بیان
معرف
از علوم‌ مهم‌ بلاغی‌
متن
بیان‌ ، از علوم‌ مهم‌ بلاغی‌. در لغت‌ به‌معنای‌ هویدا و آشکار شدن‌، و مترادف‌ با فصاحت‌ (روشن‌ گفتاری‌) و لَسَن‌ (زبان‌ آوری‌) است‌ (جوهری‌؛ ابن‌منظور، ذیل‌ «بین‌») و در اصطلاح‌ علوم‌ بلاغی‌، علمی‌ است‌ که‌ به‌یاری‌ آن‌ می‌توان‌ یک‌ معنا را به‌ شیوه‌های‌ گوناگون‌، با وضوح‌ و خفای‌ متفاوت‌، ادا کرد (سکّاکی‌، ص‌ 77، 156). به‌ عبارت‌ دیگر، هر کلامی‌ علاوه‌ بر دلالت‌ بر معنای‌ مطابقیِ خود ممکن‌ است‌ بر معنایی‌ التزامی‌ دلالت‌ کند و لازمة‌ انتقال‌ از معنای‌ مطابقی‌ به‌ معنای‌ التزامی‌ وجود نسبت‌ (لزوم‌ ذهنی‌) بین‌ آن‌ دو است‌ (برای‌ مثال‌، دلالت‌ هر یک‌ از دو لفظ‌ حاتِم‌ و کثیرالرّماد ـ پرخاکستر ـ بر «شخص‌ بخشنده‌»، به‌ طریق‌ تشبیه‌ و کنایه‌). به‌ اعتقاد عالمان‌ بلاغت‌، کلامِ عاری‌ از معنای‌ التزامی‌ (یعنی‌ تشبیه‌، مجاز، کنایه‌ و استعاره‌) اعتبار بلاغی‌ ندارد. از سوی‌ دیگر، ایجاد نسبت‌ بین‌ این‌ دو معنا از حیث‌ روشها متفاوت‌ است‌ و کاربرد هر روش‌ به‌ «مقتضای‌ حال‌» (شرایط‌ مخاطب‌ و موقعیت‌ خطاب‌) بستگی‌ دارد. این‌ نسبت‌ از نظر وضوح‌ و خفا نیز دارای‌ مراتب‌ است‌؛ گاه‌ کلام‌ چنان‌ بلیغ‌ است‌ که‌ مخاطب‌ بی‌هیچ‌ درنگی‌ به‌ معنای‌ التزامی‌ می‌رسد، و در برابر، گاه‌ دچار تعقید معنوی‌ می‌شود. علم‌ بیان‌ متکفل‌ معرفی‌ روشهای‌ مذکور و ارائة‌ معیارهای‌ احتراز از تعقید معنوی‌ است‌.پیش‌ از ابویعقوب‌ یوسف‌ سکّاکی‌ (متوفی‌ 626) مباحث‌ علم‌ بلاغت‌، یکجا و بدون‌ تقسیم‌ فرعی‌ مطرح‌ می‌شد و بسیاری‌ از مؤلّفان‌ آن‌ را بیان‌ نیز می‌نامیدند (خطیب‌ قزوینی‌، الایضاح‌ ، ص‌ 14؛ ابن‌خلدون‌، ص‌ 551 ـ552). ابن‌اثیر (متوفی‌ 637) بیان‌ را عنوان‌ عام‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ و آن‌ را برای‌ نظم‌ ونثر به‌ منزلة‌ اصول‌ فقه‌ برای‌ استنباط‌ احکام‌ شرعی‌ دانسته‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 45، 51). حُصْری‌ قَیْروانی‌، نویسندة‌ معروف‌ مغرب‌ اسلامی‌ (متوفی‌ 413 یا 453؛ ج‌ 1، ص‌ 99ـ100) نیز بیان‌ و بلاغت‌ را در یک‌ معنا به‌کار برده‌ است‌. اما سکّاکی‌ نخستین‌ کسی‌ بود که‌ علم‌ بلاغت‌ را به‌ دو بخش‌ معانی‌ و بیان‌ تقسیم‌، و با توجه‌ به‌ بحث‌ دلالت‌ لازم‌ بر ملزوم‌ و بالعکس‌ (لزوم‌ ذهنی‌) مباحث‌ مجاز، کنایه‌، تشبیه‌ و استعاره‌ را به‌عنوان‌ ارکان‌ علم‌ بیان‌ معرّفی‌ کرد ( مفتاح‌العلوم‌ ، ص‌ 156ـ157).در فرهنگ‌ اسلامی‌، بیان‌ یکی‌ از علوم‌ قرآنی‌ معرفی‌ شده‌ است‌، زیرا مسلمانان‌ برای‌ اثبات‌ اعجاز قرآن‌ به‌ تدوینِ علوم‌ بلاغی‌ پرداختند و بخشی‌ از مباحث‌ مهم‌ علم‌ بیان‌ را در کتابهایی‌ دربارة‌ اعجاز قرآن‌ مطرح‌ کردند، از جمله‌ علی‌بن‌ عیسی‌ رمّانی‌ (متوفی‌ 386) که‌ در بحث‌ از بلاغت‌ قرآن‌، به‌ مبحث‌ تشبیه‌ پرداخته‌ و تشبیه‌ حسی‌ را حقیقت‌ و تشبیه‌ عقلی‌ را بلاغت‌ نام‌ گذارده‌ است‌ (ص‌ 74ـ79) و دربارة‌ بلاغتِ استعاره‌ و حُسن‌ آن‌ مطالبی‌ بیان‌ داشته‌ است‌ (ص‌ 79ـ87). حمدبن‌ محمد خطّابی‌ (متوفی‌ 388) نیز ضمن‌ ردّ قول‌ به‌ «صَرفه‌» در بحث‌ اعجاز قرآن‌، اعجاز قرآن‌ کریم‌ را منحصر در «بلاغت‌» دانسته‌ (ص‌ 20ـ21) و برای‌ اثبات‌ مدّعای‌ خود، وجوه‌ بلاغی‌ و بیانی‌ قرآن‌ کریم‌ را شرح‌ داده‌ است‌ (ص‌23ـ 65). ابوبکر محمدبن‌ طیّب‌ باقلاّ نی‌ * (متوفی‌ 403)، متکلّم‌ اشعری‌، نیز در کتاب‌ اعجازالقرآن‌ با استشهاد به‌ آیات‌ قرآن‌ و سروده‌های‌ شاعران‌، مطالب‌ فراوانی‌ دربارة‌ تشبیه‌ (ص‌69ـ77، 263ـ266)، استعاره‌ (ص‌78ـ80، 266ـ269) و کنایه‌ و تعریض‌ (ص‌98) مطرح‌ کرده‌ است‌.شریف‌ رضی‌ (متوفی‌ 406) نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ دربارة‌ مجازها و استعاره‌های‌ قرآن‌ کریم‌، اثری‌ مستقل‌ به‌ نام‌ تلخیص‌البیان‌ فی‌ مجازات‌ القرآن‌ * تألیف‌ کرده‌ و در آن‌ با دیدی‌ کاملاً ادیبانه‌، بحث‌ استعاره‌ و مجاز را با توجه‌ به‌ معنای‌ بیانی‌ آنها، به‌ ترتیب‌ سوره‌ها، مطرح‌ ساخته‌ و در این‌ باره‌ به‌ سروده‌های‌ شاعران‌ نیز توجهی‌ تامّ داشته‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ص‌196، 249، 287). وی‌ در کتاب‌ دیگر خود، المجازات‌ النبویّة‌ ، وجوه‌ بیانیِ 361 حدیث‌ نبوی‌ را، با استشهاد به‌ اشعار عرب‌، توضیح‌ داده‌ است‌.فخرالدین‌ رازی‌ (متوفی‌ 606) در نهایة‌الایجاز فی‌ درایة‌ الاعجاز ، اعجاز قرآن‌ را در فصاحت‌ (بلاغت‌) آن‌ دانسته‌ (ص‌58) و به‌ نقد وبررسی‌ آرای‌ بلاغی‌ و بیانی‌ عبدالقاهر جرجانی‌ * (متوفی‌ 471) پرداخته‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ص‌ 192).علاوه‌ بر بحث‌ اعجاز قرآن‌ ـ که‌ به‌ تدوین‌ مباحث‌ بیان‌ کمکی‌ شایان‌ کرده‌ ـ کتابهای‌ دیگری‌ نیز در حوزة‌ علوم‌ قرآنی‌ براساس‌ مطالب‌ بلاغی‌ و بیانی‌ تألیف‌ شده‌ است‌. یحیی‌بن‌ زیاد فَرّاء (متوفی‌ 207) در کتاب‌ معانی‌القرآن‌ ، ضمن‌ تفسیر ادبی‌ آیات‌، مباحث‌ بیانی‌، همچون‌ مجاز و تشبیه‌، را مطرح‌ کرده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ج‌1، ص‌14ـ15). ابوعبیده‌ مَعْمَربن‌مثنّی‌ (متوفی‌210)، مؤلف‌ مجازالقرآن‌ ، نیز در تفسیر آیات‌ از مطالب‌ بلاغی‌ و بیانی‌ سود جسته‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ج‌1، ص‌73، ج‌2، ص‌182). مجاز نزد او در معنای‌ عامّ خود به‌ کار رفته‌ و مراد وی‌ روشهای‌ قرآن‌ کریم‌ در بیان‌ تعبیرات‌ است‌، ازینرو با کلماتی‌ مانند تفسیر، معنا و تأویل‌ در یک‌ ردیف‌ آمده‌ است‌ (ج‌1، ص‌ 18ـ 19).ابن‌قتیبه‌ (متوفی‌ 276) در تأویل‌ مشکل‌القرآن‌ ، بتفصیل‌ دربارة‌ مجاز (ص‌103ـ134)، استعاره‌ (ص‌135ـ184)، کنایه‌ و تعریض‌ (ص‌ 256ـ274) با استشهاد به‌ احادیث‌ و اشعار سخن‌ گفته‌ است‌.زمخشری‌ (متوفی‌ 538) نخستین‌ مفسّری‌ است‌ که‌ معانی‌ و بیان‌ را مختص‌ به‌ قرآن‌ دانسته‌ (ج‌1، مقدمة‌ مصطفی‌ حسین‌احمد، ص‌ن‌) و دیدگاههای‌ بیانی‌ خود را در ذیل‌ آیات‌ مطرح‌ کرده‌ است‌، از جمله‌ بحث‌ دربارة‌ تشبیه‌ (ج‌1، ص‌79ـ81)، تفاوت‌ تعریض‌ و کنایه‌ (ج‌1، ص‌282ـ283) و مَجاز بودن‌ کنایه‌ (ج‌1، ص‌654ـ655) که‌ به‌ پیروی‌ از آرای‌ عبدالقاهر جرجانی‌ ( رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌) به‌ آنها پرداخته‌ است‌ (ضیف‌، ص‌243؛ عتیق‌، ص‌28).ابن‌ابی‌الاصبع‌ (متوفی‌ 654) نیز در تحریرالتحبیر ، بسیاری‌ از مباحث‌ بیانی‌ را با استشهاد فراوان‌ به‌ آیات‌ قرآن‌ و احادیث‌ نبوی‌ و اشعار مطرح‌ ساخته‌ و هریک‌ از مباحث‌ استعاره‌، کنایه‌، تشبیه‌ و مجاز را در بابی‌ جداگانه‌ بررسی‌ کرده‌ است‌ و در کتاب‌ بدیع‌القرآن‌ ـ مقصود او از «بدیع‌»، تمام‌ مسائل‌ بلاغی‌ است‌ (مقدمة‌ حفنی‌ محمدشرف‌، ص‌31ـ32) ـ علاوه‌ بر مطالبِ تحریر التحبیر ، به‌ مباحثی‌ چون‌ رمز و ایما نیز پرداخته‌ است‌ (همان‌، ص‌321ـ323).گفتنی‌ است‌ که‌ برخی‌ از مباحث‌ اساسی‌ علم‌ بیان‌، از آثار یونانیان‌، بویژه‌ از آثار ارسطو، گرفته‌ شده‌ است‌ و متکلمان‌ معتزله‌ از آنها سود می‌برده‌اند (ضیف‌، ص‌39، 75) و بلاغت‌ عربی‌ و فارسی‌ مدیون‌ این‌ مباحث‌ بوده‌ است‌ (زرین‌کوب‌، ص‌190، 205ـ 206) تا بدانجا که‌ سلطة‌ طرز اندیشه‌ و استدلال‌ ارسطو را در شیوة‌ دید و ملاحظات‌ علمای‌ بلاغت‌ اسلامی‌ نمی‌توان‌ انکار کرد (شفیعی‌ کدکنی‌، ص‌41).به‌ نوشتة‌ ابن‌ندیم‌ (ص‌310)، فن‌الشعر ارسطو را ابوبِشر مَتّی‌ از سُریانی‌ به‌ عربی‌ برگردانده‌ (این‌ ترجمه‌ همراه‌ ترجمة‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، از اصل‌ یونانی‌، به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌) و کِنْدی‌ (متوفی‌ 258) نیز آن‌ را تلخیص‌ کرده‌ است‌. در این‌ کتاب‌، ارسطو مجاز و تمثیل‌ را با چند مثال‌ مطرح‌ می‌کند (ص‌ 58 ـ59) و چگونگی‌ استفاده‌ از مجازها و حدود استفاده‌ از تعبیرات‌ مجازی‌ را بیان‌ می‌دارد (ص‌61ـ64).فارابی‌ (ص‌157ـ 158) و ابن‌رشد (1953، ص‌201ـ206، 222ـ 227) نیز در شرح‌ فن‌الشعر ، مباحث‌ تشبیه‌ و شرط‌ حُسن‌ و اقسام‌ آن‌ و استعاره‌ و کنایه‌ را مطرح‌ کرده‌اند. ابن‌رشد در تلخیص‌ کتاب‌ الجدل‌ ارسطو نیز بحث‌ تمثیل‌ را مطرح‌ کرده‌ و به‌ کاربرد مشترک‌آن‌ در برهان‌ و صناعات‌ شعری‌ اشاره‌ کرده‌است‌ (ص‌408).گفتنی‌ است‌ که‌ در برخی‌ از کتابهای‌ نقد ادبی‌ و نقد شعر، بسیاری‌ از مطالب‌ علم‌ بیان‌ به‌ طور پراکنده‌ مطرح‌ شده‌ است‌، مانند عیارالشعر ابن‌طباطبا علوی‌ (متوفی‌ 322) که‌ از شیوة‌ شاعرانِ عرب‌ در به‌ کار بردن‌ تشبیه‌ (ص‌10ـ12)، اقسام‌ تشبیه‌ (ص‌ 17ـ 28) و تشبیهات‌ بعید (ص‌89ـ91) بحث‌ کرده‌ است‌.قدامة‌بن‌ جعفر (متوفی‌ 337)، مؤلف‌ نقدالشعر ، نیز تحت‌تأثیر اندیشه‌های‌ ارسطو دیدگاههای‌ خود را مطرح‌ کرده‌ (ص‌ 12ـ 14) و از تشبیه‌ و صور و اقسام‌ آن‌ (ص‌65ـ70)، اِرداف‌ یا کنایه‌ (ص‌92ـ94) و تمثیل‌ (ص‌94ـ 98) سخن‌ به‌ میان‌ آورده‌ است‌. وی‌ بر آن‌ بود که‌ مقیاسهای‌ بلاغی‌ یونانیان‌، بویژه‌ ارسطو، را با بلاغت‌ عربی‌ تطبیق‌ دهد. از این‌ نظر، کتاب‌ وی‌ مقدمة‌ کار محققانی‌ چون‌ ابوهلال‌ عسکری‌ (متوفی‌ 395) قرار گرفت‌ (ضیف‌، ص‌92). کتاب‌ دیگری‌ که‌ ابتدا به‌ قدامة‌بن‌ جعفر منسوب‌ بود و به‌ نام‌ نقدالنثر به‌ چاپ‌ رسید، در واقع‌ تألیفِ ابن‌وهْب‌ کاتب‌، و نام‌ اصلی‌ آن‌ البرهان‌ فی‌ وجوه‌ البیان‌ است‌ (ضیف‌، ص‌93؛ قس‌ ابن‌وهب‌ کاتب‌، مقدمة‌ طه‌حسین‌، ص‌20، که‌ مؤلفِ کتاب‌ را شیعی‌ و از قول‌ بروکلمان‌ شاگرد قدامه‌ دانسته‌ است‌). مؤلف‌ این‌ کتاب‌ هم‌ سخت‌ متأثر از اندیشه‌های‌ ارسطو بوده‌ (ابن‌وهب‌ کاتب‌، ص‌101) و مباحثی‌ چون‌ تقسیم‌ تشبیه‌ به‌ ظاهری‌ و معنوی‌ (ص‌64ـ65) و نیز رمز را، با استشهاد به‌ آیات‌ قرآن‌ و سخنان‌ بزرگان‌ دین‌ (ص‌68ـ69) و استعاره‌ و مجاز بودن‌ آن‌ (ص‌71ـ72)، مطرح‌ کرده‌ است‌.قاضی‌ عبدالعزیز جرجانی‌ (متوفی‌ 366) از جمله‌ کسانی‌ است‌ که‌ مسائل‌ بیانی‌ را در نقد ادبی‌ وارد کرده‌اند. او از مسائلی‌ چون‌ استعارة‌ نیکو و ناپسند (ص‌35ـ40)، تشبیه‌ و آرای‌ مختلف‌ دربارة‌ آن‌ سخن‌ گفته‌ (ص‌145ـ 148)، و به‌ بررسی‌ و نقد استعاره‌های‌ شاعران‌ (ص‌320ـ323) پرداخته‌ است‌.دیگر نقّاد معروف‌، حسن‌بن‌ بشر آمِدی‌ (متوفی‌ 370) است‌ که‌ در الموازنة‌ بین‌ ابی‌تمّام‌... و البُحتُری‌ ، دربارة‌ استعاره‌ در قرآن‌ و اشعار عرب‌ بحث‌ کرده‌ است‌ (ص‌228ـ247).یکی‌ از نخستین‌ مؤلفانِ علوم‌ بلاغت‌ اسلامی‌، جاحظ‌ است‌ که‌ در البیان‌ والتَبیین‌ * بسیاری‌ از مباحث‌ بلاغت‌ را مطرح‌ کرده‌ و از استعاره‌ و کنایه‌ و تعریض‌ (ج‌1، ص‌139، پانویس‌ 2، ص‌217) سخن‌ به‌ میان‌ آورده‌ است‌. او در کتاب‌ الحیوان‌ بحث‌ مجاز را مطرح‌ ساخته‌ و از آن‌ به‌ عنوان‌ «طریق‌ المَثَل‌» در برابر «طریق‌ الحقیقه‌» نام‌ برده‌ است‌ (ج‌5، ص‌27، 133).عبدالله‌بن‌ معتزّ عباسی‌ (متوفی‌ 296) نخستین‌ کتاب‌ مدوّن‌ بلاغی‌ را با نام‌ بدیع‌ در 274 تألیف‌ کرد (ص‌58) و در آن‌، مباحث‌ بیانی‌ را نیز با عنوان‌ «بدیع‌» مطرح‌ ساخت‌ و به‌ بحث‌ دربارة‌ استعاره‌ ـ با استشهاد از آیات‌، احادیث‌، سخنان‌ صحابه‌ و سروده‌های‌ شاعران‌ جاهلی‌ و اسلامی‌ ـ پرداخت‌ (ص‌3ـ24). او بابی‌ نیز در تعریض‌ و کنایه‌ دارد (ص‌64ـ65) و دربارة‌ حُسن‌ تشبیه‌، بتفصیل‌، سخن‌ رانده‌ است‌ (ص‌68ـ74).ابوالعبّاس‌ مبرّد (متوفی‌ 285) در الکامل‌ ، بسیاری‌ از مباحث‌ بلاغی‌ و بیانی‌ را مطرح‌ ساخته‌ و احتمالاً نخستین‌ کسی‌ بوده‌ است‌ که‌ دربارة‌ تشبیه‌ با دقت‌ و به‌ طور کامل‌ بحث‌ کرده‌ و بسیاری‌ از تشبیهات‌ قرآنی‌ را از نظر زیبایی‌ بررسی‌ نموده‌ است‌ (بدوی‌ طبانه‌، 1381، ص‌47). وی‌ در تقسیمات‌ تشبیه‌ (ج‌2، ص‌922ـ 942، 948ـ952، 1005ـ1012، 1036ـ1037)، کنایه‌ (ج‌ 2، ص‌855 ـ 858)، استعاره‌ (ج‌1، ص‌371) و مجاز (ج‌2، ص‌ 994ـ 995) مباحث‌ جدیدی‌ عنوان‌ کرده‌ است‌.ابن‌دُرَید اَزدی‌ (متوفی‌ 321) در جَمْهَرَة‌ اللغة‌ ، با اشاره به‌ مواردی‌ از لغت‌، حدیث‌، شعر و مَثَل‌، مبحثی‌ با عنوان‌ «باب‌ الاستعارات‌» مطرح‌ کرده‌ است‌ (ج‌ 3، ص‌ 1255ـ1257، 1312ـ1313).تألیف‌ دیگری‌ که‌ نقطة‌ عطفی‌ در علم‌ بیان‌ به‌ شمار می‌رود کتاب‌ الصناعتین‌ ابوهلال‌ حسن‌بن‌ عبدالله‌ عسکری‌ است‌. او مطالب‌ علم‌ بیان‌ را جزو بلاغت‌، و بلاغت‌ را شامل‌ کلیة‌ مباحث‌ معانی‌، بیان‌ و بدیع‌ می‌داند (ص‌12) و در باب‌ هفتم‌ کتاب‌ خود، دربارة‌ تشبیه‌ و فایده‌ و وجوه‌ و اقسام‌ آن‌ (ص‌245ـ 265) و در فصل‌ «بدیع‌»، از استعاره‌، مجاز، کنایه‌ و تعریض‌ بحث‌ می‌کند (ص‌ 274ـ 315،381ـ384). وی‌ از جاحظ‌ و ابن‌معتز متأثر است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ص‌10ـ11، 426).به‌ تعبیر ابن‌خلدون‌، مشرق‌ اسلامی‌ بیش‌ از مغرب‌ به‌ علم‌ بیان‌ پرداخت‌، زیرا بیان‌، کمال‌ علوم‌ زبانی‌ است‌ و این‌ کمال‌ در تمدن‌ مشرق‌ بیش‌ از مغرب‌ است‌، و مؤلفان‌ عجم‌ همچون‌ زمخشری‌ در تفسیر کشّاف‌ ، بیشتر به‌مباحث‌ «بیان‌» عنایت‌ داشتند و دانشمندان‌ مغرب‌ بیشتر به‌ «بدیع‌» پرداختند (ص‌ 552).حصری‌ قیروانی‌ نیز علاوه‌ بر ذکر تعاریف‌ بیان‌ و مراد از آن‌ (ج‌ 1، ص‌ 107ـ110) بحث‌ جالبی‌ به‌ عنوان‌ «استعارات‌ فقهی‌» مطرح‌ کرده‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 376ـ381).از دیگر تألیفات‌ ارزشمند مغرب‌ اسلامی‌ در باب‌ بلاغت‌ و بیان‌، العمدة‌ فی‌ محاسن‌ الشعر و آدابه‌ و نقده‌ ، تألیف‌ ابن‌رشیق‌ قیروانی‌ (متوفی‌ 456) است‌ که‌ ادبیات‌ مغرب‌ اسلامی‌ را تحت‌الشعاع‌ قرار داد (ابن‌خلدون‌، همانجا). مؤلف‌، برخی‌ آرای‌ بدیع‌ خود را در این‌ کتاب‌ آورده‌ است‌، از جمله‌ مَجاز بودن‌ تشبیه‌ (ج‌1، ص‌268)، استعاره‌بودن‌ تمثیل‌ (ج‌1، ص‌277ـ 278)، تمثیل‌ در احادیث‌ نبوی‌ (ج‌1، ص‌278ـ279)، نقد اشعار عرب‌ از نظر تشبیهات‌ (ج‌1، ص‌290ـ302)، تفاوت‌ تعریض‌ و کنایه‌ (ج‌1، ص‌303ـ304) و بحث‌ دربارة‌ اشاره‌ و رمز (ج‌1، ص‌ 305ـ 306). ابن‌رشیق‌ در ذکر اختلاف‌ آرای‌ پیشینیان‌ در مسائل‌ بیانی‌ و بلاغی‌، و مقایسة‌ آنها با یکدیگر موفق‌ بوده‌ است‌ (ضیف‌، ص‌151ـ152).خَفاجی‌ (متوفی‌ 466)، ضمن‌ بحث‌ در حقیقت‌ و سرّ فصاحت‌ (ص‌ 3)، مطالب‌ بیانی‌ را نیز مطرح‌ کرده‌ و از حُسن‌ استعاره‌ و کنایه‌، تمثیل‌ و تشبیه‌ سخن‌ گفته‌ است‌ (ص‌ 134، 192، 273، 290ـ301، 324).در سدة‌ پنجم‌، یکی‌ از برجسته‌ترین‌ شخصیتهای‌ بلاغت‌ اسلامی‌ عبدالقاهر جرجانی‌ است‌. وی‌ در دو کتاب‌ ارزشمند خود، دلائل‌ الاعجاز و اسرارالبلاغه‌ ، ابتدا برای‌ هر مسئله‌ تعریف‌ دقیق‌ علمی‌ و منطقی‌ داده‌، و سپس‌ مثالها و شواهد آن‌ را ذکر کرده‌ است‌. در دلائل‌ الاعجاز ـ که‌ در بیان‌ وجه‌ اعجاز قرآن‌ کریم‌ است‌ ـ پس‌ از بحث‌ در فصاحت‌ و بلاغت‌ و لفظ‌ و معنا (ص‌ 28ـ 52)، مباحثی‌ مطرح‌ کرده‌ که‌ بسیاری‌ از آنها پس‌ از وی‌ موضوع‌ علم‌ معانی‌ قرار گرفت‌. او در این‌ کتاب‌، بیان‌ را با بلاغت‌، فصاحت‌ و براعت‌ مترادف‌ ساخته‌ (ص‌35) و مطالبی‌ آورده‌ که‌ پس‌ از وی‌ موضوع‌ علم‌ بیان‌ شده‌ است‌، مانند بحث‌ از مجاز و کنایه‌ (ص‌52ـ54)، مجاز حُکمی‌ (ص‌227ـ235)، تعریض‌ و کنایه‌ (ص‌236ـ242)، عقلی‌ و معنوی‌ بودن‌ فصاحت‌ کنایه‌ و استعاره‌ (ص‌330ـ331) و مطالبی‌ دربارة‌ استعاره‌. اسرارالبلاغه‌ ـ که‌ از اصلیترین‌ منابع‌ علم‌ بیان‌ است‌ ـ مشتمل‌ بر اساسیترین‌ مباحث‌ در زمینة‌ تشبیه‌، حقیقت‌ و مجاز، تمثیل‌ و استعاره‌ است‌. در این‌ کتاب‌، برخی‌ از مباحث‌ علم‌ بدیع‌ نیز آمده‌ است‌، مانند تجنیس‌ و تطبیق‌ (ص‌25ـ36). جرجانی‌ در این‌ کتاب‌، مباحث‌ جدیدی‌ مطرح‌ کرده‌ است‌، مانند تفاوتِ تشبیه‌ و تمثیل‌ (ص‌ 99ـ 101، 198)، تفاوت‌ استعاره‌ و تمثیل‌ (ص‌ 224ـ 238)، و تفاوت‌ مجاز عقلی‌ و لغوی‌ (ص‌ 329ـ 340، 362ـ 367).از دیگر آثار مهم‌ در تاریخ‌ علم‌ بیان‌، المثل‌ السائر فی‌ ادب‌ الکاتب‌ و الشاعر اثر ابن‌اثیر (متوفی‌ 637) است‌ که‌ بهترین‌ کتابی‌ است‌ که‌ بدون‌ تأثّر از اندیشه‌های‌ عبدالقاهر جرجانی‌ پس‌ از سدة‌ ششم‌ تألیف‌ شده‌ است‌ (ضیف‌، ص‌334ـ335). ابن‌اثیر در این‌ کتاب‌ دیدگاههای‌ تازه‌ای‌ مطرح‌ کرده‌ است‌، از جمله‌ مجاز بودن‌ استعاره‌ (ج‌1، ص‌131)، مترادف‌ بودن‌ تمثیل‌ و تشبیه‌ (ج‌2، ص‌123)، بحث‌ از حقیقت‌ و مجاز (ج‌1، ص‌131ـ137) و بررسی‌ آرای‌ پیشینیان‌ دربارة‌ استعاره‌ و اقسام‌ آن‌ (ج‌2، ص‌ 75ـ120).ابن‌ابی‌الحدید (متوفی‌ 656)، در کتابِ الفَلک‌ الدائر علی‌المثل‌ السائر ، دیدگاههای‌ بلاغی‌ ابن‌اثیر را نقد کرده‌ است‌، از جمله‌ دیدگاه‌ وی‌ را در بحث‌ حقیقت‌ و مجاز و ترجیح‌ میان‌ آن‌ دو (ص‌69ـ83).پس‌ از عبدالقاهر جرجانی‌، که‌ به‌ مباحث‌ بلاغی‌، از جمله‌ بیان‌، نظمی‌ ابتکاری‌ بخشید، سکّاکی‌ تحقیقات‌ جرجانی‌ و دیگر ادیبان‌ را نظمی‌ نوین‌ داد و مفتاح‌العلوم‌ را تألیف‌ کرد. در این‌ کتاب‌، برای‌ نخستین‌ بار، معانی‌ و بیان‌ در علوم‌ بلاغی‌ از یکدیگر جدا شده‌ است‌. وی‌ با تقسیم‌بندیهای‌ دقیق‌ و منطقی‌ ـ که‌ آخرین‌ تحقیق‌ علمی‌ و اصیل‌ در علوم‌ بلاغی‌ کلاسیک‌ است‌ ـ طرحی‌ نو درافکند و تأثیر مباحث‌ او بر علم‌ بیان‌، تاکنون‌ باقی‌ است‌ ( رجوع کنید به مفتاح‌ العلوم‌ * ).یک‌ قرن‌ پس‌ از سکّاکی‌، محمدبن‌ عبدالرحمان‌ قزوینی‌ معروف‌ به‌ خطیب‌ (متوفی‌ 739)، باب‌ سوم‌ مفتاح‌ العلوم‌ را تلخیص‌ کرد و جای‌ برخی‌ مطالب‌ آن‌ را تغییر داد، برای‌ مثال‌ بحث‌ مجاز عقلی‌ را از علم‌ بیان‌ (سکّاکی‌، ص‌185) به‌ علم‌ معانی‌ منتقل‌ کرد (خطیب‌ قزوینی‌، الایضاح‌ ، ص‌27؛ رجوع کنید به تلخیص‌المفتاح‌ * ).پس‌ از سکّاکی‌ و خطیب‌ قزوینی‌، بیشتر تألیفات‌ علم‌ بیان‌، بر پایة‌ مفتاح‌العلوم‌ و تلخیص‌ آن‌ بود؛ از مشهورترین‌ این‌ شروح‌، شرح‌ تفتازانی‌ بر آن‌ است‌ که‌ به‌ مطوّل‌ * شهرت‌ دارد و از کتابهای‌ مهم‌ درسی‌ بلاغی‌ است‌. بعدها مطالب‌به‌ انحای‌ جدیدی‌ نیز مطرح‌ شد، از جمله‌ در کتاب‌ المنزع‌ البدیع‌ فی‌ تجنیس‌ اسالیب‌ البدیع‌ از ابومحمد قاسم‌ سِجِلماسی‌ (متوفی‌ سدة‌ هشتم‌) که‌ مطالب‌ علم‌ بیان‌ و بلاغت‌ را مشتمل‌ بر ده‌ موضوع‌ دانسته‌، از جمله‌ «تخییل‌» که‌ شامل‌ تشبیه‌، استعاره‌، تمثیل‌ و مجاز است‌ (ص‌ 218ـ261) و «اشاره‌» که‌ شامل‌ کنایه‌، تعریض‌ و تلویح‌ است‌ (ص‌ 262ـ270).دانشمندان‌ ایرانی‌ در گسترش‌ علم‌ بیان‌ سهم‌ بسزایی‌ داشته‌اند. عبدالقاهر جرجانی‌ نخستین‌ کسی‌ بود که‌ به‌ تدوین‌ علمی‌ و اصیل‌ مطالب‌ علم‌ بیان‌ پرداخت‌.در اواخر سدة‌ پنجم‌، محمدبن‌ عمر رادویانی‌ کتاب‌ ترجمان‌ البلاغه‌ * را تألیف‌ کرد که‌ نخستین‌ اثرِ فارسی‌ دربارة‌ علم‌ بیان‌ و بدیع‌ و «اجناس‌ بلاغت‌ و اقسام‌ صناعت‌ و شناختن‌ سخنان‌ با پیرایه‌ و معانی‌ بلندپایه‌» است‌ (رادویانی‌، ص‌2). اصول‌ کلی‌ کتاب‌ مانند بدیع‌ ابن‌معتز است‌، و در آن‌ بیشتر به‌ صنایع‌ بدیعی‌ پرداخته‌ شده‌ و مؤلف‌ دربارة‌ استعاره‌ (ص‌40ـ43)، تشبیه‌ و اقسام‌ آن‌ (ص‌44ـ54)، کنایه‌ و تعریض‌ (ص‌99) با استشهاد از سروده‌های‌ فارسی‌ بحث‌ کرده‌ است‌.در سدة‌ ششم‌، رشیدالدین‌ وطواط‌، حدایق‌ السحر فی‌ دقایق‌ الشعر * را متأثر از ترجمان‌البلاغه‌ ، به‌ فارسی‌ تألیف‌ کرد (ص‌1) و در آن‌ علاوه‌ بر صنایع‌ بدیعی‌، از استعاره‌ (ص‌28ـ30) و تشبیهات‌ (ص‌42ـ50) با استشهاد از اشعار فارسی‌ و تازی‌ بحث‌ کرد.در اوایل‌ سدة‌ هفتم‌، شمس‌الدین‌ قیس‌ رازی‌ المعجم‌ فی‌ معاییر اشعارالعجم‌ * را در فنّ عروض‌، قافیه‌ و نقد شعر تألیف‌ کرد. در باب‌ ششم‌ این‌ کتاب‌، دربارة‌ بیان‌، و مباحثی‌ همچون‌ تشبیه‌ و اقسام‌ آن‌ (ص‌345ـ 355)، استعاره‌ و مجاز (ص‌365ـ 368)، تمثیل‌ (ص‌369ـ370) و ارداف‌ که‌ همان‌ کنایه‌ است‌، بحث‌ شده‌ است‌ (ص‌370ـ371).بیشتر این‌ کتابها، تحت‌ تأثیر دسته‌بندیها و تقسیمات‌ ادب‌ عربی‌ است‌ و از این‌ جهت‌، مؤلفان‌ فارسی‌زبان‌ کار تازه‌ای‌ انجام‌ نداده‌اند (شفیعی‌ کدکنی‌، ص‌161).از کتابهایی‌ که‌ دربارة‌ تشبیه‌ و استعاره‌ در شعر فارسی‌ نوشته‌ شده‌، انیس‌ العشّاق‌ اثر شرف‌الدین‌ رامی‌ (متوفی‌ 795) است‌ که‌ شامل‌ استعاره‌ها و تشبیهات‌ شاعران‌ است‌ (همان‌، ص‌161ـ162).در اواخر سدة‌ نهم‌، محمود گاوان‌، وزیر ایرانیِ دربار بهمنیانِ دکن‌ * ، بر مناظر الانشاء (کتابی‌ به‌فارسی‌ در زمینة‌ ترسّل‌) مقدمه‌ای‌ نوشت‌ و ضمن‌ آن‌، به‌ علم‌ بیان‌ نیز پرداخت‌ ( ایرانیکا ، ذیل‌ «بیان‌»).در سدة‌ دهم‌، عصام‌الدین‌ ابراهیم‌ اسفراینی‌ (متوفی‌ 944) دربارة‌ استعاره‌ و حقیقت‌ و مجاز رساله‌ای‌ نوشت‌ که‌ دو بار به‌ زبان‌ عربی‌ ترجمه‌ شد ( ایرانیکا ، همانجا). برخی‌ از کتابهای‌ دیگری‌ که‌ در این‌ باره‌ به‌ فارسی‌ تألیف‌ شده‌ عبارت‌اند از: بیان‌البدیع‌ از میرزا ابوطالب‌ فندرسکی‌، نوادة‌ میرفندرسکی‌ و شاگرد محمدباقر مجلسی‌، مشتمل‌ بر دو علم‌ بیان‌ و بدیع‌ (افندری‌ اصفهانی‌، ج‌5، ص‌500)؛ موهبت‌ عُظمی‌' و عَطیة‌ کبری‌' از سراج‌الدین‌ اکبرآبادی‌ متخلّص‌ به‌ آرزو (متوفی‌ 1169)؛ تحفة‌السفر لنور البصر از بسملِ شیرازی‌ * ؛ نخبة‌ البیان‌ از ملامهدی‌ نراقی‌ (متوفی‌ 1209) و حدائق‌البلاغه‌ اثر میرشمس‌الدین‌ فقیر دهلوی‌ (متوفی‌ 1183) که‌ چندین‌ بار در شبه‌قارة‌ هند به‌ چاپ‌ رسیده‌ ولی‌ متن‌ فرانسوی‌ آن‌ ـ که‌ اقتباس‌ ژوزف‌ گارسن‌ دوتاسی‌ است‌ ـ علت‌ اصلی‌ شهرت‌ آن‌ است‌ ( ایرانیکا ، همانجا).برخی‌ از فرهنگهایی‌ که‌ در این‌ باره‌ مطالبی‌ دارند عبارت‌اند از: ارمغان‌ آصفی‌ تألیف‌ صاحب‌ غنی‌ که‌ در آن‌ استعاره‌ها و صور خیال‌ شاعران‌ فارسی‌ گرد آمده‌ است‌ (شفیعی‌ کدکنی‌، ص‌ 164ـ 165)؛ فرهنگ‌ مترادفات‌ تألیف‌ محمد پادشاه‌ که‌ در آن‌ استعاره‌ها، کنایات‌ و مجازهای‌ شعر فارسی‌ به‌ترتیب‌ حروف‌ تهجّی‌ آورده‌ شده‌ و در این‌ زمینه‌ منبعی‌ جامع‌ است‌ (همان‌، ص‌167)؛ مصطلحات‌ الشعراء تألیف‌ اِمامْقُلی‌ چگنی‌ وارسته‌ دربارة‌ استعاره‌ها و مجازهای‌ شاعران‌. در این‌ اثر، نظر مؤلف‌ بیشتر گزینش‌ استعاره‌های‌ رایج‌ در زبان‌ شاعران‌ سدة‌ هشتم‌ تا دوازدهم‌ بوده‌ است‌ (همان‌، ص‌167ـ 168). در سدة‌ یازدهم‌ نیز محمدهادی‌، فرزند محمدصالح‌ مازندرانی‌، کتاب‌ فارسی‌ انوارالبلاغه‌ را تألیف‌ کرد که‌ تحت‌ تأثیر مطوّل‌ تفتازانی‌ بود و برخی‌ آن‌ را ترجمة‌ آن‌ کتاب‌ دانسته‌اند (مقدمة‌ غلامی‌نژاد، ص‌ 19ـ20).در دورة‌ معاصر نیز راجع‌ به‌ علم‌ بیان‌، آثاری‌ به‌ فارسی‌ پدید آمده‌ که‌ چارچوب‌ آنها بیان‌ عربی‌ است‌، از جمله‌: دُرَرالادب‌ از حسام‌العلماء آق‌اِوْلی‌ با ذکر مثالهای‌ فراوان‌ از فارسی‌؛ هنجار گفتار تألیف‌ سیّدنصرالله‌ تقوی‌ دربارة‌ معانی‌، بیان‌ و بدیع‌ فارسی‌. مؤلف‌، علاوه‌ بر ذکر مثالهای‌ معروف‌ عربی‌، کوشیده‌ است‌ که‌ معادل‌ فارسی‌، از جمله‌ ابیاتی‌ از خود، نیز بیاورد (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ص‌151)؛ کتاب‌ معانی‌ و بیان‌ از جلال‌الدین‌ همائی‌ که‌ در آن‌ برخی‌ مباحث‌ نوین‌، مانند مَثَل‌ و فرق‌ آن‌ با کنایه‌ (ص‌190ـ193) و کنایات‌ فصیح‌ فارسی‌ (ص‌195ـ200) مطرح‌ شده‌ است‌؛ معانی‌ بیان‌ تألیف‌ غلامحسین‌ آهنی‌.در سالهای‌ اخیر، برخی‌ نقّادان‌ و ادیبان‌ کوشیده‌اند تا در علم‌ بیان‌ تحولی‌ پدید آورند؛ برخی‌ از آنان‌ عبارت‌اند از: امین‌الخولی‌ که‌ به‌ مباحثی‌ همچون‌ زیبایی‌شناسی‌ و ذوق‌ و خیال‌ در علوم‌ بلاغی‌ پرداخته‌ و خواهان‌ زدودن‌ مسائل‌ منطقی‌ و فلسفی‌ از مسائل‌ بلاغی‌ و بیانی‌ شده‌ است‌ ( دائرة‌المعارف‌ الاسلامیة‌ ، ذیل‌ «البلاغة‌»). احمد شایب‌، استاد دانشگاه‌ قاهره‌، نیز علوم‌ بلاغی‌ را شامل‌ اسلوب‌ و فنون‌ ادبی‌ می‌داند و در اسلوب‌، از کلمه‌، صورت‌، جمله‌، فقره‌ و عبارت‌ بحث‌ می‌کند (بدوی‌ طبانه‌، 1406، ص‌306ـ307). محمدرضا شفیعی‌ کدکنی‌ نیز در کتاب‌ صور خیال‌ در شعر فارسی‌ ، نظرهای‌ تازة‌ خود را مطرح‌ کرده‌ است‌.منابع‌: عبدالحسین‌ آق‌اِوْلی‌، دُرَرالادب‌: در فن‌ معانی‌، بیان‌، بدیع‌ ، ] شیراز 1334 ش‌ [ ؛ حسن‌بن‌ بشر آمِدی‌، الموازنة‌ بین‌ ابی‌تمّام‌... و البُحتری‌ ، چاپ‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، ] بیروت‌، تاریخ‌ مقدمه‌ 1363/1944 [ ؛ ابن‌ابی‌الاصبع‌، بدیع‌القرآن‌ ، چاپ‌ حفنی‌ محمدشرف‌، مصر 1377/1957؛ همو، تحریرالتحبیر ، چاپ‌ حفنی‌ محمدشرف‌، قاهره‌ 1383/1963؛ ابن‌ابی‌الحدید، الفلک‌ الدائر علی‌ المثل‌ السائر ، چاپ‌ احمد حوفی‌ و بدوی‌ طبانه‌، ریاض‌ 1404/1984؛ ابن‌اثیر، المثل‌ السائر فی‌ ادب‌ الکاتب‌ و الشاعر ، چاپ‌ احمد حوفی‌ و بدوی‌ طبانه‌، ریاض‌ 1403ـ1404/ 1983ـ1984؛ ابن‌خلدون‌، مقدمة‌ ابن‌خلدون‌ ، الجزءالاول‌ من‌ کتاب‌ العبر و دیوان‌ المبتدا و الخبر ، بیروت‌ 1408/ 1988؛ ابن‌دُرَید، کتاب‌ جمهرة‌ اللغة‌ ، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ 1987ـ 1988؛ ابن‌رشد، تلخیص‌ کتاب‌ ارسطوطالیس‌ فی‌ الجدل‌ ، چاپ‌ محمد سلیم‌ سالم‌، مصر 1980؛ همو، تلخیص‌ کتاب‌ ارسطوطالیس‌ فی‌الشعر ، در ارسطو، فن‌الشعر ، ترجمه‌ و چاپ‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، قاهره‌ 1953؛ ابن‌رشیق‌، العمدة‌ فی‌ محاسن‌الشعر و آدابه‌ و نقده‌ ، چاپ‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، بیروت‌ 1401/1981؛ ابن‌طباطبا، عیارالشعر ، چاپ‌ طه‌ حاجری‌ و محمد زغلول‌ سلام‌، قاهره‌ 1956؛ ابن‌قتیبه‌، تأویل‌ مشکل‌القرآن‌ ، چاپ‌ احمد صقر، قاهره‌ 1393/ 1973؛ ابن‌معتز، کتاب‌ البدیع‌ ، چاپ‌ کراتشکوفسکی‌، لندن‌ 1935، چاپ‌ افست‌ بغداد 1967؛ ابن‌منظور، لسان‌العرب‌ ، قم‌ 1363 ش‌؛ ابن‌ندیم‌، کتاب‌ الفهرست‌ ، چاپ‌ رضا تجدد، تهران‌ 1350 ش‌؛ ابن‌وهب‌ کاتب‌، کتاب‌ نقد النثر ] = البرهان‌ فی‌ وجوه‌ البیان‌ [ ، منسوب‌ به‌ قدامة‌بن‌ جعفر، چاپ‌ طه‌ حسین‌ و عبدالحمید عبادی‌، قاهره‌ 1941؛ معمربن‌ مثنّی‌ ابوعبیده‌، مجازالقرآن‌ ، چاپ‌ محمد فؤاد سزگین‌، قاهره‌ 1988؛ ارسطو، فن‌الشعر ، ترجمه‌ و چاپ‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، قاهره‌ 1953؛ عبدالله‌بن‌ عیسی‌ افندی‌ اصفهانی‌، ریاض‌ العلماء و حیاض‌ الفضلاء ، چاپ‌ احمد حسینی‌، قمی‌ 1401؛ محمدبن‌ طیّب‌ باقلانی‌، اعجازالقرآن‌ ، چاپ‌ احمد صقر، قاهره‌ 1977؛ بَدْوی‌ طبانه‌، البیان‌العربی‌ ، بیروت‌ 1406/1986؛ همو، علم‌البیان‌ ، بیروت‌ ] تاریخ‌ مقدمه‌ 1381/1962 [ ؛ نصرالله‌ تقوی‌، هنجار گفتار: در فن‌ معانی‌ و بیان‌ و بدیع‌ فارسی‌ ، اصفهان‌ 1363 ش‌؛ عمروبن‌ بحر جاحظ‌، البیان‌ و التبیین‌ ، چاپ‌ حسن‌ سندوبی‌، قاهره‌ 1351/ 1932؛ همو، کتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ] تاریخ‌ مقدمه‌ 1385/ 1965 [ ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ عبدالقاهربن‌ عبدالرحمان‌ جرجانی‌، اسرارالبلاغة‌ ، چاپ‌ عبدالمنعم‌ خفاجی‌ و عبدالعزیز شرف‌، بیروت‌ 1411/1991؛ همو، دلائل‌ اعجاز ، چاپ‌ محمد رشیدرضا، بیروت‌ 1398/1978؛ علی‌بن‌ عبدالعزیز جرجانی‌، الوساطة‌ بین‌ المتنبّی‌ و خصومه‌ ، چاپ‌ احمد عارف‌ زین‌، صیدا 1331؛ اسماعیل‌بن‌ حماد جوهری‌، الصحاح‌: تاج‌ اللغة‌ و صحاح‌العربیة‌ ، چاپ‌ احمد عبدالغفور عطار، بیروت‌ ] بی‌تا. [ ، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1368 ش‌؛ ابراهیم‌بن‌ علی‌ حُصری‌، زهرالا´داب‌ و ثمرالالباب‌ ، چاپ‌ علی‌ محمد بجاوی‌، قاهره‌ 1372/1953؛ حمدبن‌ محمد خطّابی‌، بیان‌ اعجازالقرآن‌ ، در ثلاث‌ رسائل‌ فی‌ اعجازالقرآن‌ ، چاپ‌ محمد خلف‌الله‌ و محمد زغلول‌ سلام‌، مصر ] بی‌تا. [ ؛ محمدبن‌ عبدالرحمان‌ خطیب‌ قزوینی‌، الایضاح‌ فی‌ علوم‌البلاغة‌: المعانی‌ و البیان‌ و البدیع‌ ، بیروت‌ ] بی‌تا. [ ؛ همو، التلخیص‌ فی‌ علوم‌ البلاغه‌ ، مصر ] بی‌تا. [ ؛ عبدالله‌بن‌ محمد خفاجی‌، سرّالفصاحة‌ ، چاپ‌ عبدالمتعال‌ صعیدی‌، مصر 1372/ 1953؛ دائرة‌المعارف‌ الاسلامیة‌ ، ] بیروت‌، بی‌تا. [ ، ذیل‌ «البلاغة‌» (از امین‌ خولی‌)؛ محمدبن‌ عمر رادویانی‌، ترجمان‌ البلاغه‌ ، چاپ‌ احمد آتش‌، استانبول‌ 1949، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1362 ش‌؛ محمدبن‌ محمد رشید وطواط‌، حدایق‌ السحر فی‌ دقایق‌ الشعر ، چاپ‌ عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ علی‌بن‌ عیسی‌ رمّانی‌، النکت‌ فی‌ اعجاز القرآن‌ ، در ثلاث‌ رسائل‌ فی‌ اعجازالقرآن‌ ، چاپ‌ محمد خلف‌الله‌ و محمد زغلول‌ سلام‌، مصر ] بی‌تا. [ ؛ عبدالحسین‌ زرین‌کوب‌، شعر بی‌دروغ‌، شعر بی‌نقاب‌ ، تهران‌ 1372 ش‌؛ محمودبن‌ عمر زمخشری‌، الکشّاف‌ ، چاپ‌ مصطفی‌ حسین‌احمد، بیروت‌ 1406/1986؛ قاسم‌بن‌ محمد سِجِلماسی‌، المنزع‌ البدیع‌ فی‌ تجنیس‌ اسالیب‌ البدیع‌ ، چاپ‌ علال‌ غازی‌، رباط‌ 1401/1980؛ یوسف‌بن‌ ابی‌بکر سکّاکی‌، مفتاح‌العلوم‌ ، قاهره‌ 1356/1937؛ محمدبن‌ حسین‌ شریف‌ رضی‌، تلخیص‌ البیان‌ فی‌ مجازات‌ القرآن‌ ، چاپ‌ محمد عبدالغنی‌ حسن‌، بیروت‌ 1406/ 1986؛ همو، المجازات‌ النبویّة‌ ، چاپ‌ طه‌ محمد زینی‌، قاهره‌ 1968، چاپ‌ افست‌ قم‌ ] بی‌تا. [ ؛ محمدرضا شفیعی‌ کدکنی‌، صور خیال‌ در شعر فارسی‌ ، تهران‌ 1366 ش‌؛ محمدبن‌ قیس‌ شمس‌ قیس‌، المعجم‌ فی‌ معاییر اشعار العجم‌ ، تصحیح‌ محمدبن‌ عبدالوهاب‌ قزوینی‌، چاپ‌ مدرس‌ رضوی‌، تهران‌ 1360 ش‌؛ شوقی‌ ضیف‌، البلاغة‌ تطور و تاریخ‌ ، قاهره‌ 1987؛ عبدالعزیز عتیق‌، علم‌البیان‌ ، بیروت‌ 1405/ 1985؛ حسن‌بن‌ عبدالله‌ عسکری‌، کتاب‌ الصناعتین‌: الکتابة‌ و الشعر ، چاپ‌ علی‌محمد بجاوی‌ و محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ] قاهره‌ [ 1971؛ محمدبن‌ محمد فارابی‌، رسالة‌ فی‌ قوانین‌ صناعة‌الشعراء ، در ارسطو، فن‌الشعر ، ترجمه‌ و چاپ‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، قاهره‌ 1953؛ محمدبن‌ عمر فخر رازی‌، نهایة‌الایجاز فی‌ درایة‌ الاعجاز ، چاپ‌ احمد حجازی‌ سقّا، بیروت‌ 1412/1992؛ یحیی‌بن‌ زیاد فراء، معانی‌القرآن‌ ، ج‌1، چاپ‌ احمد یوسف‌ نجاتی‌ و محمدعلی‌ نجار، مصر 1955، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ] بی‌تا. [ ؛ قدامة‌بن‌جعفر، نقدالشعر ، چاپ‌ محمدعیسی‌ منون‌، ] قاهره‌ [ 1352/1934؛ محمدهادی‌بن‌ محمدصالح‌ مازندرانی‌، انوار البلاغة‌: در فنون‌ معانی‌، بیان‌ و بدیع‌ ، چاپ‌ محمدعلی‌ غلامی‌نژاد تهران‌ 1376 ش‌؛ محمدبن‌ یزید مبرّد، الکامل‌ ، چاپ‌ محمد احمد دالی‌، بیروت‌ 1418/1997؛ جلال‌الدین‌ همائی‌، معانی‌ و بیان‌ ، تهران‌ 1370 ش‌؛Encyclopaedia of Iranica , s.v. "Bayan" (by J. T. P. De Bruijn).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

باقر قربانی زرّین

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده