بیان الادیان
معرف
از کتابهای‌ قدیمیِ فارسی‌ دربارة‌ ادیان‌ و مذاهب‌، نوشتة‌ ابوالمعالی‌ محمدبن‌ عبیدالله‌ عالم‌ قرن‌ پنجم‌
متن
بیان‌الادیان‌، از کتابهای‌ قدیمیِ فارسی‌ دربارة‌ ادیان‌ و مذاهب‌، نوشتة‌ ابوالمعالی‌ محمدبن‌ عبیدالله‌ عالم‌ قرن‌ پنجم‌. به‌ سبب‌ شهرتِ این‌ کتاب‌، مؤلفِ آن‌ را با عنوان‌ صاحب‌ بیان‌الادیان‌ یاد کرده‌اند (فخررازی‌، ص‌ 153). از زندگانی‌ ابوالمعالی‌ اطلاعات‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌. او از تبار علویان‌ و از نسل‌ حسین‌ اصغر، پسر امام‌ زین‌العابدین‌ علیه‌السلام‌، است‌ (ابوالمعالی‌، چاپ‌ اقبال‌، مقدمه‌، ص‌ ج‌ ؛ قس‌ متن‌، ص‌ 1 که‌ در ذکر نسبنامه‌ تصحیف‌ رخ‌ داده‌ است‌). عبیدالله‌ اَعرَج‌ و جعفرالحجة‌، از سادات‌ مشهور قرن‌ دوم‌، از اجداد ابوالمعالی‌ بودند و احتمالاً در زمان‌ خلافت‌ متوکل‌ (232ـ247) حسین‌، پسر جعفرالحجة‌، به‌ بلخ‌ رفته‌ و در آنجا ساکن‌ شده‌ است‌ (همان‌، ص‌ ج‌ ـ ه ؛ کیاء گیلانی‌، ص‌ 142). فرزندان‌ جعفر در آن‌ شهر از فرمانروایان‌ و نقبا بودند و شاید ابوالمعالی‌ نیز امارت‌ یا نقابت‌ داشته‌ است‌ (ابوالمعالی‌، مقدمة‌ اقبال‌، ص‌ ه ـ و). جدِّ اول‌ ابوالمعالی‌ در بلخ‌، و پدرش‌ در هرات‌ اقامت‌ داشته‌ (همان‌، ص‌ و) و اشاراتی‌ در بیان‌الادیان‌ (چاپ‌ دانش‌پژوه‌، ص‌ 42، 72) بر حضور خود وی‌ در غزنه‌ وجود دارد. مشکل‌ بتوان‌ مشخص‌ کرد که‌ محل‌ سکنای‌ وی‌ بلخ‌، هرات‌ یا غزنه‌ بوده‌ است‌. احتمالاً او در زمان‌ حکومت‌ ابراهیم‌بن‌مسعود غزنوی‌ (451ـ492) می‌زیسته‌ است‌.ابوالمعالی‌ فقیه‌ بود و از قاضی‌ ابوالفتح‌ عبدالرحیم‌بن‌ عبدالله‌ صیرفی‌ (متوفی‌ 454) حدیث‌ نقل‌ کرده‌ است‌ (همان‌، ص‌ 51). در مذهب‌ او اختلاف‌نظر هست‌؛ مادلونگ‌ (ص‌ 40، پانویس‌ 1)، به‌ سبب‌ سکونت‌ وی‌ در منطقة‌ حنفی‌مذهب‌، او را حنفی‌ دانسته‌ است‌. با وجود این‌ که‌ ابوالمعالی‌ از هر گونه‌ اظهار صریح‌ دربارة‌ مذهب‌ خود پرهیز کرده‌، احتمالاً شیعه‌ بوده‌ است‌، زیرا در ذکر «حدیث‌ افتراق‌ * » به‌ روایت‌ مفصلی‌، مشتمل‌ بر حدیث‌ غدیر و حدیث‌ ثقلین‌، پرداخته‌ و گویا بر این‌ دو حدیث‌ تأکید خاصی‌ داشته‌ است‌ (چاپ‌ دانش‌پژوه‌، ص‌ 51ـ54)؛ آرای‌ فرقه‌ها را به‌ اختصار، اما عقاید شیعه‌ و امامیة‌ اثناعشری‌ را بتفصیل‌ بیان‌ کرده‌ است‌؛ و تاریخ‌ تألیف‌ کتاب‌ را 230 سال‌ پس‌ از تاریخ‌ ولادت‌ امام‌ زمان‌ عجل‌الله‌تعالی‌ فرجه‌ (یعنی‌ سال‌ 255) تعیین‌ کرده‌ است‌. گذشته‌ از اینها، آقابزرگ‌ طهرانی‌ (ج‌ 3، ص‌ 176) بیان‌الادیان‌ را در شمار آثار شیعی‌ معرفی‌ می‌کند.با توجه‌ به‌ اینکه‌ ابوالمعالی‌ تاریخ‌ تألیف‌ کتاب‌ را دوبار ذکر کرده‌ است‌ (ص‌75، نیز ص‌ 93: «چهارصدوهشتادوپنج‌») احتمالاً تاریخ‌ 525 مذکور در نسخة‌ خطی‌ هند متعلق‌ به‌ وحید قریشی‌، تصحیح‌ فتح‌الله‌ مجتبائی‌، مربوط‌ به‌ تاریخ‌ کتابت‌ نسخه‌ است‌ نه‌ کتاب‌ بیان‌الادیان‌ (تفضلی‌، ص‌ 339، پانویس‌ 8؛ نیز رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل‌ «ابوالمعالی‌ محمد»). این‌ کتاب‌ با نثر ادیبانه‌ و سلیس‌ خود، از لحاظ‌ ادبی‌ نیز دارای‌ اهمیت‌ بسیار است‌.غالباً در کتابهای‌ ملل‌ و نحل‌ دو روش‌ مشاهده‌ می‌شود: یکی‌ طرح‌ آرای‌ مختلف‌ و گاه‌ مخالف‌ و سپس‌ ردّ آن‌؛ دیگری‌ گزارشی‌ مختصر از آرای‌ گوناگون‌. بیان‌الادیان‌ در دستة‌ دوم‌ می‌گنجد. ابوالمعالی‌، به‌ تصریح‌ خودش‌ (چاپ‌ دانش‌پژوه‌، ص‌ 20)، در نقل‌ مطالب‌ به‌ منابع‌ مورد استفادة‌ خود اشاره‌ کرده‌ است‌ که‌ روش‌ محققانة‌ او را نشان‌ می‌دهد (برای‌ اسامی‌ این‌ منابع‌ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 186). بیان‌الادیان‌ در تقسیم‌بندی‌ فرقه‌ها و ادیان‌ با ترجمة‌ السواد الاعظم‌ و نیز مفاتیح‌العلوم‌ ، که‌ دو کتاب‌ دیگر دربارة‌ ملل‌ و نحل‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ در قرن‌ چهارم‌اند، مشابهتهایی‌ دارد. این‌ کتاب‌ به‌ پنج‌ باب‌ تقسیم‌ شده‌ که‌ موضوعات‌ آنها عبارت‌ است‌ از: اقرار به‌ وجود صانع‌، مذاهب‌ پیش‌ از اسلام‌، حدیث‌ افتراق‌، مذاهب‌ و فرقه‌های‌ اسلامی‌، و بیان‌ حکایات‌ مدعیان‌ نبوت‌. در باب‌ اول‌، اعتقاداتِ عربها، پارسیان‌، فلاسفه‌ و جز آنها دربارة‌ خداوند و اقرار به‌ وجود صانع‌ به‌ اختصار بیان‌ شده‌ است‌. ابوالمعالی‌ در باب‌ دوم‌، عقاید مختلفِ پیش‌ از پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌ را که‌ در قرآن‌ به‌ آنها اشاره‌ شده‌، توضیح‌ داده‌ است‌. او، به‌ اغراق‌، برخی‌ از اشخاص‌ پیش‌ از زمان‌ پیامبر اکرم‌ را مسلمان‌ دانسته‌ است‌. وی‌ بنی‌غسّان‌ و بنی‌تَغلِب‌ را از ترسایان‌ و بنی‌تمیم‌ و بنی‌ عَبْس‌ را از مُغان‌ می‌داند (همان‌، ص‌ 34). همچنین‌، عقاید فلاسفه‌ را در کنار دیگر ادیان‌ و مذاهب‌ ذکر، و دربارة‌ اصول‌ اخلاقی‌ ایشان‌ بحث‌ می‌کند. بعلاوه‌، عقاید وآداب‌ و سنن‌ مغان‌، زردشت‌، مزدک‌، مانی‌، ثنویان‌، صابئین‌، سوفسطائیان‌ و هندوان‌ را به‌ اختصار گزارش‌ می‌کند. او هندوان‌ را در علم‌ طب‌ و نجوم‌ و حساب‌ سرآمد می‌شمارد و، جالب‌ توجه‌ است‌ که‌ مذهب‌ قرامطه‌ و خرم‌دینان‌ را جزو مذاهب‌ پیش‌ از اسلام‌ ذکر می‌کند (همان‌، ص‌ 38ـ49). در باب‌ سوم‌ نیز، حدیث‌ افتراق‌ را به‌ همراه‌ ترجمة‌ فارسی‌ آن‌ می‌آورد (همان‌، ص‌ 51 ـ55).ابوالمعالی‌ در باب‌ چهارم‌، فرقه‌ها را به‌ هشت‌ فرقة‌ عمده‌ تقسیم‌ می‌کند: اهل‌ سنت‌ و جماعت‌، معتزله‌، شیعه‌، خوارج‌، مجبّره‌، مشبهه‌، صوفیه‌ و مرجئه‌ (همان‌، ص‌ 55 ـ56). وی‌ ـ برخلاف‌ روش‌ عبدالقاهر بغدادی‌ (متوفی‌ 429) در الفرق‌ بین‌الفرق‌ (ص‌ 11) که‌ میان‌ مذاهب‌ فقهی‌ و فرقه‌های‌ کلامی‌ تمایز قائل‌ شده‌ است‌ ـ مذاهب‌ فقهی‌ اهل‌سنت‌ را به‌ عنوان‌ فرقه‌ ذکر می‌کند و اشاعره‌ را نیز جزو این‌ مذاهب‌ می‌داند، و در معرفی‌ آنها به‌ همین‌ قناعت‌ می‌کند که‌ ایشان‌ پیرو ابوالحسن‌ اشعری‌اند (چاپ‌ دانش‌پژوه‌، ص‌ 62) اما در مورد معتزله‌ شیوه‌ای‌ دیگر در پیش‌ می‌گیرد و به‌ طرح‌ اهمّ عقاید آنان‌ می‌پردازد (همان‌، ص‌ 62ـ64). احتمالاً تا آن‌ زمان‌ در این‌ ناحیه‌ اصول‌ و مبانی‌ نظری‌ اشاعره‌ به‌ قدر کافی‌ قوت‌ و اقتدار نداشته‌ است‌. او در معرفی‌ شیعه‌ می‌نویسد که‌ ایشان‌ در عبادت‌ با مذهب‌ شافعی‌، و در اصول‌ با مذهب‌ معتزله‌ برابرند. در میان‌ فرقه‌های‌ پنجگانة‌ شیعه‌، به‌ امامیة‌ اثناعشری‌ بیشتر نظر دارد و آن‌ را بزرگترین‌ گروه‌ شیعی‌ باقی‌ مانده‌ در عراق‌ و خراسان‌ می‌داند (ص‌ 64ـ75). در میان‌ فرقه‌های‌ شیعه‌، ابوالمعالی‌ به‌ شفیعیه‌ اشاره‌ می‌کند (چاپ‌ دانش‌پژوه‌، ص‌ 69) که‌ احتمالاً صورت‌ تصحیف‌ شدة‌ سبعیه‌ (قائلین‌ به‌ هفت‌ امام‌ یعنی‌ اسماعیلیه‌) است‌، و دو فرقة‌ ناصریه‌ (پیروان‌ ناصرخسرو، متوفی‌ 481) و صبّاحیه‌ (پیروان‌ حسن‌ صباح‌، متوفی‌ 518) را جزو آن‌ ذکر می‌کند (همان‌، ص‌ 73). ابوالمعالی‌ از معاصران‌ ناصرخسرو بوده‌ و بیان‌الادیان‌ نزدیکترین‌ منبع‌ از نظر زمانی‌ در معرفی‌ عقاید ناصرخسرو است‌. با توجه‌ به‌ مخالفت‌ آشکار مؤلف‌ در گزارش‌ عقاید ناصرخسرو و از آنجا که‌ خاندان‌ وی‌ مقیم‌ بلخ‌ بوده‌اند، احتمالاً خود او یا کسانش‌ در اخراج‌ ناصرخسرو از آن‌ شهر دخالت‌ داشته‌اند. (چاپ‌ اقبال‌، ص‌ 39؛ مقدمة‌ اقبال‌، ص‌ ط‌ ـ ی‌). وی‌ فرقه‌های‌ صوفیه‌ را جزو فرقه‌های‌ کلامی‌ ذکر کرده‌ و آنان‌ را به‌ دو فرقة‌ نوریه‌ و حلولیه‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌. او گروهی‌ از صوفیه‌ را اهل‌ ریاضت‌، برخی‌ را اهل‌ ملامت‌ و گروهی‌ دیگر را در سماع‌ و حیرت‌ دانسته‌، و بعضی‌ را همچون‌ ابوسعید ابوالخیر و حسین‌بن‌ منصور حلاّ ج‌ شوقی‌ و کاهل‌پیشه‌ خوانده‌ است‌ (همان‌، ص‌ 87ـ 88).در باب‌ پنجم‌، حکایات‌ و نوادر مدعیان‌ نبوت‌ ذکرشده‌ و مؤلف‌ علم‌به‌این‌ موضوع‌ را، برای‌ جداساختن‌ حدمعجزه‌ از خوارق‌ عادات‌ و شعبده‌، واجب‌ می‌داند. در این‌ میان‌، به‌ بیان‌ حکمت‌ نبوت‌ و هدایت‌ انسانها می‌پردازد ومعجزه‌ را موکِّد دعوت‌ پیامبران‌ برمی‌شمارد (همان‌، ص‌ 91ـ94) و از جملة‌ افراد مدعی‌ نبوت‌ به‌ شرح‌ حال‌ مُسَیلَمه‌، طُلَیحة‌بن‌ خُوَیلد، سَجاح‌ بنت‌ سُوَید، مختار ثَقَفی‌، بَیان‌بن‌ سَمْعان‌ و بابک‌ خرم‌دین‌ می‌پردازد (همان‌، ص‌ 94ـ133).بیان‌الادیان‌ بارها چاپ‌ شده‌ است‌. در چاپهای‌ اولیه‌ (به‌ تصحیح‌ شفر در 1883 میلادی‌ و عباس‌ اقبال‌ در 1312 ش‌) آخرین‌ باب‌ این‌ کتاب‌ موجود نبود، اما در چاپهای‌ بعدی‌ (به‌ تصحیح‌ هاشم‌ رضی‌ در 1342ش‌؛ محمد دبیرسیاقی‌ در 1376 ش‌ و محمدتقی‌ دانش‌پژوه‌ در 1376 ش‌) به‌ صورت‌ کامل‌ و همراه‌ با نکاتی‌ در شرح‌ آن‌ منتشر شد. هانری‌ ماسه‌، بخشی‌ از این‌ کتاب‌ را به‌ زبان‌ فرانسوی‌، و یحیی‌بن‌ خشاب‌ متن‌ کامل‌ آن‌ را به‌ عربی‌ برگردانده‌ است‌.منابع‌: محمدبن‌ عبیدالله‌ ابوالمعالی‌، کتاب‌ بیان‌الادیان‌ ، چاپ‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ ] تاریخ‌ مقدمه‌ 1312 ش‌ [ ؛ همان‌، چاپ‌ محمدتقی‌ دانش‌پژوه‌، تهران‌ 1376 ش‌؛ عبدالقاهربن‌طاهر بغدادی‌، الفرق‌ بین‌الفرق‌ ، چاپ‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، بیروت‌ ] بی‌تا. [ ؛ محمدبن‌ عمر فخررازی‌، الشجرة‌المبارکة‌ فی‌انساب‌ الطالبیة‌ ، چاپ‌ مهدی‌ رجائی‌، قم‌ 1409؛ احمدبن‌محمدکیاء گیلانی‌، سراج‌ الانساب‌ ، چاپ‌ مهدی‌ رجائی‌، قم‌ 1409؛ ویلفرد مادلونگ‌، مکتبها و فرقه‌های‌ اسلامی‌ در سده‌های‌ میانه‌ ، ترجمه‌ جواد قاسمی‌، مشهد 1375 ش‌؛Encyclopaedia Iranica, s.v. "Abu'l- ma ـ a ¦l ¦âMoh ¤ammad" (by J. van Ess); Ahmad Taffazzoli, "Some Middle-Persian quotations in classical Arabic and Persian texts", in Mإmorial Jean de Menasce, ed., Ph. Gignoun and A. Tafazzoli, Tehran 1977.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

لیلا هوشنگی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده