ برني‌، تاريخ‌ فيروزشاهي‌ ، كلكته‌ 1862، ص‌390؛ محمدقاسم‌بن‌ غلامعلي‌ فرشته‌، تاريخ‌ فرشته‌ ، لكهنو، 1864ـ 1865، ج‌  1، ص‌  125؛



Henry Cousens, Bijapur and its architectural remains , Bombay 1916, pl.XXXII, figs. 26, 115; idem, Guide to Bijapur , Bombay 1905; R. M. Eaton, Sufis of Bijapur, 1300-1700 , Princeton 1978, 283; Imp. gazetteer of India , Oxford 1908, VIII, 175-188.



براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع کنید به ايرانيكا ، ذيل‌ "ijapur B و د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ r""ijapur B ¦.



/ محمدباقر ، تلخيص‌ از ( ايرانيكا )؛بزمي‌ انصاري‌ ، تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ ) /



آثار تاريخي‌. عادلشاهيان‌ هنر معماري‌ را بيش‌ از هنرهاي‌ ديگر توسعه‌ دادند. معماري‌ آنان‌ از نظر طرح‌ و شكل‌ ابنيه‌ و تزيينات‌، از بهترين‌ نمونه‌هاي‌ سبك‌ معماري‌ دكن‌ است‌. ازينرو پايتخت‌ آنان‌، بيجاپور، بيش‌ از ديگر شهرهاي‌ هند، جز دهلي‌، ساختمانهاي‌ عالي‌ و پراهميت‌ دارد. سبك‌ معماري‌ بيجاپور داراي‌ انسجام‌ و تناسبي‌ ويژه‌ است‌ و پيشرفت‌ آن‌ را از صورت‌ اوليه‌ تا مراحل‌ كمال‌ در آثار به‌ جا مانده‌ مي‌توان‌ بخوبي‌ تشخيص‌ داد. ويژگيهاي‌ بارز اين‌ معماري‌ عبارت‌ است‌ از: گنبدهاي‌ مدوّر با اسلوب‌ به‌ اصطلاح‌ «آويخته‌»، مناره‌ها و گلدسته‌هاي‌ فراوان‌ تزييني‌، قرنيزها و گچبريهاي‌ پرنقش‌ و نگار، و استفاده‌ از مصالح‌ بسيار محكم‌ و بادوام‌. موادِ به‌ كار رفته‌، قلوه‌سنگ‌ و گچ‌ يا تخته‌سنگهاي‌ تراشيده‌ است‌. سنگي‌ كه‌ در ساختمانها به‌ كار رفته‌ از نوع‌ سنگهاي‌ محلي‌، و بسيار شكننده‌ است‌. طبق‌ شواهد و قرائن‌ موجود، معماران‌ اين‌ آثار از هند شمالي‌ آمده‌ بوده‌اند و از استادان‌ و صنعتگران‌ بومي‌ هندو مذهب‌ نيز استفادة‌ فراوان‌ مي‌شده‌ است‌.



آثار قبل‌ از دورة‌ عادلشاهيان‌ معدود است‌: مناره‌هاي‌ ساده‌ با راهروهاي‌ چوبي‌ در اطراف‌ «مكه‌ مسجد»؛ و مسجد كريم‌الدين‌ كه‌ كتيبة‌ آن‌ متعلق‌ به‌ 720 است‌ و در آن‌ از ستونهاي‌ معابد قديمي‌ هندو استفاده‌ شده‌ است‌. سقف‌ اين‌ مسجد تيري‌ است‌،

 



  قسمت‌ مركزي‌ آن‌ مرتفعتر است‌ و پنجره‌هايي‌ دارد كه‌ نور از آنها به‌داخل‌ بنا مي‌رسد و از اين‌ لحاظ‌ شبيه‌ مساجد گجرات‌ است‌.



هيچيك‌ از بناهاي‌ عادلشاهي‌ را با اطمينان‌ نمي‌توان‌ به‌ دوران‌ سلطنت‌ يوسف‌ نسبت‌ داد. قديمترين‌ ساختمان‌ تاريخدار (تاريخ‌ كتيبه‌: 918)، معروف‌ به‌ «جامع‌ مسجدِ يوسف‌»، از ظهور سبكي‌ نو خبر مي‌دهد؛ در آن‌، يك‌ گنبد نيمكره‌اي‌ بر بالاي‌ استوانة‌ بلندي‌ بنا شده‌ و قاعدة‌ استوانه‌ را حلقه‌اي‌ از طرح‌ شاخ‌ و برگهاي‌ عمودي‌ دربرگرفته‌ است‌ به‌ نحوي‌ كه‌ مجموعة‌ گنبد مانند غنچه‌اي‌ است‌ كه‌ اطراف‌ آن‌ را گلبرگها و كاسبرگها فرا گرفته‌ باشد. از جمله‌ بناهاي‌ عهد سلطنت‌ ابراهيم‌شاه‌، ساختمان‌ بزرگ‌ «دكني‌ عيدگاه‌» (در داخل‌ ديوارهاي‌ شهر فعلي‌) و چند مسجد كوچك‌، از جمله‌ مسجد اخلاص‌خان‌، است‌.



ديوارهاي‌ شهر از نظر كيفيت‌ ساخت‌ ناهمگن‌ است‌، زيرا هر قسمت‌ از آنها به‌دستور يكي‌ از اشراف‌ و بزرگان‌ بنا شده‌ است‌. شهر داراي‌ پنج‌ دروازة‌ اصلي‌ است‌ كه‌ از دو طرف‌ با باروهاي‌ مزغل‌دار حفاظت‌ مي‌شود، و راه‌ آنها پلهاي‌ متحركِ روي‌ خندق‌ است‌ و در آن‌ سوي‌ خندق‌ يك‌ خاكريز و يك‌ راه‌ پنهاني‌ ساخته‌ شده‌ است‌.



قرنيزبندي‌ و كتيبه‌سازي‌ نيز، نسبت‌ به‌ كارهاي‌ اوليه‌، پيشرفت‌ بسيار كرده‌ است‌؛ به‌ جاي‌ اشكال‌ يكسان‌ و يكنواخت‌، طرحهاي‌ هلالي‌شكل‌ با عمق‌ بيشتر بر بالاي‌ جرزها ديده‌ مي‌شود. گنبدسازي‌ نيز مبتني‌ بر اسلوب‌ طاقهاي‌ متقاطع‌ است‌. براي‌ سبك‌ كردن‌ بار ديوارهاي‌ خارجي‌، در آنها يك‌ رديف‌ طاقنما (پنجره‌هاي‌ كاذب‌) در سطح‌ همكف‌ زده‌اند.



در عهد سلطنت‌ ابراهيم‌ دوم‌، سنگ‌كاري‌ و حجّاري‌ جاي‌ گچ‌ و سنگ‌ را گرفت‌. مجموعة‌ بناهاي‌ قصر در حدود 990 تاريخگذاري‌ شده‌ است‌.اولين‌ بناي‌ سنگي‌ كه‌ بسيار استادانه‌ حجاري‌ شده‌، مسجد ملكة‌ جهان‌ (994) است‌. در مقبرة‌ ابراهيم‌ دوم‌ و خانواده‌اش‌، معروف‌ به‌ «ابراهيم‌ روضه‌» ـ  كه‌ شايد بزرگترين‌ كار معماري‌ دوران‌ عادلشاهي‌ باشد  ـ نيز سنگ‌كاري‌ عالي‌ ديده‌ مي‌شود. محلي‌ كه‌ مقبره‌ در آن‌ قرار دارد، با طرحهاي‌ هندسي‌ و خطوط‌ خوش‌ تزيين‌ شده‌، و مشهور است‌ كه‌ خطاطي‌ آن‌ شامل‌ تمامي‌ متن‌ قرآن‌ كريم‌ است‌. بناهاي‌ اين‌ دوره‌ شامل‌ «آنندمحل‌» (بساتين‌ السلاطين‌) است‌ كه‌ براي‌ تفريح‌ و تفرج‌ ساخته‌ شده‌، و «آثار محل‌» (1000) با تزيينات‌ چوبي‌ كه‌ به‌طرز عالي‌ نقاشي‌ شده‌، و از جمله‌ چند نقاشي‌ آبرنگ‌ بر روي‌ گچ‌ در آن‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ ظاهراً كار هنرمندان‌ ايتاليايي‌ است‌. از آثار ديگر، مسجد «نوگنبد» است‌ كه‌ تنها بناي‌ بيجاپور است‌ كه‌ چند گنبد دارد و بقعة‌ زيبا ولي‌ ناتمامِ دو برادر به‌ نامهاي‌ پيرحميد (1011) و لطيف‌الله‌ قادري‌ (1021). نمونة‌ عالي‌ كارهاي‌ اواخر اين‌ دوره‌، «مهتري‌ محل‌» است‌ كه‌ در حقيقت‌ دروازه‌اي‌ است‌ در محوطة‌ داخلي‌ مسجدي‌ در شهر، داراي‌ سر  در باريكي‌ كه‌ بر دو پاية‌ مربع‌شكل‌ عمودي‌ قرار گرفته‌ و با نقوش‌ و گل‌ و بوته‌هاي‌ سنگي‌ تزيين‌ شده‌، و نيز ايواني‌ كه‌ بر پايه‌هاي‌ سنگي‌ بلندي‌ بنا شده‌ است‌، و نقوش‌ و طرحهاي‌ حجاري‌ شده‌ كه‌ در ظرافت‌ مانند منبت‌كاري‌ است‌. سقف‌ داخلي‌ بنا نيز بسيار استادانه‌ از تخته‌هاي‌ چوب‌ ساخته‌ شده‌ و قسمت‌ خارجي‌ آن‌ داراي‌ كتيبه‌ها و قرنيزها و مناره‌هاي‌ عالي‌ با طرحهاي‌ زيباست‌.



براي‌ آثار معماري‌ دورة‌ محمد، ترتيب‌ تاريخي‌ دقيقي‌ نمي‌توان‌ تعيين‌ كرد، زيرا كتيبه‌ يا اشارة‌ تاريخي‌ در آنها نيست‌. سراي‌ مصطفي‌خان‌ با كتيبه‌اي‌ به‌ تاريخ‌ 1050، يك‌ «محل‌» در عين‌پور، مقبره‌هاي‌ نوازخان‌ وزير (متوفي‌ 1058) و چندين‌ «پير»، سير قهقرايي‌ سبك‌ معماري‌ آن‌ دوره‌ را نشان‌ مي‌دهند؛ مثلاً طبقة‌ فوقاني‌ بر آنها بنا شده‌ و گنبدهاشان‌ نسبت‌ به‌ حجم‌ كل‌ بنا بسيار كوچك‌ است‌. همچنين‌، مقبره‌ و مسجد افضل‌خان‌ كه‌ ارتفاع‌ طبقة‌ فوقاني‌ آن‌ از حدّ معمول‌ كمتر است‌. اين‌ مسجد تنها مسجد دو طبقه‌ در بيجاپور است‌ و ايوان‌ فوقاني‌ آن‌ كاملاً مشابه‌ ايوان‌ پايين‌ است‌، جز اينكه‌ منبر در آن‌ ساخته‌ نشده‌ و محتملاً ويژة‌ قسمت‌ زنانة‌ خانوادة‌ افضل‌خان‌ بوده‌ است‌، كه‌ مقابر 63 تن‌ از آنان‌ ـ  به‌ طوري‌ كه‌ در ميان‌ مردم‌ شهرت‌ دارد  ـ در يك‌ كيلومتري‌ جنوب‌ ] مسجد [ واقع‌ است‌ (تاريخ‌ كتيبة‌ مقبره‌: 1064). بزرگترين‌ بناي‌ اين‌ دوره‌، مقبرة‌ خود محمد است‌ كه‌ «گل‌گنبد» نام‌ دارد و يكي‌ از عاليترين‌ آثار معماري‌ اسلامي‌ به‌شمار مي‌رود. ساختمان‌ مقبره‌، كه‌ در ميان‌ اين‌ مجموعه‌ قرار دارد، از لحاظ‌ ساخت‌ ساده‌ است‌: يك‌ گنبد نيمكره‌اي‌ كه‌ روي‌ پايه‌اي‌ مكعب‌شكل‌ قرار گرفته‌ و در هر زاوية‌ آن‌ يك‌ برج‌ هشت‌ ضلعي‌ بنا شده‌ است‌. مساحت‌ فضاي‌ پوشيده‌شدة‌ زير گنبد، حدود 693 ، 1 متر مربع‌ است‌ كه‌ از اين‌ نظر در جهان‌ يگانه‌ است‌. تزيينات‌ خارجي‌ بنا ساده‌ است‌ و گنبد بر چهار قوس‌ ] = طاق‌ [ ساخته‌ شده‌ است‌، چنانكه‌ در مسجد جامع‌ نيز ديده‌ مي‌شود. كتيبة‌ بالايِ درِ جنوبي‌ تاريخ‌ وفات‌ محمد (1067) را با حروف‌ ابجد نشان‌مي‌دهد كه‌ در آن‌ سال‌ احتمالاً كار ساختمانِ بنا متوقف‌ شده‌ و گچبري‌ آن‌ ناقص‌ مانده‌ است‌.



بناهايي‌ كه‌ از عهد علي‌ دوم‌ باقي‌ مانده‌، عبارت‌ است‌ از: شاه‌نشيني‌ به‌ نام‌ «پاني‌محل‌» بر بالاي‌ ديوارة‌ ارگ‌ و «مكه‌ مسجد»، كه‌ هر دو از لحاظ‌ اسلوب‌ ساختمان‌ و كنده‌كاريهاي‌ روي‌ بنا بسيار عالي‌ ساخته‌ شده‌اند؛ عمارت‌ مقبرة‌ «ياقوت‌ دابُلي‌» كه‌ مسجد آن‌ برخلاف‌ معمول‌ بزرگتر از مقبره‌ است‌؛ و مقبرة‌ علي‌، كه‌ ناتمام‌ مانده‌ است‌.



منابع‌: محمدابراهيم‌ زبيري‌، تاريخ‌ بيجاپور، مسمي‌ به‌ بساتين‌ السلاطين‌ ، چاپ‌ سنگي‌ حيدرآباد دكن‌ ] بي‌تا [ ؛ محمدقاسم‌بن‌ غلامعلي‌ فرشته‌، تاريخ‌ فرشته‌ ، لكهنو 1864ـ 1865؛



C. Batley, The design development of Indian architecture , London 1954; Henry Cousens, B i ¦ja ¦pu ¦r and its architectural remains , Bombay 1916; M. Nazim, Bijapur inscriptions , Dehli 1936; Sidney Toy, The strongholds of India , London 1957.



براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع کنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌idjapur  B .



/ جي‌. برتون‌ ـ پيج‌ ، تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ ) /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

/ محمدباقر ، تلخيص‌ از ( ايرانيكا )؛بزمي‌ انصاري‌ ، تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ )/جي‌. برتون‌ ـ پيج‌ ، تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ ) /

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ 1379
وضعیت انتشار
  • چاپ شده