الحسیب
معرف
از نامهاى نیکوى خدا
متن
الحسیب، از نامهاى نیکوى خدا. حسیب از حَسَب گرفته شده که به معناى شرف، کرم و چیزى است که مایه فخر و مباهات انسان است. در این صورت، حسیب در وصف انسان، به معناى فرد بسیار بخشنده، شریف و کریم، داراى اهل و فرزندان فراوان یا دارنده فضائل اخلاقى بسیار است (خلیل‌بن احمد، ذیل «حسب»؛ زجاجى، ص 129؛ ازهرى؛ ابن‌منظور، ذیل «حسب»؛ نیز رجوع کنید به حسب و نسب*). همچنین لغویان حسیب را برگرفته از أحسَبَ (کافى بودن) یا حَسَبَ (شمردن) دانسته‌اند که در معناى اول، فَعیل در معناى مُفعِل به معناى کافى و در معناى دوم، فَعیل در معناى مُفاعِل یعنى مُحاسِب است (رجوع کنید به همانجاها؛ نیز رجوع کنید به زجاج، ص 49؛ قشیرى، 1968، ص 61).واژه حسیب چهار بار در قرآن به کار رفته است: سه بار به عنوان نام خدا (رجوع کنید به نساء: 6، 86؛ احزاب: 39) و یک‌بار درباره انسان در روز قیامت (اسراء: 14). در احادیث نیز الحسیب در شمار 99 نام نیکوى خدا (أسماءالحسنى*) آمده است (رجوع کنید به ترمذى، ج 5، ص 192؛ ابن‌بابویه، ص 194؛ ابونعیم اصفهانى، ص 101).درباره معناى حسیب، به عنوان نام یا صفت خدا، چند قول هست. یکى از رایج‌ترین معانى آن در میان مفسران و مؤلفانِ کتابهاى شرح اسماءاللّه، کافى و بسنده بودن است (براى نمونه رجوع کنید به زجاج؛ قشیرى، 1968، همانجاها؛ جوینى، ص 143؛ ژیماره، ص 261ـ262)؛ به این معنا که خداوند براى مشاهده اعمال بندگان و حسابرسى و جزادهى به آنها کافى است (زمخشرى، ذیل نساء: 6). مؤید این معنا، کاربرد قرآنى این واژه همراه با فعل «کَفى» (رجوع کنید به نساء: 6؛ احزاب: 39؛ اسراء: 14) و نیز تعابیرى چون حَسبُنا اللّهُ (رجوع کنید به آل‌عمران: 173)، فَإنَّ حَسبَک‌اللّهُ (انفال: 62) و فَهُوَ حَسبُهُ (طلاق: 3) است (براى بحث مبسوط درباره این معناى حسیب و شواهد لغوى، شعرى و قرآنى آن رجوع کنید به زجاجى، ص 129ـ131). به گفته قشیرى (همانجا؛ نیز رجوع کنید به غزالى، ص 123) خدا در همه احوال و امور، بندگانش را کفایت می‌کند. از نظر غزالى (همانجا) کفایت واقعى براى هر شىء، کفایت در وجود بخشى و دوام وجود و کمال وجودْ شىء است و از این‌رو تنها خدا می‌تواند کافى و حسیب نامیده شود (نیز رجوع کنید به سبزوارى، ص 529ـ530؛ براى بحث مبسوط در این‌باره رجوع کنید به غزالى، ص 124ـ125). نتیجه توجه بنده به این معنا، رضایت به خواست الهى و توکل بر او و نهراسیدن از اِعراض مردم و دل‌نبستن به قبول آنان است (قشیرى، همانجا؛ غزالى، ص 125).برخى مفسران حسیب را، با توجه به معناى شمردن، دالّ بر حسابگرى کامل و مطلق خدا در تشریع احکام (رجوع کنید به سیدقطب؛ طباطبائى، ذیل نساء: 6) یا در جزا دادن کامل و تام به اعمال بندگان و داورى میان آنها دانسته‌اند (زمخشرى؛ طبرسى؛ فخررازى، ذیل نساء: 6) و برخى، در توسعى معنایى و احتمالاً براساس برخى احادیث تفسیرى درباره معناى حسیب (رجوع کنید به طبرى؛ سیوطى، ذیل نساء: 6، 86)، آن را مرتبط با علم مطلق خدا و مترادف یا هم‌خانواده معنایى با صفات حفیظ، شهید، شاهد و رقیب دانسته‌اند (رجوع کنید به طبرى؛ طبرسى؛ سیدقطب، ذیل نساء: 6، 86). در این صورت، نام حسیب با اشتقاقهاى قرآنى دیگر از همین مادّه ــ نظیر حساب (رجوع کنید به بقره: 202؛ رعد: 40، و جاهاى دیگر)، حاسبین (انعام: 62؛ انبیاء: 47) و حاسَبْنا (طلاق: 8)ــ که بر حسابرسى خدا نسبت به اعمال انسان دلالت دارند، پیوند می‌خورد. به نوشته قشیرى (همانجا)، نتیجه توجه بنده به این نام خدا، مراقبت از اعمال خود و حسابرسى از آنها پیش از فرارسیدن روز حساب است، چنان که در برخى احادیث بر این معنا تأکید شده است (رجوع کنید به حرّعاملى، ج 16، ص 95ـ100).همچنین حسیب را به معناى مُحصى دانسته‌اند، هر چند درباره مفهوم آن اختلاف هست. برخى آن را به معناى عالِم مطلقى می‌دانند که هیچ چیز از او پنهان نیست (رجوع کنید به ابن‌بابویه، ص 202؛ قشیرى، 1968، همانجا؛ همو، 1983، ص 68؛ ژیماره، همانجا). برخى عرفا حسیب را، همراه با شهید و رقیب، از لوازم اسم علیم خدا می‌دانند (رجوع کنید به ابن‌عربى، ج 1، ص 174؛ صدرالدین قونیوى، ص 242؛ فنارى، ص 285). برخى نیز مُحصى را عالِم به اجزا و مقادیر اشیا تعبیر کرده‌اند (رجوع کنید به حلیمى، ج 1، ص 200؛ ابن‌فورک، ص 50؛ ژیماره، همانجا). اما به نظر حلیمى (همانجا؛ نیز رجوع کنید به بیهقى، 1423، ج1، ص91)، نام حسیب به نحو متناقض‌نمایى حاکى از آن است که علم خدا به اشیا، برخلاف علم انسانها، مستلزم شمارش اشیا و اجزاى آنها نیست.قرطبى (ص 503)، با توجه به اشتقاق حسیب از حَسَب، آن را تجلى مجد و شرف ذاتى خداوند دانسته است (نیز رجوع کنید به جبلى، ص 133)، چنان که نام حسیب، حاکى از فخر و شرف بندگان در عبادت و طاعت خدا نیز هست (سلیمان سامى محمود، ص 256). ابن‌عربى (ج 4، ص 249ـ250) نام حسیب را از یک سو منشأ کثرت اسماء الهى و از سوى دیگر موجِّه شرافت و حسن تمامى اسامى نیکوى خداوند می‌شمارد.مفسران در تفسیر آیه 14 سوره اسراء نیز ــ که در آن واژه حسیب در وصف انسان در روز قیامت به هنگام خواندن کتاب اعمالش به کار رفته است ــ حسیب را به معناى داور (رجوع کنید به طوسى، ذیل آیه)، محاسبه‌گر (طبرى؛ طبرسى؛ فخررازى، ذیل‌آیه) و کافى براى شهادت دادن بر اعمال خود (طبرى؛ زمخشرى، ذیل آیه) دانسته‌اند.حسیب را در شمار نامهاى نافىِ تشبیه خدا آورده‌اند (رجوع کنید به حلیمى؛ بیهقى، همانجاها). با توجه به معانى پیش گفته، حسیب را از یک سو اسم ذات خدا و از سوى دیگر، اسم فعل او دانسته‌اند. به عقیده جوینى (ص 143؛ نیز رجوع کنید به ابن‌میمون، ص 328)، اگر حسیب به معناى کافى باشد، اسم فعل خداست و اگر به معناى مُحاسِب باشد، اسم ذات اوست. اما قرطبى (ص 503ـ504) حسیب به معناى مُحصى را، که ناظر به علم خداست، اسم ذات و به معناى مُحاسِب را، که ناظر به پاداش و عقاب اخروى انسانهاست، اسم فعل او دانسته است (قس بیهقى، 1421، ج 1، ص 123، که حسیب را فقط در زمره صفاتِ فعل خدا آورده است).منابع : علاوه بر قرآن؛ ابن‌بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینى طهرانى، قم [?1357ش[؛ ابن‌عربى، الفتوحات المکیة، بیروت: دارصادر، ]بی‌تا.[؛ ابن‌فورک، مجرد مقالات الشیخ ابی‌الحسن الاشعرى، چاپ دانیل ژیماره، بیروت 1987؛ ابن‌منظور؛ ابن‌میمون، شرح‌الارشاد، چاپ احمد حجازى احمد سقا، قاهره 1407/1987؛ ابونعیم اصفهانى، جزء فیه طرق حدیث «ان‌للّه تسعة و تسعین اسمآ»، چاپ مشهوربن حسن‌بن سلمان، مدینه 1413؛ محمدبن احمد ازهرى، تهذیب اللغة، ج 4، چاپ عبدالکریم عزباوى، قاهره ]بی‌تا.[؛ احمدبن حسین بیهقى، شعب‌الایمان، چاپ محمدسعید بسیونى زغلول، بیروت 1421/2000؛ همو، کتاب الاسماء و الصفات، چاپ عمادالدین احمد حیدر، بیروت 1423/2002؛ محمدبن عیسى ترمذى، سنن‌الترمذى، ج 5، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت 1403؛ عبدالملک‌بن عبداللّه جوینى، کتاب الارشاد الى قواطع الادلة فى اصول الاعتقاد، چاپ اسعد تمیم، بیروت 1416/ 1996؛ عبدالکریم‌بن ابراهیم جیلى، الکمالات الالهیة فى الصفات المحمدیة، چاپ سعید عبدالفتاح، قاهره 1417/1997؛ حرّعاملى؛ حسین‌بن حسن حلیمى، کتاب المنهاج فى شعب الایمان، چاپ حلمى محمد فوده، ]بیروت[ 1399/1979؛ خلیل‌بن احمد، ترتیب کتاب‌العین، تحقیق مهدى مخزومى و ابراهیم سامرائى، تصحیح اسعد طیب، قم 1425؛ ابراهیم‌بن سرى زجاج، تفسیر اسماءاللّه الحسنى، چاپ احمد یوسف دقاق، ]قاهره[ 1395/1975؛ عبدالرحمان‌بن اسحاق زجاجى، اشتقاق اسماءاللّه، چاپ عبدالحسین مبارک، بیروت 1406/1986؛ زمخشرى؛ هادی‌بن مهدى سبزوارى، شرح الاسماء، او، شرح دعاء الجوشن‌الکبیر، چاپ نجفقلى حبیبى، تهران 1375ش؛ سلیمان سامى محمود، النور الاسمى فى شرح اسماءاللّه الحسنى، قاهره : دارالصابونى، ]بی‌تا.[؛ سیدقطب، فی‌ظلال‌القرآن، بیروت 1386/1967؛ سیوطى؛ محمدبن اسحاق صدرالدین قونیوى، ترجمه و متن کتاب الفکوک، یا، کلید اسرار فصوص الحکم، مقدمه و تصحیح و ترجمه محمد خواجوى، تهران 1371ش؛ طباطبائى؛ طبرسى؛ طبرى، جامع؛ طوسى؛ محمدبن محمد غزالى، المقصد الاسنى فى شرح معانى اسماءاللّه الحسنى، چاپ فضله شحاده، بیروت 1971؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسیرالکبیر، او، مفاتیح‌الغیب، چاپ عماد زکی‌بارودى، قاهره 2003؛ محمدبن حمزه فنارى، مصباح‌الانس، در محمدبن اسحاق صدرالدین قونیوى، مفتاح الغیب، چاپ محمد خواجوى، تهران 1374ش؛ محمدبن احمد قرطبى، الاسنى فى شرح اسماءاللّه الحسنى و صفاته العُلى، چاپ شحات احمد طحان، منصوره 1427/2006؛ عبدالکریم‌بن هوازن قشیرى، التحبیر فی‌التذکیر، چاپ ابراهیم بسیونى، قاهره 1968؛ همو، الفصول فى الاصول، چاپ ریچارد فرانک، در MIDEO، ش 16 (1983)؛Daniel Gimaret, Les noms divins en Islam, Paris 1988.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سیده زهرا مبلّغ

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده