حسین رحمی گورپینار
معرف
داستان‌نویس ترک در اواخر عهد عثمانى
متن
حسین رَحمى گورپینار، داستان‌نویس ترک در اواخر عهد عثمانى. وى در ربیع‌الاول 1281 در محله‌اى قدیمى در استانبول، در خانواده پاشایى که زمانى آجودان سلطان عبدالعزیز بود، به دنیا آمد (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «حسین رحمى»؛ د.ا.د.ترک، ذیل «گورپینار، حسین رحمى»). در خردسالى مادرش را از دست داد. تحصیلات ابتدایى را در جزیره کرت ــ که پدرش مأمور سرکوبى یک قیام ضدعثمانى در آنجا بودــ آغاز کرد، اما به سبب انتقال پدرش به ارزروم، به استانبول برگشت و تا جوانى نزد مادربزرگ مادرى و خاله‌اش ماند (>دایرةالمعارف ادیبان دنیاى ترک<، ذیل «گورپینار، حسین رحمى»). در استانبول ابتدا به مکتب محله و سپس به رشدیه محمودیه (از مدارس متوسطه جدید) رفت و پس از اتمام دوره رشدیه، در مدرسه «مَخرجِ اَقلام» (مدرسه آموزش زبانهاى بیگانه) ادامه تحصیل داد. در این مدرسه با زبانهاى فرانسه و فارسى و عربى آشنا شد و هم زمان زبان فرانسه را نزد معلم خصوصى نیز فراگرفت و براى تحصیلات عالى به «مکتب مُلکیه شاهانه» (مدرسه عالى علوم سیاسى) رفت، اما به علت بیمارى، در سال دوم تحصیل، یعنى در 1297، ناگزیر آنجا را ترک کرد (بانارلى، ج 2، ص1060؛ قورداقول/ کورداکول، ص 186). پس از آن در ادارات گوناگون عدلیه و نیز در بخش ترجمه وزارت نافعه خدمت کرد.با آغاز انقلاب مشروطیت دوم و «اعلان حرّیت» در 1326، از کارمندى دولت کناره گرفت و تمام اوقات خود را وقف ادبیات کرد و بر آن شد که زندگى خویش را از راه نوشتن تأمین کند. بدین ترتیب، او بیش از سی‌سال باقى عمر خود را به نوشتن سپرى کرد، جز در 1331 که به مصر سفر کرد و در فاصله سالهاى 1312ش تا 1322ش/ 1933ـ1943 که نماینده مردم کوتاهیه در دوره‌هاى پنجم و ششم مجلس کبیر ملت ترکیه بود (قاباقلى، ج 3، ص280؛ د.ا.د.ترک، همانجا).حسین رحمى توانست از دو منبع، مواد و مایه‌هایى براى آفریدن آثار خود کسب کند. یکى از آن دو منبع، زندگى کودکى و نوجوانى او بود که در میان زنان خویشاوند و آشنایان خانواده گذشت و ذهن و ضمیر او را با انبوه قصه‌ها، خاطرات، آداب و رسوم و حوادث آن محله و خانواده قدیمى انباشت. جالب توجه است که دوازده رمان او با گفتگوى زنان محله آغاز شده است (رئیس‌نیا، ج 3، ص 293). منبع دوم، مطالعه آثار نویسندگان بزرگ غربى و نیز کتابهایى بود که شوق داستان‌نویسى را در وجودش تقویت می‌کرد. وى از کُنت دو مونت کریستو اثر الکساندر دوماى پدر، لرد ـ هوباثر ژول لرمینا و خصوصاً رمانهاى احمد مدحت‌افندى* تأثیر بسیارى پذیرفت. رحمى حدوداً بیست ساله بود که توفیق‌پاشا ویدینلى، نظامى و دولتمرد و استاد ریاضیات که همسایه‌شان بود، کتابهاى بسیارى به زبان فرانسه، از جمله مجموعه آثار 92 جلدى ولتر، را به وى اهدا کرد. نخستین اثر وى قصه یا نمایشنامه‌اى بود به نام گلبهار خانم، که گویا در دوازده سالگى آن را نوشته بود، لیکن دستنوشته آن همراه با شمارى از کتابهایش در آتش‌سوزى آق‌سراى سوخت. نخستین اثرى که از وى منتشر شد، شعر منثورى بود که در صفر 1302 در جریده حوادث به چاپ رسید و سه سال بعد نیز نخستین داستان کوتاهش در همین روزنامه به چاپ رسید (د. اسلام؛ د.ا.د. ترک، همانجاها).در جمادی‌الآخره 1305، احمد مدحت‌افندى، که مدیر روزنامه ترجمان حقیقت بود، نخستین داستان بلندِ حسین رحمى را به شکل پاورقى در روزنامه خود منتشر کرد و در معرفى نویسنده، وى را «فرزند معنوى» خود نامید. انتشار این رمان باعث شهرتِ حسین رحمى شد. این اثر در 1306 با نام شیق (شیک) در استانبول به صورت کتاب منتشر شد و در 1338 در همانجا تجدید چاپ گردید (کرمان، ص 67ـ69). این اثر در زمان رواج پدیده فرنگی‌مآبى در دوره تنظیمات*، و به تقلید از رمان فلاطون بیک و راقم‌افندى احمد مدحت، نوشته شده است (رجوع کنید به رئیس‌نیا، ج 3، ص 71). قهرمان آن، شاطرزاده شهرت‌بیک، همانندیهاى بسیارى با فلاطون‌بیک دارد (رجوع کنید به کرمان، ص 67ـ 84). نقد پدیده فرنگی‌مآبى و نمایندگان آن محور اصلى چند رمان دیگر حسین رحمى شد (رجوع کنید به موتلوآى، 1988، ص 229، همو، 1973، ص 128).نویسندگان دیگرى نیز در همان دوره، از جهات گوناگونى، به این عارضه اجتماعى ـ تاریخى پرداختند (تانپینار، ص 293).احمد مدحت‌افندى که به استعداد حسین رحمى پى برده بود، او را براى کار در ترجمان حقیقت استخدام کرد. حسین رحمى براى روزنامه مقالات اجتماعى و ادبى و داستانهاى کوتاه و بلند می‌نوشت یا از نویسندگان فرانسوى ترجمه می‌کرد (د.اسلام؛ >دایرةالمعارف ادیبان دنیاى ترک <؛ د.ا.د.ترک، همانجاها). گزیده نوشته‌هاى او در ترجمان حقیقت، در کتابى سه جلدى به نام منتخبات ترجمان حقیقت منتشر شده است (د.ا.ترک، ذیل «حسین رحمى»). از 1312 به بعد، وى به همکارى با روزنامه‌هاى اقدام و صباح پرداخت (د.ا.د.ترک، همانجا) و شش رُمانش پیاپى در اقدام به صورت پاورقى به چاپ رسید (قدرت، ج 1، ص 295)، از جمله رمانهاى عفت، مطلّقه، و مربیه (رجوع کنید به د. ترک، ذیل «گورپینار، حسین رحمى»؛ موتلوآى، 1988، همانجا؛ بانارلى، ج 2، ص 1061). مربیه نخستین اثر بزرگ او بود که مورد تأیید منتقدان قرار گرفت (د.اسلام، همانجا) و به قول خالد ضیاء عشاقلی‌گیل (شهرت سابق او: عشاقی‌زاده رجوع کنید به بانارلى، ج 2، ص1050ـ1055) او را به اوج شهرت رساند (رجوع کنید به د.ترک، همانجا). در این رمان، از استخدام معلمان زن اجنبى براى تربیت فرزندان اشراف و ثروتمندان فرنگی‌مآب و عوارض زیان‌بار آن انتقاد شده است (رجوع کنید به کرمان، ص 85 به بعد؛ قدرت، ج 1، ص 304ـ310؛ رئیس‌نیا، ج 3، ص 295).حسین رحمى در طول حیات فرهنگی‌اش حدود شصت اثر انتشار داد و با نوشتن حدود چهل رمان، رمان‌نویسى پرکار شناخته شد (بانارلى، ج 2، ص 1062؛ رئیس‌نیا، ج 3، ص 293ـ294). کلیات آثار او، مشتمل بر رمانها و داستانهاى کوتاه و نمایشنامه‌ها ــکه زبانشان را هم ساده‌تر کرده‌اندــ در 54 جلد در 1343ـ1352ش/1964ـ1973 منتشر شده است >دایرةالمعارف زبان و ادبیات ترکى<، ذیل «گورپینار، حسین رحمى»). جودت قدرت نام چهل رمان، داستان بلند میخانه دَه خانُملار (بانوان در میخانه) و هشت مجموعه داستان کوتاه او را، به ترتیب سالهاى انتشارشان، تدوین کرده است (رجوع کنید به ص 296ـ297). هشت کتاب اخیر مشتمل‌اند بر حدود هفتاد داستان کوتاه (د. اسلام، همانجا؛ درباره مشخصات رمانها، مجموعه‌هاى داستان کوتاه، نمایشنامه‌ها، نقدها، و نوشته‌هاى او درباره هنر و ادبیات رجوع کنید به >دایرةالمعارف ادیبان دنیاى ترک <؛ د.ا.ترک؛ >دایرةالمعارف زبان و ادبیات ترکى <، همانجاها؛ ایشیق، ذیل «گورپینار، حسین رحمى»؛ براى اطلاعاتى درباره مضمون بعضى از آثار مهم او رجوع کنید به قدرت، ج 1، ص 305ـ335؛ قاباقلى، ج 3، ص 282ـ283؛ رئیس‌نیا، ج 3، ص 294ـ296).این نکته نیز جالب توجه است که وى فقط از 1300ش تا 1303ش/ 1921ـ 1924، یعنى در سالهاى گذار از مشروطیت به جمهوریت در ترکیه، هفت رمان نوشته است (د. ترک، همانجا). گرچه بعضى از رمانهاى رحمى داراى جنبه نمایشى قوى هستند، وى علاقه چندانى به نمایشنامه‌نویسى نشان نداده است (د.ا.د.ترک، همانجا). ضعف عمده برخى نمایشنامه‌هاى وى این است که براى اجرا نوشته نشده‌اند (د. ترک، همانجا). احمد قاباقلى (ج 3، ص 281) عدم موفقیت وى را در زمینه ادبیات نمایشى معلول ضعف عمومى نمایشنامه‌نویسى ترک و آشنا نبودن حسین رحمى با شگردهاى نمایشنامه‌نویسى دانسته است. تنها یکى از نمایشنامه‌هاى وى مناسبِ اجرا نوشته شده، که آن هم در استانبول و ازمیر به اجرا درآمده است.حسین رحمى مقاله و نقد و شعر نیز می‌نوشته است. جادى چارپیور (جادو برخورد می‌کند) و شقاوت ادبیه، پاسخ او به نقدهایى است که درباره بعضى آثارش، به ویژه رمان جادى (جادو؛ 1330)، نوشته شده است. وى در این دو کتاب، دیدگاههاى خود را درباره رمان و داستان کوتاه نیز مطرح کرده است (قاباقلى، ج 3، ص 281؛ بانارلى، ج 2، ص 1062).با اینکه حسین رحمى دو مجموعه شعر به چاپ رسانده، توفیقى در این زمینه به دست نیاورده است. وى اشعار برخى از شاعران فرانسوى را به شعر ترکى برگردانده است (رجوع کنید به د.ا.د.ترک، همانجا).حسین رحمى در تاریخ ادبیات پیش از جمهوریت ترکیه جایگاه ویژه‌اى دارد (د. اسلام، همانجا). او که پیش از پیدایى جریان «ثروت فنون»* به نویسندگى روى آورده بود، شهرتش به عنوان نویسنده با قوّت‌گیرى آن جریان، که از اصل هنر براى هنر پیروى می‌کرد، هم‌زمان بود. وى به هیچ یک از جریانهاى ادبى روزگار نپیوست و راه خود را ــکه تحت تأثیر احمد مدحت‌افندى آغاز کرده بودــ با استقلال طى کرد (همانجا؛ رئیس‌نیا، ج 3، ص 296ـ297). وى با اینکه با مکتبهاى ادبى اروپا آشنایى کامل داشت، خود را به این مکاتب محدود نکرد و شیوه خاص خود را به وجود آورد که، ضمن تأثیرپذیرى از مکتبهاى ادبى غربى، آمیزه‌اى بود از عامه‌گرایى احمد مدحت و بهره‌گیرى از شیوه داستان‌پردازى در ادبیات عامیانه (رجوع کنید به د. اسلام؛ >دایرةالمعارف ادیبان دنیاى ترک <، همانجاها؛ قدرت، ج 1، ص 300). با وجود پدیدار شدن سبکهاى جدید، او تا پایان عمر بر سبک خود پافشارى کرد. وى در 1323ش/ 1944 در استانبول درگذشت (موتلوآى، 1973، ص 129؛ قدرت، ج 1، ص 298؛ گوندوز، ص 397؛ >دایرةالمعارف ادیبان دنیاى ترک <، همانجا). وى عامه‌پسندترین نویسنده دوره پیش از جمهوریت به شمار می‌آمد (د. اسلام، همانجا) و با اینکه آثار بسیارى نیز در دوره جمهوریت منتشر کرد، اما این آثار مقبولیت و شهرت آثار قبلی‌اش را به دست نیاوردند (بانارلى، ج 2، ص 1062). با این همه، آثار او، به سبب قدرت مشاهده و توصیف و تصویرگرى بارز وى، آیینه تمام‌نماى تحولات جامعه ترکیه از عصر تنظیمات تا دوران جمهوریت‌اند و حتى ارزش استنادى دارند و نوعى تاریخ اجتماعى، به‌ ویژه تاریخ اجتماعى استانبول در دهه‌هاى پیش از استقرار نظام جمهوریت، به شمار می‌آیند (رجوع کنید به رئیس‌نیا، ج 3، ص 297؛ قدرت، ج 1، ص 301ـ302؛ >دایرةالمعارف زبان و ادبیات ترکى<، همانجا).عبدالحق حامد ترخان*، ادیب و شاعر ترک (متوفى 1316ش/1937)، حسین رحمى را امیل زولاى ترکها نامیده است (رجوع کنید به د. ترک، همانجا). با این همه، به رمانهاى او، از نظر ساختار و شگردهاى داستان‌پردازى، انتقادهایى شده که از عمده‌ترین آنهاست: کثرت حوادث و شخصیتها و شفاف نبودن آنها؛ تحمیل اطلاعات دایرةالمعارفى و مباحث فلسفى نامتناسب با شخصیتها؛ و اطناب بی‌دلیل رمانها، که احتمالا به سبب انتشار اولیه آنها به صورت پاورقى بوده است. در این‌باره گفته‌اند که وى نقصها و نارساییهاى رمانهاى استادش، احمد مدحت‌افندى، را کم‌وبیش ادامه داده، با این فرق که مثلا اگر احمد مدحت اطلاعات دایرةالمعارفى را خود مستقیمآ در رمانهایش مطرح می‌کرده، حسین رحمى آنها را در دهان قهرمانانش گذاشته است (رجوع کنید به قدرت، ج 1، ص 303ـ304؛ قاباقلى، ج 3، ص 284؛ رئیس‌نیا، ج 3، ص 298). وى هدف اصلى ادبیات را آگاهى دادن به توده خواننده و نقد خرافات و نابسامانیهاى جامعه و بیدارى مردم می‌دانست (رجوع کنید به کلاهلی‌اوغلو اسلام، ص 324؛ گوندوز، ص 396ـ397؛ قاباقلى، ج 3، ص 287ـ288؛ رئیس‌نیا، ج 3، ص 296). با توجه به همین تلقى از ادبیات بود که وى را معلم آسیب‌شناسى اجتماعى دانسته‌اند (قاباقلى، ج 3، ص 285). او چون ادبیات را براى توده مردم می‌خواست، سعى در کاربرد زبانى ساده و قابل فهم براى مردم کم سواد داشت (رجوع کنید به قدرت؛ >دایرةالمعارف زبان و ادبیات ترکى<، همانجاها). با این همه، پس از چند دهه، هنگام تجدید چاپ آثارش، براى ساده و عامه فهم کردن آنها، در زبانشان دخل و تصرف شد (رجوع کنید به موتلوآى، 1973، همانجا).منابع : رحیم رئیس‌نیا، ایران و عثمانى در آستانه قرن بیستم، تبریز 1374ش؛Nihad Sami Banarli, Resimli Turk edebiyati tarihi, Istanbul 1971-1979; EI2, s.v. "Husayn Rahmi" (by Fahir Iz); Osman Gunduz, "Cumhuriyet donemi Turk romani", in Yeni Turk edebiyati: el kitabi (1839-2000), ed. Ramazan Korkmaz, Ankara: Grafiker Yayincilik, 2005; Ihsan Isik, Turkiye yazarlar ansiklopedisi, Ankara 2004; IA, s.v. "Huseyin Rahmi" (by Fevziye Abdullah); Ahmet Kabakli, Turk edebiyati, Istanbul 1965-1966; Zeynep Kerman, Yeni Turk edebiyati incelemeleri, Ankara 1998; Cevdet Kudret, Edebiyatimizda hikaye ve roman: Tanzimattan me(rutiyete Kadar, vol.1, Istanbul 1977; Aysenur Kulahlioglu Islam, "Cumhuriyet donemi Turk hikayesi", in Yeni Turk edebiyati, ibid; Sukran Kurdakul, Sairler ve yazarlar Sozlugu, Istanbul 1973; Rauf Mutluay, Tanzimat ve Servetifunun edebiyati, Istanbul 1988; idem, 100 soruda Cagdas Turk edebiyati, Istanbul 1973; Ahmed Hamdi Tanpinar, 19 uncu asir Turk edebiyati tarihi, Istanbul 2003; TA, s.v. "Gurpinar, Huseyin Rahmi" (by Fevziye Abdullah Tansel); Turk dili ve edebiyati ansiklopedisi, Istanbul: Dergah yayinlari, 1976-1998, s.v. "Gurpinar, Huseyin Rahmi (by Sami N. Ozerdim); Turk dunyasi edebiyatcilari ansiklopedisi, Ankara: Ataturk Kultur Merkezi, 2002- , s.v. "Gurpinar, Husey in Rahmi" (by O. Gocgun); TDVIA, s.v. "Gurpinar, Huseyin Rahmi" (by Onder Gocgun).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

رحیم رئیس نیا

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده