بیْبرس منصوری
معرف
رکن‌الدین‌ بیبرس‌ منصوری‌ خطائی‌ دواتدار ، فرمانده‌ سپاه‌، دولتمرد و مورخ‌ مملوکی‌
متن
بَیْبَرس‌ منصوری‌، رکن‌الدین‌ بیبرس‌ منصوری‌ خطائی‌ دواتدار ، فرمانده‌ سپاه‌، دولتمرد و مورخ‌ مملوکی‌. تاریخ‌ ولادت‌ بیبرس‌، با توجه‌ به‌ مرگ‌ او در رمضان‌ 725 و در هشتادسالگی‌ (مقریزی‌، 1411، ج‌ 2، ص‌ 533)، احتمالاً در حدود 645 بوده‌ است‌. وی‌ در 659 از موصل‌ به‌ مصر بُرده‌ شد و امیر سیف‌الدین‌ قلاوون‌ ـ که‌ بعداً با لقب‌ المنصور به‌ سلطنت‌ نشست‌ ـ او را خرید و به‌ مکتب‌ فرستاد، ازینرو بیبرس‌، با انتساب‌ به‌ منصور، به‌ منصوری‌ معروف‌ شد (بیبرس‌ منصوری‌،1413، مقدمة‌ حمدان‌، ص‌ ب‌). بیبرس‌ پس‌ از آموختن‌ قرآن‌ در سلک‌ ملازمان‌ قلاوون‌ درآمد و بتدریج‌ در دستگاه‌ ممالیک‌ * ترقی‌ کرد. در لشکرکشیهای‌ گستردة‌ سلطان‌ بیبرس‌ اول‌ * شرکت‌ جست‌؛ در 663 در نبرد قیساریه‌ و اَرسوف‌ با فرنگان‌ شام‌، در 664 در دفع‌ تجاوز فرنگان‌ و پس‌ گرفتن‌ و فتح‌ شهرها و دژهای‌ شام‌ همچون‌ صَفَد، در 666 در محاصره‌ و فتح‌ انطاکیه‌، در 669 در حمله‌ به‌ نواحی‌ مَرقَب‌ و سپس‌ فتح‌ حِصن‌ الاکراد، و در 671 در دفع‌ مغول‌ از شهر البیره‌، ( رجوع کنید به بیره‌جک‌ * )، مخدوم‌ خود، قلاوون‌، را همراهی‌ کرد (همو، 1407، ص‌ 53 ـ54، 56 ـ 58، 62ـ64، 70، 75ـ77). در 671 قلاوون‌ او را از رتبة‌ حقوق‌بگیران‌ (ارباب‌ الجامکیه‌) به‌ رتبة‌ صاحبان‌ اقطاع‌ ارتقا داد (همو، 1413، مقدمة‌ حمدان‌، ص‌ ج‌). بیبرس‌ در 673 در حمله‌ای‌ دیگر به‌ سیس‌ و در 675 در نبرد با سپاه‌ مغول‌ در شام‌ حضور یافت‌ (همو، 1407، ص‌ 80 ـ81، 84 ـ 85) و در 680 در نبرد با مغولان‌ در حِمْص‌ شرکت‌ کرد (مقریزی‌، 1418، ج‌ 2، ص‌ 145). پس‌ از آنکه‌ قلاوون‌ به‌ سلطنت‌ رسید (678ـ689)، بر مقام‌ بیبرس‌ افزود و در 682 به‌ او مقام‌ امیری‌ (بیبرس‌ منصوری‌، 1413، همانجا) و در شوال‌ سال‌ بعد، امیری‌ طبلخانه‌ و اقطاعی‌ نو داد (همو، 1407، ص‌ 112؛ همو، 1413، مقدمة‌ حمدان‌، ص‌ ه ـ و). در 685 بیبرس‌ به‌ مقام‌ و اقطاع‌ بالاتر رسید (همان‌، مقدمة‌ حمدان‌، ص‌ و ـ ز) و نایب‌الحکومة‌ کَرک‌ در شام‌ شد (همو، 1407، ص‌ 115ـ116). به‌ گفتة‌ مقریزی‌ (1411، ج‌ 2، ص‌ 249) جانشین‌ قلاوون‌، الملک‌ الاشرف‌ خلیل‌ (حک : 689ـ693)، در ربیع‌الا´خر 690 بیبرس‌ را از این‌ مقام‌ برکنار کرد. کمی‌ بعد بیبرس‌ با عِدّه‌ و عُدّة‌ خود از کَرک‌ به‌ اردوی‌ سلطان‌ پیوست‌ و در نبرد مهم‌ جمادی‌الاولی‌ 690 با فرنگان‌ در عکّا شرکت‌ کرد. وی‌ در رجب‌ 691 برای‌ پس‌ گرفتن‌ قلعة‌ الروم‌، تنها دژ باقیمانده‌ در دست‌ فرنگان‌، سلطان‌ را یاری‌ رساند و در 692 از طرف‌ او مأمور حفاظت‌ از شهرهای‌ مرزی‌ ناحیة‌ حلب‌ شد (بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 126ـ 128، 130ـ131، 133). بیبرس‌ پس‌ از برکناری‌ از حکومت‌ کرک‌ به‌ مصر بازگشت‌ و از سوی‌ الملک‌ الاشرف‌ به‌ دواتداری‌ منصوب‌ شد و دیوان‌ رسائل‌ و مکاتبات‌ و فرامین‌ سلطنتی‌ و برید را تصدی‌ کرد (ابن‌حجر عسقلانی‌، ج‌ 2، ص‌50 ـ51؛ مقریزی‌، 1411، ج‌ 2، ص‌ 531). همزمان‌ با انتخاب‌ الناصر محمدبن‌ قلاوون‌ برای‌ سلطنت‌ در محرم‌ 693، بیبرس‌ از مأموریت‌ شام‌ به‌ مصر بازگشت‌ و در منصب‌ دواتداری‌ ابقا شد و افزون‌ بر آن‌، فرمانده‌ «صد سوار» و «هزار پیاده‌» گردید (بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 138؛ مقریزی‌، 1411، ج‌ 2، ص‌ 531 ـ 532، ج‌ 7، ص‌ 162). وی‌ در 694 مأموریتهای‌ متعددی‌ یافت‌، از جمله‌ محافظت‌ از اسکندریه‌ در برابر خطرات‌ احتمالی‌، رسیدگی‌ به‌ وضع‌ فقرا و قحط‌زدگان‌ و گوشمالی‌ عربهای‌ بَرقه‌ * به‌ دلیل‌ تعرضشان‌ به‌ مسلمانان‌ (بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 142، 144ـ 145؛ همو، 1413، مقدمة‌ حمدان‌، ص‌ ط‌ ـ ز). وی‌ در دورة‌ سلطنت‌ کتبغا (محرم‌ 694ـ 696) و لاجین‌/ لاچین‌ (696ـ 698)، در منصب‌ دواتداری‌ باقی‌ ماند (ابن‌حجرعسقلانی‌، همانجا) و در اواخر سلطنت‌ لاجین‌ به‌ دست‌ نایبش‌، مُنکوتمر، به‌ اَشمونین‌ تبعید شد، اما با جلوس‌ مجدد محمدبن‌ قلاوون‌ به‌ سلطنت‌ در جمادی‌الاولی‌ 698، به‌ قاهره‌ بازگشت‌ و مقام‌ پیشین‌ را بازیافت‌ (بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 153ـ 155). بیبرس‌ در 700 و 701، با جمعی‌ از امرا، مأموریت‌ یافت‌ تا فتنة‌ عربهای‌ بحیره‌ * و صعید * را فرو نشاند (مقریزی‌، 1418، ج‌ 2، ص‌ 339ـ340، 346ـ347؛ نیز رجوع کنید به بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 160ـ162). در 701 امیرالحاج‌ شد (مقریزی‌، 1418، ج‌ 2، ص‌ 349) و در رمضان‌ سال‌ بعد، از جمله‌ امرای‌ مملوکی‌ بود که‌ سپاه‌ مهاجم‌ غازان‌ را نزدیک‌ دمشق‌ درهم‌ شکستند (بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 163ـ167؛ مقریزی‌، 1418، ج‌ 2، ص‌ 354ـ356). پس‌ از آن‌، بیبرس‌ برای‌ رسیدگی‌ به‌ تأسیسات‌ دفاعی‌ اسکندریه‌ و بازسازی‌ بناهایی‌ که‌ به‌ سبب‌ زلزلة‌ شدید ذیحجة‌ 702 خراب‌ شده‌ بود، با تشریفاتی‌ رسمی‌ بدان‌ سو حرکت‌ کرد (بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 173). در 703 نامزد حمل‌ چتر سلطنتی‌ در مواکب‌ رسمی‌ گردید (همان‌، ص‌ 175). در 704 سلاّ ر و بیبرس‌ جاشْنِگیر که‌ سررشتة‌ امور دولتی‌ را در دست‌ داشتند، او را از سمت‌ دواتداری‌ عزل‌ کردند (مقریزی‌، 1411، ج‌ 2، ص‌ 532)، اما وی‌ همچنان‌ از امرای‌ قدرتمند بود ( رجوع کنید به بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 177ـ 178). در نتیجة‌ تحکّم‌ این‌ دو فرمانده‌ در دستگاه‌ حکومتی‌، محمدبن‌ قلاوون‌ در 708 ناچار ازسلطنت‌ کناره‌ گرفت‌. بیبرس‌ تلاش‌ کرد که‌ وی‌ دوباره‌ به تخت‌ بنشیند تا اینکه‌ محمد در رمضان‌ 709 دوباره‌ به‌ سلطنت‌ رسید و در پی‌ آن‌ بیبرس‌به‌ شغلهای‌ مهمی‌ چون‌ نیابت‌ دارالعدل‌ و نظارت‌ بر اوقاف‌ مصر و شام‌ منصوب‌ شد (همان‌، ص‌ 181، 191، 201ـ 210) و به‌ مقام‌ دواتداری‌ بازگشت‌ (مقریزی‌، همانجا). او در جمادی‌الاولی‌ 711 نایب‌السلطنه‌ شد (بیبرس‌ منصوری‌، 1407، ص‌ 228) اما در ربیع‌الا´خر 712 بر اثر سعایت‌ مخالفان‌ از این‌ مقام‌ عزل‌ و در کرک‌ زندانی‌ شد (مقریزی‌، 1411، ج‌ 2، ص‌ 533). وی‌ حدود پنج‌ سال‌ بعد، در 18 جمادی‌الا´خره‌ 717، از زندان‌ آزاد شد و به‌ قاهره‌ بازگشت‌ و در سال‌ بعد اقطاع‌ و امارت‌ یافت‌ (مقریزی‌، همانجا؛ صفدی‌، 1410، ج‌ 1، ص‌ 271).بیبرس‌ در 25 رمضان‌ 725 درگذشت‌ و در مدرسة‌ خود ( رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌) به‌ خاک‌ سپرده‌ شد (مقریزی‌؛ صفدی‌، 1410، همانجاها؛ قس‌ ابن‌تغری‌بردی‌، 1361، ج‌ 9، ص‌ 263، که‌ می‌گوید مرگ‌ بیبرس‌ در حبس‌ روی‌ داده‌ است‌).بیبرس‌ آثار و اوقافی‌ برجای‌ گذاشت‌ که‌ از آن‌ جمله‌، مدرسة‌ دواداریه‌ در محلة‌ سُوَیقة‌ العِزّی‌ در خارج‌ قاهره‌ بود که‌ به‌ حنفیان‌ اختصاص‌ داشت‌ (مقریزی‌، 1418، ج‌ 3، ص‌ 85؛ ابن‌تغری‌بردی‌، همانجا). این‌ مدرسه‌ اکنون‌ با نام‌ جامع‌ آلتی‌ برمق‌ برجاست‌ (ابن‌تغری‌بردی‌، همانجا؛ پانویس‌ 1).بیبرس‌ حنفی‌مذهب‌ بود و در پاره‌ای‌ از علوم‌ دینی‌ مطالعاتی‌ داشت‌ (ابن‌حجرعسقلانی‌، ج‌2، ص‌ 51؛ مقریزی‌، 1411، همانجا). او با زبان‌ و ادب‌ عربی‌ نیز آشنا بود و آثاری‌ در تاریخ‌ و تفسیر تألیف‌ کرد.از آثار اوست‌: 1) زبدة‌ الفکرة‌ فی‌ تاریخ‌ الهجرة‌ ، مهمترین‌ اثر بیبرس‌ و تاریخ‌ عمومی‌ اسلام‌ از آغاز تا 724 که‌ براساس‌ سالشمار هجری‌ در یازده‌ جلد تنظیم‌ شده‌ است‌. گفته‌ می‌شود که‌ بیبرس‌ این‌ کتاب‌ را به‌ کمک‌ کاتب‌ نصرانی‌ خود، ابن‌کَبَر (متوفی‌ 724)، تألیف‌ کرده‌ است‌ (صفدی‌، 1402، ج‌ 10، ص‌ 352؛ ابن‌تغری‌بردی‌، 1986، ج‌ 3، ص‌ 477؛ قس‌ ابن‌حجر عسقلانی‌، ج‌ 2، ص‌ 50: در 25 جلد). بخشهای‌ نخستین‌ این‌ کتاب‌، مبتنی‌ بر الکامل‌ فی‌ التاریخ‌ ابن‌اثیر است‌، اما بخش‌ آخر آن‌ سرچشمة‌ اطلاعات‌ مهمی‌ دربارة‌ تاریخ‌ ممالیک‌ بحری‌ است‌، زیرا مؤلف‌ تاریخ‌ لشکرکشیها و حوادث‌ سیاسی‌ را که‌ خود در آنها شرکت‌ داشته‌، بیان‌ کرده‌ است‌ ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوّم‌، ذیل‌ مادّه‌). زبدة‌الفکرة‌ ، از منابع‌ مورخانی‌ همچون‌ نویری‌ ( رجوع کنید به ج‌ 31، ص‌ 30ـ36)، ابن‌فرات‌ ( رجوع کنید به ج‌ 7، ص‌ 215)، بدرالدین‌ عینی‌ ( رجوع کنید به ج‌ 1، ص‌ 19، پانویس‌ 2، ج‌ 4، ص‌ 15، 66) و ابن‌تغری‌بردی‌ ( رجوع کنید به 1361، ج‌ 9، ص‌ 4ـ 5) بوده‌ است‌. قسمتهایی‌ از این‌ کتاب‌ از بین‌ رفته‌ اما بخش‌ مهمی‌ از مجلدات‌ آن‌ در کتابخانة‌ بودلیان‌ محفوظ‌ است‌ ( رجوع کنید به بروکلمان‌، ج‌ 2، ص‌ 55). مختار الاخبار عنوان‌ تلخیصی‌ است‌ ظاهراً از این‌ کتاب‌، که‌ در نسخة‌ خطی‌ آن‌ مؤلفش‌ ابن‌کبر معرفی‌ شده‌ است‌، اما مصحح‌ کتاب‌، عبدالحمید صالح‌ حمدان‌ ـ که‌ قسمت‌ ایّوبیان‌ و ممالیک‌ بحری‌ تا 702 را از این‌ کتاب‌ منتشر کرده‌ ـ این‌ انتساب‌ را نادرست‌ می‌داند (مقدمه‌، ص‌ ک‌ ـ ل‌؛ نیز رجوع کنید به دائرة‌المعارف‌ بزرگ‌ اسلامی‌، ذیل‌«ابن‌کبر»). بیبرس‌ مختصری‌ از این‌ کتاب‌ خود فراهم‌ آورده‌ بوده‌ است‌ (1407، ص‌ 24). 2) التحفة‌ الملوکیة‌ فی‌ الدولة‌ الترکیة‌ ، تاریخ‌ مختصر دولت‌ ممالیک‌ بحریّه‌ که‌ در 710 به‌ نام‌ سلطان‌ محمدبن‌ قلاوون‌ تألیف‌ شده‌ است‌. این‌ کتاب‌ براساس‌ سالشمار هجری‌ از انقراض‌ دولت‌ ایّوبیان‌ (647) آغاز می‌شود و با حوادث‌ 711 پایان‌ می‌یابد. بخشی‌ از آن‌ مبتنی‌ بر اطلاعات‌ شخصی‌ یا منقولات‌ از شاهدان‌ عینی‌ است‌، اما از مأخذ مؤلف‌ در خصوص‌ حوادثی‌ که‌ در آنها حضور نداشته‌، یاد نشده‌ است‌ (ص‌ 23ـ24، 222ـ223). این‌ کتاب‌ با وجود اشتمال‌ بر سجع‌ و آرایه‌های‌ لفظی‌، نثری‌ روان‌ دارد و در آن‌ علاوه‌ بر تاریخ‌ سیاسی‌ مصر و شام‌ و مناسبات‌ با مغرب‌ و ارمینیه‌ و حملات‌ مغول‌ و صلیبیان‌، به‌ برخی‌ از رویدادهای‌ طبیعی‌ اشاره‌ شده‌ است‌. این‌ کتاب‌ در قاهره‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. 3) مواعظ‌ الابرار ، تفسیر قرآن‌ کریم‌ با صبغة‌ صوفیانه‌ که‌ بیبرس‌ آن‌ را پس‌ از آزادی‌ از زندان‌ تألیف‌ کرده‌ است‌ (بیبرس‌ منصوری‌، 1407، مقدمة‌ حمدان‌، ص‌ 9، 11ـ12؛ نیز رجوع کنید به سیوطی‌، ج‌ 1، ص‌ 555). نسخه‌ای‌ از آن‌ در کتابخانة‌ پاتْنا نگهداری‌ می‌شود (بروکلمان‌، همانجا). 4) اللطائف‌ فی‌ اخبار الخلائف‌ . تنها اطلاع‌ ما دربارة‌ این‌ کتاب‌ آن‌ است‌ که‌ چند جلد داشته‌ (سخاوی‌، ص‌ 178) و از منابع‌ بدرالدین‌ عینی‌ (ج‌ 3، ص‌ 10، ج‌ 4، ص‌ 378) بوده‌ است‌.منابع‌: ابن‌تغری‌ بردی‌، المنهل‌ الصافی‌ ، ج‌ 3، چاپ‌ نبیل‌ محمد عبدالعزیز، قاهره‌ 1986؛ همو، النّجوم‌ الزاهرة‌ فی‌ ملوک‌ مصر و القاهرة‌ ، قاهره‌ ?] 1361/1942 [ ؛ ابن‌حجر عسقلانی‌، الدررالکامنة‌ فی‌ اعیان‌ المائة‌ الثامنه‌ ، ج‌ 2، حیدرآباد دکن‌ 1393/1973؛ ابن‌فرات‌، تاریخ‌ ابن‌الفرات‌ ( تاریخ‌ الدول‌ والملوک‌ )، ج‌ 7، چاپ‌ قسطنطین‌ زریق‌، بیروت‌ 1942؛ رکن‌الدین‌ بیبرس‌ منصوری‌، کتاب‌ التحفة‌الملوکیّة‌ فی‌ الدّولة‌ الترکیّة‌ ، چاپ‌ عبدالحمید صالح‌ حمدان‌، قاهره‌ 1407/1987؛ همو، مختارالاخبار ، چاپ‌ عبدالحمید صالح‌ حمدان‌، قاهره‌ 1413/ 1993؛ دائرة‌المعارف‌ بزرگ‌ اسلامی‌ ، زیرنظر کاظم‌ موسوی‌ بجنوردی‌، تهران‌ 1367 ش‌ ـ ، ذیل‌ «ابن‌کبر» (از شهناز رازپوش‌)؛ محمدبن‌ عبدالرحمان‌ سخاوی‌، الاعلان‌ بالتوبیخ‌ لمن‌ ذمّ التّاریخ‌ ، چاپ‌ فرانتس‌ روزنتال‌، بیروت‌ ] بی‌تا. [ ؛ عبدالرحمان‌بن‌ ابی‌بکر سیوطی‌، حسن‌ المحاضرة‌ فی‌ تاریخ‌ مصر والقاهرة‌ ، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج‌ 1، ] قاهره‌ [ 1387/1967؛ خلیل‌بن‌ایبک‌ صفدی‌، أعیان‌ العصر وأعوان‌ النصر ، چاپ‌ عکسی‌ از نسخة‌ خطی‌ مجموعة‌ عاطف‌ افندی‌، کتابخانة‌ سلیمانیه‌، استانبول‌، ش‌ 1809، چاپ‌ فؤاد سزگین‌، فرانکفورت‌ 1410/1990؛ همو، کتاب‌ الوافی‌ بالوفیات‌ ، ج‌ 10، چاپ‌ ژاکلین‌ سوبله‌ و علی‌ عمارة‌، بیروت‌ 1402/1982؛ بدرالدین‌ محمود عینی‌، عقدالجمان‌ فی‌ تاریخ‌ اهل‌ الزّمان‌ ، چاپ‌ محمد محمدامین‌، قاهره‌ 1407ـ 1412/ 1987ـ1992؛ احمدبن‌ علی‌ مقریزی‌، السّلوک‌ لِمعرفة‌ دول‌ الملوک‌ ، چاپ‌ محمد عبدالقادر عطا، بیروت‌ 1418/1997؛ همو، المقفّی‌' الکبیر ، چاپ‌ محمد یعلاوی‌، بیروت‌ 1411/1991؛ احمدبن‌ عبدالوهاب‌ نویری‌، نهایة‌ الارب‌ فی‌ فنون‌ الادب‌ ، ج‌ 31، چاپ‌ البازالعرینی‌، قاهره‌ 1412/1992؛Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden 1943-1949; EI 2 , s.v."Baybars A l-Mans ¤u ¦r ¦â" (by E. Ashto).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمّدرضا ناجی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده