بهنسا
معرف
از شهرهای‌ مشهور مصر میانة‌ قرون‌ وسطی‌
متن
بَهنَسا ، از شهرهای‌ مشهور مصر میانة‌ قرون‌ وسطی‌. در حدّ فاصل‌ بحر یوسف‌ و کوهپایه‌های‌ جبال‌ لیبی‌، در پانزده‌ کیلومتری‌ غرب‌ بنی‌مَزار، ایستگاه‌ راه‌آهنی‌ در 198 کیلومتری‌ جنوب‌ قاهره‌، واقع‌ شده‌ است‌. این‌ شهر همان‌ اوکسورهونخوس‌ باستانی‌ است‌ که‌ در قبطی‌ آن‌ را پمجه‌ می‌نامیده‌اند.] این‌ شهر را مناوس‌بن‌ منقاوس‌، پادشاه‌ قبطی‌، بنا کرد (مقریزی‌، قسم‌5 ، ص‌ 127) [ . در عهد امپراتوری‌ روم‌ شرقی‌، شهر آبادی‌ بود و به‌ سبب‌ کلیساها و معابد متعددش‌ شهرت‌ داشت‌. بنابر روایتی‌ قبطی‌، مریم‌ و عیسای‌ خردسال‌ در حین‌ فرار از مصر، در این‌ مکان‌ اقامت‌ کردند. بعضی‌ از مفسّران‌ مسلمان‌ در تأیید این‌ روایت‌ که‌ منشأ مسیحی‌ دارد به‌ آیه‌ای‌ از قرآن‌ (مؤمنون‌: 50) استناد کرده‌اند.در زمان‌ حملة‌ اعراب‌، ناحیه‌ای‌ نظامی‌ به‌ شمار می‌رفت‌ که‌ حصاری‌ حصین‌ داشت‌؛ ظاهراً پادگان‌ یونانی‌ این‌ شهر در دفاع‌ از آن‌ شجاعتی‌ بیباکانه‌ از خود نشان‌ داد که‌ تا مدتها در خاطره‌ها باقی‌ ماند و الهامبخش‌ داستان‌ مشهوری‌ به‌نام‌ فتح‌ بهنسا گردید.این‌ شهر که‌ نخست‌ حاکم‌نشین‌ «کوره‌»ای‌ بود، پس‌ از اسلام‌ رونق‌ فراوان‌ داشت‌. در تجدید سازمانی‌ که‌ به‌ دستوربدرالجمالی‌ * وزیر فاطمیان‌ در پایان‌ قرن‌ پنجم‌ انجام‌ گرفت‌، نام‌ بهنسا به‌ ایالتی‌ اطلاق‌ گردید. ابن‌بطوطه‌ (ص‌47) آن‌ را شهر بزرگی‌ توصیف‌ می‌کند که‌ باغهای‌ متعدد، آن‌ را احاطه‌ کرده‌ است‌. ابن‌شاهین‌ (ص‌ 32) آن‌ را شهری‌ بزرگ‌ یاد می‌کند، ولی‌ ابن‌جیعان‌، که‌ این‌ ایالت‌ را می‌شناخته‌، دربارة‌ این‌ شهر سکوت‌ کرده‌ است‌. از آن‌ پس‌، چیزی‌ جز شهرکی‌ کم‌اهمیت‌ نبود که‌ پیش‌ از آنکه‌ به‌ مِنْیَه‌ تعلق‌ یابد، در قرن‌ سیزدهم‌، به‌ ایالت‌ بنی‌سویف‌ * منضم‌ شد. شن‌ آن‌ را پوشانده‌ بود: در حدود 1307، واریزه‌های‌ گوناگون‌، ستونهای‌ خارا، قطعاتی‌ از سرستون‌ و مجسمه‌ و سفالینه‌ و آجر بر روی‌ زمین‌ یافت‌ می‌شد؛ امروزه‌ جز توده‌ای‌ آشفته‌ از ویرانه‌ها چیزی‌ از آن‌ باقی‌ نیست‌.این‌ وضع‌ اندوهبار چه‌ بسا ناشی‌ از قطع‌ رو به‌ تزاید اشجار این‌ منطقه‌ بوده‌ باشد. در زمان‌ فاطمیان‌ و ایوّبیان‌، مقامات‌ حکومتی‌، از جنگلها که‌ جزو املاک‌ خالصه‌ به‌ شمار می‌رفت‌، به‌ منظور تهیة‌ چوب‌ برای‌ ساختن‌ کشتی‌ بهره‌برداری‌ می‌کردند. مقریزی‌ (قسم‌3، ص‌ 108) در این‌ باب‌، بر گزارشی‌ از ابن‌مَمّاتی‌ (ص‌ 344ـ 345) متکی‌ است‌، ولی‌ می‌افزاید که‌ این‌ سازمان‌ کلاًّ از میان‌ رفته‌ است‌ و کسی‌ را نمی‌توان‌ یافت‌ که‌ از آن‌ سخن‌ بگوید و خود مردم‌ درختان‌ را بریده‌اند.رونق‌ این‌ شهر بیش‌ از همه‌ مرهون‌ منسوجات‌ آن‌ بود. در آنجا همه‌ نوع‌ پارچه‌، از ظریفترین‌ نوع‌ آن‌ چون‌ ابریشم‌ زردوزی‌ شده‌ تا معمولی‌ترین‌ نوع‌ آن‌ نظیر پرده‌ و پارچة‌ خیمه‌ و بادبان‌ کشتی‌، بافته‌ می‌شد. پارچه‌های‌ عریض‌ پشمی‌ و کتانی‌ و پنبه‌ای‌ بافته‌ می‌شد که‌ تصاویری‌ با رنگهای‌ ثابت‌ از همه‌ نوع‌ جانور، «از حشره‌ گرفته‌ تا فیل‌»، بر روی‌ آنها یافت‌ می‌شد. به‌ گفتة‌ ادریسی‌ (ج‌ 1، ص‌ 130)، بر منسوجاتی‌ که‌ در بهنسا تولید می‌شد نام‌ شهر ذکر می‌شد. در موزة‌ هنر اسلامی‌ در قاهره‌ نیز قطعه‌ای‌ پارچة‌ پشمی‌ چند رنگ‌ موجوداست‌ که‌ بر روی‌ آن‌ تصویر چند خرگوش‌ کوچک‌ که‌ سر انسانی‌ را تشکیل‌ داده‌اند دیده‌ می‌شود و نام‌ بهنسا بر روی‌ آن‌ به‌ چشم‌ می‌خورد. ابن‌بطوطه‌ (همانجا) در اواسط‌ قرن‌ هشتم‌ نیز کیفیت‌ عالی‌ پارچه‌های‌ پشمی‌ آن‌ را می‌ستاید.منابع‌: ] ابن‌بطوطه‌، رحلة‌ابن‌بطوطة‌ ، بیروت‌ 1384/1964؛ ابن‌حوقل‌، کتاب‌ صورة‌الارض‌ ، چاپ‌ کرامرس‌، لیدن‌ 1967، ص‌159؛ ابن‌شاهین‌، کتاب‌ زبدة‌ کشف‌ الممالک‌ ، چاپ‌ فؤاد سزگین‌، در الجغرافیا الاسلامیة‌ ، ج‌ 79، فرانکفورت‌ 1413/1993؛ ابن‌ممّاتی‌، کتاب‌ قوانین‌ الدواوین‌ ، چاپ‌ عزیز سوریال‌ عطیه‌، قاهره‌ 1943، چاپ‌ افست‌ فرانکفورت‌ 1413/1992؛ محمدبن‌ محمد ادریسی‌، کتاب‌ نزهة‌ المشتاق‌ فی‌ اختراق‌ الا´فاق‌ ، بیروت‌ 1409/ 1989؛ احمدبن‌ علی‌ قلقشندی‌، صبح‌الاعشی‌ ، قاهره‌، تاریخ‌ مقدمه‌ 1383/ 1963، ج‌3، ص‌320، 390، 393ـ 394، 455 و جاهای‌ دیگر [ ؛ علی‌ باشا مبارک‌، الخطط‌ التوفیقیة‌ الجدیدة‌ لمصر القاهرة‌ ، ج‌10، ص‌2ـ5؛ ] احمدبن‌ علی‌ مقریزی‌، کتاب‌ المواعظ‌ و الاعتبار فی‌ ذکر الخطط‌ و الا´ثار ، چاپ‌ ویه‌، قاهره‌، تاریخ‌ مقدمه‌ 1910 [ ؛ علی‌بن‌ ابی‌بکر هروی‌، کتاب‌ الاشارات‌ الی‌ معرفة‌ الزیارات‌ ، ج‌2، ص‌43؛ ] احمدبن‌ اسحاق‌ یعقوبی‌، البلدان‌ ، ترجمة‌ محمد ابراهیم‌ آیتی‌، تهران‌ 1356 ش‌، ص‌110 [ ؛Baedeker Guidebook, Fr. ed., 1908, 199-200; EI 1 , Fr. ed., supplement, 267; Isambert, Itinإraire de l'Orient, Egypte , 467; Jean Maspero, Histoire des patriarches d'Alexandrie , 55; idem, Organisation militaire de l'Egypte byzantine , 40, 140; J. Maspero and Wiet, Matإriaux pour servir ب la gإographie de l'ـgypte , 51, 173-191.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

گ . ویه ( د. اسلام )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده