حسن بن محبوب
معرف
راوى و فقیه برجسته امامى و از اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم‌السلام
متن
حسن‌بن محبوب، راوى و فقیه برجسته امامى و از اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم‌السلام. لقب وى سرّاد/ زرّاد است. خاندان وى چندین نسل مقیم کوفه و داراى پیوند وَلاء (وابستگى حمایتى) با قبیله بجیله* کوفه بودند و به همین سبب او را کوفى بجلى (آقابزرگ طهرانى، ج 21، ص 69) یا مولاى بجیله (طوسى، 1380، ص 372؛ همو، 1420، ص 122) نیز خوانده‌اند. کشّى (ص 584) از نوه او، جعفربن محمدبن حسن، نقل کرده که جدّ سوم حسن، وَهْب، که اهل سِند و برده رسمى جریربن عبداللّه بجلى* بود، از امیرمؤمنان علی بن ابیطالب علیه‌السلام درخواست کرد وى را از جریر بخرد. جریر که میدید با فروش وَهْب او را کاملا از دست می دهد، آزادش کرد تا به این ترتیب میان خود و قبیله‌اش بجیله با وهب و دودمانش، وابستگى (ولاى عتق) برقرار شود. وهب نیز از آن پس به خدمت امیرمؤمنان درآمد.کنیه حسن‌بن محبوب، ابوعلى (طوسى، 1420، همانجا) و لقبش سرّاد یا زرّاد (برقى، ص 118، 126؛ طوسى، 1420، همانجا) به معناى زره‌ساز (ابن‌منظور، ذیل «زرد» و «سرد») است که یادگار پیشه جدّ اعلایش، وهب، است (کشّى، همانجا). وقتى به امام رضا علیه‌السلام گفته شد حسن‌بن محبوب زرّاد از جانب آن حضرت نامه‌اى آورده است، حضرت وى را تأیید، و توصیه کرد به وى سرّاد بگویند، چنان‌که خداى تعالى در قرآن (سبأ: 11) زره‌سازى را به سَرْد تعبیر کرده است (کشّى، ص 585). تولد او ــ بنابر اینکه به هنگام وفات، 75 یا 95 ساله بوده باشد (رجوع کنید به ادامه مقاله)ــ سال 129 یا 149 بوده است. به نظر می رسد با توجه به روایات او از کسانى همچون ابوحمزه ثمالى* (رجوع کنید به ادامه مقاله)، در نوجوانى به فراگیرى حدیث پرداخته است. شاید تشویق پدرش، محبوب، نیز در تعلّم حدیث مؤثر بوده، چنان‌که کشّى (همانجا) از راویان شیعه شنیده است که محبوب بابت هر حدیثى که پسرش از علی بن رئاب می نوشت، یک درهم به او جایزه می داد. سالها بعد، او و سه راوى بزرگ دیگر ارکان چهارگانه شیعه در فقه و حدیث بودند (طوسى، 1420، همانجا).وى در حدیث، از معتمدترین راویان شیعه است و همه رجالیان و محدّثان متقدم و متأخر در وثاقتش متفق‌اند (از جمله طوسى، 1420، همانجا؛ ابن‌داوود حلّى، ص 77؛ علامه حلّى، ص 37؛ مجلسى، ص 59). نام او در طبقه اصحاب امام کاظم (رجوع کنید به برقى، همانجاها؛ طوسى، 1380، ص 347)، اصحاب امام رضا (ابن‌ندیم، ص 276؛ طوسى، 1380، ص 372) و اصحاب امام جواد علیهم‌السلام (ابن‌ندیم، همانجا) آمده است. کشّى (ص 556) وى را یکى از شش فقیه از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام می شمارد که به گفته او، طایفه شیعه بر صحت روایات و علم و فقاهتشان و دو گروه شش نفرى دیگر اجماع دارند. البته برخى به جاى حسن‌بن محبوب، حسن‌بن علی بن فضّال و فَضالةبن ایوب اَزْدى یا عثمان‌بن عیسى رواسى را در این دسته جاى داده‌اند (کشّى، همانجا؛ نیز رجوع کنید به اصحاب اجماع*). به نوشته مامقانى (ج20، ص 360) و برخى از فقها، از جمله شهیدثانى و محقق سبزوارى، بر آن بوده‌اند که وى همانند محمدبن ابی عمیر جز از راویان ثقه، ارسال حدیث و حذف واسطه نمی کند، و این بالاترین درجه اعتماد به راوى است (نیز رجوع کنید به ج20، ص360، پانویس 1ـ2). نام او در طریق قریب به سه هزار حدیث از کتب اربعه شیعه دیده می شود (رجوع کنید به خویى، ج 5، ص 92، 332ـ374، ج 23، ص 19، 237ـ284). این روایات، به ترتیب فراوانى، درباره اصول عقاید اسلامى و معارف شیعى (توحید، نبوت و انبیا، امامت، آخرت و...)، اخلاق و آداب زندگى (مکارم اخلاق، آداب معاشرت و مسکن و غذاخوردن و...)، احکام عبادات (نماز، حج، روزه و...)، احکام معاملات (بیع، رهن، عتق و...) و موضوعات متنوع دیگرند (رجوع کنید به اردبیلى، ج 1، ص 221ـ224). مقایسه این موضوعات با عناوین کتابهاى او نشان میدهد که همه یا دست کم بیشتر این احادیث، از کتابهاى او نقل شده‌اند (رجوع کنید به ادامه مقاله). طبق بررسى خویى (ج 5، ص 92ـ93، 333، ج 23، ص 19ـ21، 237)، او علاوه بر چند حدیث که بی واسطه از امام کاظم و امام‌رضا علیهماالسلام روایت کرده، از 188 راوى حدیث شنیده است که شصت تن از آنان از اصحاب امام صادق علیه‌السلام بوده‌اند (طوسى، 1420، همانجا). بیشترین روایات او، از علیبن رئاب، ابوایوب ابراهیم‌بن زیاد خزّاز و عبداللّه‌بن سنان (هر سه از اصحاب امام صادق علیه‌السلام) و هشام‌بن سالم و علاءبن رزین (از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام) بوده است (رجوع کنید به خویى، ج 5، ص 333ـ374، ج 23، ص 237ـ284). وى همچنین از هشت تن از اصحاب اجماع روایت کرده است (رجوع کنید به همان، ج 5، ص 92ـ94، ج 23، ص 19ـ21). شبهه معاصر نبودن حسن‌بن محبوب با یکى از مشایخ حدیثى او، سبب شده است روایات او از آن شخص محل تأمل قرار گیرد. کشّى (ص 585) از نصربن صباح نقل کرده است که اصحاب ما به روایت ابن‌محبوب از ابن‌ابی حمزه، بدبین بودند (نیز رجوع کنید به ابن‌داوود حلّى، ص 306) که ظاهراً منظورش علی بن ابی حمزه بطائنى* است (رجوع کنید به قهپائى، ج 2، ص 144؛ قس مازندرانى حائرى، ج 2، ص 449، که روایت حسن از ابن ابی حمزه بطائنى را، که واقفى و معاند امام رضا بوده، مردود شمرده است). محققان رجالى معاصر در نقل کشّى احتمال اشتباه داده و با توجه به برخى شواهد، آن شخص را ابوحمزه ثُمالى دانسته‌اند (رجوع کنید به خویى، ج 5، ص 91؛ شوشترى، ج 3، ص 349ـ350). نجاشى (ص 82؛ نیز رجوع کنید به کشّى، ص 512) درباره احمدبن محمدبن عیسى اشعرى نوشته است که او از ابن‌محبوب روایت نمی کرد، چون اصحاب ما به ابن‌محبوب درباره روایت او از ابوحمزه ثمالى بدگمان بودند، اما بعداً توبه کرد و از حرفش برگشت. هر چند شوشترى (ج 3، ص 350) بر آن است که ممکن است تصحیفى در سن حسن‌بن محبوب رخ داده باشد (رجوع کنید به ادامه مقاله) که در این صورت ابن‌محبوب از اتهام فوق مبراست. در این میان، مدرسى طباطبائى (ج 1، ص 377) احتمال داده است که او کتابهاى ابوحمزه را با واسطه یا به روش وجاده نقل کرده باشد (نیز رجوع کنید به طوسى، 1420، ص 105، پانویس 1). مشابه همین اشکال درباره روایات ابن‌محبوب از رجال هم طبقه ابوحمزه ثمالى (رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1362ش، ج 2، ص :397 از محمدبن اسحاق مدنى،متوفى 151) و روایت بی واسطه او از امام صادق علیه‌السلام (رجوع کنید به الاختصاص، ص 231؛ طوسى، 1401، ج 10، ص 170) نیز صادق است (رجوع کنید به خویى، همانجا)، هر چند خویى (همانجا) در مورد اخیر معتقد است که این روایات با واسطه ابوولّاد (رجوع کنید به کلینى، ج 7، ص 364؛ ابن‌بابویه، 1414، ج 4، ص 138ـ139) نقل شده است.تعداد کسانى که از حسن‌بن محبوب روایت کرده‌اند فراوان است (رجوع کنید به خویى، ج 5، ص 94، ج 23، ص 21). بیشترین احادیث او را، به ترتیب، این اشخاص روایت کرده‌اند: احمدبن محمدبن عیسى اشعرى قمى، سهل‌بن زیاد آدمى، ابراهیم‌بن هاشم قمى، عبدالعظیم حسنى، احمدبن محمدبن خالد برقى و فضل‌بن شاذان نیشابورى (رجوع کنید به همانجاها). در میان روایات او، توجه فراوان به فقه و نقل روایاتِ راجع به امامت، به ویژه امامت امام رضا علیه‌السلام (رجوع کنید به طوسى، 1411، ص 35، 68)، جالب توجه است. همچنین توجه به معیارهاى نقد حدیث و مستندات روایى احکام (رجوع کنید به حرّعاملى، 1409ـ1412، ج 27، ص 107ـ108) و پیش‌گامى او در پرداختن به رجال حدیث با تألیف المشیخة (فضلى، 1414، ص 31)، در خور دقت است.عمده روایات او ــ که در موضوعات فقهى (به ‌ویژه مباحث حدود، دیات و قصاص، نکاح و طلاق، نماز و حج) و رفع تعارض میان مستندات حدیثى احکام است ــ از احاطه او به دانش و مسائل فقه حکایت دارد. فقیه نامدار شیعه، محقق حلّى، آنجا که در فقه استدلالى و مقارَن، از میان اقوال فقهاى امامیه به سخن چند تن بسنده کرده، نام پنج فقیه و پیشتر از همه نام حسن‌بن محبوب را برده و آنان را مشهور به فضل و معروف به تقدم در ]نقد[ اخبار و صحت انتخاب و جودت حکم و نظر معرفى کرده است (رجوع کنید به ج 1، ص 33).حسن‌بن محبوب را از مؤلفان بزرگ مصنفات روایى شمرده‌اند (بحرالعلوم، ج 2، ص 86). شیخ طوسى در فهرست (ص 122ـ123)، وى را داراى کتابهاى بسیار دانسته و از این کتابهاى او نام برده است: المشیخة، الحدود، الدیات، الفرائض (قس ابن‌ندیم، ص 276، که الفرائض و الحدود و الدیات را نام یک کتاب دانسته است)، النکاح، الطلاق، النوادر، العتق، و المراح (قس ابن‌شهر آشوب، ص :28 المُزاح یا المزاج). ابن‌ندیم (همانجا) برخى از این آثار را نام برده و التفسیر را نیز بدانها افزوده و ابن‌شهرآشوب (همانجا)، علاوه براینها، از معرفة رواةالأخبار یاد کرده است. شگفت اینکه فهرست نویس و رجالى متبحر، نجاشى، با آنکه نام حسن‌بن محبوب را چندین‌بار در ذیل نام مصنفان دیگر آورده و حتى برخى از آثار او را در آنجاها نام برده (رجوع کنید به ص 80، 158)، نام وى را مستقلاً نیاورده است. شوشترى (ج 3، ص 349)، با توجه به قرائن، احتمال داده است که نجاشى نام وى را آورده، اما از نسخه موجود افتاده است.معروف‌ترین کتاب ابن‌محبوب، المشیخة است که در زمان حضور امامان در اصول شیعه، مشهورتر از کتاب مُزنى (متوفى 246، مؤلف المختصر و از نامورترین فقیهان شافعى) و امثال آن دانسته شده است (رجوع کنید به طبرسى، ج 2، ص 258). این کتاب، که شرح مشایخ حدیثى و روایات آنان بوده است، از قدیم ترین آثار در علم فقه و رجال در میان شیعه محسوب می شود (فضلى، 1414، همانجا). المشیخة را داودبن کوره قمى، از مشایخ حدیثى کلینى، طبق موضوعات فقهى (نجاشى، ص 158) تبویب کرده و احمدبن حسین‌بن عبدالملک، از راویان معتمد، آن را براساس نام راویان، تنظیم نموده است (نجاشى، ص80؛ طوسى، 1420، ص 58). همچنین شهیدثانى منتخبى از آن را در قالب حدود هزار حدیث فراهم آورده (آقابزرگ طهرانى، ج 21، ص 69) که گویاى گستردگى و اهمیت کتاب است.هیچ یک از کتابهاى حسن‌بن محبوب در دست نیستند. با توجه به طریق شیخ طوسى (1420، ص 122ـ123) به کتاب المشیخة و نیز نقل او از آن در کتابهاى حدیثى خویش (براى نمونه رجوع کنید به 1401، ج 1، ص 121، ج 6، ص 160؛ همو، 1363ش، ج 1، ص 106، ج 3، ص 6)، احتمالاً کتاب مذکور تا قرن پنجم موجود بوده و از طریق او به قطب راوندى (ج 1، ص 17) رسیده است. ابن‌ادریس حلّى در کتاب السرائر، بخش مستطرفات (ج 3، ص 589ـ600)، گزیده‌اى از المشیخة را آورده است. منتخب شهید ثانى از آن (رجوع کنید به حرّ عاملى، 1362ش، قسم 1، ص 87)، شاهدى بر وجود این کتاب تا قرن دهم است. به هر حال، اگر محتواى کتابهاى او را مرویاتش بدانیم ــ که اغلب در کتابهاى چهارگانه حدیثى شیعه و جز آن آمده‌اندــ می توان آثار از دست رفته را تا حدى بازسازى کرد. بررسى تفاوت معنادار حجم روایات او در کتابهاى حدیثى با موضوعاتى که متحد با عناوین کتابهاى اوست، به‌ویژه حدود و نکاح و طلاق، این امر را موجه می سازد (رجوع کنید به اردبیلى، ج 1، ص 221ـ224).حسن‌بن محبوب، علاوه بر تألیف، نقش عمده‌اى در انتقال آثار حدیثى گذشتگان خویش نیز داشته است، چنان‌که شیخ طوسى در فهرست (براى نمونه رجوع کنید به ص 159ـ160، 164ـ165) و نجاشى (براى نمونه رجوع کنید به ص 135، 140، 160، 357، 445) نام او را در طریق روایت بیش از چهل اصل و کتاب ذکر کرده‌اند. بیشتر موارد مذکور برگرفته از فهرست ابن‌بطّه قمى* است و او نیز غالباٌ به واسطه احمدبن محمدبن عیسى اشعرى از ابن‌محبوب روایت کرده است (براى نمونه رجوع کنید به نجاشى؛ طوسى، 1420، همانجاها؛ قس نجاشى، ص20، 127، 150؛ طوسى، 1420، ص 22، 40، 128).حسن‌بن محبوب در اواخر سال 224، در 75 سالگى، و به احتمال بیشتر در 95 سالگى، وفات یافت؛ زیرا گرچه کشّى (ص 584) عمر او را به هنگام وفات «خمس و سبعین» دانسته است، اما به دلیل روایات وى از درگذشتگانِ پیش از سال 149، احتمال بسیار دارد که تصحیفى رخ داده و عبارتِ صحیح، «خمس و تسعین» باشد (شوشترى، ج 3، ص 350). کسانى که وى را در میان‌سالى دیده‌اند، او را بسیار خونگرم، با قدى متوسط و صورتى سبزه که فقط بر چانه‌اش ریش داشت و از پاى راست می لنگید، وصف کرده‌اند (براى نمونه رجوع کنید به کشّى، همانجا). از نسل او، دو پسر به نامهاى محمد و هارون ــ هر دو از اصحاب امام جواد علیه‌السلام (نجاشى، ص 438ـ439؛ طوسى، 1380، ص 408)ــ و از نوه او جعفربن محمد (کشّى، همانجا) در میان راویان حدیث یاد شده است.منابع : آقابزرگ طهرانى؛ ابن‌ادریس حلّى، کتاب السرائر الحاوى لتحریر الفتاوى، قم 1410ـ1411؛ ابن‌بابویه، کتاب الخصال، چاپ علیاکبر غفارى، قم 1362ش؛ همو، کتاب مَن لایَحضُرُه الفقیه، چاپ علیاکبر غفارى، قم 1414؛ ابن‌داوود حلّى، کتاب الرجال، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف 1392/1972، چاپ افست قم ]بی تا.[؛ ابن‌شهر آشوب، کتاب معالم‌العلماء، چاپ عباس اقبال آشتیانى، تهران 1353؛ ابن‌منظور؛ ابن‌ندیم (تهران)؛ الاختصاص، ]منسوب به[ محمدبن محمد مفید، چاپ علیاکبر غفارى، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ]بی تا.[؛ محمدبن على اردبیلى، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد، بیروت 1403/ 1983؛ محمدمهدی بن مرتضى بحرالعلوم، رجال السید بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالیة، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران 1363ش؛ احمدبن محمدبرقى، رجال البرقى، چاپ جواد قیومى اصفهانى، ]تهران[ 1419؛ محمدبن حسن حرّعاملى، امل الآمل، چاپ احمد حسینى، بغداد ] 1965[، چاپ افست قم 1362ش؛ همو، تفصیل وسائل الشیعة الى تحصیل مسائل الشریعة، قم 1409ـ1412؛ خویى؛ شوشترى؛ فضل‌بن حسن طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، قم 1417؛ محمدبن حسن طوسى، الاستبصار، چاپ حسن موسوى خرسان، نجف 1375ـ1376/ 1956ـ1957، چاپ افست تهران 1363ش؛ همو، تهذیب‌الاحکام، چاپ حسن موسوى خرسان، بیروت 1401/1981؛ همو، رجال الطوسى، نجف 1380/1961، چاپ افست قم ]بی تا.[؛ همو، فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزیز طباطبائى، قم 1420؛ همو، کتاب الغیبة، چاپ عباداللّه طهرانى و علی احمد ناصح، قم 1411؛ حسن‌بن یوسف علامه حلّى، رجال العلامة الحلّى، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، نجف 1381/1961، چاپ افست قم 1402؛ عبدالهادی فضلى، اصول علم الرجال، بیروت 1414/1994؛ همو، دروس فى فقه الامامیة، بیروت 1415/1995؛ سعیدبن هبةاللّه قطب‌راوندى، الخرائج و الجرائح، قم 1409؛ عنایةاللّه قهپائى، مجمع الرجال، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانى، اصفهان 1384ـ1387، چاپ افست قم ]بی تا.[؛ محمدبن عمر کشّى، اختیار معرفةالرجال، ]تلخیص[ محمدبن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد 1348ش؛ کلینى؛ ابوالقاسم گرجى، تاریخ فقه و فقها، تهران 1375 ش؛ محمدبن اسماعیل مازندرانى حائرى، منتهى المقال فى احوال‌الرجال، قم 1416؛ عبداللّه مامقانى، تنقیح المقال فى علم الرجال، چاپ محیی الدین مامقانى، قم 1423ـ ؛ محمدباقربن محمد تقى مجلسى، الوجیزة فى الرجال، چاپ محمدکاظم رحمان ستایش، تهران 1378ش؛ جعفربن حسن محقق حلّى، المعتبر فى شرح المختصر، ج 1، قم 1364ش؛ احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشیعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبیرى زنجانى، قم 1407؛Hossein Modarressi Tabataba'i, Tradition and survival: a bibliographical survey of early Shiite literature, vol.1, Oxford 2003.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مجتبی الهی خراسانی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 13
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده