حکمت علی اصغر
معرف
از رجال سیاسى، فرهنگى و ادبى دوره پهلوى و نخستین رئیس دانشگاه در ایران
متن
حکمت، علی‌اصغر، از رجال سیاسى، فرهنگى و ادبى دوره پهلوى و نخستین رئیس دانشگاه در ایران. قضاوت درباره او، به‌سان دیگر رجال دوره پهلوى که مشارکت در امور سیاسى بر داورى درباره جایگاه واقعى علمى ـ فرهنگیشان تأثیر گذارده، به بازنگرى نیازمند است. علی‌اصغر حکمت از هفده‌سالگى تا یک سال پیش از مرگ، نزدیک به شصت سال، به‌طور مرتب یادداشت روزانه داشته و نزدیک به صد دفتر یادداشت از او باز مانده است (حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار دبیرسیاقى، ص 15) تا همه این یادداشتها بررسى و نقادى نشود، داورى دقیق درباره او آسان نیست.حکمت در سوم رمضان 1310/10 فروردین 1272 در خاندانى قدیمى و سرشناس در شیراز به ‌دنیا آمد. پدرش میرزا احمدعلى حکمت، ملقب به معظم‌الدوله شیرازى، از مستوفیان ولایت فارس و عموى سردار فاخر حکمت، از رجال دوره پهلوى، و مادرش دختر حاجی‌ میرزا حسن شیرازى، ملقب به فخرالاطباء و مشهور به فسایى، مؤلف فارسنامه ناصرى، بود. خانواده پدرى او تا چندپشت از اطباى حاذق و معروف فارس بودند (رکن‌زاده آدمیت، ج 2، ص 291؛ حکمت، 1355ش، ص 165؛ همو، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص30). حکمت تحت نظر پدر در شیراز مقدّمات فارسى، عربى و انگلیسى را آموخت (حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 31) و نزد آقاشیخ‌غلامحسین ادیب، معروف به لغوى، علوم ادبى و نزد آقاشیخ‌محمود حکیم، معروف به مسجد گنج، فلسفه و حکمت، و نزد تنى چند از علماى شیراز مباحثى از علوم قدیمه را آموخت (رشیدیاسمى، ص 41). در 1294ش به تهران آمد و در مدرسه امریکایى به تحصیل پرداخت و به تحصیلات قدیمه نیز ادامه داد و فقه و اصول و علوم معقول را نزد میرزامحمدطاهر تنکابنى* تکمیل کرد (سادات ناصرى، ص 39؛ حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 67). حکمت در 1297ش، از مدرسه امریکایى فارغ‌التحصیل شد و در شهریور همان سال، در وزارت معارف مدیر بخشى شد که امروزه به آن کارگزینى می‌گویند (اقبال یغمائى، 1352ش، ص 413). در 1304ش، مقارن انتقال سلطنت از خاندان قاجار به پهلوى، وى نماینده مردم جهرم در مجلس شوراى ملى بود. او در این سالها با موج جدید سیاسى، که تجددگرایى با مدیریت رضاخانى را پذیرفته بود، همراه شده بود. هنگامى که علی‌اکبر داور* به سازماندهى وزارت دادگسترى به شیوه جدید می‌پرداخت، حکمت از وزارت معارف به این وزارتخانه منتقل و در 1309ش براى تحصیل در زمینه قوانین ثبت اسناد، به فرانسه اعزام شد و در 1312ش، که مشغول تحریر رساله دکترى خود در زمینه ادبیات بود، به تهران احضار و در دولت محمدعلى فروغى* کفیل وزارت معارف گردید و در شمار دولتمردان اجرایى دوره رضاشاه قرار گرفت (حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 31ـ32، 67ـ68؛ «علی‌اصغر حکمت»، ص 196؛ اقبال یغمائى، همانجا).رضا شاه شیوه خدمت و مدیریت حکمت را پسندید و در 4اسفند 1313 او را وزیر معارف کرد و تا تیر 1317، که مغضوب و مدتى برکنار گردید، در این سمت بود (رجوع کنید به ادامه مقاله). حکمت مجرى قدرتمند و مدیر موفق سیاستهاى نوسازى و دگرسازى فرهنگى و متناسب ساختنِ نظام آموزش و پرورش کشور با مقتضیات سیاسى ـ اجتماعى دولت وقت بود. کشف حجاب در ایران در 1314ش، با مسئولیت او در وزارت معارف مصادف شد. در مراسمى که در 17 دى همان سال در دانشسراى عالى تهران با حضور رضاشاه و زنان بی‌حجاب برگزار شد و بدین‌گونه آغاز کشف حجاب اعلام گردید، حکمت فعالانه دخالت داشت، اگرچه بعدها از این حرکت انتقاد کرد (رجوع کنید به کشف حجاب از سوى رضاخان، ص 24ـ25). وى در سى خاطره و ره‌آورد حکمت، ابتکار طرحهایى را به خود نسبت داده است که در زمان رضاشاه همه آنها به شاه نسبت داده شده بود. به گفته حبیب یغمائى (ص 43)، حکمت هرکارى را در زمینه فرهنگ به نام رضاشاه می‌کرد، زیرا از شاه می‌ترسید.از جمله مهم‌ترین فعالیتهایى که در دوره حدودآ پنج ساله حکمت در وزارت معارف انجام گرفت، اینهاست: سازماندهى وزارت معارف و فعال کردن این وزارتخانه از همان آغاز کفالت؛ تأسیس کتابخانه فنى در تالار آیینه وزارت معارف (1313ش)؛ تأسیس اداره صحّیه ]بهداشت[ مدارس (1314ش)؛ تصویب اساسنامه تشکیل فرهنگستان ایران (1314ش)؛ ایجاد سازمان پیشاهنگى و تربیت بدنى (1315ش)؛ افتتاح کتابخانه دانشسراى عالى با 930،6 جلد کتاب (1315ش)؛ ایجاد نظام تعلیم اکابر (آموزش بزرگسالان) به پیشنهاد علی‌اکبر داور (1315ش)؛ تأسیس مؤسسه وعظ و خطابه، به منظور تربیت واعظان و خطیبان منبرى، در 1316ش (انحلال در 1320ش)؛ تأسیس کتابخانه ملى و موزه ایران باستان (1316ش)؛ و برگزارى مراسمى به ‌مناسبت هفتصدمین سال تألیف گلستان سعدى (1316ش). از دیگر اقدامات او در همین سالهاست : تأسیس دانشسراهاى مقدّماتى پسران و دختران؛ تأسیس مجله تعلیم و تربیت، نشریه وزین علمى ـ فرهنگى؛ تأسیس ورزشگاه امجدیه؛ برگزارى هزاره فردوسى؛ انتشار چندین اثر، به‌ویژه برخى متون ادب فارسى با چاپهاى نفیس، از سوى وزارت معارف؛ عکس‌بردارى از شمارى از نسخه‌هاى خطىِ کتابخانه‌هاى خارج از کشور؛ نصب کردن تندیس تنى چند از شاعران کشور (براى آگاهى بیشتر رجوع کنید به حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 69ـ71؛ اقبال یغمائى، 1352ش، ص 414ـ416).حکمت در دوره وزارت معارف با سفر به مناطق گوناگون کشور، وضع مدارس را از نزدیک و به دقت بازدید می‌کرد و دستورهاى اصلاحى صریح و سریع می‌داد. به‌گفته رعدى آذرخشى (ص 463ـ470) حکمت جنب‌وجوش بی‌سابقه‌اى در امور مربوط به وزارت معارف در تهران و شهرستانها پدید آورده بود. اما به عللى مغضوب و معزول شد و ظاهرآ از بیم جان به شیراز رفت و چند ماهى از نظرها غایب گردید. رعدى آذرخشى (ص 371ـ379) نوشته است که انتشار مقاله‌اى از سیدحسن تقی‌زاده* ــ که در آن وقت مغضوب رضاشاه شده بودــ در مجله تعلیم و تربیت، این سوءظن را در ذهن رضاشاه برانگیخت که ممکن است میان تقی‌زاده و حکمت و وزارت معارف همکارى باشد. حکمت در سی‌خاطره (ص 388ـ390) و اقبال یغمائى (1352ش، ص 417) می‌گویند در اوضاع و احوالى که به‌سبب اهانت روزنامه‌هاى فرانسه به رضاشاه، مناسبات ایران و فرانسه تیره شده بود، حکمت به مناسبت جشن و نمایشگاهى در فرانسه، بدون کسب اجازه از شاه، تلگرام تبریک مخابره کرد که به‌سبب آن معزول گردید، اما به شفاعت ولیعهد (محمدرضا پهلوى) به خدمت بازگشت (حکمت، 1355ش، ص 392) و شاید بدین‌سبب حکمت تا زنده بود ظاهرآ به او وفادار ماند.حکمت در دوره کفالت وزارت معارف لایحه تأسیس دانشگاه تهران* را به مجلس پیشنهاد کرد (همو، 1339ش، ص 4، 37؛ همو، 1355ش، ص 333) و به دستور رضاشاه، هم‌زمان با وزارت، از 1314 تا 1317ش به‌عنوان نخستین ریاست دانشگاه در ایران، براى توسعه دانشگاه از هر حیث کوشید (رجوع کنید به «علی‌اصغر حکمت»، ص 196؛ اقبال یغمائى، 1352ش، ص 414ـ415). او پس از تأسیس دانشکده‌هاى ادبیات و معقول و منقول (الهیات کنونىِ) دانشگاه تهران، متناوبآ به تدریس تاریخ ادیان، قرآن، تفسیر، تاریخ ادبیات و ادبیات قرنهاى نهم و دهم پرداخت (سادات‌ناصرى، ص 35). وى در 1342ش از استادى دانشگاه تهران بازنشسته شد (حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 69).حکمت بارها به وزارت رسید. عمر دوره‌هاى وزارت او بلند نبود و دیگر نتوانست مانند دوره نخستین وزارت، منشأ فعالیتهاى چشمگیر باشد، به ویژه آنکه برخى از مسئولیتها با دانش و تخصص او ارتباطى نداشت. او از 1318 تا 1338ش، مسئولیت وزارتخانه‌هاى گوناگون را، از جمله در دولتهاى متین دفترى، قوام، فروغى، زاهدى و اقبال، پذیرفت (رجوع کنید به دولتهاى ایران، ص169، 180، 217ـ218، 258، 272 و جاهاى دیگر).از 1332ش، پس از دوره وزارت، تا 1336ش سفیرکبیر ایران در هند (حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 68) و در 1335ش، با حفظ سمت، وزیرمختار ایران در تایلند بود (رجوع کنید به همانجا؛ «علی‌اصغر حکمت»، همانجا). حکمت در دوره سفارتش در هند به گسترش مناسبات ایران و هند، به‌ویژه در امور فرهنگى، کمک کرد و به سبب احاطه‌اش به ادب فارسى و فرهنگ ایرانى، در محافل علمى ـ فرهنگى و حتى سیاسى هند تأثیرى نیرومند و خوشایند گذاشت. وى از دانشگاههاى دهلى، علیگر و لاهور دکترى افتخارى گرفت (اقبال یغمائى، 1352ش، ص 417)، درباره هند به مطالعه وسیعى پرداخت و کتاب سرزمین هند: بررسى تاریخى و اجتماعى و سیاسى و ادبى هندوستان از ادوار باستانى تا عصر حاضر (تهران 1337ش رجوع کنید به ادامه مقاله) و نیز تعدادى مقاله درباره جنبه‌هایى از هند و مناسبات فرهنگى و ادبى ایران و هند نوشت. همچنین درباره مذاهب هندو، که از موضوعهاى درس تاریخ ادیان او بود، به مطالعه پرداخت. سفارت حکمت در هند، پس از وزارت معارف او، موفق‌ترین و آخرین سِمَت سیاسى او بود.حکمت سمِتها و مسئولیتهاى علمى ـ فرهنگى دیگرى هم داشت و برخى از آنها را تا سالهاى پایانى زندگى حفظ کرد. در مجامع ملى و بین‌المللى بسیارى شرکت جست و در بعضى از آنها، مانند نخستین کنگره نویسندگان ایران، سخنرانى کرد (نخستین کنگره نویسندگان ایران، ص 11ـ 39). او به عنوان عضو هیئت نمایندگى ایران، در چند اجلاس مربوط به یونسکو شرکت داشت. سالها رئیس کمیسیون ملى یونسکو در ایران بود. در 1344ش مدرسه عالى ادبیات و زبانهاى خارجى را تأسیس کرد و ریاست آن را بر عهده گرفت. او عضو افتخارى فرهنگستانهاى سوریه، عراق و مصر بود و چندین نشان افتخار گرفت (حکمت، 1337ش، ص ب؛ همو، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 69ـ 71؛ «علی‌اصغر حکمت»، همانجا؛ اقبال یغمائى، 1352ش، ص 415).علی‌اصغر حکمت در پایان عمر زمین‌گیر و در گفت و شنید و حرکت به‌کلى ناتوان بود (حبیب یغمائى، ص 52). وى در 3 شهریور 1359 درگذشت و در باغِ طوطىِ شاه‌عبدالعظیم به خاک سپرده شد. سه دختر از او بازمانده که یکى از آنان، به نام پروین، به انتشار آثار بازمانده از پدر اقدام کرده است. از میان برادران او، ابوالحسن، حسنعلى و محمدعلى حکمت، سومى از استادان بنام و برجسته دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود. کسانى که حکمت را از نزدیک می‌شناختند و با او کار کرده بودند، او را منظم، جدّى، سخت‌گیر، دقیق، پرکار، مؤدب، خوش‌حافظه، سخنور و حساس به مسائل فرهنگى، هوشمند و آشنا به زبان انگلیسى وصف کرده‌اند (رجوع کنید به رکن‌زاده آدمیت، ج 2، ص 296؛ رعدی‌آذرخشى، ص 460ـ473؛ اقبال یغمائى، 1375ش، ص 333). با این همه، حبیب یغمائى (همانجا) او را اهل تقرب و مقامْ دوست و قدرت‌طلب خوانده، گرچه وى را از بیشتر رجال کشور بهتر و مدیرتر و داناتر و ادب‌پرورتر دانسته است.حکمت در دى 1340 کتابخانه خود را، که مشتمل بر 549،5 جلد کتاب بود، به دانشگاه تهران اهدا کرد (رجوع کنید به مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، سال 9، ش 4 (تیر 1341)، ص 122ـ123، نامه مورخ دى 1341 علی‌اصغر حکمت). طبقه ششم کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران، «تالار علی‌اصغر حکمت» نام‌گذارى شده است (اتحاد، ج 2، ص 507). وى تعدادى کتاب و فرمان به آستان قدس رضوى، و شمارى سند و اشیاى عتیقه هم به موزه پارس* شیراز هدیه کرده است (حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 71).آثار حکمت را به چند دسته اصلى می‌توان تقسیم کرد : تألیفات، تصحیح متون، ترجمه‌ها، رسالات و مقالات به زبانهاى فارسى و فرانسوى و انگلیسى، و شعر. بیش از سى کتاب و حدود صد مقاله از او انتشار یافته است (براى صورت آثار او رجوع کنید به «علی‌اصغر حکمت»، ص 196ـ198؛ افشار، 1359ش، ص 614ـ615؛ اتحاد، ج 2، ص 523ـ524؛ حکمت، 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 72ـ73). از آثار تألیفى مهم اوست: جامى... (تهران 1320ش؛ چاپ کامل‌تر: تهران 1363ش)؛ امثال قرآن (تهران 1333ش)، درباره قرآن کریم، شامل امثال، تمثیلات قرآن کریم و عقاید ارباب مذاهب و علما (براى نقدى مبسوط درباره این کتاب رجوع کنید به فرزان، ص 237ـ341)، نثر حکمت در این کتاب ممتاز است و شاید بهترین نمونه نثر او در نوشتن مطالب علمى باشد؛ سرزمین هند... (تهران 1337ش)، در جغرافیا، تاریخ، سیاست، مذاهب و عقاید، رسوم و عادات، هنرها و تحولات جدید هند تا زمان تحریر؛ نقش پارسى بر احجار هند (تهران 1337ش)، درباره کتیبه‌نویسى و کتیبه‌هاى فارسى در کاخهاى شاهى، مسجدها، گورسنگها و درگاهها که نخست به‌صورت سلسله مقاله در کلکته و در مجله هند و ایران و سپس به شکل کتاب منتشر شد، این کتاب حاوى اطلاعات سودمند و در نوع خود تازه‌اى بود؛ نه گفتار در تاریخ ادیان (شیراز 1340ش)، که مجموعه‌اى از برخى مباحث در حوزه دین‌شناسى است.دو متن تصحیح شده به‌کوشش حکمت به چاپ رسید : تذکره مجالس‌النفائس، اثر امیرعلیشیر نوائى (تهران1333ش؛چاپ جدیدتر: تهران 1363ش) و کشف‌الاسرار و عدةالابرار، معروف به تفسیر خواجه‌عبداللّه انصارى (تهران 1331ـ 1339ش، 9ج؛ چاپ کامل‌تر: تهران 1361ش، 10ج). هر دو کتاب با موضوعاتى که حکمت در دانشگاه تدریس می‌کرد ارتباط داشت. تصحیح حکمت از کشف‌الاسرار، به علت خطاها و بی‌دقتیهایى، با انتقاد روبه‌رو شد و گفته شده است که شانزده تن در این تصحیح همکار وى بوده‌اند (رجوع کنید به حائرى، ص 11). حکمت ترجمه فارسى الف لیلة و لیلة، هزارویکشب، را هم چاپ کرده است (تهران 1315ـ 1316ش، 3ج).حکمت در حوزه‌هاى دین‌شناسى، ادب، تاریخ و باستان‌شناسى کتابهایى از انگلیسى و فرانسوى به فارسى ترجمه کرده است. از آن جمله است: از سعدى تا جامى، مجلد سوم تاریخ ادبى ایران* تألیف ادوارد براون* (تهران 1327ش؛ چاپ منقّح‌تر: تهران 1357ش)؛ تاریخ جامع ادیان، نوشته جان ناس (تهران 1344ش؛ ویرایش دوم: تهران 1370ش)، که سالها مهم‌ترین اثر در زبان فارسى درباره دین‌شناسى به‌شمار رفته و متن درسى حکمت در تاریخ ادیان و مذاهب بوده است؛ الواح بابل، نوشته ادوارد شی‌یرا (تهران 1341ش)؛ و تاریخ باستانى ایران بر بنیاد باستان‌شناسى، نوشته ارنست هرتسفلد (تهران، بی‌تا.). ترجمه‌هاى ادبى او از آثار شکسپیر که در کتابى به نام پنج درام از شکسپیر (تهران 1321ش؛ چاپهاى دیگر 1336ش و 1322ـ1333ش) منتشر شد ــهمین کتاب با عنوان پنج حکایت از شکسپیر در لاهور (1957 میلادى) نیز منتشر شده است ــ و رستاخیز تولستوى (تهران 1339ش) با موفقیت و استقبال قرین نبوده است.حکمت در موضوعات گوناگون مقاله نوشته است، از جمله در لغت، تفسیر، ملل و نحل، تصوف و عرفان، شعر و شاعران فارسى، آثار تاریخى و تمدنى، روابط تاریخى ایران و هند، و مسائل تعلیم و تربیت (براى تفصیل اطلاعات کتاب‌شناختى رجوع کنید به افشار، 1348ش، جاهاى متعدد). چند رساله و مقاله هم به زبان انگلیسى و فرانسوى نوشته، که شمارى از آنها در ایام اقامت او در هند در نشریه‌هاى آن کشور منتشر شده است. حسن سادات ناصرى (ص 38) حجم مقاله‌هاى حکمت را دو تا سه هزار صفحه تخمین زده، که احتمالا قدرى غلوآمیز است.کتاب حکمت با عنوان مطالعه تطبیقى رمئو و ژولیت با لیلى و مجنون (تهران 1317ش) از نخستین تألیفات ایرانیان درباره ادبیات تطبیقى است.ایرانشهر (تهران 1342ش)، که اثرى دایرةالمعارف‌گونه است، با نظارت، مباشرت و همکارى وى انتشار یافته است.حکمت شعر هم می‌گفت و اشعار او، در کتابى با عنوان سخن حکمت، شامل حدود 500،3 بیت، به‌کوشش حسن سادات‌ناصرى (تهران 1351ش)، با مقدمه‌اى فاقد تحلیل و نظرى جدّى درباره ویژگیهاى شعر او (رجوع کنید به مقدمه بدون عنوان در همان کتاب)، به‌چاپ رسید. حکمت هیچ‌گاه خود را شاعرى ممتاز ندانسته و شعر خود را متوسط ارزیابى کرده است (رجوع کنید به 1379ش، بخش 1، همان پیشگفتار، ص 55). سخن حکمت مشتمل است بر قصاید، قطعات، غزلیات، ملمعات، رباعیات، مثنویات اخلاقى و دینى و داستانى، هندیات، مکاتبات شاعرانه و ترجمه‌هایى از آثار ادبى خارجى.مثنوى شکونتالا، یا انگشترى گمشده، که ترجمه منظوم حکمت از افسانه‌اى هندى و کهن است (بمبئى 1336ش) جزو سروده‌هاى معروف‌تر حکمت به‌شمار می‌آید. حکمت به فنون و صناعات ادبى مسلط بود، با شعر عرب آشنایى داشت و اشعار ملمّع او از تسلطش بر ادب عربى حکایت می‌کند.مضمون شعرهاى وى بیشتر اندرزهاى اخلاقى، امثال حکمت‌آمیز، نوادر عبرت‌انگیز و برخى نکات فلسفى و عرفانى و تعلیمى است (درباره شعر حکمت رجوع کنید به صفا، ص 476؛ رضانژاد، ص 671ـ677). او در شعر محافظه‌کار و سنّت‌گرا بود. ذبیح‌اللّه صفا (ص 477) فقط هندیات حکمت را داراى برخى مضامین و تعبیرهاى جدید دانسته است. در شعر فارسى، و نیز در نثرنویسى، شاید نتوان جایگاه خاصى براى حکمت قائل شد یا دستاورد مشخصى را به او نسبت داد. سهم بارز او در مدیریت و سازماندهى فرهنگى و تلاش در راه حفظ و تقویت مبانى فرهنگ و ترویج آن در کشور است.منابع : هوشنگ اتحاد، پژوهشگران معاصر ایران، تهران 1378ش ـ؛ ایرج افشار، «علی‌اصغر حکمت»، آینده، سال 6، ش 7 و 8 (مهرـ آبان 1359)؛ همو، فهرست مقالات فارسى، تهران 1348ش ـ ؛ عبدالحسین حائرى، «فهرست‌نویسى بدون تجربه حاصل نمی‌شود (مصاحبه) »، مصاحبه‌کننده: على اوجبى و احسان‌اللّه شکراللهى، کتاب ماه کلیات، سال 5، ش 1 (دى 1380 )؛ علی‌اصغر حکمت، ره‌آورد حکمت: شرح مسافرتها و سفرنامه‌هاى میرزا علی‌اصغرخان حکمت شیرازى، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران 1379ش؛ همو، سرزمین هند: بررسى تاریخى و اجتماعى و سیاسى و ادبى هندوستان از ادوار باستانى تا عصر حاضر، تهران 1337ش؛ همو، سی ‌خاطره از عصر فرخنده پهلوى، ]تهران[ 1355ش؛ همو، «مؤسس دانشگاه کیست؟»، رادیو ایران، ش 53 (دى 1339)؛ دولتهاى ایران از میرزا نصراللّه‌خان مشیرالدوله تا میرحسین موسوى، براساس دفتر ثبت کابینه‌هاى نخست‌وزیر، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1378ش؛ غلامرضا رشیدیاسمى، ادبیات معاصر، تهران 1352ش؛ غلامحسین رضانژاد، «]درباره[ سخن حکمت»، راهنماى کتاب، سال 16، ش 10ـ12 (دى ـ اسفند 1352)؛ غلامعلى رعدی ‌آذرخشى، گفتارهاى ادبى و اجتماعى، تهران 1370ش؛ محمدحسین رکن‌زاده آدمیت، دانشمندان و سخن‌سرایان فارس، تهران 1337ـ1340ش؛ حسن سادات‌ناصرى، «استادم علی ‌اصغر حکمت»، آشنائى با کتاب، ش 1 (دى 1351)؛ ذبیح‌اللّه صفا، «]درباره[ سخن حکمت»، وحید، دوره 11، ش 4 (تیر 1352)؛ «علی‌اصغر حکمت»، راهنماى کتاب، سال 5، ش 2 (اردیبهشت 1341)؛ محمد فرزان، مقالات فرزان، چاپ احمد اداره‌چى گیلانى، تهران 1356ش؛ کشف حجاب از سوى رضاخان، تهران: مرکز بررسى اسناد تاریخى، 1377ش؛ نخستین کنگره نویسندگان ایران، تیرماه 1325، تهران 1326ش؛ اقبال یغمائى، «علی‌اصغر حکمت»، ماهنامه آموزش و پرورش، سال 43 (1352)؛ همو، وزیران علوم و معارف و فرهنگ ایران، تهران 1375ش؛ حبیب یغمائى، خاطرات حبیب یغمائى از روزگار مجله‌نویسى: برگرفته از مجله آینده، به کوشش ایرج افشار، تهران 1372ش.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عبدالحسین آذرنگ

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده