حسینقلی خان نواب
معرف
از دولتمردان اواخر عصر ناصرى قاجار تا دوره پهلوى اول
متن
حسینقلی‌خان نوّاب، از دولتمردان اواخر عصر ناصرى قاجار تا دوره پهلوى اول. وى فرزند جعفر قلی‌خان نواب بود که اجدادش به دستور شاه‌طهماسب اول به هند رفته بودند (تقی‌زاده، 1379ش، ص 75) و به همین دلیل روسها اصل او را هندى دانسته‌اند (رجوع کنید به کتاب نارنجى، ج 1، ص 118). مادرش نوه محمدعلی‌خان ایلخانى قشقایى بود (صولت قشقایى، ص 31، پانویس 1). حسینقلی‌خان در 1285 در شیراز به‌دنیا آمد (چرچیل، ص 64). ابتدا در شیراز تحصیل کرد و انگلیسى آموخت، سپس به مدرسه دارالفنون تهران رفت. ظاهراً در 1298 به بمبئى و پس از پانزده ماه، براى ادامه تحصیل، به لندن عزیمت کرد. او به هنگام تحصیل در لندن، در مجلس سیدجمال‌الدین اسدآبادى حاضر می‌شد (رجوع کنید به تقی‌زاده، 1349ـ 1358ش، ج 4، ص 307ـ308).حسینقلی‌خان نواب در 1307 مدیر بانک نیواورینتال، و در 1309 مترجم شرکت انحصارى دخانیات رژى شد (چرچیل، ص 64ـ65). در واقعه تنباکو، میرزاعلی‌اصغرخان امین‌السلطان از حسینقلی‌خان نواب، که نایب شرقى سفارت انگلیس بود، خواست تا وزیرمختار انگلیس را راضى به ابطال قرارداد رژى کند و خسارت آن را دولت ایران بدهد (نظام‌السلطنه مافى، ج 1، ص 226).در 1310 در شورش اهالى قشم بر ضد انگلیسیها، حسینقلی‌خان نواب به همراه نظام‌السلطنه مافى* مأمور بررسى موضوع شد (همان، ج 2، ص 465). از او تا 1314 اطلاعى در دست نداریم. وى در این سال، از سوى سفارت انگلیس مأمور شد تا علی‌اصغرخان اتابک را، که از شغلش عزل شده بود، تا قم همراهى کند (همان، ج 1، ص230). او در 1318، به سفارت ایران در لندن رفت و به عنوان نایب‌میرزا محمدعلی‌خان علاءالسلطنه* مشغول به‌کار شد (ممتحن‌الدوله، ص 51). در 1320، در دومین سفر مظفرالدین‌شاه به اروپا، حسینقلی‌خان در انگلستان مترجم مخصوص او در دیدار با ادوارد هفتم بود (رجوع کنید به مظفرالدین قاجار، ص116ـ117؛صفائى، ص 189). در 1323، به ریاست اداره دولتهاى غیر همجوار وزارت خارجه انتخاب شد (میرزاهاشم‌خان، ص 162؛ مستوفى، ج 2، ص 307).ظاهراً حسینقلی‌خان نواب در 1324 از وزارت خارجه بیرون آمده و از اعضاى سفارت انگلیس شده بود؛ ناظم‌الاسلام کرمانى (بخش 1، ج 3، ص510ـ511) به مذاکره او با تاجرانى که به سفارت انگلیس رفته بودند، اشاره کرده است. وى در اول محرّم 1326، بیشتر آرا را براى ورود به مجلس به دست آورد (کتاب نارنجى، ج 1، ص 105، 118؛ حبل‌المتین، سال 1، ش 228، ص 2) و در این مجلس، به عضویت کمیسیون خارجه و سرحدى درآمد (حبل‌المتین، سال 1، ش 252، ص 4). او هنگامى که لیاخوف روسى مجلس را به توپ بست ( 23 جمادی‌الآخره 1326)، از دست نیروهاى مهاجم گریخت و خود را به خانه‌اش در قلهک رساند (مامانتوف، ص 176؛ قس اسناد تاریخى وقایع مشروطه ایران، ص 57، که در آن به رفتن او به سفارت انگلیس اشاره شده است). حسینقلی‌خان در ایام استبداد صغیر، از سوى محمدعلی‌شاه به ریاست انجمن آشتى انتخاب شد. این انجمن موظف به تهیه نظام‌نامه جدیدى براى انتخابات و بازگشایى مجلس بود (رجوع کنید به صادق، مجموعه 1، ص 153ـ154؛ عزالدوله، ص 95؛ کتاب آبى، ج 3، ص 597، 674؛ کتاب نارنجى، ج 2، ص 206). حسینقلی‌خان، ضمن حضور در این انجمن، بر حفظ قواعد گذشته اصرار می‌ورزید (سالور، ج 3، ص 2488). به‌نظر سالور (ج 3، ص 2494)، مخالفت او با تغییر نظام‌نامه انتخابات بیشتر به‌دلیل موضوع اضافه شده به نظام‌نامه انتخابات بود که طبق آن «تبعه خارجه، مدعى تبعیت خارجه و رعیت خارجه» نمی‌توانستند وکیل مجلس شوند و او مشمول این موارد می‌شد.حسینقلی‌خان به‌هنگام فتح تهران، از افرادمؤثر مشروطه‌خواه بود (ملکزاده، ج 6، ص 1221). در 26جمادی‌الآخره1327، که محمدعلی‌شاه به سفارت روس پناه برد، حسینقلی‌خان به عضویت مجلس عالى درآمد و براى کار در کمیسیونى که مشغول مطالعه و تهیه طرح و لایحه خواست ملت ایران بود، انتخاب شد (همان، ج 6، ص 1237؛ سالور، ج 4، ص2662). پس از منحل شدن مجلس عالى، حسینقلی‌خان در رجب 1327 به عضویت هیئت مدیره درآمد. از جمله کارهاى هیئت‌مدیره، تشکیل کمیسیونى براى پیگیرى سفر محمدعلی‌شاه به خارج بود (تفرشى حسینى، ص 232؛ ملکزاده، ج 6، ص 1256، 1280).در اواخر رجب 1327، سیدحسن تقی‌زاده* حزب دموکرات* را تشکیل داد. حسینقلی‌خان رهبرى کمیته مرکزى آن را برعهده گرفت و پس از تقی‌زاده رئیس حزب شد (ملکزاده، ج 6، ص 1330، 1374؛ اتحادیه، ص 309، 329). همچنین وى از طرف این حزب نامزد انتخابات مجلس دوم شد و در شعبان 1327 براى وکالت مجلس، و نیز نایب رئیسى هیئت رئیسه و عضویت کمیسیون امور خارجه مجلس برگزیده شد (کتاب آبى، ج 4، ص 845؛ کتاب نارنجى، ج 4، ص 3؛ ملکزاده، ج 6، ص 1297). با دسته‌بندى نمایندگان مجلس دوم، او جزو دموکراتها قرار گرفت (کتاب آبى، ج 3، ص 727ـ728، ج 4، ص 778، 845، ج 5، ص 1035)، ولى به نوشته آدمیت (ص 137)، حسینقلی‌خان اساسآ به دموکراسى اجتماعى گرایشى نداشت و از میانه‌روهاى لیبرال بود.حسینقلی‌خان در 26 شعبان 1327، مأمور پیگیرى مطالبات بانک استقراضى روس از محمدعلی‌شاه شد. همچنین براى بررسى و تعیین بدهى وامهاى کوتاه‌مدت دولت ایران و دیگر تعهدات دولت، که جمعاً هجده میلیون روبل می‌شد، از مجلس درخواست کرد کمیسیونى ویژه تشکیل دهد (کتاب نارنجى، ج4، ص42؛ معاصر، ج2، ص1271؛ صادق، مجموعه 1، ص 173). او در 18 رجب 1328 از سوى مستوفی‌الممالک به وزارت امور خارجه انتخاب شد (میرزاهاشم‌خان، ص 162؛ دولت‌آبادى، ج 3، ص 137). این انتخاب مخالفتهایى در پی‌داشت، از جمله اینکه دولت روسیه حضور او را در وزارت خارجه نمی‌پذیرفت و دشمنان شخصی‌اش او را طرفدار انگلیس معرفى می‌کردند (اتحادیه، ص 396؛ شریف کاشانى، ج 2، ص 545ـ548؛ قس مستوفى، ج 2، ص 307، که حسینقلى را از اتهام طرفدارى از انگلیس برى دانسته است). در شعبان 1328 نیز عده‌اى براى قتل او، شبانه به خانه‌اش ریختند، اما او در منزل نبود و جان به در برد (کتاب آبى، ج 4، ص 914). از سوى دیگر، انگلیسیها هم حسینقلی‌خان را روسى می‌دانستند (کاظم‌زاده، ص 552).در جمادی‌الاولى 1328 و پس از ترور سیدعبداللّه بهبهانى*، فقیه و مرجع تقلید بزرگ آن زمان، ملامحمدکاظم خراسانى* در تلگرامى به ناصرالملک قراگوزلو، نایب‌السلطنه احمدشاه، حسینقلی‌خان و برخى دیگر را ملحد نامید و خواستار تبعید آنان از کشور شد (کتاب نارنجى، ج 4، ص 156ـ157؛ ملیجک، ج 3، ص 1808، 1813). روزنامه‌هاى مخالف حسینقلی‌خان نیز، حتى بعد از استعفاى وى، دخالت او را در کار مملکت و وزیر شدن او را نادرست می‌دانستند (سالور، ج 5، ص 3262؛ نیز رجوع کنید به استقلال ایران، ش 171، ص 1).برخلاف متهم شدن حسینقلی‌خان به‌طرفدارى از انگلیس، وى در مقام وزارت امور خارجه، در مقابل درخواستهاى دولت انگلیس براى واگذارى برخى امتیازات و دخالت در امور ایران مقاومت نشان‌داد (رجوع کنید به کتاب آبى، ج4، ص860، 926ـ927، 950ـ 953؛ کشف تلبیس، ص47). از جمله کارهاى بهنگام او در تصدى این شغل، پیگیرى استخدام شوستر* بود. شوستر نیز، با مشورت او، رؤسا و کارمندان‌ادارات تابعه خود را که بیشتر از دموکراتهاى معروف بودند ــ انتخاب کرد (ملکزاده، ج6، ص1370، 1374).از دیگر رخدادهاى دوران وزارت خارجه حسینقلی‌خان، تلاش محمدعلی‌شاه براى بازگشت به ایران و تحریک طوایف ترکمن در سرحدات شمال‌شرقى ایران بود (براون، ص 51). حسینقلی‌خان نیز، براساس قرارداد 8 شعبان 1327/ 25 اوت 1909 میان ایران و دولتهاى روس و انگلیس، دستور قطع حقوق شاه را صادر کرد (همانجا). دولتهاى روس و انگلیس به دولت ایران فشار آوردند تا حقوق شاه مخلوع مجدداً برقرار شود، اما دولت ایران نپذیرفت. لذا سفیران روسیه و انگلستان عده‌اى را مأمور کردند تا خانه حسینقلی‌خان را محاصره و او را در خانه‌اش حبس‌کنند و به او اخطار دادند تا حواله حقوق‌شاه‌را ندهد، خلاص نخواهد شد (ملکزاده، ج 6، ص 1373؛ کاظم‌زاده، ص 575ـ 576؛ براون، ص 35). سرانجام وزارت مالیه پول را پرداخت (مستوفى، ج 2، ص 313). در ذیقعده 1328، دولت روسیه از حسینقلی‌خان خواست تا بابت توهینى که به یکى از گماشتگان آنان در کاشان شده بود، عذرخواهى کند. همین موضوع باعث شد حسینقلی‌خان در 20 ذیحجه 1328، به‌ ناچار، استعفا کند، البته وى به سفارت روسیه رفت و عذرخواهى نیز کرد (براون، ص51، 104؛ ملیجک، ج3، ص1910؛ کتاب آبى، ج4، ص972، ج 5، ص 979). گفته‌اند که سبب استعفاى حسینقلی‌خان از کابینه مستوفی‌الممالک، نومیدى او از حفظ استقلال ایران باتوجه به اعمال مستبدانه روسها و نیز نگرانیهایش از اصرار دولت انگلیس براى اجراى طرح حفاظت راههاى بازرگانى جنوب بود (رجوع کنید به کاظم‌زاده، ص557). حسینقلی‌خان پس از آن منتظر خدمت شد (میرزاهاشم‌خان، ص 162).پس از اولتیماتوم روسیه و پذیرش ایران و سختگیریهایى که در مورد دموکراتها پیش آمد، حسینقلی‌خان در اوایل رجب 1330 از ایران خارج، یا به اروپا تبعید شد (رجوع کنید به ملکزاده، ج 7، ص 1478ـ1479؛ کتاب آبى، ج 8، ص 1767، 1773، 1814؛ تقی‌زاده، 1368ش، ص 171). او ابتدا به وین و سپس به لندن و اسپانیا و سرانجام به ایرلند رفت (تقی‌زاده، 1368ش، ص 171، 355؛ براون، ص 187). وى در 1331 با زنى ایرلندى ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد (شیبانى، ص 138، 229؛ قزوینى، ج 8، ص 254ـ255). او در 1333 از طرف فرقه دموکرات براى نمایندگى مجلس معرفى شد (صادق، مجموعه 3، ص 29، 42) و به جاى یکى از هفت نماینده مستعفى مجلس انتخاب گردید، گرچه به ایران نیامد (رجوع کنید به «اعتبارنامه نماینده طهران و توابع: ]حسینقلی‌خان نواب[»، 1333، موجود در مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى).حسینقلی‌خان نواب در همان سال به سفارت ایران در آلمان منصوب شد (تقی‌زاده، 1368ش، ص 375). انتخاب او ظاهراً به سبب سفارش تقی‌زاده به آلمانها و تقاضاى سفارت آلمان از مستوفی‌الممالک، وزیر امورخارجه، بوده است (رجوع کنید به سپهر، ص 56). وى، هم‌زمان با سفارتش در آلمان، براى سومین بار از حوزه انتخابیه تهران به نمایندگى مجلس سوم انتخاب شد (رجوع کنید به «اعتبارنامه ]نماینده طهران و توابع: حسین‌قلی‌خان نواب[»، 1335، موجود در مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى)، ولى وى از نمایندگى مجلس استعفا کرد (شیبانى، ص 445ـ446).اشتغال او به سفارت در برلین، هم‌زمان با مهاجرت برخى ملّیون به آلمان بود. وى که به لحاظ فکرى به آنان نزدیک بود، به آنان کمکهایى کرد (رجوع کنید به همان، ص143، 150، 160، 577، 583، 627)؛ هرچند وحیدالملک (عبدالحسین) شیبانى (ص 182، 212) همراهى و اقدامات حسینقلی‌خان را ظاهرى و غیر مؤثر دانسته است. از جمله فعالیتهاى مؤثر دیپلماتیک حسینقلی‌خان، به همراه تقی‌زاده و وحیدالملک شیبانى و محمدعلی‌خان نظام‌السلطنه، گنجاندن مادّه‌اى در معاهده برست لیتوسک میان دولتهاى آلمان و روسیه بود (1336/1917) که نیروهاى روسى را موظف به ترک خاک ایران می‌کرد (سپهر، ص 473ـ474).درباره پایان دوره مأموریت حسینقلی‌خان و بازگشتش به ایران اطلاعى نداریم. همچنین مطالب دیگر درباره او تا هنگام فوتش پراکنده و مختصر است.هنگام تأسیس بانک ملى ایران، حسینقلی‌خان به ریاست هیئت نظارت بانک ملى انتخاب شد و در 1310ش توانست سوءاستفاده‌هاى رئیس آلمانى بانک و معاونش را در این بانک کشف کند (هدایت، ص390؛ متین دفترى، ص 115؛ بلوشر، ص 261). او همچنین براى پیگیرى بدهیهاى مردم به بانک استقراضى روس ــ که طى قرارداد 1300ش/ 1921 ایران و شوروى، به دولت و بانک ملى ایران واگذار شده بودــ فعالیت چشمگیرى داشت و توانست بسیارى از مطالبات بانک را از مقروضان و ورثه آنان وصول کند، به ‌نحوى که فعالیتهاى او باعث شد رضاشاه پهلوى در روز تأسیس بانک کشاورزى، که سرمایه آن با همین مطالبات شکل گرفته بود، از حسینقلی‌خان در حضور همه تقدیر کند (متین‌دفترى، ص 115ـ116).حسینقلی‌خان، به همراه تقی‌زاده، در پرونده‌سازى و اتهاماتى که به تیمورتاش* درباره سوءاستفاده‌هایش وارد کرده بودند، نقش داشت (ابتهاج، ج 1، ص 35ـ36). تیمورتاش نیز او را یکى از کسانى دانسته است که زمینه سقوطش را فراهم کردند (صعود و سقوط تیمورتاش، ص 42ـ43).حسینقلی‌خان در اواخر بهمن 1325 در تهران درگذشت (رجوع کنید به قزوینى، ج 8، ص 255). مستوفى (ج 2، ص 308) نوشته است که او به تشریفات علاقه نداشت و براى روى کار آوردن هم‌حزبانش تلاش نمی‌کرد و بیشتر به شایستگى افراد توجه داشت. سالور (ج 4، ص2720) او را وابسته به سفارت انگلیس دانسته، ولى اشاره کرده است که وى حس ملی‌گرایى و ایران‌دوستى دارد. کسروى (ص 807) حسینقلی‌خان را خوشه‌چین حوادث نامیده که همواره بی‌هیچ کوششى، از فعالیتها و مجاهدتهاى مشروطه‌خواهان بهره‌بردارى کرده است. حسینقلی‌خان ظاهرآ عضو لژ فراماسونرى بیدارى نیز بوده است (رجوع کنید به رائین، ج 2، ص 78).منابع : علاوه بر اسناد موجود در مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى مذکور در متن؛ فریدون آدمیت، فکر دموکراسى اجتماعى در نهضت مشروطیت ایران، تهران 1354ش؛ابوالحسن ابتهاج، خاطرات ابوالحسن ابتهاج، به‌کوشش علیرضا عروضى، تهران 1371ش؛ منصوره اتحادیه، پیدایش و تحول احزاب سیاسى مشروطیت: دوره‌هاى یکم و دوم مجلس شوراى ملى، تهران 1381ش؛ استقلال ایران، ش 171، غره محرّم 1328؛ اسناد تاریخى وقایع مشروطه ایران: نامه‌هاى ظهیرالدوله، چاپ جهانگیر قائم‌مقامى، تهران: طهورى، 1348ش؛ ادوارد گرانویل براون، نامه‌هائى از تبریز، ترجمه حسن جوادى، تهران 1351ش؛ احمد تفرشى حسینى، روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب ایران، چاپ ایرج افشار، تهران 1351ش؛ سیدحسن تقی‌زاده، تاریخ مجلس شوراى ملى ایران: وزیران 37 کابینه سال‌هاى 26ـ1325ه .ش، چاپ عزیزاللّه علیزاده، تهران 1379ش؛ همو، زندگى طوفانى: خاطرات سیدحسن تقی‌زاده، چاپ ایرج افشار، تهران 1368ش؛ همو، مقالات تقی‌زاده، چاپ ایرج افشار، تهران 1349ـ1358ش؛ جورج پرسى چرچیل، فرهنگ رجال قاجار، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح، تهران 1369ش؛ حبل‌المتین، سال 1، ش 228، 13 محرّم 1326، ش 252، 12 صفر 1326؛ یحیى دولت‌آبادى، حیات یحیى، تهران 1362ش؛ اسماعیل رائین، فراموشخانه و فراماسونرى در ایران، تهران 1378ش؛ قهرمان‌میرزا سالور، روزنامه خاطرات عین‌السلطنه، چاپ مسعود سالور و ایرج افشار، تهران 1374ـ1377ش؛ احمدعلى سپهر، ایران در جنگ بزرگ: 1918ـ 1914، تهران 1336ش؛ محمدمهدى شریف کاشانى، واقعات اتفاقیه در روزگار، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافى) و سیروس سعدوندیان، تهران 1362ش؛ عبدالحسین شیبانى، خاطرات مهاجرت: از دولت موقت کرمانشاه تا کمیته ملّیون برلن، چاپ ایرج افشار و کاوه بیات، تهران 1378ش؛ صادق صادق، خاطرات و اسناد مستشارالدوله صادق، چاپ ایرج افشار، تهران 1361ـ1374ش؛صعود و سقوط تیمورتاش: به روایت اسناد محرمانه وزارت خارجه انگلیس، با مقدمه، تعلیقات، توضیحات، و حواشى از جواد شیخ‌الاسلامى، تهران: توس، 1379ش؛ ابراهیم صفائى، تاریخ مشروطیت به روایت اسناد، تهران 1381ش؛ محمدحسین صولت قشقایى، یادمانده‌ها: خاطراتى از محمدحسین قشقایى، تهران 1385ش؛ عبدالصمد عزالدوله، عبدالصمد میرزا سالور عزالدوله و دو سفرنامه او به اروپا در سالهاى 1290 و 1300، چاپ مسعود سالور، تهران 1374ش؛ محمد قزوینى، یادداشت‌هاى قزوینى، چاپ ایرج افشار، تهران 1363ش؛ فیروز کاظم‌زاده، روس و انگلیس در ایران 1864ـ:1914 پژوهشى درباره امپریالیسم، ترجمه منوچهر امیرى، تهران 1354ش؛ کتاب آبى: گزارشهاى محرمانه وزارت امورخارجه انگلیس درباره انقلاب مشروطه ایران، به‌کوشش و ویراستارى احمد بشیرى، تهران: نشرنو، 1362ـ1369ش؛ کتاب نارنجى: گزارش‌هاى سیاسى وزارت امورخارجه روسیه تزارى درباره انقلاب مشروطه ایران، ج 1، ترجمه حسین قاسمیان، به‌کوشش و ویراستارى احمد بشیرى، تهران: نشر نور، 1367ش، ج 2، ترجمه فتح‌اللّه دیده‌بان و دیگران، به‌کوشش و ویراستارى احمد بشیرى، تهران : نشر نور، 1366ش، ج 4، ترجمه پروین منزوى، تهران: نشر پرواز، 1368ش؛ احمد کسروى، تاریخ مشروطه ایران، تهران 1363ش؛ کشف تلبیس، یا، دوروئى و نیرنگ انگلیس، از روى اسناد محرمانه انگلیس در باب ایران، چاپ عین‌اللّه کیانفر و پروین استخرى، تهران: زرین، 1363ش؛ ن.پ. مامانتوف، بمباران مجلس شوراى ملى در سال 1326 هجرى قمرى، حکومت تزار و محمدعلی‌شاه، ترجمه شرف‌الدین قهرمانى، چاپ همایون شهیدى، تهران 1363ش؛ احمد متین دفترى، خاطرات یک نخست‌وزیر، چاپ باقر عاقلى، تهران 1370ش؛ عبداللّه مستوفى، شرح زندگانى من، یا، تاریخ اجتماعى و ادارى دوره قاجاریه، تهران 1371ش؛ مظفرالدین قاجار، شاه ایران، دومین سفرنامه مظفرالدین‌شاه به فرنگ، به تحریر فخرالملک، تهران 1362ش؛ حسن معاصر، تاریخ استقرار مشروطیت در ایران، تهران 1352ـ1353ش؛ مهدى ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران 1363ش؛ غلامعلى ملیجک، روزنامه خاطرات عزیزالسلطان، چاپ محسن میرزائى، تهران 1376ش؛ مهدی‌بن رضاقلى ممتحن‌الدوله، رجال وزارت خارجه در عصر ناصرى و مظفرى، چاپ ایرج افشار، تهران 1365ش؛ میرزاهاشم‌خان، تعرفه احوال و اعضاء وزارت امورخارجه دولت علیه ایران، در همان؛ محمدبن على ناظم‌الاسلام کرمانى، تاریخ بیدارى ایرانیان، چاپ علی‌اکبر سعیدى سیرجانى، تهران 1362ش؛ حسین‌قلى نظام‌السلطنه مافى، خاطرات و اسناد حسین‌قلی‌خان نظام‌السلطنه مافى، چاپ معصومه مافى و دیگران، تهران 1362ش؛ مهدیقلى هدایت، خاطرات و خطرات، تهران 1375ش؛Wipert von. Blucher, Zeitenwende in Iran, Biberach an der Riss 1949.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سیدسعید میرمحمدصادق

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده