بیاتی عبدالوهاب
معرف
شاعر و ادیب‌ معاصر عراقی‌ و از پیشگامان‌ شعر آزاد عرب‌
متن
بیاتی‌، عبدالوهّاب‌ ، شاعر و ادیب‌ معاصر عراقی‌ و از پیشگامان‌ شعر آزاد عرب‌. در 1305ش‌/ 1926 در بغداد متولد شد. کودکی‌ و نوجوانی‌ خود را در همان‌ شهر و با تمایلات‌ ادبی‌ گذراند. در سالهای‌ 1233ـ1329 ش‌/ 1944ـ1950 در دارالمعلمین‌ بغداد درس‌ خواند و پس‌ از دریافت‌ مدرک‌ لیسانس‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ از این‌ دانشکده‌، به‌ مدت‌ سه‌ سال‌، در دبیرستانهای‌ شهر رمادی‌ به‌ معلمی‌ پرداخت‌. سالهای‌1329ـ 1333 ش‌/ 1950ـ1954 دورة‌ اوج‌ و شکوفایی‌ ادبی‌ وی‌ در عراق‌ بود که‌ دو دفتر شعر معروف‌ خود را به‌ نامهای‌ ملائکة‌ و شیاطین‌ (1950) و اباریق‌ مهشّمة‌ (1954) منتشرکرد. پس‌ از ورود عراق‌ به‌ پیمان‌ بغداد (1323 ش‌/ 1954؛ رجوع کنید به بغداد * ، پیمان‌) در زمان‌ نوری‌ سعید، وی‌ به‌ دلیل‌ ابراز تمایلات‌ مارکسیستی‌ و انتقاداتش‌ از دولت‌ وقت‌، از تمام‌ مشاغل‌ خود برکنار شد، و مجلة‌ الثقافة‌الجدیدة‌ که‌ وی‌ عضو هیئت‌ تحریریه‌اش‌ بود، توقیف‌ گردید (شرف‌، ص‌ 176ـ 177؛ بدوی‌، ص‌261؛ بصری‌، ج‌2، ص‌578؛ برای‌ پاره‌ای‌ از تحولات‌ و افکار سیاسی‌ وی‌ در این‌ دوره‌ رجوع کنید به صائغ‌، ص‌ 79ـ83).بیاتی‌ سالهای‌ 1333ـ1337ش‌/1954ـ1958 را با مهاجرت‌ به‌ دمشق‌، بیروت‌ و سپس‌ قاهره‌، به‌ فعالیتهای‌ ادبی‌ و نشر دفترهای‌ جدید شعرش‌ گذراند. وی‌ که‌ در این‌ سالها در محافل‌ عربی‌ و غربی‌ شهرت‌ و اعتبار ادبی‌ یافته‌ بود، اندکی‌ پیش‌ از کودتای‌ عبدالکریم‌ قاسم‌ (23 تیر 1337/ 14 ژوئیة‌ 1958) در عراق‌، به‌ دعوت‌ اتحادیة‌ نویسندگان‌ شوروی‌ به‌ این‌ کشور مسافرت‌ کرد و از نزدیک‌ با بسیاری‌ از نویسندگان‌ و ادبای‌ مارکسیست‌، از جمله‌ ناظم‌ حکمت‌ ـ شاعر ترک‌ که‌ همچون‌ خود او از کشور خود آواره‌ شده‌ بود ـ آشنا گردید. پس‌ از کودتا ، وی‌ به‌ عراق‌ بازگشت‌ و در وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ عراق‌ مسئولیت‌ تألیف‌، ترجمه‌ و نشر کتاب‌ را بر عهده‌ گرفت‌. سال‌ بعد، با سمت‌ وابستة‌ فرهنگی‌ عراق‌، به‌ مسکو رفت‌، اما پس‌ از دو سال‌، در 1340ش‌/ 1961 از این‌ مقام‌ کناره‌گیری‌ کرد و از آن‌ پس‌ به‌ مدت‌ چهار سال‌ در آکادمی‌ علوم‌ شوروی‌ به‌ تدریس‌ پرداخت‌. از آنجا که‌ در 1342ش‌/ 1963 دولت‌ وقت‌ عراق‌ (عبدالسلام‌ عارف‌) تابعیت‌ عراقی‌ وی‌ را سلب‌ کرده‌ بود، وی‌ در 1343ش‌/ 1964 بار دیگر به‌ مصر رفت‌ و سالها مقیم‌ آنجا شد. در 1347ش‌/ 1968 تابعیت‌ عراقی‌ به‌ او بازگردانده‌ شد و سال‌ بعد به‌ دعوت‌ وزارت‌ فرهنگ‌ عراق‌، پس‌ از ده‌ سال‌، از زادگاه‌ خود دیدار کرد، اما به‌ محل‌ اقامت‌ خود در قاهره‌ بازگشت‌. وی‌ در دهة‌ پنجاه‌ شمسی‌/ هفتاد میلادی‌ به‌ عراق‌ بازگشت‌ و مدتی‌ با عنوان‌ مستشار وزارت‌ اِعلام‌ (اطلاع‌رسانی‌) به‌ کار پرداخت‌ (شرف‌، ص‌ 177ـ200؛ بیضون‌، ص‌ 14ـ23). در 1359 ش‌/ 1980 دولت‌ عراق‌ به‌ وی‌ فراغتی‌ مادام‌العمر اعطا کرد تا بتواند تنها به‌ کار شعر بپردازد. بیاتی‌ از آن‌ پس‌ مدیریت‌ مرکز فرهنگی‌ عراق‌ در مادرید را برگزید (بصری‌، همانجا). وی‌ سالهای‌ آخر عمر خویش‌ را در دمشق‌ گذراند و در 12 مرداد 1378/ 3 اوت‌ 1999 در همان‌ شهر درگذشت‌.بیاتی‌، جزو برجسته‌ترین‌ شاعران‌ آزاد یا سرایندگان‌ شعر نوین‌ عرب‌ است‌. پیشگامان‌ شعر آزاد عرب‌، دو هموطن‌ او، بدر شاکر السَّیّاب‌ (1305ـ1343ش‌/ 1926ـ1964) و نازک‌الملائکة‌ (متولد 1302 ش‌/ 1923) هستند. جبوری‌ (ص‌ 183) او را که‌ سومین‌ شاعر برجستة‌ شعر آزاد عرب‌ است‌، «ثالثُ اثنین‌» خوانده‌ است‌. السّیاب‌ و الملائکه‌ و بسیاری‌ دیگر متأثر از ادبیات‌ آنگلوساکسون‌ و رومانتیسیزم‌ انگلیسی‌ بودند، اما پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ و بویژه‌ با وقوع‌ مسئلة‌ فلسطین‌ (1326ش‌/ 1947) و نیز انقلابهای‌ مارکسیستی‌ در مصر (1331ش‌/ 1952) و الجزایر (1333ش‌/ 1954)، نوعی‌ واقعگرایی‌ سوسیالیستی‌ در میان‌ برخی‌ ادبای‌ عرب‌ رواج‌ یافت‌ که‌ بیاتی‌ را باید در این‌ حلقه‌ جای‌ داد. ازینرو در شعر این‌ شاعران‌ کمتر از وصف‌ طبیعت‌، گل‌، غروب‌ آفتاب‌، برکه‌ها و امثال‌ آن‌ سخن‌ به‌ میان‌ می‌آید و در عوض‌ شاعران‌ به‌ مقولاتی‌ چون‌ تمدن‌ امروزی‌، فقر، ظلم‌، اسارت‌، بردگی‌، تبعید و گاه‌ رازهای‌ وجود آدمی‌ می‌پردازند (شرف‌، ص‌16ـ 18؛ بدوی‌، ص‌ ک‌ ـ م‌؛ سعید، مقدمة‌ برگ‌نیسی‌، ص‌17). شکری‌ (ص‌26ـ27، 149) هیچ‌گونه‌ واقعگرایی‌ در شعر بیاتی‌ نمی‌بیند و شعر او را از جهات‌ مختلف‌، صرفاً مارکسیستی‌ و یا حداکثر رمانتیک‌ مارکسیستی‌ می‌داند (برای‌ بررسی‌ اندیشه‌های‌ مارکسیستی‌ و زمینه‌های‌ رشد آن‌ در شعر بیاتی‌ رجوع کنید به میخائیل‌، ص‌239ـ260؛ صائغ‌، ص‌82ـ91).بیاتی‌ علاوه‌ بر این‌ که‌ در شکستن‌ قالبها و اوزان‌ سنتی‌ شعر عرب‌ از پیشگامان‌ به‌ شمار می‌آید، نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ در اسلوب‌ بیان‌ و حوزة‌ معانی‌ شعری‌ عرب‌ تحول‌ ایجاد کرد. وی‌ در به‌ کارگیری‌ زبان‌ و واژگان‌ امروزی‌ می‌کوشید و، برخلاف‌ بدر شاکرالسّیاب‌، الفاظ‌ شعر خود را در میان‌ سنت‌ و میراث‌ گذشته‌ نمی‌جست‌. آثار نخست‌ او، پیش‌ از هجرت‌ از وطن‌، آمیزه‌ای‌ از فرهنگ‌ روز و زبان‌ مردم‌ پیرامون‌ اوست‌، اما از دهة‌ چهل‌ شمسی‌/ شصت‌ میلادی‌ به‌ بعد، پس‌ از آشنایی‌ با شعرِ الیوت‌ (دربارة‌ تأثیر الیوت‌ بر شاعران‌ معاصر عرب‌ رجوع کنید به بدوی‌، ص‌ م‌؛ سعید، مقدمة‌ برگ‌نیسی‌، ص‌18ـ20؛ برای‌ موارد افتراق‌ بیاتی‌ از الیوت‌ رجوع کنید به شکری‌، ص‌146ـ153)، وی‌ افزون‌ بر به‌کارگیری‌ زبان‌ روز، می‌کوشید که‌ در بیان‌ افکار و احساسات‌ خود از «قِناعِ» (نقاب‌) شخصیت‌ یا مکانی‌ خاص‌ بهره‌ جوید. منتقدان‌ ادبی‌ او را از همة‌ شاعران‌ عرب‌ در این‌ کار مصرّتر دانسته‌اند. قِناع‌ غالباً شخصیت‌ تاریخی‌ و گاه‌ خیالی‌ است‌ که‌ شاعر با پنهان‌شدن‌ در پس‌ او، مسائل‌ و اندیشه‌های‌ امروزی‌ خود را از زبان‌ وی‌ بیان‌ می‌کند. برخی‌ قناعهای‌ او عبارت‌اند از: حلاج‌، ابوالعلای‌ معرّی‌، خیام‌، هملت‌، آلبر کامو، ناظم‌ حکمت‌، عایشه‌، هزار و یک‌ شب‌ ، و شهرهای‌ بابل‌، نیشابور، شیراز، مادرید و غرناطه‌. بدینسان‌، او از زبان‌ خیام‌ و حافظ‌ به‌ گونه‌ای‌ سخن‌ می‌گوید که‌ گویی‌ اگر امروز زنده‌ شوند، چنان‌ خواهند گفت‌ (عباس‌، ص‌ 121ـ124؛ علاّ ق‌، ج‌ 6، ص‌ 322ـ323؛ بیاتی‌، 1348 ش‌، ص‌ 6، 8 ـ9؛ شفیعی‌ کدکنی‌، ص‌154ـ155؛ دربارة‌ نظر خود البیاتی‌ راجع‌ به‌ الیوت‌ و قناع‌ رجوع کنید به بیاتی‌، 1972، ج‌1، ص‌523 ـ525، ج‌2، ص‌18، 36ـ39). بنابراین‌، توجه‌ او در دوره‌های‌ متأخر به‌ پاره‌ای‌ از شاعران‌ و عارفان‌ ایرانی‌ ـ اسلامی‌ نظیر خیام‌، حلاج‌، سهروردی‌، حافظ‌ و مولوی‌ بیش‌ از آنکه‌ نمایانگر علقه‌های‌ دینی‌ یا عرفانی‌ او باشد، بیانگر عزم‌ او در همدلی‌ امروزین‌ با ایشان‌ است‌. این‌ ویژگی‌ در آخرین‌ دفتر شعر او، نصوص‌ شرقیة‌ ، به‌ اوج‌ می‌رسد که‌ در آن‌ از ابوالعلای‌ معرّی‌ (ص‌ 7ـ12، 90)، محیی‌الدین‌ عربی‌ (ص‌ 89)، خیام‌ و نیشابور (ص‌ 75ـ76، 88)، حافظ‌ و باغهای‌ شیراز (ص‌ 31ـ46)، امام‌ خمینی‌ و دیوان‌ حافظ‌ (ص‌59)، مصدق‌ و شاه‌ و کودتای‌ امریکایی‌ بیست‌ و هشتم‌ مرداد (ص‌ 64) و دکتر فاطمی‌ (ص‌ 63) نام‌ می‌برد یا از زبان‌ ایشان‌ سخن‌ می‌گوید.بیاتی‌ خود در جاهایی‌، تجربة‌ شعری‌ و تحولات‌ فکری‌ خود را تا پایان‌ دهة‌ چهل‌ شمسی‌/ شصت‌ میلادی‌ بیان‌ کرده‌ است‌. به‌ گفتة‌ وی‌، شاعران‌ عربی‌ چون‌ طرفة‌بن‌ عبد، ابونواس‌، ابوالعلای‌ معرّی‌، متنبّی‌ و شریف‌ رضی‌ بیشترین‌ تأثیر را بر او داشته‌اند. وی‌ در این‌ شاعران‌ گونه‌ای‌ تمرّد و عصیان‌ برضد ارزشهای‌ حاکم‌ می‌بیند و درمی‌یابد که‌ ایشان‌ چیزهایی‌ را می‌جویند که‌ جامعه‌ و فرهنگ‌ زمانشان‌ از آنها تهی‌ بوده‌ است‌. آنها رنج‌ حقیقی‌ وجود را لمس‌ کرده‌ و دردهای‌ خویش‌ را، نه‌ با زبان‌ و الفاظ‌ دیگران‌ بلکه‌ با صدای‌ خویش‌، سروده‌اند. تنها تفاوتی‌ که‌ میان‌ خود و ایشان‌ می‌یابد، اندکی‌ پیچیدگی‌ در زبان‌ آنان‌ است‌ که‌ زبان‌ مصنوعی‌ به‌ شعرشان‌ بخشیده‌ است‌. جز اینها، وی‌ از سیّاب‌، جامی‌، مولوی‌، عطار، خیام‌، تاگور و برخی‌ شاعران‌، فیلسوفان‌ و نویسندگان‌ معاصر چون‌ الوار ، ناظم‌ حکمت‌، مایاکوفسکی‌، الیوت‌، ماکسیم‌ گورکی‌، سارتر، مالرو و آلبر کامو نام‌ می‌برد (بیاتی‌، 1972، ج‌2، ص‌7ـ51). می‌توان‌ توجه‌ متأخر او به‌ ادبیات‌ و فرهنگ‌ عربی‌ ـ اسلامی‌ و عرفان‌ ایرانی‌ را بر این‌ مجموعه‌ افزود.بیاتی‌ از سالهای‌ جوانی‌ مورد توجه‌ ناقدان‌ و پژوهشگران‌ شعر معاصر عرب‌ در جهان‌ عرب‌ و غرب‌ بوده‌ است‌. علاوه‌ بر انبوهی‌ کتاب‌، مقاله‌ و رسالة‌ دانشگاهی‌ (برای‌ نمونه‌ها رجوع کنید به شرف‌، ص‌176ـ200؛ بیضون‌، ص‌11ـ23؛ بیاتی‌، 1974، ص‌107ـ109) که‌ دربارة‌ شعر او نگاشته‌اند، اشعار او به‌ بسیاری‌ از زبانهای‌ اروپایی‌ و شرقی‌، از جمله‌ فارسی‌، ترجمه‌ شده‌ است‌. ترجمة‌ پاره‌ای‌ از اشعار وی‌ در فارسی‌ اینهاست‌: آوازهای‌ سندباد (محمدرضا شفیعی‌ کدکنی‌، تهران‌ 1348ش‌)؛ شعرهائی‌ در تبعید (علی‌ واثقی‌، تهران‌، بی‌تا.)؛ شعرهای‌ تبعید (عدنان‌ غریفی‌، تهران‌، رواق‌) و ماه‌ شیراز (عبدالرضا رضایی‌نیا، تهران‌ 1376ش‌). در کتاب‌ اخیر، به‌ عکس‌ کتابهای‌ پیشین‌ که‌ به‌ دلیل‌ فضای‌ سالهای‌ پیش‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ (1357ش‌) بیشتر به‌ اشعار چپگرایانه‌ و انقلابی‌ البیاتی‌ توجه‌ شده‌، اشعار متأخر شاعر، که‌ پیوندی‌ با تاریخ‌ و فرهنگ‌ و عرفان‌ ایرانی‌ ـ اسلامی‌ دارد، ترجمه‌ شده‌ است‌.مجموعة‌ اشعار و برخی‌ مکتوبات‌ بیاتی‌ نخستین‌ بار در سه‌ جلد با عنوان‌ دیوان‌ عبدالوهاب‌ البیاتی‌ (بیروت‌ 1972) و بار دیگر با عنوان‌ الاعمال‌ الشعریة‌ (بیروت‌ 1995)، تنها دربردارندة‌ اشعار وی‌ تا ابتدای‌ دهة‌ هفتاد شمسی‌/ نود میلادی‌، منتشر شد. پس‌ از آن‌، دو دفتر نیز با عناوین‌ کتاب‌ المراثی‌ (بیروت‌ 1995) ونصوص‌ شرقیة‌ (دمشق‌ 1999) از وی‌ به‌ چاپ‌ رسید. جز اینها، وی‌ نمایشنامه‌ای‌ با عنوان‌ محاکمة‌ فی‌ نیسابور (بیروت‌ 1963) نوشته‌ و آثاری‌ از زبان‌ فرانسوی‌ ترجمه‌ کرده‌ است‌ (برای‌ نام‌ این‌ آثار رجوع کنید به شرف‌،ص‌178ـ179، 182).منابع‌: مصطفی‌ بدوی‌، مختارات‌ من‌الشعر العربی‌ الحدیث‌ ، بیروت‌ 1969؛ میربصری‌، اعلام‌ الادب‌ فی‌ العراق‌ الحدیث‌ ، لندن‌ 1415/1994؛ عبدالوهاب‌ بیاتی‌، آوازهای‌ سندباد ، ترجمة‌ محمدرضا شفیعی‌ کدکنی‌، تهران‌ 1348ش‌؛ همو، دیوان‌ ، بیروت‌ 1972؛ همو، سیرة‌ ذاتیة‌ لسارق‌ النار، بغداد 1974؛ همو، نصوص‌ شرقیة‌ ، دمشق‌ 1999؛ حیدر توفیق‌ بیضون‌، عبدالوهاب‌ البیاتی‌: اسطورة‌ التیه‌ بین‌المخاض‌ و الولادة‌ ، بیروت‌ 1413/1993؛ منذر جبوری‌، شعراء عراقیون‌ ، پاریس‌ 1977؛ علی‌ احمد سعید، ترانه‌های‌ مهیار دمشقی‌ ، ترجمة‌ کاظم‌ برگ‌نیسی‌، تهران‌ 1378ش‌؛ عبدالعزیز شرف‌، الرّؤیا البلاغیة‌ فی‌ شعر عبدالوهّاب‌ البیاتی‌ ، بیروت‌ 1411/1991؛ محمدرضا شفیعی‌ کدکنی‌، شعر معاصر عرب‌ ، تهران‌ 1359ش‌؛ غالی‌ شکری‌، شعرنا الحدیث‌ الی‌ أَین‌؟ ، قاهره‌ 1411/1991؛ یوسف‌ صائغ‌، الشعر الحرّ فی‌العراق‌ منذ نشأته‌ حتی‌ 1958: دراسة‌ نقدیة‌ ، بغداد 1974؛ احسان‌ عباس‌، اتّجاهات‌ الشعر العربی‌ المعاصر ، عمان‌ 1992؛ علی‌جعفر علاّ ق‌، «الشعر العربی‌ المعاصر فی‌ العراق‌»، در معجم‌ البابطین‌ للشعراء العرب‌ المعاصرین‌ ، زیرنظر عبدالعزیز سعود البابطین‌، کویت‌ 1995؛ امطانیوس‌ میخائیل‌، دراسات‌ فی‌الشعر العربی‌ الحدیث‌ وفق‌ المنهج‌ النقدی‌ الدیالکتیکی‌ ، صیدا 1968.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مرتضی کریمی نیا

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده