البیان
معرف
کتابی‌ به‌ زبان‌ عربی‌ دربارة‌ معجزات‌ پیامبران‌ علیهم‌السلام‌، تألیف‌ ابوبکر محمدبن‌ طیب‌ باقلانی‌ متکلم‌ اشعری‌مذهب‌ قرن‌ چهارم‌
متن
البیان‌ ، کتابی‌ به‌ زبان‌ عربی‌ دربارة‌ معجزات‌ پیامبران‌ علیهم‌السلام‌، تألیف‌ ابوبکر محمدبن‌ طیب‌ باقلانی‌ متکلم‌ اشعری‌مذهب‌ قرن‌ چهارم‌. این‌ کتاب‌، که‌ نام‌ کامل‌ آن‌ البیان‌ عن‌ الفرق‌ بین‌ المعجزات‌ و الکرامات‌ و الحِیَل‌ و الکهانة‌ و السّحر و النّارنجات‌ است‌، فقط‌ براساس‌ یک‌ نسخة‌خطی‌ چاپ‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به منابع‌). از جملات‌ پایانی‌ آن‌ (ص‌ 108) فهمیده‌ می‌شود که‌ نسخة‌ اساس‌، ناقص‌ و فاقد بخش‌ پایانی‌ بوده‌ است‌.البیان‌... ، که‌ ظاهراً باقلانی‌ آن‌ را در اواخر عمر نوشته‌، از دو جهت‌ مهم‌ و شایان‌ بررسی‌ است‌: یکی‌ موضوع‌ کتاب‌ که‌ شرح‌ معجزاتی‌ است‌ که‌ بر صدقِ مدعی‌ نبوت‌ دلالت‌ می‌کند؛ دیگر آن‌ که‌ در میان‌ نوشته‌های‌ متکلمان‌ متقدم‌ مسلمان‌ در نوع‌ خود یگانه‌ است‌، چرا که‌ به‌ تحلیل‌ نظریِ معجزه‌ می‌پردازد. کتابهایی‌ که‌ دربارة‌ معجزات‌ پیامبر اسلام‌ صلّی‌اللّه‌ علیه‌وآله‌وسلّم‌ بویژه‌ قرآن‌ کریم‌ نوشته‌ شده‌ فراوان‌ است‌، اما هدف‌ این‌ کتابها غالباً دفاع‌ از معجزاتی‌ معین‌ است‌؛ در صورتی‌ که‌ هدف‌ نخستین‌ البیان‌ این‌ است‌ که‌ دربارة‌ معجزات‌ از حیث‌ معجزه‌ بودن‌ بحث‌ کند و مبانی‌ صحت‌ معجزات‌ را توضیح‌ دهد. با وجود این‌، می‌توان‌ گفت‌ که‌ هدف‌ نهایی‌ نویسنده‌، دفاع‌ از معجزه‌های‌ پیامبر اسلام‌ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌ خاصه‌ قرآن‌ کریم‌ بوده‌ است‌. به‌ هر حال‌، باقلانی‌ درصدد تبیین‌ مبدأ اساسی‌ و جوهری‌ رسالت‌ است‌. وی‌ می‌گوید: «بر این‌ امر اتفاق‌ نظر هست‌ که‌ برای‌ مدعیان‌ نبوت‌ دلیلی‌ جز معجزات‌ وجود ندارد» (ص‌ 37ـ 38، مقدمة‌ مکارثی‌، ص‌ 11ـ12، 19).انگیزه‌های‌ باقلانی‌ در تألیف‌ این‌ کتاب‌ قابل‌ تأمل‌ است‌. به‌ تصریح‌ او (ص‌ 6) نیاز شدیدی‌ برای‌ توضیح‌ و تبیین‌ معجزات‌ وجود داشته‌ و این‌ نیاز او را به‌ نوشتن‌ البیان‌ واداشته‌ است‌، اما هیچ‌ توضیحی‌ در این‌ باره‌ نمی‌دهد. بی‌گمان‌، مقتضیات‌ تاریخی‌ و فرهنگی‌ عصر باقلانی‌ بوده‌ که‌ موجب‌ پدید آمدن‌ چنان‌ نیازی‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به باقلانی‌ * ، ابوبکر محمدبن‌ طیب‌). همچنین‌، در قرنهای‌ سوم‌ و چهارم‌ موجی‌ از شک‌ و انکار در خصوص‌ نبوت‌ و انبیا برخاسته‌ بود. در رأس‌ این‌ شکاکان‌ ابن‌راوندی‌ قرار داشت‌ و محمدبن‌ زکریای‌ رازی‌ هم‌ در نوشته‌هایش‌ در اساس‌ نبوت‌ و کتابهای‌ آسمانی‌ تشکیک‌ کرده‌ بود. به‌ نظر ماسینیون‌ (مقدمة‌ مکارثی‌، ص‌ 12) ادعاهای‌ حلاّ ج‌ نیز در طرح‌ این‌ بحث‌ از سوی‌ باقلانی‌ بی‌تأثیر نبوده‌ است‌. بی‌شک‌، چنین‌ شرایطی‌ موجب‌ شده‌ بود تا باقلانی‌ به‌ دفاع‌ از نشان‌ صدق‌ نبی‌ یعنی‌ معجزات‌ بپردازد.باقلانی‌ در البیان‌ نخست‌ معجزه‌ را تعریف‌ می‌کند و بر این‌ نکته‌ تأکید می‌ورزد که‌ اساساً معجزه‌ امری‌ است‌ خارج‌ از قدرت‌ انسانها و فقط‌ در حوزة‌ قدرت‌ خداوند است‌. پس‌ نمی‌توان‌ گفت‌ معجزه‌ پدیده‌ای‌ است‌ که‌ مردم‌ از انجام‌ دادنش‌ عاجزند؛ زیرا عجز در مورد کارهایی‌ که‌ مقدور انسانهاست‌، مفهوم‌ پیدا می‌کند (ص‌ 8 ـ 9، 11). این‌ نکته‌ برای‌ باقلانی‌ چندان‌ اهمیت‌ دارد که‌ چند فصل‌ مستقل‌ به‌ بیان‌ آن‌ اختصاص‌ می‌دهد (ص‌ 61ـ 65) و البته‌ این‌، اندیشه‌ای‌ بر خلاف‌ اصول‌ معتزله‌ است‌ (ص‌ 66). گفتنی‌ است‌ که‌ باقلانی‌ در خلال‌ بحثها تا حدی‌ از این‌ نکته‌ عدول‌ کرده‌ و در برخی‌ موارد معجزه‌ را در حوزة‌ قدرت‌ انسان‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 23ـ 25).نویسنده‌، پس‌ از تعریف‌ معجزه‌ و مسائل‌ آن‌، به‌ بحث‌ دربارة‌ اعجاز قرآن‌ می‌پردازد و بر آن‌ است‌ که‌ وجه‌ اعجاز قرآن‌ نظم‌ و بلاغت‌ خاصی‌ است‌ که‌ اساساً از حیطة‌ قدرت‌ انسانها خارج‌ است‌ (ص‌ 28ـ30). او اعجاز قرآن‌ را از معجزات‌ همة‌ پیامبران‌ بالاتر می‌داند، زیرا در معجزات‌ سایر انبیا مردم‌ احتمال‌ می‌دادند که‌ شعبده‌ و حیله‌ باشد. او ویژگی‌ اعجاز قرآن‌ را در این‌ می‌داند که‌ این‌ معجزه‌ زنده‌ است‌ و تا ابد پیش‌ چشم‌ مخالفان‌ قرار دارد، و این‌ موضوع‌ نیازی‌ به‌ نقل‌ ناقلان‌ ندارد. سپس‌ نویسنده‌ دربارة‌ معجزات‌ خاص‌ حضرت‌ محمد صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌ بابی‌ باز می‌کند (ص‌ 37) و در خلال‌ آن‌ به‌ مسائلی‌ می‌پردازد که‌ راجع‌ به‌ اصل‌ نبوت‌ است‌ و ربطی‌ به‌ موضوع‌ کتاب‌ ندارد (ص‌ 42ـ44). آنگاه‌ دربارة‌ صفات‌ و احکام‌ معجزات‌ بحث‌ می‌کند (ص‌ 45)، مثلاً اینکه‌ معجزه‌ صرفاً باید به‌ پیامبر اختصاص‌ داشته‌ باشد و هیچکس‌ دیگری‌ در آن‌ مشارکت‌ نداشته‌ باشد (ص‌ 46) یا اینکه‌ معجزه‌ صرفاً باید همزمان‌ با احتجاج‌ پیامبر باشد تا ادعای‌ او را تصدیق‌ کند (ص‌ 47). فصل‌ بعدی‌، به‌ معنای‌ عادت‌ و خرق‌ عادت‌ و احکام‌ آن‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌ (ص‌ 50 ـ 55). آنگاه‌ نویسنده‌ به‌ حل‌ این‌ شبهه‌ می‌پردازد که‌ با وجود اعتقاد به‌ شعبده‌، حیله‌، نیرنگ‌ و پدیده‌هایی‌ از این‌ دست‌ که‌ از افرادی‌ همچون‌ حلاّ ج‌ سرمی‌زند، چه‌ تفاوتی‌ میان‌ این‌ امور با معجزات‌ انبیا وجود دارد (ص‌ 56). باقلانی‌ قائل‌ است‌ که‌ معجزة‌ پیامبران‌ از شعبده‌بازان‌ و حیله‌گران‌ برنمی‌آید و جز خداوند کسی‌ نمی‌تواند آن‌ را انجام‌ دهد (ص‌ 57). نویسنده‌ پس‌ از این‌ بحثها ماهیت‌ سحر و شعبده‌ و امور دایر بر آن‌ را تبیین‌ (ص‌ 73ـ92) و در فصول‌ بعدی‌، تا پایان‌ کتاب‌، به‌ تفاوت‌ معجزه‌ با سحر و مباحث‌ آن‌ می‌پردازد.منابع‌: محمدبن‌ طیب‌ باقلانی‌، کتاب‌ البیان‌ ، چاپ‌ د. ی‌. مکارثی‌، بیروت‌ 1958.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ناصر گذشته

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده