حق والدین

معرف

از آموزه‌های اخلاقی و دینی در سنّت اسلامی
متن
حق والدین، از آموزه‌های اخلاقی و دینی در سنّت اسلامی. در آیات قرآن چندین بار به نیکوکاری به والدین سفارش شده است (وَصَّینَا الاْنسانَ بِوالِدَیهِ حُسناً/ إحساناً رجوع کنید به عنکبوت: 8؛ اَحقاف: 15). ذکر این سفارش در قالب مکرر «وباالوالدین إحساناً» بلافاصله پس از امر به «عبادت خدا» و نهی از «شرک ورزیدن به او» (رجوع کنید به بقره: 83؛ نساء: 36؛ اَنعام: 151؛ اِسراء: 23) و نیز مقارنت «سپاسگزاری از پدر و مادر» با «شکرگزاری از خدا» (اشْکُرْ لی و لِوالِدَیکَ رجوع کنید به لقمان: 13ـ14) از اهمیت ممتاز این آموزه اخلاقی و دینی حکایت دارد. این آموزه در ادیان پیش از اسلام نیز وجود داشته، چنان‌که مشابه همین تعبیر در کتابهای عهد عتیق نیز آمده است (رجوع کنید به سفر لاویان،19: 2ـ4؛ نیز رجوع کنید به سفر خروج، 12:20؛ سفر تثنیه،5: 16)؛ ازاین‌رو، برخی مؤلفان غربی آن را با ده فرمان حضرت موسی مقایسه کرده‌اند (رجوع کنید به رابرتس، ص 46ـ49؛ هیرشفلد، ص 81؛ گایگر، ص 84).بیان قرآن درباره وجه این سفارش، زحمات والدین، به‌ ویژه مادران، به هنگام تربیت فرزندان در کودکی است (رجوع کنید به اسراء : 24؛ لقمان: 13ـ14؛ احقاف: 15). به اعتقاد برخی مفسران، امر به احسان به والدین در کنار پرستش خدا، از آن‌روست که پدر و مادر سبب ظاهری در هستی یافتن فرزندان هستند (رجوع کنید به فخررازی؛ بیضاوی، ذیل اسراء: 23؛ ابن‌کثیر، ذیل نساء: 36؛ عنکبوت: 8؛ فیض کاشانی، ذیل اسراء: 23). مسکویه (ص131ـ 132) در تحلیل اینکه چرا در قرآن به فرزندان توصیه شده است به والدین احسان و حقوقشان را رعایت کنند و به والدین در خصوص فرزندانشان چنین توصیه‌ای نشده، بر آن است که والدین در واقع فرزندشان را چیزی جدای از خودشان نمی‌دانند و وی را عین خود قلمداد می‌کنند، ازاین‌رو آن چنان که خود را دوست می‌دارند وی را نیز دوست می‌دارند و رشد و ترقی فرزندشان را رشد و ترقی خود می‌دانند، و چون به وجودآورنده فرزند هستند، درواقع او را ادامه خود می‌شمارند که با فنای آنها باقی می‌ماند. اما فرزندان چنین ادراک و احساسی به والدین خود ندارند و به ‌تدریج آن را به دست می‌آورند (نیز رجوع کنید به نصیرالدین طوسی، ص 239). نصیرالدین طوسی (ص 237) حقوق والدین را از لوازم عدالت، که برترین فضیلت اخلاقی است، می‌داند. او (ص 237ـ238) با ذکر تلاشها و زحمات والدین در به دنیا آوردن و تربیت فرزند، چنین نتیجه می‌گیرد که همان‌طور که وجوب شکر نعمات خدا و عبادت او به قدر استطاعت، مقتضای عدالت است، عدالت همچنین اقتضا می‌کند که پس از ادای حقوق خدا هیچ فضیلتی بالاتر از ادای حقوق پدر و مادر و شکرگزاری از ایشان و تحصیل رضایت آنان نباشد و از این‌روست که احسان به والدین با اعتراف به وحدانیت خدا و التزام به عبادت وی مقارن آمده است. حتی به اعتقاد وی (ص 238) رعایت این حقوق بر رعایت حقوق الهی اولویت دارد، زیرا خدای سبحان به بازستاندن حقوق خود نیازی ندارد، اما والدین همیشه چشم‌انتظار روزی هستند که فرزندان، با خدمت به آنان، پاسخ زحماتشان را بدهند.در توصیه قرآنی، گاه مصادیقی از حقوق والدین هم ذکر شده است. مثلاً، از فرزندان خواسته شده است تا خصوصاً به هنگام کهن‌سالی پدر و مادر نه تنها از درشت‌گویی و بدرفتاری با آنان بپرهیزند بلکه در مقابل ایشان فروتنی و خضوع نمایند و در ازای سختیهایی که والدین از روی مهربانی و رحمت برای رشد و تربیت آنان متحمل شده‌اند، در زمان حیات و پس از مرگشان در حق ایشان دعا کنند و از خدا بخواهند که آنان را مشمول رحمت خویش قرار دهد (رجوع کنید به اسراء: 23ـ24)، چنان‌که انبیای پیشین همواره در حق پدر و مادر خویش دعا می‌کردند (رجوع کنید به ابراهیم: 41؛ شعراء: 86؛ نمل: 19؛ نوح: 28). فضل‌بن حسن طبرسی (ذیل اسراء: 23ـ24؛ نیز رجوع کنید به طباطبائی، ذیل همین آیات) بر آن است که سیاق آیات، بر استجابت این دعا در حق والدین دلالت دارد، چنان‌که در احادیث نیز بر همین موضوع تأکید شده است (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 2، ص 258؛ ابوداوود، ج 1، ص 343؛ حسن‌بن فضل طبرسی، ص 275).بنابر نظر مفسران و طبق آیه 113 سوره توبه، شرط دعای فرزندان در حق پدر و مادر، ایمان والدین است و کافران و مشرکان مشمول توصیه قرآن به طلب رحمت برای والدین نمی‌شوند بلکه در عوض، فرزندان باید دعای خود را مشروط به ایمان والدین سازند یا برای هدایتشان دعا کنند (برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به طبری؛ طوسی، التبیان؛ زمخشری؛ فخررازی، ذیل اسراء: 23ـ24). همچنین اگر والدین بخواهند فرزندانشان را به شرک وادارند (رجوع کنید به عنکبوت: 8؛ لقمان: 13ـ14)، امر به فرمانبرداری از ایشان، به‌دلیل تعارض با اطاعت از اوامر الهی، ملغا می‌شود، هرچند همچنان موظف‌اند با پدر و مادر خویش مدارا و خوش‌رفتاری کنند (رجوع کنید به احقاف: 15).در هر صورت، التزام به اوامر الهی و رعایت عدل بر رضایت والدین مقدّم است و علاقه و احترام به پدر و مادر نباید موجب شود که فرزندان از مسیر عدل و انصاف خارج شوند (رجوع کنید به نساء: 135)، زیرا خویشاوندان در روز قیامت نمی‌توانند به آنان سودی برسانند (رجوع کنید به ممتحنه: 3؛ نیز رجوع کنید به معارج: 11ـ12؛ عبس: 34ـ35).در پاره‌ای آیات مدنی، به فرزندان توصیه شده است که حقوق مالی و اقتصادی والدین را رعایت کنند. فرزندان باید از اموالشان به پدر و مادر انفاق کنند و در وصیت و میراث سهم والدین را، آن‌گونه که دستور داده شده است، در نظر بگیرند (رجوع کنید به بقره: 180، 215؛ نساء: 11؛ طبری؛ طوسی، التبیان، ذیل همین آیات؛ نیز رجوع کنید به وصیت*؛ ارث*).در احادیث نیز بر جایگاه ویژه والدین و احسان به ایشان (بِرّ الْوالدین) تأکید شده و در جوامع حدیثی شیعه و سنّی بخش مستقلی بدان اختصاص یافته است (برای نمونه رجوع کنید به بخاری، 1401، ج 7، ص 68ـ71؛ مسلم‌بن حجاج، ج 8، ص 2ـ6؛ کلینی، ج 2، ص 157ـ163؛ مجلسی، ج 71، ص 22ـ86) تا جایی که خوش‌رفتاری (برّ) با آنان و اطاعت از ایشان را رفتاری عقلانی (رجوع کنید به کلینی، ج 1، ص 22) و حاکی از شناخت صحیح بنده از خدا دانسته (رجوع کنید به مصباح الشریعة، ص70) و در مقابل، حق‌ناشناسی (عقوق) و نافرمانی از آنان را حرام و در زمره گناهان کبیره برشمرده‌اند (رجوع کنید به بخاری، 1401، ج 7، ص70ـ71؛ کلینی، ج 2، ص 278)، زیرا نافرمانی از والدین به منزله کفران نعمت الهی (برخورداری از نعمت پدر و مادر) و در نتیجه، خروج از طاعت خدا (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1414، ج 3، ص 565؛ همو، 1385ـ1386، ج 2، ص 479). همچنان‌که فرمانبرداری از پدر و مادر از نشانه‌های ایمان (رجوع کنید به کلینی، ج 2، ص 158)، نگاه کردن به آنان عبادت (همان، ج 4، ص240) و نیک‌رفتاری با آنان از محبوب‌ترین اعمال نزد خدا (بخاری، 1401، ص 69) و رضایت ایشان شرط جهاد در راه خدا (در غیر موارد وجوب عینی) است (ابن‌حنبل، ج 3، ص 76؛ نیز رجوع کنید به صنعانی، ج 8، ص 463؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج 6، ص 99؛ ابن‌حنبل، ج 2، ص 165؛ کلینی، ج 2، ص160) و رضا و غضب الهی در خشنودی یا ناخشنودی والدین از فرزندانشان است (ترمذی، ج 3، ص 207؛ کلینی، ج 1، ص 428). به‌علاوه، در کوتاهی کردن نسبت به رعایت به ایشان هیچ عذری پذیرفته نیست (رجوع کنید به کلینی، ج 2، ص 162). بر این اساس، پیامبر اکرم نیکی به والدین را از عوامل فضیلت فرد بر دیگران بیان کرده (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 57) و امام باقر علیه‌السلام نیز آن را از ویژگیهای بارز شیعیان شمرده است (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 74)؛ ازاین‌رو، مسلمانان به نیکی در حق والدین و تحمل سختیهای آن امر شده‌اند (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 162؛ ابن‌بابویه، 1414، ج 4، ص 361)، حتی اگر والدین آنها مشرک باشند (رجوع کنید به بخاری، 1401، ج 7، ص 71) یا در قید حیات نباشند (رجوع کنید به کلینی، ج 2، ص 158). در سیره رسول اکرم نیز این موضوع مشهود است، چنان‌که گفته شده‌است حضرت، مادر رضاعی خود را بسیار بزرگ می‌داشت (رجوع کنید به ابوداوود، ج 2، ص 507 ـ 508) و کسانی را که با پدر و مادر خویش خوش‌رفتاری می‌کردند، تکریم می‌نمود (رجوع کنید به کلینی، ج 2، ص 161)؛ البته در احادیث نیز، همچون قرآن، تأکید شده که وجوب اطاعت از والدین ــ حتی اگر مشرک باشند ــ شامل اموری است که معصیت خدا نباشد (لاطاعة للمخلوق فی معصیة الخالق؛ رجوع کنید به همان، ج 1، ص 428؛ ابن‌بابویه، 1363ش، ج 2، ص 124) و این البته به معنای ساقط شدن حق پدر و مادر نیست (رجوع کنید به مسلم‌بن حجاج، ج 3، ص 81؛ کلینی، ج2، ص159).در احادیث بر توجه خاص به مادر تأکید (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 5، ص 3؛ بخاری، 1401، ج 7، ص 69؛ کلینی، ج 2، ص 159ـ160) و بیشترین حق از آنِ او دانسته شده (رجوع کنید به حاکم نیشابوری، ج 4، ص150) تا جایی‌که ادای حق او غیرممکن شمرده شده است (رجوع کنید به ابن‌ابی‌جمهور، ج 1، ص 269). همچنین بیان مشهور پیامبر مبنی بر اینکه «بهشت زیر پای مادر است» (ابن‌حنبل، ج 3، ص 429؛ نسائی، ج 6، ص 11؛ نیز رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج 2، ص930)، حاکی از حرمت خاص مادر و تأثیر رعایت احوال او در کسب رضای الهی است. حتی، بنابر بعضی روایات، نیکی به مادر به منزله کفّاره گناهان پیشین است (رجوع کنید به کلینی، ج 2، ص 162؛ قطب‌راوندی، ص 126). ازاین‌رو، حقوق پدر و مادر و وظایف فرزندان در قبال هریک متفاوت است. امام سجاد علیه‌السلام در رسالة الحقوق سختیهایی را که مادر از آغاز حمل تا رشد فرزند متحمل شده، حق مادر بر فرزند برشمرده و او را به قدرشناسی از زحمات مادر امر کرده است. در مقابل، پدر را اصل فرزند و حقِ هستی و حیات را از او دانسته است (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1414، ج 2، ص 621ـ622؛ نیز رجوع کنید به قبانجی، ج 1، ص 545ـ578). نصیرالدین طوسی (ص 239) ماهیت حقوق مادر را جسمانی‌تر از حقوق پدر شمرده و معتقد است بدین‌سبب، حقوق مادران زودتر از حقوق پدران، که آگاهی بر آن نیازمند تعقل است، مورد توجه فرزندان قرار می‌گیرد و به ادای آن اهتمام می‌ورزند. بر این اساس، وی ادای حقوق پدران را بیشتر با اموری معنوی چون اطاعت کامل از آنان و ذکر خیر و دعا و ثنا بر ایشان و ادای حقوق مادران را با امور مادّی چون بذل مال و فراهم آوردن اسباب آسایش زندگی و نظایر آن بیان کرده است (قس ابن‌کثیر، ذیل عنکبوت: 8).در احادیث مصادیق گوناگونی از حقوق مادّی و معنوی والدین ذکر گردیده و در این میان بر حفظ حیات ایشان تأکید شده است، چنان‌که فرزندان از آسیب رساندن به پدر و مادر نهی شده‌اند (رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج 2، ص890) و کشتن آنان بزرگ‌ترین کفر و ناسپاسی تلقی شده است (کلینی، ج 2، ص 348). همچنین به فرزندان توصیه شده است در انفاقِ مال، پدر و مادر را بر دیگران مقدّم دارند (رجوع کنید به همان، ج 4، ص 13؛ طبرانی، ج 3، ص 332) و در رفع نیازهای مادّی آنان، حتی اگر مستغنی باشند، اهتمام ورزند (کلینی، ج 2، ص 157). رعایت آداب معاشرت هم از دیگر حقوق ایشان است، مانند اینکه فرزند باید هم‌نشین نیکویی برای آنان باشد، ایشان را به نام نخواند، جلوتر از آنان راه نرود و پیش از ایشان و نیز پشت به آنان ننشیند (رجوع کنید به بخاری، 1406، ص 21؛ کلینی، ج 2، ص 158ـ159؛ ابن‌بابویه، 1414، ج 4، ص 372) و چنانچه او را بخوانند، به سرعت اجابت کند، حتی اگر در نماز باشد (راوندی کاشانی، ص 92؛ متقی، ج 16، ص 470). همچنین اگر رفتار و گفتار آن دو برخلاف میل او بود، از روی ترش کردن یا دشنام دادن به آنان و حتی گفتن «اُف»، که کمترین مرتبه ناسپاسی نسبت به والدین است، بپرهیزد (کلینی، ج 2، ص 349؛ طوسی، التبیان؛ سیوطی، ذیل اسراء: 23)، زیرا اندوهگین کردن ایشان از مصادیق عقوق آنان است (ابن‌بابویه، 1414، همانجا). حفظ حریم خصوصی پدر و مادر (رجوع کنید به کلینی، ج 6، ص 503؛ ابن‌بابویه، 1414، همانجا)، فروتنی کامل در برابر آنان در قول و رفتار (طبری؛ فضل‌بن حسن طبرسی، ذیل اسراء: 24)، سپاسگزاری از ایشان، دعا در حق آنان و یاری دادنشان در امور خیر نیز از دیگر حقوق پدر و مادر است (ابن‌بابویه، 1363ش، ج 1، ص 258؛ نیز رجوع کنید به سطور پیشین).به علاوه، به فرزندان سفارش شده است پس از مرگ والدین نیز به ایشان احسان کنند (رجوع کنید به کلینی، ج 2، ص 159، 163)، از جمله با اموری چون طلب آمرزش، قرائت قرآن، پرداخت صدقه، پرداخت دیون مالی و دیگر تعهدات، صله رحم با نزدیکان و احترام به دوستان والدین و ارتباط با آنان (رجوع کنید به بخاری، 1406، ص 20؛ ابن‌ماجه، ج 2، ص 1209؛ کلینی؛ فضل‌بن حسن طبرسی، همانجاها) و نیز به جای آوردن نماز، روزه و حج از جانب والدین (رجوع کنید به کلینی، ج 2، ص 159). حتی در کتابهای فقهی به‌جای آوردن قضای نماز و روزه پدر بر پسر بزرگ او واجب شده‌است (برای نمونه رجوع کنید به محقق حلّی، قسم4، ص826). در صحیفه سجادیه (دعای 24) مجموعه کاملی از وظایف فرزند در قبال والدین در قالب دعا آمده است (برای نمونه‌هایی از ادعیه امامان شیعه در حق والدین رجوع کنید به طوسی، مصباح المتهجّد، ص 99، 101، 146، 267، 300، 313، 613، 727).در احادیث تأکید شده که به جای آوردن حق والدین امری بس دشوار است (رجوع کنید به مسلم‌بن حجاج، ج 4، ص218؛ ابن‌بابویه، 1417، ص 547) و ادای این وظایف، هرچند فرزندان به سبب آن به سختی افتند، زحمات والدین را جبران نخواهد کرد (الفقه المنسوب للامام الرضا علیه‌السلام، ص 334؛ حسن‌بن فضل طبرسی، ص280؛ هیثمی، ج8، ص137؛ نوری، ج15، ص180).بنابر روایات، کسی که به والدین خود نیکی می‌کند، به بهشت وارد می‌شود (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 2، ص 346؛ مسلم‌بن حجاج، ج 8، ص 5ـ6) و همه نیکیهایی که به نیابت از والدین انجام می‌دهد و حتی بیش از آن، برای او ثبت می‌شود (کلینی، همانجا). همچنین نیکی به والدین، مرگ انسان را به تأخیر می‌اندازد و موجب طول عمر (بخاری، 1406، ص 16؛ ابن‌بابویه، 1417، ص 301) و بسیاریِ رزق (ابن‌حنبل، ج 3، ص 229) می‌شود و سختی مرگ را آسان می‌گرداند (ابن‌بابویه، 1417، ص473). برای نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادر، ثواب حج (بیهقی، ج6، ص 186؛ متقی، ج 16، ص 469) و برای نگاه رضایتمندانه والدین به فرزند، پاداشی همچون آزاد کردن بنده از جانب فرزند (ابن‌ابی‌الدنیا، ص65) ذکر شده است. در مقابل، عقوق والدین موجب محرومیت از بهشت (صنعانی، ج7، ص 454؛ ابن‌حنبل، ج 2، ص 203؛ کلینی، ج 2، ص348)، لعن خدا (ابن‌حنبل، ج1، ص317) و سلب توجه و رحمت و نعمت خدا می‌شود (همان، ج 3، ص440؛ نسائی، ج 5، ص 80 ـ 81)، همان‌طور که تأخیر یوسف‌نبی در احترام به پدرش موجب خروج سلسله نبوت از خاندان او شد (رجوع کنید به کلینی، ج 2، ص 331ـ 312). نماز (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 349) و طاعات (مجلسی، ج71، ص 80؛ نوری، ج 15، ص 196) وی نیز پذیرفته نمی‌شود و مرگ وی به جلو می‌افتد (کلینی، ج 2، ص 448؛ ابن‌بابویه، 1414، ج 3، ص 565؛ حاکم نیشابوری، ج 4، ص 156).احادیثِ ناظر بر حقوق والدین هرچند بعدها به کتابهای اخلاقی راه پیدا کرد، اما کثرت و تنوع و غنای محتوایی آنها چنان بود که حتی دانشمندانی نظیر غزالی (ج 2، ص 236ـ 239) در حوزه نظریه نتوانستند چیزی بر آنها بیفزایند و تنها به یادکرد آنها اکتفا کردند.منابع : علاوه بر قرآن؛ کتاب مقدس. عهدعتیق؛ ابن‌ابی‌الدنیا، مکارم الاخلاق، چاپ مجدی سید ابراهیم، قاهره ] 2004[؛ ابن‌ابی‌جمهور، عوالی اللئالی العزیزیة فی الاحادیث الدّینیة، چاپ مجتبی عراقی، قم 1403ـ1405/ 1983ـ1985؛ ابن‌ابی‌شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت 1409/1989؛ ابن‌بابویه، الامالی، قم 1417؛ همو، علل‌الشرایع، نجف 1385ـ1386، چاپ افست قم ]بی‌تا.[؛ همو، عیون اخبارالرضا، چاپ مهدی لاجوردی، قم 1363ش؛ همو، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفاری، قم 1414؛ ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بی‌تا.[؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت 1412؛ ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، ]قاهره 1373/ 1954[، چاپ افست ]بیروت، بی‌تا.[؛ سلیمان‌بن اشعث ابوداوود، سنن ابی‌داود، چاپ سعید محمد لحام، بیروت 1410/1990؛ محمدبن اسماعیل بخاری، الادب المفرد، بیروت 1406/1986؛ همو، صحیح البخاری، ]چاپ محمد ذهنی افندی[، استانبول 1401/1981؛ چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ عبداللّه‌بن عمر بیضاوی ، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، المعروف بتفسیر البیضاوی، مصر 1330، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ احمدبن حسین بیهقی، السنن الکبری، بیروت: دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی و هو الجامع الصحیح، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت 1403/1983؛ محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، بیروت : دارالمعرفة، ]بی‌تا.[؛ فضل‌اللّه‌بن علی راوندی‌کاشانی، النوادر، چاپ سعیدرضا علی عسکری، قم 1377ش؛ زمخشری؛ سیوطی؛ عبدالرزاق‌بن همام صنعانی، المصنَّف، چاپ حبیب‌الرحمان اعظمی، بیروت 1403/1983؛ طباطبائی؛ سلیمان‌بن احمد طبرانی، مسندالشامیین، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، بیروت 1417/1996؛ حسن‌بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، قم 1392/ 1972؛ فضل‌بن حسن طبرسی؛ طبری، جامع؛ محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، چاپ احمدحبیب قصیرعاملی، بیروت ]بی‌تا.[؛ همو، مصباح المتهجّد، بیروت 1411/1991؛ علی ‌بن حسین (ع)، امام چهارم، الصحیفة السجادیة، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم 1411؛ محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم‌الدین، بیروت 1406/1986؛ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر ، او، مفاتیح‌الغیب، بیروت 1421/2000؛ الفقه المنسوب للامام الرضا علیه‌السلام، و المشتهر ب فقه الرضا، مشهد : مؤسسة آل‌البیت، 1406؛ محمدبن شاه‌مرتضی فیض‌کاشانی، تفسیر الصافی، چاپ حسین اعلمی، تهران 1416؛ حسن قبانجی، شرح رسالة الحقوق للإمام علی‌بن الحسین زین ‌العابدین علیهماالسلام، قم 1406، چاپ افست بیروت 1409/1989؛ سعیدبن هبةاللّه قطب‌راوندی، کتاب سلوة الحزین، المعروف ب الدعوات، قم 1407؛ کلینی؛ علی‌بن حسام‌الدین متقی، کنز العُمّال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیانی و صفوة سقا، بیروت 1409/1989؛ مجلسی؛ جعفر بن حسن محقق حلّی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، چاپ صادق شیرازی، تهران 1409؛ احمدبن محمد مسکویه، تهذیب الأخلاق و تطهیر الأعراق، چاپ حسن تمیم، بیروت [? 1398[؛ مسلم‌بن حجاج، الجامع الصحیح، بیروت: دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ مصباح الشریعة، ]منسوب به[ امام‌جعفر صادق (ع)، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1400/1980؛ احمدبن علی نسائی، کتاب السنن الکبری، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و سیدکسروی حسن، بیروت 1411/ 1991؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری ، تهران 1360ش؛ حسین‌بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم 1407ـ 1408؛ علی‌بن ابوبکر هیثمی، مجمع‌الزوائد و منبع الفوائد، بیروت 1408/1988؛Abraham Geiger, Was hat Mohammed aus dem Judenthume aufgenommen?, Leipzig 1902, repr. Osnabruck 1971; Hartwig Hirshfeld, New researches into the composition and exegesis of the Qoran, London 1902; Robert Roberts, The social laws of the Qoran: considered, and compared with those of the Hebrew and other ancient codes, New Delhi, 1978.
نظر شما
مولفان
ابوالفضل والازاده ,
گروه
رده موضوعی
جلد 13
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده