حسین الخلیع
معرف
شاعر دربار عباسى در قرن دوم و سوم
متن
حسین‌الخلیع، شاعر دربار عباسى در قرن دوم و سوم. کنیه‌اش ابوعلى بود و از او با نامهاى حسین‌بن‌الضحاک، حسین‌بن الضحاک الخلیع و حسین‌بن الضحاک الباهلى هم یاد شده است. خلیع (بی‌پروا و اهل لهوولعب) و اَشقَر (بور؛ ابن‌منظور؛ زبیدى، ذیل «خلع»، «شقر») از القاب او بود (طبرى، سلسله 3، ص 899، 941، 1256؛ مسعودى، ج 5، ص 40؛ ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 146). نام جدّ وى یاسر ذکر شده است (ابوالفرج اصفهانى، همانجا). حسین‌الخلیع با سلیمان‌بن ربیعه باهلى یا سلمان‌بن ربیعه باهلى پیوند ولاء داشت که خود گاه به این ولاء اعتراف، و گاه آن را انکار کرده است (طبرى، سلسله 3، ص 941؛ ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 146ـ147؛ ابن‌خلّکان، ج 2، ص 162). او را پسرخاله محمدبن حازم باهلى* نیز دانسته‌اند (براى نمونه رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 146).وى در بصره در قبیله بنی‌مجاشع متولد شد و در زادگاهش پرورش یافت. اصل او از خراسان بود (ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 146ـ147). خطیب بغدادى (ج 8، ص 595) تاریخ ولادت او را 162 آورده، اما حسین‌الخلیع گفته است که مرگ شعبةبن حجاج را در سال 160 به یاد می‌آورد (ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 225).او در شعر از شاگردان والبةبن حُباب* بود (ابن‌معتز، ص 271). از کودکى باابونُواس* دوست و هم‌بازى بود، با او در بصره آموزش دیده بود و با او در مجلس ادبا حاضر می‌شد (ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 163؛ آمدى، ص 113).حسین‌الخلیع قبل از برافتادن برمکیان*، هم‌نشین هارون‌الرشید بود و در زمان وى از بصره به بغداد رفت و هم‌نشین صالح‌بن رشید شد (ابوالفرج اصفهانى، همانجا؛ صفدى، ج 12، ص 379). او از 188، پیش از خلافت محمد امین، ندیم وى و تا زمان مرگ امین ملازمش بود (طبرى، همانجا؛ ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 146، 164؛ خطیب بغدادى، همانجا) و پس از مرگ امین، روزگار خود را با عطایاى وى می‌گذراند (ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 205). هنگامی‌که مأمون از خراسان به بغداد رفت، حسین‌الخلیع با آنکه وى را در زمان مرگ امین هجو کرده بود، به همراه دیگر شاعران به دیدارش رفت و با آنکه خلیفه او را بخشید و دستور داد مقررى او و عواید به تعویق افتاده‌اش را به او بپردازند، او را به خدمت نپذیرفت (همان، ج 7، ص 148، 166). حسین پس از آنکه از جانب مأمون طرد شد، به بصره رفت و تا پایان خلافت مأمون در آنجا ماند و به حسن‌بن سهل* پناه برد و او را مدح کرد (همان، ج 7، ص 148، 177).معتصم، در زمان خلافت خود، براى دلجویى، او را از بصره فراخواند و حسین نیز مدحیه‌اى سرود که در قبال آن، خلیفه صله فراوانى به او داد (همان، ج 7، ص 152ـ153).حسین از 25 سالگى در خدمت خلفاى عباسى و در هم‌نشینى با آنان همپایه اسحاق موصلى* بود، خلفا را مدح و در مجالس لهو و لعب و تفریحات و شکار آنان شرکت می‌کرد (رجوع کنید به طبرى، سلسله 3، ص 1365؛ مسعودى، ج 5، ص40؛ ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 154، 156، 158، ج 9، ص 303؛ شابشتى، ص 56؛ خطیب بغدادى، همانجا). خلفا نیز او را اکرام و احترام می‌کردند: متوکل با اینکه حسین‌الخلیع کهن سال بود، او را رها ننمود و منتصر نیز دیون او را پرداخت و از وى خواست تا احتیاجات خود را بنویسد (ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 225، ج 9، ص 303). شاهزادگان عباسى نیز از مجالست با وى بهره‌مند بودند، اما خلفا او را به سبب این هم‌نشینى مؤاخذه می‌کردند (همان، ج 7، ص 163، 226؛ شابشتى، ص 34ـ35). حسین الخلیع تا دوران خلافت مستعین با خلفا بود. وى در سال 250 درگذشت (خطیب بغدادى، همانجا؛ ابن‌اثیر، ج 7، ص 135ـ136).حسین‌الخلیع بسیار لاابالى، اما نکته‌سنج و دقیق بود (ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 155؛ آمدى، ص 113؛ شابشتى، ص 55). اشعارش شفاف و بدون تکلف بود و از بهترین اشعار دربار عباسى به شمار می‌آمد (رجوع کنید به ابن‌معتز، ص 269؛ ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 146، 151، 170). با وجود تغییر در حکومت و همچنین تغییرات بنیادین شعر در قرن دوم و سوم، او تمام خلفا را مدح می‌کرد (طه حسین، ج 2، ص 499ـ500) تا آنجا که یکى از برترین شاعران مُحْدَثین (براى اطلاع درباره محدثین رجوع کنید به مولّد*) به شمار رفته است (ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 152). شعر او مورد توجه آوازخوانان بود و در مجلس خلفا خوانده می‌شد (رجوع کنید به همان، ج 7، ص150، 156، و جاهاى دیگر). طه حسین (ج 2، ص 501) موسیقى اشعار وى را متأثر از اشعار ولیدبن یزید* (حک : 125ـ126) دانسته است. او را به لحاظ خمریه‌سرایى، در زمره شاعرانى چون ابونؤاس قرار داده‌اند (رجوع کنید به ابن‌معتز، ص 271؛ صولى، ص 114). ابونؤاس تعابیر ابداعى حسین را درباره شراب گرفته و به خود اختصاص داده و به همین سبب، در نقل اشعار آن دو، اشتباهاتى پیش آمده است (ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 146، 155ـ156). او در تغزل سرآمد، و تمامى مغازلاتش، غزل مذکّر بود (رجوع کنید به همان، ج 7، ص 174ـ175،180، 183، و جاهاى دیگر).وى قصاید خوب و بسیارى در رثاى محمد امین دارد (رجوع کنید به طبرى، سلسله 3، ص 941ـ943؛ ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص150، 166). محسن‌امین (ج 6، ص 42ـ43) یکى از این قصاید را (رجوع کنید به طبرى، همانجا؛ ابن‌اثیر، ج 6، ص 289ـ290) در رثاى امام حسین علیه‌السلام دانسته و با دقت نظر و تعمق در کلمات این قصیده، احتمال تشیع شاعر را مطرح کرده است. حسین الخلیع در هجو مأمون، مسلم‌بن ولید (متوفى 208) و دیگران نیز اشعارى دارد (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 146، 150، 167ـ168، و جاهاى دیگر). ابوالعَتاهیه (متوفى 211) او را، به‌سببِ هجو مأمون، سرزنش کرده است (رجوع کنید به همان، ج 7، ص 211). از اشعار ملیح حسین الخلیع، وصف طبیعت است (رجوع کنید به شابشتى، ص 54ـ55، 59ـ60، و جاهاى دیگر). قصایدى نیز در وصف کَشتى، محاصره بغداد توسط نیروهاى مأمون و جنگ عمّوریة بین معتصم و پادشاه روم سروده است (رجوع کنید به طبرى، سلسله 3، ص 872، 905ـ906، 1256؛ ابوالفرج اصفهانى، ج 7، ص 195ـ196). ابیاتى از وى در تاریخ ابن‌عساکر (ج 14، ص 71ـ78) و الکامل ابن‌اثیر (ج 6، ص 289ـ293، ج 7، ص 495) موجود است. به نوشته ابن‌معتز (همانجا)، شمار اشعار وى بسیار است. ابن‌ندیم (ص 186) تعداد آن را 150 برگ ثبت کرده است. عبدالستار احمد فراج بخشى از اشعار حسین‌الخلیع را در 1339ش/1960 در بیروت به چاپ رسانده است (سزگین، ج 2، جزء4، ص 75).منابع : حسن‌بن بشرآمدى، المؤتلف و المختلف فى اسماء الشعراء و کناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، در محمدبن عمران مرزبانى، معجم‌الشعراء، چاپ ف. کرنکو، بیروت 1402/1982؛ ابن‌اثیر؛ ابن‌خلّکان؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی‌شیرى، بیروت 1415ـ1421/ 1995ـ2001؛ ابن‌معتز، طبقات‌الشعراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، ]قاهره 1375/ 1956[؛ ابن‌منظور؛ ابن‌ندیم (تهران)؛ ابوالفرج اصفهانى؛ امین؛ خطیب بغدادى؛ محمدبن محمد زبیدى، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ج 12، چاپ مصطفى حجازى، کویت 1393/ 1973، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[، ج 20، چاپ عبدالکریم عزباوى، کویت 1403/1983؛ فؤاد سزگین، تاریخ التراث‌العربى، ج 2، جزء4، نقله الى العربیة عرفه مصطفى، ریاض 1403/ 1983؛ علی‌بن محمد شابشتى، الدیارات، چاپ کورکیس عوّاد، بیروت 1406/1986؛ صفدى؛ محمدبن یحیى صولى، اشعار اولاد الخلفاء و اخبارهم من کتاب‌الاوراق، چاپ هیورث دن، بیروت 1399/1979؛ طبرى، تاریخ (لیدن)؛ طه حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه حسین، ج 2، بیروت 1980؛ مسعودى، مروج (بیروت).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سکینه فتاحی زاده

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده