بیت (۳)
معرف
هریک‌ از دوازده‌ بخش‌ دایرة‌البروج‌ که‌ به‌ شیوه‌های‌ خاص‌ رایج‌ در احکام‌ نجوم‌ تقسیم‌ می‌شود
متن
بیت‌(3) ، هریک‌ از دوازده‌ بخش‌ دایرة‌البروج‌ که‌ به‌ شیوه‌های‌ خاص‌ رایج‌ در احکام‌ نجوم‌ تقسیم‌ می‌شود. تقسیم‌ دایرة‌البروج‌ به‌ بیوت‌ (خانه‌ها) به‌ احکامیان‌ یونان‌ باستان بازمی‌گردد. این‌ تقسیم‌بندی‌ به‌ افق‌ محلی‌ بستگی‌ دارد و بنابراین‌ با تقسیم‌ دایرة‌البروج‌ به‌ دوازده‌ برج‌ متفاوت‌ است‌. تعریف‌ دقیق‌ بیوت‌ به‌ روشهای‌ مختلفی‌ انجام‌ می‌شد، ولی‌ در همة‌ این‌ روشها آغاز اولین‌ بیت‌، نقطة‌ طالع‌ روی‌ دایرة‌البروج‌ بر افق‌ شرقی‌ (ابوریحان‌ بیرونی‌، ج‌ 3، ص‌ 1355)، یا نقطة‌ بالای‌ افق‌ به‌ فاصلة‌ 0 5 از نقطة‌ طالع‌ است‌. شماره‌گذاری‌ بیوت‌ یا خانه‌ها برای‌ ناظری‌ در عرضهای‌ میانی‌ نیمکرة‌ شمالی‌ که‌ به‌سوی‌ جنوب‌ بنگرد، در جهت‌ خلاف‌ حرکت‌ عقربه‌های‌ ساعت‌ صورت‌ می‌گیرد.بنابراین‌، شش‌ بیت‌ نخست‌ زیر افق‌ واقع‌ می‌شوند (با استثنای‌ محتمل‌ 0 5 نخست‌ اولین‌ بیت‌) و بقیة‌ بیتها بالای‌ افق‌ قرار می‌گیرند (با استثنای‌ محتمل‌ 0 5 نخست‌ هفتمین‌ بیت‌). طی‌ یک‌ چرخش‌ روزانة‌ کرة‌ آسمان‌، هر جسم‌ سماوی‌ از همة‌ این‌ دوازده‌ بیت‌ به‌ ترتیب‌ معکوس‌ می‌گذرد. این‌ بیتها را به‌ امور مختلف‌ ربط‌ می‌دادند، از قبیل‌ جان‌ (1)، مال‌ (2)، برادران‌ و خواهران‌ (3)، والدین‌ (4)، فرزندان‌ (5)، بیماری‌ (6)، ازدواج‌ (7)، مرگ‌ (8)، سفر (9)، افتخار (10)، دوستان‌ (11)، و دشمنان‌ (12) (گنابادی‌، باب‌ هیجدهم‌). در عین‌حال‌ بیتها را چنین‌ می‌نامیدند: 1 و 4 و 7 و 10 اوتاد یا بیوت‌الاقبال‌؛ 2،5،8،11 بیوت‌ مایله‌؛ 3،6،9،12 بیوت‌ زائله‌؛ 3،5،9،11 بیوت‌ ناظره‌؛ و 2،6،8،12 بیوت‌ ساقطه‌ (تهانوی‌، ج‌ 1، ص‌352).در احکام‌ نجوم‌ دورة‌ اسلامی‌، روش‌ تعریف‌ بیتها «تسویة‌ البیوت‌» و نقاط‌ آغاز هر بیت‌ «مرکز» خوانده‌ می‌شود. اغلب‌ روشهای‌ تعریف‌ بیتها مبتنی‌ بر چهار نقطة‌ اصلی‌ است‌. این‌ نقطه‌ها، نقاط‌ برخورد دایرة‌البروج‌ با دو صفحة‌ افق‌ و نصف‌النهارند. در این‌ روشها آغاز اولین‌، چهارمین‌، هفتمین‌ و دهمین‌ بیت‌ به‌ ترتیب‌ عبارت‌اند از: «طالع‌» یا نقطة‌ در حال‌ طلوع‌ روی‌ افق‌ شرقی‌ (1)، «وتدالارض‌» یا محل‌ برخورد دایرة‌البروج‌ و نصف‌النهار زیر افق‌ (4)، «غارب‌» یا نقطة‌ در حال‌ غروب‌ روی‌ افق‌ غربی‌ (7)، و برخوردگاه‌ دایرة‌البروج‌ و نصف‌النهار بالای‌ افق‌ (10)، که‌ گاهی‌ آن‌ را «وسط‌ السماء» نامیده‌اند (تهانوی‌، ج‌2، ص‌1753؛ خوارزمی‌، ص‌249). در احکام‌ نجوم‌ دورة‌ اسلامی‌ روشهای‌ زیر برای‌ تعریف‌ بیتهای‌ دوم‌، سوم‌، پنجم‌، ششم‌، هشتم‌، نهم‌، یازدهم‌، و دوازدهم‌ به‌کار می‌رفت‌:1) در ساده‌ترین‌ روش‌، نقاط‌ مرزی‌ بین‌ بیتها را با تثلیث‌ هریک‌ از چهار کمان‌ بین‌ زوج‌ نقاط‌ اصلی‌ به‌دست‌ می‌آوردند. این‌ روش‌ در زایچه‌های‌ یونان‌ باستان‌ نیز به‌کار می‌رفت‌ (نورث‌ ، ص‌ 6ـ9؛ کندی‌ ، ص‌540).2) روش‌ بعدی‌ که‌ آن‌ هم‌ ریشه‌ در یونان‌ باستان‌ دارد، روشی‌ است‌ که‌ محمدبن‌موسی‌ خوارزمی‌ (متوفی‌ 232) به‌کار می‌برد،و بزودی‌ به‌ رایجترین‌ روش‌ در میان‌ احکامیان‌ دورة‌ اسلامی تبدیل‌ شد. در این‌ روش‌، از طالع‌ دایره‌ای‌ به‌ موازات‌ استوای‌ آسمانی‌ می‌کشیم‌ و کمانهای‌ این‌ دایره‌ را که‌ بین‌ طالع‌ و نصف‌النهار بالایی‌ و پایینی‌ واقع‌اند تثلیث‌ می‌کنیم‌. دایره‌های‌ عظیمة‌ گذرنده‌ از نقاط‌ تثلیث‌ و قطبهای‌ شمال‌ و جنوب‌ آسمان‌، مرز بیتها را تعیین‌ می‌کنند. در این‌ روش‌، سیاره‌ای‌ با عرض‌ شمالی‌ می‌تواند بالای‌ افق‌ ولی‌ در اولین‌ بیت‌ واقع‌ باشد. شاید از همین‌روست‌ که‌ این‌ روش‌ بعدها متروک‌ شد (نورث‌، ص‌ 14ـ17).3) این‌ روش‌ شاید در اواخر دورة‌ یونان‌ باستان‌ ابداع‌ شده‌ باشد. مرز بیتها خطوطی‌ است‌ که‌ آغاز دومین‌ و چهارمین‌ ساعات‌ زمانی‌ قبل‌ و بعداز ظهر و نیمه‌شب‌ را تعیین‌ می‌کنند. این‌ روش‌ گاهی‌ مورد استفادة‌ احکامیان‌ دورة‌ اسلامی‌ بود که‌ برای‌ این‌منظور صفحه‌ای‌ از اسطرلاب‌ به‌کار می‌بردند. محاسبة‌ دقیق‌ بیتها با این‌ روش‌ بسیار دشوار است‌. احکامیان‌ معاصر اروپایی‌ این‌ روش‌ را به‌ اشتباه‌ به‌ پلاچیدو د تی‌تی‌ راهب‌ ایتالیایی‌ (قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌) نسبت‌ می‌دهند (نورث‌، ص‌20ـ 25).4) این‌ روش‌ را ابوریحان‌ بیرونی‌ (362ـ440) و احتمالاً مستقل‌ از او، ابن‌ سَمْحْ (ح 400) منجم‌اندلسی‌، ابداع‌ کرده‌اند (کندی‌، ص‌541). دایرة‌ اول‌ سموت‌، یعنی‌ دایرة‌ گذرنده‌ از نقاط‌ مشرق‌، مغرب‌، سمت‌الراس‌ و سمت‌القدم‌ را رسم‌ و کمانهای‌ بین‌ این‌ چهار نقطه‌ را تثلیث‌ می‌کنیم‌. دایره‌های‌ عظیمة‌ گذرنده‌ از نقاط‌ تثلیث‌ و نقاط‌ شمال‌ و جنوب‌ افق‌ مرز بیتها را تشکیل‌ می‌دهند (ابوریحان‌ بیرونی‌، ج‌3، ص‌1359ـ1363). احکامیان‌معاصر این‌ روش‌ را به‌ کامپانوس‌ نووارایی‌ (607ـ 695/ 1210ـ 1296) ریاضیدان‌ ایتالیایی‌ نسبت‌ می‌دهند (کندی‌، همانجا).5) این‌ روش‌ را ابن‌معاذ جیّانی‌ (ح 470) منجم‌اندلسی‌ ابداع‌ کرده‌ است‌. چهارکمان‌ از استوای‌ آسمانی‌ بین‌ افق‌ و نصف‌النهار را تثلیث‌ می‌کنیم‌. دایره‌های‌ عظیمة‌ گذرنده‌ از نقاط‌ تثلیث‌ و نقاط‌ شمال‌ و جنوب‌ بر افق‌، مرز بیتها را تشکیل‌ می‌دهند. احکامیان‌ معاصر، این‌ روش‌ را به‌ اشتباه‌ به‌ رگیومونتانوس‌ (839 ـ 881/ 1436ـ 1476)، ریاضیدان‌ آلمانی‌، نسبت‌ می‌دهند (کندی‌، ص‌ 543).منابع‌: ابوریحان‌ بیرونی‌، کتاب‌ القانون‌ المسعودی‌ ، حیدرآباد دکن‌ 1373ـ 1375/ 1954ـ1956؛ محمد اعلی‌بن‌ علی‌ تهانوی‌، موسوعة‌ کشّاف‌ اصطلاحات‌ الفنون‌ و العلوم‌ ، چاپ‌ رفیق‌ عجم‌، بیروت‌ 1996؛ محمدبن‌ احمد خوارزمی‌، مفاتیح‌ العلوم‌ ، چاپ‌ ابراهیم‌ ابیاری‌، بیروت‌ 1404/1984؛ مظفربن‌ محمد قاسم‌ گنابادی‌، شرح‌ بیست‌ باب‌ ملا مظفّر فی‌ معرفة‌ التقویم‌ (دربارة‌ رسالة‌ بیست‌ باب‌ در معرفت‌ تقویم‌ اثر عبدالعلی‌بن‌ محمد بیرجندی‌)، چاپ‌ سنگی‌ ] بی‌جا. [ 1282؛E. S. Kennedy, "The astrological houses as defined by medieval Islamic astronomers", in From Baghdad to Barcelona: studies in the Islamic exact sciences in honour of prof. Juan Vernet , eds. Josep Casulleras and Julio Samsئ, vol. II, Barcelona 1996; John D. North, Horoscopes and history , London 1976.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ی . پ . هوخندایک

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده